برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1287 100 1

مولف


برابر پارسی: گردآورنده، نگارشگر، نگارنده، نویسنده

معنی مولف در لغت نامه دهخدا

مؤلف. [ م ُءْ ل ِ ] (ع ص ) آنکه مصاحبت میکند و سبب می شود آمیزش و دوستی و رفاقت را. || آنکه انس و الفت می گیرد. || آنکه هزار را کامل می گرداند. (ناظم الاطباء). مُؤَلِّف.

مؤلف. [ م ُ ءَل ْ ل ِ ] (ع ص ) کامل کننده ٔ عدد هزار. (منتهی الارب ). آنکه عدد هزار را کامل می کند. (ناظم الاطباء). || جمعکننده. (منتهی الارب ). || آنکه دو چیز را به هم پیوسته میکند و آنکه با هم فراهم میکند و گرد هم می آورد. (ناظم الاطباء). ترکیب کننده. تألیف دهنده. (یادداشت مؤلف ). الفت دهنده و جمعکننده چیزهای متفرق را با همدیگر. (غیاث ) (آنندراج ) || موافقت افکننده میان... الفت دهنده میان...(یادداشت مؤلف ). سازواری دهنده. || خطالف کشنده. (منتهی الارب ). || آنکه کتابی تألیف می کند. (ناظم الاطباء). به هم آورنده ٔ مطالب و به صورت کتاب درآورنده ٔ آنها. نگارنده. نویسنده. تألیف کننده. (یادداشت مؤلف ). کسی که مطالب متفرق را فراهم کرده و گرد هم آورده کتابی تألیف می کند. (ناظم الاطباء). مؤلف کسی است که مطالبی از مآخذ مختلف گرد آورده و به صورت کتاب درآورد، ولی مصنف کسی است که مطالب کتاب از خود او باشد. مؤلف هر علم را یکی از رئوس ثمانیه ٔ آن علم گفته اند. (یادداشت مؤلف ) : چنانکه رسم مؤلفان است و دأب مصنفان. (گلستان ).

مؤلف. [ م ُ ءَل ْ ل َ ] (ع ص ) سازواری داده شده. (منتهی الارب ). سازواری داده شده و تألیف کرده شده و الفت داده شده و همخوکرده شده. (ناظم الاطباء). الفت داده شده. موافقت افکنده شده میان... ج ، مؤلفین. (از یادداشت مؤلف ). || عدد هزار کامل شده. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || تألیف یافته. تألیف شده. نوشته شده. کتاب یا رساله که به وسیله ٔ کسی گردآوری و تألیف یافته باشد. (از یادداشت مؤلف ). || ترکیب شده. مرکب. (یادداشت مؤلف ). || مؤلفة. دارای الف. باالف. الف دارشده. حرف یا کلمه ای که دارای الف است : طای مؤلف ، مقابل تای منقوط. و همچنین ظای مؤلف. و این هر دو تعبیر را غیر عرب آرند، چه عرب خود در تلفظ بین طاء و تاء، و ظاء و زاء فرق آشکار میکند. (یادداشت مؤلف ).

معنی مولف به فارسی

مولف
تالیف کننده، کسی که مطالب کتابی راگرد آورده باشد، تالیف شده، کتاب که مطالبی در آن گرد آوری شده
( اسم ) الف داده شده الف دار. یا طای مولف . طا مقابل ت (منقوط ) . یا ظای مولف . ظا مقابل ذ ( ذال ) ز ( زائ ) ض ( ضاد ) .
سازواری داده شده .
گوشت خرد در بن زبان .
( مصدر) ۱- گرد آورده شدن جمع شدن . ۲- ترکیب شدن : و اجسام چون مولف شدند از آن چیزی حادث شود که هم بدان اجسام مانند بود .

مولف در جدول کلمات

مولف
نساخ
مولف از صبا تا نیما
ارینپور
مولف تاریخ اجتماعی ایران
راوندی
مولف تاریــخ ایران باســتان
پیرنیا
مولف کتاب کوچه درباره فرهنگ مردم کشورمان
احمد شاملو
ایران شناس انگلیسی مولف تاریخ ادبیات ایران
ادوارد براون
خاور شناس آلمانی مولف «تاریخ ادبیات فارسی»
هورن
روح الله••••موسیقیدان ایرانی مولف سرگذشت موسیقی ایران
خالقی
شاعر معاصر مولف کتاب کوچه
شاملو
ششمین زن برنده نوبل ادبی مولف منزل ارواح
نلیساش

معنی مولف به انگلیسی

author (اسم)
نویسنده ، مولف ، مصنف ، بانی ، سازنده
composer (اسم)
نویسنده ، مولف ، مصنف ، سازنده ، سراینده ، آهنگساز ، اهنگ ساز
compiler (اسم)
مولف ، گرد اورنده ، همگردان

معنی کلمه مولف به عربی

مولف
کاتب , مولف

مولف را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهرام س
نونگار
محمد صادق نظری
پدید آورنده
فاطمه
کسی که نگارش میکند. به معنای نوشتن
محمد صادق شعبانی
فردی که یک اثری را خلق میکند را مولف مینامند یا به اصطلاح کسی که هر بار اثرهای مختلفی را مینویسند دیگر نویسنده نیست او یک مولف است و درجه او بالاتر از نویسنده میباشد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مولف در جدول   • مجلس عیش ونوش   • نام دیگر مولف   • مولف کتاب   • مولف کیست   • تفاوت مولف و نویسنده   • معنی کلمه زره ساز   • معنی نساخ   • معنی مولف   • مفهوم مولف   • تعریف مولف   • معرفی مولف   • مولف چیست   • مولف یعنی چی   • مولف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مولف
کلمه : مولف
اشتباه تایپی : l,gt
عکس مولف : در گوگل

آیا معنی مولف مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )