برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1327 100 1

ممدوح

/mamduh/

مترادف ممدوح: ستوده، محمود ، ستایش شده، تحسین شده

متضاد ممدوح: مقدوح، ناممدوح، ستایشگر

برابر پارسی: ستوده

معنی ممدوح در لغت نامه دهخدا

ممدوح. [ م َ ] (ع ص ) ستوده شده. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بستوده. ستوده. (دهار). || آنکه او را به شعر ستایش کرده اند. آنکه او را شاعر در شعرش ثنا گفته است. مقابل مذموم :
در هر زبان به دانش ممدوح
در هر دلی به جود محبب.
مسعودسعد.
همه لطفی و همه همتی و پاک خرد
چون تو ممدوحی و من جای دگر، اینت خری.
سنائی (دیوان ص 331).
ز معشوق نیکو و ممدوح نیک
غزلگو شد و مدح خوان عنصری.
خاقانی.
ممدوح اکابر آفاق است و مجموع مکارم اخلاق. (گلستان ). || (اصطلاح حدیث ) در اصطلاح علم حدیث فقط اِشعار به مدح راوی دارد بی آنکه وثاقت یا امامی بودن او را رساند.

معنی ممدوح به فارسی

ممدوح
ستایش شده، ستوده شده
( اسم ) ستایش شده مدح شده ستوده : [ همه لطفی و همه همتی و پاک خرد چون تو ممدوحی و من جای دگر اینت خری ] ( سنائی . مصف . ۳۳۱ ) جمع : ممدوحین .

معنی ممدوح در فرهنگ معین

ممدوح
(مَ) [ ع . ] (اِمف .) ستایش شده ، مدح شده .

معنی ممدوح در فرهنگ فارسی عمید

ممدوح
ستایش شده، ستوده شده.

ممدوح را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ناصر ممدوح و همسرش   • بیماری همسر ناصر ممدوح   • آبتین ممدوح   • ناصر ممدوح در امتداد شب   • ناصر ممدوح و شیوا خنیاگر   • صدای ناصر ممدوح   • نام همسر ناصر ممدوح   • معنی ممدوح   • مفهوم ممدوح   • تعریف ممدوح   • معرفی ممدوح   • ممدوح چیست   • ممدوح یعنی چی   • ممدوح یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ممدوح
کلمه : ممدوح
اشتباه تایپی : lln,p
آوا : mamduh
نقش : صفت
عکس ممدوح : در گوگل

آیا معنی ممدوح مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )