برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1319 100 1

مهربان

/mehrabAn/

مترادف مهربان: باعاطفه، آزرم جو، بامهر، بامحبت، پرعاطفه، حفی، حمیم، خوش خو، دلسوز، رحیم، رقیق القلب، شفیق، عاطفی مزاج، نرم دل، عطوف، غمخوار، مشفق، مهرور، مهرپرور، مهرورز، نازک دل

متضاد مهربان: جفاپیشه، نامهربان، جور، جفا

معنی اسم مهربان

اسم: مهربان
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: mehr (a) bān) با محبت، با مهر، نیکی کننده، رحم کننده، (در عرفان) مهربان صفت ربوبیت را گویند - دارای محبت و عاطفه

معنی مهربان در لغت نامه دهخدا

مهربان. [ م ِ ] (ص مرکب ) بامحبت.بامهر. عاطف. عطوف. (دهار). مشفق. شفیق. (منتهی الارب ). حفی. رؤوف. (ترجمان القرآن ). با مهر و دوستی. اریحی. صاحب مهر. قفی. ولی. (منتهی الارب ) :
خرد پادشاهی بود مهربان
بود در رمه گرگ را چون شبان.
ابوشکور.
چو زینسان سخن گفت شاه جهان
برآشفت از آن دختر مهربان.
فردوسی.
به پوزش بیاراست لب میزبان
به بهرام گفت ای گو مهربان.
فردوسی.
به دل مهربان و به تن چاره جوی
اگر تو خداوندرخشی بگوی.
فردوسی.
ای امیر مهربان این مهرگان خرم گذار
فر و فرمان فریدون ورز با فرهنگ و هنگ.
منجیک.
پردلی پردل ولیکن مهربانی مهربان
قادری قادر ولیکن بردباری بردبار.
فرخی.
روز تو باد فرخ چون دلت مهربان
دست تو باد با قدح و لبت با عصیر.
منوچهری.
باشی از برای رعیت پدر مشفق و مادر مهربان. (تاریخ بیهقی ص 313).
از این خوان خوب آن خورد نان و نعمت
که بشناسد آن مهربان میزبان را.
ناصرخسرو.
وز آنجا در جهان مردمت خواند
ز راه مام و باب مهربانت.
ناصرخسرو.
چگونه مهر نهم بر تو زآن سپس که به جهل
تو بر زمانه ٔ بدمهر مهربان شده ای.
ناصرخسرو.
این یزدجردبن شهریار دایه ای داشت مهربان. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ).
دشمنان دست کین برآوردند
دوستی مهربان نمی یابم.
خاقانی.
با غصه ٔ دشمنان همی ساز
بهر دل مهربان مادر.
خاقانی.
برحقند آنان که با عیسی نشستند ار ز رشک
خاک بر روی طبیب مهربان افشانده اند.
خاقانی.
دیک ؛ مشفق و مهربان. داسم ؛ رفیق کار مهربان. اغوز؛ مهربان و نیکی کننده بر خویشاوند و بسیارخیر بر ایشان. تهشم ؛ مهربان شدن. تجنث ؛ مهربان شدن بر کسی و دوست داشتن. تهدج ؛ مهربان شدن ناقه بر بچه. جراض ؛ ماده شتر که بر بچه مهربان باشد. رائف ، رأف ؛ سخت و بسیار مهربان. (م ...

معنی مهربان به فارسی

مهربان
ده مرکز بخش و دهستان آلان براغوش شهرستان سراب استان سوم ( آذربایجان شرقی ) در ۳۹ کیلومتری باختر سراب . ۶۳۲۳ تن سکنه دارد . رودخانه چاکی چای آنرا مشروب میکند . محصولش غلات حبوبات و از صنایع دستی آن فرشبافی است .
بامهرومحبت
۱ - با محبت با مهر . ۲ - نیکی کننده . ۳ - رحم کننده .
دهی است از دهستان سوسن بخش ایذه شهرستان اهواز .
سوزنده عاشق که موجب سوز و گداز عاشق شود .
۱ - محبت . ۲ - نیکی . ۳ - رحیمیت .
دهی است از دهستان چرداول بخش شیروان چرد اول شهرستان ایلام که در ۱۸ هزار گزی جنوب خاوری چرداول کنار راه مالرو شیروان واقع است

معنی مهربان در فرهنگ معین

مهربان
(مِ) (ص .) با محبت ، نیک اندیش .

معنی مهربان در فرهنگ فارسی عمید

مهربان
با مهر و محبت.

مهربان در دانشنامه اسلامی

سیرت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و مهربان ترجمه فارسى "کُحل البصر" مرحوم شیخ عباس قمى است. "کحل البصر" فهرستى جامع از زندگانى پیامبر اسلام(ص) مى باشد که حاوى کاوش هاى بلند پایه و مطالب زیبا و جالب و سودمند است.
در این مجموعه طى پنج بخش به مباحث زیر پرداخته شده است:1- سلسله نسب پیامبر(ص) و چگونگى ولادت و ایام طفولیت و شیرخوارگى آن بزرگوار به همراه اشعارى در مدح پیامبر(ص)2- حوادث دوران کودکى و جوانى پیامبر و برخى خاطرات پیامبر از دوران کودکى خویش، نگاهى به زندگى عبدالمطلب و ابوطالب و فرزندان آنها، عباس بن عبدالمطلب و فرزندان وى، نخستین سفر پیامبر(ص) به شام و ماجراى ازدواج ایشان با خدیجه (علیهاالسلام) به همراه نمونه اى از فضایل خدیجه و داستان نوسازى کعبه و نصب حجر الاسود.3- حادثه عظیم بعثت و فلسفه بعثت از نگاه امام على(ع)، وفات ابوطالب و خدیجه، ایمان ابوطالب، معراج، ماجراى هجرت و نگاهى به فضایل اخلاقى پیامبر اکرم(ص) نظیر دلسوزى و مهربانى ایشان نسبت به همه مردم و وفادارى و صله رحم از جانب ایشان و...4- مانورها و جنگ هاى پیامبر(ص)، قطعنامه صلح حدیبیه، داستان فتح مکّه و...5- وصیت هاى پیامبر(ص) و ماجراى رحلت جانسوز آن حضرت، حدیث لشکر أسامة و تخلف گروهى از این سپاه، وصیت پیامبر به على(ع) پیرامون غسل و دفن و دشوارى رحلت ایشان بر اهل بیت علیهم السلام و سایر مردم.
کحل البصر فی سیرة سید البشر صلی الله علیه و آله
سیره و صفات پیامبر اعظم ترجمه کحل البصر فی سیره سید البشر
این کتاب ترجمه فارسی "کُحل البصر" مرحوم شیخ عباس قمی است. "کحل البصر" فهرستی جامع از زندگانی پیامبر اسلام(ص) می باشد که حاوی کاوش های بلند پایه و مطالب زیبا و جالب و سودمند است.
در این مجموعه طی پنج بخش به مباحث زیر پرداخته شده است:1- سلسله نسب پیامبر(ص) و چگونگی ولادت و ایام طفولیت و شیرخوارگی آن بزرگوار به همر ...

مهربان در دانشنامه ویکی پدیا

مهربان
مهربان می تواند به موارد زیر اشاره کند:
مهربانی
مهربان به فرد دارای محبت گفته می شود.
مهربان (شهر)، از شهرهای استان آذربایجان شرقی
مهربان (خرم آباد)، روستایی از توابع بخش پاپی شهرستان خرم آباد
بخش مهربان، در سراب در شمال غربی ایران
دهستان مهربان علیا، از توابع بخش شیرین سو شهرستان کبودرآهنگ
دهستان مهربان سفلی، از توابع بخش گل تپه شهرستان کبودرآهنگ
مهربان همچنین می تواند به موارد زیر اشاره کند:
مهربان، روستایی از توابع بخش پاپی شهرستان خرم آباد در استان لرستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان چم سنگر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۶ نفر (۶ خانوار) بوده است.

مِهرَبان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مهربان شهرستان سراب واقع شده است. این شهر مرکز بخش مهربان است. برپایهٔ آخرین سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۰ این شهر بالغ بر ۵۹۵۰۰ نفر جمعیت دارد. سابقۀ تأسیس شهرداری در مهربان اواخر دهۀ سی و استقرار رسمی آن در اوایل دهۀ چهل شمسی (۱۳۴۱) است. مهربان در ۵۰ کیلومتری غرب شهر سراب، ۸۳ کیلومتری شرق مركز استان تبریز و ۵۸۰ کیلومتری شمال غرب تهران واقع شده است. مهربانی ها در تهران بیشتر ساکن شهرری اند و یکی از اجتماعات بزرگ تهران و یکی از بزرگترین دسته های شاه حسین گویان تهران را دارا هستند.
بقعه حاج علمدار
برج ایل باغی
مسجد اسنق
عمارت شهرداری
گوی دره
شرشر دره
سد اردلان
دربند برآغوش
رودخانه کچی چای و تلخه رود(شورسو)
آبشار و دربند گورگور دمیرچی
بازار مهربان
برپایهٔ سرشماری سال ۱۳۹۰ خورشیدی، از مجموع ۶۰۰۹۵ نفر جمعیت این شهر، ۳۰۲۸۴ نفر مرد و ۲۲۳۱۱ نف ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مهربان در دانشنامه آزاد پارسی

شهری در استان آذربایجان شرقی، شهرستان سراب، و مرکز اداری بخش مهربان. با ارتفاع ۱,۵۹۰ متر، در منطقه ای کوهستانی، در ۷۰کیلومتری شرق تبریز و ۴۰کیلومتری غرب شمالی سراب، سر راه سراب به هریس، در دامنۀ جنوب غربی سبلان، قرار دارد. رودخانۀ مهربان از کنار این شهر می گذرد. اقلیم این شهر معتدلِ مایل به سرد و نیمه خشک و جمعیت آن ۶,۲۵۸ نفر است (۱۳۸۵).

ارتباط محتوایی با مهربان

مهربان در جدول کلمات

مهربان
ریوف
مهربان تر
ارحم
مهربان تر از مادر
دایه
مهربان و تســلی دهنده
دلجو
مهربان و دلرحم
ریوف
مهربان و دلسوز
مشفق
مهربان وا ز صفات باریتعالی
رحیم
ساخته اکشن جلال مهربان در سال 74 با بازی چنگیز وثوقی | حسین یار یار و محمد علی کشاورز
دام
ساخته جلال مهربان در سال 74 با بازی محمدعلی کشاورز | مرجانه دلدار گلچین | حسین یاریار و چنگیز وثوقی
دام

معنی مهربان به انگلیسی

good (صفت)
قابل ، شایسته ، پسندیده ، خوب ، صحیح ، سودمند ، مهربان ، مطبوع ، خیر ، خوش ، پاک ، نیک ، نیکو ، ارجمند ، خوشنام
humane (صفت)
خلیق ، مهربان ، بامروت ، رحیم ، تهذیبی ، باشفقت
compliant (صفت)
موافق ، مهربان ، خوشخو
tender (صفت)
دقیق ، حساس ، مهربان ، نازک ، لطیف ، ترد ، باریک ، با ملاحظه ، مشفق ، محبت امیز ، تنک ، ترد و نازک
kind (صفت)
خوب ، مهربان ، خیر ، خوش خلق ، خوش مزاج ، خوش جنس ، با محبت ، مشفق ، مهربانی شفقت امیز
friendly (صفت)
مساعد ، مهربان ، دوستانه ، خودمانی ، تعاونی
affable (صفت)
دلجو ، خوش برخورد ، مهربان ، خوش محضر ، خوشخو ، خوشرفتار ، خوشرو
merciful (صفت)
مهربان ، کریم ، بخشنده ، رحیم ، غفور ، بخشایشگر ، رحمت امیز
gentle (صفت)
مهربان ، ارام ، ملایم ، لطیف ، نجیب ، بامروت ، ظریف ، با تربیت ، اهسته ، لین
compassionate (صفت)
مهربان ، رحیم ، دلسوز ، شفیق ، غم خوار
complaisant (صفت)
مهربان ، خوشخو ، خوشرفتار ، با ادب ، خوش معاشرت
affectionate (صفت)
مهربان ، خون گرم
mellow (صفت)
مهربان ، دلپذیر ، رسیده ، نرم ، خوش طعم ، جا افتاده
meek (صفت)
مهربان ، رام ، بی روح ، فروتن ، خاضع ، ملایم ، نجیب ، حلیم ، افتاده ، بردبار ، با حوصله
amiable (صفت)
مهربان ، دلپذیر ، شیرین
soft (صفت)
مهربان ، شیرین ، نازک ، ملایم ، لطیف ، ترد ، نرم ، گوارا ، لین ، متورق ، نیم بند
benignant (صفت)
مهربان ، خیر ، خوش خیم ، لطیف
big-hearted (صفت)
مهربان ، خیر ، صمیمی ، سخی ، سخاوتمند ، گشاده دل
charitable (صفت)
مهربان ، خوشدل ، خیریه ، سخی ، سخاوتمند ، دستگیر
benign (صفت)
مهربان ، خوش خیم ، بی خطر ، ملایم ، لطیف
mild (صفت)
مهربان ، ملایم ، خوش مزاج ، معتدل
gracious (صفت)
خوشایند ، مهربان ، دلپذیر ، بخشنده ، رئوف ، توفیق دهنده ، فیض بخش ، زیر دست نواز ، خیر خواه ، مطبوع دارای لطف
placable (صفت)
مهربان ، دلپذیر ، مطبوع ، ارام ، بخشنده ، دلجویی پذیر
clement (صفت)
مهربان ، ملایم ، رئوف ، بخشاینده ، رحیم ، رحمان
condescending (صفت)
مهربان ، نوازش کننده
couth (صفت)
مهربان ، راحت و مطبوع
good-natured (صفت)
مهربان ، خوشخو ، ملایم ، خوش گوشت ، خوش قلب ، خوش خلق ، خوش مزاج ، خوش نیت ، خوش جنس
kind-hearted (صفت)
مهربان ، خوش قلب
good-hearted (صفت)
مهربان ، بخشنده ، خوش قلب
kindly (صفت)
مهربان ، دلپذیر ، خوش خلق
well-disposed (صفت)
مهربان ، خوشخو ، سرحال ، خوش جنس ، سرکیف
warm-hearted (صفت)
مهربان ، با محبت
obliging (صفت)
مهربان ، اجباری ، الزامی ، اماده خدمت
open-armed (صفت)
مهربان
open-hearted (صفت)
مهربان
tender-hearted (صفت)
مهربان ، دل رحیم ، دل نازک

معنی کلمه مهربان به عربی

مهربان
التزام , انساني , جيد , حميد , حنون , خيري , رحيم , لامبالي , لطيف , مترف , محبوب , معتدل , ناضج , ناعم , نوع , ودي , وديع

مهربان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نرگس
کسی که به دیگران محبت میکند
آیناز
مهربان شهریار ایرانی مشهور به مهربابا. ایرانی الاصل. نام پدر شهریار ایرانی و نام مادر شیرین ایرانی.
تولد 1894 پونا_ هند ____ ترک جسم (وفات) 1969
مهربابا از سال 1925 تا پایان عمر سکوت کردند و با مریدان خود توسط یک تخته که روی آن حروف الفبا انگلیسی نوشته شده بود سخن میگفتند و بعدها تخته ی الفبا را نیز کنار گذاشته و با اشارات دست سخن میگفتند.
اوتار عصر
اطلاعات بیشتردر بخش "مهربابا کیست" در سایت [www.meherbabairani.com www.meherbabairani.com]
یاسین
از واژه مهر + پسوند بان تشکیل یافته است که در مجموع به معنای نگهبان ایزد مهر می باشد.
زهرا
مجموعه ای ازبخشندگی ولطافت ذهن٬آرام بودن٬صبور بودن است
.....
لطف کننده مهر ومحبت
آریا بهداروند
در زمان هخامنشیان به مرد
مهربان می گفتند

مهر بان::کسی که از مهر پاسبانی و نگهبانی می کند

مهر::مهربانو*زن ها*
ندا
رئوف
احمد
کسی که سایرین عشق میورزد
سروش دباغی
دلجو ~ رئوف~
shiva_sisi‌
باعاطفه،رئوف
1234
مهربان یعنی ایمان داشتن و با ادب‌بودن و
سروش
مهر به معنی خورشید و بان به معنی نگهبان است. در ایران باسنام به یکی از الهه های آتش یا همان خورشید مهربان می گفتند.
H.....love
فردی پر از محبت مهربانی که عاشق زندگی آرومه
سیما
کسی که به بقیه عشق می ورزد*****************
مامان مهربان
نگهدارنده خوبی ها ، فرشته و نگهبان مهرو خوبی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مهربان محمد   • شهر مهربان   • معنی مهربان   • بخشداری مهربان   • مهربان خبرلری   • مهربان در جدول   • مهربان فردا   • مهربان شعر   • مفهوم مهربان   • تعریف مهربان   • معرفی مهربان   • مهربان چیست   • مهربان یعنی چی   • مهربان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مهربان
کلمه : مهربان
اشتباه تایپی : livfhk
آوا : mehrabAn
نقش : صفت
عکس مهربان : در گوگل

آیا معنی مهربان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )