انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1087 100 1

مهمان پرست

معنی مهمان پرست در لغت نامه دهخدا

مهمان پرست. [ م ِمام ْ پ َ رَ ] (نف مرکب ) که مهمان را تیمار دارد. دوستدار مهمان :
بدو گفت چیزی ز بهر نشست
فراز آور ای مرد مهمان پرست.
فردوسی.
به رزم اندرون ژنده پیل است مست
ببزم اندرون گرد و مهمان پرست.
فردوسی.
چو نان خورده شد مرد مهمان پرست
بیامد گرفت آبدستان به دست.
فردوسی.

معنی مهمان پرست به فارسی

مهمان پرست
که مهمان را تیمار دارد دوستدار مهمان

مهمان پرست را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مهمانپرست تکواندو   • املیا اسدی   • مرضيه افخم   • غلامحسین الهام درگذشت   • رامین مهماندوست   • حسن قشقاوی   • تخت روانچی ویکی پدیا   • سخنگوی جدید وزارت خارجه ایران   • معنی مهمان پرست   • مفهوم مهمان پرست   • تعریف مهمان پرست   • معرفی مهمان پرست   • مهمان پرست چیست   • مهمان پرست یعنی چی   • مهمان پرست یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مهمان پرست
کلمه : مهمان پرست
اشتباه تایپی : lilhk ~vsj
عکس مهمان پرست : در گوگل


آیا معنی مهمان پرست مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )