انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 661 100 1

مهین

/mahin/

مترادف مهین: خوار، زبون، سست، ضعیف، بزرگ تر، بزرگ، بزرگترین

متضاد مهین: کهین

معنی اسم مهین

اسم: مهین
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: me (a) hin) بزرگترین (از نظر سال )، (در قدیم) بزرگتر، بزرگترین (از نظر مقام و رتبه و ارزش) [این نام چنانچه به فتح اول (مَهین) mahin تلفظ شود مرکب از (مَه = ماه + ین (پسوند نسبت) ) می باشد و منسوب به ماه است] - مانند ماه

معنی مهین در لغت نامه دهخدا

مهین. [ م ُ ] (ع ص ) (از «هَ و ن ») نعت فاعلی از اِهانة. خواری بخش. خوارکننده : و له عذاب مهین. (قرآن 14/4). غث و سمین و معین و مهین آن را وزنی ننهد. (سندبادنامه ص 245). از هرچه حادث شود غث و سمین و معین و مهین و صلاح و فساد و خیر و شر بدانی. (سندبادنامه ص 87).
اندر آئید و ببینید اینچنین
سرد گشته آتش گرم مهین.
مولوی.
برای حاجت دنیا طمع به خلق نبردم
که تنگ چشم تحمل کند عذاب مهین را.
سعدی.

مهین. [ م َ ] (ع ص ) سست و ناتوان. (دستور الاخوان ). خوار و سست. (منتهی الارب ) (مجمل اللغة). ضعیف. ذلیل. بی مقدار. عاجز. پست. بی توان :
سجده میکرد او که ای کل زمین
شرمسار است از تو این جزو مهین.
مولوی.
- ماء مهین ؛ آب ضعیف. کنایه از نطفه است. (از مهذب الاسماء) :
تبارک اﷲ از آن نقشبند ماء مهین
که نقش روی تو بسته ست و چشم و زلف و جبین.
سعدی.
|| اندک. حقیر. قلیل. || شیر زبان گز. || کم خرد و کم تمیز. (منتهی الارب ). آن که تمیز و رایش ناقص باشد. || گشن که باردار نکند. ج ، مهناء. (منتهی الارب ).

مهین. [ م َ ] (ص نسبی ) (مه = ماه + ین ) منسوب به مه. رجوع به مه شود. || (ص تفضیلی ، ص عالی ) مِهین. رجوع به مِهین شود.

مهین. [ م ِ ] (ص تفضیلی ، ص عالی ) (مه = بزرگ + ین ) بزرگتر. (غیاث ). بزرگترین. (برهان ). مقابل کهین. اکبر. اسن. بزاد برآمده ترین. آن بزرگتر به سال. سالخورده تر. کِبَرَة. فرزند بزرگتر :
از این هر سه کهتر بود پیش رو
مهین از پس و در میان ماه نو.
فردوسی.
چو شاه جهان باز شد باز جای
به پور مهین داد فرخ همای.
فردوسی.
مهین دخت بانوگشسب سوار
به من داد گردنکش نامدار.
فردوسی.
قاورد پسر مهین چغری بیک را ولایت کرمان مقرر شد. (سلجوقنامه ٔ ظهیری ص 18). || مطلق بزرگتر. بزرگترین از لحاظ مقام و برتری :
امیر عادل داناترین خداوند است
بزرگوارترین مهتر و مهین سالار.
فرخی.
حاسدم گوید چرادر پیشگاه مهتران
ما ذلیلیم و حقیر و تو امینی و مهین.
منوچهری.
مهین نعمت ایمان شناس و بدان
که ایمان ز ایزد گرامی عطاست.
ناصرخسرو.
و چرخ مهین است و کیهان زبر
که چرخ مهین معدن برجهاست
مهین عالم آن را نهد فیلسوف
که منزلگه انبیا و اصفیاست.
ناصرخسرو (دیوان چ تقوی ص 83).
از این کرد دور از خورشهای آن خوان
مهین خاندان دشمن خاندان را.
ناصرخسرو.
آن کو به بر خرد مهین است
زین ازرق بیخرد کهین است.
ابوالفرج رونی.
غم تو دست مهین است و کنون پیش غمت
همچو انگشت کهین بسته کمر باد پدر.
خاقانی.
تقویم مهین حکم شش روز
امروز توئی نهان چه باشی.
خاقانی.
گر زمانه آیت شب محو کرد
آیت روز از مهین اختر بزاد.
خاقانی.
زشت گوید ای شه زشت آفرین
قادری بر خوب و بر زشت مهین.
مولوی.
معین خیر و مطیع خدا و ناصح خلق
به رای روشن و فکر بلیغ وعقل مهین.
سعدی.
مهین توانگران آن است که غم درویشان خورد. (گلستان ).
مهین برهمن را ستودم بلند
که ای پیر تفسیر استا و زند.
سعدی (بوستان ).
فخرالدوله بر همه مهین و سرور آمد. (تاریخ قم ص 8).
- جهان ِ مهین ؛ عالم برین. مقابل جهان فرودین :
جهان مهین را بجان زیب و فری
اگرچه بدین تن جهان ِ کهینی.
ناصرخسرو.
- مهین پیمبر ؛پیغمبر بزرگ. فرستاده و رسول بزرگ.
- || کنایه از حضرت خاتم الانبیاء (ص ) است.
- || نزد محققان عقل و دانش است.
- مهین جهان ؛ به معنی مه مرد است که هر دو جهان باشد و آن را مهین مردم نیز گویند. در نامه ٔ جمشید آمده که سراسر جهان یک کس است تنی دارد از همه تنها وآن را تهم گویند و روانی دارد از همه روانها آن را روانگرد نامند و خردی دارد از همه خردها که آن را هوشگرد خوانند. مه مردم که آن را مهین مرد نیز خوانند چون درنگری جهانی بدین شگرفی یک پرستار اوست گر چشم دل گشائی بینی که آسمان پوست این کس بزرگ است و کیوان سپرز و برجیس جگر و بهرام زهره و خورشید دل و ناهید یمینه (؟) و تیر مغزینه و ماه شش و ستارگان برجها وخانهای روشن رگ و پی آتش گرمی رفتار او. ابر و باد دم و آب خوی و زمین گرد پا در رهروی و درخش خنده و آسمان غریو آواز و باران گریه و پیوستگان کرم شکم. و او را روانی است چنین که گذارش از روانان فرودین و برین است وخردی اینگونه که آن هم گذارش از هوشهای نشیبین و فرازین آمده... (آنندراج ).
- مهین چرخ ؛ فلک نهم. (انجمن آرا).
- || دور اکبر. (انجمن آرا).
- مهین فرشته ؛ فرشته ٔ مقرب. ملک مقرب.
- مهین فریشته ؛ مهین فرشته. ملک مقرب.
- نام مهین ؛ اسم اعظم :
بدان آه پسین کز عرش پیش است
بدان نام مهین کز شرح بیش است.
نظامی.

مهین. [ م َ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان هریس بخش مرکزی شهرستان سراب ، واقع در 9هزارگزی باختری سراب و 9هزارگزی شوسه ٔ سراب به تبریز دارای 432 تن سکنه. آب آن از چشمه و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).

مهین. [ م َ ] (اِخ )دهی است جزء دهستان قاقاران بخش ضیأآباد شهرستان قزوین ، واقع در 15هزارگزی شمال ضیأآباد و 6 هزارگزی راه عمومی. کوهستانی و دارای 677 سکنه. آبش از قنات و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1).

معنی مهین به فارسی

مهین
شمال ضیائ آباد واقع است . کوهستانی و سردسیر است و ۶۷۷ تن سکنه دارد . ده دهستان پائین شهرستان نهاوند فرمانداری کل همدان . در ۱۴ کیلومتری
مهینه: بزرگ، بزرگتر، بزرگترین، منسوب به ماه، از نامهای زنان، خواروپست، سست رای، مهنائ جمع
( صفت ) ۱ - سست ضعیف . ۲ - خوار زبون .
دهی است جزئ دهستان قاقاران بخش ضیائ آباد شهرستان قزوین .
باختر شهر نهاوند واقع است . جلگه و سردسیر است و ۱۵٠٠ تن سکنه دارد . رودخانه مهان آن را مشروب میسازد . محصولش غلات توتون حبوبات و لبنیات است . ده دهستان هرزندات بخش زنوز شهرستان مرند استان سوم ( آذربایجان شرقی ) .
دهی است از دهستان پایین شهرستان نهاوند واقع در ۱۴ هزار گزی باختر نهاوند و سه هزار گزی گیان .
پیشه مهم و بزرگ شغل خطیر
( اسم ) فرشته مقرب ملک مقرب .
( اسم ) مهین فرشته جمع : مهین فریشتگان مهینان فریشتگان .
افعی
نامه بزرگ کتاب کبیر
دهی است از دهستان آغمیون بخش مرکزی شهرستان سراب واقع در ۶ کیلومتری شمال سراب جلگه ۱۷۴۶ تن سکنه محصول غله بنشن و محصولات دامی .
عالم را گویند که ماسوی الله است وعرب عالم کبیر خوانند .
عبارتند از هفت مثنوی که مجموعه آنرا [ سبعه ] یا هفت اورنگ گویند . سراینده آن جامی شاعر قرن نهم هجری میباشد . هفت اورنگ مشتمل بر هفت مثنوی زیر است : ۱ - سلسله الذهب که در سال ۸۹٠ ه.ق . تالیف شد . ۲ - سلامان و ابسال مشتمل بر ۱۱۳۱ بیت و بزبان انگلیسی ترجمه گردیده است . ۳ - تحفه الاحرار که در سال ۸۸۶ ه.ق. بنظم آمده و شامل ۱۱۷٠ بیت است . ۴ - سبحه الابرار . ۵ - یوسف و زلیخا که معروفترین مثنویات سبع است و به زبان های آلمانی و انگلیسی ترجمه شده است . ۶ - لیلی و مجنون در سال ۸۸۹ ه.ق . تالیف شده و بزبانهای آلمانی و فرانسوی ترجمه شده است . ۷ - خرد نامه اسکندری .

معنی مهین در فرهنگ معین

مهین
(مِ) (ص نسب .) بزرگتر، بزرگترین .
(مَ) (ص نسب .) ۱ - منسوب به ماه . ۲ - نامی است از نام های زنان .
( ~.) [ ع . ] (ص .) ۱ - سست ، ضعیف . ۲ - خوار، زبون .
(مُ) [ ع . ] (اِفا.) خوار دارنده ، اهانت کننده .

معنی مهین در فرهنگ فارسی عمید

مهین
بزرگ، بزرگ تر، بزرگ ترین.
خوار، بی ارزش.

مهین در دانشنامه اسلامی

مهین
معنی مَهِينٌ: خوار و ضعيف - حقير (از هون است که به معناي ضعف و حقارت است، و منظور فرعون از مهين بودن حضرت موسي (عليهالسلام) ، فقير و تهي دست بودن ایشان است)
معنی مُّهِينٌ: خوار کننده (از هون است که به معناي ضعف و حقارت است )
ریشه کلمه:
هون‌ (۲۶ بار)

توصیف عذاب به «مُهِیْنٌ» (خوارکننده و اهانت بار) از مادّه «هَوان» به خاطر آن است که جریمه، باید همانند جرم باشد، آنها نسبت به آیات الهی توهین کردند، خداوند هم برای آنها مجازاتی تعیین کرده که علاوه بر دردناک بودن، توهین آور نیز می باشد.
هرچند در دوران پهلوی حضور زنان به عنوان سناتور و نماینده مجلس بیشتر نقش سمبلیک داشت، امّا زنانی بودند که نقش ایفا کردند. از جمله دکتر مهین صنیع نماینده بابل در ادوار ۲۳ و ۲۴ مجلس شورای ملی. خانم صنیع از چهره های شاخص و مبارز در دوره بیست و چهارم مجلس شورای ملی به شمار می آمد.
مهین دخت صنیع در ۱۲۹۸ (ه. ش) در بابل متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در بابل به اتمام رسانید و وارد دانشکده ادبیات تهران شد و درجه لیسانس در ادبیات فارسی گرفت. پس از اخذ لیسانس در کنکور دکترای ادبیات فارسی شرکت کرد و به دوره دکترا راه یافت. دوره مزبور را نیز به اتمام رسانید و رساله دکترای خود را تحت عنوان «دستور زبان فارسی» که به راهنمایی دکتر محمد معین تهیه کرده بود به تصویب رسانید و دکتر در ادبیات فارسی شناخته شد. چندی در دانشکده ادبیات شهید بهشتی به تدریس مشغول شد. وی دارای تالیفاتی در رشته تخصصی خود می باشد که می توان کتاب دستور زبان فارسی و کتاب زنان در شاهنامه را نام برد. در کتاب ارج نامه دکتر معین در صفحه ۱۰۷ در بخش راهنمایی رساله های دکتری، شماره ۸ مربوط به مهین دخت صنیع و سال ۱۳۴۶ می باشد. وی دارای تالیفاتی در رشته ی تخصصی خود می باشد که می توان کتاب دستور زبان فارسی و کتاب زنان در شاهنامه را نام برد. هم چنین «گلرخان سیه چشم» عنوان کتابی به قلم مهین بانو صنیع است که از سوی نشر نوشه چاپ و منتشر شده است. نویسنده در توضیح این اثر می نویسد: این دفتر ترجمانی از داستان زندگی چند بانوی والای ایرانی از سرودههای فردوسی است که به انگیزه آشنا ساختن جوانان این سرزمین فراهم آمده است.
خانواده
پدر مهین صنیع، دکتر حسین صنیع (صنیع همایون) اهل شیراز و خواهرزاده فرصت الدوله شیرازی بود. فرصت از دانشمندان عصر خود به شمار می آمد و تالیفات متعددی من جمله «آثارالعجم» و «دیوان فرصت» را از خود به جای گذاشته است. پدربزرگ فرصت طبیب مخصوص کریم خان زند بود. فرصت هیچ وقت ازدواج نکرد و فرزندی نداشت و علاقه زیادی به خواهرزاده خود (پدر مهین صنیع) داشت. شخصاً تعلیم و تربیت او را به عهده گرفت و برای تکمیل تحصیلات او را به روسیه تزاری فرستاد. دکتر حسین صنیع با آن که تحت تاثیر تعلیمات دایی خود علاقه زیادی به ادبیات و موسیقی داشت و تار خوب می نواخت، معذلک رشته دندانپزشکی را انتخاب کرد. پس از پایان تحصیلاتش شرکت تومانیانس که در شمال ایران فعالیت های مختلف بازرگانی داشت، او را به عنوان دندانپزشک استخدام و به بابلسر فرستاد. او بلافاصله مطبی در بابلسر دایر و مشغول به کار شد. در همان اوان در بابل با فامیل مادر مهین که مازندرانی بودند و با روسیه داد و ستد تجاری داشتند، آشنا شد و با گوهر بدیع، مادر مهین ازدواج کرد. چون در آن زمان دندانپزشک دیگری در مازندران وجود نداشت، دکتر صنیع موفق شد در شهرهای دیگر مازندران از قبیل آمل، ساری و بابل مطبهایی دایر و جوانان با استعداد را به عنوان دستیار خود انتخاب و به تعلیم آن ها در این رشته بپردازد. آن ها نیز بعداً مطب هایی در تهران و مازندران دایر کردند و پس از تاسیس دانشکده دندانپزشکی تهران، با گذراندن دوره کوتاهی به اخذ درجه دکتری نایل شدند. دکتر صنیع به تدریج در مازندران املاکی خرید و هنگامی که رضاشاه املاک مردم را ضبط می کرد، چون حاضر نشد املاک خود را واگذار کند به زندان افتاد. وی پس از وقایع شهریور ۱۳۲۰ موقعی که رضاشاه از ایران رفت از زندان آزاد شد و چند سال بعد در بابل درگذشت. خواهر مهین صنیع آذر صنیع بود. آذر بعد از فارغ التحصیلی از دانشکده دندانپزشکی به واسطه فعالیت در دانشکده پزشکی بر سر راه دکتر «سعید حکمت» رییس پزشکی قانونی کشور قرار گرفته بود. دکتر حکمت نماینده مجلس شورای ملی و رییس پزشکی قانونی به پست ترین رذایل اخلاقی آلوده بود و هنر عمده اش فریب دادن زنان و دختران و سوء استفاده جنسی از آنان بود. وی از زنان فریب خورده برای به دست آوردن امتیازات سیاسی و اقتصادی بهره برداری می کرد و آنان را در اختیار رجال بلند پایه و سرمایه داران بزرگ قرار می داد. حکمت، آذر صنیع را که بواسطه موقعیت شغلی با او آشنا شده بود و برای شوهرش دنبال کار می گشت، به لطایف الحیل می فریبد و پس از سوءاستفاده جنسی از او به ابوالحسن ابتهاج معرفی می کند. ابتهاج هم برای قدردانی از این زن شغل مناسبی به شوهر او ارجاع می کند. رفت و آمدهای آذر صنیع با ابوالحسن ابتهاج آن قدر ادامه یافت تا شوهر که کارمند خود ابتهاج در سازمان برنامه بود فهمید چه بهای سنگینی برای پیداکردن کار پرداخته است. به همین دلیل همسرش را طلاق داد و آذر که از مدت ها قبل با ابتهاج روابط نامشروع داشت به عقد و ازدواج او درآمد. ابتهاج دارای همسر بود و از قبل با دختر معززالدوله نبوی ازدواج کرده بود. ابوالحسن ابتهاج رییس سابق سازمان برنامه بود که در زمان حکومت امینی بازداشت و زندانی شد. ابتهاج پس از برکناری از سازمان برنامه مقدمات تاسیس یک بانک خصوصی را فراهم ساخت و پس از کسب اجازه نام آن را بانک ایرانبان نهاد. در اوایل تاسیس بانک موفقیتی نصیب او نشد تا این که ۲۵% از سهام بانک مزبور را به سیتی بانک واگذار کرد و سرانجام در سال ۱۳۵۶ (ه. ش) سهام خود و همسرش آذر صنیع را به هژبر یزدانی فروخت و از ایران خارج شد. دکتر مهین دخت صنیع ابتدا به همسری سرگرد امیر سرداری درآمد که از رؤسای املاک پهلوی بود و به شقاوت و تندخویی ضرب المثل بود. بعد از مدتی نام خانوادگی خود را از امیر سرداری به کشورپاد تغییر داد و در میانسالی درگذشت. همسر دوم مهین از پزشکان معروف تهران بود بنام دکتر دانشوری که چندی معاونت وزارت بهداری را عهده دار شد. وی طبیبی حاذق و مردمدار بود. امٌا محمدعلی سفری این مرد را دچار عقده های متعدد می داند.
ورود به مناصب سیاسی و اجرایی
مهین صنیع در سال ۱۳۵۰ از طرف حزب ایران نوین کاندیدای نمایندگی مجلس از بابل شد و پس از اتمام انتخابات به مجلس بیست و سوم راه یافت. در آن دوره مدتی هم عضو هیئت رییسه بود. در دوره بیست و چهارم نیز نماینده مجلس از بابل گردید و با سمت منشی به هیئت رییسه در اجلاسیه اول و دوم راه یافت. گزارش جلسه مجلس بدین شرح است:گزارش از شعبه سوم به مجلس شورای ملی سجادی مخبر شعبه سوم: پرونده انتخابات بیست و سومین دوره قانون گذاری شهرستان بابل حاکیست که به موجب دستور شماره ۴۹۸/۴۲-۱۳۵۰/۳/۲۲ وزارت کشور در اجرای ماده ۱۴ قانون انتخابات فرمانداری در تاریخ ۶/۴/۱۳۵۰ از ۳۶ نفر طبقات ششگانه و معتمدین محل دعوت بعمل آورده پس از انتخاب اعضاء اصلی و علی البدل و هیات رئیسه و تعیین انجمن های فرعی و سایر تشریفات قانونی در روز ۱۸/۴/۱۳۵۰ اخذ رای بعمل آمده و بلافاصله شروع بقرائت آراء ماخوذه شده است در نتیجه از ۷۱۵۰۶ رای بانو دکتر مهین صنیع با اکثریت ۶۹۱۴۹ رای و آقای دکتر حسن متین با اکثریت ۶۹۰۸۷ رای و آقای دکتر عبدالله بهزادی با اکثریت ۶۹۰۳۵ به نمایندگی بیست و سومین دوره قانون گذاری شهرستان بابل انتخاب شدند در مدت یک هفته مقرر برای قبول شکایات ۲ فقره شکایت به دفتر انجمن رسیده که پس از رسیدگی انجمن آن ها را وارد تشخیص نداده لذا در تاریخ ۲۶/۴/۱۳۵۰ اعتبار نامه بنام نامبردگان صادر و انجمن انحلال خود را اعلام میدارد. شعبه سوم پس از رسیدگی به پرونده با توجه به این که در مهلت مقرر قانونی برای قبول شکایات هیچ گونه اعتراضی به انتخابات شهرستان بابل مجلس شورای ملی نرسیده صحت جریان انتخابات بیست و سومین دوره قانون گذاری شهرستان بابل و نمایندگی بانو دکتر مهین صنیع را که در درجه اول انتخاب شده اند تایید نمود. وی از جمله نمایندگانی بود که بعد از انتخاب بختیار به نخست وزیری به مخالفت با او برخواست و از طرف گروه مخالف بختیار با شاه ملاقات کرد. شاه که مهین صنیع را به خوبی می شناخت، در حالی که او را با نام کوچکش خطاب می کرد با حال گریه گفت که هیچ راه حل دیگری برایش باقی نمانده و بختیار آخرین شانس بقای رژیم است. چهره درهم شکسته و چشمان اشک آلود و لحن تضرع امیز شاهی که مهین صنیع صلابت و قدرتش را به یاد داشت او را به حدی منقلب کرد که دیگر یارای سخن گفتن برایش باقی نماند و وقتی که با چشمان گریان شرح ماوقع را با همکارانش درمیان گذاشت همه دریافتند که دیگر در جبین این کشتی شکسته نور رستگاری نیست..
← نماینده دوره بیست و سوم
...

مهین در دانشنامه ویکی پدیا

مهین
مهین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
مهین (تاکستان)
مهین (سراب)
مختصات: ۳۶°۰۸′۳۳″ شمالی ۴۹°۲۸′۲۲″ شرقی / ۳۶.۱۴۲۴۵° شمالی ۴۹.۴۷۲۷۲° شرقی / 36.14245; 49.47272
مهین (تاکستان)، روستایی از توابع بخش ضیاءآباد شهرستان تاکستان در استان قزوین ایران است.
مهین یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان سراب واقع شده است.
مهین اسکویی (زاده ۲ اسفند ۱۳۰۹ - درگذشته ۱۲ دی ۱۳۸۴ تهران) کارگردان، مدرس تئاتر، مترجم آثار نمایشی و یکی از بنیان گذاران تئاتر آناهیتا بود.
مهین افشار جعفری متولد ۱۳۰۴ در شهر مشهد و نماینده بیست و چهارمین دوره مجلس شورای ملی و عضو حزب ایران نوین در دوره پهلوی بود. در مشاغلی چون تشریفات جمعیت خیریه فرح پهلوی، خزانه داری سازمان زنان مشهد، انجمن شهرستان سرخس، ریاست جمعیت شیر و خورشید سرخس، هیئت مدیره شرکت اتوبوس رانی مشهد، مدیرعاملی مرکز تفریحی و تربیتی کودکان مشهد و ریاست امور اجتماعی شیر و خورشید خراسان فعالیت نمود. پس از پیروزی انقلاب در ۲۵ بهمن ماه دستگیر و پس از تحمل چند ماه حبس، آزاد شد.
مهین بانو دختر کوچک شاه اسماعیل یکم و تاجلی بیگم بود که در تاریخ ۹۴۰ هجری در تبریز به دنیا آمد. وی در هنگام مرگ پدرش تنها پنج سال داشت و پس از آن تحت آموزش مادرش تاجلی قرار گرفت. او کوچکترین خواهر شاه طهماسب بود.
مهین بانو خانم دختر کوچک شاه اسماعیل یکم و تاجلی بیگم بوداو کوچکترین خواهر شاه طهماسب بود.
مهین برزویی (زادهٔ ۱۳۲۸) صداپیشه و بازیگر ایرانی است.
مهین بزرگی با نام اصلی فاطمه ابوالقاسم تبریزی (زاده ۱۳۱۴ - درگذشته ۲۳ خرداد ۱۳۸۸) دوبلور، بازیگر و گوینده رادیو اهل ایران بوده است.
وی از سال ۱۳۳۵ وارد حرفه دوبله شده و در کنار آن به گویندگی رادیو نیز مشغول بوده است.
مَهین دُخت صدیقیان (زادهٔ ۱۳۱۴ در مشهد - درگذشتهٔ ۱۳۷۸) پژوهشگر و استاد زبان و ادبیات فارسی و از نخستین فارغ التحصیلان رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه مشهد بود و دورهٔ فوق لیسانس و دکتری را در همین رشته در دانشگاه تهران گذراند. صدیقیان شاگرد استادان مطرحی همچون علی اکبر فیاض، سید احمد خراسانی، غلامحسین یوسفی، بدیع الزمان فروزانفر، پرویز ناتل خانلری، سید جعفر شهیدی، عبدالحسین زرین کوب و ذبیح الله صفا بوده است.
مهین دخت صنیع در سال ۱۲۹۸ در بابل متولد شد. تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در بابل به اتمام رسانید و وارد دانشکده ادبیات تهران شد و درجه لیسانس در ادبیات فارسی گرفت و پس از اخذ لیسانس در کنکور دکترای ادبیات فارسی شرکت کرد و به دوره دکترا راه یافت و دوره مزبور را نیز به اتمام رسانید و رساله دکترای خود را تحت عنوان «دستور زبان فارسی» که به راهنمائی محمد معین تهیه کرده بود، به تصویب رسانید و دکتر در ادبیات فارسی شناخته شد. چندی در دانشکده ادبیات شهید بهشتی به تدریس مشغول شد. در سال ۱۳۵۰ از طرف حزب ایران نوین کاندیدای نمایندگی مجلس شورای ملی از بابل شد و پس از اتمام انتخابات به مجلس بیست وسوم راه یافت. در آن دوره مدتی هم عضو هیئت رئیسه بود. در دوره بیست وچهارم نیز نماینده مجلس از بابل گردید و با سمت منشی به هیئت رئیسه راه پیدا کرد. وی دارای تالیفاتی در رشته تخصصی خود می باشد که می توان کتاب دستور زبان فارسی و کتاب زنان در شاهنامه را نام برد.
مهین دیهیم (۱۳۰۴–۱۳۸۰)، هنرپیشه سینما، تتاتر و تلویزیوناهل ایران بود.
مهین زرین پنجه متولد تهران می باشد. پدرش نصرالله زرین پنجه نوازنده و معلم تار و سه تار بودند و مادرش صفیه یگانه تار و تنبک می نواخت.
مهین (به عربی: مهین) یک منطقهٔ مسکونی در سوریه است که در شهرستان حمص واقع شده است.
مهین نیک طبع مشهور به مهین شهابی (۱۳۱۵ - ۱۳۸۹) بازیگر سینمای ایران بود.
مهین عظیما (زاده ۲۱ آذر ۱۳۰۸ در تهران) نقاش ایرانی یکی از آخرین بازماندگان نسل طلایی نقاشی می باشد.
مهین گرجی (زاده آبادان) روزنامه نگار و خبرنگار رادیو فردا است.
مهین معاون زاده (زاده ۱۳۰۸ خورشیدی در تهران) بازیگر سینما، تئاتر و دوبلور اهل ایران است
مهین نویدی چهره پرداز سینما اهل ایران است.
مهین کسمایی متولد ۱۳۱۷ در رشت از دوبلرهای ایرانی است. وی در سال ۱۳۳۱ وارد عرصه دوبله شد. مهین کسمایی برادرزاده علی کسمایی ملقب به پدر دوبله ایران است.
پیامبر مهین در کتاب مقدس بخش بزرگی از کتابهای پیامبران مسیحی در عهد عتیق است. واژه مهین بمعنای بزرگی و طولانی بودن متن هر کتاب است و ارتباطی با اولوالعزم بودن یا اهتمام پیامبران نگارنده ندارد.
کتاب اشعیا
این کتابها در مسیحیت شامل موارد زیر است:
کتابهای نگارش شده توسط ارمیا: کتاب ارمیا
کتاب مقدس عبری این گروهبندی را نداشته و نیز شامل کتاب باروخ نمی شود.
مراثی (در مکتوبات بخشی از تنخ)
کتاب باروخ (در انجیل پروتستان وجود ندارد) رسایل ارمیا
کتاب حزقیال
کتاب دانیال
تپه مهین مربوط به دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان بویین زهرا، روستای مهین واقع شده و این اثر در تاریخ ۳ بهمن ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۳۰۲۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مهین در جدول کلمات

پول خارجی و هر سند تجاری که ارزش آن به پول های بیگانه مهین شده باشد
ارز
ساخته فریال بهزاد با بازی داریوش ارجمند | فرهاد جم و مهرانه مهین ترابی
شور زندگی
ساخته فریال بهزاد در سال 77 با بازی داریوش ارجمند | مهرانه مهین ترابی | زهرا اویسی و فرهاد جم
شور زندگی
سریال پربیننده زوج بیژن بیرنگ و مسعود رسام با بازی خسرو شکیبایی | مهرانه مهین ترابی و •••
خانه سبز
سریالی از حسن فتحی با بازی حمید گودرزی | شهرام قائدی | حسین محجوب | پریناز ایزدیار و مهرانه مهین ترابی
زمانه
سریالی از محمدحسین لطیفی با بازی حسین محجوب | باران کوثری | پوریا پورسرخ | برزو ارجمند | ثریا قاسمی | مهرانه مهین ترابی و محمد کاسبی
صاحبدلان
سریالی از مرحوم مسعود رسام و بیژن بیرنگ با بازی فردوس کاویانی | مهرانه مهین ترابی | فرهاد جم و الهام پاوه نژاد
همسران
سریالی از مسعود رسام فقید و بیژن بیرنگ با حضور مهرانه مهین ترابی | فردوس کاویانی | الهام پاوه نژاد و فرهاد جم
همسران
سریالی ساخته همایون اسعدیان با بازی پرویز فلاحی پور | سیامک انصاری | مهرانه مهین ترابی و اشکان خطیبی
اگه بابام زنده بود
فیلمی از حسین زندباف با شرکت اکبر عبدی | علی شعاعی | مرتضی احمدی و زنده یاد مهین شهابی
ماموریت

پیشنهاد کاربران درباره معنی مهین

کامبیز ٠٢:٢١ - ١٣٩٦/١١/٣٠
بهترین .زیبا ترین
|

لیلاجعفری ٠٦:٢٧ - ١٣٩٧/٠٣/٢١
ماهین مثل ماه
|

میرابوطالبی ١٥:١٠ - ١٣٩٧/٠٤/١٠
ماه زمینی
|

مهین ١٩:١٣ - ١٣٩٧/٠٤/١٩
تابان مثل ماه
|

محمدحسن ١٤:٤٣ - ١٣٩٧/٠٤/٣١
مهین یعنی عشق و زیبایی
مهین یعنی دختری که عشق و نفس و زندگیمه و میمیرم واسش
|

پیشنهاد شما درباره معنی مهین



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مهرانه مهین ترابی دوجنسه است   • مهرانه مهین ترابی ازدواج کرده   • مهرانه مهین ترابی و همسرش   • اسم همسر مهرانه مهین ترابی   • عکس مهرانه مهین ترابی قبل از انقلاب   • علت ازدواج نکردن مهرانه مهین ترابی   • مهرانه مهین ترابی بی حجاب   • اسم مهین   • معنی مهین   • مفهوم مهین   • تعریف مهین   • معرفی مهین   • مهین چیست   • مهین یعنی چی   • مهین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مهین
کلمه : مهین
اشتباه تایپی : lidk
آوا : mahin
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس مهین : در گوگل


آیا معنی مهین مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )