انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 892 100 1

معنی اسم مهیا

اسم: مهیا
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: منسوب به مه، بزرگمنش، بانوی بزرگ

معنی مهیا در لغت نامه دهخدا

مهیا. [ م ُ هََ ی ْ یا ] (ع ص ) آماده شده. ساخته شده. کار راست و نیکو کرده شده. شکرده شده. مهیاء [ م ُ هََ ی ی َ ءْ ]. آماده. حاضر و آماده. راست. ساخته. مستعد. برساخته. سیجیده. آراسته. مُعَدّ. حاضر. شکرده. (مجمل اللغة). آسغده : اجابت کرد و مهیا شد امیرالمؤمنین از برای ایستادگی در آن کاری که به او حواله نمود خدا. (تاریخ بیهقی ص 311).
ویران دگر ز بهر چه خواهد کرد
باز این بزرگ صنع مهیا را.
ناصرخسرو.
وانگه کزین مزاج مهیا جدا شوند
چیزند یا نه چیز عرض وار بگذرند.
ناصرخسرو.
ملک جوان است و شهریار جوان است
کار مهیا و امر و نهی روان است.
مسعودسعد (دیوان ص 45).
مسعود جهانگیر جهاندار که ایزد
داده ست بدو ملک مهیا و مهنا.
مسعودسعد.
هرچیز که خواهی همه از دهر میسر
هر کام که جوئی همه از بخت مهیا.
مسعودسعد.
بدو باید پیوست... آنگاه... انابت مفید نباشد نه راه بازگشتن مهیا و نه عذر تقصیرات خواستن مسموع. (کلیله و دمنه ).
نه شاخ از بر بیخ باشد مرتب
نه بار از بر برگ باشد مهیا.
خاقانی.
بر دل موئین و جان مؤمنش
مهرچهردین مهیا دیده ام.
خاقانی.
گوسفند فلک و گاو زمین را به منی
حاضر آرند و دو قربان مهیا بینند.
خاقانی.
کس نیست در ده ارچه علفخانه ای بجاست
کس بر علف چه نزل مهیا برافکند.
خاقانی.
قومی به سمرقند مقام ساخته و ساز وعدت تمام ساخته مستعد و مهیااند. (سلجوقنامه ٔ ظهیری ص 11). مهیا فرماید از برای وی در این عزا راجحه ٔ صبر جمیل را چنانکه در غزا فاتحه ٔ نصر جلیل را. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
به دل بترک وفا گفت و ترک گریه به چشم
ببین که کرد مهیا دگر چه کار بمن.
درویش واله هروی.
- مهیا داشتن ؛ آماده و حاضر داشتن :
وان چنگ گردون وش سرش ده ماه نو خدمتگرش
ساعات روز و شب درش مطرب مهیا داشته.
خاقانی.
ملک را خنده گرفت... پس بفرمود تا آنچه مأمول اوست مهیا دارند و بدلخوشی برود. (گلستان ). تا برقرار ماضی مهیا دارند. (گلستان ).
- مهیا شدن ؛ آماده شدن. بساختن. مستعد شدن.حاضریراق شدن. کمر بستن. آستین برچیدن. آستین برزدن. ساخته بودن ، تقطیر، مهیا شدن برای کارزار. تکور. تشمر. مهیا شدن برای کار :
داد خرد بده که جهان ایدون
از بهر عقل و عدل مهیا شد.
ناصرخسرو.
آنجاش نخواندند تا به دانش
آن شهره مکان را نشد مهیا.
ناصرخسرو.
بیا تا بقا را مهیا شویم
که آنجای بس ناخوش و بینواست.
ناصرخسرو.
- مهیا کردن ؛ آماده کردن. تیار کردن. اعداد. ساختن. برساختن :
مهیا کرد پنج ارکان ملت را به چار ارکان
که هریک جدولی بوده ست کز دریای او آمد.
خاقانی.
مهیا کند روزی مار و مور.
سعدی (بوستان ).
- مهیا گردیدن ؛ دم آماده گشتن و دست دادن فرصت :
بیدلی را که دمی با تو مهیا گردد
قیمت هر دو جهان نیمه ٔ آن یک دم نیست.
خاقانی.

معنی مهیا به فارسی

مهیا
حاضرو آماده ومستعد، کار آماده شده
( اسم ) ۱ - آماده شده . ۲ - مستعد . ۳ - حاضر و آماده : [ قومی ... بسمرقند مقام ساخته و ساز وعدت تمام ساخته مستعد و مهیااند . ] توضیح همین صورت [ مهیا ] از نظر املائ صحیح است نه مهیی زیرا مهموز است .

معنی مهیا در فرهنگ معین

مهیا
(مُ هَ یّ) [ ع . ] (اِمف .) آماده ، آماده شده .

معنی مهیا در فرهنگ فارسی عمید

مهیا
۱. حاضر، آماده، مستعد.
۲. شایسته، مناسب.

مهیا در جدول کلمات

مهیا
اماده
مهیا و آماده
فراهم
مهیا و آماده شده
مجهز

معنی مهیا به انگلیسی

prepared (صفت)
مستعد ، فراهم ، مهیا
ready (صفت)
اماده ، حی و حاضر ، فراهم ، مهیا ، موجود
at hand (صفت)
مهیا

معنی کلمه مهیا به عربی

مهیا
هدية ، علي استعداد
استعد
استعد
جاهز

مهیا را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی مهیا

محمد ١٤:١٤ - ١٣٩٥/٠٨/٢٥
مُهیا (ناما کُنیک = اسم مفعول؛ تهیه شده) این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
پَرَهیک، پَرَهیت (پَرهی= تهیه؛ اوستایی + «یک، یت»)
اَبگاریک، اَبگاریت، پَساچیک، پَساچیت (اَبگار، پساچ= تهیه؛ پهلوی + «یک، یت»)
اودیوگیت udyugit (اودیوگ از سنسکریت: اودیوگَ= تهیه + «یک، یت»)
یوچانیک، یوچانیت (یوچان از سنسکریت: یوجَنَ= تهیه + «یک، یت»)
رَچَناگ (رَچَنا= تهیه؛ سنسکریت + «اگ»)
سَمْسیک، سَمسیت (سَمس از سنسکریت: سَمسکارَ= تهیه + «یک، یت»)
سَمباریک، سمباریت (سمبار از سنسکریت: سَمْبهارَ= تهیه + «یک، یت»)
اگ، یک پسوند یاتیکی (= مفعولی) پهلوی
یت پسوند یاتیکی (= مفعولی) سنسکریت
|

علیرضا ١٠:١٢ - ١٣٩٦/٠٤/٠٢
مُهیا (= تهیه؛ در فارسی گاهی این دو واژه به جای یکدیگر به کار برده می شود: مهیا کن؛ تهیه کن) این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
پَرَهی (اوستایی)
اَبگار، پَساچ (پهلوی)
اودیوگ udyug (سنسکریت: اودیوگَ)
یوچان (سنسکریت: یوجَنَ)
رَچَنا (سنسکریت)
سَمْس (سنسکریت: سَمسکارَ)
سَمبار (سنسکریت: سَمْبهارَ)
|

علیرضا ٠٢:٤٥ - ١٣٩٦/٠٥/٠٥
مهیا با هاء اشتباهه
درستش محیا به معنی حیات و زندگی
مَهیا تو لغتنامه دهخدا وجود نداره اون چیزی که تو لغت نامه دهخدا هستش مُهَیَّاس به معنی آماده شده
|

مهرنوش ١٧:٣٦ - ١٣٩٦/١١/١٣
مهیا یه اسم پارسی قدیمی هم حساب میشه
|

مهرنوش ١٧:٤١ - ١٣٩٦/١١/١٣
محیا درسته و عربیه
مَهیا هم درسته و فارسیه
معنیش هم میشه بانوی بزرگمنش
|

امید ٠٢:٠١ - ١٣٩٧/٠١/١٧
مهیا خیلی صحیح و درست است مهیا همان بانوی بزرگمنش است و از نظر من با محیا عربی فرق دارد از نظر فارسی معنیش صحیح است👏
|

محیا ١٤:٤٨ - ١٣٩٧/٠٣/٠٢
به نظر من محیا یا مهیا از نظر زیبایی فرقی ندارند چون تلفظشان یکی است.
محیا یعنی حیات
مهیا یعنی منسوب به ماه
|

مریم ١٦:١٣ - ١٣٩٧/٠٨/١١
مهیا اسم فارسی به معنای زیباروی باشکوه
|

مهیا ١٤:٣٣ - ١٣٩٧/٠٨/١٤
دخترم متولد اردیبهشته و مهیا منسوب به مه و بانوی بزرگمنش ....به همین خاطر اسمشو گذاشتم مهیا
|

نگار ٠٩:١٠ - ١٣٩٧/١١/١٥
فراهم،آماده،تیار
|

زهرا ٠٣:٢١ - ١٣٩٧/١٢/٢٦
مهیا= آماده
|

شهریار آریابد ١٠:٤٩ - ١٣٩٨/٠٢/١٧
در پهلوی " پسچک pasachak " از بن پسیچیدن به چیم آماده کردن ،در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
|

راستی ٢٠:٠٠ - ١٣٩٨/٠٢/٢٩
تفاوت مُهیا و مَهیا
|

پیشنهاد شما درباره معنی مهیا



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مهیا یا محیا   • محيا   • مهیا یعنی چه   • اسم محیا در قرآن   • اسم مهیا   • مهیا فیلم   • مترادف مهیا   • آماده و مهیا در جدول   • معنی مهیا   • مفهوم مهیا   • تعریف مهیا   • معرفی مهیا   • مهیا چیست   • مهیا یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی مهیا
کلمه : مهیا
اشتباه تایپی : lidh
آوا : mohayyA
نقش : صفت
عکس مهیا : در گوگل


آیا معنی مهیا مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )