برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1153 100 1

موری

/muri/

معنی موری در لغت نامه دهخدا

مؤری. [ م ُ ءَرْ ری ] (ع ص ) نعت فاعلی از تأریة. سازنده ٔ آریه یعنی اخیه برای چهارپایان. آنکه اخیه می سازد برای چهارپایان. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || سازنده ٔ آتشدان برای آتش. (از منتهی الارب ). || برافروزنده و بسیار مشتعل سازنده ٔ آتش. (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || ثابت گرداننده و استوارسازنده ٔ چیزی. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

موری. (ع ص ) نعت فاعلی از ایراء. رجوع به ایراء (ماده ٔ وری ) شود. آنکه آتش برمی آورد از آتشزنه. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). موریة. || پیه ناک و استخوان پرمغز گرداننده فربهی شتر را. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ، ماده ٔ وری ). || آن که منضم گرداند دو ستور را و در یک جا علف خوراند. (آنندراج ) (از اقرب الموارد).

موری. [ م ُ وَرْ ری ] (ع ص ) نعت فاعلی از توریة. بلندکننده و بردارنده ٔ نگاه از کسی. رجوع به توریة شود. || آتش برآورنده از آتش زنه. و رجوع به مؤری شود. || پوشنده ٔ حقیقت چیزی و ظاهر کننده ٔ غیر آن. و رجوع به مؤری شود. || زشتی جراحت که داروکننده را اندوهگین کند. (از منتهی الارب ).

موری. (ص نسبی ) منسوب به مور. || حرکت موری ، کوشش موری ، حرکت و کوشش چون مور، ضعیف و آهسته. (از یادداشت مؤلف ). || (اِ) راهگذر آب باشد. (از ناظم الاطباء) (جهانگیری ). آبراهه. رهابه. رهاب. راهگذر آب باشد در زیر زمین. (برهان ). رهگذر آب صحن ، و این در فارسی و هندی مشترک است. (غیاث ) (آنندراج ). || لوله را گویند که کوزه گران از سفال سازند به جهت راه گذر آب و غیره. (برهان ). تنبوشه و لوله ٔ سفالی که در راهگذر آب و جز آن گذارند. (ناظم الاطباء). گنگ. (لغت فرس اسدی ). گنگ کاریزها باشد. (صحاح الفرس ). تنبوشه. گنگ. کول و آن تنبوشه ٔ بزرگ است که در نقبهای کاریز یعنی قنات بکار برند. آبراهه. رهابه. رهاب. (یادداشت مؤلف ). مُنگ (در تداول مردم قزوین )؛ برنج ، موری آب خانه. (بحر الجواهر) :
... نت کاریز و... من موری است
آب موری من به رنگ چو دوغ.
طیان (از صحاح الفرس ).
زنگی روی چون در دوزخ
بینی همچو موری مطبخ.
جامی (از فرهنگ جهانگیری ).
|| لوله ٔ کوزه. (غیاث ) (آنندراج ). || ناودان. (ناظم الاطباء) (از بر ...

معنی موری به فارسی

موری
( اسم ) ۱ - معبر آب در زیر زمین . ۲ - لوله ای که کوزه گران از سفال سازند بجهت راهگذر آب : [ زنگیی روی چون در دوزخ بینیی همچو موری مطبخ . ] ( جامی ) ۳ - ناودان .
نام ولایتی است در ترکستان .
[ گویش مازنی ] /moori/ در لغت به معنی: مویه، در موسیقی آوایی است که از سوی بستگان متوفی در سوگ عزیز از دست رفته خواننداشعار موری فی البداهه سروده می شود & مویه کردن با صدای بلند & ساس
[ گویش مازنی ] /moori haakerden/ مویه کردن – ناله کردن - دم زدن
دهی از بروجرد
خط بسیار خرد و باریک
ده کوچکی است از دهستان کوهبنان بخش راور شهرستان کرمان .
ده از بخش میان کنگی شهرستان زابل
کور مورکی

معنی موری در فرهنگ معین

موری
(اِ.) تنبوشه ، لولة سفالی که در زیر زمین یا میان دیوار برای ساختن راه آب به کار می بردند.

معنی موری در فرهنگ فارسی عمید

موری
لولۀ سفالی که در زیر زمین یا میان دیوار برای ساختن راه آب به کار می برند، تنبوشه: ( زنگی روی چون دَرِ دوزخ / بینی ای همچو موری مطبخ (جامی۱: ۳۲۳).
نوعی پارچۀ نخی سفید و نازک.

موری در دانشنامه ویکی پدیا

موری
موری می تواند اشاره ای به یکی از موارد زیر باشد:
موئورئا، جزیره ای در پلی نزی فرانسه، واقع در بخش جنوبی اقیانوس آرام.
موری، طایفه ای از ایل بختیاری.
«موری» (به لهستانی: Mury) (به معنای دیوارها) یک ترانه اعتراضی از خواننده لهستانی، یاتسک کاچمارسکی است که اولین بار شعرش را در سال ۱۹۷۸ سرود و اجرا کرد. این آهنگ به ویژه در میان جنبش اتحادیه همبستگی سولیدارنوشچ (NSZZ Solidarność) محبوب بوده و آن را بهترین آهنگ کاچمارسکی می دانند. این آهنگ به نماد معترضان به دولت کمونیستی در دوران جمهوری خلق لهستان بدل شد و در تظاهرات، اجتماعات و نشست های بسیاری در لهستان دهه ۱۹۸۰ خوانده شد.
کاچمارسکی ملودی آن را از روی آهنگ لستاکا (L'Estaca) اثر لوئیس لاک خواننده مبارز کاتالان الهام گرفت.
با وجود پایان بدبینانه و طعنه آمیز آهنگ (A mury rosły, rosły, rosły…، و دیوارها بلندتر شدند، بلندتر، بلندتر...) و انتقاد کاچمارسکی از دزدیده شدن واژه هنرمند از سوی حکومت، این آهنگ به زودی به سرود اصلی مخالفان دولت مبدل گشت.
برگردان فارسی ترانه دیوارها:
مختصات: ۳۲°۲۱′۲۶″شمالی ۴۹°۵۰′۰۹″شرقی / ۳۲٫۳۵۷۲۳°شمالی ۴۹٫۸۳۵۸۸°شرقی / 32.35723; 49.83588
موری، روستایی از توابع بخش اندیکا شهرستان مسجدسلیمان در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان چلو قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۵۹ نفر (۲۵خانوار) بوده است.
موری (دهانه) یک دهانه برخوردی در ماه است.
این دهانه ۱۲ دهانه اقماری دارد.
طایفه موری، یکی از طایفه های پرجمعیت ایل بختیاری، از شاخه هفت لنگ و از باب دورکی باب ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با موری

معنی موری به انگلیسی

cause (اسم)
سبب ، جنبش ، عنوان ، هدف ، جهت ، علت ، سرمایه ، مرافعه ، موجب ، انگیزه ، نهضت ، باعی ، موضوع منازع فیه ، موری ، منبع
devisor (اسم)
موری
legator (اسم)
موری ، اری دنده ، میرای گذار

موری را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
طایفه موری *مه ری*به لری بختیاری به معنی
مه::ماه
ری::صورت
شجرنامه (مه ری.بله.مشری
پسران مرد اس بهداروند هستند.
این طایفه هم اکنون در ایل دورکی است
این طایفه به همراه ایل بختیاروند*بهداروند * در فتح قندهار
و فتح هند به همراه نادر شاه شرکت کردند
هم اکنون طایفه ای به نام
موری در افغانستان زندگی می کند
آریا بهداروند
طایفه ای که امروزه جزیی از ایل دورکی است
ساکن در خوزستان.چهارمحال و بختیاری.اصفهان

شجرنامه طایفه ای
(مشری.بله.مه ری.سه پسر مرد اس از ایل بزرگ بختیاروند )
1-طایفه مش مرداسی بختیاروند

2-طایفه بلیوند *بلیلوند. بهلولی*بختیاروند

3-طایفه موری بختیاروند


طایفه موری در فتح هندوستان توسط نادرشاه و علی صالح خان بختیاروند
شرکت کرده بود
هم اکنون تیره هایی از این
طایفه بزرگ
در اسلام آباد پاکستان.و در افغانستان و کشمیر زندگی
می کند
تعدادی از آنها در سیستان
زندگی می کنند

طایفه موری در صالح آباد تربت
جام خراسان

این طایفه در زمان
نادرشاه به همراه سایر بختیاری ها به رهبری ابوالفتح خان بختیاروند و کایدعلی صالح
به خراسان کوچ داده شدند

طایفه بهمیدی*بابا احمدی *از ایل دور کی نیز در تربت جام
و کاشمر*کشمیر*خراسان
زندگی می کند
طایفه بامری درکی*بابا احمدی دورکی*در قلعه گنج.و سیستان.نیشابور.

بوحمه*بابا احمدی *در دشتستان بوشهر


دشت موری کهگیلویه

دشت مور موری
اوروند
طایفه موری ایل دورکی بختیاری
قوم لر آریایی
ساکن مسجدسلیمان

تیره ها
تیره بردین باب
تیره بوری باب
دهنوی
خانزادگانی از طایفه‌ی دهنوی بختیاری با نام خاندان موری مه=ماه-ری=صورت
مرداسی
معنی کلمه موری
موری::مه ری.مهری،مهدی

روستای مهدی آباد در بازفت
روستای دهناش بازفت

در زبان لری بختیاری اسم مهدی به صورت زیر تلفظ می شود
مهدی::مه ری.میتی.مهری
mahri

****
تیره هایی با نام مهدی در ایل لر بختیاری
1-تیره مهدی وند طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ ایل منجزی بهداروند
2-تش مهدی پور در طایفه دهناشی
3-اولاد مهری پور ایل بابادی


مهدی خان پسر خلیل خان ایل بیگی بختیاروند ایلخان پسر جهانگیر خان بختیاروند ایلخان
*****
روستای تپایی1 و2 در بازفت
تیره تپایی طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ ایل منجزی بهداروند
****
روستای شیخ عالی بازفت
تیره شیخ عالی طایفه لملمی منجزی
****
طایفه بلی وند ایل بختیاروند
تیره بلی بیگیوند طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ ایل منجزی بهداروند
بلی خان پسر خلیل خان ایل بیگی بختیاروند ایلخان پسر جهانگیر خان بختیاروند ایلخان
روستای خلیل آباد خاکی بلیوند

دهستان های جهانگیری شمالی و
جنوبی مسجدسلیمان محل سکونت ایل منجزی بهداروند از ایل بزرگ لر بختیاروند
****
غریب خان پسر اردشیر خان پسر خلیل خان ایل بیگی بختیاروند ایلخان پسر جهانگیر خان بختیاروند ایلخان

تیره غریبی طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ
طایفه کران منجزی بهداروند
تیره شیروند*شهروند.شروند*طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ

تیره غریبگر طایفه موری

****
تش اورامه طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ
تیره اوروند طایفه موری

***
تیره عیدیوند طایفه موری
تیره عیدیوند طایفه رواجهانگیری منجزی
**

تیره محمدی طایفه لوخرده منجزی
تیره محمدی طایفه تاج الدین عبداللهی منجزی
طایفه محمدی میلاسی منجزی (محمد پسر
میرآقاسی پسر شاه منصور خان بختیاروند ایلخان پسر خلیل خان ایل بیگی بختیاروند ایلخان )
تیره محمدی طایفه موری

تیره بزرگ شاه منصور وند طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ منجزی

روستای شاه منصور در بازفت





قیصر
موری به زبان لری یعنی مور به فارسی یعنی مرق مرغزار علفزار. موری نوزادی بی پدر مادر بود که حاصل‌زنا یا هر چیز دیگری که در مسیر کوچ عشایر بختیاری در یک مور که همان مرغزار میباشد رها شده که فردی آنرا پیدا میکند ونام او را موری میگذارد که نامی نکوست بر این طایفه.
عبدی
نژاد موری معلوم نیست موری را خوانین بلیوند پیدا کردند ودردوازده سالگی اورابه جای دومن جو به دورکی فروختن
خاکی بختیاروند
طوایف بلیوند.موری.مش مرداسی برادر هستند از ایل بزرگ بختیاروند
پیروند
تیره پیروند بوری بزرگترین تیره طایفه موری ایل دورکی
بهداروند
طایفه ی موری به ایل دورکی پیوست اماهمیشه درجنگ های دورکی وبهداروندازبرادران بهداروندخودحمایت میکردندوبرعکس دیگرطوایف دورکی که با بهداروندها درجنگ وستیزبودندطایفه موری همیشه بابهداروندها روابط خوبی داشتنددراصل طایفه موری هم یکی ازطوایف اصیل بهدارونداست و فقط به علت نزدیکی محل سکونت آنهابه ایل دورکی آنهارادورکی می نامند
کریمی
طایفه موری همان جنگجویان رموری ایل منجزی بختیاروند هستند که به شیراز کوچ داده شدند و دوباره به سرزمین لر بختیاری بازگشتند
جلیل
برخی ازطوایف دورکی اصالتابختیاری نیستندطوایفی همچون بابااحمدی وقندعلی-بابااحمدیی هابه گفته ی خودشان فرزندان امام زاده بابااحمدهستندوقندعلی هاهم مهاجرانی بوده اندکه ازکشورهای شرقی که درقدیم جزعی ازایران بوده اندبه ایران آمدند
زنده بادبختیاری
شاخه ای از تیره غریبگرموری در طایفه سهیددینارونی هستند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• افراد سرشناس طایفه موری   • شجره نامه طایفه موری   • بزرگان ایل موری   • موری روانشناس   • موری چیست   • طایفه موری بختیاری   • بزرگان موری   • ماهی موری   • معنی موری   • مفهوم موری   • تعریف موری   • معرفی موری   • موری یعنی چی   • موری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی موری
کلمه : موری
اشتباه تایپی : l,vd
آوا : muri
نقش : اسم
عکس موری : در گوگل

آیا معنی موری مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )