برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1319 100 1

موذی

/muzi/

مترادف موذی: اذیت کننده، عذاب دهنده، مضر، آزارنده، بدجنس، حیله گر شریر، مردم آزار، ناقلا، بدذات، بدطینت، بدسرشت

برابر پارسی: موتک، گزندرسان

معنی موذی در لغت نامه دهخدا

مؤذی. [ م ُءْ ذا ] (ع ص ) ستم کشیده و رنجانیده شده. آزرده شده. (ناظم الاطباء). مؤذ. رجوع به مؤذی شود.

موذی. (از ع ، ص ) مؤذی. زیان رساننده و آزاررسان و رنج آور و اذیت رسان و مضر و مفسد. (ناظم الاطباء). رنجاننده. (آنندراج ). اذیت کننده.رنج رسان. آزارنده. رنجاننده. موذیه. اذیت کیش. آن که آزردن مردم پیشه دارد. (از یادداشت مؤلف ) : آب و آتش و دد و سباع و دیگر مؤذیان را در آن اثری ممکن نگردد. (کلیله و دمنه ). موش... چون موذی باشد آن را از خانه بیرون می فرستند. (کلیله و دمنه ).
سخن آخر به دهن می گذرد موذی را
سخنش تلخ نخواهی دهنش شیرین کن.
سعدی.
اقتلوا الموذی قبل أن یوذی. (یادداشت مؤلف ). || حیله گر و بدجنس. (از فرهنگ لغات عامیانه ). || زیانکار.(یادداشت مؤلف ). || مهلک. زهردار. (ناظم الاطباء).

معنی موذی به فارسی

موذی
اذیت کننده، آزار رساننده
( اسم ) ۱ - اذیت کننده آزار رساننده . ۲ - حیله گر و بد جنس
زیان رساننده و آزار رسان و رنج آور و اذیت رسان و مضر و مفسد .
حیله گری و بد جنسی : [ با نرمش و سهولتی دلپسند که از موذی گری و پست نهادی خالی بود کارهارا قبضه میکرد . ] ( شام .۶۶ )
ابراهیم بن محمد بن حیدر خوارزمی مکنی به ابو اسحق از شاعران و دانشمندان قرن هفتم و با یاقوت حموی معاصر است او راست : دیوان شعر فارسی گفتار نامه الوسائل الی الرسائل اساس نامه در موعظ به فارسی نمودار نامه در شرح ابیات کلیله الخطب دیوان الانبیائ مرتع الرسائل و مربع الرسائل .

معنی موذی در فرهنگ معین

موذی
[ ع . ] (اِفا.) ۱ - اذیت کننده ، آزار رساننده . ۲ - در فارسی ، بداندیش ، حیله گر.

معنی موذی در فرهنگ فارسی عمید

موذی
اذیت کننده، آزار رساننده.
حیله گری، بدجنسی، مردم آزاری.

موذی در جدول کلمات

حشره موذی خانگی
سوسک
کسی که ظاهرا ارام و باطنا موذی است
ابزیرکاه

معنی موذی به انگلیسی

mischievous (صفت)
خبیی ، شیطان ، موذی ، بدجنس ، بدسگال
shrewd (صفت)
زیرک ، زرنگ ، حیله گر ، با هوش ، ناقلا ، موذی
cunning (صفت)
زیرک ، ماهر ، عیار ، حیله گر ، موذی ، مکار
harmful (صفت)
مضر ، موذی ، پرگزند
noxious (صفت)
مضر ، مهلک ، موذی ، سمی
sly (صفت)
حیله گر ، ناقلا ، محیل ، موذی ، کنایه دار ، سربتو ، ناتو ، شیطنت امیز
malefic (صفت)
مضر ، حیله گر ، شریر ، زیان اور ، موذی ، بدجنس
baneful (صفت)
مضر ، مهلک ، موذی ، زهر الود
insidious (صفت)
موذی ، پر از توطئه ، دسیسه امیز
hurtful (صفت)
مضر ، موذی ، پر ازار
snaky (صفت)
موذی ، مارمانند ، مارسان ، ماروار ، ماردار

معنی کلمه موذی به عربی

موذی
سام , قوس , ماکر , موذي
آفات
آفات , عث

موذی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آیلین
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
اَرداک (ارد= اذیت؛ سنسکریت+ پسوند یاتیکی (= فاعلی) «اک»)
پیدار pidãr (پید = اذیت؛ سنسکریت + پسوند «ار»)
خیدانا (خید= اذیت؛ سنسکریت + پسوند «آنا»)
کِلیژاک (کلیژ از سنسکریت: کْلیش= اذیت + پسوند «اک»)
پریپار (پَریپ از سنسکریت: پَریپیدا= اذیت + پسوند «ار»)
اشکان
واژه اذیت (اذ ایئت) از ریشه اذ به معنای آزردگی روان و یا درد و رنج ساخته شده که در سنسکریت به شکل adhi अधि به معنایagony, anxiety, mental pain آمده است. پسوندهای ات و ایئت و آیت پسوندهای آریایی هستند. عرب واژه موذی به معنای اذیتگر را از روی واژه اذیت جعل کرده که هم معنا و همخانواده نیست با واژگان ایرانی موزی و موزکار و موزشکار که به معنای نیرنگباز و چلکار و دغلباز هستند.
فراموش نکنیم که بیش از هفتاد درصد زبان عربی ایرانی است و نا آگاهی ما نباید سبب کنار گذاشتن واژه های ایرانی یا با ریشه ایرانی شود .

نادیا
اذیت کارت و موزمار
۱۳۳۴
آزار دهنده😎
Zeynab
به معنای ازار دهنده و موذیانه یا از همون کلمه موزمار میاید.
آنه
آزار دهنده اذیت کننده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فیلم ترسناک موذی   • موزي   • آدم موذی   • مخالف موذی   • هم خانواده موذی   • معنی موزی   • معنی هلاک   • موذی یعنی چه   • معنی موذی   • مفهوم موذی   • تعریف موذی   • معرفی موذی   • موذی چیست   • موذی یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی موذی
کلمه : موذی
اشتباه تایپی : l,bd
آوا : muzi
نقش : صفت
عکس موذی : در گوگل

آیا معنی موذی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )