برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1321 100 1

منفعت

/manfa'at/

مترادف منفعت: بهره، سود، فایده، مداخل، نفع، ربا، ربح، کرایه، رجحان، مزیت

متضاد منفعت: مضرت

برابر پارسی: سود، بهره، هوده

معنی منفعت در لغت نامه دهخدا

منفعت. [ م َ ف َ ع َ ] (ع اِ) سود و فایده و نفع و حاصل. (ناظم الاطباء). منفعة. بهره. بر. سود. عائد. خلاف مضرت. ج ، منافع. (یادداشت مرحوم دهخدا) :
از منفعت دریا وز مردم دریا
بسیار که و پیش خرد منفعتش مه.
منوچهری.
در بسیارش مضرت اندک نیست
در اندک او منفعت بسیار است.
ابوعلی سینا.
اندر او خیر نیست مضرت هست منفعت نه.
(الابنیه چ دانشگاه ص 212).
منفعت خویش از آن میان بجوی. (قابوسنامه چ نفیسی ص 22). بدان نزدیک باشد که مردم را به منفعت نزدیک گرداند. (قابوسنامه ایضاً ص 22). نه من منفعت همه از دوستان یابم. (قابوسنامه ایضاً ص 23).
نیاید آن نفع از ماه کآید از خورشید
اگرچه منفعت ماه نیست بی مقدار.
ابوحنیفه ٔ اسکافی.
ایزد یکی درخت برآورد بس شریف
از بهر خیر و منفعت خلق در عرب.
ناصرخسرو.
بی سود بود هرچه خورد مردم در خواب
بیدار شناسد مزه از منفعت و سود.
ناصرخسرو.
پس حاسّتی که اندر آن مر او را منفعت بیشتر است شریفتراست. (زادالمسافرین ناصرخسرو چ برلین ص 16). شرف آن بر یکدیگر به منفعتها و مضرتهاست. (زادالمسافرین ناصرخسرو ایضاً ص 16). منفعت آن نیز چنان ظاهر نیست که منفعت حجامت. (کیمیای سعادت چ احمد آرام ص 825). منفعت آن نادر بود. (کیمیای سعادت ایضاً ص 826). صواب و منفعت وی در دین و دنیا در آن است که چیزی فراوی دهد. (کیمیای سعادت ایضاً ص 83).
از سراب آبگون کس را نباشد منفعت
زآنکه اندر شأن بدخواهان او آمد سراب.
امیر معزی (دیوان چ اقبال ص 75).
تویی آن شاه که بی نام تو و دیدن تو
برود فایده و منفعت از سمع و بصر.
امیر معزی (ایضاً ص 217).
آن را عمده ٔ هر نیکی... و راهبر هر منفعت و مفتاح هر حکمت می شناسند. (کلیله و دمنه ). هیچ خدمتکار اگرچه فرومایه باشد از... جذب منفعتی خالی نماند. (کلیله و دمنه ). از غایت نادانی است طلب منفعت خویش. (کلیله و دمنه ).
ورنه بگذار ز آنکه می گذرد
خیر چون شر و منفعت چون ضر.سنائی ...

معنی منفعت به فارسی

منفعت
آنچه موجب نفع بشود، فایده، سود، بهره، منافع جمع
( اسم ) سود بهره فایده جمع : منافع .
( صفت ) که سود بسیار دارد پر سود .

معنی منفعت در فرهنگ معین

منفعت
(مَ فَ عَ) [ ع . منفعة ] (اِ.) سود، فایده .

معنی منفعت در فرهنگ فارسی عمید

منفعت
۱. آنچه موجب نفع بشود، فایده، سود، بهره.
۲. (اسم مصدر) سودمند بودن.

منفعت در جدول کلمات

معنی منفعت به انگلیسی

gain (اسم)
افزایش ، حصول ، استفاده ، سود ، منفعت ، فایده ، صرفه ، نفع ، بهره تقویت ، غرض
use (اسم)
عادت ، استفاده ، تمرین ، سود ، منفعت ، فایده ، کاربرد ، استعمال ، خاصیت ، مصرف ، اطلاق
benefit (اسم)
استفاده ، مزیت ، سود ، منفعت ، مصلحت ، خیر ، احسان ، مزایا ، اعانه ، نمایش برای جمعاوری اعانه ، افاضه
advantage (اسم)
سبقت ، مزیت ، برتری ، سود ، منفعت ، فایده ، صرفه ، حسن ، تفوق ، بهتری
profit (اسم)
مزیت ، برتری ، سود ، منفعت ، فایده ، نفع

معنی کلمه منفعت به عربی

منفعت
منفعة
مربح

منفعت را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• منفعت طلب در جدول   • معنی تره   • معنی منفعت طلب   • معنی پرمنفعت در جدول   • منفعت طلبی   • معنی منفک   • سود و فایده در جدول   • مفهوم منفعت   • تعریف منفعت   • معرفی منفعت   • منفعت چیست   • منفعت یعنی چی   • منفعت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی منفعت
کلمه : منفعت
اشتباه تایپی : lktuj
آوا : manfa'at
نقش : اسم
عکس منفعت : در گوگل

آیا معنی منفعت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )