انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1068 100 1

مهمان

/mehmAn/

مترادف مهمان: ضیف، مجلسی، مدعو، میهمان

متضاد مهمان: میزبان

معنی مهمان در لغت نامه دهخدا

مهمان. [ م ِ ] (ص ، اِ) میهمان. کسی که بر دیگری وارد شود واز او با طعام و دیگر وسائل پذیرایی کنند. عافی. مقابل میزبان. کسی که او را به خانه ٔ خود خوانند و اکرام کنند. نزیل. (دهار). ضیف. (ترجمان القرآن ). عوف. (منتهی الارب ). ابن غبرا. بنواغبراء. (المرصع). ثوی. ابن الارض ؛ ضیف عاتم ، مهمان شبانگاه آینده. اقراء، اقتراء، استقراء، مهمان خواستن. (منتهی الارب ). النقری ، مهمان خاص برگزیده. (دستورالاخوان ). تضییف ، مهمان را فرود آوردن. (ترجمان القرآن ). قفی ، مهمان گرامی کرده. کفیح. مهمان ناگاه آینده. (منتهی الارب ) :
به سرای سپنج مهمان را
دل نهادن همیشگی نه رواست.
رودکی.
مرد دینی رفت و آوردش کنند
چون همی مهمان درمن خواست کند.
رودکی.
کز اندیشه ٔبد مکن یاد هیچ
دلت شاد کن کار مهمان بسیچ.
فردوسی.
خرامی نیرزید مهمان تو
چنین بود تا بود پیمان تو.
فردوسی.
سزا دید رفتن سوی خان او
شد از مژده دلشاد مهمان او.
فردوسی.
اندر این خانه بوده ام مهمان
کرده ام شاد از او دل پژمان.
عنصری.
تا بباشند در این رز در مهمان منند
رز، فردوس من است ایشان رضوان منند.
منوچهری.
یک روز مهمان سرهنگ کوتوال و دیگر روز حشم مهمان امیر بودند. (تاریخ بیهقی ص 416).
نه هرگز خورشهاش برد ز هم
نه مهمانش را گردد انبوه کم.
اسدی.
چو آمد بر میهن و مان خویش
ببردش بصد لابه مهمان خویش.
اسدی.
که برنا دگر چیز جز می نخواست
بدانش که مهمان خاصست راست.
شمسی (یوسف و زلیخا).
لیکن فردا به خوردن غسلین
مر مالک را بزرگ مهمانی.
ناصرخسرو.
نیابد هگرز آن سه مهمان چهارم
نه این دو کبوتر بیابد سه دیگر.
ناصرخسرو.
تا نبود نعمتی تو باش مهمان خویش
چو نعمت آری به دست مباش جز میزبان.
مسعودسعد.
سوی دین هدیه ٔ خدایش دان
آنکه ناخوانده آیدت مهمان.
سنائی.
خانه دربسته دار بر اغیار
تا در او این غریب مهمان است.
خاقانی.
دوش از برم برفتی و برخوان نیامدی
امشب بگو کجائی و مهمان کیستی.
خاقانی.
خاکی دلم در آتش چون آب میشود
تا تو کجائی امشب و مهمان کیستی.
خاقانی.
روامدار که خونشان بریزی از پی آنک
که خون مهمان هرگز نریختند کرام.
ظهیر فاریابی (دیوان چ بینش ص 330).
مگر دانسته بود از پیش دیدن
که مهمانی نوش خواهد رسیدن.
نظامی.
بصاحب ردی و صاحب قبولی
نباید کرد مهمان را فضولی.
نظامی.
پی نثار طبقهای دیده پرزر کرد
چو خواند خیل چمن را به میهمان نرگس.
کمال اسماعیل.
ور کشی مهمان همان کون خری
گاو تن را خواجه تا کی پروری.
مولوی.
کلاه گوشه ٔ دهقان به آفتاب رسید
که سایه بر سرش افکند چون تو مهمانی.
سعدی.
که رزق خویش به دست تو میخورد مهمان.
سعدی.
غم هرکس کسی را درنگیرد
که مهمان زله ٔ غم برنگیرد.
امیرخسرو دهلوی.
مهمان عزیز دوستت دارم
تنباکو داری غلیان بیارم.
(امثال و حکم ).
- به مهمان شدن ؛ مهمان شدن. به مهمانی رفتن :
چندین هزار جرعه که این سبز طشت راست
نوشیم چون شویم به مهمان صبحگاه.
خاقانی.
- مهمان آمدن ؛ وارد شدن بر کسی به عنوان مهمانی :
سوی دین هدیه ٔ خدایش دان
آنکه ناخوانده آیدت مهمان.
سنائی.
یا بر شکر خویش مرا خوانی مهمان
یا بر جگر ریش به مهمان من آئی.
خاقانی.
شبی خواهم که مهمان من آئی
به کام دوستان و رغم دشمن.
سعدی (خواتیم ).
امشب آن مه به وثاق که فرو می آید
گر به مهمان من آمد چه نکو می آید.
کمال خجندی.
- مهمان خواستن از کسی ؛ منزل ومهمانی طلب کردن : از ایشان مهمان خواست ومادرش را بشارت داد و گفت این فرزند پادشاه کامگار باشد. (مجمل التواریخ و القصص ص 437).
- مهمان خواندن ؛ دعوت کردن به مهمانی :
یا بر شکر خویش مرا خوانی مهمان
یا بر جگر ریش به مهمان من آئی.
خاقانی.
- مهمان داشتن ؛مهمان کردن. به عنوان مهمان پذیرایی کردن. به مهمانی خواندن :
سه روزش همی داشت مهمان خویش
بر نامداران و یاران خویش.
فردوسی.
- مهمان شدن ؛ ضیف و نزیل و وارد بر کسی شدن به عنوان مهمان. تضییف. (تاج المصادر بیهقی ). تضیف : زاهد... خانه ٔ زن بدکاره ای مهمان شد. (کلیله و دمنه ).
فلکی بین شده بالای فلک
اسدی بین شده مهمان اسد.
خاقانی.
از بن دندان به دندان مزد تو
جان دهم جای دگر مهمان مشو.
خاقانی.
بی طلب زنهار بر خوان کسی مهمان مشو
گوهر بی قیمتی ریگ ته دندان مشو.
صائب.
می شود در لقمه ٔ اول ز جان خویش سیر
بر سر خوان لئیمان هر که مهمان می شود.
صائب.
- مهمان طلبیدن ؛ مهمان خواستن. به مهمانی دعوت کردن :
مائده جان را چه نهی در میان
جان به میانجی نه و مهمان طلب.
خاقانی.
- مهمان کردن ؛ به مهمانی خواندن. اضافة. (تاج المصادر بیهقی ) :
که مهمان کندمان نیارد نوید
به نیکی مداریداز وی امید.
فردوسی.
چنین ساختستم که مهمان کنم
وزین خواهش آرامش جان کنم.
فردوسی.
ترا با سپاه تو مهمان کنم
ز دیدار تو رامش جان کنم.
فردوسی.
وانگه مر اهل فضل اقالیم را
در قصر خویش یکسره مهمان کنم.
ناصرخسرو.
گرش پنهانک مهمان کنی از عامه به شب
طبع ساز و طربی یابیش و رودنواز.
ناصرخسرو (دیوان چ تقوی ص 202).
مهمان کند خزینه تو و من را
مهمان کشی است شیوه وهنجارش.
ناصرخسرو.
هجر توام ز خون جگر طعمه میدهد
گر تو بخوان وصلش مهمان نمیکنی.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 684).
- مهمان ناخوانده ؛ قرواش. (منتهی الارب ). طفیلی (دستورالاخوان ). که بی نوید و دعوت به خانه ٔ میزبان درآید :
مرا گفت مهمان ناخوانده خواهی
قمرچهرگانی مقوس حواجب.
(منسوب به حسن متکلم ).
- امثال :
خرج که از کیسه ٔ مهمان بود
حاتم طائی شدن آسان بود.
مهمان تا سه روز عزیز است .
مهمان حبیب خداست .
مهمان خر صاحبخانه است : به مزاح گویند.
مهمان را باید تا هرچه میزبان آرد بخورد و بیش فرمانی ندهد. (امثال و حکم ).
مهمان خنده رو باشد صاحبخانه خون بگرید.
مهمان خودیم لیک در خانه ٔ تو.
مهمان دیروقت خرجش به پای خودش است.
مهمان روزی خود را خود می آورد.
مهمان که یکی شد صاحبخانه گاو می کشد.
مهمان منی به آب آن هم لب جو.
مهمان مهمان را نمی تواند دید صاحبخانه هر دو را.
مهمان ناخوانده هدیه ٔ خداست .
مهمان هدیه ٔ خداست .
مهمان هرکه باشد در خانه هرچه باشد.
مهمان یکروز دو روز است .
مهمان یکی دو روز است .
زحمت بوددرویش را ناگه چو مهمان دررسد.
هرکس مهمان عمل خویش است . (از کتاب شاهد صادق ).
یکروزه مهمانیم و صدساله دعاگو.
|| مهمانی. (غیاث ). ضیافت :
پیشم آمد بامدادان آن نگارین از کروخ
با دو رخ از باده لعل و با دو چشم از سحرشوخ
آستین بگرفتمش گفتم به مهمان من آی
مر مرا گفتا بتازی مورد و انجیر و کلوخ.
رودکی.
یکی ترک تازی زبان آمدستم
به مهمان پی عشرت و عیش و بازی.
سوزنی.

مهمان. [ م ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اوچ تپه بخش ترکمان شهرستان میانه ، واقع در 20هزارگزی باختر بخش و 8هزارگزی راه شوسه میانه به تبریز با 265 تن سکنه آب آن از چاه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).

معنی مهمان به فارسی

مهمان
میهمان: کسی که بخانه کس دیگربرودودر آنجاازاوپذیرایی کنند
( صفت و اسم ) کسی که بر دیگری وارد شود و ازو باطعام و غیره پذیرایی کنند .
دهی است از دهستان اوچ تپه بخش ترکمان شهرستان میانه .
[guest] [شیمی] گونه ای شیمیایی که یک حفره یا شکافی را در یک ساختمان مولکولی دیگر به نام میزبان پر می کند
پذیرنده مهمان مهمان دوست
[guest house] [گردشگری و جهانگردی] اقامتگاهی با امکانات و خدمات محدود
که مهمان را تیمار دارد دوستدار مهمان
عمل مهمان پرست
که مهمان را تیمار دارد و تعهد کند
[hotel] [گردشگری و جهانگردی] مکانی برای اقامت مسافران و مهمانان و پذیرایی از آنها متـ . هتل
[hotelier] [گردشگری و جهانگردی] صاحب مهمان خانه/ هتل یا کسی که آن را اداره کند متـ . هتل دار
[boutique hotel] [گردشگری و جهانگردی] مهمان خانه/ هتلی غالباً کوچک، با طرحی نسبتاً جدید، که در آن خدمات ویژه ای عرضه می شود متـ . هتل اختصاصی
[country house hotel] [گردشگری و جهانگردی] هریک از خانه های بزرگ مالکان در روستاها که به مهمان خانه/ هتل تبدیل شده است و در آن به مهمانان خدمات ویژه ای عرضه می شود متـ . هتل اربابی
[resort hotel] [گردشگری و جهانگردی] مهمان خانه/ هتلی با امکانات تفریحی گسترده و سرگرمی های متنوع برای مهمانان متـ . هتل تفریحی
[spa hotel] [گردشگری و جهانگردی] مهمان خانه/ هتلی واقع در تفریحگاه های تندرستی طبیعی با امکانات درمان متـ . هتل تندرستی
[boatel] [گردشگری و جهانگردی] نوعی کشتی که همیشه در اسکله متوقف است و از آن به عنوان مهمان خانه/ هتل استفاده می شود متـ . هتل شناور
( اسم ) میزبان : [ عادت مطربان چنان باشد که چون سیم خواهند گویند میرویم تا مهمان خدای او را سیم دهد...]
کسی که مهمان را دوست دارد : [ بوسفیان گفت : ماقومی مهمان داران و مهمان دوستانیم ...]
دوست داشتن مهمان .
[inn] [گردشگری و جهانگردی] نوعی واحد پذیرایی، عمدتاً در حومۀ شهر، که غذا و نوشیدنی عرضه می کند و ظرفیت محدودی نیز برای اقامت دارد
[youth hostel] [گردشگری و جهانگردی] اقامتگاهی ارزان قیمت، ویژۀ اقامت جوانان برای مدت کوتاه
کتابی است در تاریخ جنگ سوم محمد خان شیبانی با ازبکها . مولف آن فضل الله بن روزبهان بن فضل الله الخنجی الاصفهانی است .
( صفت ) کسی که مهمان خود را مورد تفقد و پذیرایی قرارمیدهد.
تفقد و پذیرایی مهمانان .

معنی مهمان در فرهنگ معین

مهمان
(مِ) [ په . ] (اِ.) = میهمان : ۱ - کسی که به خانة کسی دیگر برود و پذیرایی شود. ۲ - آن که از سوی دیگری دعوت می شود و مورد پذیرایی قرار می گیرد. ۲ - ویژگی آن که به طور موقت در یک فعالیت ، بازی و مانند آن ها شرکت می کند.
( ~. نِ) (اِمر.) ۱ - مهمان سرا، رستوران . ۲ - اتاق مخصوص پذیرایی مهمان .

معنی مهمان در فرهنگ فارسی عمید

مهمان
۱. کسی که به خانۀ کس دیگر می رود و در آنجا از او پذیرایی می کنند.
۲. کسی که در هتل، مهمان خانه، مسافرخانه، و مانند آن اقامت دارد.
۳. (صفت) کسی که موقتاً و یا بدون دریافت و پرداخت پول به کاری می پردازد: دانشجوی مهمان، بازیگر مهمان، استاد مهمان.
۴. (صفت) (ورزش) ویژگی تیمی که در خانۀ تیم حریف بازی می کند.
۱. اتاق مخصوص پذیرایی از مهمان.
۲. = هتل
۱. کسی که در قطار یا هواپیما از مسافران پذیرایی می کند.
۲. کسی که مهمان دارد و از او پذیرایی می کند، میزبان.
کسی که مهمان را دوست دارد، مهمان نواز.
۱. [مجاز] دنیا.
۲. [قدیمی] = مهمان خانه
کسی که مهمان را دوست دارد و از او خوب پذیرایی کند.
خوب پذیرایی کردن از مهمان.

مهمان در دانشنامه اسلامی

مهمان داری، یکی از صفات پسندیده است که ریشه در فرهنگ دینی و باورهای مذهبی دارد. در مهمانی اگر آداب و سنن اسلامی مراعات شود، دیگر مهمان، اسباب زحمت نخواهد شد، بلکه مایه برکت و سبب خوشحالی خواهد بود.
روان انسان در این دریای متلاطم زندگی به آرامش نیاز دارد، چه آرامشی بهتر از این سراغ دارید که گروهی از دوستان و خویشان باوفا در انجمنی گرد هم آیند، مشکلات زندگی را به طور موقت فراموش نمایند و با سخنان شیرین و دلپذیر محفل انسشان را با صفا سازند بدین ترتیب هم تفریح و تجدید نیرو کنند و هم پیوند دوستی را مستحکم تر سازند. و با مشکلات هم آشنا می شوند و در حد توان سعی در رفع آن می کنند.
معنای ضیف
ضیف به معنی میل است و علت نامیدن مهمان به ضیف آن است که به طرف میزبان میل می کند و به منزل او وارد می شود.
جایگاه مهمان در شرع
در مهمانی اگر آداب و سنن اسلامی مراعات شود، دیگر مهمان، اسباب زحمت نخواهد شد، بلکه مایه برکت و سبب خوشحالی خواهد بود. مهمان حبیب خدا و مایه برکت است، هدیه ای از سوی پروردگار و عامل افزایش رزق و سبب آمرزش گناهان صاحب خانه و سبب نزول مغفرت الهی است. رسول خدا (صلوات الله علیه) می فرماید: «هنگامی که خداوند اراده کند نسبت به جمعیتی نیکی نماید هدیه گرانبهائی برای آن ها می فرستند، عرض کردند ای رسول خدا چه هدیه ای؟ فرمود: میهمان، که با روزی اش وارد می شود و گناهان خانواده را با خود می برد و بخشوده می شوند.»
موارد سفارش به ولیمه
...
میهمان داری و میهمان نوازی از نشانه ها و جلوه های روحیه فتوت و جوانمردی است. میهمان نوازی و پذیرایی از میهمان از خصائص و ویژگی هایی است که در سیره رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) بسیار مورد توجه و تاکید قرار گرفته است.
ضیافت و داشتن دستی باز و سفره ای گشوده و عطایی پیوسته و میهمان داری و میهمان نوازی از نشانه ها و جلوه های روحیه فتوت و جوانمردی است که در آموزه های دینی مان از آن بعنوان خصلتی شایسته و خویی پسندیده از آن یاد شده است.نظر به اهمیت والای میهمان و میهمان نوازی در سیره و کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم)، برآنیم که در حد توان، به بررسی آیین مهمانی و مهمان داری از نگاه آن حضرت پرداخته، مهمان دوستی و مهمان نوازی رسول ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله وسلّم) را بازگو نماییم.
تفضل خدا در مهمان نوازی
رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) مهمان دوستی و مهمان نوازی را از تفضلات خداوند به بندگان خاصش دانسته، فرمودند کسی جز مؤمن پرهیزگار پذیرایی از میهمان را دوست ندارد و از او پذیرایی نمی کند. نقل است روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) بر مردی گذر کرد که صاحب گاو و شتر بود و پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) را میهمان نکرد؛ اما بر زنی عبور کرد که تنها چند بره داشت، او یکی از بره ها را برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) سر برید. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) به اصحاب فرمودند به این دو نفر بنگرید به راستی که این قبیل خصلت ها دست خداست هر کس را که بخواهد خوی نیک دهد می دهد.
تشویق به میهمان پذیری
میهمان نوازی و پذیرایی از میهمان از خصائص و ویژگی هایی است که در سیره رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) بسیار مورد توجه و تاکید قرار گرفته است. پیامبرخدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) از میهمان، بعنوان راهنمای راه بهشت یاد کرده، او (میهمان) را هدیه ارزشمند الهی معرفی کرده اند، ایشان فرمودند: «هرگاه خداوند اراده خیری به قومی بکند به سویش هدیه می فرستد» گفتند: «آن هدیه چیست؟» فرمود: «میهمان؛ میهمانی که روزی را نازل می کند و گناه اهل خانه را می برد» هم از ایشان (صلی الله علیه و آله وسلّم) روایت شده که فرمودند: «مادامی که امتم دوستی خود را بر یکدیگر آشکار کنند و امانت را ادا کنند و از حرام خدا پرهیز کرده و از میهمان پذیرایی کنند و نماز را به پا دارند و زکات دهند خیر و برکت از ایشان گرفته نمی شود و اگر جز این باشد به قحطی و خشک سالی مبتلا می شوند.» ایشان پذیرایی از میهمان را از کفارات گناه مؤمن برشمرده؛ بر آن تاکید می ورزیدند. نقل است که مردی به رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) عرض کرد: «پدر و مادرم فدایت برنامه زندگی ام این است که وضو را به طور کامل انجام می دهم، نماز می خوانم، زکات مالم را هم به موقع می پردازم و از میهمان با آغوش باز و به خاطر خدا پذیرایی می کنم.» حضرت فرمود: «آفرین آفرین آفرین بر تو باد جهنم راهی به سوی تو ندارد اگر چنین باشی خداوند تو را از هرگونه بخل پاک ساخته است.» از جمله دلایلی که بعضی از مردم را از پذیرفتن میهمان باز داشته و فرارشان را از پذیرش مهمان باعث شده، ترس از مخارج مهمانی است؛ اما رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) مهمان را موجب خیر و برکت معرفی کردند و فرمودند: «خانه ای که در آن اطعام می شود خیر و برکت سریعتر از فرو رفتن تیغ در کوهان شتر، به آن می رسد.»
نکوهش خانه بی میهمان
...
«مهمان نامه بخارا»، اثر فضل الله بن روزبهان، به بیان وقایع تاریخی دوران پادشاهی ابوالفتح محمد شیبانی پرداخته است.
کتاب که مؤلف آن را «سفرنامه بخارا» نامیده بود و به دستور محمدخان شیبانی ازبک، به نام مهمان نامه بخارا خوانده شده، به زبان فارسی و در سال 915ق نوشته شده است.
انگیزه مؤلف، ثبت وقایع تاریخی دوران پادشاهی محمدخان شیبانی و شرح مسافرت های او از جمله سفر به بخارا، بوده است.
کتاب علاوه بر فواید تاریخی، از نظر ارزش لغوی نیز شایان اهمیت است.
کتاب با دو مقدمه از مصحح و مؤلف آغاز و مطالب در دو بخش کلی، در پنجاه و چهار مبحث ارائه شده است که از این تعداد، سی و هشت مبحث تاریخی، سیزده مبحث فقهی و کلامی، دو مبحث در شرح احوالات مؤلف و یک مبحث شامل خطبه و مقدمه است.
در قران درباره رعایت احترام مهمان تأکید زیادی شده است.
قرآن کریم قصّه تاریخی برخورد کریمانه حضرت ابراهیم (علیه السلام) با مهمانانش را نقل کرده و پذیرایی گرم وی از آنان را یادآور شده است:«هَل اَتکَ حَدیثُ ضَیفِ اِبرهیمَ المُکرَمین».
رعایت چند امر در حق مهمان
مفسّران، احترام به مهمان را رعایت این امور در حقّ او دانسته اند:حُسن برخورد و گرم گرفتن با او، نشاندن مهمان در بالاترین و بهترین جای مجلس، هم نشین شدن با مهمان، سخت نگرفتن و راحت گذاشتن او، پذیرایی خوب و بدون فاصله و بدون واسطه از مهمان .
کلید واژه: آداب مهمان داری، آداب مهمانی، اخلاق معاشرت، برکت خانه، حق مهمان، دوری از اسراف، مهمان، مهمان دوستی، مهمان رزقش همراه اوست، مهمان ناخوانده، مهمان نوازی، مهمانی، نیکی کردن به مهمان
میهمان: کسی که بر دیگری وارد شود و از او با طعـام و دیگر وسائل پذیرایی کنند.
سنائی                      
صائب                      
                      
ج ـ اقراء الضیف (نیکی کردن به مهمان)


مهمان در دانشنامه ویکی پدیا

مهمان
مهمان یا میهمان به معنی کسی است که بر دیگری وارد شود و مورد پذیرایی او قرار بگیرد.
مهمان یکی از روستاهای شهرستان هشترود در استان آذربایجان شرقی است.
مهمان نام یک فیلم سینمایی ایرانی به کارگردانی سعید اسدی است.
بازدیدکننده (فیلم) نام یک فیلم سینمایی آمریکایی (محصول ۲۰۰۸) به کارگردانی توماس مک کارتی است.
مهمان یا میهمان به معنی کسی است که بر دیگری وارد شود و مورد پذیرایی او قرار بگیرد.
مهمان یکی از روستاهای شهرستان هشترود در استان آذربایجان شرقی است.
مهمان نام یک فیلم سینمایی ایرانی به کارگردانی سعید اسدی است.
بازدیدکننده (فیلم) نام یک فیلم سینمایی آمریکایی (محصول ۲۰۰۸) به کارگردانی توماس مک کارتی است.
مهمانان (فیلم ۱۹۷۲)
مهمانان (فیلم ۲۰۰۳)
مهمان (به فرانسوی: L'Invitée) نام یک کتاب ادبی است که توسط سیمون دو بووار، نویسندهٔ زن اهل فرانسه نوشته شده است.
فیلم مهمان به کارگردانی سعید اسدی و تهیه کنندگی عبدالله علیخانی، حسین فرح بخش و نویسندگی حسن انصاریان ساخته سال ۱۳۸۵، در اسفند ۱۳۸۶ بر روی پرده سینما رفت.
این فیلم موضوعی عشقی و عاطفی دارد و به رابطه دو مرد و یک زن که به نوعی یک مثلث عشقی محسوب می شود، می پردازد.
«مهمان» (انگلیسی: The Visitor (1979 film)) فیلمی در ژانر ترسناک و علمی–تخیلی است که در سال ۱۹۷۹ منتشر شد.
Luciano Comici
Robert Mundi
«مهمان» (انگلیسی: The Visitor (2002 film)) یک فیلم استرالیایی به کارگردانی دان کستل و با بازی بری اتو و نیکولاس کارپنتر است.
فیلم مهمان به کارگردانی سعید اسدی و تهیه کنندگی عبدالله علیخانی، حسین فرح بخش و نویسندگی حسن انصاریان ساخته سال ۱۳۸۵، در اسفند ۱۳۸۶ بر روی پرده سینما رفت.
مهمان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان علی آباد بخش مرکزی شهرستان هشترود واقع شده است.
مهمان آباد (شیراز)، روستایی از توابع بخش زرقان شهرستان شیراز در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان رحمت آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۶۱ نفر (۱۱۰خانوار) بوده است.
مهمان این آقایان کتابی است از م. ا. به آذین که خاطرات زندان او در سال ۱۳۵۰ است. او کتاب های مهمان برادران و بار دیگر و این بار را هم در مورد زندان نوشت.
متن کتاب میهمان این آقایان
مهمان پذیر یا اتاق خالی (به انگلیسی: Vacancy) فیلمی آمریکایی در ژانر مهیج و ترسناک به کارگردانی نیمرود آنتال است که در سال ۲۰۰۷ اکران شد. مارک اسمیت نویسندهٔ فیلمنامه، پل هاسلینگر آهنگساز و آندژی سکووا مدیر تصویربرداری این فیلم بوده اند.
لوک ویلسون - اِمی فاکس
کیت بکینسیل - دیوید فاکس
فرانک ویلی - منسون
ایتان امبری - مکانیک
اسکات جی. اندرسون - قاتل
دیوید (لوک ویلسون) و همسرش اِمی (کیت بکینسیل) به دلیل از کار افتادن خودروشان به ناچار آن را ترک کرده و پس از مدتی پیاده روی به مُتِلی در منطقه ای دورافتاده می رسند. آن دو به ناچار وارد آنجا شده و اتاقی را از مدیر هتل (فرانک ویلی) خواستار می شوند. دیوید و اِمی، که قرار است به زودی از هم جدا شوند، مجبور می شوند یک شب دیگر همدیگر را تحمل کنند. در اتاق آنها یک دستگاه ویدئو و تعداد زیادی نوار فیلم است. دیوید و اِمی تصمیم می گیرند برای گذراندن وقت به تماشای فیلم ها بنشینند، اما پی می برند که فیلم های موجود در اتاق، معمولی نیستند. این فیلم ها تصاویر ساکنان قبلیِ همین اتاق هستند که به بدترین وضع شکنجه و کشته شده اند. در همین حال، اِمی و دیوید متوجه دوربین های مخفی می شوند که در گوشه وکنار اتاق نصب شده اند. دیوید و اِمی تصمیم می گیرند تا به هر طریق از این مهلکه بگریزند، اما صاحب هتل و کارکنانِ تقریباً لالِ او مانع خروج آنها می شوند تا اینکه...
مهمان پذیر (اتاق خالی) ازسوی منتقدان و سایت ها، نقدهای مثبت بسیاری کسب کرد. دوری از خشونت و خون ریزی افراطی، داستانِ گیرا و کاراکترهای ملموس، فیلمبرداری و نورپردازی خوب از نکات مثبت این فیلم هستند.
ماهی مهمان (نام علمی: Adventor elongatus) نام یک گونه از تیره مخمل ماهی است.
«هفتمین مهمان» (انگلیسی: The 7th Guest) یک بازی ویدئویی در سبک بازی ویدئویی معمایی، بازی ماجراجویی است که توسط Virgin Interactive و در سال ۱۹۹۳ و در پلت فرم های مایکروسافت ویندوز، داس، Philips CD-i، مک اواس، و آی اواس منتشر شده است.
آوریل ۱, ۱۹۹۳ EU


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های مهمان

مهمان بازدیدکننده ای که میزبانی می شود، به ویژه کسی که بادعوت در خانهٔ دیگری می ماند، یا کسانی که در هتل ها و جای ها همانندِ آن دعوت یا پذیرش می شوند. این اصطلاح همچنین به بازدید کنندهٔ دعوت شده به یک استودیوی پخش تلویزیونی نیز اشاره دارد.
• «مهمانت را گرامی بدار، اگرچه حقیر باشد، و به احترام پدر و معلّمت از جایت برخیز، حتّی اگر فرمانروا باشی .» غرر الحکم و درر الکلم،۲۳۴۱ -> علی بن ابی طالب
• «خانه ای که مهمان درون آن نشود، فرشتگان نیز درون آن نمی شوند.» بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۴۶۱ -> محمد بن عبدالله
• «در یک مجلس میهمانی آدم باید معقول غذایش را بخورد ولی نه زیاد خوب؛ در موقع سخنرانی باید خیلی خوب حرف بزند ولی نه زیاد معقول.»
• «میهمانی یک روز و دو روز و سه روز است، بعد از آن هر چه به میهمان دهی صدقه محسوب می شود.». کافی، ج ۶، ص ۲۸۳، ح ۲ -> محمد بن عبدالله

ارتباط محتوایی با مهمان

مهمان در جدول کلمات

مهمان بی دعوت
مهمان سفره هفت سین نوروز
سمنو
مهمان ناخواسته
ایرمان
مهمان ناخوانده
ایرمان
مهمان یا مسافر را روانه کردن و با خوشرویی با او خداحافظی کردن
بدرقه

معنی مهمان به انگلیسی

guest (اسم)
مهمان ، انگل
visitant (اسم)
ملاقات کننده ، مهمان ، زائر ، دیدارگر
visitor (اسم)
سیاح ، مهمان ، توریست ، گشت گر ، دیدارگر ، دیدن کننده ، عیادت کننده
houseguest (اسم)
مهمان

معنی کلمه مهمان به عربی

مهمان
زائر , ضيف
مضيف
قاس
مضياف
مضياف
کرم
ادع , ضيف , مادبة

مهمان را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محدثه ١٨:٥٤ - ١٣٩٦/٠١/٢٣
'مه' به معنی سرور و مقدم بوده است (مهان = بزرگان) 'مان' به معنی خانه و کاشانه... بنابراین 'مهمان' لقبی ستاینده
برای کسی بوده که به خانه شخص دیگر با اجازه ی وی وارد می گشته... مهمان = سرورِ خانه و البته میهمان هم گفته
می شود.
|

الهه ١٣:٠٧ - ١٣٩٧/١٠/٠٦
houseguest
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فیلم سینمایی مهمان   • مهمان انگلیسی   • مهمان یا میهمان   • نمک ریختن در کفش مهمان   • مهمان حبیب خداست   • مهمان فیلم   • شعر مهمان   • شعر مهمان نوازی   • معنی مهمان   • مفهوم مهمان   • تعریف مهمان   • معرفی مهمان   • مهمان چیست   • مهمان یعنی چی   • مهمان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مهمان
کلمه : مهمان
اشتباه تایپی : lilhk
آوا : mehmAn
نقش : اسم
عکس مهمان : در گوگل


آیا معنی مهمان مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )