انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1043 100 1

منبر

/manbar/

مترادف منبر: تریبون، کرسی، جلسه سخنی رانی، مجلس وعظ

برابر پارسی: سخنگاه

معنی منبر در لغت نامه دهخدا

منبر. [ مِم ْ ب َ ] (ع اِ) آنچه خطیب بر آن ایستد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). آنچه خطیب بر آن ایستد و خطبه خواند. کرسی مانندی پایه دار که واعظ و خطیب بر بالای آن نشسته خطبه خواند و موعظه کند. ج ، منابر. (ناظم الاطباء). آله ٔ بلند شدن که جای خطیب باشد و این صیغه ٔ اسم آله است از «نبر» که به معنی برداشتن است. (غیاث ).کرسی خطیب یا واعظ چنانکه در کنیسه و مسجد وجود دارد و از بالای آن با جمع سخن گوید و آن را به جهت بلندبودن از اطراف خود «منبر» گویند. و مکسور بودن این کلمه به جهت تشبیه است به اسم آلت. ج ، منابر. (از اقرب الموارد). نشیمنی از چوب و جز آن به چندپایه که واعظ و امام و خطیب و روضه خوان بر آن نشینند و خطبه ووعظ و مصیبت اهل بیت گویند. کرسی چندپله برای وعاظ و مذکران. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
فر و افرنگ به تو گیرد دین
منبر از خطبه ٔ تو آراید.
دقیقی.
چو با تخت منبر برابر شود
همه نام بوبکر و عمّر شود.
فردوسی.
چو زین بگذری دور عمّر بود
سخن گفتن از تخت و منبر بود.
فردوسی.
بدین دشت هم دار و هم منبر است
که روشن جهان زیر تیغ اندر است.
فردوسی.
ز آرزوی خاطب او ناتراشیده درخت
هر زمان اندر میان بوستان منبر شود.
فرخی.
گرچه از طبعند هر دو به بود شادی ز غم
ورچه از چوبند هر دو به بود منبر ز دار.
عنصری.
خطبه ٔ ملک را به گرد جهان
بجز از تخت شاه منبر نیست.
عنصری (دیوان چ دبیرسیاقی ص 13).
همی درخت نماند ز بس که او سازد
از او عدو را دار و خطیب را منبر.
عنصری (ایضاً ص 83).
کرا خرما نسازد خار سازد
کرا منبر نسازد دار سازد.
(ویس و رامین ).
ز یک پدر دوپسر نیک و بد عجب نبود
که از درختی پیدا شده ست منبر و دار.
ابوحنیفه ٔ اسکافی.
چون به مسجد فرودآمد در زیر منبر بنشست. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 292). بر پای دار دعوت مردم را به سوی امیرالمؤمنین در منبرهای مملکت خود. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 314). این علوی روزی بر سر منبر این پیر را کافر خواند... وی نیز بر سر منبر این علوی را حرام زاده خواند. (قابوسنامه چ نفیسی ص 33). پیوسته... بر سر منبر یکدیگر را طعنها زدندی. (قابوسنامه ایضاً 33). به علمی که ندانی مکن و از آن علم نان مطلب که غرض خود از آن علم و منبر بحاصل نتوانی کرد.(قابوسنامه ایضاً ص 31).
چو بر منبر جدخود خطبه خواند
نشیندش روح الامین پیش منبر.
ناصرخسرو.
خانه ٔ خمار چو قصر مشید
منبر ویران و مساجد خراب.
ناصرخسرو.
همی خوانند بر منبر ز مستی
خطیبان آفرین بر دیو ملعون.
ناصرخسرو.
هرچند که بر منبر نادان بنشیند
هرگز نشود همبر بادانا نادان.
ناصرخسرو.
بر منبر انگشتری از انگشت بینداخت. (کیمیای سعادت چ احمد آرام ص 738).
منبر خطبه فتح سپهش خواهد گشت
برج هر حصن که مانده ست به عالم عذرا.
ابوالفرج رونی (دیوان چ چایکین ص 6).
بر منبر خطابت عدل تو خلق را
در امر و نهی خطبه ٔ وعد و وعید باد.
ابوالفرج رونی (ایضاً ص 37).
خطبه چون بنوشت بر نامش خطیب
مهر و مه را از سر منبر کشید.
مسعودسعد.
به نام و ذکرش پیراست منبر و خطبه
به فر و جاهش آراست یاره و گرزن.
مسعودسعد.
فلک چو مسجد و ماه دوهفته چون قندیل
بنات نعش چو منبر، مجره چون محراب.
امیرمعزی (دیوان چ اقبال ص 58).
در جهانداری فتوح او طراز دولت است
در مسلمانی خطاب او جمال منبر است.
امیرمعزی (ایضاً ص 95).
بخت گوید به نامش خطبه خواند بر فلک
عرش و کرسی بس نباشد کرسی و منبر مرا.
امیرمعزی (ایضاً ص 49).
آن مونس و حریف می و نقل مجلس است
وین همره خطیب و مصلی و منبر است.
امیرمعزی (ایضاً ص 96).
حسرت آن را کی بود کز دخمه زی دوزخ رود
حسرت آن را کش به دوزخ ازسر منبر برند.
سنائی (دیوان چ مصفا ص 93).
ما آن توییم و دل و جان آن تو ما را
خواهی سوی منبر برو خواهی به سوی دار.
سنائی (دیوان ایضاً ص 125).
جان و دل بردی به قهر و بوسه ای ندهی ز کبر
این نشاید کرد تا در شهرها منبر بود.
سنائی (ایضاً ص 422).
هزار مسجد و محراب خالی است و خراب
هزار منبر اسلام بی دعا و ثناست.
عمعق (دیوان چ نفیسی ص 136).
شب سیاه برافکند طیلسان سیاه
خطیب وار به منبر بر آمد آن هنگام.
عمعق (ایضاً ص 177).
جمال مجلس و میدان و مرکب
نظام مسجد و محراب و منبر.
عمعق (ایضاً ص 160).
شست به پیغام تیر، خطبه ٔ جان فسخ کرد
دست به ایمان تیغ، منبر پیکر شکست.
انوری (دیوان چ مدرس رضوی ج 1 ص 92).
منت خدای را که شد آراسته دگر
هم منبر از فواید و هم مسند از بیان.
جمال الدین عبدالرزاق (دیوان چ وحید دستگردی ص 303).
بود یکی منبر از رخام بر نخل
پیری بر منبر رخام برآمد.
خاقانی.
بر امیرشمس المعالی قابوس بن وشمگیر خطا گرفتند که خطبه ای انشاد کرد و به خطیب فرستاد تا بر منبر جرجان فروخواندند. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص 171).
گردن گل منبر بلبل شده
زلف بنفشه کمر گل شده.
نظامی.
پسر او تولی پیاده شد و بر بالای منبر برآمد. (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج 1 ص 80). او نیز از اسب فرودآمد و بر دو سه پایه ٔ منبر برآمد. (جهانگشای جوینی ایضاً ص 81). به مصلای عید رفت و به منبر برآمد.(جهانگشای جوینی ایضاً ص 81).
منبر و محراب سازم بهر تو
در محبت قهر من شدقهر تو.
مولوی.
منبر مهتر که سه پایه بده ست
رفت بوبکر و دوم پایه نشست.
مولوی.
منبری کو که در آنجا مخبری
یاد آردروزگار منکری.
مولوی.
قصه ای مشهور است که وقتی عمر در مدینه بر منبر خطبه می خواند. (مصباح الهدایه چ همایی ص 178).
رفعت منبر او گر بیقین نشناسید
اولین پایه ٔ او طارم اخضر گیرید.
ابن یمین.
ما به رندی در بساط قرب رفتیم و هنوز
همچنان پیر ملامتگر به پای منبر است.
کمال الدین خجندی.
گام بر منبر احمد زده اکنون بوجهل
تکیه بر مسند مهدی زده اینک دجال.
فتحعلی خان صبا.
- اهل منبر ؛ روضه خوان. خطیب. واعظ. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- منبر آلودگان ؛ کنایه ازقالب و جسد فاسقان و نامقیدان باشد. (آنندراج ). قالب فاسقان و نامقیدان. (ناظم الاطباء).
- منبر رفتن ؛ در تداول پرگوئی کردن ، مخصوصاً در بدگوئی از کسی : برای من منبر رفته است. شنیده ام پشت سر من منبر رفته ای !
- منبر نه پایه ؛ کنایه از عرش است که فلک نهم باشد. (برهان ) (آنندراج ). عرش و فلک نهم. (ناظم الاطباء) :
کرسی شش گوشه به هم درشکن
منبر نه پایه به هم درفکن.
نظامی (مخزن الاسرارچ وحید ص 9).
- امثال :
این مال من این مال منبر این هم مال ننه ٔ قنبر؛ معلوم است که منبر هم متعلق به گوینده و ننه ٔ قنبر نیز زن او بوده است. مثل را در موقعی که قاسم ، تقسیمی را بالتمام به نفع خود کند آرند. (امثال و حکم ج 1 ص 337).
|| تخت. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || گویا معنی مسجد جمعه و جامع دهد که در آن در روزهای جمعه و اعیاد دیگر خطبه کنند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). منبر بودن در شهری ، به اصطلاح قدیم ، داشتن مسجدجامع است که کنایه از شهر بودن و دیه نبودن آنجاست. (حاشیه ٔ تاریخ بلعمی چ بهار و پروین گنابادی ص 370) : شهرها بسیار است و به همه ٔ شهرها اندر منبر است. (تاریخ بلعمی ایضاً ص 370). واسط شهری بزرگ است و به دو نیمه است و دجله به میان وی همی رود... و اندر هر دو منبر است. (حدودالعالم ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و این ناحیت را (گوزکانان را) روستاها و ناحیت های بزرگ بسیار است ولکن شهرهای با منبر این است که مایاد کردیم. (حدودالعالم ، یادداشت ایضاً). ایشان را (دیلمان خاصه را) هیچ شهری با منبر نیست. (حدودالعالم ایضاً). خوارزم ولایتی است شبه اقلیمی هشتاد در هشتاد و آنجا منابر بسیار. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص 665). حومه ٔ آن جامع و منبر دارد. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 123). اقلید شهرکی کوچک است و حصاری دارد و جامع و منبر دارد. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 124). بروجرد بینهما و کانت من القری الی ان اتخذ حمولة وزیر آل ابی دلف بها منبراً. (معجم البلدان ج 2 ص 155). || در تداول ، جایی که از تخته کرده اند به دکان خبازان و نان بر آن نهند سرد شدن را. جای گستردن نانها در جلو دکان نانوایی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || (اِخ ) (اصطلاح نجوم ) نام دیگر ذات الکرسی یا مرأة ذات الکرسی است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

منبر. [ مَم ْ ب َ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش شاهین دژ است که در شهرستان مراغه واقع است و 499 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی منبر به فارسی

منبر
کرسی پله پله که خطیب یاواعظ برفراز آن بنشیندوسخنرانی کند، منابر جمع
( اسم ) انبار شده ذخیره نهاده
( مصدر ) انبار کردن ذخیره نهادن .
[ گویش مازنی ] /chel manber/ نبری که بر روی آن شمع روشن کنند تا مراد بگیرندچهل منبر را در شب عاشورا روشن کنند
( اسم ) نذری است که در شب عاشورا یا شب یازدهم محرم چهل و یک شمع در چهل و یک جا که منبر و روضه خوانی است به نیت بر آورده شدن حاجات یا سلامت و بقای عزیزان افروزند .

معنی منبر در فرهنگ معین

منبر
(مِ یا مَ بَ) [ ع . ] (اِ.) کرسی پله دار که واعظ هنگام سخنرانی بالای آن می نشیند. ج . منابر. ،بالای ~ رفتن (کن .) الف - نصیحت کردن ، موعظه کردن . ب - غیبت کردن از کسی .

معنی منبر در فرهنگ فارسی عمید

منبر
کرسی پله پله که خطیب یا واعظ بر فراز آن بنشیند و سخنرانی کند.

منبر در دانشنامه اسلامی

منبر
منبر جایگاهی است که خطبه یا خطابه از آن ایراد می شود. خطابه نیز عبارت از سخنی است که در برابر جمع برای اقناع و برانگیختن آنان ایراد می شود.
بسیاری از لغت دانان عرب، واژه منبر را از ریشه عربی نَبَرَ به معنای عالی و بلند دانسته اند. ابن منظور می گوید: «محل ایراد خطبه توسط خطیب را به دلیل بلندی آن، منبر می گویند.».
پیشینه استفاده از منبر
منبر جایگاهی است که خطبه یا خطابه از آن ایراد می شود. خطابه نیز عبارت از سخنی است که در برابر جمع برای اقناع و برانگیختن آنان ایراد می شود. برخی در پی آن بودند تا پیشینه استفاده از منبر را در فرهنگ های پیش از اسلام جستجو کنند. پیامبر اسلام پیش از ساخت مسجد بر مکان های بلند می ایستاد و مردم را مخاطب قرار می داد. رفته رفته با ساخت مسجد، منبر به عنوان ابزاری ساده برای برقراری این ارتباط و ابلاغ پیام جدید، در کنار محراب مساجد بنا شد. اهمیت منبر در دوره اسلامی با جایگاه مسجد در فرهنگ اسلامی پیوند دارد. مسجد که در مقایسه با کلیسا سادگی بیشتری دارد، در عین حال نقش اجتماعی آن پررنگ تر به نظر می رسد. نماز جماعت هر روز مؤمنان را گردهم می آورد. وعظ و اندرز دل ها را زنده نگه می داشت. در مسجد امور جاری و مهم اطلاع رسانی می شد. تصمیمات شورایی اتخاذ می شد. مباحثات فکری و عقیدتی در می گرفت. نقطه آغاز تشکیل گردهمایی های نظامی و جنگی بود. بعلاوه در نمازهای جمعه و عیدین نیز خطبه ایراد می شد.
اهمیت منبر
منبر در دوره اسلامی دو کارکرد اساسی اطلاع رسانی و آموزش عمومی را به عهده داشت که به عنوان رسانه ای با نفوذ، نقش بارزی ایفا می کرد. این رسانه به سبب این که فرستنده پیام دارای وجاهت دینی است، دارای اعتبار است. کار واعظ از آنجا که متضمن یادآوری مسؤولیت ها و توجه دادن به عوامل سعادت و شقاوت دنیوی و اخروی بود، با حکایت و داستان های آموزنده اخلاقی همراه می شد و از همین رو بود که وعظ را علم تذکیر و قصص می خواندند و واعظ را به این جهت مذکِّر یا قصه گو نیز می گفتند. ابن جوزی کتابی دارد باعنوان: «القُصّاص و المُذَکرین» که در آن به پیشینه وعظ در دوره اسلامی اشاره کرده، رهنمودها و توصیه هایی در این موضوع بیان می کند. برخی محققان وعظ و خطبه را تفکیک کرده اند؛ با این توضیح که وعظ بیشتر ناظر به پند و اندرز و آموزش احکام و مسائل اخلاقی است و خطبه بیشتر ناظر به مسائل سیاسی امت اسلامی بوده است. بر این اساس به نظر می رسد در دهه های آغازین اسلام، وعظ و خطبه هر دو به یک اندازه اهمیت داشت. اما بتدریج با ریشه دار شدن اختلافات فکری و سیاسی، نقش سیاسی منابر اهمیت بیشتری یافت؛ یا این که مذهب رسمی در تعیین رویکرد محتوای منابر تاثیر داشت. دقیق تر این که بر اساس تکلیفی که اسلام برای تبلیغ دین قائل است، همواره مبلغان و واعظانی بوده اند که پیگیر رشد اخلاقی و عملی مردم بوده اند، اما منبر بخاطر تاثیری که داشت فقط به این محدود نمی شد و پیام هایی فراتر از آموزه های دینی را نیز مخابره می کرد.
استفاده حاکمان از منبر
...
منبر الوسیله، مباحث اعتقادی به روش فلسفی و عرفانی، اثر آیت الله سید ابوالقاسم دهکردی، کتابی است در اصول خمسه اعتقادیه با مباحثی دقیق و در سطح عالی از آیات کریمه قرآن، روایات اهل بیت(ع) و کلمات بزرگان، همراه با مطالب بلند فلسفی، عرفانی و ذکر حکایات و احوال سلف صالح و اولیای الهی که به فرموده خود مصنف، از برکات انقطاع الی الله و ابتهال به سوی پروردگار و تدبر در آیات الهی بوده، نه به واسطه مراجعه به کتب و کثرت مطالعه صحف.
کتاب، به زبان فارسی قدیم و قبل از سال 1326ق، نوشته شده است.
کتاب، با سه مقدمه از آیت الله سبحانی، مجید جلالی دهکردی و مؤلف آغاز و مطالب، در دو جلد، عرضه شده است که نخستن جلد، در باره عدل و توحید و جلد دوم، مربوط به اصول سه گانه دیگر بوده و فقط جلد اول در دست می باشد.
کتاب حاضر، اثر خامه فقیه والا مقامی است که علاوه بر عرصه فقه، در قلمرو کلام، فلسفه و عرفان نیز قلم زده و اثر بدیعی را پدید آورده است. وی در این کتاب، اصول پنج گانه عقیدتی را با یک رشته مطالب فلسفی و عرفانی و احیانا تاریخی به هم آمیخته و مجموعه ای را به صورت گل های رنگارنگ، تقدیم خوانندگان نموده است.
جلد اول از کتاب که در دست است، در دو باب تنظیم شده و این دو باب، روی هم رفته، شامل 12 (اولی دارای 8 و دومی دارای 4) «وسیله» می باشند و بیشتر وسیله ها، هرکدام، مشتمل بر چند «مرقات» است.
ازرقی در «اخبار مکه» روایت کرده است: نخستین کسی که در مسجد الحرام بر روی منبر خطبه خواند معاویه بود. وی در یکی از سال های خلافت خود که به حج آمد، این منبر را با خود (به مکه) آورد. منبر کوچکی بود و سه پله داشت. پیش از آن، خلفا و امرا روزهای جمعه، در حالی که روبه روی کعبه و در حجر (اسماعیل) سرپا می ایستادند، خطبه می خواندند.
منبر معاویه تا روزگار هارون الرشید همچنان مورد استفاده بود. هارون به حج آمد و موسی بن عیسی، کارگزار او در مصر، منبر بزرگی که نه پله داشت، به هارون اهدا کرد.
یکی از مکان های مقدسِ مسجد النبی، محل منبر رسول خدا است.
در روایات زیادی نقل شده که پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله)، در آغاز با تکیه بر درخت خرمایی به ایراد خطبه می پرداخت تا اینکه یکی از اصحاب پیشنهاد ساختن منبری را داد تا رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بر روی آن بنشیند و بدین وسیله هم مردم او را ببینند و هم آن حضرت از ایستادن خسته نشود.
در برخی دیگر از نقل ها آمده است که پیش از آن، سکّویی از گِل ساخته بودند که آن حضرت بر روی آن می نشست و تنها در سال هفتم هجرت بود که منبری چوبین ساختند.

تاریخچه منبر رسول خدا
این منبرِ سه پله ای تا زمان حکومت معاویه مورد استفاده بود. معاویه برای کسب وجهه و حق جلوه دادن خود، خواست تا منبر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) را از مدینه به شام ببرد، اما مردم مدینه دست به اعتراض زدند و از این کار ممانعت کردند.
بعدها نجّاری، شش پلّه بر همان منبر ساخت که مجموعاً نُه پلّه شد. این منبر بر اثر گذشت زمان از میان رفت و قسمتی از آن در قرن ششم به عنوان تبرّک مورد استفاده قرار می گرفت.
در سال ۶۵۴ مسجد نبوی آتش گرفت و منبر سوخت. نوشته اند که سوخته منبر را در محلی که اکنون منبر فعلی قرار دارد، دفن کردند.
در سال ۶۶۴ منبر جدیدی توسط حاکم مملوکی مصر، بَیبَرس، برای مسجد نبوی فرستاده شد. پس از آن در سال ۷۹۷ منبری دیگر و سپس در سال ۸۲۰ باز هم منبر دیگری نصب شد که در آتش سوزی سال ۸۸۶ از میان رفت.
قایتبای در سال ۸۸۹ منبری فرستاد که آن نیز در سال ۹۹۸ با منبری که سلطان مراد عثمانی فرستاد و تا به امروز باقی مانده، عوض شد. این منبر یکی از آثار ارزشمند هنری به شمار می آید.

منبع
رسول جعفریان، آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۲۲۰-۲۲۱، کتابخانه تخصصی حج.    
...
یکی از مکان های مقدس و قابل احترام در مسجدالنبی(صلی الله علیه و آله وسلّم)، محل منبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) می باشد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) ابتدا و به هنگام سخنرانی در مسجد مدینه به نیم تنه ای از درخت خرما تکیه می داد و به ایراد سخن می پرداخت. سپس به عللی که به آنها اشاره می شود، منبری برای ایشان ساخته شد. (در این که چه کسی منبر را برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) ساخته است، اختلاف است.)
نقل شده، پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) روزهای جمعه کنار ستونی در مسجد ایستاده خطبه می خواند، چون ایستادن برای حضرت مشکل بود یکی از اصحاب گفت: آیا برای شما منبری به آن گونه که در شام دیده ام، بسازم؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) پس از مشورت با مسلمانان به این کار راضی شد. عباس بن عبدالمطلب پیشنهاد کرد غلامش که در این کار مهارت دارد، آن را بسازد. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) فرمود: به او بگو بسازد. غلام عباس عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) منبر را ساخت. این منبر دو پله داشت و جایگاهی برای نشستن، غلام آن را در مسجد قرار داد. همچنین از سهل بن سعد نقل شده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) به سراغ یکی از بانوان فرستاد و فرمود به خدمت کارت که نجار است دستور بده برای من از چوب وسیله ای بسازد که هنگام گفتگوی با مردم بر آن بنشینم، بانوی مذکور دستور داد و خدمتکارش منبر را با چوب هائی ساخت. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) دستور فرمود، تا منبر را در محلش بگذارند و روی به مردم کرد و فرمود: «ای مردم این منبر را ساختم که متوجه من باشید و کیفیت نماز گزاردن را فرا گیرید». انس بن مالک این روایت را چنین آورده است که «روزهای جمعه پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) معمولا به تنه خرمائی که در مسجد نصب کرده بودند، تکیه می داد و خطبه ایراد می فرمود، مردی رومی پیش آمد و گفت آیا اجازه می دهید که برای شما چیزی تهیه کنم که بر آن بنشینید و مثل این که ایستاده باشید سخنرانی نمائید؟ و پس از اجازه منبری ساخت که دو پله داشت و آن حضرت در مرتبه سوم آن می نشستند.» به هر حال، «تجلیل خاص قرآن از پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) باعث شد که بعضی از اطرافیان و اصحاب آن حضرت به ایشان پیشنهاد کنند که به خاطر کثرت جمعیت مسلمانان و این که آنها دوست دارند به هنگام سخنرانی، ایشان را ببینند، منبری ساخته شود و این کار انجام شد.
زمان ساختن منبر
از طبری نقل شده که منبر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) در سال هفتم هجری ساخته شده است و «هم در این سال منبر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) که از آن جا برای کسان سخن می کرد، ساخته شد که دو پله و جایی برای نشستن داشت. به قولی منبر به سال هشتم ساخته شد؛ اما درست، همان سال هفتم است.» در نقلی دیگر هم آمده است: «منبر پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) در سال هشتم و به نقلی هفتم هجری ساخته شد.» منبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) روز جمعه، اوایل سال هشتم هجری به مسجد آورده شد.
ستون حنانه
پس از ساخت منبر ستونی که پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) هنگام ایراد سخنرانی به آن تکیه می کرد، ناله ای سر داد که نشان از ناراحتی او از فراق رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) بوده است. در منابع آمده است: «ستونی که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) به آن تکیه می کرد صدای ناله ای سر داد، به طوری که تمام مسجد به لرزه در آمد. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) از منبر پایین آمد و خود را به ستون چسباند. ستون آرام گرفت، پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) فرمود: سوگند به کسی که جان من در دست اوست اگر خود را به او نمی رساندم، تا روز قیامت همچنان بانگ اندوه او ادامه داشت. سپس امر فرمود که آن را دفن نمودند.» این ستون به ستون «حنانه» شهرت یافته است.ابن عمر هم می گوید که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) هنگام سخنرانی و ایراد خطبه به پایه ای که تنه درخت خرمائی بود، تکیه می داد و چون منبر آماده شد و حضرت برای خطبه به آن سو رفتند آن ستون نالید تا آن که پیامبر بازگشت و به آن دست کشید. شیخ مفید ناله این ستون را به عنوان یکی از معجزات آن حضرت دانسته است. (به ستونی که در محل تنه این درخت ساخته شد ستون حنانه گفتند این ستون امروزه موجود است.)
فضیلت منبر پیامبر
...

منبر در دانشنامه ویکی پدیا

منبر
منبر جایگاهی است که خطبه یا خطابه از آن ایراد می شود. بسیاری از لغت دانان عرب، واژه منبر را از ریشه عربی نَبَرَ به معنای عالی و بلند دانسته اند. ابن منظور می گوید: «محل ایراد خطبه توسط خطیب را به دلیل بلندی آن، منبر می گویند.» .
منبر یادگار پیامبر دین اسلام محمد بن عبدالله و فراگیرترین رسانه جهت روشنگری و بصیرت افزایی از زمان وی تاکنون برای مسلمین بوده است.
دلیل همین جایگاه ویژه و رسانه ای منبر بود که در تاریخ اسلام، جهت تسلط بر مسجد جامع شهر که محل تصمیم های بزرگ بود بحث ها، جدل ها و منازعات بسیاری انجام می شد. تسلط یافتن گروهی بر مسجد جامع و منبر آن شهر، نشان دهنده آن بود که او حاکم و زمامدار بلامنازع آن دیار است و اکثر مردم نیز به آن رضایت داده اند. نمونه ای از این دست، اجتماع گروهی از صحابه بعد از مرگ محمد بن عبدالله در مسجد النبی است که با در اختیار گرفتن مسجد و منبر، بر اوضاع تسلط یافتند.
روایات زیادی در اسلام نقل شده که پیامبر دین اسلام محمد بن عبدالله، پس از هجرت از مکه به مدینه با تکیه بر درخت خرمایی به ایراد خطبه می پرداخت تا اینکه یکی از اصحاب پیشنهاد ساختن منبری را داد تا وی بر روی آن بنشیند و بدینوسیله هم مردم او را ببینند و هم او از ایستادن خسته نشود.
عکس منبر
منبر ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
منبر (روستا)
منبر (شاهین دژ)
منبر به عربی ( المَنبر )، روستایی است در دهستان اخلود از توابع استان حُدَیده در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.
المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).
جمعیت آن (۵۶ ) نفر (۵ خانوار) می باشد.
فهرست شهرهای ایران
منبر یک روستا در ایران است که در دهستان هولاسو واقع شده است. منبر ۶۲۵ نفر جمعیت دارد.
چهل منبر یکی از آیین های عزاداری عاشورا در ایران است که در بروجرد، گرگان، لاهیجان و چند شهر دیگر برگزار می شود. آئین چهل منبری به عنوان یک اثر معنوی در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده است. ناظم الاسلام کرمانی دربارهٔ این رسم نوشته است: «در آغاز، این رسم منحصر بود به همان منبری که در دههٔ عاشورا روضه می خواندند، بعد هر جا منبری می گذاشتند تا مردم رویش شمع روشن کنند.»
مراسم چهل منبر لاهیجان در نوع خود بی مانند است. در این شهر، چهل منبر در شب تاسوعا و چند ساعت قبل از اذان مغرب در محلات قدیمی این شهر برگزار می شود. در این شب خانه هایی که در طی سال گذشته مراسم روضه برپا کرده بوده اند، منبر آن را در جلوی خانه قرار داده و مقداری برنج، مجمری از آتش و دو ظرف خالی کنارش می گذارند. پس از تاریکی هوا، حاجتمندان با ۴۰ شمع مخصوص رشته ای و ۴۰ دانه خرما از ۴۰ عدد از این منبرها می گذرند، در هر یک شمعی روشن می کنند، دانه ای خرما بر آن می گذارند و مشتی برنج از آن برداشته و برای ادای حاجتشان دعا می کنند. چهل منبر لاهیجان به شمارهی ۴۱۵ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است.
در این آیین زنان و مردان ضمن پوشاندن صورت هایشان به تکرار نام خدا و روشن کردن شمع به یاد کشتگان کربلا می پردازند. افرادی که نذر دارند بعد از ایین چهل منبر به ایین استکان که در خانه تاریخی اقا معمولاً و در شب غروب تاسوعا برگزار می شود میروند. در این ایین در بروجرد صاحب سقاخانه ها با شیرینی و شربت و گاهی چای در زمستان از که نذری هستند پذیرایی می شوند . رسم بر این است که اولین شمع را در خانه تاریخی اقا روشن کنند و آخرین شمع را در امام زاده شاهزاده ابوالحسن روشن نمایند. بعد از گذاشتن ۴۰ تا شمع در چهل منبر معمولاً بعد از گرفتن حاجت در سال بعد ۴۱ عدد شمع میگذارند که اصطلاحا ۴۱ منبر گفته می شود. گاهی اوقات با پای برهنه و صورت پوشیده و با کسی نیز سخن نمی گویند البته بسته به نذر به چهل منبر میروند مراسم چهل منبر بروجرد به شماره ۳۲۶ در اثار ملی و به ثبت ملی رسیده . و با شماره ۶۵۸۰۱ در فهرست جهانی یونسکو به ثبت جهانی رسیده.
این مراسم در اصفهان و شهرضا تحت عنوان چهل و یک منبری شناخته می شود.
دهانه منبر، روستایی از توابع بخش دستگردان شهرستان طبس در استان خراسان جنوبی ایران است.
این روستا در دهستان دستگردان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

منبر در دانشنامه آزاد پارسی

مِنْبر (minbar)
منبر مسجدجامع نایین
در معماری اسلامی، سکویی مرتفع در مسجد واقع در مجاورت محراب، که خطبه های نماز جمعه از فراز آن خوانده می شود و واعظان نیز برای موعظه روی آن می نشینند.

منبر در جدول کلمات

معنی منبر به انگلیسی

rostrum (اسم)
منقار ، پوزه ، تاج ، منبر ، کرسی خطابه
tribune (اسم)
تریبون ، منبر ، حامی ملت ، سکوب سخنرانی ، کرسی یامیز خطابه
pulpit (اسم)
منبر ، سکوب خطابه

معنی کلمه منبر به عربی

منبر
منبر

منبر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

داوود > ماخون
محمد > انتلکتوئل
فاطمه محمدی منش > فاطمه
کایدمحمد > کاید
نازنین عظیمی > loose limbed
عاطفه موسوی > Associate
۰۹۳۶۲۷۲۷۵۹۵ ع > اجاره کردن
يازا > psy

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• منبر محرم   • منبر کوتاه   • منبر آماده   • متن منبر آماده   • منبر مکتوب دکتر رفیعی   • فروش منبر   • موضوع منبر   • مطالب برای منبر   • معنی منبر   • مفهوم منبر   • تعریف منبر   • معرفی منبر   • منبر چیست   • منبر یعنی چی   • منبر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی منبر
کلمه : منبر
اشتباه تایپی : lkfv
آوا : manbar
نقش : اسم
عکس منبر : در گوگل


آیا معنی منبر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )