برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1288 100 1

منظم

/monazzam/

مترادف منظم: آراسته، بسامان، پرداخته، باترتیب، مرتب، منتظم

متضاد منظم: پراکنده، نابسامان، نامنظم

برابر پارسی: پشت سرهم، پیاپی، آراسته، پیراسته، پرداخته، بسامان، سازمند، سامانمند

معنی منظم در لغت نامه دهخدا

منظم. [ م ُ ن َظْ ظَ ] (ع ص ) آراسته و مرتب و نیک مرتب شده ومردف و مسلسل و به خوبی ترتیب داده شده. (ناظم الاطباء). به سامان. به نظم. بانظم. (یادداشت مرحوم دهخدا).
- منظم شدن ؛ مرتب شدن. به سامان شدن. نظم و ترتیب یافتن.
- منظم کردن ؛ مرتب کردن. نظم و ترتیب.
|| جواهر به رشته کشیده. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) :
یعنی برسان به حضرت شاه
این عقد جواهر منظم.
خاقانی.
|| سخن موزون و مرتب. (آنندراج ) (از منتهی الارب ). رجوع به تنظیم شود. || (اِ) جایی که در آن چیزی را مرتب می کنند. (ناظم الاطباء). رجوع به مدخل بعد شود.

منظم. [ م َ ظِ ] (ع اِ) جای نظم. ج ، مناظم. (از اقرب الموارد). رجوع به معنی آخر مدخل قبل شود.

منظم. [ م ُ ظِ ] (ع ص ) ماهی یا سوسمار نظام برآورده و نظام خط سپید رشته دار که از دم تاگوش ماهی و سوسمار باشد. (آنندراج ) (از منتهی الارب ). ماهی یا سوسمار نظام دار. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به مدخل بعد شود. || دجاجة منظم ؛ ماکیانی که در شکم وی تخم پدید آمده باشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به انظام شود.

منظم. [ م ُ ن َظْ ظِ ] (ع ص ) ماهی نظام دار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به مدخل قبل شود.

معنی منظم به فارسی

منظم
بانظم وترتیب، آراسته ومرتب
( اسم ) محل نظم جمع : مناظم .
ماهی نظام دار .
یا اعتصاب وحشی . مقابل اعتصاب منظم .
[regular forest] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] جنگلی که درختان هر اُشکوب آن ازنظر بلندی و قطر وضعیت تقریباً یکسان داشته باشند
[regular transport] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] جابه جایی مسافر براساس مسیر و جدول زمانی مشخص
[regular block] [شیمی] دسته ای در ساختار شیمیایی بسپارها که تنها با یک نوع تکپار در یک توالی آرایشمند قرار دارد
[regular space] [ریاضی] یک فضای توپولوژیکی که در آن هر مجموعۀ بسته و هر نقطه ای در خارج آن مجموعه همسایگی های باز جداازهم داشته باشند
[regular graph] [ریاضی] گرافی که درجۀ همۀ رأس های آن برابر باشد
[semiregular group] [ریاضی] گروهی جای گشتی که در آن تنها عضوی از گروه که نقطۀ ثابت دارد جای گشت همانی است
[regular representation] [ریاضی] فرمول دار متـ . نمایش منظم گروه regular representation of a group

معنی منظم در فرهنگ معین

منظم
(مُ نَ ظَّ) [ ع . ] (اِمف .) مرتب شده .

معنی منظم در فرهنگ فارسی عمید

منظم
با نظم وترتیب، آراسته و مرتب.

منظم در جدول کلمات

منظم شدن و با هم جور شدن
انسجام
منظم و آراسته
مرتب
منظم و مرتب
اراسته
از جمله نشریاتی که سازمانها و بنگاههای بزرگ اقتصادی | دولتی و یا انتشار منظم و به صورت مداوم منتشر می کنند
خبرنامه
از جمله نشریاتی که سازمانها و بنگاههای بزرگ اقتصادی دولتی یا خصوصی با ترتیب انتشار منظم و به صورت مداوم منتشر می کنند
خبرنامه

معنی منظم به انگلیسی

square (صفت)
گوشه دار ، منصف ، حسابی ، منظم ، برابر ، چهار گوش ، مربع ، راست حسینی ، جذر ، چارگوش
arranged (صفت)
مرتب ، منظم ، سر براه
ordered (صفت)
مرتب ، منظم ، موظف ، سفارش داده شده ، فرموده ، دارای نظم و ترتیب
regular (صفت)
حقیقی ، معین ، مرتب ، منظم ، عادی ، متقارن ، پا بر جا ، با قاعده
orderly (صفت)
گماشته ، مرتب ، منظم
in good order (صفت)
منظم
businesslike (صفت)
منظم ، دارای صورت کار عملی

معنی کلمه منظم به عربی

منظم
بنظام , نظامي
اِتَّسَقَ
رتبة , مرتب
موکب
الجولة المکوکية

منظم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

متین
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
یوژمند (یوژ از اوستایی: یوز= نظم + «مند»)
سارْگمَند، (سارگ از سنسکریت: سارگَ = نظم + «مند»)
بِهاپمَند (بهاپ از سنسکریت: بْهاوَ= نظم + «مند»)
سِغامور (سغام= نظم؛ کردی، لری + «اور»)
ریکوپمند (ریکوپ از کردی: ریکوپیکی= نظم + «مند»)
پیوهامند pyuhãmand (پیوها از سنسکریت: ویوها= نظم + «مند»)
هومن دبیر
یوژمند
شهریار آریابد
در پارسی " راینشدار " از بن راینیدن به چم نظم دادن
جمشید احمدی
منظم = پیرشته/پی رشته
لادن
مرتب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• منضم   • منظم و مرتب در جدول   • عبارت منظم در نظریه زبانها   • منظم به انگلیسی   • عبارات منظم   • معنی منظم   • مفهوم منظم   • تعریف منظم   • معرفی منظم   • منظم چیست   • منظم یعنی چی   • منظم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی منظم
کلمه : منظم
اشتباه تایپی : lkzl
آوا : monazzam
نقش : صفت
عکس منظم : در گوگل

آیا معنی منظم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )