انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1074 100 1

موهبت

/muhebat/

مترادف موهبت: بخشش، دهش، عطا، عطیه

برابر پارسی: دهش، بخشش، داده

معنی موهبت در لغت نامه دهخدا

موهبت. [ م َ هََ / هَِ ب َ ](ع اِمص ، اِ) موهبة. بخشش. (غیاث ). بخشش و دهش. انعام. (ناظم الاطباء). عطیه. عطا. دهش. آنچه ببخشند. بخش. بخشیدن. هبة. ج ، موهبات ، مواهب. (یادداشت مؤلف ) : اکنون شمتی از محاسن عدل که پادشاهان را ثمین ترین حلیتی و نفیس ترین موهبتی است یاد کرده شود.(کلیله و دمنه ). آن را در خزاین خود موهبتی عزیز و ذخیرتی نفیس شمرد. (کلیله و دمنه ). غزات جنود و کمات اسود خویش را پیش خواند و هریکی را به مکرمتی جمیل و موهبتی جزیل بنواخت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 348).
موهبت را بر کف دستش نهد
وز کفش آن را به مرحومان دهد.
مولوی.
و رجوع به موهبة شود.
- موهبت عظمی ؛ عطیه ٔ بزرگ. بخششی عظیم. (یادداشت مؤلف ).
|| لطف. کرم. نعمت. انعام. تفضل. (از یادداشت مؤلف ) : مصیبت سخت بزرگ است اما موهبت به بقای خداوند بزرگتر. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 291).

موهبة. [ م َ هََ / هَِ ب َ ] (ع اِمص ، اِ) بخشش. (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (دهار). دهش. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). موهبت. آنچه ببخشند. ج ، مواهب. (مهذب الاسماء) : احسن اﷲ حفظک و حیاطتک و امتع امیرالمؤمنین بک و بالنعمة الجسیمة و المنحة الجلیلة و الموهبة النفیسة فیک و عندک. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 298).و یری أن ّ الموهبة لدیه فیهما سابغة. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 299). || (اِ) ابر که هرجا بارد.(منتهی الارب ). || مغاکی در کوه که آب در وی گرد آید. ج ، مواهب. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || آبگیر کوچک. ج ، مواهب. (منتهی الارب ).

معنی موهبت به فارسی

موهبت
بخشش، دهش، آنچه به کسی ببخشند، مواهب جمع
۱ - ( اسم ) بخشش دهش .

معنی موهبت در فرهنگ معین

موهبت
(مَ هِ بَ) [ ع . موهبة ] (اِ.) بخشش ، دهش .
(مَ یا مُ هَ بَ) [ ع . موهبة ] (اِ.) ۱ - عطیه . ۲ - چیزی که بخشیده شود، آنچه که به کسی بخشند. ج . مواهب .

معنی موهبت در فرهنگ فارسی عمید

موهبت
آنچه به کسی ببخشند، بخشش، دهش.

موهبت در جدول کلمات

معنی موهبت به انگلیسی

gift (اسم)
استعداد ، بخشش ، نعمت ، موهبت ، عطا ، عطیه ، ژنی ، هدیه ، کادو ، پیشکش ، ره اورد
blessing (اسم)
برکت ، دعای خیر ، نعمت خدا داده ، نعمت ، موهبت ، دعای پیش از غذا
endowment (اسم)
موهبت ، اعطا ، دارا

معنی کلمه موهبت به عربی

موهبت
مبارکة , هبة , هدية
هب

موهبت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

عدالت ابراهیم ناز ٠٨:١٢ - ١٣٩٦/٠٥/٢١
هدیه
|

پوریا13 ٠٢:٣٥ - ١٣٩٧/٠٦/٣١
لطف، صفا،
|

٠٠٠ ٠١:٣٦ - ١٣٩٨/٠٤/٢٣
از ريشه وهَب به معني بخشيد

وهّاب بخشنده • از اسامي خداوند
|

qasimi ١٠:٢٠ - ١٣٩٨/٠٨/٢٠
بخشش، هدیه، عطا ، دهش
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی موهبت الهی   • قائم موهبتی   • موهبت الهی چیست   • زندگینامه طاهر موهبتی   • موحبت   • معنی محبت   • مفهوم موهبت   • تعریف موهبت   • معرفی موهبت   • موهبت چیست   • موهبت یعنی چی   • موهبت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی موهبت
کلمه : موهبت
اشتباه تایپی : l,ifj
آوا : muhebat
نقش : اسم
عکس موهبت : در گوگل


آیا معنی موهبت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )