انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 954 100 1

مهذب

/mohazzab/

مترادف مهذب: پاک، پاکیزه، پاکیزه خو، طاهر، طیب، منزه، نزه، نظیف، نمازی، پیراسته، تربیت یافته ، بی عیب، منسجم

متضاد مهذب: ناپاک، نامهذب

برابر پارسی: پیراسته، پاک، پاکیزه

معنی مهذب در لغت نامه دهخدا

مهذب. [ م ُ هََ ذْ ذِ ] (ع ص ) پاک کننده از عیوب. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).

مهذب. [ م ُ هََ ذْ ذَ ] (ع ص ) مرد پاکیزه خوی. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). پاک کرده شده از عیوب. (غیاث اللغات ). پیراسته. دارای اخلاق نیک. پاکیزه : مدتی دیگر شاگردی کند تا مهذب تر گردد. (تاریخ بیهقی ص 373). و چنین چیزها از وی آموختندی که مهذب تر و مهترتر روزگار بود. (تاریخ بیهقی ص 152). لاجرم حقهای آن پیر مشفق نگاه داریم در فرزندان وی که پیش مایند و مهذب گشته در خدمت. (تاریخ بیهقی ). أین الرجال المهذبون. (تاریخ بیهقی ص 383).
هرگز نگشت نیک و مهذب نشد
فرزند نابه کاره به احسنت و زه.
ناصرخسرو.
در دولت و سعادت صاحب
کآداب از او شده ست مهذب.
مسعودسعد.
زینت ملوک خدمتکاران مهذب و چاکران کاردانند. (کلیله و دمنه ).
چون مهذب مراست وآن دو نه اند
عافیت هست و دردمندی نیست.
خاقانی.
او مهذب گشته بود و آمده
کبر را و نفس را گردن زده.
مولوی.
خرمهذب گشته و آموخته
خوان نهاده ست و چراغ افروخته.
مولوی.
- مهذب اقوال ؛ پاکیزه گفتار : هیچکس از خود داناتر دیده ای و مهذب اقوال وافعال تر از خود شنیده ای ؟ (سندبادنامه ص 287).
- مهذب الاخلاق ؛ خوش خلق و نیک صفت. (غیاث اللغات ) : به تأدیب و تهذیب و ترشیح خواجه ٔ خویش مهذب الاخلاق گشته. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).

مهذب.[ م ُ هََ ذْ ذَ ] (اِخ ) (پهلوان... خراسانی ) در زمان شاه شجاع والی ابرقوه بود. امیرتیمور نیز هنگامی که به فارس آمد او را همچنان در حکومت باقی گذاشت و از آنجا که استقلال گونه ای به هم رسانیده بود، شاه یحیی به حیله او را به یزد فراخواند و به قتل رسانید. (از تاریخ گزیده چ لندن ص 742) (از حبیب السیر چ خیام ج 3ص 316، 317 و 320) (از تاریخ عصر حافظ صص 366-412).

معنی مهذب به فارسی

مهذب
پاکیزه شده ازعیب ونقص، خوش اخلاق، پاکیزه خوی
( اسم ) ۱ - پاکیزه گردیده پاک شده ( از عیوب ) پیراسته . ۲ - تربیت یافته دارای اخلاق نیک : [ و زینت و زیب ملوک خدمتگاران مهذب و چاکران کافی کار دانند . ] جمع : مهذبین
در زمان شاه شجاع والی ابرقوه بود . امیر تیمور نیز هنگامی که به فارس آمد او را همچنان در حکومت باقی گذاشت و از آنجا که استقلال گونه ای به هم رسانیده بود شاه یحیی به حیله ای او را به یزد فرا خواند و به قتل رسانید .
نام کامل آن مهذب الاسمائ فی مراتب الحروف و الاشیائ است . کتابی است در لغت عربی به فارسی شامل دو قسمت : اسمائ و حروف . این کتاب بیست و هشت باب دارد و هر باب آن به سه بخش تقسیم میشود که بر حسب حرکت حروف اول اسمائ مرتب شده است . فصلی در آغاز آن به نامهای خدا اختصاص داده شده و نیز خاتمه ای در اصطلاحات متفرقه دارد . مولف کتاب محمود بن عمر بن محمود بن منصور است .
ابوالحسن علی بن نصر امیر بطیحه بود القادر بالله خلیفه عباسی پیش از خلافت در عهد الطائع لله مدتی در پناه مهذب الدوله بود . مهذب الدوله به عدل و بذل معروف بود .
یاقوت بن عبدالله ابوالدر رومی شاعر بود .
حسن بن علی مکنی به ابو محمد

معنی مهذب در فرهنگ معین

مهذب
(مُ هَ ذَّ) [ ع . ] (اِمف .) پاکیزه شده از عیب و نقص .

معنی مهذب در فرهنگ فارسی عمید

مهذب
۱. پاکیزه شده از عیب ونقص.
۲. خوش اخلاق، پاکیزه خوی.

معنی مهذب به انگلیسی

polite (صفت)
خلیق ، معقول ، خوشخو ، خوشرفتار ، سر براه ، با ادب ، مودب ، خوش معاشرت ، مهذب ، با نزاکت ، مبادی اداب
cultured (صفت)
تربیت شده ، پرورده ، تحصیل کرده ، مهذب
reformed (صفت)
تصحیح شده ، مهذب ، تعمیرشده ، ارشاد شده
refined (صفت)
لطیف ، مهذب ، پالوده

معنی کلمه مهذب به عربی

مهذب
مثقف , مصفي

مهذب را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی مهذب



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• محذب   • معنی کلمه معذب   • معنی مهذب   • مفهوم مهذب   • تعریف مهذب   • معرفی مهذب   • مهذب چیست   • مهذب یعنی چی   • مهذب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مهذب
کلمه : مهذب
اشتباه تایپی : libf
آوا : mohazzab
نقش : صفت
عکس مهذب : در گوگل


آیا معنی مهذب مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )