انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 990 100 1

منطق

/manteq/

مترادف منطق: سخن، کلام، بینه، عقل، روش شناسی، متدولوژی، دلیل، علت

برابر پارسی: گویا، خردورزی، فرنود

معنی منطق در لغت نامه دهخدا

منطق. [ م َ طِ ] (ع مص ) نطق. برزبان راندن حرفی یا سخنی که از آن معنی مفهوم گردد.(از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). سخن گفتن. (غیاث ) (آنندراج ). سخن گفتن : اشبه الناس برسول اﷲ خلقاً و خلقاً و منطقاً. (یادداشت مرحوم دهخدا) :
طوطی از منطق اگر دم می زند
شد حصار آهنین مأوای او.
جمال الدین عبدالرزاق (دیوان چ وحید دستگردی ص 315).
داس خوشه همه مسمار شود بر دهنش
گر زند پیش تو تیر فلک از منطق لاف.
کمال الدین اسماعیل (دیوان چ حسین بحرالعلومی ص 372).
|| (اِ) سخن. (منتهی الارب ). سخن و گفتار. (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کلام و در غیر انسان نیز استعمال شود. گویند: «سمعت منطق الطیر». (از اقرب الموارد) :
آنجا که سخندان بگشاید در منطق
از مرد سخن هرگز گویند نعالش.
ناصرخسرو (دیوان چ مینوی ص 206).
زهره ٔ این منطقه میزانی است
لاجرمش منطق روحانی است.
نظامی.
زآنکه اول سمع باید نطق را
سوی منطق از ره سمع اندرآ.
مولوی.
منطقی کز وحی نَبْوَد از هواست
همچو خاکی بر هوا و در هباست
گر نماید خواجه را این دم غلط
ز اول «والنجم » برخوان چند خط.
مولوی (مثنوی چ رمضانی ص 421).
ترسا بچه ٔ رعنا از منطق روح افزا
صد معجزه ٔ عیسی بنموده به برهانی.
فخرالدین عراقی.
عالمی که به منطق شیرین و قوت فصاحت و مایه ٔ بلاغت هر جا رود به خدمت او اقدام نمایند. (گلستان سعدی ).
درمی چکد ز منطق سعدی به جای شعر
گر سیم داشتی بنوشتی به زر سخن.
سعدی.
منطق سعدی شنید حاسد و حیران بماند
چاره ٔ او خامشی است یا سخن آموختن.
سعدی.
- شیرین منطق ؛ شیرین سخن. خوش بیان :
لب خندان شیرین منطقش را
نشاید گفت جز ضحاک جادو.
سعدی.
|| زبان. (یادداشت مرحوم دهخدا) :
هان «صبا» چند سرایی سخن از نادانی
در مدیحی که در آن منطق دانا شد لال.
فتحعلی خان صبا.
- منطق الطیر ؛ زبان مرغان. سخن گفتن مرغان. (یادداشت مرحوم دهخدا). مأخوذ است از آیه ٔ شریفه ٔ: و ورث سلیمان داود و قال یاایهاالناس علمنا منطق الطیر... (قرآن 16/27). در قرآن کریم از مرغان مختلفی که با سلیمان (ع ) سخن گفته اند و او گفتار آنان را برای پیروان خود ترجمه فرموده است اسم برده شده است. (منطق الطیر عطار چ گوهرین ص 297) :
کوه دانش را چو داود از نفس
منطق الطیر از خوش آوایی فرست.
خاقانی.
ملک منطق الطیر طیار داند
نه ژاژ مبتر که طیان نماید.
خاقانی.
ز خاقانی این منطق الطیر بشنو
که چون او معانی سرایی نیابی.
خاقانی.
ای به سرحد سبا سیر تو خوش
با سلیمان منطق الطیر تو خوش.
منطق الطیر (چ گوهرین ص 35).
ختم شد بر تو چو بر خورشید نور
منطق الطیر و مقامات طیور.
منطق الطیر (ایضاً ص 247).
منطق الطیری به صوت آموختی
صد قیاس و صد هوس افروختی.
مولوی.
منطق الطیر سلیمانی بیا
بانگ هر مرغی که آید می سرا.
مولوی.
منطق الطیران خاقانی صداست
منطق الطیر سلیمانی کجاست.
مولوی.
رجوع به ترکیبهای بعد شود.
- منطق الطیور ؛ منطق مرغان. زبان مرغان :
بهوش چو باغ رضوان یا صفه ٔ سلیمان
کز منطق الطیورش الحان تازه بینی.
خاقانی.
منطق الطیور طیور بهشت و بهشت جعفر طیار نثار آن کبوتر سیار باد. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص 201). رجوع به ترکیب قبل و دو ترکیب بعد شود.
- منطق طیر ؛ منطق الطیر :
لهجه ٔ راوی مرا منطق طیردر زبان
بر در شاه جم نگین تحفه دعای تازه بین.
خاقانی.
- منطق مرغ ؛ زبان مرغ. منطق الطیر[ : سلیمان ] منطق مرغ و جانور بدانست. (مجمل التواریخ و القصص ).
مرغ تو خاقانی است داعی صبح وصال
منطق مرغان شناس شاه سلیمان رکاب.
خاقانی.
پرده ٔ آن دانه که دهقان گشاد
منطق مرغان سلیمان گشاد.
نظامی.
رجوع به دو ترکیب قبل شود.
|| نام علمی است معروف و تعریفش این است : آلة قانونیة تعصم مراعاتها الذهن عن الخطا فی الفکر. (غیاث ) (آنندراج ) (از تعریفات جرجانی ). علمی است قانونی که مراعات آن نگاه می داردذهن را از خطای در فکر. (ناظم الاطباء). آلت قانونیه که مراعات آن نگاه دارد ذهن را از افتادن در خطای اندیشه. برخی آن را آلت فلسفه و بعضی آلت و جزء فلسفه و پاره ای جزئی از اجزای علم نظری و دسته ای آن را دانشی خارج از فلسفه ٔ نظری و عملی دانند. منطق ارسطو شش جزء است بدین ترتیب : قاطیقوریاس یا مقولات ، باری ارمینیاس یا قضایا، انالوطیقای اول یا تحلیل قیاس ، انالوطیقای ثانی یا فن برهان ، طوبیقا (مواضع) در فن جدل ، سوفسطیقا یا سفسطه. حکمای اسلام ایساغوجی یا مقدمه ٔمنطق فرفوریوس ، و فن خطابه را نیز بر این شش جزء افزوده و مجموع این هشت جزء را منطق خوانده اند. میزان.آلت. ساز. ارغنون . (یادداشت مرحوم دهخدا). علمی است که آن را علم میزان نیز نامند و ابوعلی آن را خادم علوم می نامید زیرا که منطق مقصود بالذات نیست بلکه وسیله ای است برای دریافت سایر علوم و ابونصر فارابی آن را رئیس العلوم می نامید به علت نفاذ حکم آن در علوم. علت اشتقاق نام این علم از نطق بدان است که نطق بر لفظ و بر ادراک کلیات و بر نفس ناطقه هر سه اطلاق گردد و چون این فن ، نخستین را تقویت و دوم را در طریق سداد و استواری منسلک میکند و سبب تحصیل کمالات برای سومی می گردد. بهرحال منطق علم به قوانینی است که طرق رسیدن از معلومات به مجهولات را به دست می دهد چنانکه فکر از افتادن در غلط و اشتباه مصون ماند. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). منطق را می توان به مطالعه و علم حقیقت تعریف کرد زیرا بین حقیقت و خطا امتیاز می گذارد و آن دو را مخالف یکدیگرمی داند، و یا از آن جهت که منطق می خواهد نشان دهد چگونه باید انسان برای وصول به حقیقت و احتراز از خطااستدلال کند، می توان در تعریف آن گفت که منطق مطالعه و علم قوانین استدلال است. از این گذشته منطق را هنرفکر کردن نیز نامیده اند. منطق هم مانند روانشناسی حیات عقلانی از تصورات و احکام و استدلالات بحث می کند بااین فرق که روانشناسی تنها به یادداشت وقایع اکتفا میکند و حال آنکه منطق مقرر می دارد که انسان باید به یک نحو مخصوص حکم و استدلال کند و نیز معنی می سازد که کدام یک از احکام و استدلالهای او صحیح یا غلط و حقیقی یا خطاست. خلاصه آنکه منطق بین احکام و استدلالهای انسان از حیث ارزش و قدر و مرتبت فرق می گذارد و آنچه هست مورد نظر او نیست بلکه آنچه را باید باشد و بهتر آن است که آن چنان باشد، تقریر میکند. اگر روانشناسی درباره ٔ این اعمال نفسانی به نحوی که جریان داردو روی می دهد بحث می کند، منطق نحوه ای را که آنها باید داشته باشند و «ایدآل » حیات عقلانی است معین می کند.می توان چنین انگاشت که منطق مطالعه ٔ نفسانیات انسانی است که درست استدلال میکند و در تحقیقات علمی روش صحیحی را به کار می بندد.
معمولاً منطق را به منطق صوری و منطق عملی یا «متدلژی » تقسیم می کنند. منطق صوری قوانین عمومی حکم و استدلال را مطالعه میکند به این معنی که صورت حکم و استدلال (صرف نظر از موضوعهایی که بر آنها تعلق میگیرد) باید از قوانین عمومی فکر، مانند قانون توافق فکر بشر با خود و اصل عدم تناقض ، تبعیت کند. چنانکه مثلاً در این قضیه اگر قبول داشته باشیم که سقراط انسان است و انسان فانی است ، منطق صوری ما را به قبول این نتیجه که سقراط فانی است وامی دارد و اگر کسی ، با قبول داشتن آن دو مقدمه سرانجام بگوید که سقراط جاویدان است ، هر آینه تکذیب قول سابق خود را کرده و به تناقض گویی پرداخته باشد. به این نحو در تعریف منطق صوری می توان گفت که آن مطالعه و علم مطابقت فکر با خود، و یا اینکه علم استنتاج و نتیجه است . اما منطق عملی (یا اعمالی ) قوانین خصوصیی را... . (از شناخت روشهای علوم فلیسین شاله ترجمه ٔ مهدوی ص 18 و 19) :
در این دوران نیاردسنگ نحو و منطق و آداب
از ایرا سغبه ٔ ژاژند و بسته ٔ رستم و بهمن.
سنائی (دیوان چ مصفا ص 267).
تا بشد نفس سخنگوی تو در درس هوس
ای شگفتی تو گر ازاصلاح منطق برخوری.
سنائی (ایضاً ص 337).
تا طبیب منطق نداند و جنس و نوع نشناسد در میان فصل و خاصه و عرض فرق نتواندکرد. (چهارمقاله ص 107). چون طبیب منطق داند و حاذق باشد... زود به معالجت مشغول شود. (چهار مقاله ص 108).
خرد دوش از من بپرسید و گفتا
که ای پیش نطق تو منطق فسانه.
انوری (دیوان چ مدرس رضوی ص 721).
کرده در دلو بر این منطق و هیأت آسان
کرده در حوت بر آن ابجد و هوز دشوار.
انوری (ایضاً ص 154).
جمهوری از مشاهیر علمای مشرق و ائمه منطق در خدمت مهد او به بلخ آمدند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 395).
هر آنکس را که ایزد راه ننمود
ز استعمال منطق هیچ نگشود.
شیخ محمود شبستری.
زمنطق مکن نطق کاندر دو گیتی
نشد حل ز اشکال او هیچ مشکل.
جامی.
- علم منطق ؛ دانش ترازو. علم میزان. (ابن سینا از یادداشت مرحوم دهخدا) : دبیری و شاعری از فروع علم منطق است. (چهارمقاله چ معین ص 19). اما علم منطق... مقصور است بر دانستن کیفیت چیزها و طریق اکتساب مجهولات... (اخلاق ناصری ).
- منطق جدید ؛ یکی از علومی است که به روش قیاسی تأسیس می شود. هر علم قیاسی دیگر مبتنی بر منطق است ، یعنی درواقع قوانین و قواعد منطق با اصول موضوعه ٔ آن علم دریک ردیف قرار می گیرند. حتی در اغلب موارد قوانین و قواعد بعضی از علوم قیاسی در تأسیس علوم قیاسی دیگردر واقع به عنوان وسیله و آلت به کار می روند. هر علم قیاسی که به شرح مذکور در تأسیس علم قیاسی دیگر به کار رود نسبت به این علم اخیر علم آلی خوانده می شود. منطق علم آلی ندارد ولی نسبت به هر علم قیاسی دیگر علم آلی است. باید دانست که بسیاری از محققین معتقد شده اند که یگانه سیمای اساسی ریاضیات که آن را از سایر علوم متمایز می سازد روش قیاسی آن است و از این نظر منطق جدید خود شعبه ای از ریاضیات محسوب خواهد بود. (از دایرة المعارف فارسی ذیل روش قیاسی ). رجوع به همین مأخذ شود.

منطق. [ م ُ طِ ] (ع ص ) گویا و کلام کننده. (غیاث ) (آنندراج ) :
چو طوطی ارچه همه منطقم نه غمازم
چو تیغ گرچه همه گوهرم نه غدارم.
خاقانی.
لاجرم دلهای عالمیان به هوای ولای این حضرت منطق است و زبانهای جهانیان به ثنا و دعای این دولت منطق. (لباب الالباب چ نفیسی ص 17).
|| به نطق آورنده و گویاگرداننده. (ناظم الاطباء). || گویا. (واژه های نو فرهنگستان ایران ). مقابل اصم در جذر : جذر منطق آن است که حقیقت او به زبان توان گفتن و او را منطوق به نیز خوانند. (التفهیم بیرونی چ همائی ص 42). ستاره ٔ منطیق که اصم از منطق داند به منطقه ٔ جوزا دست آویز کرد. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص 144). من کهتر چنان عطاردی منطیق را که منطق از اصم شناسد و منطقه ٔ جوزا بند دوات سازد بر مغافصه بیافتم.(منشآت خاقانی ایضاً ص 299). رجوع به جذر و جذر منطق و جذر اصم شود.

منطق. [ م ُ طَ ] (ع ص ) در شاهد زیر از ناصرخسرو ظاهراًبه معنی روشن و آشکار و واضح آمده است :
بی شرح و بیان او خرد را
مبهم نشود هگرز منطق .
ناصرخسرو (دیوان چ مینوی ص 216).

منطق. [ م ِ طَ ] (ع اِ) کمر. (دهار). نطاق. (منتهی الارب ). میان بند و کمربند. (غیاث ) (آنندراج ). میان بند و نطاق. ج ، مناطق. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به نطاق شود.
- منطق البروج ؛ منطقةالبروج. (از ناظم الاطباء). رجوع به منطقةالبروج شود.

منطق. [ م ُ ن َطْ طَ ] (ع ص )کوه بلند بدان جهت که ابر در نیمه اش بماند و بر اعلای آن نرسد. (منتهی الارب ) (آنندراج ): جبل اشم منطق ؛ کوه بلند منطقه دار بدان جهت که ابر در میانش می ماند و به سر آن نمی رسد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِ) موضع نطاق. (اقرب الموارد). رجوع به نطاق شود.

معنی منطق به فارسی

منطق
( اسم ) به نطق آورنده گویا گرداننده
کوه بلند بدان جهت که ابر در نیمه اش بماند و بر اعلای آن نرسد .
مثنوی یی است عرفانی اثر طبع شیخ فرید الدین عطار نیشابوری که شاهکار او بشمار میرود. تعداد ابیات آن بالغ بر ۴۶٠٠ بیت است . موضوع آن گفتگوی پرندگانست برای انتخاب پادشاهی برای خود و راهنمایی کردن هدهد آنها را به سوی سیمرغ . پرندگان هر یک به عذری متوسل میشوند. هدهد با تمثل بداستان شیخ صنعان پرندگان را در طلب سیمرغ بحرکت در می آورد و پس از طی هفت وادی دشوار که در طی آن بسیاری از مرغان از پای در می آیند از میان آن همه فقط سی مرغ بی بال و پر و رنجور باقی می مانند که به پیشگاه سیمرغ راه می یابند و در آنجا جز خود که سی مرغ هستند کسی را نمی یابند . این منظومه عالی حاکی از قدرت تخیل و ابتکار عطار است و در سراسر کتاب تمثیلات رمزها و کنایات بکار رفته چنانکه مراد از پرندگان سالکان راه حق و از سیمرغ وجود باریتعالی و از هدهد مرشد است . تعذرات پرندگان حاکی از علایق انسان بجهان است . هفت وادی اشاره بهفت مرحله ( طلب عشق معرفت استغنائ توحید حیرت فقر و فنا ) است و از اینکه سی مرغ به سیمرغ رسیدند عطار با تجنیس خواسته است وحدت را در کثرت و کثرت را در وحدت نشان دهد . این منظومه مکرر بطبع رسیده است .
( اسم ) زبان مرغان . توضیح در آیه ۱۶ سوره نحل آمده : وورث سلیمان داود وقال یا ایها الناس علمنا منطق االطیر و اوتینا من کل شئ ان هذا الهو الفضل المبین . و سلیمان وارث داود شد و گفت ای مردمان ما را زبان مرغان آموختند و ما را از هر چیزی دادند و این همان فضل و بخشش آشکار است : زخاقانی این منطق الطیر بشنو که چون او معانی سرایی نیابی . ( خاقانی )
[trance logic] [روان شناسی] گرایش افراد تحت خوابواره به فرورفتن هم زمان در چند فکر غیرمنطقی و متناقض
قوی منطق گویا در سخن برنده
خوش بیانی
شیرین گفتار شیرین سخن
[arithmetic-logic unit, ALU] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] بخشی از پردازندۀ مرکزی رایانه که عملیات ریاضی و منطقی در آن انجام می شود

معنی منطق در فرهنگ معین

منطق
(مَ طِ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - استدلال عاقلانه . ۲ - علمی که با به کار بستن اصول و قواعد آن می توان از فکر غلط یا استدلال نادرست پرهیز کرد. ۳ - دلیل ، علت . ۴ - فکر درست .
(مِ طَ) [ ع . ] (اِ.) کمربند. ج . مناطق .

معنی منطق در فرهنگ فارسی عمید

منطق
سخن گو، گویا.
۱. علمی که با به کار بستن اصول و قواعد آن انسان از خطای فکر یا استدلال غلط محفوظ می ماند.
۲. روش سخن و استدلال.
۳. (اسم مصدر) [قدیمی] سخن گفتن.
۴. [قدیمی] گفتار، سخن.
۱. زبان مرغان.
۲. [مجاز] قدرت ارتباط با موجودات: منطق الطیری به صوت آموختی / صد قیاس و صد هوس افروختی (مولوی: ۱۷۱).

منطق در دانشنامه اسلامی

منطق
منطق از دو نظر جزء علوم اسلامی محسوب می شود: اولاً به دلیل این که مانند ادبیات عرب نسبت به بسیاری از علوم اسلامی جنبه مقدمی دارد. ثانیاً: گرچه منطق ریشه در خارج از حوزه فرهنگ اسلام دارد و قبل از اسلام توسط ارسطا طالیس یونانی پایه گذاری و تدوین شده، اما بسیاری از قواعد آن توسط فلاسفه اسلامی طرح و تدوین گردیده و از این رهگذر تکمیل شده است.
منطق، قانون صحیح اندیشیدن و درست فکر کردن است یعنی قواعد و قوانین منطقی به منزله یک مقیاس و معیار سنجش است که هرگاه بخواهم درباره برخی از موضوعات علمی یا فلسفی تفکر و استدلال نمایم باید استدلال های خود را با مقیاس های منطقی ارزیابی کنیم تا به طور اشتباه نتیجه گیری ننمایم، به عنوان مثال منطق برای یک عالم و فیلسوف که از آن استفاده می کند مانند شاقول یا طراز است که بنا برای تنظیم امور ساختمان از آن استفاده می کند. به همین جهت در تعریف منطق گفته اند: منطق ابزاری است که مراعات کردن و به کارگیری اصول و ضوابط آن ذهن را از اشتباه در تفکر و اندیشه باز می دارد.
موضوع
قبل از هر چیز لازم است اشاره شود که موضوع هر علم عبارت است از آن چیزی که آن علم در اطراف احوال، خواص و آثار آن بحث می کند. و از آن جا که هر علمی باید یک محور مشخص را مورد بحث قرار داده و درباره مسایل مربوط به آن بحث کند، علم منطق نیز محور معینی برای بحث دارد که از آن در اصطلاح منطقی به «معرِّف وجهت» یاد می شود، یعنی موضوع و محور مباحث علم منطق یا تعریف هاست یا حجت ها و استدلال ها، و به طور کلی منطق دو چیز می خواهد به انسان بیاموزد: یکی راه صحیح و درست تعریف کردن و شناساندن.دوم: راه درست استدلال کردن برای اثبات یک مسأله.
فایده منطق
برای روشن شدن فایده منطق لازم است که اول فکر تعریف شود، زیرا تا فکر شناخته نشود، فائده منطق معلوم نخواهد شد. در تعریف فکر گفته اند: تفکر عبارت است از مربوط کردن چند معلوم به یک دیگر برای بدست آوردن یک معلوم جدید و تبدیل کردن یک مجهول به معلوم، پس تفکر در حقیقت سیر حرکت ذهن از یک مطلوب مجهول به سوی یک سلسله مقدمات معلوم، سپس حرکت از آن مقدمات معلوم به سوی آن مطلوب برای تبدیل آن به معلوم. ذهن وقتی فکر می کند و می خواهد از ترکیب معلومات خویش مجهول را برایش معلوم کند، باید به آن معلومات شکل و نظم خاصی بدهد، منطق به انسان می آموزد که این شکل نظم را چگونه باید انجام داد تا نتیجه حاصل شود، بنابراین فایده و کاربرد منطق این است که حرکت ذهن را در هنگام تفکر تحت کنترل خود قرار می دهد تا صحیح نتیجه گیری کند. به عنوان مثال جریان یک استدلال در عالم ذهن مانند یک ساختمان است، یک ساختمان آنگاه کامل است که هم مصالحش بی عیب باشد و هم شکل ساختمان روی اصول و قواعد صحیح ساختمانی باشد. مثلاً اگر گفته شود «سقراط انسان است و هر انسانی ستمگر است پس سقراط ستمگر است» این استدلال از نظر شکل و صورت صحیح است اما از نظر ماده و مصالح فاسد است، زیرا آن جا که می گویم هر انسانی ستمگر است درست نیست، اما اگر بگویم: «سقراط انسان است سقراط عالم است، پس انسان عالم است» ماده و مصالح استدلال صحیح است، شکل و نظام آن منطقی نیست لهذا نتیجه غلط است.از مجموع آنچه بیان معلوم خواهد شد که فایده منطق این است که خطا سنج است و انسان را از اشتباه در اندیشیدن آگاه می کند. چه این که مراعات قوانین منطق سبب می شود که انسان دچار مشکل در اندیشیدن نشود. مثلاً در استدلال دوم مشکل آن است که هیچ یکی از دو مقدمه قیاس کلی نیست در حال که در قیاس شکل اول باید مقدمه اول (صغرا) موجبه باشد، و مقدمه دوم (کبری) کلی باشد. مثلاً منطق به انسان می آموزد این گونه صورت قیاس تشکیل شود تا نتیجه حاصل گردد:سقراط عالم است. هر عالم علم دارد پس سقراط علم دارد. یا بر اساس موازین منطقی دین گونه باید گفت: سقراط انسان است، هر انسان مخلوق خداست، پس سقراط مخلوق خداست.و به خاطر این جایگاه و ارزش و فایده منطق است که حکیم بزرگ بوعلی سینا درباره آن گفته است: «منطق بهترین یاور و کمک است برای در فهم و درک همه علوم و دانش ها، به همین جهت حق است که عده در مدح و ستایش منطق تا جای پیش رفته و گفته اند که:چون منطق معیار و میزان همه علوم است لذا جایگاه آن در میان علوم جایگاه خادم نیست بلکه جایگاه رئیس است یعنی منطق خادم علوم نیست بلکه رئیس همه علوم است.
تاریخچه
...
منطق
منطق دانش چگونه اندیشیدن و بازشناسی اندیشه درست از نادرست است.
این دانش در زبان یونانی «لُوغیا» و در سریانی «مِلیلُوثا» و در عربی «منطق» نامیده می شود . منطق برگرفته از نطق است و نطق به سه معناست:
1. قوة ناطقه که درک معقولات با آن صورت می گیرد؛
2. نطق داخلی که معقولات حاصل در نفس انسانی یا قوه ای است که معانی در آن ارتسام می یابد؛
3. نطق خارجی که عبارت از الفاظ است و کاشف از مقصود نهفته در نهاد گوینده.
این دانش را از آن روی منطق گفته اند که با به دست دادن قوانینی، قوة ناطقه را در هر دو ناحیة نطق داخل و نطق خارج به صواب هدایت کرده، از اشتباه باز می دارد. از آنجا که منطق به کیفیت عمل ذهنی تعلق دارد، بدان صناعت منطق گویند؛ چه، دانش های مربوط به کیفیت عمل را صناعت می نامند. برخی گفته اند بحث از نطق لفظی و کیفیت آن، «منطق لغوی» و بحث از نطق فکری، «منطق فلسفی» است..
از میان تمام جانداران، انسان از نیروی عقل برخودار است که با آن حقایق را بهتر و عمیق تر درک می کند. لکن در مسیر درک حقایق احیانا بر اثر درست راه نبردن عقل دچار اشتباه می شود. چیزی را که علت یک پدیده نیست، علت آن می انگارد. سخن هر کسی را با هر پایه و مایه ای تلقی به قبول می کند و پس از مدتی سر از شکاکیت درمی آورد و گمان می برد که چیزی وجود ندارد و اگر وجود داشته باشد قابل شناختن نیست و اگر قابل شناختن باشد، قابل شناساندن نیست. اندیشمندان با دیدن این مسأله در پی چاره برآمده و سرانجام علم منطق را تدوین کرده­اند.
در تعریف علم منطق گفته شده: "منطق ابزاری است که به انسان نحوه درست اندیشیدن را یاد می دهد."
منطق
معنی مَنطِقَ: سخن گفتن - كلام (کلمه منطق و نيز کلمه نطق هر دو به معناي صوت يا صوتهاي متعارفي است که از حروفي تشکيل يافته و طبق قرارداد واضع لغت ، بر معنيهايي که منظور نظر ناطق است دلالت ميکند و در اصطلاح ، اين صوتها را کلام ميگويند )
معنی حَاجَّ: دلیل آورد - مجادله وستیز و گفتگوی بی منطق کرد
معنی مَا يَنطِقُ: سخن نمي گويد (کلمه منطق و نيز کلمه نطق هر دو به معناي صوت يا صوتهاي متعارفي است که از حروفي تشکيل يافته و طبق قرارداد واضع لغت ، بر معنيهايي که منظور نظر ناطق است دلالت ميکند و در اصطلاح ، اين صوتها را کلام ميگويند )
معنی مَا يَنطِقُونَ: سخن نمي گويند (در عبارت "مَا هَـٰؤُلَاءِ يَنطِقُونَ " .کلمه منطق و نيز کلمه نطق هر دو به معناي صوت يا صوتهاي متعارفي است که از حروفي تشکيل يافته و طبق قرارداد واضع لغت ، بر معنيهايي که منظور نظر ناطق است دلالت ميکند و در اصطلاح ، اين صوتها را کلام مي...
معنی لَا يَنطِقُونَ: سخن نمی گویند(کلمه منطق و نيز کلمه نطق هر دو به معناي صوت يا صوتهاي متعارفي است که از حروفي تشکيل يافته و طبق قرارداد واضع لغت ، بر معنيهايي که منظور نظر ناطق است دلالت ميکند و در اصطلاح ، اين صوتها را کلام ميگويند )
معنی لُقْمَانُ: نام يكي ازبندگان شايسته خداوند كه يكي از سوره هاي قرآن به نام اوست وبرخي از سخنان حكيمانه وي در اين سوره نقل شده است (از رسول خدا (صلياللهعليهوآلهوسلّم)نقل شده است كه:" به حق ميگويم که لقمان پيغمبر نبود ، و ليکن بندهاي بود که بسيار فکر ميکرد ، و يقين...
ریشه کلمه:
نطق‌ (۱۲ بار)

نطق ومنطق به معنی سخن گفتن است در قاموس گوید:« نَطَقَ یَنْطِقُ نُطْقاً وَ مَنْطِقاً وَ نُطُوقاً» یعنی تکلّم کرد با صوت و حروفیکه معانی با آنها فهمیده می‏شود. در مجمع ذیل . ازاهل عربیت نقل کرده که نطق در غیربنی آدم بکار نرود و در غیرانسان صوت گویند. راغب نیز آن را مسلم دانسته و گوید: درغیر انسان بالتبع گفته شود. ولی مجمع از مبرد نقل می‏کند: هرکه از خود چیزی را بیان کند ناطق و متکلم خوانده می‏شود رؤبه چنین گوید: لَوْأَنَّبی أُعْطیتُ عِلْمَ الْحُکْل عِلْمَ سُلَیْمانَ کَلامَ النَّمْلِ حکل آن است که صدایش شنیده نشود یعنی ایکاش علم حکل به من داده می‏شد مانند علم سلیمان به کلام نمل. ناگفته نماند قرآن کریم آن را در انسان، پرندگان، کتاب و هر شی‏ء بکار برده است . رفیق شما گمراه و منحرف نشده‏و از روی هوای نفس سخن نمی‏گوید. ابراهیم «علیه‏السلام» خطاب به بتها فرمود: . چه شده سخن نمی‏گویید؟ معلوم نیست آنهمه به صورت انسان بوده باشند. مناسب است ذیلا چند آیه را بررسی کنیم: 1- . سلیمان از داود ارث برد و گفت: ای مردم تکلم پرندگان به ما تعلیم شده و هر آنچه (لازم بود) به ماداده شده است آیه صریح است در اینکه پرندگان سخن می‏گویند و مافی الضمیر خویش را با صداهاییکه در می‏آورند بیان می‏دارند، امروز این مطلب برهمه روشن شده آواز مرغان صدای حیوانات همه سخن گفتن و تکلم آنهاست ولی ما از آنها سر در نمی‏آوریم. مرغ با جوجه‏اش و حیوانات با بچه هاشان و غیر بچه هاشان سخن می‏گویند. قرآن مبین طرح مسئله کرده تا مردم بدان پی ببرند، دانشمندان در این باره کتاب‏ها نوشته و زحمتها کشیده‏اند حتی در سخن گفتن مورچگان بوسیله شاخکها و زنبور عسل با رقص و غیرآنها. 2- . . آیات راجع به کتاب اعمال است که با انسان سخن خواهند گفت: نطق واستنتاخ می‏رساند که ضبط اعمال انسان بصورت ضبط صوت و فیلم سینماو بالاتر از آن است. تکامل عجیب 3- . در این دو آیه تصریح شده که گوشها و چشمها و پوستها روز قیامت بر اعمال آدمی گواهی دهند، ممکن است بگوییم مراد از شهادت، شهادت طبعی است مثل ضخیم شدن پوست دست کارگر ولی آیه بعدی می‏گوید: به پوستهای خود (پرخاش کرده) گویند: چرا بر علیه ما گواهی دادید؟! معلوم می‏شود که پوست با شعور بوده و سخن انسان را خواهد شنید، آنوقت جواب پوستها عجیب است که خواهند گفت: «أَنْطَقَتنَااللهُ الَّذی أَنْطَقَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ» خداییکه هر چیز را به سخن در آورده ما را به سخن و تکلم درآورد. از این روشن می‏شود که در قیامت تکامل بحدی خواهد رسید که همه چیز زنده و همه چیز ناطق و همه چیز با شعور خواهدبود و انسان با دست و پای خود سخن گفته و جواب خواهد شنید. در لفظ «جهنم» راجع به این مطلب توضیحی داده شده است نظیر این آیه است آیه . مشروح تکامل عجیب در کلمه «قیامت» دیده شود. به جان خودم قسم: اگر یک متفکر بی غرض در اینگونه آیات فکرکند و بداندکه این کلمات در موقعی طلوع کرده که در محیط تاریک عربستان جهل ونادانی برهمه چیز حکومت می‏کرد، شک نخواهد داشت در اینکه این سخنان از مبدء لایزال سرچشمه گرفته نه از بشر.
منطق ارسطو، مجموعه نوشته های ارسطو در علم منطق می باشد که توسط عبدالرحمن بدوی، تحقیق، تصحیح و ارائه شده است.
کتاب با مقدمه محقق آغاز گردیده و مطالب در هفت کتاب، در سه جلد، تنظیم شده است.
در مقدمه، توضیح مختصری پیرامون کتاب های گردآوری شده در این مجموعه، ارائه گردیده است.
جلد اول، شامل سه کتاب زیر می باشد: «المقولات»؛ «العبارة» و «التحلیلات الأولی». جلد دوم، دو کتاب زیر را در خود جای داده است: «التحلیلات الثانیة (کتاب البرهان)» و «طوپیقا» (مقاله اول تا هفتم) و جلد سوم، نیز دربردارنده کتاب های زیر است: «طوپیقا» (مقاله هفتم و هشتم)؛ «سوفسطیقا» و «ایساغوجی».
ابواب منطق را نزد ارسطو گاهی شش بخش، گاهی هفت یا هشت باب و گاه هشت باب دانسته اند. این ابواب عبارتند از: قاطیغوریاس (مقولات)، باری ارمینیاس (قضایا )، آنالوطیقای اول (قیاس)، آنالوطیقای دوم (برهان)، طوپیقا (جدل )، ریطوریقا (خطابه)، سوفسطیقا (مغالطه) و ابوطیقا (شعر). فارابی درباره ابواب منطق ارسطو می گوید: اجزای علم منطق از نظر ارسطو را می توان هفت یا هشت جزء دانست؛ چون اگر ابواب و اجزای منطق به اعتبار اسامی کتاب هایی باشد که توسط ارسطو در علم منطق تدوین شده است، ابواب و اجزای منطق هفت جزء است ؛ چون ارسطو بحث از قیاس و برهان را در یک کتاب آورده است و اگر اجزای منطق به اعتبار اغراض باشد، این علم دارای هشت جزء است. فرفوریوس که از تابعان ارسطو بود پانصد سال پس از وی بحث الفاظ و کلیات خمس را که ارسطو در باب معانی مفرده آورده بود، جدا کرد و در بابی مستقل و به منزله مدخلی بر منطق ارسطو قرار داد و آن را «ایساغوجی» نام گذاشت. با افزوده شدن این باب به ابواب هشت گانه منطق ارسطو، منطق دارای نه باب شد. منطق دانان این ابتکار فرفوریوس را کار نیکویی می شمارند و از این زمان به بعد مشهور شد که منطق دارای نه باب است و منطق دانان پرشماری به نُه بابی بودن منطق به این معنا اشاره کرده اند.
فارابی در بیان وجه هفت یا هشت بابی بودن منطق می گوید: غرض از منطق، شناخت جهات و اموری است که ذهن ما را به سوی پذیرش حکمی ایجابی یا سلبی سوق می دهند و نیز شناخت مقدمات آن جهات و آن امور؛ ازاین روی، اجزا و ابواب منطق به تعداد اقسام پذیرش ذهن و به تعداد اقسام اموری که در سوق دادن ذهن به حکمی نقش دارند و نیز به تعداد مقدمات این امور است و از آنجا که این امور پنج قسمند و سه مقدمه دارند، منطق هشت باب دارد که عبارتند از: جزء اول که معقولات مفرده را در بر دارد و کتاب مربوط به این جزء را «المقولات» می نامند ؛ جزء دوم که مشتمل بر مقدمات (قضایا و عبارات) است و کتاب ناظر به این جزء را «باری میناس» به معنای عبارت، می خوانند؛ جزء سوم که به تبیین امر قیاس مطلق می پردازد و نام کتاب آن «آنالوطیقای اولی»، به معنای تحلیلات بالعکس است؛ جزء چهارم که مشتمل بر تبیین امور براهین است و نام کتابش «آنالوطیقای ثانی» است؛ جزء پنجم که ناظر به اشیای جدلیه است و کتاب آن «طوبیقا» به معنای مواضع ، خوانده می شود؛ جزء ششم که امور مغالطی را در بر دارد و کتابش «سوفسطیقا» است به معنای مغالطاتی که به قصد افاده علم به کار رفته اند، ولی مفید نیستند؛ جزء هفتم که به اموری می پردازد که ذهن را به تصدیقات خطابیه سوق می دهند و نام کتاب آن «ریطوریقا» به معنای خطابیات و بلاغیات است و سرانجام جزء هشتم که مشتمل بر اموری است که با آن امور پذیرش ذهنی شعریات صورت می گیرد و کتاب آن را «ابوطیقا» به معنای شعریات می نامند. سپس فارابی می گوید: ارسطو کتاب قیاس و کتاب برهان را در یک کتاب قرار داده و هر دو را کتاب ثالث نامیده است و ازاین روی، طوبیقا (جدل) را کتاب چهارم و سوفسطیقا (مغالطه) را کتاب پنجم قرار داده است. پس اگر اجزای منطق را به اعتبار اسامی کتب در نظر آوریم، منطق دارای هفت باب است و اگر به اعتبار اغراض مختلف در نظر بگیریم، منطق دارای هشت باب است.
وقتی کلمه منطق و علم منطق بدون قید به کار می رود منظور همان منطق ارسطویی است که همان قوانین درست فکر کردن را به ما می آموزد. منطق ارسطویی از دو بخش تشکیل یافته است، بخش اول منطق صوری، در این بخش محتوای فکر مورد نظر نیست، بلکه آنچه مهم است فقط صورت و قالب فکر است. یعنی فقط به ما یاد می دهد که اگر می خواهی نتیجه درستی از یک استدلال بگیری، باید شرایطی که دارد رعایت کنی. بخش دوم منطق قدیم ارسطویی به نام صناعات خمس است که به بررسی مواد قیاس و استدلال پرداخته است.
منطق ارسطویی عبارت است از بحث تصورات، تصدیقات و قیاس ها از لحاظ صورت آنها نه از لحاظ ماده و عادتا منطق صوری به منطق ارسطو یا منطق قیاسات نیز اطلاق می شود.
طیبا، جمیل، فرهنگ فلسفی، مترجم، منوچهر صانعی دره بیدی، ص۶۱۵.
منطق مادی، منطقی است که دیگر به ظاهر استدلال ها و برهان ها کاری ندارد، کار ندارد به اینکه قیاس ما شکل اول است یا شکل دوم، به ظاهر و صورت استدلال نمی نگرد، بلکه می گوید: کار من این است که ببینم خود مواد تشکیل دهنده استدلال، آیا مواد درست و سالمی هستند؟ آیا آن مفاهیمی که در مقدمات و صغری کبری ها به کار می بریم، مقدمات عقلی و صحیح و واقعی هستند یا یک مشت اوهام و خیالات و امور کذبند.طرفداران این منطق گویند هرچقدر که صورت استدلال شما درست هم باشد و حتی اگر اساس منطق صوری نتیجه ما، نتیجه گیری بی عیب و نقصی باشد، اما ممکن است به ظاهر نادرست هم باشد و حتی اگر براساس به خاطر نادرست بودن مقدمات در واقع، نتیجه ای غیرواقعی به دست آید، هرچند که از لحاظ منطق صوری این نتیجه کاملا درست به نظر می آید. زیرا منطق صوری صرفا به ظاهر و نوع چینش نگاه می کند. اما به خود چیدن ها کاری ندارد.البته در مباحث منطق قدیم، عنوان مستقلی برای این منطق وجود ندارد و پرداختن به این منطق به صورت جدی توسط برخی فیلسوفان غربی از جمله فرانسیس بیکن و دکارت آغاز شد و توانست تا حدودی فکر منطق دانان را به خود مشغول نماید. اما هنوز هم نتوانسته به عنوان منطقی مستقل و صاحب نظام در مباحث منطقی ظهور داشته باشد. شاید علت اصلی این امر نداشتن انسجام و نظامی سازمان یافته برای این منطق است. زیرا تاکنون طرفداران این منطق نتوانسته اند آن را در قالب و شکل منسجمی همانند منطق صوری بیان کنند و شاید این کار اصولا قابل انجام شدن نباشد، چرا که پایه این منطق بر یک سری تذکرات است.شهید مطهری در این باره می فرمایند: این را هم عرض بکنم که علمای جدید نتوانسته اند برای منطق ماده مثل منطق صورت قاعده درست کنند و شاید هرگز قاعده پذیر نباشد یعنی فقط یک نوع تذکرات است.
مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۴، ص۵۷۴.
در موقع فکر کردن بشر از مواد فکری که در ذهن دارد استفاده می کند. یعنی ذهن این مواد خام را تحلیل و ترکیب می کند و از مجموع آنها امری جدید کشف می نماید، یعنی صغری و کبری چیده و مقدماتی آورده شده و از ترکیب آنها امر جدیدی حاصل می شود. در منطق صورت (منطق ارسطو) فقط به دنبال این هستیم که هنگام ترکیب این مواد و مقدمات صورت چگونه باشد، کدام یک مقدم و کدام موخر باشد کدام سالبه و کدام موجبه باشد، کدام کلی و کدام جزئی باشد مانند یک مهندس که فقط نقشه می دهد.در منطق صورت، جلوی ترکیب غلط افکار گرفته می شود. گاهی بحث ما بر روی خود موادی است که سقرار است ترکیب شوند: زیرا اشتباهات فکر بشر از دو راه است، یا از این طریق است که نظمش غلط است (منطق ارسطو) و یا از طریق اشتباه مواد فکری است.
مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۴، ص۵۷۴-۵۷۱.
...
منطق ارسطویی تأثیر عمیقی در فرهنگ اسلامی بر جای گذاشت و مسلمانان را به دو بخش مخالف و موافق تقسیم نمود. این مقاله به دیدگاه ابن خلدون در قبال منطق ارسطویی می پردازد. لازم به ذکر است که نقد منتقدان مسلمان از منطق ارسطویی در برخی از وجوه از نقد منتقدان معاصر متفاوت بوده است.
پژوهش گران در تعیین زمان ترجمه منطق ارسطویی به زبان عربی، اختلاف نظر دارند. برخی آن را به دوران اموی بازگردانده و برخی دیگر آن را در ابتدای دوران عباسیان می دانند. در هر حال منطق ارسطویی تاثیر عمیقی در فرهنگ اسلامی بر جای گذاشت و مسلمانان را به دو بخش مخالف با هم تقسیم نمود. دسته ای آنرا با شور و تعصب برگزیده و به صورت مکمل قرآن درآورند و برخی دیگر با انتقاد از این عمل، به مقابله با آن برخاستند و آن را مرادف بی دینی قرار دادند. چنانکه شعار ایشان چنین بود: «هر کس به منطق ارسطویی روی آورد، از دین خارج است.» منطقی زندقی است.مراد ما در این نوشتار بیان جزئیات جدل بین دو گروه منطق دانان و مخالفان آن در اسلام نیست. چه آنکه بیان آن در این مجال اندک بسیار دشوار است. در اینجا اکتفا به نکاتی می نماییم که به شکلی مستقیم به موضوع ما، یعنی دیدگاه ابن خلدون در قبال منطق ارسطویی مربوط می شود. لازم به ذکر است که نقد منتقدان مسلمان از منطق ارسطویی در برخی از وجوه از نقد منتقدان معاصر متفاوت بوده است. فلاسفه معاصر به جهت فراخوانی به منطق نوین که منطق علوم تجربی و مطالعات عینی است، از منطق ارسطویی انتقاد می نمودند. اما مسلمانان منتقد، غالباً انتقاد خود را به خاطر دفاع و حفظ سلامت نفوس انجام می دادند. از بین ایشان تنها می توان ابن خلدون را استثناء نمود. او با نقد منطق در صدد بیان ناتوانی آن از فهم حیات اجتماعی واقعیت موجود بود و در این زمینه شباهتی بسیار قابل توجه به فلاسفه معاصر دارد.ابن خلدون چنان که خواهیم دید، از نقد رایج بر منطق ارسطویی پیش از خود استفاده شایانی نموده و با انجام جرح و تعدیلاتی آنرا هماهنگ با اندیشه واقع گرایانه اجتماعی اش ارتقا بخشید. به نظر من تاثیر گذار ترین ایشان بر ابن خلدون، غزالی و ابن تیمیه بوده اند. آنها در واقع بزرگ ترین منتقدان منطق ارسطویی در سده های وسطی چه در اروپا و یا غیر آن در سرزمین های اسلامی می باشند و اگر چه منطق را صرفاً بنابر هدف دینی خود نقد نمودند، اما از برخی ابعاد به دیدگاه هایی نایل گردیدند که کم اهمیت تر از نظرات فلاسفه معاصر نمی باشد. اما پیش از بررسی دیدگاه غزالی و ابن تیمیه بهتر دیدم که کمی درباره شکاکینی که در نقد منطق بر آن دو مقدم بوده اند، و نیز نظر جاحظ اشاره کوتاهی نمایم.
علی الوردی، منطق ابن خلدون فی ضوء حضاراته و شخصیته، لندن (ط۲) درا کوفان، ۱۹۹۴، ص۴۹-۵۹.
شکاکین گروه شگفتی در جهان اسلام بودند. نقش ایشان در اندیشه و تمدن تا حد زیادی شبیه نقش سوفسطایی ها در تمدن یونانی بود. آنها کتاب های بسیاری در خصوص افکار خویش نگاشتند که از میان رفته و سوزانده شده است. از میان آنها تنها کتاب هایی از منتقدانشان که محتوی عباراتی ناقص و تحریف شده از اندیشه های ایشان است، باقی مانده است. از نام و نشان شخصیت های برجسته ایشان به شکلی یقینی اطلاعی در دست نیست. گویا که از بین ایشان صالح بن عبدالقدوس زندیق معروف و ابن راوندی که علمای بغداد نکات ناپسند او را در زمینه حکمت خالق روایت نموده اند. و محمد ابن زکریای رازی پزشک مشهور از زمره ایشان باشند.شکاکین وجه منطقی را که بر اذهان متکلمان زمان شان سیطره یافته بود، بی ارزش شمرده و آن را سلاحی در دست فرقه های رقیب هم یافتند. که نه حق را اثبات کرده و نه بهقین راهبر می گشت. آنها در این زمینه می گفتند که «هر چه از طریق جدل اثبات می شود، از طریق جدل هم نقض می گردد.» و به احتمال بسیاری غزالی از اندیشه های ایشان مطلع بوده و از نظر سلبی از آنها استفاده نموده است.شکاکین می گفتند که «ما ادیان، عقاید و سخنانی را یافتیم که در آن هر طایفه ای ادعا می نمود که اعتقاد وی از ابتدا موجود است. هر یک با دیگری به مناظره پرداخته و در نهایت به دو دسته در برابر هم منقسم می گشتند و چه بسا که بهاری نیروی جدل و بیان، گاهی این و گاهی دیگری برغم پیچیدگی و ابهام گفتارشان، در نظیر اموری که با حواس خود و بدیهیات عقلی و نیز حساب و به طور کلی در امور مبرهن به براهین آشکار، اختلاف نمی کنند. محال است که حق بر مردمان آشکار گردد و بی جهت با آن مخالفت نموده و راضی به هلاکت خود در دنیا و آخرت گردند.پس باید هر طایفه ای به تحقیق در ریشه های فکری خود و در آنچه که تصور می کند که حق است ولی مورد اختلاف است، بپردازد. و بسیاری را مشاهده می کنیم که به دنبال علم فلسفه بوده و با تبحر در آن، نفوس خود را به شناخت حقیقت و به جدا شدن از تمامی عامه متمایز ساخته اند و دیگرانی را می یابیم که در اوج مهارت و تبحر در علم کلام اند و بدان فخر می ورزند آنها می پندارند که توانسته اند که حق و باطل را از طریق براهین خود نمایان سازند. اما ما همگی ایشان چه فلاسفه و متکلمان را بیش از عامه مردم و افراد نادان در جدل و اختلاف یافتیم. پس اگر این براهین حق بودند، ایشان چنین اختلافات مدیدی متبلا نمی گشتند. فیلسوف و متکلم را چنان یافتیم که به سختی اعتقاد دارد و با مخالف آن به عداوت بر می خیزد و حیات خود را در آن صرف می کند. سپس با نظری رقیب مواجه می شود. و او با دشنی بسیار به جهت پیروزی رو بدان می کند و در مناظره به فاسد کردن آن و ابطال آن می کوشد. اینها همگی دلالت بر فساد ادله و نظایر آن دارد.»
احمد امین، ضحی الاسلام، (القاهرة)، ص۳۴۹-۳۵۰.
جاحظ چنانکه پیش تر در کتاب خود بیان داشتیم، علاقمند به بکارگیری قیاس منطقی در امری و نقیض آن بود. او در هر حال از معتزل بود و ایشان به وجه عام از منطق بیشترین استفاده را نموده و بدان ایمان داشتند. اما لازم به ذکر است که جاحظ مقلد کامل معتزله نبود. او از برترین نوآوران عقل گرایی بود که در برخی از دیدگاه ها با معتزله مخالف است.جاحظ دارای نظریه ای است که در آن با معتزله مخالفت نموده است.
شفیق جبری، الجاحظ معلم العقل و الادب، (دار المعارف بمصر)، ص۱۷۱.
...
مثنوی منطق الطیر یا مقامات طیور تالیف شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری در پایان قرن ششم و آغاز قرن هفتم هجری قمری است . این مثنوی از منابع عرفان اسلامی است .
کتاب با مدح خداوند , پیامبر اکرم (ص) و خلفای راشدین آغاز شده است . سپس چند حکایت برای متعصبین نقل کرده است .
پس از این سرآغاز، داستان اصلی منطق الطیر آغاز شده است . عطار نیشابوری همراه با داستان اصلی , حکایات عرفانی نیز نقل کرده است . هدهد رهبر , به همراه پرندگان به سمت قاف برای دیدار سیمرغ پرواز می کند. و هفت وادی را طی می کند . در پایان هفت وادی , سی مرغ به مقصد می رسند . و در آنجاست که پرنده ی سیمرغ را نمی یابند . و پرنده ی سیمرغ قله ی قاف , وجود عرفانی همان سی مرغ است .
شرح استاد شفیعی کدکنی از شروح مهم بر مثنوی منطق الطیر است
منطق الطیر عطار نیشابوری، مثنوی ای است به زبان فارسی که به گونه ای تمثیلی، منازل سیر و سلوک معنوی و سختی ها و شرایط آن و... را در قالب داستان پرندگان و از زبان آنها بیان کرده است.
نام این کتاب در آثار عطار، «مقامات طیور» و نیز «منطق الطیر» ذکر شده است.
مثنوی مزبور، در بحر رمل مسدس مقصور و مشتمل بر 4458 بیت است.
«منطق الطیر»، توصیفی است از سفر مرغان، به سوی سیمرغ و ماجراهایی که در این راه بر ایشان گذشته و دشواری های راه ایشان و انصراف بعضی از ایشان و هلاک شدن گروهی و سرانجام رسیدن «سی مرغ» از آن جمع انبوه، به زیارت «سیمرغ». در این منظومه، لطیف ترین بیان ممکن از رابطه حق و خلق و دشواری های راه سلوک عرضه شده است.
شیخ عطار، در تسمیه «منطق الطیر»، بی گمان منظورش زبان استعداد و ظهور مرتبه و مقام هر یک از مردان و روندگان طریق حقیقت است. در این مثنوی، عطار، از مقامات تبتل تا فنا و از سلوک و سیر الی الله و از هفت وادی سخن گفته و با آوردن حکایاتی کوتاه و شیرین، گفته های خود را تأیید کرده است، البته هم طرح کلی داستان و هم حکایت های ضمنی آن، در ادبیات فارسی، بی سابقه نیست؛ نخستین کسی که این داستان را مطرح کرده، ابوعلی سینا ست که روح را به مرغی تشبیه کرده است.
بداهت منطق یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای بی نیازی قواعد منطق از یادگیری است.
یکی از مباحثی که در بعضی از کتب منطقی مطرح می شود این است که آیا منطق و قوانین آن بدیهی است یا نه؟ بعضی بر این باورند که منطق بدیهی است و به تعلّم آن نیازی نیست، چرا که اگر بدیهی نباشد دور یا تسلسل لازم می آید که هر دو محال است؛ در نتیجه، منطق بدیهی است نه کسبی. برخی این نظریه را نپذیرفته و در دفع آن گفته اند: همه قوانین منطقی بدیهی نیستند تا از تعلم بی نیاز باشد و نیز همه قوانین منطق نظری نیست تا به دور یا تسلسل منتهی شود، بلکه بعضی از مباحث و قوانین منطقی بدیهی و بعضی دیگر نظری است که نظریات منطقی از بدیهیات آن استخراج می شود؛ مانند: شکل اول که بدیهی است و بقیه اشکال هم با برگشت به شکل اول، اعتبار پیدا می کند. برخی دیگر میان بداهت قوانین منطقی و نیاز به آنها فرق گذاشته اند؛ به این بیان که اگر فرض شود همه مباحث منطق بدیهی اند، باز علوم دیگر به منطق نیازمندند، گرچه به تعلم منطق هم حاجتی نباشد.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منبع ذیل استفاده شده است: قطب الدین رازی، محمد بن محمد، تحریر القواعد المنطقیه فی شرح رسالة الشمسیه.
وقتی می بینیم کسی سعی می کند گفتار خود را "منطقی" جلوه دهد و یا زمانی که متوجه می شویم فردی سعی دارد حوادث پیرامونش را "منطقی" تحلیل کند، اصلا تعجب نمی کنیم و حتی به فکرمان هم نمی رسد که این شخص هرگز حتی یک واحد درسی "منطق " را نگذرانده و شاید یک کتاب "منطقی"نیز نخوانده باشد، گویی برای تمام ما واضح است که "منطق"متعلق به نوع بشر است وهمه افراد مجازند از آن استفاده کنند.
این ویژگی " دانش منطق" که بر خلاف بسیاری از علوم دیگر، یک علم "بازاری" یا همه گیر است؛ یعنی تمام انسانها اعم از عالم و عامی یا قدسی و بازاری همه به قدر توانایی و استعداد خود تلاش می کنند از قواعد منطقی در گفتار و تفکرات خود استفاده کنند، باعث می شود بررسی تاریخچه این علم بسیار دشوار باشد و به راحتی نتوان سیر تکاملی منطق را بررسی کرد.
تقسیم منطق
برای رهایی از این مشکل منطق دانان از دو منظر به علم منطق می نگرند و براساس آن منطق را به دو دسته تقسیم می کنند : "منطق تکوینی" و" منطق تدوینی"
← منطق تکوینی
در میان منطق دانان، مشهور است که پایه گذار علم منطق، "ارسطو طالیس "حکیم و فلیسوف قرن چهارم پیش از میلاد بوده است و کتاب منطقی او که بعد از وی با نام "ارغنون " شهرت یافت اولین کتاب مستقلی است که در علم منطق تالیف شده است.البته در این که ارسطو پایه گذار منطق باشد اختلاف نظرهای اساسی وجود دارد اما این موضوع مورد اتفاق تمام مورخین و اهل منطق است که قدیمی ترین کتاب موجود درعلم منطق کتاب "ارغنون" است و تقریبا هیچ گزارش قابل اعتنایی نیز دیده نمی شود که وجود کتابی مستقل در منطق را پیش از تالیف "ارغنون "نقل کرده باشد؛ اگرچه در این موضوع نیز بعضی از منطق دانان احتمالاتی داده اند اما هیچ یک از این احتمالات از حدس و گمان فراتر نمی رود و نمی توان به آنها اعتنا کرد؛به طور مثال ابوعلی سینا در کتاب "منطق المشرقیین " احتمال می دهد که علم منطق با نامی دیگر پیش از تمدن یونان باستان وجود داشته است و گذشتگان ما از آن استفاده می کردند و به همین سبب است که اکنون فهم منطق برای ما آسان است؛ همچنین عده ای دیگر احتمال داده اند که در حمله اسکندر به ایران کتابهای منطقیی که در ایران باستان تالیف شده بود به آتن برده شد و ارسطو کتاب خود را با استفاده از آنها تهیه کرده است اما همانطور که گفته شد برای هیچ یک از این احتمالات دلیل و مدرک قابل توجهی وجود ندارد؛ خود ارسطو نیز در عبارتی که ابوعلی سینا از وی نقل می کند عدم تالیف کتابی منطقی پیش از خود را اینگونه بیان می کند: " ما از پیشینیان خود جز پاره ای قواعد پراکنده به ارث نبردیم اما منظم کردن آنها کاری بود که زحمات فراوان و بیخوابی های بسیار در راه آن کشیدیم" بنابراین به نظر می رسد که باید به گفته منطق دانان و ارسطو اعتماد کرد و "ارغنون"را اولین کتاب مستقل تالیف شده در منطق به حساب آورد.
پیشینه منطق قبل از ارسطو
...
تبصره و دو رساله دیگر در منطق، اثر عمر بن سهلان ساوی (متوفی 540ق)، مشتمل بر کتاب تبصره و دو رساله دیگر در موضوع منطق است. محمدتقی دانش‎پژوه (متوفی 1375ق)، تصحیح این اثر را به‎عهده داشته است.
کتاب با مقدمه‎ای کوتاه و پیشگفتاری تحقیقی قریب به شصت صفحه آغاز شده است. سپس کتاب تبصره و دو رساله منطق ساوی و تحقیق نقیض الوجود ارائه شده است.
در پیشگفتار ابتدا منطق چینی، هندی و یونانی معرفی شده و پس از آن دستگاه منطقی ارسطو، فارابی و ابن سینا مورد مطالعه قرار گفته است. مصحح، روش متأخران در منطق را با این عبارت ادامه می‎دهد: «ابن سینا در عروضیه که در بیست‎ویک سالگى نوشته است، از روش ارسطو پیروى کرد و با اختصار همه اجزای منطق را در آن آورد و در کتاب شفا به‎طور مبسوط از آن بحث نمود». سپس ابن سینا را بنیان‎گذار روش متأخران دانسته و دانشمندانى مانند غزالى و ساوى و دیگران را از پیروان او می‎داند.
در ادامه مباحث پیشگفتار، تاریخ پاره‎ای از مسائل منطقی، سرگذشت ساوی و کتاب‎های او و نسخه‎های مورد استفاده مصحح در تصحیح این اثر ذکر شده است.
الف)- «کتاب التبصرة»: کتاب تبصره همواره مورد توجه بوده و از کتاب‎های درسی بشمار می‎رفته است. ابن سهلان این کتاب را از روی کتاب بصائر خود که در چهار جا از آن یاد می‎کند و کتاب‎های ابن سینا نگاشته است.
نویسنده در ابتدای کتاب غرض از منطق را این‎گونه تبیین می‎کند: «غرض از منطق، شناخت این دو راه است؛ یعنى «قول شارح» و «حجّت» و جدا کردن آنچه راست است از این هر دو، از آنچه ناراست است». سپس پس از طرح مباحث مختلف منطق با طرح موضوع برهان و مغالطه و اقسام آنها کتاب را به پایان آورده است.
حمل در منطق به معنای بیان اتحاد است که به دو قسم حمل اولی و حمل شایع تقسیم می شود.
حکیمان و منطیقین در تبیین حمل اولی و حمل شایع می گویند: معنای حمل بیان اتحاد دو چیز است؛ زیرا حمل کردن چیزی بر چیز دیگر به این معنا است که، این یکی آن دیگری است. به تعبیر دیگر؛ حمل، «این همانی» است. این معنا در حقیقت دو چیز را طلب می کند؛ به بیان دیگر در هر حملی دو ادعا وجود دارد: یکی این که بین دو چیز (موضوع و محمول) تفاوت و تغایری وجود دارد؛ زیرا اگر هیچ تفاوت و تغایری نداشتند، دو چیز نخواهند بود. ادعای دوم این است که بین این دو اتحاد برقرار است. پس هر حملی خبر از وجود یک نوع اتحاد و یک نوع تغایر و تفاوت می دهد؛ حال اگر اتحاد آن دو (موضوع و محمول) فقط در مصداق باشد؛ ولی در مفهوم تفاوت و تغایر داشته باشند، در این صورت حمل را «حمل شایع صناعی» می گویند. این نام نیز به این مناسبت است که آنچه در استعمالات عرفی، رشته های علمی و صنایع علوم شیوع دارد همین نوع از حمل است. اما اگر این دو (موضوع و محمول) علاوه بر اتحاد در مصداق، در مفهوم نیز اتحاد داشته باشند، این نوع حمل را «حمل ذاتی اولی» می نامند.


منطق در دانشنامه ویکی پدیا

منطق
مَنطِق دانش شناسایی و ارائهٔ روش درست اندیشیدن (تعریف کردن و استدلال کردن) است. واژه منطق در زبان عربی به معنای سخن گفتن است، ولی دقیقاً معلوم نیست از چه زمانی معادل یونانی این واژه را برای مجموعه قوانین به کار برده اند. در گذشته منطق صرفاً شاخه ای از فلسفه شمرده می شد ولی از میانهٔ سدهٔ سیزدهم در ریاضیّات و در دهه های واپسین در علوم رایانه و از دهه ۱۳۶۰ در علوم شناختی نیز به آن می پردازند. منطق از نطق و به معنای گویش و گفتار است که شخص برای تفهیم مخاطب خود وی را با ادله گفتاری تحت تأثیر قرار می دهد و نیز خود شخص که حاضر به شنیدن گفته های مخاطب خود باشد او یک شخص (منطقی) می باشد.
گفتار اندر گویایی ارستو
روشنایی نامه ای بر اندر پیرامونِ گزارش (Περὶ Ἑρμηνείας) ارستو
پیش درآمدی بر فرزانگی ارستو.
از فواید آن تشخیص اندیشهٔ درست از اندیشهٔ نادرست است؛ و از لوازم آن انتقال اندیشه با کمک زبان است که از آن ها برای تعریف منطق هم بهره برده می شود.
تعبیر دیگری، منطق را خطاسنج اندیشه می نامد. منطق چارچوب های ویژه ای را کشف و معرّفی نموده است که اندیشه در آن قالب ها از خطا و بیراهه رفتن مصون می ماند.
البتّه تعریف دیگری هم از منطق می توان ارائه داد که بیش تر فیلسوفان اسلامی به کار می برند. آن ها در تعریف منطق می گویند که منطق ابزاری از سنخ قانون است که اندیشه را از افتادن در خطاها مصون نگه می دارد و آن را به سمت استدلال هایی کاملاً پایدار رهنمون می سازد؛ لذا اگر کسی به کلّی منطق را در استدلال هایش به کار برد، (البته در صورت صحت مواد) به هیچ وجه دچار خطا در تفکّر و مغالطه نخواهد شد.
عکس منطق
در منطق ریاضی، یک منطق ابرشهودگرایی، منطقی گزاره ایست که منطق شهودی را گسترش می دهد. منطق کلاسیک قویترین منطق ابرشهودگرایی سازگار است؛ لذا منطق های ابروشهودگرایی سازگار را منطق های میانه می گویند (این منطق ها، در میانه و بین منطق شهودی و منطق کلاسیک هستند).
یک منطق ابرشهودگرایی، یک مجموعهٔ L از فرمولهای گزاره ای در مجموعه ای شمارا از متغیرهای pi است که خواص زیر را برآورده می کنند:
چنین منطقی میانی است اگر علاوه بر این
هدف منطق احتمالاتی (یا استدلال احتمالاتی) (به انگلیسی: Probabilistic logic)، ترکیب ظرفیت نظریه احتمالات برای مهار کردن عدم قطعیتی است که در منطق استقرایی وجود دارد. نتیجه یک صورت گرایی غنی تر و گویاتر است با گسترهٔ وسیعی از حوزه های کاربردی. منطق های احتمالاتی سعی می کنند یک گسترش طبیعی از جدول های درستی/نادرستی که در منطق سنتی است پیدا کنند، در عوض نتایجی که تعریف می کنند از طریق عبارت های احتمالاتی به دست می آیند. یکی از دشواری های منطق های احتمالاتی این است که آن ها میل دارند پیچیدگی محاسباتی اجزاء احتمالاتی و منطقی خود را چند برابر کنند. مشکلات دیگر شامل امکان نتایج ضد شهودی، مانند آن هایی که در نظریه Dempster-Shafer هستند. نیاز به پرداختن به زمینه ها و مشکلات مختلف و بسیار متنوع، باعث ایجاد طرح های مختلفی از این نظریه شد.
عبارت «منطق احتمالاتی» برای اولین بار در نوشتاری توسط نیلز نیلسون در سال ۱۹۸۶ میلادی منتشر شد، که در آن مقدار حقیقت داشتن هر جمله/گزاره، یک احتمال است. تعمیم معنایی پیشنهاد شده موجب یک استلزام منطقی احتمالاتی می شود، که اگر احتمال تمام جملات صفر یا یک باشند به استلزام منطقی معمولی خلاصه می شود. این تعمیم به هر سیستم منطقی که می توان رابطهٔ منطقی بین یک مجموعهٔ محدود از جملات را برقرار کرد، اعمال شدنی است.
مفهوم محوری در نظریهٔ منطق انگاشتی (Subjective Logic) پندارهایی هستند در مورد بعضی متغیرهای گزاره ای مربوط به جملهٔ منطقی داده شده. یک پندار دوجمله ای به یک گزارهٔ واحد اعمال شده و به صورت یک گسترش سه بعدی از یک مقدار احتمال، بیان می شود تا درجات مختلف ناآگاهی از حقیقت داشتن گزاره را نشان دهد. این نظریه برای محاسبهٔ پندارهای مشتق شده بر اساس یک ساختار پندارهای بحث، عملگرهای منتاظری برای هر یک از عملگرهای منطقی (مانند AND و OR و XOR) پیشنهاد می دهد. همینطور در مورد عملگرهای استنتاج شرطی (MP) و ربایش شرطی (MT).
از صورت گرایی استدلال تخمینی که منطق فازی پیشنهاد داد، می توان استفاده کرد برای دست یافتن به منطقی که در آن مدل ها توزیع های احتمالاتی بوده و نظریه ها پاکت های زیرین هستند. در چنین منطقی، مسئلهٔ انسجام اطلاعات موجود کاملاً مرتبط است با انسجام یکی از واگذاری های جزئی احتمالاتی، و در نتیجه با پدیدهٔ کتاب هلندی.
شبکه های منطق مارکوف شکلی از استنباط غیرحتمی را بر اساس اصل حداکثر آنتروپی پیاده سازی می کنند—این ایده که احتمال ها باید طوری تخصیص داده شوند که آنتروپی به حداکثر برسد، در قیاس با روشی که زنجیره های مارکوف احتمال ها را به ترجمه های ماشین حالات متناهی تخصیص می دهند.
سیستم هایی مانند سیستم استدلال غیربدیهی (توسط Pei Wang) یا شبکه منطق احتمالاتی (یا PLN، توسط Ben Goertzel)، به وضوح یک رده بندی اطمینان اضافه می کنند، علاوه بر یک احتمال به هر ذره و هر جمله. قوانین استنتاج و استقرا، این عدم قطعیت، و در نتیجه مشکلات جانبی رویکردهای محض بیزی (شامل منطق مارکوف) را داخل می کنند، در حالیکه از تناقض های نظریه Dempster-Shafer نیز دوری می کنند. پیاده سازی شبکه منطق احتمالاتی سعی می کند با توجه به این گسترش ها، از الگوریتم های برنامه نویسی منطق استفاده کرده و نیز آن ها را تعمیم دهد.
در نظریهٔ مناظره احتمالاتی، احتمال ها بطور مستقیم به جملات متصل نشده اند. در عوض فرض شده است که یک زیرمجموعهٔ W {\displaystyle W}   از متغیر V {\displaystyle V}   مربوط به جملات، یک فضای احتمالاتی روی زیر-جبر سیگما متناظر تعریف می کند. این کار دو معیار مختلف احتمالاتی را در مورد V {\displaystyle V}   ایجاد می کند، که درجهٔ پشتیبانی و درجهٔ امکان خوانده می شوند. درجهٔ پشتیبانی را می توان به عنوان احتمال قابل اثبات بودن غیرافزایشی به شمار آورد، که مفاهیم نتیجه گیری منطقی معمولی (با V = { } {\displaystyle V=\{\}}  ) و احتمالات پسین (با V = W {\displaystyle V=W}  ) را تعمیم می دهد. این دیدگاه از لحاظ ریاضی با نظریه Dempster-Shafer سازگار است.
نظریهٔ استدلال مدرک گرا احتمالات احتمال (یا احتمالات شناختی) غیرافزایشی را به عنوان یک پندار عمومی برای پیامد منطقی (اثبات پذیری) و همچنین احتمال تعریف می کند. هدف این است که با در نظر گرفتن یک عملگرِ شناختی K که شرح دهنده وضعیت دانش یک نمایندهٔ عقلانی در مورد جهان است، استاندارد منطق گزاره ای را ارتقا دهیم. سپس احتمال ها بر روی این جهانِ شناختی Kp شامل همهٔ جملات گزاره ای p تعریف می شوند، و گفته می شود این بهترین اطلاعات قابل دسترسی برای یک تحلیل گر است. با این دیدگاه، نظریه Dempster-Shafer به شکل یک تعمیم از استدلال احتمالاتی ظاهر می شود.
طرح های بسیار زیادی برای منطق احتمالاتی پیشهاد شده است. آن ها را به سختی می توان در دو گروه مختلف طبقه بندی کرد: آن هایی که سعی می کنند یک بسط احتمالاتی از مفهوم پیامد منطقی بسازند، مثل شبکه منطق مارکوف، و آن هایی که سعی می کنند مسائلی با عدم قطعیت و نبود شواهد را هدف قرار دهند.
اینکه احتمال و عدم قطعیت، دقیقاً یک چیز نیستند، می تواند این طریق درک شود که بر خلاف ریاضیاتی شدن احتمال در عصر روشنگری، نظریه احتمالات ریاضیاتی تا همین امروز در دادگاه های جزایی برای برآورد کردن احتمال مجرم بودن یک متهم، کاملاً بلااستفاده بوده است.
بطور دقیق تر، در منطق مدرک گرا، نیازی به قائل شدن تفاوت بین حقیقت یک ادعا، و اطمینان داشتن به حقیقت آن نیست. بنابراین، غیرحتمی بودن مجرمیت یک متهم مثل تخصیص دادن یک احتمال عددی به ارتکاب جرم نیست. یک متهم یا مجرم است یا مجرم نیست، مثل سکه ای که یا شیر می آید یا خط. ممکن است با در نظر گرفتن یک مجموعهٔ بزرگ از متهمان، یک درصد خاصی از آن ها مجرم باشند، درست مانند احتمال شیر یا خط آمدن سکه. با این حال، درست نیست که این قانون میانگین را به تک تک متهمان بسط دهیم: یک متهم نمی تواند «کمی مجرم» یا «نیمه مجرم» باشد، همانطور که یک سکه نمی تواند «کمی شیر و کمی خط» باشد. تلفیق کردن احتمال و عدم قطعیت ممکن است در اندازه گیری علمی کمیت های فیزیکی قابل قبول باشد، اما در زمینهٔ استدلال «عقل سلیم» و منطق، یک خطا محسوب می شود. همانطور که در استدلال دادگاهی، هدفِ استفاده از برداشت های نامطمئن این است که مدارک و شواهدی برای ایجاد اطمینان به حدس یا ادعای موردنظر جمع آوری گردد، نه اینکه مستقیماً به صورت احتمالاتی به آن ها استناد شود.
منطِقُ الطَّیِّر یا مقامات الطیور منظومه ای است از عطار نیشابوری که به زبان فارسی و در قالب مثنوی در بحر رمل مسدس مقصور (محذوف) سروده شده است. کار سرودن این مثنوی در قرن ششم هجری قمری (۱۱۷۷ میلادی) پایان یافته است. ابیات این مثنوی را معمولاً بین ۴۳۰۰ تا ۴۶۰۰ بیت دانسته اند، از مثنوی های تمثیلی عرفان اسلامی به شمار می آید. مراحل و منازل در راه پوییدن و جُستن عرفان یعنی شناختن رازهای هستی در منطق الطّیر عطار هفت منزل است. او این هفت منزل را هفت وادی یا هفت شهر عشق می نامد.
بدیع الزمان فروزانفر، نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری
منطق الطیر، ناشر:انتشارات ماد، چاپ ۱۳۷۳، مقدمه
منطق الطیر، براساس نسخه پاریس، تصحیح و شرح: دکتر کاظم دزفولیان، انتشارات طلایه، تهران ۱۳۸۱.
هفت وادی به ترتیب چنین است: طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، و فقر که سرانجام به فنا می انجامد. در داستان منطق الطّیر، گروهی از مرغان برای جستن و یافتن پادشاهشان سیمرغ، سفری را آغاز می کنند. در هر مرحله، گروهی از مرغان از راه بازمی مانند و به بهانه هایی پا پس می کشند، تا این که پس از عبور از هفت مرحله، از گروه انبوهی از پرندگان تنها «سی مرغ» باقی می مانند و با نگریستن در آینه حق درمی یابند که سیمرغ در وجود خود آن هاست. در نهایت با این خودشناسی مرغان جذب جذبه خداوند می شوند و حقیقت را در وجود خویش می یابند.
پیتر بروک از نامدار ترین کارگردانان تئاتر جهان، در جشن هنر شیراز نمایشی بر اساس منطق الطیر عطار اجرا کرد.
منطق الطیر در عربی یعنی زبان مرغان. این تعبیر در قرآن (سورهٔ نمل، آیهٔ ۱۶) به کار رفته است. عطار در آثار خود از این کتاب با نام های مقامات طیور و منطق الطیر یاد کرده است. همچنین در پایان همین کتاب می فرماید:
منطق امری شاخه ای از علم منطق است که برای نوع خاصی از جملات غیرخبری یعنی جملات امر و نهی تدوین شده است. منطق امری، از منطق بایایی که به تکالیف می پردازد مستقل است. این منطق را نخستین بار هری گنسلر به طور رسمی تدوین نمود. تصدیقات در منطق امری، قابل تصدیق و تکذیب نیستند.
منطق صوری
منطق بایایی
منطق کاربردی
منطق مادی
منطق ریاضی
برهان خلف
اگر معنی A این باشد که «تو سیب می خوری»، آن گاه معنی A چنین خواهد بود: «سیب بخور» اگر معنیSاین باشد که «هوا آفتابی است»، آن گاه معنی S چنین خواهد بود: «هوا آفتابی باشد.» اگر معنی H این باشد که «تو تکالیفت را انجام می دهی»، آن گاه معنی ⌐H چنین خواهد بود «تکالیفت را انجام نده»؛ اگر معنیT این باشد که «تو به تفریح می روی»، آن گاه معنی ⌐T چنین خواهد بود: «به تفریح نرو». اگر بگوییم H→ T به این معنی است که «به تفریح برو، به شرطی که تکالیفت را انجام بدهی.»؛ این جمله از نظر مفهوم برابر با این جمله است: ⌐ T→ ⌐H یعنی «اگر تکالیفت را انجام ندهی، نباید به تفریح بروی.»
منطق انگارشی (Default Logic) گونه ای منطق غیر یکنواخت است که به صوری سازی استنتاج کردن با پیش فرض گرفتن انگاره ها می پردازد. عباراتی چون، به صورت پیش فرض چیزی درست است، به این نوع منطق اشاره دارد. برای نمونه «پرنده جانوری است که پرواز می کند» از این عباراتها است. این عبارت درست است در حالی که برای نمونه پنگوئن پرنده است و پرواز نمی کند. شاید عبارت بهتر بتواند این باشد: «پرنده ها بیشتر پرواز می کنند». افزودن واژگانی چون «بیشتر» و «به طور معمول» اشاره به پیش فرضی دارد که می گوید اگر استثناها را کنار بگذاریم، آن عبارت درست است.
G. Antoniou (1999). A tutorial on default logics. ACM Computing Surveys, 31(4):337-359.
منطق ترانزیستور-ترانزیستور (به انگلیسی: transistor–transistor logic) به اختصار تی تی ال (به انگلیسی: TTL)، یک کلاس از مدارهای منطقی ساخته شده از ترانزیستورهای دوقطبی پیوندی و مقاومت ها می باشد. نامیده شدن تحت عنوان منطق ترانزیستور-ترانزیستور به خاطر این است که هم عمل منطقی (به عنوان مثال عمل AND) و هم عمل تقویت کردن توسط ترانزیستورها انجام می گیرید. (برخلاف منطق مقاومت-ترانزیستور و منطق دیود-ترانزیستور)
مقاله transistor–transistor logic در ویکی پدیای انگلیسی
تی تی ال برای ایجاد خانواده تراشه (به انگلیسی: IC) که کاربرد زیادی دارد مثلاً در، رایانه، کنترل های صنعتی، تجهیزات تست و ابزار دقیق، لوازم الکتریکی مصرفی، سینتی سایزر و غیره قابل توجه است. نقش تی تی ال گاهی برای در نظر گرفتن تی تی ال سازگار با منطق، حتی زمانی که با مدار مجتمع تی تی ال مشارکت مستقیم نداشته باشد، استفاده می شود. برای مثال به عنوان برچسب بر ورودی و خروجی ابزارهای الکترونیکی هست.
تی تی ال توسط جیمز ال. بویی از تی آردابلیو در سال ۱۹۶۱ اختراع شد و در ابتدا منطق ترانزیستور-جفت ترانزیستور (به انگلیسی: transistor-coupled transistor logic (TCTL)) نامیده شد. اولین دستگاه تجاری تراشه تی تی ال توسط شرکت سیلونیا در سال ۱۹۶۳ تولید شد و خانواده منطق رده بالا جهانی سیلونیا نام گرفت. این قطعه از سیلوینا برای هدایت موشوک فینیکس مورد استفاده قرار گرفت. تی تی ال بعد از معرفی سری تراشه های ۵۴۰۰ توسط تگزاس اینسترومنتز با درجه حرارت نظامی در سال ۱۹۶۴ در طراحی الکترونیک متدوال شد، سپس در سال ۱۹۶۶ سری ۷۴۰۰ باریکتر و در بسته های پلاستیکی ارزان معین شد. اصطلاح TTL برای بسیاری از تولیدات موفق منطق bipolar دارای پیشرفتهای تدریجی در سرعت و اتلاف توان در حدود دو دهه به کار گرفته شد.
در رشته الکترونیک، منطق تزویج امیتری (ECL) یکی از سریع ترین منطق های ترانزیستوری دوقطبی در مدارهای مجتمع به شمار می آید. ECL از یک تقویت کننده تفاضلی ترانزیستور پیوندی دوقطبی فوق راه اندازی با ورودی تک سر و جریان امیتری محدود بهره می برد تا از ناحیه اشباع عملیات و قطع آن جلوگیری شود. وقتی که جریان بین دوپایه جفت تزویج امیتری هدایت شود، ECL را بعضاً منطق current-steering logic، current-mode logic یا current-switch emitter-follower (CSEF) logic می گویند. در منطق تزویج امیتری (ECL)، ترانزیستورها هرگز در حالت اشباع قرار نمی گیرند. ولتاژهای ورودی / خروجی دارای لرزش جزئی (V 0.8) هستند.
مقاومت ورودی بالا و مقاومت خروجی پایین است. در نتیجه، ترانزیستورها به سرعت تغییر حالت می دهند. تاخیرها در گیت کم و گنجایش خروجی (fan out) بالا می باشد. علاوه بر این، دریافت جریان ثابت تقویت کننده های تفاضلی تاخیرها و جهش های نامطلوب ولتاژ و نقص های فنی جزئی را که به دلیل اندوکتانس و ظرفیت خط تغذیه اتفاق می افتد، به حداقل خود می رساند. خروجی های مکمل با کاهش شمارش وارونگر (معکوس کننده) زمان انتشار مدار کل را کاهش می دهد. عیب اصلی ECL این است که همواره گیت ها در حال دریافت جریان هستند. این بدان معنی است که ECL نسبت به سایر منطق ها به برق خیلی بیشتری نیاز دارد. معادل منطق تزویج امیتری حاصل از FETها منطق همراه منبع (Coupled logic ـ source) یا SCFL نامیده می شود. نوعی از ECL که در آن همه مسیرهای سیگنال ها و ورودی ها گیت تفاضلی هستند، منطق سوئیچ جریان تفاضلی خوانده می شود.
هانون اس یورک (Hanon s.yourke) مهندس شرکت IBM در ماه آگوست ۱۹۵۶، ECL را اختراع کرد. این منطق که ابتدا منطق هدایت جریان نام داشت، برای کامپیوترهای IBM 7090 و IBM 7094 مورد استفاده قرار می گرفت. به این منطق مدار حالت جریان نیز می گفتند. از این منطق برای ساخت مدارهای ASIT در کامپیوترهای IBM 360/91 استفاده می شد. سوئیچ جریان یورک تقویت کننده تفاضلی بود که سطوح منطق ورودی آن نسبت به سطوح منطق خروجی اش متفاوت بود. با این حال، در عملیات حالت جریان، سیگنال خروجی شامل سطوح ولتاژی است که حدود سطح مرجع نسبت به سطح مرجع ورودی متفاوت است. در مدل یورک، سطوح مرجع ۲ منطق تا ۳ ولت با هم فرق دارند. در نتیجه، دو نوع مکمل مورد استفاده قرار گرفت:
یک نسخه NPN و یک نسخه PNP. خروجی NPN می توانست ورودی های PNP را حرکت دهد و بالعکس. ایرادات آن این است که ولتاژ منبع تغذیه متفاوت بیشتری نیاز است؛ و همچنین هم به ترانزیستور PNP و هم ترانزیستور NPN احتیاج است.
منطق توصیفی یا دی ال (Description Logic - DL) خانواده ای از زبان های نمایش دانش را در برمی گیرد که برای نمایش واژه ای و ساختارمند دانش در حوزه های عملی گوناگون مورد استفاده قرار می گیرد.
منطق محمولات
وب معانی نگر
شبکه های معنایی
هستی شناسی (رایانه)
زبان هستی شناسی وب
قاب
گرچه، به عنوان یک مبحث علمی، منطق توصیفی چندین دهه است، که وجود داشته، تنها در سالهای اخیر است که به صورتی وسیع مورد بررسی ها و استفاده های کاربردی گوناگون قرار گرفته است. تنظیم این گونه منطق ها با انگیزهٔ ایجاد یک بنیان صوری برای شبکه های معنایی آغاز گردید. اوّلین سیستم اجرا شده براساس دی ال کی ال-وان (KL-ONE) است، که تحت تأثیر کارهای انجام شده در زمینهٔ سیستم های قاب ها ایجاد شد. بعد از کی ال-وان به عنوان یک گام مهم آغازین، سامانه های متعدّدی بر پایهٔ منطق توصیفی طرّاحی و پیاده سازی شده است، که هر یک موضع متفاوتی را از نظر شرایط توان بیان گری، تمامیّت استدلال، و امکان پذیری استدلال ایجاب نموده است.
منطق توصیفی در مهندسی نرم افزار، پزشکی، کتابخانه های ارقامی، و سیستم های اینترنتی اطلاعات کاربرد دارد. همچنین، پردازش زبان های طبیعی، و نیز مدیریّت پایگاه های داده ها از جمله زمینه های دیگری ست که درآن ها منطق توصیفی را می توان به روش های مختلف مورد بهره برداری قرار داد.
منطق توصیفی فازی منطق فازی را با منطق توصیفی ترکیب می کند. از آنجا که مفاهیم مربوط به سامانه های هوشمند حدود و مرزهای دقیقاً تعریف شده ای را دارا نیست، جهت مواجهه با ابهامها و نادقیق بودن معیارهای عضویت به مؤلفهٔ منطق فازی نیز نیازمندیم.
منطق جبری یک شاخه در منطق ریاضی است که در آن معادلات با متغیرهای آزاد موضوع مطالعه هستند. می توان گفت منطق جبری به دو بخش تقسیم می شود "اول" مطالعهٔ جبرهایی که به نوعی به یک منطق مرتبط می شوند مثل جبر بولی که مربوط به منطق کلاسیک می شود و "دوم" منطق هایی که به یک سری از جبرها مربوط می شوند. آنچه که امروزه به عنوان منطق جبری کلاسیک شناخته می شود مربوط است به مطالعهٔ خواص جبری مدل های یک منطق و ارتباط آنها با قضایای نمایش پذیری و قضایای دوگان است.
جبر بولی
J. Michael Dunn; Gary M. Hardegree (2001). Algebraic methods in philosophical# logic. Oxford University Press. ISBN 978-0-19-853192-0.
Hajnal Andréka, István Németi and Ildikó Sain (2001). "Algebraic logic". In Dov M. Gabbay, Franz Guenthner. Handbook of philosophical logic, vol 2 (2nd ed.). Springer. ISBN 978-0-7923-7126-7.
منطق جدایی (به انگلیسی: Separation Logic) تعمیمی از منطق هور (Hoare logic) است که هدف اصلی ابداع آن، بررسی و وارسی ریاضی برنامه هایی است که داده ها را در حافظه تغییر می دهند و خانه های مختلف از حافظه هستند که در معرض تحول هستند. این منطق توسط جان سی رینولدز, Peter O'Hearn, Samin Ishtiaq و Hongseok Yang معرفی شده است.
گزارهٔ e m p {\displaystyle \mathbf {e} \mathbf {m} \mathbf {p} }   یک پشتهٔ خالی را نشان می دهد. یعنی پشته ای که هیچ خانهٔ آن، به متغیری اختصاص داده نشده باشد.
عملگر دوتایی ↦ {\displaystyle \mapsto }   نشان دهندهٔ یک اشاره گر است. یعنی متغیری به خانه ای از حافظه اشاره می کند.
عملگر دوتایی ∗ {\displaystyle \ast }   نشان دهندهٔ درستی دو عبارت در دو قسمت مجزای حافظه است.
عملگر دوتایی − ∗ {\displaystyle -\!\!\ast }   به این معنا است که اگر بتوانیم حافظه را طوری گسترش دهیم که عملگر اول برقرار باشد، عملگر دوم نیز ناگزیر برقرار است.
در برنامه هایی که از اشاره گر بهره می برند، استفاده از منطق های پیشین نظیر منطق هور ممکن نیست. علت آن است که در این جا، هر خانه از حافظه اهمیت دارد و باید زبان منطق مورد نظر، توانایی اشاره به قسمت های مختلف از حافظهٔ رایانه را داشته باشد. به این دلیل، نیاز به تعریف عملگری جدید حس شد. این احساس نیاز، منجر به تعریف عملگر ∗ {\displaystyle \ast }   شد که به صورت شهودی یعنی دو عملوند آن، در قسمت های مجزا از حافظهٔ پشته هستند؛ لذا، با شکل گیری این منطق و ابزارهای آن، وارسی الگوریتم ها و برنامه های موازی امکان پذیر شده است.
منظور ما در این جا از حالت، وضعیت مقادیر موجود در حافظهٔ تصادفی و همچنین حافظهٔ پشته است. اعلان P {\displaystyle P}   در منطق جدایی، تعدادی حالت را مشخص می کند که در آن ها P {\displaystyle P}   درست است. با تعریف استقرایی ساختار لغوی منطق جدایی، عبارت P ∗ Q {\displaystyle P\ast Q}   حالاتی را مشخص می کند که P {\displaystyle P}   در یک قسمت از ساختار حافظهٔ تصادفی/پشته و Q {\displaystyle Q}   در قسمتی کاملاً مجزا از آن درست باشد. پس تعریف استقرایی زبان منطق به این صورت است:
حال می توان این عملگرها را در مفاهیم منطق مرتبهٔ اول به کار برد و با آن عباراتی در مورد تأثیر یک برنامه بر حافظه گفت یا در بیان مشخصات حافظه استفاده کرد.
عصر شکوفایی یا عصر شرح، بسط و نظریه پردازی با ظهور ابن سینا آغاز می شود. ابن سینا با نگارش منطق الشفاء و بخش منطق الاشارات و التنبیهات، هم منطق ارسطو و شارحانش را کاملاً شرح و بسط داده و هم ابتکاراتی ارائه کرده است. ابن سینا در آغاز منطق شفا اشاره می کند که در این کتاب اسرار و لطایفی را وارد کرده که کتابهای موجود از آن خالی است.نبو
گرچه با مقایسه آثار منطقی فارابی و ابن سینا قاطعانه می توان گفت آراء فارابی در ابن سینا نافذ بوده است، وقتی حجم وسیع مطالب منطقی ابن سینا را با مباحث منطقی فارابی مقایسه می کنیم و تازه های تحقیقی ای که ابن سینا در ابتدای مدخل الشفاء بدان اشاره کرده است و به ویژه آنچه در الاشارات و التنبیهات آورده است، بررسی می کنیم، روشن می شود که واقعاً ابن سینا را باید پرچمدار تحول در منطق اسلامی دانست. این تحول، هم در ساختار منطق است و هم در محتوای آن. ابن سینا با متحول ساختن منطق در دو ساحت ساختار و محتوا منطق دانان پس از خود را تحت تأثیر منطق خویش قرار داده است.
ابن سینا در بعضی از آثارش، به ویژه منطق الشفاء مباحث منطقی را بر اساس منطق ارسطویی تنظیم و بر همان اساس مشی کرده است؛ اما در بعضی دیگر از آثارش، به ویژه در الاشارات و التنبیهات، احتمالاً تحت تأثیر فارابی، مباحث منطقی را سامانی دیگر بخشیده است. منطق ارسطویی در کل دو هدف اساسی را پی می جوید: یکی تعریف، تا از این طریق بخشی از مجهولات تصوری معلوم شود؛ و دیگری استنتاج، تا بخشی از مجهولات تصدیقی معلوم گردد. اصول روشهای رسیدن به این دو هدف در بخش تحلیلات ثانیه، یعنی کتاب برهان منطق ارسطو آمده است؛ از این روی شیخ الرئیس تصریح می کند که کتاب برهان مشتمل بر دو کتاب حد و برهان است. این دو هدف به صراحت در آثار فارابی و ابن سینا مطرح شده است.
پس از ابن سینا منطق دانان مسلمان در تدوین مباحث منطقی به دو دسته کلی تقسیم شده اند: یک دسته، آنها که همچنان به روش گذشته مباحث منطقی را دسته بندی کرده و مباحث تعریف را در بخش برهان آورده اند؛ مانند لوکری در بیان الحق بضمان الصدق، بهمنیار در التحصیل و محقق طوسی در اساس الاقتباس و در منطق التجرید؛ و دسته ای دیگر، مباحث تعریف را پیش از بخش قضایا مطرح کرده اند، مانند ابن حزم اندلسی در التقریب لحد المنطق، بغدادی در المعتبر، سهروردی در حکمة الاشراق، فخررازی در منطق الملخص، خونجی در کشف الاسرار، ارموی در مطالع الانوار و در بیان الحق و لسان الصدق، دبیران کاتبی در الشمسیة، ابهری در تنزیل الافکار و تفتازانی در تهذیب المنطق.
علم منطق کتابی است از هگل که دیدگاه او را درباره منطق شرح می دهد و در واقع نوعی هستی شناسی است که قیاس منطقی ارسطویی را به عنوان یک زیرمؤلفه و نه بنیاد منطق در نظر می گیرد.
ویکی پدیای انگلیسی
فلسفهٔ منطق شاخه ای از فلسفه است که به بررسی مسائل فلسفی ناشی از منطق می پردازد.
این رشته با منطق، فلسفه زبان و معرفت شناسی پیوندی نزدیک دارد.
برخی از چهره های برجستهٔ جهانی این شاخهٔ فلسفه عبارتند از: فرگه، راسل، کواین، تارسکی، دیویدسون، استراوسون و کریپکی.
این رشته در ایران در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا تدریس میشود.
سؤالاتی از قبیل اینکه: اعتبار یک استدلال به چه معناست؟ مراد از استنتاج یک گزاره از گزارهٔ دیگر چیست؟ صدق منطقی یک گزاره چه معنایی میدهد؟ چگونه می توان یک استدلال معتبر یا یک صدق منطقی را شناخت؟ کدام نظامهای صوری، منطق محسوب میگردند و چرا؟
واحد محاسبه و منطق (Arithmetic & Logic Unit) به اختصار (ALU)، مداری دیجیتالی است که عملیات حساب و منطق را انجام می دهد. یک قطعه اساسی از واحد پردازش مرکزی در کامپیوتر است. و حتی ساده ترین میکروپردازنده ها نیز دارای یک واحد محاسبه و منطق برای کارهایی از قبیل نگهداری زمان هستند. پردازنده های موجود درپردازشگر(CPU)های مدرن و و پردازنده های گرافیکی(GPU) داری واحد محاسبه و منطق قدرتمند و در عین حال پیچیده ای هستند. ممکن است هر قطعه دارای بیش از یک واحد محاسبه و منطق باشد. جان فون نویمن که یک ریاضی دان بود مفهوم ALU را در سال 1945، هنگامی که در حال نوشتن گزارش برای کامپیوتر جدید خود به نام EDVAC بود، مطرح کرد.
http://en.wikipedia.org/wiki/Arithmetic_logic_unit


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

منطق در دانشنامه آزاد پارسی

دانشی مشتمل بر مجموعه اصول و قواعدی برای درست اندیشیدن و مصون ماندن از خطای تفکر. دانستن منطق سنجه و مقیاسی را در اختیار آدمی می گذارد که هنگام اندیشیدن به هرموضوعی قادر به استدلال و استنتاج صحیح باشد. علی بن محمد جرجانی استرآبادی (متکلم و منطق­ دان شیعی) در تعریف منطق می گوید: "آلة قانونیة تعصم مراعاتها الذهن عن الخطا فی الفکر" یعنی منطق ابزاری است از نوع قاعده و قانون که مراعات کردن و به کار بردن آن ذهن را از خطای در تفکر نگه می دارد. به طور کلی منطق دو چیز را به انسان می­ آموزد: 1. راه صحیح تعریف کردن و شناساندن؛ 2. راه درست استدلال کردن برای اثبات یک مسأله.
حوزه­ های کارکردی منطق:
1.تعریف:
تعریف در حوزه ­ی مفاهیم (تصورات) و به معنای روش درستِ درک و شناسایی مفاهیم است. شکل­ های تعریف یک مفهوم به چهار صورت است: الف. جنس قریب + فصل قریب (حد تام)، مانند حیوان ناطق برای انسان؛ ب. جنس بعید + فصل قریب (حد ناقص)، مانند جسم ناطق برای انسان؛ ج. جنس قریب + عرضی خاص (رسم تام)، مانند حیوان کاتب برای انسان؛ د. جنس بعید + عرضی خاص (رسم ناقص)، مانند جسم کاتب برای انسان.
2. استدلال (یا: حجت/ احتجاج):
استدلال در حوزه ­ی قضایا (تصدیقات) و به معنای روش درستِ درک و شناسایی قضایا است. در استدلال، موضوعاتی مانند اقسام قضیه (حملی، شرطی)، مواد قضیه و صناعات_خمس (برهان، خطابه، جدل، شعر و سفسطه) مطرحند.
تاریخچه:
منطق در دوره­ هایی بخشی از فلسفه فرض می ­شده است و قواعد و قوانینش نخستین بار در یونان باستان و توسط ارسطو استخراج و تدوین شدند. عنوان منطق را اولین بار، در دوره­ ی فلسفه­ ی میان­ افلاطونی، شارحان یونانیآثار ارسطوبه این فن اطلاق کردند و بعد از اسکندر افرودیسی، استفاده از این اسم، عمومیت یافت. با شروع عصر "نهضت ترجمه"، متفکران مسلمان، برای منطق ارزش و اعتبار بالایی قائل بودند و گاهی آن را منطق و گاهی میزان می­ نامیدند. چنان­ که در نظرفارابی، این علم در راس تمام علوم جای دارد؛ زیرا احکام و قوانین منطقی در تمام علوم و رشته ­ها جاری و برقرار است. در نظرغزالی، منطق برای هرعلمی معیار است. و نزد برخی دیگر از فلاسفه، منطق، هنر اندیشیدن است.در جهان اسلام حکمای بزرگی مانند فارابی و بوعلی سینا نقش بسیاری در تکمیل این علم داشته اند.بزرگترین کتاب منطق که در میان مسلمانانتدوین شد، شفایابن سیناست که چندین برابرمنطق ارسطوست.بعد از این دوره و به تبع مسلمانان، نوشته های ارسطو درباره­ ی منطق، در دوره­یبیزانسی به صورت مجموعه ای یگانه تدوین و به نامارگانون (ارغنون) گردآوری شد. در قرن هجدهم، فیلسوف پرآوازه­یآلمانی،ایمانوئل کانت،ادعا کرد که منطق دیگر به پایان رسیده است و به چیزی بیش تر از منطق ارسطویی نیاز نیست. با این حال در پایان قرنِ نوزدهم انفجاری در دانش منطق روی داد و حجمِ انبوهی از مطالعات به آن افزوده شد. این پیشرفت ها با کارهایِ ریاضی­دان و فیلسوفِ آلمانیفرگهو شاگردِ انگلیسیِ او،راسل،آغاز شد. پس از آنها نیاز به کارهایِ دیگری در زمینه یمنطق احساس شد که در آغاز، شگفت یا غیرِ ضروری به نظر می رسید. انواعِ تازه ای از منطق (مانندِمنطقِ ربط،منطقِ زمان،منطقِ موجهات ومنطق های چندارزشی) در اثرِ این احساسکه منطقِ فرگه و راسل برایِ برخی اهداف یا نیازها کافی نیستند، پدید آمدند.
منابع:
درآمدی به منطق جدید: ضیاء موحد؛ سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چاپ اول: 1368. فلسفه ی منطق:هاک سوزان،ترجمه سید محمدعلی حجتی؛ کتاب طه، چاپ دوم: 1395. منطق صوری: محمد خوانساری؛ آگاه، چاپ سوم: 1359.

ارتباط محتوایی با منطق

منطق در جدول کلمات

منطق های در شرق تهران
لویزان
بدون ارتباط | بی منطق و نامناسب
نامربوط
خالق منطق الطیر
عطار
یکی از روشهای اثبات در علم ریاضی و منطق می باشد• این روش اثبات غیرمستقیم نیز نامیده می شود
برهان خلف

معنی منطق به انگلیسی

logic (اسم)
استدلال ، برهان ، منطق ، علم منطق
dialectics (اسم)
منطق

معنی کلمه منطق به عربی

منطق
منطق
منطقي
احمق
هراء

منطق را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی منطق

محیا ٠٢:١٥ - ١٣٩٥/١٢/١٦
برخلاف باور اشتباه مردم این واژه از اساس پارسى و پهلوى ست و معرب واژه مَنْتیک Mantik در پهلوى ست به معناى منسوب به اندیشه ، مربوط به اندیشیده ها ، دانش اندیشیده ها - تازیان (اربان) این واژه را از پهلوى برداشته معرب نموده و گفته اند : المنطق ، منطقىّ ...
این واژه از ریشه نَطَقَ به معنى سخن گفتن نیست و نسبت به آن نامربوط و بى مناسبت است. در پهلوى مَنیدن Manidan (مَنیتن) : اندیشیدن ، فکر-تعقل-تأمل-توجه-درک-ملاحظه کردن ، در اوستا مَن Man ریشه ى این کُنش است و مَنْتْ Mant صفت مفعول آن یعنى اندیشیده شده ، تعقل-تأمل
شده ، مَنْتیک Mantik : مَنْتْ + ایک ik (صفت ساز) : منسوب به اندیشیده شده ، مربوط به اندیشگان - پس شایسته ایران و ایرانیان است که بنویسند و بخوانند : مَنتیک Mantik . همتایان آن در پارسى اینهاست: بیژِه Bizheh و بیرسا Birsa (کردى: منطق) پیوین Pivin (کردی: په
یوین: منطق) تارکیکا Tarkika (سنسکریت: منطق) پدمان گُوِشنى Padmangoveshni (پهلوى: دانش منتیک(منطقx) چیم گُواکى Chimgovaki (پهلوى: دانش منتیک (منطقx) ، چیمیکى Chimiki (پهلوى: منتیک (منطقx) ، عقلانیت) ، سَخْوَن Saxvan (پهلوى: منتیک(منطقx) ، عقیده ، رأى ، سخن
، کلام و ...) ، گُواکى Govaki (پهلوى: منتیک(منطقx) ، استدلال ، وضوح ، فصاحت و ...)
|

پارسا ١٧:٢٩ - ١٣٩٦/٠٤/٠١
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
بیژِه، بیرسا (کردی)
پیوین pivin (کردی: په یوین)
تارکیکا (سنسکریت)
|

ابراهیمی پور ١٠:٥٨ - ١٣٩٦/٠٩/٢٧
منطق به معنی � علم منطق� همان �دانش درست اندیشی� است.
واژگان زیر با زبان روز مردم آشنایی بیشتر دارد:
درست اندیشی
برهان
پروهان
واژگان زیر نیز پیشنهاد می شوند:
پرهان ( Porhan)
پروان (Porvan)
|

پوریا13 ٠٤:١٤ - ١٣٩٧/١١/١١
از فواید منطق تشخیص اندیشهٔ درست از اندیشهٔ نادرست است؛ و از لوازم آن انتقال اندیشه با کمک زبان است که از آن‌ها برای تعریف منطق هم بهره برده می‌شود.
|

شهریار آریابد ٠٩:٤٩ - ١٣٩٧/١٢/٢١
در پهلوی " کرویز " ، نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
|

پیشنهاد شما درباره معنی منطق



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

علی > Fat chance
mina > you won
حدیث > مهرسام
علیرضا > awesome
golzar > vituperation
مریم مختارزاد > surreal
میدیا > bachache
ارغوان > switch

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آموزش منطق   • منطق ارسطویی   • کتاب منطق   • اصول منطق   • انواع منطق   • منطق اسلامی   • منطق و فلسفه   • نرم افزار منطق   • معنی منطق   • مفهوم منطق   • تعریف منطق   • معرفی منطق   • منطق چیست   • منطق یعنی چی   • منطق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی منطق
کلمه : منطق
اشتباه تایپی : lkxr
آوا : manteq
نقش : اسم
عکس منطق : در گوگل


آیا معنی منطق مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )