انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1046 100 1

موج

/mowj/

مترادف موج: خیزاب، کوهه آب، موجه، چین خوردگی سطح آب، تلاطم آب، فرکانس رادیویی

برابر پارسی: خیزآب، خیزآبه، کوهه، خیزاب

معنی موج در لغت نامه دهخدا

مؤج. [ م ُءْج ْ ] (ع مص ) گذر کردن آینه ٔ زانو در مابین پوست و استخوان.(ناظم الاطباء). ناظم الاطباء این صورت را ضبط کرده است ، اما صحیح کلمه مؤوج [ م ُ ئو ] است. رجوع به مؤوج در منتهی الارب و اقرب الموارد ماده ٔ «م وج » شود.

موج. [ م َ ] (ع مص ) کوهه برآوردن آب. (منتهی الارب ). کوهه برآوردن دریا. (ناظم الاطباء). برآمدن آب دریاو شط و رودخانه به بالا. هیجان و بلند شدن آب دریا. (یادداشت مؤلف ). کوهه زدن آب. (دهار). خیزابه یافتن. || طپانچه زدن موج. (منتهی الارب ). تپانچه زدن کوهه های آب. (ناظم الاطباء). || مختلف گردیدن کارهای مردم و مضطرب گردیدن آن. (ناظم الاطباء). اضطراب کردن مردم. (منتهی الارب ). آشوب کردن و به هم برآمدن. آشوب کردن و به هم در شدن مردمان. (المصادر زوزنی ). به هم در شدن مردمان. (تاج المصادر بیهقی ). || میل کردن از حق و راستی. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). عدول از حق. (یادداشت مؤلف ).

موج. [ م َ / م ُ ] (ع اِ) کوهه ٔ آب. ج ، امواج. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). روکه. مور. (منتهی الارب ). نورد آب. (مهذب الاسماء). آشوب دریا. (ترجمان القرآن جرجانی ص 96). نورد. کوهه. کوهه ٔ آب. خیزابه. خیزاب. آب خیز. آب خیزه. آب کوهه. نره ٔ آب. مشترک. اشترک. آشوب دریا. ستونه. آذیه. (یادداشت مؤلف ). دیسمه و لطمه ٔ آب. ترنک. ترنند. هنک. خیزآب. تلاطم آب و کوهه و لپه آب و آنچه که از سطح دریا هنگام وزیدن باد برآید و قطعه های بزرگی گردد که از پی یکدیگر متعاقب شوند. (ناظم الاطباء). صاحب آنندراج گوید خوش عنان و سبک جولان ، سبک رو، بلند، رمیده ، از خودرفته ، دورافتاده. بیقرار از صفات و بال ، بازو، انگشت ، زلف ، ابرو، ناخن ، نبض ، تار، سلسله ، زنجیر، گیسو، طره ، خط، مصرع ، مقراض ، ماهی ، کوچه ،تیغ، شمشیر، کلک و خامه از تشبیهات اوست و با لفظ بستن و آوردن و کشیدن و بلند شدن و بر یکدیگر شکستن وخوردن و زدن مستعمل است. (از آنندراج ) :
موج کریمی برآمد از لب دریا
ریگ همه لاله گشت از سر تا بون.
دقیقی.
به پیش سپاه آمد افراسیاب
چو کشتی که موجش برآرد ز آب.
فردوسی.
زمین همچو کشتی شداز موج خون
گهی راست جنبان گهی سرنگون.
فردوسی.
تو گفتی که دریا به جوش آمده ست
بر او موج ، پولادپوش آمده ست.
فردوسی.
تنی چند از موج دریا برست
رسیدند نزد یکی آبخوست.
عنصری.
بر سر باد تند و موج بلند
تا به یک آبخستشان افکند.
عنصری.
ابر بینی فوج فوج اندر هوا در تاختن
آب بینی موج موج اندر میان رودبار.
منوچهری.
ز پیش آنکه نشابور شد بدو مسرور
پذیرش آمد فوجی بسان موج بحار.
ابوحنیفه ٔ اسکافی (از تاریخ بیهقی ).
بر موج بحر فتنه و طوفان جزر و مد
چون باد خوش وزنده و کشتی و لنگرند.
ناصرخسرو.
دانم و داند خرد پاک تو
موج محیط ازتری ناودان.
خاقانی.
آتش خاطر وقاد او را موج دریا نشاندی. (ترجمه ٔتاریخ یمینی ص 283).
چه غم دیوار امت را که باشد چون تو پشتیبان
چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان.
سعدی.
سلسله ٔ موج ز دامی که یافت
ماهی از آن دام خلاصی نیافت.
امیرخسرو (از آنندراج ).
هوا مقراض موج آب در دست
پی اصلاح می گردید پیوست.
حکیم زلالی (از آنندراج ).
ابروی موج درس اشارت از او گرفت
چشم حباب در گرو انتظار اوست.
صائب (ازآنندراج ).
طره ٔ موجم نوآموز کشاکش نیستم
سالها از اره ٔ پشت نهنگم شانه بود.
صائب (از آنندراج ).
مکن منع سماع و وجد ما بی دست و پایان را
که خار و خس به بال موج دریا بار می رقصد.
صائب (از آنندراج ).
زنجیر موج مانع شور محیط نیست
مجنون ما به سلسله عاقل نمی شود.
صائب (از آنندراج ).
مگر دارد به مژگان ترم میل هم آغوشی
که زلف موج را زد خار ماهی شانه در دریا.
محسن تأثیر (ازآنندراج ).
در این دریای بی ساحل کلیم از من چه می آید
ز کار افتاده اینجا بازوی موج از شنا کردن.
ابوطالب کلیم (از آنندراج ).
برات روزی چشمم نوشته اند به دریا
از آن زمان که خط موج را بر آب نوشتند.
ابوطالب کلیم (از آنندراج ).
از ناخن موجش نتوان رنگ حنا شست
زین باده اگر آب دهی آب روان را.
ابوطالب کلیم (از آنندراج ).
در پناه دل توان رست از کمند اضطراب
برگهر موجی که خود را بست ساحل می شود.
بیدل (از آنندراج ).
موج ما یک شکن از خاک نگردید بلند
بحر عجزیم که در آبله طوفان گردیم.
بیدل (از آنندراج ).
ز مصرعهای موج باده روشن شد به می خواران
که ساقی نامه ها دارد بیاض گردن مینا.
ملامفید بلخی (از آنندراج ).
ایمن بود ز زخم حوادث دل مفید
آسیب تیغ موج به دریا نمی رسد.
ملامفید بلخی (از آنندراج ).
برکشتی شکسته ام از بس تپانچه زد
انگشت موج در کف دریا کبود شد.
محمدقلی سلیم (از آنندراج ).
ز چشم ماهیان فوج در فوج
چراغان بود در هر کوچه ٔ موج.
محمدقلی سلیم (از آنندراج ).
قدح پیش ما سید ظرفهاست
بر این حرف گیسوی موجش گواست.
ملاطغرا (از آنندراج ).
به خط جام محضر کردم آخر پارسایی را
ز تار موج می شیرازه بستم صبر و تقوی را.
میرزامعز فطرت (از آنندراج ).
خامه ٔ موجم به دست بیخودی
ماجرائی می نگارم روز و شب.
سراج المحققین (از بهار عجم ).
به آرمیده دلان باش و جمع کن خود را
در آب آینه خوابیده است ماهی موج.
ناصرعلی (از آنندراج ).
به راه بیخودی چابک عنانی
چو نبض موج می دامن فشانی.
میرزا محمد زمان راسخ (از آنندراج ).
چو دریا کاسه چوبین در میانش
دل موج گهر تا آسمانش.
محمدقلی سلیم (از آنندراج ).
ظلال البحر؛ موج های دریا. (یادداشت مؤلف ). غطماط؛ موج پی درپی آینده. (منتهی الارب ). موج متلاطس ؛ موج تپانچه زن پی درپی. (منتهی الارب ، ماده ٔ ل طس ).
- پرموج ؛ موج زن. مواج.متموج. پر از خیزاب :
فراز و نشیب از گل سرخ گویی
که دریای سبز است پر موج گوهر.
ناصرخسرو.
- دریای با موج ؛ دریای مواج. دریای متلاطم. دریای پر از امواج :
دگر گفت کان سرکشیده دو سرو
ز دریای با موج بر سان غرو.
فردوسی.
- موج آوردن ؛ تموج. موج زدن. متموج شدن. پدید آوردن خیزابه :
چون بحر او موج آورد
جان پرورد دین گسترد.
ناصرخسرو.
- موج از آب (یا ازدریا) برخاستن ؛ متموج شدن آب. تموج. هیجان. پدید آمدن خیزابه ها در آب یا در دریا. ظاهر شدن خیزابه ها در دریا و رودخانه و جز آن :
سپاه اندر آمد همی فوج فوج
بر آن سان که برخیزد از آب موج.
فردوسی.
ز دریا تو گویی که برخاست موج
سپاه اندر آمد همی فوج فوج.
فردوسی.
- موج برانگیختن باد از دریا ؛ پدید آمدن خیزاب و برآمدگی در سطح دریابر اثر وزش باد :
حکیم این جهان را چو دریا نهاد
برانگیخته موج از او تند باد.
فردوسی.
- موج خاستن ؛ موج برخاستن. بلند شدن موج. پیدا شدن خیزاب. پدید آمدن کوهه ٔ آب دریا. تموج. (از یادداشت مؤلف ) :
ز خون بر در دژ همی موج خاست
که دانست دست چپ از دست راست.
فردوسی.
چو کشتی شده آرمیده زمین
کجا موج خیزدز دریای چین.
فردوسی.
چو در بزم رخشان شود رای او
همه موج خیزد ز دریای او.
فردوسی.
- موج خون ؛ خیزابی که از جریان خون پدید آید. کنایه است از خون بسیار :
دلا رازت برون نتوان نهادن
قدم در موج خون نتوان نهادن.
خاقانی.
- || کنایه است از اشک خونین. اشکی روان از سرِ درد :
موج خون منت به کعب رسید
دامن حله بیشتر برکش.
خاقانی.
جوش دریای غصه باور کن
موج خون بنگر و فغان بشنو.
خاقانی.
- موج خون از چشم کسی انگیختن ؛ جاری کردن اشک خونین از دیده ٔ آن کس. روان ساختن اشک غم از دیده ٔ کسی :
موجها دیدی که چون خیزد ز دریا هر زمان
موج خون از چشم خاقانی چنان انگیختی.
خاقانی.
- موج ساغر ؛ حرکت شراب در جام و توسعاً خود شراب هنگام نوشیده شدن ازساغر :
اثیر است و اخضر به بزم تو امشب
یکی تف منقل دگر موج ساغر.
خاقانی.
- موج سراب ؛ موجی دروغین که از دور در بیابان گرم چون موج آب به چشم آید :
صائب از فرد روان باش که چون موج سراب
رو به دریای عدم می برد این قالبها.
صائب (از آنندراج ).
- موج شرر ؛ آه سوزان و آه آتشین :
ز آب آتش زده کز دیده رود سوی دهان
تنگنای نفس از موج شرر بربندیم.
خاقانی.
- موج طوفان ؛ موجی که بر اثر طوفان پدید آید. خیزابی که از طوفان برخیزد :
قمع آن را که کند کوه پناه
موج طوفان کنم ان شأاﷲ.
خاقانی.
خواجه گر نوح راست کشتیبان
موج طوفانش محنت افزاید.
خاقانی.
- موج کشتی شکاف ؛ موج تند که کشتی را خرد کند :
موج کشتی شکاف بیند مرد
تکیه بر بادبان دهد ندهد.
خاقانی.
- موج گهرفروش ؛ مراد از سخن دانایان. (آنندراج ).
|| (اصطلاح فیزیک ) بر مجموع نقاطی از جسم اطلاق می شود که چون جسم را به حرکت درآورند آن نقاط دارای حرکت توافقی باشد. (یادداشت لغت نامه ). حرکت متوالی و هماهنگ چیزها که از یک سو ثابت و از سوی دیگر جنباندنی هستند بر اثر وارد شدن نیروئی بر آنها چنانکه حرکات خوشه های گندم درو ناکرده به وزش باد :
از باد روی خوید چو آب است موج موج
وز نوس پشت ابر چو چرغ است رنگ رنگ.
خسروانی.
- موج ریگ ؛ توده ٔ عظیمی از ریگ که با وزش باد حرکت کند و یا روی هم انباشته شود :
گرفتار محبت روی آزادی نمی بیند
که موج ریگ زنجیر است بر دیوانه ٔ صحرا.
صائب (از آنندراج ).
|| (اصطلاح نقاشی ) ناهمواریها و برجستگیها و فرورفتگیهای ملایم بر در و پیکر ماشین یا در و دیوار منزل پس از اندوده شدن به رنگ. (از یادداشت مؤلف ). ناهمواری که بر اثر تغییر نور روی زمینه ٔ ناهموار جسم رنگ شده به چشم آید.
- موج بوریا ؛ موج حصیر. کنایه از خطوط و نقوشی که در بوریا بافند. (آنندراج ). و رجوع به ترکیب موج حصیر شود.
- موج حصیر ؛ موج بوریا. کنایه از خطوط و نقوشی که در بوریا بافند. (آنندراج ) :
بر تخت خسروی ننهد پا غرور فقر
آب گهر تراست ز موج حصیر ما.
میرزا معز فطرت (از آنندراج ).
- || تار و پود درهم افتاده ٔ بافت حصیر :
نقشی که گرفته ست تن از موج حصیرم
در عالم تجرید مرا بال همایی است.
طائر وحید (از آنندراج ).
- موج خارا(یا موج حله ٔ خارا) ؛ کنایه از خطوط و نقوشی که در خارا (نوعی پارچه ) باشد. (از آنندراج ) :
دامن تر کرده طوفانی که در معنی یکی است
موجه ٔ دریا و موج حله خارای من ؟
(از آنندراج ).
|| ناهمواریهای سطح چیزی که مشابه باشد با برجستگی های آب یعنی موج.
- موج سوهان ؛ ناهمواریهای روی سوهان. آژ سوهان :
سیاهان دکن چون موج سوهان
فتاده درگذرها خشک و عریان.
کلیم (از آنندراج ).
|| گرداب. (ناظم الاطباء).
- در موج ضلالت افکندن ؛ گمراه ساختن. سخت گمراه نمودن : در جمله نزدیک آمد که این هراس فکرت و ضجرت بر من مستولی گردد و به یک پس پای در موج ضلالت افکند. (کلیله و دمنه ).
|| وهم و خیال. (ناظم الاطباء). || (اصطلاح عرفانی )در اصطلاح عبارت از تجلیات وجود مطلق است که از هر مرتبتی جهانی پدیدار گردد و عالم و آدم همه امواج وجود مطلقند. (از فرهنگ مصطلحات عرفا) :
در محیط هستی عالم به جز یک موج نیست
باد تقدیرت به هر جانب روان انداخته
صد هزاران گوهر معنی و صورت هر نفس
موج این دریابه پیدا و نهان انداخته
جمله یک چیز است موج و گوهر و دریا ولیک
صورت هر یک خلافی در میان انداخته.
عراقی.
|| در لهجه ٔ قزوین و خرم آباد لرستان : جاجیم (شاید به مناسبت زبری سطح آن که شباهتی به موج آب دارد). (یادداشت لغت نامه ). قسمی جاجیم. (یادداشت مؤلف ). || در لهجه ٔ قزوین :مهاری اسب. (یادداشت لغت نامه ). || در تداول گناباد (خراسان ) به معنی آواز و بانگ است. مثلاً گویند فلان بی موج نشسته است ، یعنی خاموش است و بانگ نمی کند و سخن نمی گوید و موج مکن یعنی خاموش باش و آوازدرمیاور. (یادداشت مرحوم محمد پروین گنابادی ).

معنی موج به فارسی

موج
جنبش وچین خوردگی سطح آب که دراثروزش بادوطوفان یاافتادن چیزی در آب پیدامی شود، درفارسی کوهه و آبخیزوخیز آب هم گویند
( اسم ) ۱ - حرکت ذرات و اجسامی که توام با بالا و پایین رفتن متناوب آنها باشد مانند حرکت امواج سطح آب آبخیز خیز آب کوهه آب کوهه نره آب نره جمع : امواج . ۲ - حرکت شبیه به موج آب : موج سبزه موج مخمل . ۳ - نوعی جاجیم دارای خانه های شطرنجی که از ریسمان پنبه یی بافته شود.
کوهه آب . جمع امواج .
[ گویش مازنی ] /moj/ انبوه – فشرده و منقبض
[P wave] [ژئوفیزیک] نوعی موج لرزه ای حجمی که در آن راستای ارتعاش ذرات با راستای انتشار آن یکی است
[S wave] [ژئوفیزیک] نوعی موج لرزه ای حجمی که در آن راستای ارتعاش ذرات بر راستای انتشار عمود است
[Alfven wave] [نجوم] موجی عرضی که در ناحیۀ دارای میدان مغناطیسی و پلاسما ایجاد می شود و نام آن از فیزیک دان سوئدی هانس آلوِن گرفته شده است
[acoustic wave] [فیزیک] موج سه بُعدی فشردگی و وافشردگی محیط براثر اختلال ناشی از چشمۀ انرژی آکوستیکی در آن محیط
[information wave] [رایانه و فنّاوری اطلاعات، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] مرحله ای از تمدن که در آن صنایعِ متکی بر پردازش اطلاعات در زمرۀ عوامل غالب در اقتصاد هستند
[اقیانوس شناسی، علوم جَوّ] ← موج دریا
[primary wave] [ژئوفیزیک] همان موج P است که زودتر از سایر موج های لرزه ای به گیرنده های لرزه ای می رسد
[lee wave] [علوم جَوّ] موجی ساکن در جریان هوا، در پشت هر مانع، مانند تپه یا کوه
[waveguide] [فیزیک] ابزاری که انتشار موج های الکترومغناطیسی را در مسیری ازپیش تعیین شده هدایت می کند
[dielectric waveguide] [فیزیک] موج بَری شامل یک محیط دی الکتریکی توپُر که با هوا احاطه شده است
[shear wave] [ژئوفیزیک] همان موج S است که با توجه به نوع کُرنش های به وجودآورندۀ آن به این نام نیز خوانده می شود
[external wave] [علوم جَوّ] موجی در حرکت شاره با دامنۀ بیشینه در مرز خارجی مانند سطح آزاد
موجی پس موجی .
[diffracted wave] [فیزیک] موجی که راستای انتشار آن نه براثر شکست یا بازتاب، بلکه براثر روبه رو شدن با مانع یا شکاف تغییر کرده باشد
[distortional wave] [ژئوفیزیک] همان موج S است که با توجه به تغییر شکل ایجادشده در محیط بدون تغییر حجم به این نام نیز خوانده می شود
[weatherly qualities] [حمل ونقل دریایی] رفتار آرام شناور در آب و برخورداری از ارتفاع آزاد مناسب به طوری که موج و باد تأثیر چندانی بر آن نگذارند
[converted wave] [ژئوفیزیک] نوعی موج لرزه ای که بخشی از مسیر انتشار را به صورت موج P و بخش دیگر را به صورت موج S می پیماید
[plane wave] [فیزیک] موجی که جبهه های آن به صورت صفحه های موازی است
[compressional wave] [ژئوفیزیک] همان موج P است که با توجه به ایجاد انبساط و انقباض در محیط به این نام نیز خوانده می شود

معنی موج در فرهنگ معین

موج
(مَ یا مُ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - جنبش و چین - خوردگی سطح آب . ج . امواج . ۲ - جریان تند و ناگهانی .
(مُ. ش کَ) (اِ.) سد مانندی که برای جلوگیری از پیشروی آب در امتداد ساختمان - های ساحلی درست می کنند.

معنی موج در فرهنگ فارسی عمید

موج
جنبش و چین خوردگی سطح آب که بر اثر وزش باد و طوفان یا افتادن چیزی در آب پیدا می شود، کوهه، آبخیز، خیزآب.
= طوفان
موج زننده، موج دار.
کسی که ورزش موج سواری می کند.
نوعی ورزش که بر روی تخته یا قایقی کوچک می ایستند و با کمک نیروی باد بر روی امواج دریا سُر می خورند.

موج در دانشنامه اسلامی

موج
معنی مَوْجُ: موج ( در اصل به معنی تردد در آمد و شد یا به عبارت دیگر رفت و برگشت متناوب می باشد )
معنی يَمُوجُ: موج می زند ( عبارت "وَتَرَکْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ" یعنی : در آن روز كه برخی با برخی ديگر درهم و مخلوط موج میزنند، رهايشان میكنيم)
معنی لُجَّةً: آبی عمیق و فراوان - جایی که آب در آن موج می زند
معنی تَمُورُ: حرکاتي مانند دود انجام ميدهد (پيچ وتاب ميخورد و در فضا محو ميشود.کلمه مور که مصدر فعل تمور است ،به معناي تردد درآمد و شد است ، نظير کلمه موج که آن نيز به همين معنا است )
ریشه کلمه:
موج‌ (۷ بار)

اضطراب دریا. «ماجَ الْبَحْرُ مَوْجاً: اِضْطَرَبَ اَمْواجُهُ وَ ارْتَفَعَ» ایضا موج آبهای مرتفع در سطح دریاست مثل . یعنی کشتی با آنها در موجی همچون کوه‏ها حرکت می‏کرد. * . آنروز آنها را می‏گذاریم بعضی در بعضی موج می‏زند.



موج در دانشنامه ویکی پدیا

موج
موج، ارتعاش یا نوسانی (در حالت کلی تر، آشفتگی ای) است که انرژی را در محیط منتقل می کند.
موج مثلثی
موج مربعی
موج سینوسی
موجی دندانه ای
موج، دو نوع اصلی دارد؛ الکترومغناطیسی و مکانیکی. در موج الکترومغناطیسی، بر خلاف موج مکانیکی، انرژی بدون نیاز به انتقال جرم، منتقل می شود.
موج الکترومغناطیسی، آشفتگی در میدان های الکترومغناطیسی است، در امواج الکترومغناطیسی، میدان های الکتریکی و مغناطیسی به طور عمود بر یکدیگر نوسان می کنند و با سرعت نور منتشر می شوند. این امواج برای انتشار نیاز به محیط مادّی ندارند.
امواج مکانیکی فقط در محیط مادّی منتشر می شوند. انتشار این گونه موج ها به دلیل انرژی های داخلی یا بر اثر تغییر شکل محیط مادی صورت می گیرد. برخی از امواج مکانیکی عبارتند از امواج صوتی، امواج لرزه ای و امواج آب.
عکس موج
موج می تواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:
موج
موج (فیلم ۲۰۰۴)
موج (فیلم ۲۰۰۸)
موج (فیلم ۲۰۱۵)
موج یکی از آثار هنری پل گوگن است که در سال ۱۸۸۸ کشیده شده است. این اثر نقاشی در سال ۱۹۶۶ توسط دیوید راکفلر بانکدار اهل ایالات متحده آمریکا خریداری شد. موج در سال ۱۹۳۴ متعلق به یک نویسندهٔ آمریکایی فرانسوی به نام آلدن بروکز بود. در ۱۹ مه ۱۹۶۶ در آکشن ساتبیز نیویورک توسط دیوید راکفلر خریداری شد.
«موج» (انگلیسی: Blast) یا انفجار فیلمی هندی در سبک جنایی، سرقت و مهیج است که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به آبیشک باچان، ایشا دئول، جان آبراهام و ریمی سن اشاره کرد.
۲۷ اوت ۲۰۰۴ (۲۰۰۴-08-۲۷)
«موج» (آلمانی: Die Welle) فیلمی در ژانر مهیج است که در سال ۲۰۰۸ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به مکس ریملت، کریستینه پاول، الیاس مبارک، و ران جونز اشاره کرد.
۱۸ ژانویه ۲۰۰۸ (۲۰۰۸-01-۱۸) (Sundance)
موج (به انگلیسی: The Wave) فیلمی درام و مصیبت بار نروژی، محصول سال ۲۰۱۵ و به کارگردانی رور اوثاگ است. در این فیلم بازیگرانی همچون کریستوفر یونر، توماس بو لارسن، فریتیوف سوهیم، آنه دال تورپ ایفای نقش کرده اند.
۱۴ سپتامبر ۲۰۱۵ (۲۰۱۵-09-۱۴) (جشنواره تونتو)
۲۸ اوت ۲۰۱۵ (۲۰۱۵-08-۲۸) (نروژ)
موج، نوعی پارچۀ ضخیم همانند جاجیم است که توسط عشایر و روستاییان کرد در استان های کرمانشاه، ایلام و کردستان بافته می شود و موج بافی از صنایع دستی این مناطق به شمار می رود.
بافت جانمازی یا سجاده
رختخواب پیچ
موج در دو تکهٔ هم اندازه که به شیوهٔ اریب بافی متعادل و با طرح جناغی بافته می شود. سپس دو تکه به یکدیگر دوخته می شود و انتهای موج با منگوله تزیین می شود. طول این دست بافت ۲/۵و عرض آن را ۴ تخته باریک تشکیل می دهد، این۴ تخته را همیشه سر هم بافته می شود و ۹/۵متر طول دارد.
این دست بافته در واقع در میان کردهای کرمانشاه، به عنوان جای رختخواب های اضافی استفاده می شده و هم اکنون استفاده از آن گسترش یافته و برای ساختن کیف و کفش و ... نیز مورد استفاده قرار می گیرد.
موج بافی در ابتد در منطقه اورامانات صورت می پذیرفته است.
موج مجله ای بود فرهنگی-هنری-ادبی که در فروردین سال ۱۳۳۱ شروع به کار می کند. «موج» قرار بود فصلنامه باشد، ولی از آنجا که فاقد امکانات است پس از یک شماره تعطیل می شود.
در فروردین سال ۱۳۳۱ یاران خروس جنگی به اتفاق پرویز داریوش، منوچهر شیبانی و عبدالحسین احسانی و چند تن دیگر، و با تلاش هوشنگ ایرانی، مجلهٔ «موج» را منتشر می کنند. «موج» نسبت به خروس جنگی بسیار ملایم و معتدل است.
مطالب این تک شماره بدین قرار است:
«نیچه-بت شکن بت ساز» از محمدباقر هوشیار؛ «رؤیا»، از گوته و به ترجمهٔ هوشنگ ایرانی، «De Profundis» شعری از هوشنگ ایرانی؛ «نظری به وضع تونس» از جعفر ندیم؛ «حیات من»، شعری از هانری میشو به ترجمهٔ هوشنگ ایرانی؛ نظریات ملاصدرا از سید عبدالله انوار؛ «در تنهایی» از بودا، به ترجمهٔ هوشنگ ایرانی؛ «مرگ و زندگی» شعری از عبدالحسین احسانی؛ کافکا نوشتهٔ پرویز داریوش؛ «چون او» شعری از تاگور به ترجمهٔ هوشنگ ایرانی؛ «امید و آرزوهای من» از یک شاعر ناشناس آلمانی به ترجمهٔ عبدالحسین احسانی؛ «فعالیت در آمورش و پرورش» از عبدالله فریار؛ «انتظاری» شعر از منوچهر شیبانی؛ جان می نارد کینز از احمد مینایی؛ «دربارهٔ آلفرد نرث وایتهد» از سهراب دوستدار؛ «روز خشم» از لئونید آندری یف به ترجمهٔ عبدالله فریار؛ و «یک نقد» از پرویز داریوش.
«موج ۲» (انگلیسی: Dhoom ۲) یا انفجار ۲ فیلمی هندی در سبک سرقت است که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به هریتک روشن، آیشواریا رای، آبیشک باچان، بیپاشا باسو و ریمی سن اشاره کرد.
۲۴ نوامبر ۲۰۰۶ (۲۰۰۶-11-۲۴)
در قطاری که تاج ملکه انگلیس قرار دارد سروکله یک دزد ماهر به نام آقای اِی (هرتیک روشن) پیدا میشود و تاج را میدزدد. جی دیکشیت ( آبیشک باچان) و علی اکبر (اودای چوپرا) به کمک شونالی بوز (بیپاشا باسو) سعی میکنند آقای اِی را دستگیر کنند . ولی آقای اِی با زیرکی از دست آنها فرار میکند. شونالی بعد از فرار آقای اِی تصمیم برگشت به کشور خودش را میکند ولی متوجه میشود که آقای اِی تصمیم به دزدی شمشیری طلا میکند که در آنجا با دزدی دیگر آشنا میشود. دزد دختری زیبا و باهوش به نام سونری (آیشواریا رای) است . که به آقای ای پیشنهاد همکاری میدهد و آقای ای قبول میکند که سونری همکارش باشد. ولی بعد معلوم میشود سونری به جی کمک میکند ولی آقای ای چیزی نمیداند سونری و آقای ای به رریودوژانیو میروند و علی و جی دنبال آنها میکنند . در آنجا علی با خواهر دوقلوی شونالی، مونالی آشنا میشود و به او پیشنهاد ازدواج میدهد. آقای ای اسم اصلی اش که آریان است به همراه صورت اصلی اش یه سونری نشان میدهد و سونری پی میبرد که عاشق آریان شده است و آریان نیز می فهمد که سونری برای جی کار میکند و به دلیل علاقه ای که به او دارد او را می بخشد .در آخر جی با آریان درگیر میشود و سونری آریان را میکشد. سه ماه بعد جی به دیدن سونری میرود و میبیند آریان زنده است و با سونری ازدواج کرده است ، آریان را می بخشد و به هند بر میگردد.
«موج ۳» (انگلیسی: Dhoom ۳) یا انفجار ۳ فیلمی هندی در سبک مهیج است که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به عامر خان، کاترینا کایف، آبیشک باچان، جکی شروف، اندرو بیکنل، تیبرت بتل و رانی موکرجی اشاره کرد.
۲۰ دسامبر ۲۰۱۳ (۲۰۱۳-12-۲۰)
امواج اس (به انگلیسی: S-waves) یا امواج ثانویه (به انگلیسی: Secondary waves) یا امواج برشی (به انگلیسی: Shear waves) یکی از انوع امواج لرزه ای (یا موج الاستیک) هستند که بر خلاف امواج سطحی می تواند از درون جامدات - از جمله زمین - عبور کنند. امواج اس نسبت به امواج پی مخرب تر هستند. این امواج در زمان زمین لرزه در کانون زمین لرزه تولید می شوند و بدلیل بلند بودن طول موجشان - در مقایسه با دیگر امواج زلزله - با سرعت کمتر پخش می شوند و دیرتر از دیگر امواج درونی احساس می شوند. به همین دلیل به آنها امواج ثانویه گفته می شود زیرا دیرتر از موج پی ثبت می شوند. لرزه سنج می تواند این امواج را ثبت کند.
آخرین موج (انگلیسی: The Last Wave) یک فیلم درام معمایی علمی–تخیلی به کارگردانی پیتر ویر محصول سال ۱۹۷۷ است. از بازیگران آن می توان به ریچارد چمبرلین و دیوید گالپیلیل اشاره کرد.
ارتفاع موج به صورت اختلاف تراز میان دو تاج و قعر متوالی یک موج تعریف می شود. ارتفاع موج توسط ملوانان و نیز در مهندسی سواحل و اقیانوس به کار می رود.
برای موج سینوسی، ارتفاع موج دو برابر دامنه است:
معمولاً از ارتفاع موج مشخصه برای معرفی یک کمیت تعریف شده و تراز شده برای در نظر گرفتن ارتفاع مشخصهٔ موج های تصادفی در دریا استفاده می شود. این ارتفاع به عنوان مقداری که یک ملوان مشاهده گر از میانگین ارتفاع موج تخمین می زند، تعریف می شود.
که cp سرعت فاز موج است.
نسبت شدت میدان الکتریکی به شدت میدان مغناطیسی یک موج الکترومغناطیسی در یک نقطه را امپدانس گویند.
Z = μ ε {\displaystyle Z={\sqrt {\mu \over \varepsilon }}}
انتشار موج به هر یک از از روش های جابه جایی موج ها گفته می شود.
موج
سرعت موج
پراش
اصل هویگنس
فوتون
قطبش (موج ها)
پراکندگی
بازتاب
انتشار رادویی
در مورد موج های الکترومغناطیسی انتشار ممکن است در خلاء یا در محیط مادی صورت پذیرد اما بیشتر دیگر گونه های موج نمی توانند در خلاء انتشار یابند.
یک پارامتر مفید برای توصیف انتشار، سرعت موج است، که بیشتر از همه به چگالی محیط انتقال وابسته است.
انرژی موج (به انگلیسی: Wave power) در دریا و اقیانوس ها بر اثر وزش باد روی سطح آب، موج تولید می شود.انرژی مکانیکی باد که در اثر جذب نابرابر گرمای پرتوهای فروسرخ و نور مریی خورشید به وجود می آید ،به شکل انرژی پتانسیل گرانشی در آب دریا ذخیره شده که پس از مدت کوتاهی آب دریا آن را به شکل انرژی جنبشی (موج)پس می دهد. کل انرژی موجِ توزیع شده در زمین در حدود ۲۵۰۰ گیگاوات تخمین زده می شود که در حدود توزیع کلی انرژی جزر و مد است. انرژی موج منبع تجدیدپذیر است (انرژی برگشت پذیر) و معمولاً نسبت به انرژی باد بیشتر قابل تولید است.
منابع بسیار گسترده
ریسک پائین
صدمه کمتر به زیستگاه های دریایی
قابلیت پیش بینی نسبتاً دقیق باد جهت برنامه ریزی برای تزریق برق به شبکه
عدم مزاحمت برای عموم مردم از نظر سر و صدا و نازیبایی محیطی
قابلیت تبدیل انرژی به هیدروژن و انتقال راحت تر آن به ساحل
انرژیی که از امواج استخراج می شود دوباره به سرعت توسط برهمکنش با دو سطح اقیانوس پر می شود. انرژی موج نامنظم، نوسانی و دارای فرکانس پائین است که قبل از اضافه شدن به شبکه باید یه فرکانس ۶۰ هرتز تبدیل شود و همچنین انرژی که از امواج استخراج می شود دوباره به سرعت توسط برهمکنش با دو سطح اقیانوس پر می شود. انرژی امواج عمدتاً ناشی از تأثیر باد روی سطح دریا است و باد، خود حالت خاصی از انرژی خورشیدی است که به عنوان منبع انرژی پاک و تجدیدپذیر می تواند نقش مهمی در تأمین نیازهای روزافزون انرژی جهان ایفا نماید.
انرژی امواج دریا از نوع انرژی تجدیدپذیر است. چنین منابعی نیازی به میلیون ها سال زمان برای به وجود آمدن ندارند و بی پایان می باشند. تولید انرژی به این روش آلودگی در برندارد. این نیروگاه ها در طول زمستان می توانند بیشترین میزان انرژی را تولید کنند و خوشبختانه در چنین زمان هایی به انرژی بیشتری نیازمند هستیم. مولدهای کوچک موجی می توانند در نواحی دور دست که انتقال برق مقرون به صرفه نیست، به کار روند.
از آنجایی که آب حدود ۸۰۰ برابر چگال تر از هواست، تراکم انرژی موج بیش از انرژی باد و انرژی خورشیدی است و مقدار انرژی موجود برای برداشت را افزایش می دهد. امواج قابل پیش بینی هستند و از این رو پیش بینی آن برای عرضه و تقاضا آسان تر است.
بردار موج (به انگلیسی: wave vector یا wavevector) در فیزیک برداری ست که یک موج را توصیف می کند. اندازهٔ این بردار عدد موج (متناسب با معکوس طول موج) و جهت آن راستای انتشار موج است.
x {\displaystyle x} معرف مکان
t {\displaystyle t} معرف زمان
ψ {\displaystyle \psi } (تابعی از x و t) معرف آشفتگی توصیف کنندهٔ موج (مثلاً در امواج آب ψ {\displaystyle \psi } افزایش ارتفاع موج است یا در امواج صوتی، ψ {\displaystyle \psi } تغییر فشار هواست)
A {\displaystyle A} معرف دامنهٔ موج (بزرگی قلهٔ نوسان)
φ {\displaystyle \varphi } معرف اختلاف فاز
ω {\displaystyle \omega } معرف بسامد زاویه ای موج
k {\displaystyle k} معرف عدد موج است.
یک موج یک بعدی از این رابطه پیروی می کند:
که در آن:
این موج با سرعت (بطور دقیقتر با سرعت فاز) ω / k {\displaystyle \omega /k} در جهت + x {\displaystyle +x} حرکت می کند.
بیم موج فیلم تلویزیونی ۹۰ دقیقه ای «بیم موج» به کارگردانی راما قویدل برای پخش شبکه یک و به سفارش گروه فیلم و سریال شبکه یک تهیه شده است
راما قویدل
مهسا کرامتی
این فیلم به تهیه کنندگی اکبر تحویلیان بر مبنای فیلمنامه عباس نعمتی و علیرضا جوانمرد و با هنرنمایی بازیگرانی چون امیر آقایی، شقایق دهقان، پویا امینی، مژگان ربانی، فرید قبادی، شمسی صادقی، محمد عمرانی، منظر لشکری و مریم خدارحمی در تابستان ۱۳۸۷ ساخته شده است. دیگر عوامل پروژه عبارتند از: اسفندیار شهیدی مدیر تصویربرداری، حمید یارندپور صدابردار، مهسا کرامتی انتخاب بازیگران، خاطره خاشعی طراح گریم، علیرضا فارسیجانی تدوینگر و امیر توسلی آهنگساز
فیلم دربارهٔ دختری است که ادعا می کند چیزهایی را می بیند که دیگران نمی توانند ببینند. دختری به نام محدثه که به اتفاق مادر و تنها برادرش در خانواده ای مذهبی زندگی می کند. او که به ظاهر دختر مؤمنه و معتقدی است، پس از مدتی ادعا می کند که با عوالم بالا در ارتباط است و به او الهاماتی می شود و خود را دارای کرامات معرفی می کند
تابع موج (به انگلیسی: Wave function) در مکانیک کوانتومی برای هر ذره یا سامانه فیزیکی، یک تابع مختلط می باشد که دربرگیرندهٔ حالات ممکن ذره یا سامانه در فضا است.
U فاصله از مرکز نوسان نقاط
y راستای فاصله از مرکز نوسان نقاط
x فاصله نقطه مورد نظر از منبع به متر (متغیر)
تابع موج می تواند هم در فضای مکان و هم در فضای تکانه بدست آید که این دو فضا به وسیله تبدیل فوریه به یکدیگر وابسته می شوند. تابع موج بنابرمساله مورد بررسی در یکی ازمعادلات شناخته شده مکانیک کوانتومی (برای نمونه درحالت غیرنسبیتی در معادله شرودینگر) صدق می کند. تابع موج را معمولاً با ψ نشان می دهند. تابع موج را می توان به زبان ریاضی به صورت یک بردار مختلط که تعداد عناصر آن می تواند مشخص ویا بیشمار ویا به وسیله یک تابع مختلط که دارای متغیرهای حقیقی باشد نشان داد. تابع موج به صورت بردار مختلط با تعداد عناصر مشخص رامی توان به صورت: ψ → = {\displaystyle {\vec {\psi }}={\begin{bmatrix}c_{1}\\\vdots \\c_{n}\end{bmatrix}}}   وبا تعداد عناصربیشمار به صورت : ψ → = {\displaystyle {\vec {\psi }}={\begin{bmatrix}c_{1}\\\vdots \\c_{n}\\\vdots \end{bmatrix}}}   و به صورت تابع مختلط ψ ( x 1 , … x n ) {\displaystyle \psi (x_{1},\,\ldots \,x_{n})}   نشان داد. تابع موج یک موجود مختلط است و مفهوم فیزیکی ندارد. آنچیزی که برای ما قابل درک است کمیتی است حقیقی به نام چگالی احتمال که از حاصلضرب تابع موج در مزدوج خود بدست می آید و آن را با P نشان می دهیم. P = ψ ψ ⋆ {\displaystyle P=\psi \psi ^{\star }}
دیراک با تعریف و نمادگذاری فضاهای برا (bra) و کت (ket) فرمول نویسی و پیکربندی مکانیک کوانتومی را آسان نمود. تابع موج الکترون یا هر ذره اتمی به تنهایی بیان کننده چیزیی نیست و مفهومی ندارد. به علت اصل عدم قطعیت به طور دقیق نمی توان مکان الکترون، انرژی و… را مشخص کرد. در مکانیک کوانتومی تنها می توان از احتمال یک پدیده صحبت کرد. احتمال حضور الکترون در یک مکان خاص، احتمال بودن در تراز انرژی مخصوص، احتمال گذار از یک تراز به تراز دیگر و… بر خلاف تئوری های پیشین دربارهٔ اتم که آن را به صورت یک هسته که الکترون ها و پروتون ها در اطراف آن چرخش می کردند فرض می کردند، در مکانیک کوانتومی الکترون در اطراف هسته قرار دارد، ولی نمی توان گفت که در کجا و در چه فاصله ای و در چه ترازی قرار دارد. بلکه با استفاده از پتانسیلی که الکترون در آن قرار دارد و حل معادله شرودینگر برای الکترون و بدست آوردن تابع موج حاکم بر رفتار الکترون، می توان بررسی کرد که احتمال حضور الکترون در فاصله به خصوصی از هسته و تراز انرژی آن جه قدر است؛ بنابراین باید تابع احتمال را بدست آورد. تابع احتمال در مکانیک کوانتومی از ضرب تابع موج در مختلط همان تابع بدست می آید. به عبارت بهتر باید بر روی تابع موج عمل مجذور مختلط انجام داد.
دنیای مکانیک کوانتومی دنیای عملگرهااست. عمل گر یک وسیله اندازه گیری در کوانتوم است. فرض می کنیم که می خواهیم بدانیم الکترون در چه تراز انرژی قرار دارد. برای این کار روی آن اندازه گیری از نوع انرژی انجام می دهیم. این عمل در فرمول بندی مکانیک کوانتومی بدین صورت است که عملگر هامیلتونی سیستم (الکترون) که همان وسیله اندازه گیری برای انرژی است باید روی تابع موج سیستم (الکترون) اعمال شود که باید نتیجه این عمل به درستی تعبیر شود. اگر تابع موج سیستم (الکترون) بهنجار شده و تابع موج پایه سیستم باشد، آنگاه از اعمال عملگر هامیلتونی روی تابع موج الکترون دو قسمت مجزا بدست می آید. یک قسمت عددی با بعد انرژی است که به آن مقدار انتظاری انرژی گویند. قسمت دیگر همان تابع موج سیستم خواهد بود. اما تعبیر این جواب بدین شکل است که:احتمال اینکه الکترون در ترازانرژی بدست امده (مقدار انتظاری انرژی) باشد برابر است با مجذور مختلط کل جواب بدست آمده از اعمال عملگر هامیلتونی بر روی تابع موج.
تله موج (Line Trap) دستگاهی است که از کنار هم گذاشتن سلف و خازن موازی ساخته شده و برای جلوگیری از ورود موج های بسامد بالا که از سوی دستگاه پی ال سی روی توانراه ها سوار می شود به کار می رود و از آنجایی که این دستگاه در جلوی راه خط نهاده می شود می باید تاب و توان گردش خط در باشه و وضعیت همیشگی و همچنین به هنگام اتصال کوتاه (Short circuit) را دارا باشد. روی هم رفته می توان گفت که تله موج در اصل یک پالونه و فیلتر فرکانسی است. جای نهاده شدن تله موج به طور سری پس از برقگیر و C.V.T یا کوپلینگ انباشتاری و به سوی پست است که بر روی یک یا دو یا سه فاز می باشد.
موج گیرها بگونه سری در پایان توانراه ها در پست ها کار گذاشته می شوند و طراحی آن بایستی به گونه ای باشد که جریان های نامی را به طور جاودان و جریان های چرخه کوتاه را بگونه گذرا بگذرانند؛ بنابراین در پست ها پس از ترانسفورماتور ولتاژ کار گذاشته می شوند. بسامد این تله موج ها در شبکه ایران از 30 k Hz تا 50 k Hz دگرگون می شود. تله موج بایستی توانا به جلوگیری از گذر این سیگنال ها باشد و برای هر موج گیر یک باند بندنده که پهنای آن در حدود 100 k Hz می باشد، فراهم می نماید.
دو خواسته بنیادی از بکارگیری تله موج در شبکه دنبال می شود:
از توانراه ها برای فرستادن سیگنال های گوناگون مانند سیگنال های اندازه گیری، فرمان از راه دور، گفت و شنودهای راه دور، سیگنال های پناه، فرستادن و دریافت فرمان از ایستگاه های دیگر به کار گرفته می شود. برای جلوگیری از همشنوایی این سیگنال ها که کمابیش دارای بسامد بالا می باشند و همچنین برای جلوگیری از راهیابی سیگنال به بخش های دیگر از موج گیرها به کار گرفته می شود.
مفهوم جبهه موج بیان مناسبی برای انتشار هر نوع موج است. بنا بر تعریف، مکان هندسی مجموعه نقاطی که موج همزمان به آنها برسد و فاز ارتعاش یک کمیت فیزیکی متعلق به موج در آنها یکسان باشند، به طوری که اختلاف فاز آنها صفر باشد، جبهه موج نامیده می شوند.
ویکی پدیای انگلیسی
اگر یک ریسمان را از دو انتها به یک نقطه ثابت متصل کنیم، سپس یک تکه از ریسمان گرفته و اندکی کشیده و رها کنیم، در طول ریسمان یک تپ ایجاد می شود که در طول آن حرکت می کند. این آشفتگی یا تپ نمونه ای از یک حرکت موجی است. در حالت کلی، یک تپ سه بعدی را در نظر بگیرید. می توان سطوحی را رسم کرد که از تمام نقاطی که در یک لحظه معین دارای آشفتگی مشابه هستند، بگذرد. با گذشت زمان این سطح نیز حرکت می کند و نشان می دهد که تپ چگونه منتشر می شود. برای تپهای بعدی نیز می توان سطوح مشابهی رسم کرد.
در مورد یک موج متناوب می توان این روش را با ترسیم سطوحی که در فاز یکسانی از حرکت هستند، تعمیم داد. این سطوح را جبهه موج می گویند. اگر محیط همگن و همسانگرد باشد، راستای انتشار همواره بر جبهه موج عمود است. خطی که بر جبهه های موج عمود باشد و راستای حرکت امواج را نشان بدهد، پرتو می گویند.
مفهوم جبهه موج بیان مناسبی برای انتشار هر نوع موج است. بنا بر تعریف، مکان هندسی نقاطی که فاز ارتعاش یک کمیت فیزیکی متعلق به موج در آنها یکسان باشند، جبهه موج نامیده می شوند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

موج در دانشنامه آزاد پارسی

موج (wave)
در اقیانوس، پشته یا برآمدگی تشکیل شده از آب، بر اثر وزش باد یا عوامل دیگر. قدرت موج را شدت باد و مسافت وزش آن در دریای آزاد تعیین می کند. امواج مهم ترین عوامل فرسایش ساحلی و نهشت ساحلیاند. آن ها با روفتن یا انباشتن سواحل، و تشکیل زبانه و باریکه و ساییدن صخره ها با کنش هیدرولیکی و بر اثر ماسه ها و ریگ هایی که با خود حمل می کنند، موجب فرسایش و نهشت اند. تسونامی پس از وقوع زمین لرزه در زیر آب روی می دهد. هنگامی که موج به ساحل می رسد، براثر اصطکاک با بستر دریا، ناگزیر دَرهم می شکند. با دَرهم شکستن موج درساحل، آب و رسوبات به صورت کفموج از ساحل بالا می روند. سپس آب به صورت واشویه به دریا باز می گردد. موج سازنده سبب رسوب مواد در ساحل می شود، زیرا کفموج آن از واشویه اش قوی تر است. این قبیل امواج معمولاً پست اند و ستیغ های آن ها به تدریج فرومی ریزند. واشویۀ موج ویرانگر از کفموج آن قوی تر است و بنابراین ساحل را می شوید و مواد آن را با خود به دریا می برد. امواج ویرانگر معمولاً بلندند و ستیغ های آن ها به سرعت فرومی ریزند و هنگام فروریختن هوا را در خود حبس می کنند. اگر امواج تحت زاویه به ساحل برخورد کنند، مواد ساحلی به تدریج در طول ساحل جابه جا می شوند (رانۀ ساحلی) و در نتیجه در بعضی از نواحی انباشت و در بعضی نواحی فرسایش روی می دهد. به نظر می رسد ناپایداری جَوی ناشی از اثر گلخانه ای و گرم شدن کرۀ زمین، شدت طوفان های اقیانوس اطلس و ارتفاع امواج اقیانوس را افزایش داده است. در اقیانوس اطلس جنوبی امواج کوتاه تر شده اند و ارتفاع آن ها، در مقایسه با دهۀ ۱۹۸۰، حدود نیم متر کاهش یافته است. در شمال شرقی اقیانوس اطلس، طی ۴۰ سال گذشته ارتفاع امواج دو برابر شده است. از آن جا که ارتفاع امواج بر منابع غذای دریایی تأثیر می گذارد، ممکن است بر ذخایر ماهی هم مؤثر باشد. افزایش ارتفاع امواج برای کشتیرانی و سکوهای حفاری نفت و گاز در اقیانوس اطلس شمالی مضر است و برای جلوگیری از صدمه دیدن این تجهیزات و تأسیسات، باید آن ها را محکم تر ساخت. امواج غیرمنتظره یا گذرا در شرایط آب وهوایی خاص و در اوقات معین سال تشکیل می شوند و مسافت های طولانی را در اقیانوس های اطلس، هند و آرام می پیمایند. این امواج را سبب ناپدید شدن ناگهانی بسیاری از کشتی ها، بدون اعلام وضعیت اضطراری و درخواست کمک، می دانند. امواج غیرمنتظره هنگام رسیدن به آب های کم عمق فلات قاره با عمق ۱۸۰ متر، به ویژه هنگام برخورد با جریان های دریایی، مانند جریان آگولاس در افریقای جنوبی و گلف استریم در اقیانوس اطلس شمالی، به شدت خطرناک اند. ارتفاع این امواج گاه به ۳۴ متر می رسد.

نقل قول های موج

موج در فیزیک، یک موج نوسان همراه انتقال انرژی است.
• «میارا بزم بر ساحل که آنجا// نوای زندگانی نرم خیز است// به دریا غلت و با موجش درآویز// حیات جاودان اندر ستیز است» -> محمد اقبال
• «ساحل افتاده گفت گرچه بسی زیستم// هیچ نه معلوم شد، آه که من چیستم// موج زخود رفته ای تیز خرامید و گفت// هستم اگر میروم گر نروم نیستم» -> محمد اقبال

موج در جدول کلمات

موج
خیزاب
موج بسیار بلند
ابکوهه
موج تو خالی
مج
موج دار
متموج
موج دریا
کوهه
موج زننده
مواج
بازیگر خانم سریال موج و صخره که در ایام نوروز 90 پخش شد
زیبا بروفه
توفان و موج دریا
کولاک
طوفان و موج دریا
کولاک

معنی موج به انگلیسی

backwash (اسم)
موج ، مراجعت موج
wave (اسم)
موج ، خیزاب ، خیز ، فر موی سر
orgy (اسم)
موج ، عیاشی ، میگساری عیاشی
surge (اسم)
موج ، موج بلند ، جریان مخالف ، برق موجی از هوا ، موج خروشان ، موج غلتان ، جریان سریع و غیر عادی
corrugation (اسم)
موج ، شیار
billow (اسم)
موج ، موج در یا ، موج بزرگ اب ، خیزاب ، موج بلند ، خیز
cockle (اسم)
موج ، چین و چروک ، رویش زگیل مانند ، گره و برامدگی پارچه

معنی کلمه موج به عربی

موج
تلميح , موجة
التيار السلامي
اِحْتِجاجاتٌ واسِعَة النَّطاق
حملة الإعدامات
حملة الإعتقالات
موجة
الحملة الإعلامية ، الحملة الدعائية
مايکرويف
متکتل
تقلب , موجة
موجة
التيار الجارف
رصيف , مانع الامواج
هوائي
حملة الشجب
مايکرويف
تيار تحتي
طول الموجة
انحسار الموج

موج را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

کوثر ٢١:٤٣ - ١٣٩٥/١٢/٢٢
به هر آشفتگی در محیط که در فضا یا فضازمان منتشر می شود و اغلب حامل انرژی است موج می گویند. اگر این آشفتگی در میدان های الکترومغناطیسی باشد، آن را موج الکترومغناطیسی می نامند. در امواج الکترومغناطیسی میدان های الکتریکی و مغناطیسی به طور عمود بر یکدیگر نوسان می کنند و با سرعت نور انتشار پیدا می کنند. نور و امواج رادیویی از این نوع هستند.
امواج مکانیکی نوعی از امواج هستند که فقط در یک محیط مادی منتشر می شوند. انتشار این گونه امواج به دلیل نیروهای داخلی در محیط در اثر تغییر شکل ایجاد شده (آشفتگی) می باشد. این نیروها تمایل به بازگرداندن محیط به حالت اولیه را دارند. بعضی از انواع امواج مکانیکی امواج صوت، امواج زلزله و امواج آب است.
موج ها به دو دسته امواج طولی و امواج عرضی تقسیم می شوند. در امواج طولی، سرعت انتشار موج موازی با حرکت نوسانی آن است، در حالی که، در امواج عرضی این سرعت عمود بر آن است. امواج الکترو مغناطیسی از نوع امواج عرضی هستند.
موج الکترومغناطیس
بازه قابل رویت فقط قسمت کوچکی از طیف امواج الکترومغناطیسی را تشکیل می دهد.
تعاریف
توافق بر روی یک تعریف واحد برای واژه موج چیزی است که امکان ندارد. یک ارتعاش یا لرزش (ویبراسیون) را می توان به صورت یک حرکت به عقب و جلو پیرامون نقطهٔ m در اطراف یک مقدار مرجع تعریف نمود. با وجود این، تعریف مشخصات کافی برای موج که باعث کیفیت بخشیدن به آن می شود موضوعی قابل انعطاف است. این اصطلاح اغلب به طور ذاتی به صورت انتقال نوسانات در فضا مطرح می شود که با حرکت شی که فضا را پر کرده یا اشغال نموده در ارتباط نیست. در یک موج انرژی یک ارتعاش عبارتست ازانرژی شی که دارد از منبع به فرم یک اغتشاش و نوسان در داخل محیطی که آن را احاطه کرده یا در پیرامون آن است دور می شود (هال ۱۹۸۰). با وجود این، این حرکت در مورد یک موج ساکن و ایستاده، مسئله برانگیز است. برای مثال، یک موج روی یک طناب یا نخ که انرژی در آن به طور مساوی در هر دو جهت منتشر می شود یا برای امواج الکترومغناطیسی یا امواج نوری در خلا، جاییکه مفهوم محیط واسطه ای دیگر قابل کاربرد نیست. به خاطر چنین دلایلی نظریهٔ موج بیان کننده یک شاخه خاص از فیزیک است، که به خواص موج مستقل از آنکه منشا فیزیکی آن چه چیزی باشد وابسته است (استراوسکی و پتاپو،۱۹۹۹). این خاصیت منحصر بفرد که با مستقل بودن از منشا فیزیکی و با تکیه بسیار روی منشا در موقعی که یک مورد خاص از یک فرآیند موجی را در نظر می گیریم همراه می گردد.
مثال: آکوستیک از اوپتیک متمایز می گردد. به این صورت که امواج صوتی دارای منشا مکانیکی، بیشتر از امواج الکترومغناطیسی در موقع انتقال انرژی لرزشی یا ارتعاشی به انرژی مکانیکی تبدیل می شوند. مفاهیمی از قبیل جرم، گشتاور، اینرسی، یا خاصیت کشسانی (ارتجاعی) موقع شرح دادن آکوستیک بسیار مهم هستند. (برخلاف اوپتیک هنگام بررسی فرآیندهای موجی). این تفاوت در منشا باعث ایجاد مشخصات موجی خاص متفاوت از محیطی که با آن سر و کار داریم می شود . (به عنوان مثال، در موارد مربوط به هوا: فشار تابش موج های تلاطمی و... . در موارد جامد(اجسام صلب): امواج نور، تجزیه نور و ...) خواص دیگر، اگر چه آنها هم معمولاً از طریق منشا مشخص می شوند، ممکن است به تمام امواج تعمیم داده شود. به عنوان مثال، با توجه به آنهایی که بر اساس منشا مکانیکی پایه گذاری شده اندمی توان اغتشاشاتی در فضابرای امواج آکوستیک بر حسب زمان انجام داد اگر وفقط اگر وسیله مورد بحث بسیار سخت و یا بسیار نرم و انعطاف پذیر نباشد . اگر تمام اجزای تشکیل دهنده وسیله به صورت محکم به یکدیگر متصل شده باشند، تمام اجزای آن به شکل یک جسم واحد و بدون هیچ گونه تاخیری در انتقال نوسان، به ارتعاش در می آیند. که در این صورت هیچ حرکت موجی نخواهیم داشت. از سوی دیگر، اگر تمامی اجزا مستقل از یکدیگر بودند، هیچ انتقال ارتعاشی وجود نداشت. عبارات مذکور در بالا با فرض آنکه موج به هیچ منشا نیاز نداشته باشد بی معنی خواهد بود، اگر چه آنهاویژگی که از خود بروز می دهندمستقل از منشا آنها باشد: در طول یک موج، فاز یک ارتعاش (مکان و موقعیتی که در داخل سیکل نوسان اشغال کرده ) برای نقاط مجاور متفاوت می با شد و علت آن نیز این است که نوسان در زمان های متمایز به این نقاط می رسد. به صورت مشابه، پردازش فرآیندهای موج که از مطالعه درباره پدیده های موجی با سرچشمه هایی متفاوت با سر چشمه امواج صوتی حاصل می شود می تواند برای فهم هر چه بیشتر پدیده های صوتی بسیار با اهمیت باشد. یک مثال مناسب از این نمونه، قاعده تداخل یانگ می باشد ( یانگ،۱۸۰۲ ) این اصل برای اولین بار در تحقیقات یانگ پیرامون نور مطرح شد و هنوز نیز می تواند مطابق تعدادی از مفاهیم خاص دیگر ( برای مثال، پخش شدن صوت توسط صدا ) موضوعی پژوهشی در مطالعه صوت باشد.
ویژگی ها
مقالهٔ اصلی: صفات
امواج متناوب توسط فاکتورهای اوج (بالاترین نقاط در امواج) و پایین ترین نقاط توصیف می شوند و البته ممکن است گاهی بر اساس طولی یا عرضی طبقه بندی گردند. امواج عرضی به امواجی اطلاق می شود که دارای ارتعاش هایی عمود بر جهت و انتشار موج باشند. مانند امواج طناب و امواج الکترومغناطیسی. امواج طولی دسته ای از امواج هستندکه در جریان انتشار موج دارای نوسانات موازی هستند مانند بیشتر امواج صوتی. زمانی یک شی بر روی موج یک آبگیر به بالا و پایین برود، حرکت بر روی یک مسیر دوار را تجربه می کند زیرا این امواج، امواج عرضی یا سینوسی نمی با شند.
A=در آب های عمیق
B=در آب های کم عمق
۱=عبور موج
۲=اوج
۳=افت
ریز موج ها روی سطح برکه در حقیقت ترکیب طولی و عرضی امواج هستند. بنابراین نقاط روی سطح، مسیر دایره ای را دنبال می کنند ونقاطی که روی سطح قرار می گیرنداز این مسیر دایره ای تبعیت می کنند.تمام امواج می توانند موارد زیر را تجربه کنند:
موج مستقیم از طریق برخورد با ...
|

حلما ١٤:١٠ - ١٣٩٦/٠٣/١٥
خیزه
، و خیزاب = موج آب
|

وحید ٠١:٣٧ - ١٣٩٧/٠٣/٢٢
جریان تند وناگهانی
|

فریبرز باغشمالی ١٦:٢٧ - ١٣٩٧/٠٥/٣١
موج (Wave): ’آشفتگي (Disturbance)‘ محیطی و متحرکي است که موجب انتقال انرژي از يك نقطه به نقطه دیگر و بدون انتقال ماده مي گردد.
به عبارتی موج حرکتي است نوساني كه حامل انرژي بوده و توسط يک ’رسانه (Medium)‘ منتقل مي شود. موجها بر دو دسته هستند:
1. موج مکانيکي (Mechanical): جهت انتقال انرژي، نياز به محيط مادي دارد. مانند: امواج صدا، امواج آب دريا، و ...
2. موج غير مکانيکي (Electromagnetic): جهت انتقال انرژي، نياز به محيط مادي ندارد. مانند: نور مرئي، اشعه گاما، و ...

موج طولي (Longitudinal Wave): سرعت انتشار موج موازي با حرکت نوساني آن مي باشد.
موج عرضی (Transverse Wave): سرعت انتشار موج عمود بر حرکت نوساني آن مي باشد. مانند امواج الکترومغناطیسی.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• موج چیست   • موج الکترومغناطیسی   • تعریف موج   • تعریف طول موج   • خبرگزاری موج tehran   • دامنه موج   • موج فیزیک   • موج صوتی   • معنی موج   • مفهوم موج   • معرفی موج   • موج یعنی چی   • موج یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی موج
کلمه : موج
اشتباه تایپی : l,[
آوا : mowj
نقش : اسم
عکس موج : در گوگل


آیا معنی موج مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )