برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1323 100 1

مودب


مترادف مودب: آداب دان، باادب، بافرهنگ، خلیق، تربیت یافته، فرهیخته، مبادی آداب، آداب آموخته، متادب

متضاد مودب: بی ادب

برابر پارسی: فرهیخته، بافرهنگ

معنی مودب در لغت نامه دهخدا

مؤدب. [ م ُءْ دِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از ایداب. به مهمانی خواننده. (منتهی الارب ، ماده ٔ ادب ) (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).

مؤدب. [ م ُ ءَدْ دِ ] (ع ص ) آنکه به مهمانی می خواند. مُؤْدِب. || ادب کننده وسرزنش کننده. (ناظم الاطباء). ادب دهنده. (آنندراج ) (غیاث ). ادب آموزنده. (منتهی الارب ). آن که علم و هنر و فضل می آموزاند. (ناظم الاطباء). فرهنگ آموز. ج ، مؤدبون. (مهذب الاسماء). معلم. علم آموز. آداب آموز. (یادداشت مؤلف ). آن که نیک می پروراند و تربیت می کند. استادو معلم و مدرس. (ناظم الاطباء) : رستم این پسر را برگرفت و ببرد و همی پروردش تا بزرگ شده پس مؤدب بنشاند تا او را ادب آموخت. (ترجمه ٔ تاریخ طبری بلعمی ). فرمان عالی چنان است که فرزند تو، پسرت اینجا ماند... کار این پسر بساز تا با مؤدبی و وکیلی به سرای تو باشد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 271). نماز دیگر مؤدب چون بازگشتی نخست آن دو تن بازگشتندی و برفتندی پس امیرمسعود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 107). چون عدد او به دوازده رسید پادشاه او را به مؤدب فرستادتا فرهنگ و آداب ملوک بیاموزد. (سندبادنامه ص 43).
- مؤدب شدن ؛ معلم شدن. مربی گشتن. پیشه ٔ تأدیب و تربیت کس یا کسان به عهده گرفتن :
مؤدب شدم یا فقیه و محدث
کاحادیث مسند کنم استماعی.
خاقانی.

مؤدب. [ م ُ ءَدْ دَ ] (ع ص ) نعت مفعولی از تأدیب. ادب داده شده. (آنندراج ) (غیاث ). ادب آموخته شده و تربیت شده و باادب. ادب گرفته. تعلیم شده و نیک پرورده شده و خوش خوی و باحیا و باشرم و خوش روی و نیک نهاد. (ناظم الاطباء). تربیت یافته. به ادب آراسته. به آزرم. با ادب. باتربیت. ادب آموخته. ادب دان. دارنده ٔ ادب. تربیت شده. دارای ادب و تربیت و حیا و احترام. فرهخته. بفرهنگ. بافرهنگ. فرهنگ آموخته. فرهنگی. رسم دان. به آیین. آداب دان. (یادداشت مؤلف ) :
ای در اصول فضل ، مقدم
وی در فنون علم ، مؤدب.
مسعودسعد.
- مؤدب گردیدن ؛ مؤدب شدن. تربیت یافتن. دارای ادب و تربیت و فرهنگ شدن.
|| فاضل و دانشمند و تأدیب شده. || سیاست شده و عقوبت شده. (ناظم الاطباء).

مؤدب. [ م ُ ءَدْ دِ ] (اِخ ) صالح بن کیسان مؤدب مولی بنی غفار از مردم مدینه و معلم و مربی عمربن عبدالعزیز و از راویان بود. او از زهری و ...

معنی مودب به فارسی

مودب
ادب اموخته، تربیت شده
( اسم ) ادب آموزنده ادب آموز تربیت کننده مربی جمع : مودبین .
نعت مفعولی از تادیب . ادب داده شده .
مدیر روزنامه [ چهره نما ] ( و. ۱۲۵٠ ف.مه۱۳۱۴ ه.ش .) وی مدت ۳۲ سال مرتب روزنامه [ چهره نما ] را در قاهره بزبان فارسی منتشر ساخت . مودب السلطان علاوه برانتشار روزنامه مولف کتابهای : [ خط و خطاطان ] [ امان تاریخ ] در تاریخ افغانستان و [ زردشت باستانی ] است .
( و. ۱۲۵۳ ه.ش .ف. ۱۳۲۸ ه.ش .) . پس از پایان تحصیلات در رشته طب به تهران بازگشت و در مدرسه علمیه و دارالفنون بتدریس پرداخت . مجله حفظ الصحه از انتشارات اوست . در دوره دوم بوکالت مجلس انتخاب شد .
او از مشاهیر شعر است
ابن محمد بن شاکر مودب لیثی واسطی وی محدث و اخباری و واعظ بود و در سال ۴۵۷ قمری حیات داشت
رجوع به قاسم بن زید شود

مودب در جدول کلمات

معنی مودب به انگلیسی

polite (صفت)
خلیق ، معقول ، خوشخو ، خوشرفتار ، سر براه ، با ادب ، مودب ، خوش معاشرت ، مهذب ، با نزاکت ، مبادی اداب
nice (صفت)
خوب ، خوش ایند ، دلپذیر ، نجیب ، مودب ، دلپسند
courtly (صفت)
با وقار ، خاصگی ، مودب ، شایسته دربار
courteous (صفت)
خوشخو ، خوشرفتار ، با ادب ، مودب ، مودبانه ، خوش معاشرت
suave (صفت)
خوشخو ، شیک ، مودب ، خوش معاشرت ، نرم ، فهمیده وبا ادب
debonair (صفت)
خوشرفتار ، خوش طبع ، شاد ، مودب
decorous (صفت)
اراسته ، مودب ، زینت دار
civil (صفت)
مدنی ، کشوری ، غیر نظامی ، حقوقی ، متمدن ، عرفی ، با ادب ، مودب
respectful (صفت)
با ادب ، مودب ، ابرومند ، پر احترام
mannerly (صفت)
مودب ، با تربیت
fair-spoken (صفت)
خوشخو ، مودب ، خوش معاشرت ، خوش بیان
urbane (صفت)
مودب ، مودبانه ، مقرون به ادب

معنی کلمه مودب به عربی

مودب
غير اناني , لطيف , محترم , مهذب

مودب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نگین
gallent
MS
بانزاکت
شهریار آریابد
در پارسی " فرهیختار ، فرهدار "

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مودب   • کلمه مودب   • مودب بودن   • مؤدب   • اشعار علی محمد مودب   • حسین مودب   • مودب باش   • موادب   • مفهوم مودب   • تعریف مودب   • معرفی مودب   • مودب چیست   • مودب یعنی چی   • مودب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مودب
کلمه : مودب
اشتباه تایپی : l,nf
عکس مودب : در گوگل

آیا معنی مودب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )