برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1225 100 1

ممنوع

/mamnu'/

مترادف ممنوع: غیرمجاز، غیرقانونی، قدغن، ممنوعه، منع شده، ناروا، نهی

متضاد ممنوع: مجاز

برابر پارسی: بازداشته، ناروا، ناشایا، نشدنی

معنی ممنوع در لغت نامه دهخدا

ممنوع. [ م َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از منع. منعشده. بازداشته شده. نهی شده. (از ناظم الاطباء).بازداشته شده. (آنندراج ). بازداشته. محظور. ناروا.
- ممنوع الصرف یا ممنوع التصرف ؛ غیرمنصرف. کلماتی که تنوین و جر نمی گیرند، مانند احمد و عثمان. رجوع به ترکیب غیرمنصرف ذیل کلمه ٔ غیرشود.
|| حرام. قدغن شده. محرم. (یادداشت مرحوم دهخدا) : به حکم شرع قتل او ممنوع بود. (انوار سهیلی ).

معنی ممنوع به فارسی

ممنوع
منع شده، بازداشته شده
( اسم ) منع شده بازداشته نهی شده : [ ... که بحکم شرع قتل او ممنوع بود حکم فرموده و بعد از سیاست پشیمان شد . ] ( انوار سهیلی )
۱- کسی که از مداخله در امری منه شده . ۲ - در صورتیکه متولی از مقررات اوقافی تمکین نکند ادراه تحقیقف اوقاف برحسب تقاضای اوقاف او را موقتا از دخالت در امور موقوفه ممنوع می کند ودر این هنگام متولی را در مدت ممنوع بودن متوالی اداره اوقاف است . بمحض اینکه متولی بمقررات تمکین کند از وی رفع ممنوعیت میشود و دوباره اداره امور موقوفه بعهده خود وی موکول می گردد .
آنچه که ورودش در ناحیه یا کشور ی قانونا ممنوع باشد : امتعه ممنوع الورود .
[dark archives] [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] مجموعه ای از منابع آرشیوی که برای استفادۀ آینده ذخیره شده اند و غیرقابل دسترس هستند
[taboo frequencies] [علوم نظامی] بسامدهای مورد استفادۀ گروهی از نیروهای خودی که، به دلیل اهمیت آن، سایر نیروهای خودی باید از تداخل در آن پرهیز کنند
[no fire line] [علوم نظامی] خطی که در نزدیکی آن توپخانه یا کشتی ها فقط در صورت درخواست یا تأیید فرمانده پشتیبانی شونده مجاز به شلیک هستند اختـ . خام 2NFL
[smoke-free restaurant] [گردشگری و جهانگردی] هر غذاخوری که سیگار کشیدن در آن ممنوع باشد متـ . رستوران سیگارممنوع
[closed fire-season , fire season] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] دوره هایی از سال که در آن روشن کردن آتش در جنگل محدودیت های قانونی دارد
...

معنی ممنوع در فرهنگ معین

ممنوع
(مَ) [ ع . ] (اِمف .) منع شده ، بازداشته شده .

معنی ممنوع در فرهنگ فارسی عمید

ممنوع
منع شده، بازداشته شده.
ویژگی کسی که از مداخله در امری منع شده.
آن که یا آنچه وارد کردنش به شهری یا کشوری منع شده.

ممنوع در دانشنامه ویکی پدیا

ممنوع
ممنوع می تواند به موارد زیر اشاره کند:
ممنوع (فیلم ۱۹۴۹)
ممنوع (فیلم ۱۹۵۳)
ممنوع (فیلم ۱۹۸۴)
«ممنوع» (انگلیسی: Forbidden (1919 film)) یک فیلم به کارگردانی لوئیس وبر و فیلیپس اسمالی است که در سال ۱۹۱۹ منتشر شد.
ممنوع (انگلیسی: Forbidden) فیلمی آمریکایی در سبک درام و رمانتیک به کارگردانی فرانک کاپرا است که در سال ۱۹۳۲ منتشر شد.
۱۵ ژانویه ۱۹۳۲ (۱۹۳۲-01-۱۵) (ایالات متحده)
«ممنوع» (انگلیسی: Forbidden (1949 film)) یک فیلم به کارگردانی جرج کینگ است که در سال ۱۹۴۹ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به داگلاس مونتگومری و هیزل کورت اشاره کرد.
«ممنوع» (انگلیسی: Forbidden (1953 film)) فیلمی در ژانر مهیج به کارگردانی رودولف ماته است که در سال ۱۹۵۳ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به تونی کرتیس و جوآن درو اشاره کرد.
۲ دسامبر ۱۹۵۳ (۱۹۵۳-12-۰۲) (United States)
«ممنوع» (انگلیسی: Forbidden) یک فیلم است که در سال ۱۹۸۴ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به ژاکلین بیسه، یورگن پروچنو، آیرین ورت، و پیتر وان اشاره کرد.
خطر مرگ! استعمال دخانیات ممنوع یک تله تئاتر تلویزیونی محصول سال ۱۳۵۴ به کارگردانی خسرو شجاع زاده، کارگردانی تلوی ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ممنوع در جدول کلمات

ممنوع شده
غدغن
جلوگیری و ممنوع بودن
منع
در ایران | این پرنده بومی گیلان | مازندران | جلگه خوزستان و سیستان بوده و شکار آن ممنوع است
طاووسک
دست زدن به چیزی مقدس که ممنوع باشد
تابو
کاری که انجام آن ممنوع شده است
تابو

معنی ممنوع به انگلیسی

forbidden (صفت)
ممنوع
prohibited (صفت)
ممنوع ، ممنوع الورود
impermissible (صفت)
ممنوع ، غیر مجاز ، ناروا
unallowed (صفت)
ممنوع ، نا مشروع

معنی کلمه ممنوع به عربی

ممنوع
محرم , محظور
الحمان من خروج البلاد
مغلق
الغ , امنع , حانة

ممنوع را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
ویپیک (ویپ از سنسکریت: ویپرَتیشِدهَ = منع + پسوند «یک»)
نِژیدیک، (نِژید از سنسکریت: نِشیدهَ= منع + پسوند «یک»)
نِهیژیک (نِهیژ ازکردی: نِهیشتَن= منع + پسوند «یک»)
(پسوند «یک» کُنیکی (= مفعولی) و در زبان پهلوی به کار می رفته است)
علی بدری
اصطلاح ممنوع الکار که فراوان به کارمرود کاملاغلط است زیراواژه ی کارفارسی است وحرف الف ولام مختص زبان عربی است واساسابرواژهای فارسی وارد نمی شود ولی ممنوع ازکار درست است
محمدرضا
ممنوع است میشود پادافره دارد.
نمیدونم پادافره برابر ممنوع است یا مجازات است.
تورج آرام
خط قرمز
مهدی پلنگ دوست
خط قرمز
نیک اندیش
جایگزین فارسی برای "ممنوع"، واژه "ناروا" هم می شود. "ورود ممنوع است" به فارسی می شود "راهیابی (درون رَوی) نارواست"
مازیار ایرانی
برابرش میشود ناروا و نهشته
نیک صفا
معنای ممنوع غیرمجاز است یا اینکه یک چیزی ممنوع باشد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دانلود اهنگ ممنوع امیر تتلو   • دانلود آهنگ تتلو مامان تو   • متن آهنگ ممنوع تتلو   • دانلود اهنگ تتلو صاحب   • دانلود موزیک ویدیو ممنوع تتلو   • دانلود آهنگ تتلو الکل اینجا ممنوعه   • دانلود آهنگ تتلو دوست ندارم   • دانلود اهنگ ممنوعه از تتلو   • معنی ممنوع   • مفهوم ممنوع   • تعریف ممنوع   • معرفی ممنوع   • ممنوع چیست   • ممنوع یعنی چی   • ممنوع یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ممنوع
کلمه : ممنوع
اشتباه تایپی : llk,u
آوا : mamnu'
نقش : صفت
عکس ممنوع : در گوگل

آیا معنی ممنوع مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )