برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1226 100 1

منجز

/monajjaz/

معنی منجز در لغت نامه دهخدا

منجز. [ م ُ ج ِ ] (ع ص ) وفاکننده ٔ وعده و رواکننده ٔ حاجت. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) :
همه امرش به کام دل روان باد
همه آهنگ او را دهر منجز.
منجیک.
|| چست و چالاک. (ناظم الاطباء). || داروی مسهل. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).

منجز. [ م ُ ن َج ْ ج َ ] (ع ص ) حاجت رواشده. برآورده شده. وفاشده. || قطعی. مسلم. رجوع به مدخل بعد شود.
- عقد منجز. رجوع به ذیل عقد شود.

معنی منجز به فارسی

منجز
رواشده، حاجت رواشده
۱ - ( اسم ) وفا کننده ( وعده ) روا کننده ( حاجت ) . ۲ - چست چالاک . ۳ - داروی مسهل

معنی منجز در فرهنگ معین

منجز
(مُ نَ جَّ) [ ع . ] (اِمف .) روا شده (حاجت )، وفا شده (وعده ).
(مُ جِ) [ ع . ] (اِفا.) وفاکننده ، روا کنندة حاجت .

معنی منجز در فرهنگ فارسی عمید

منجز
۱. رواکنندۀ حاجت.
۲. وفاکنندۀ وعده.

منجز را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

منجز ی
نام خانوادگی از گویش محلی بختیاری ،به معنای دارنده منجز(معجزه)
منجز ی
در گویش محلی بختیاری منجز ب معنای معجزه و منجزی با یای نسبت به معنای دارنده معجزه است.
فریبا نوروزی
در قانون مدنی مخالفِ معلق است
سامان عباسی
یعنی مشروط و معلق نباشد
سعید ناصحی
منجز=بی قید و شرط بودن.قابل حال شدن در هر زمانی به اراده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی لغوی منجز   • تلفظ منجز   • عقد منجز   • طلاق منجز   • مثال عقد منجز   • منجز يعني چه   • حق منجز   • تفاوت عقد معلق و مشروط   • معنی منجز   • مفهوم منجز   • تعریف منجز   • معرفی منجز   • منجز چیست   • منجز یعنی چی   • منجز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی منجز
کلمه : منجز
اشتباه تایپی : lk[c
آوا : monajjaz
نقش : صفت
عکس منجز : در گوگل

آیا معنی منجز مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )