برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1149 100 1

مهمان

/mehmAn/

مترادف مهمان: ضیف، مجلسی، مدعو، میهمان

متضاد مهمان: میزبان

معنی مهمان در لغت نامه دهخدا

مهمان. [ م ِ ] (ص ، اِ) میهمان. کسی که بر دیگری وارد شود واز او با طعام و دیگر وسائل پذیرایی کنند. عافی. مقابل میزبان. کسی که او را به خانه ٔ خود خوانند و اکرام کنند. نزیل. (دهار). ضیف. (ترجمان القرآن ). عوف. (منتهی الارب ). ابن غبرا. بنواغبراء. (المرصع). ثوی. ابن الارض ؛ ضیف عاتم ، مهمان شبانگاه آینده. اقراء، اقتراء، استقراء، مهمان خواستن. (منتهی الارب ). النقری ، مهمان خاص برگزیده. (دستورالاخوان ). تضییف ، مهمان را فرود آوردن. (ترجمان القرآن ). قفی ، مهمان گرامی کرده. کفیح. مهمان ناگاه آینده. (منتهی الارب ) :
به سرای سپنج مهمان را
دل نهادن همیشگی نه رواست.
رودکی.
مرد دینی رفت و آوردش کنند
چون همی مهمان درمن خواست کند.
رودکی.
کز اندیشه ٔبد مکن یاد هیچ
دلت شاد کن کار مهمان بسیچ.
فردوسی.
خرامی نیرزید مهمان تو
چنین بود تا بود پیمان تو.
فردوسی.
سزا دید رفتن سوی خان او
شد از مژده دلشاد مهمان او.
فردوسی.
اندر این خانه بوده ام مهمان
کرده ام شاد از او دل پژمان.
عنصری.
تا بباشند در این رز در مهمان منند
رز، فردوس من است ایشان رضوان منند.
منوچهری.
یک روز مهمان سرهنگ کوتوال و دیگر روز حشم مهمان امیر بودند. (تاریخ بیهقی ص 416).
نه هرگز خورشهاش برد ز هم
نه مهمانش را گردد انبوه کم.
اسدی.
چو آمد بر میهن و مان خویش
ببردش بصد لابه مهمان خویش.
اسدی.
که برنا دگر چیز جز می نخواست
بدانش که مهمان خاصست راست.
شمسی (یوسف و زلیخا).
لیکن فردا به خوردن غسلین
مر مالک را بزرگ مهمانی.
ناصرخسرو.
نیابد هگرز آن سه مهمان چهارم
نه این دو کبوتر بیابد سه دیگر.
ناصرخسرو.
تا نبود نعمتی تو باش مهمان خویش
چو نعمت آری به دست مباش جز میزبان.
مسعودسعد.
سوی دین هدیه ٔ خدایش دان
آنکه ناخوانده آی ...

معنی مهمان به فارسی

مهمان
میهمان: کسی که بخانه کس دیگربرودودر آنجاازاوپذیرایی کنند
( صفت و اسم ) کسی که بر دیگری وارد شود و ازو باطعام و غیره پذیرایی کنند .
دهی است از دهستان اوچ تپه بخش ترکمان شهرستان میانه .
[guest] [شیمی] گونه ای شیمیایی که یک حفره یا شکافی را در یک ساختمان مولکولی دیگر به نام میزبان پر می کند
پذیرنده مهمان مهمان دوست
[guest house] [گردشگری و جهانگردی] اقامتگاهی با امکانات و خدمات محدود
که مهمان را تیمار دارد دوستدار مهمان
عمل مهمان پرست
که مهمان را تیمار دارد و تعهد کند
[hotel] [گردشگری و جهانگردی] مکانی برای اقامت مسافران و مهمانان و پذیرایی از آنها متـ . هتل
[hotelier] [گردشگری و جهانگردی] صاحب مهمان خانه/ هتل یا کسی که آن را اداره کند متـ . هتل دار
[boutique hotel] [گردشگری و جهانگردی] مهمان خانه/ هتلی غالباً کوچک، با طرحی نسبتاً جدید، که در آن خدمات ویژه ای عرضه می شود متـ . هتل اختصاصی
[country house hotel] [گردشگری و جهانگردی] هریک از خانه های بزرگ مالکان در روستاها که به مهمان خانه/ هتل تبدیل شده است و در آن به مهمانان خدمات ویژه ای عرضه می شود متـ . هتل اربابی
[resort hotel] [گردشگری و جهانگردی] مهمان خانه/ هتلی با امکانات تفریحی گسترده و سرگرمی های متنوع برای مهمانان متـ ...

معنی مهمان در فرهنگ معین

مهمان
(مِ) [ په . ] (اِ.) = میهمان : ۱ - کسی که به خانة کسی دیگر برود و پذیرایی شود. ۲ - آن که از سوی دیگری دعوت می شود و مورد پذیرایی قرار می گیرد. ۲ - ویژگی آن که به طور موقت در یک فعالیت ، بازی و مانند آن ها شرکت می کند.
( ~. نِ) (اِمر.) ۱ - مهمان سرا، رستوران . ۲ - اتاق مخصوص پذیرایی مهمان .

معنی مهمان در فرهنگ فارسی عمید

مهمان
۱. کسی که به خانۀ کس دیگر می رود و در آنجا از او پذیرایی می کنند.
۲. کسی که در هتل، مهمان خانه، مسافرخانه، و مانند آن اقامت دارد.
۳. (صفت) کسی که موقتاً و یا بدون دریافت و پرداخت پول به کاری می پردازد: دانشجوی مهمان، بازیگر مهمان، استاد مهمان.
۴. (صفت) (ورزش) ویژگی تیمی که در خانۀ تیم حریف بازی می کند.
۱. اتاق مخصوص پذیرایی از مهمان.
۲. = هتل
۱. کسی که در قطار یا هواپیما از مسافران پذیرایی می کند.
۲. کسی که مهمان دارد و از او پذیرایی می کند، میزبان.
کسی که مهمان را دوست دارد، مهمان نواز.
۱. [مجاز] دنیا.
۲. [قدیمی] = مهمان خانه
کسی که مهمان را دوست دارد و از او خوب پذیرایی کند.
خوب پذیرایی کردن از مهمان.

مهمان در دانشنامه اسلامی

مهمان داری، یکی از صفات پسندیده است که ریشه در فرهنگ دینی و باورهای مذهبی دارد. در مهمانی اگر آداب و سنن اسلامی مراعات شود، دیگر مهمان، اسباب زحمت نخواهد شد، بلکه مایه برکت و سبب خوشحالی خواهد بود.
روان انسان در این دریای متلاطم زندگی به آرامش نیاز دارد، چه آرامشی بهتر از این سراغ دارید که گروهی از دوستان و خویشان باوفا در انجمنی گرد هم آیند، مشکلات زندگی را به طور موقت فراموش نمایند و با سخنان شیرین و دلپذیر محفل انسشان را با صفا سازند بدین ترتیب هم تفریح و تجدید نیرو کنند و هم پیوند دوستی را مستحکم تر سازند. و با مشکلات هم آشنا می شوند و در حد توان سعی در رفع آن می کنند.
معنای ضیف
ضیف به معنی میل است و علت نامیدن مهمان به ضیف آن است که به طرف میزبان میل می کند و به منزل او وارد می شود.
جایگاه مهمان در شرع
در مهمانی اگر آداب و سنن اسلامی مراعات شود، دیگر مهمان، اسباب زحمت نخواهد شد، بلکه مایه برکت و سبب خوشحالی خواهد بود. مهمان حبیب خدا و مایه برکت است، هدیه ای از سوی پروردگار و عامل افزایش رزق و سبب آمرزش گناهان صاحب خانه و سبب نزول مغفرت الهی است. رسول خدا (صلوات الله علیه) می فرماید: «هنگامی که خداوند اراده کند نسبت به جمعیتی نیکی نماید هدیه گرانبهائی برای آن ها می فرستند، عرض کردند ای رسول خدا چه هدیه ای؟ فرمود: میهمان، که با روزی اش وارد می شود و گناهان خانواده را با خود می برد و بخشوده می شوند.»
موارد سفارش به ولیمه
...
میهمان داری و میهمان نوازی از نشانه ها و جلوه های روحیه فتوت و جوانمردی است. میهمان نوازی و پذیرایی از میهمان از خصائص و ویژگی هایی است که در سیره رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) بسیار مورد توجه و تاکید قرار گرفته است.
ضیافت و داشتن دستی باز و سفره ای گشوده و عطایی پیوسته و میهمان داری و میهمان نوازی از نشانه ها و جلوه های روحیه فتوت و جوانمردی است که در آموزه های دینی مان از آن بعنوان خصلتی شایسته و خویی پسندیده از آن یاد شده است.نظر به اهمیت والای میهمان و میهمان نوازی در سیره و کل ...


مهمان در دانشنامه ویکی پدیا

مهمان
مهمان یا میهمان به معنی کسی است که بر دیگری وارد شود و مورد پذیرایی او قرار بگیرد.
مهمان یکی از روستاهای شهرستان هشترود در استان آذربایجان شرقی است.
مهمان نام یک فیلم سینمایی ایرانی به کارگردانی سعید اسدی است.
بازدیدکننده (فیلم) نام یک فیلم سینمایی آمریکایی (محصول ۲۰۰۸) به کارگردانی توماس مک کارتی است.
مهمان یا میهمان به معنی کسی است که بر دیگری وارد شود و مورد پذیرایی او قرار بگیرد.
مهمان یکی از روستاهای شهرستان هشترود در استان آذربایجان شرقی است.
مهمان نام یک فیلم سینمایی ایرانی به کارگردانی سعید اسدی است.
بازدیدکننده (فیلم) نام یک فیلم سینمایی آمریکایی (محصول ۲۰۰۸) به کارگردانی توماس مک کارتی است.
مهمانان (فیلم ۱۹۷۲)
مهمانان (فیلم ۲۰۰۳)
مهمان (به فرانسوی: L'Invitée) نام یک کتاب ادبی است که توسط سیمون دو بووار، نویسندهٔ زن اهل فرانسه نوشته شده است.
فیلم مهمان به کارگردانی سعید اسدی و تهیه کنندگی عبدالله علیخانی، حسین فرح بخش و نویسندگی حسن انصاریان ساخته سال ۱۳۸۵، در اسفند ۱۳۸۶ بر روی پرده سینما رفت.
این فیلم موضوعی عشقی و عاطفی دارد و به رابطه دو مرد و یک زن که به نوعی یک مثلث عشقی محسوب می شود، می پردازد.
«مهمان» (انگلیسی: The Visitor (1979 film)) فیلمی در ژانر ترسناک و علمی–تخیلی است که در سال ۱۹۷۹ منتشر شد.
Luciano Comici
Robert Mundi
«مهمان» (ا ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های مهمان

مهمان بازدیدکننده ای که میزبانی می شود، به ویژه کسی که بادعوت در خانهٔ دیگری می ماند، یا کسانی که در هتل ها و جای ها همانندِ آن دعوت یا پذیرش می شوند. این اصطلاح همچنین به بازدید کنندهٔ دعوت شده به یک استودیوی پخش تلویزیونی نیز اشاره دارد.
• «مهمانت را گرامی بدار، اگرچه حقیر باشد، و به احترام پدر و معلّمت از جایت برخیز، حتّی اگر فرمانروا باشی .» غرر الحکم و درر الکلم،۲۳۴۱ -> علی بن ابی طالب
• «خانه ای که مهمان درون آن نشود، فرشتگان نیز درون آن نمی شوند.» بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۴۶۱ -> محمد بن عبدالله
• «در یک مجلس میهمانی آدم باید معقول غذایش را بخورد ولی نه زیاد خوب؛ در موقع سخنرانی باید خیلی خوب حرف بزند ولی نه زیاد معقول.»
• «میهمانی یک روز و دو روز و سه روز است، بعد از آن هر چه به میهمان دهی صدقه محسوب می شود.». کافی، ج ۶، ص ۲۸۳، ح ۲ -> محمد بن عبدالله

ارتباط محتوایی با مهمان

مهمان در جدول کلمات

مهمان بی دعوت
مهمان سفره هفت سین نوروز
سمنو
مهمان ناخواسته
ایرمان
مهمان ناخوانده
ایرمان
مهمان یا مسافر را روانه کردن و با خوشرویی با او خداحافظی کردن
بدرقه

معنی مهمان به انگلیسی

guest (اسم)
مهمان ، انگل
visitant (اسم)
ملاقات کننده ، مهمان ، زائر ، دیدارگر
visitor (اسم)
سیاح ، مهمان ، توریست ، گشت گر ، دیدارگر ، دیدن کننده ، عیادت کننده
houseguest (اسم)
مهمان

معنی کلمه مهمان به عربی

مهمان
زائر , ضيف
مضيف
قاس
مضياف
مضياف
کرم
ادع , ضيف , مادبة

مهمان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محدثه
'مه' به معنی سرور و مقدم بوده است (مهان = بزرگان) 'مان' به معنی خانه و کاشانه... بنابراین 'مهمان' لقبی ستاینده
برای کسی بوده که به خانه شخص دیگر با اجازه ی وی وارد می گشته... مهمان = سرورِ خانه و البته میهمان هم گفته
می شود.
الهه
houseguest

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فیلم سینمایی مهمان   • مهمان انگلیسی   • مهمان یا میهمان   • نمک ریختن در کفش مهمان   • مهمان حبیب خداست   • مهمان فیلم   • شعر مهمان   • شعر مهمان نوازی   • معنی مهمان   • مفهوم مهمان   • تعریف مهمان   • معرفی مهمان   • مهمان چیست   • مهمان یعنی چی   • مهمان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مهمان
کلمه : مهمان
اشتباه تایپی : lilhk
آوا : mehmAn
نقش : اسم
عکس مهمان : در گوگل

آیا معنی مهمان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )