برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1286 100 1

مکافات

/mokAfAt/

مترادف مکافات: بادافره، عقوبت، جزا، کیفر، پاداش، تلافی، پاداش دهی، مزد، گرفتاری، دردسر، وضع دشوار، سختی، زحمت

برابر پارسی: کیفر، سزا، پادافره

معنی مکافات در لغت نامه دهخدا

مکافات. [ م ُ ] (از ع ، اِمص ، اِ) پاداش. (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مکافاة. مکافاءة. مکافا. پاداش مطلقاً (اعم از نیکی و بدی ) : گروهی از خردمندان پسند نداشتندو جزا و مکافات آن مهتر آن آمد که باز نمودم. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص 252). مکافات نیک و بد هم در این جهان بیابی پیش از آنکه بدان جهان رسی. (قابوسنامه ).
آن روز بیابند همه خلق مکافات
هم ظالم و هم عادل بی هیچ محابا.
ناصرخسرو (دیوان چ تقوی ص 4).
مکافات کنید بی تطفیف ، رد از بهر آن گفت که چون مکافات کردی ، منت از خود رد کردی و از مکافات باید که هیچ کم نکنی. (کشف الاسرار ج 1 ص 616). غلام گفت اگر بنده چاره سازد و ترا بسلامت و اقبال به مقر پادشاهی رساند مکافات آن چه باشد. (سلجوقنامه ٔ ظهیری ص 26). مکافات ایشان ناسازگاری و بدخویی نباشد. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص 104).
این نگوید سرآمد آفاتش
و آن نخندد که هان مکافاتش.
نظامی.
داد حقمان از مکافات آگهی
گفت «ان عدتم بها عدنا به » .
مولوی (مثنوی چ رمضانی ص 346).
از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو.
(امثال و حکم ص 158).
|| عبارت از آنکه احسانی را که با او کنند، بمانند آن یا زیاده مقابله کند و در اسائت به کمتر از آن. (نفایس الفنون ). مقابله ٔ نیکی است بمثل آن یا افزون برآن. (از تعریفات جرجانی ). پاداش نیکی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
تو دانی که مردم که نیکی کند
کند تا مکافات آن برچند.
ابوشکور.
سراسر برآری به دینار خویش
نبینی مکافات کردار خویش.
فردوسی.
چه سازم که باشد مکافات این
همه شاه را خواندند آفرین.
فردوسی.
مکافات او ما جز این خواستیم
همی تاج و دیهیمش آراستیم.
فردوسی.
به شکر او نتوانم رسید پس چه کنم
ز من دعا ومکافات ز ایزد دادار.
فرخی.
گفت این همان است که ما او را از دست آن مار برهانیدیم و امسال به مکافات آن بازآمده است. (نوروزنامه ).
بانگ برآمد ز خرابات من
...

معنی مکافات به فارسی

مکافات
پاداش دادن ، کیفر، پاداش
۱ - ( مصدر ) پاداش دادن (اعم از خوب یا بد . ) : [ غلام گفت : اگر بنده چاره سازد و ترا بسلامت و اقبال بمقر پادشاهی رساند مکافات آن چه باشد . ] ( سلجوقنامه ظهیری . چا . خاور . ۲ ) ۲۶ - جزای عمل بد را دادن ( خصوصا) کیفر دادن : [ و هر کسی را عقوبتی در خور و مکافاتی سزاوار . ] ( مرزبان نامه . چا . ۱۳۳۷ص ۳ ) ۱۱۷ - ( اسم ) پاداش دهی ( خوب یابد . ) ۴ - جزای عمل بد . ۵ - ( اسم ) زحمت رنج : [ با مکافاتی مطلب را باو حالی کردم ] یا مکافات کسی را باز کردن . او را کیفر دادن : [ اگر یزدان خواهد و زندگانی باشد مکافات این ناکس باز کنم چنانکه جهانیان عبرت گیرند . ] ( سمک عیار . ۲۴۶:۱ )
خانه کیفرها و بکنایه دنیا را گفته اند

معنی مکافات در فرهنگ معین

مکافات
(مُ) [ ع . مکافاة ] ۱ - (اِمص .) پاداش ، جزا. ۲ - (مص م .) پاداش دادن .

معنی مکافات در فرهنگ فارسی عمید

مکافات
۱. کیفر، پاداش.
۲. (اسم مصدر) پاداش دادن.

مکافات در دانشنامه ویکی پدیا

مکافات
مکافات فیلمی ساخته کامران قدکچیان - ۱۳۵۲
مکافات فیلمی ساخته منوچهر مصیری - ۱۳۶۶
شب مکافات فیلم ساخته فرامرز باصری - ۱۳۶۳
مکافات فیلمی است به کارگردانی کامران قدکچیان و بازی هنرمندانی همچون منوچهر وثوق، بهمن مفید و مهدی فخیم زاده که در سال ۱۳۵۲ به اکران عمومی در آمد.
مرتضی از طلا خواستگاری می کند، غافل از این که برادرش مجتبی نیز عاشق طلا است. مجتبی و مرتضی با صابر و برادرش اکبر جوشی درگیر می شوند، و پس از زخمی شدن صابر مجتبی خود را به عنوان ضارب او معرفی می کند و دستگیر می شود. مرتضی با طلا ازدواج می کند، و صابر بر اثر زخمی که برداشته مقطوع النسل شده و در صدد انتقام برمی آید.
مکافات (فیلم ۱۳۵۲) در بانک اطلاعات اینترنتی سینمایی سوره
مکافات (فیلم ۱۳۶۶) فیلمی به کارگردانی منوچهر مصیری و نویسندگی منوچهر مصیری، سعید جم ساختهٔ سال ۱۳۶۶ است.
جمشید مشایخی
عبدالرضا اکبری
ولی شیراندامی
افسانه بایگان
توران مهرزاد
آزیتا لاچینی
ناصر گیتی جاه
روح انگیز مهتدی
عبداله ناظری
محسن زهتاب
حسین صفاریان
رامین دانش پور
علی اصغر گرمسیری
ناخداحیدر با لنج خود مسافر و بارهای تجارتی حمل می کند...
جنایت و مکافات (به روسی: Преступление и наказание) نام رمانی نوشتهٔ فیودور داستایفسکی، نویسندهٔ پرآوازهٔ روسی است.
رادیون رومانویچ راسکولنیکف (رودیا): قهرمان داستان که برای آزمودن فرضیات خود دربارهٔ وجدان و طبیعت انسان مرتکب قتل می شود.
آلیونا ایوانونا: پیرزن نزول خوار که با خواهرش زندگی می کند و راسکولنیکف سعی می کند که او را شپش بی فایده در اجتماع بداند چون میخواهد شبیه ناپلئون فکر کند اما نمی تواند خود را با این نظریه سازگار کند.
مارمالادوف: کارمن ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مکافات در دانشنامه آزاد پارسی

مُکافات
(در لغت به معنی پاداش و کیفردادن) مراد از آن اوّلاً، جبران نیکی های دیگران است به اندازۀ نیکی هایشان یا افزون بر آن؛ ثانیاً، تلافی بدی آنان است به میزانی کمتر از آنچه کرده اند.

ارتباط محتوایی با مکافات

مکافات در جدول کلمات

مکافات بدی در لفظ فردوسی
بادافره

مکافات را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسين تقي پور
قصاص
شهاب اولیایی
سزا دادن
رخشانی
مکافات عمل : عوض کار چه نیک و چه بد
امیر
مکافات ؛ نتیجه معنی میدهد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مکافات   • مستانه جزایری هنرپیشه قدیمی   • فیلم مکافات   • هوس بازی با دختر   • مکافات فیلم ۱۳۶۶   • هوس بازترين زن دنيا   • دانلود فیلم مکافات قدیمی   • مکافات در جدول   • مفهوم مکافات   • تعریف مکافات   • معرفی مکافات   • مکافات چیست   • مکافات یعنی چی   • مکافات یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مکافات
کلمه : مکافات
اشتباه تایپی : l;hthj
آوا : mokAfAt
نقش : اسم
عکس مکافات : در گوگل

آیا معنی مکافات مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )