برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1314 100 1

مواضعه

/movAze'e/

مترادف مواضعه: قرارداد، نهاد، وضع، قرارومدار، تبانی، سازواری، موافقت، قرارگذاشتن، وضع کردن

معنی مواضعه در لغت نامه دهخدا

مواضعت. [ م ُ ض َ / ض ِ ع َ ](از ع ، اِمص ، اِ) مواضعة. (ناظم الاطباء). قرارگذاری. قرارداد. قراردادی متضمن شروط خاص و تعهدات معین. عهد. پیمان. قولنامه. مواضعه. (از یادداشت مؤلف ). ورجوع به مواضعه شود : گفت پس نسخت آنچه مارا بباید نبشت در جواب مواضعت بباید کرد و نسخت سوگندنامه. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 148). سی سال آن مواضعت بماند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 264). معتمد بنده. خط دهد بدانچه مواضعت بدان قرار گیرد تا بنده آن را امضا کند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 242). خداوند آنچه رفت فراموش کرد و دست به نشاط زد و حدیث رسول و مخالفان و مواضعت نمی رود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 603). پس بعضی از ایشان اعتراف نمودند و تمامی مواضعت و مبایعت خویش مقرر گردانید و دیگران به ضرورت اقتدا کردند. (کلیله و دمنه چ مینوی ص 324). و رجوع به مواضعه شود.
- مال مواضعت ؛ مالیات و خراج متعلق حسب قرارداد مواضعه. مال مقرر. مال معینی که باید پرداخت : احمد ینالتکین مالی عظیم که از مواضعت بود از تکران و خراج گزاران بستد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 409). باکالنجار مال مواضعت از گرگان دوساله با هدیه های دیگر بفرستد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 452). احمد آنچه باید کرد کند و مالهای تکران ستاند از خراج و مواضعت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 408). و رجوع به مواضعه و مواضعه نهادن شود.
- مواضعت کردن ؛ قرارداد بستن. چیزی را قرار گذاشتن. قراری را پذیرفتن و متعهد شدن.
- مواضعت گونه ؛ قراردادمانند. معاهده گونه : خداوند بوالحسن عبدالجلیل را با لشکر از گرگان باز خوانده و مواضعت گونه ای افتاده. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 505).
- مواضعت نوشتن (نبشتن ) ؛ تحریر کردن قراردادی در چند فصل یا در فصلی تنها متضمن شروط خاص و با تعیین حدود اختیارات شاغل و الزامات واگذارنده ٔ شغل به رعایت آن موازین و مؤکد داشتن آن به سوگندهای گران. مواضعه نوشتن.
- مواضعت نهادن ؛ معاهده بستن. قرار گذاشتن. قرارداد بستن. متعهد شدن. عهد نوشتن. عهد بستن. پیمان بستن. (از یادداشت مؤلف ) : میان سامانیان و آل بویه و فناخسرو مواضعتی نهاد [ سیمجور ]. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 264). و با او [ پسرکاکو ] مواضعتی نهاده شود مال را که هر سال می دهد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 264). مواضعت نهاد هر سالی که خراج فرستد برادرزاده را هزار ...

معنی مواضعه به فارسی

مواضعه
باهم درکاری یاامری متفق وهمدست شدن، قرارگذاشتن بایکدیگربرای انجام دادن کاری
۱ - ( مصدر ) با یکدیگر قرار نهادن قرار گذاشتن : [ پس بعضی از ایشان اعتراف نمودند و تمامی مواضعت و مبایعت خویش مقرر گردانید و دیگران بضرورت اقتدا کردند .. ] ( کلیله . مصحح مینوی ۲ ) ۳۲۴ - متارکه کردن خرید و فروش . ۳ - سازواری کردن موافقت کردن . ۴ - ( اسم ) قرار گذاری . ۵ - متارکه خرید و فروش . ۶ - سازواری موافقت . ۷ - ( اسم ) قرار داد جمع : مواضعات .
با همدیگر گرو بستن .

معنی مواضعه در فرهنگ فارسی عمید

مواضعه
با هم در کاری یا امری متفق و همدست شدن، قرار گذاشتن با یکدیگر برای انجام دادن کاری.

مواضعه در دانشنامه اسلامی

مواضعه
معنی مَّوَاضِعِهِ: محلهاي قرار گرفتن مراد از تحريف کلمات از مواضعش در عبارت "يُحَرِّفُونَ ﭐلْکَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ"اين خواهد بود که کلمهاي را در غير آنجايي که بايد به کار رود استعمال کنند ، مثلا وقتي کساني ميگويند : سمعنا که بخواهند اعلام اطاعت کنند ، و در اين صورت ج...
معنی رَاعِنَا: رعايتِ ما را بکن (در عبارت "لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا" به معني به جاي "راعنا "بگوئيد : "انظرنا "،نهي از گفتن کلمه "راعنا"به اين دليل بوده که مسلمانان وقتي کلام رسول خدا صلي الله وعليه و آله را درست ملتفت نميشدند ،به دليل اينکه ايشان گاهي به سرعت...
ریشه کلمه:
ه‌ (۳۵۷۶ بار)
وضع‌ (۲۶ بار)

گذاشتن. مثل گذاشتن بار به زمین. . هر باردار بارش را می‏گذارد. .مراد از وضع چنانکه گفته‏اند ایجاد است مثل . که به معنی احداث و ساخته شدن است. *. ایضاع به معنی سرعت در سیر است. ظاهرا مراد از آن در آیه سرعت وضع است یعنی: اگر منافقان با شما به جنگ خارج می‏شدند جز تباهی نمی‏افزودند و به سرعت در میان شما منازعه و سستی می‏افکندند و به شما فتنه آرزو می‏کردند. موضع: مصدر میمی و اسم مکان است . از آنانکه یهودی شدند کلمات را از مواضع خود کنار و منحرف می‏کنندرجوع شود به «حرف - تحریف» * . در آن بهشت سریرهایی است بالا رفته و قدحهایی است گذاشته شده (درکنار چشمه‏ها و نحو آن )
بیع مُواضَعَه فروش کالا به کمتر از بهای خرید آن با اعلام قیمت خرید به مشتری است و از آن در باب تجارت سخن رفته است. به بیع مواضعه بیع به کمتر از رأس المال، بیع محاطه، بیع مخاسره، بیع وضیعه و بیع وضعیه نیز گفته می شود.
بیع مُواضَعَه فروش کالا به کمتر از بهای خرید آن با اعلام قیمت خرید به مشتری است.
احکام بیع مواضعه
بیع مواضعه، جایز و مشروع است؛ لیکن صحت آن به اعلام قیمت خرید و نیز مقداری که از آن کم شده، مشروط است، مانند آنکه فروشنده به خریدار بگوید: این کالای خریداری شده به صد تومان را به ده تومان کمتر از آن به تو می فروشم و اگر چنین بگوید: این کالا را به ده تومان ارزان تر از قیمت خرید به تو می فروشم ...

مواضعه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا
تبانی،توطئه،دسیسه،همدستی،ساخت و پاخت!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مواضعه   • مفهوم مواضعه   • تعریف مواضعه   • معرفی مواضعه   • مواضعه چیست   • مواضعه یعنی چی   • مواضعه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مواضعه
کلمه : مواضعه
اشتباه تایپی : l,hqui
آوا : movAze'e
نقش : اسم
عکس مواضعه : در گوگل

آیا معنی مواضعه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )