برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1293 100 1

مور

/mur/

مترادف مور: مورچه نمل، نمله

معنی مور در لغت نامه دهخدا

مور. [ م َ ] (ع اِ) موج. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اشترک. شترک. نورد. کوهه. کوهه ٔ آب. خیزابه. خیزاب. آب خیز. (یادداشت مؤلف ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || راه پاسپرده ٔ هموار. || هرچیزی نرم. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

مور. [ م َ ](ع مص ) موج زدن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تموج. (ناظم الاطباء). || جنبیدن. (آنندراج ). ناویدن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). قوله تعالی ، یوم تمور السماء مورا ، ضحاک گفت یعنی تموج موجاً. ابوعبیده گفت و اخفش نیز یعنی تکفاء. آمدن و رفتن. (ناظم الاطباء). || تردد کردن در عرض. (منتهی الارب ) (از آنندراج ). تردد نمودن شتر در عرض. (ناظم الاطباء). || به نجد درآمدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || روان شدن آب بر روی زمین. (ناظم الاطباء). || روان شدن خون بر زمین. (منتهی الارب ) (آنندراج ). روان گردیدن خون. (ناظم الاطباء). رفتن خون. (تاج المصادر بیهقی ). || گشتن. (منتهی الارب ). بگردیدن. (ترجمان القرآن جرجانی ص 96). گردیدن. (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). || مضطرب گشتن. || پراکنده گشتن چیزی. (ناظم الاطباء). پراکنده شدن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || موی برکندن. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). || زدن پشم. (ناظم الاطباء). || بلند شدن خاک. || پراکنده گردیدن غبار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || تر کردن دوا با آب. (ناظم الاطباء).

مور. [ م َ ] (اِخ ) مرو (در تلفظ مردم خراسان ). رجوع به مَرْوْ شود.

مور. (ع اِ) گرد پراکنده. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || خاکی که باد بردارد آن را. || باد با گرد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).

مور. (اِ) حشره ای است از راسته ٔ نازک بالان که تیره ٔخاصی را به نام تیره ٔ مورچگان در این راسته به وجود می آورد. این حشره جانوری است اجتماعی و از نظر هوش و غریزه ٔ طبیعی کامل و دارای گونه های بسیار. و در هر لانه که محل زندگی گروهی از آنان است به چند دسته تقسیم میشوند. عده ای کارگرند، و عموماً فاقد بال هستند و کارشان جمعآوری دانه ومواد غذائی است و حفر لانه و نگهداری تخمها و نوزادان و تعدادی مورچه های نر و ماده ٔ ...

معنی مور به فارسی

مور
( اسم ) زنگاری که در جسم آهن تاثیر کند و بصیقل بر طرف نشود.
نام محلی کنار راه زاهدان به بیرجند میان سربیشه و باغ آخوند لی لی .
[ گویش مازنی ] /moor/ نام قلعه ای قدیمی بر فراز کوه قلاسر در کجور
[ گویش مازنی ] /moor bazooen/ مو بر بدن سیخ شدن & نق زدن – اعتراض کردن
( صفت ) آزمند مانند مور حریص : [ و آن مور حرصان مار سیرت حباب حیات آثار قوم بهر راه تا به مجره می جستند . ] ( نفثه المصدور . چا . یز . ۴۱ )
مور خوارنده . آنکه مور را بخورد .
( اسم ) کرم دانه
( اسم ) جایی که درخت مورد در آن زیاد باشد.
( صفت ) بسیار زیاد و فراوان .
از کوههای مغرب ایران در آذربایجان نزدیک مرز ایران و ترکیه و نزدیک شهر چای ( شهر رود ) که مرتفع ترین قله آن ۳۶۱۴ متر ارتفاع دارد .
[ گویش مازنی ] /moor ghaab/ کیسه ای کوچک از ترمه و انواع پارچه که توسط زنان ایل دوخته شده و تزیین گشته و یک عدد مهر نماز در آن جای دهند
( اسم ) حالتی که قبل از تب و لرز عارض شود و آن چنانست که گویی جاروی تر بر پشت شخص کشند و وی احساس سرما سرما کند زنجموره قشعریره . یا مور مور شدن کسی را حالت مور مور دست دادن او را .
دریاچه مور بحیره ای کوچک است میان کازرون و مور و جره و دور آن دو فرسنگ باشد .
...

معنی مور در فرهنگ معین

مور
[ په . ] (اِ.) ۱ - مورچه . ۲ - کنایه از: شخصی ح قیر و کوچک .
(اِمر.) حالتی که قبل از تب و لرز عارض شود و آن چنان است که گویی جاروی تر بر پشت شخص کشند وی احساس سرما کند.
(اِمر.) حالتی که قبل از تب و لرز عارض شود و آن چنان است که گویی جاروی تر بر پشت شخص کشند وی احساس سرما کند.

معنی مور در فرهنگ فارسی عمید

مور
= مورچه

مور در دانشنامه اسلامی

مور
معنی تَمُورُ: حرکاتي مانند دود انجام ميدهد (پيچ وتاب ميخورد و در فضا محو ميشود.کلمه مور که مصدر فعل تمور است ،به معناي تردد درآمد و شد است ، نظير کلمه موج که آن نيز به همين معنا است )
معنی مَوْراً: به شکل پیچ وتاب خوردن و محو شدن دود - به شکل جریان سریع (کلمه مور - به به معناي تردد و آمد و رفت چيزي چون دود است ، همچنان که دود در فضا ميپيچد و آمد و شد ميکند تا از بين برود و به قولی به معناي جريان سريع است )
تکرار در قرآن: ۳(بار)
جریان سریع «مارَالدَّمُ عَلی وَجْهِهِ» خون بسرعت بر چهره‏اش جاری شد (راغب). . روزی که آسمان بشدّت جریان کند ظاهراً در روز قیامت در اثر اختلال نظم هوای اطراف زمین به صورت گردباد شدید و سهمگین درخواهد آمد. . آیا ایمنید آنکه حکمش در آسمان جاری است شما را به زمین فرو برد آنگاه که بشدت می‏گردد. مور ظاهراً حرکت یکنواخت نیست بلکه گردبادی و مارپیچی است که توأم با حرکت و برگشت است در مجمع فرموده:«اَلْمَوْرُ تَرَدُّدُ الشیْ‏ءِ بِالذِّهابِ وَ الْمَجی‏ءِ کَمایَتَرِدَّدُ الدُّخانُ» در نهج البلاغه خطبه 161 فرموده: «تَمُورُ فی بَطْنِ ‏أُمِکَ جَنیناً»



مور در دانشنامه ویکی پدیا

مور
مور (اردل)، روستایی از توابع بخش میانکوه شهرستان اردل در استان چهارمحال و بختیاری ایران است.
فهرست روستاهای شهرستان اردل
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان میانکوه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۰، جمعیت آن ۱۶۵ نفر (۳۳ خانوار) بوده است.
مور (تفت)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان تفت در استان یزد ایران است.
این روستا در دهستان علی آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۰۱ نفر (۷۱خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۶°۲۸′۵۱″ شمالی ۵۶°۵۴′۳۴″ شرقی / ۳۶٫۴۸۰۸۳°شمالی ۵۶٫۹۰۹۴۴°شرقی / 36.48083; 56.90944
مور، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان داورزن در استان خراسان رضوی ایران.
این روستا در دهستان مزینان قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۲۰۳ نفر (۶۲ خانوار) بوده است.
مور نام رودی است در ایالت بادن-وورتمبرگ در کشور آلمان و یکی از شاخه های راست رود نکار است. نام این رود از نام شهری کوچک در کنارهٔ آن با نام مور گرفته شده است. همچنین،ناحیه رمس-مور، نام خود را از نام این رود و رود رمس که موازی با رود مور در این ناحیه حرکت می کند، گرفته است.
http://www.naturpark-sfw.de/
سرچشمه این رود حدودا در ۴ کیلومتری شهر کوچک مورهارت است. پس از اینکه این رود از مورهارت گذشت، پس از طی ۷ کیلومتر دیگر به سولزباخ آن در مور می رسد ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مور در دانشنامه آزاد پارسی

مور (گیاهان)(Teucrium marum)
گیاهی با نام علمی Teucrium marum، از تیرۀ نعناییان، با ظاهری بوته مانند، پرشاخه، گل های ارغوانی و مجتمع. به علت زیبایی خاص آن پرورش می یابد. بویی معطر دارد. دارای اثر مقوی محرک، ضد تشنج، عطسه آور و اشتهاآور است. استنشاق گرد آن در رفع پولیپ مؤثر است.

ارتباط محتوایی با مور

مور در جدول کلمات

از فیلم های هریسون فورد و جولیان مور به کارگردانی اندرو دیویس محصول 1993
فراری
ساخته ترسناک رایدلی اسکات در سال 2001 با بازی آنتونی هاپکینز | جولیان مور و گری الدمن
هانیبال
ساخته جری زوکر با بازی پاتریک سوایزی | دمی مور و ووپی گلدبرگ
روح
صفت مور بی آزار
دانه کش
فیلمی از استیون دالدری با نقش آفرینی نیکول کیدمن | جولیان مور و مریل استریپ
ساعتها
فیلمی از جری زوکر در سال 1990 با شرکت پاتریک سوایزی | دمی مور و ووپی گلدبرگ
روح

معنی مور به انگلیسی

ant (اسم)
مورچه ، مور

معنی کلمه مور به عربی

مور
نملة
مخيف

مور را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هادی
خاک برگزیده، خاکی که در هوا معلق است
عمید
مور (Mor):
خاک معلق، ذرات معلق در هوا، خاک مردابی.
نام منطقه ای در شهرستان تفت(یزد) که نام قدیمی آن ماهور می باشد و به مرور زمان خلاصه شده و به مور(Mor)تلفظ می شود.
ماهور (Mahur):
۱. (موسیقی) یکی از گسترده ترین دستگاه های هفتگانۀ موسیقی ایرانی.
۲. (زمین شناسی) تپه های به هم پیوسته ، هریک از برآمدگی های تپه مانندِ دشت یا دامنۀ کوه.
سیدحسین اخوان بهابادی
(mowr) همان مَرغ یا پنجه مرغی است که در استان کرمان و شهرستان بهاباد به نام‌ مور معروف می‌باشد مور یا مرغ گیاهی علفی و دارای ساقة زیرزمینی افقی و گره داری است که از محل هر گره ریشه های کوچک خارج می شود این گیاه تعداد زیادی ریزوم و ساقه خزنده زیر زمینی تولید می‌کند که به سرعت در زیر زمین گسترش می‌یابند لذا سرعت انتشار این گیاه بسیار زیاد است و یک علف‌هرزی بسیاری مهاجم است که کنترل آن دشوار می‌باشدسریع‌ترین رشد این علف‌هرز در آب و هوای گرم است و هنگامی که شرایط محیطی برای رشدش نامطلوب می‌شودبه صورت ساقه‌های زیر‌زمینی خواب به حیات خود ادامه می‌دهد مبارزه مکانیکی برای کنترل این علف‌هرز ممکن است منجر به تشکیل اندام‌‌های هوایی جدید در آن شود در هر دو نوع خاک رسی‌سنگین و ماسه‌ای سبک رشد کرده و به اسید، قلیا و تا حدودی به نمک سازگاری دارد ودر زمین‌هایی که کود داده می‌شود واکنش آن در برابر کود بسیار مساعد است این علف‌هرز سمج در باغ‌ها و مزارع خسارت زیادی وارد می کند و یکی از علف های هرز شایع در باغات پسته می باشد البته اسم مرکب مرغزار زمینی که مرغ در آن بسیار رسته باشد یادآور جای خرم و مفرحی است و به معناي سبزه زار و چمن زار امده است پس فوایدی بر آن مترتب است
از جمله می توان به استفاده از ارقام این گیاه به عنوان پوشش چمنی یا علوفه در بسیاری از مناطق دنیا اشاره کرد که اغلب این گیاه را سلطان گیاهان چرا‌گاهی می‌نامندزیرا در برابر لگدمال شدن و چرای ممتد و شدید هم مقاومت زیادی دارد و از دیگر فواید آن بحث گیاه دارویی است که خواص بسیار زیادی دارد و در طب سنتی برای درمان بسیاری از بیماریها از ان استفاده می شود.
علی سیریزی
ر زبان اوستایی مور چه ، مور می باشد فقط با تغییر در تلفظ
مورَ (mura)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مور زن   • مور لکی اپارات   • مور لکی عینعلی   • مور سیگار   • مور زنان لک   • دانلود آهنگ مور لکی   • دانلود مور کردی   • متن مور لکی   • معنی مور   • مفهوم مور   • تعریف مور   • معرفی مور   • مور چیست   • مور یعنی چی   • مور یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مور
کلمه : مور
اشتباه تایپی : l,v
آوا : mur
نقش : اسم
عکس مور : در گوگل

آیا معنی مور مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )