انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1044 100 1

مکروه

/makruh/

مترادف مکروه: زشت، قبیح، کریه، مذموم، مستنکر، منفور، مهیب، ناپسند، ناخوش، ناخوشایند

متضاد مکروه: مباح

برابر پارسی: ناپسند، زشت

معنی مکروه در لغت نامه دهخدا

مکروه. [ م َ ] (ع ص ) ناپسندیده و ناخوش. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ناپسند و ناگوار وناخوش آیند و دارای کراهت. (ناظم الاطباء) : کل ذلک کان سیئه ُ عند ربک مکروهاً. (قرآن 38/17).
تا روز پدید آید و آسایش گیرم
زین علت مکروه و ستمکار و ژکاره.
خسروانی.
اگر در خود تفکر کند یا در صفاتی است که آن مکروه حق است... و آن معاصی و مهلکات است. (کیمیای سعادت ). چاره نمی شناسم از اعلام آنچه حادث شود از محبوب و مکروه. (کلیله و دمنه ). اگر در کاری خوض کند که عاقبتی وخیم و خاتمتی مکروه دارد... از وخامت آن او را بیاگاهانم. (کلیله و دمنه ). مصنف چه معتوه مردی باشد و مصنف چه مکروه کتابی. (چهارمقاله چ معین ص 111).
زان نجوشانم که مکروه منی
بلکه تا گیری تو ذوق و چاشنی.
مولوی.
اما صبر قلب هم دو گونه است صبر بر مکروه و صبر از مراد. (مصباح الهدایه چ همایی ص 380).
- مکروه داشتن ؛ ناپسند داشتن و نفرت داشتن. (ناظم الاطباء).قبیح دانستن. ناخوش داشتن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : طایفه ای آن را مکروه داشته اند به دلالت این خبر که از رسول صلی اﷲ علیه وسلم پرسیدند که... (مصباح الهدایه ، ایضاً ص 335).
- مکروه شمردن ؛ استهجان. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ناپسند داشتن.
|| زشت. (ناظم الاطباء). کریه. زشت. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : طوطیی را با زاغی در قفس کردند... از قبح مشاهده ٔ او مجاهده می بردو می گفت این چه طلعت مکروه است و هیئت ممقوت. (گلستان ).
ور پرده ٔ عشاق و صفاهان و حجاز است
از حنجره ٔ مطرب مکروه نزیبد.
سعدی (گلستان ).
|| (اِ) شر، و در حدیث است «خلق المکروه یوم الثلاثاء و خلق النور یوم الاربعاء» که در اینجا از مکروه ، شر اراده شده است. اذی [ اَ ذا ]. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). آفت. رنج. بلا. داهیه. مصیبت. محنت :
و او نیز به خدمت همی شتابد
مکروه جهان دور بادش از جان.
فرخی.
همه جهان به دل سوخته همی گفتند
که یا الهی مکروه را به ما منمای.
فرخی.
چه اگر از این طریق عدول افتد هر روز مکروهی یابد. (کلیله و دمنه ).
مسلم خاکت از آفات و عاهات
منزه صحنت از مکروه و محذور...
جمال الدین عبدالرزاق (دیوان چ وحید دستگردی ص 182).
گفتم این اجتماع را هیچ مکروهی استقبال نکند. (مرزبان نامه چ قزوینی ص 273). چیزی دیگر چون نزول مکروهی بر ساحت احوال... نیست. (مرزبان نامه ، ایضاً ص 195). دوم تقصیر. سیوم خیانت چهارم مکروه... عقوبت خیانت بند و زندان و عقوبت مکروه رسانیدن مکروه به مکافات. (مرزبان نامه ، ایضاً ص 117). تقدیر حق عزاسمه چنین بود که مر این بنده را مکروهی رسد. (گلستان ).
- بی مکروه ؛ دور از رنج و آفت. عاری از بلا و مصیبت :
بخت بی تقصیر و محنت ، روز بی مکروه و غم
دهر بی تلبیس و تنبل ، چرخ بی نیرنگ و رنگ.
منوچهری.
|| ناشایسته و ناسزاوار. (ناظم الاطباء).نابایست. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). عمل ناپسند : آورده اند که شخصی بود و زنی داشت. روزی خلاف صلاح و عفت مکروهی از وی مشاهده کرد. (مصباح الهدایه چ همایی ص 247). || (ص ) (اصطلاح فقهی ) امری که ترک آن رجحان دارد و اگر این امر به حرام نزدیکتر باشد کراهت آن تحریمی و اگر به حلال نزدیکتر باشد کراهت آن تنزیهی است و مرتکب آن معاقب نیست. (از تعریفات جرجانی ). یکی از احکام خمسه تکلیفی است که ترکش راجح و فعلش مرجوح است مانند گزاردن نماز در حمام و خوردن گوشت حیواناتی که معمولاً نمی خورند چون گوشت اسب و جز آن : طایفه ٔ اول این صوم دهر را که مکروه است تأویل کرده اند. (مصباح الهدایه چ همایی ص 335).

معنی مکروه به فارسی

مکروه
ناپسند، ناپسندیده، ناروا، شر، بدی
۱ - ( اسم ) ناپسندیده کراهت داشته شده : [ می ترسم که این رسم ناستوده و مکروه مذموم با ولاد و اخلاف و اعقاب تو برسد . ] ( سلجوقنامه ظهیری . چا . خاور . ۲ ) ۲۴ - ( صفت ) زشت : [ طوطیی با زاغی در قفس کردند ... و از قبح مشاهده او مجاهده میبرد و میگفت : این چه طلعت مکروه است و هیات ممقوت و منظر ملعون و شمایل ناموزون ? ] ( گلستان . چا . فروغی ۳ ) ۱۵۳ - ( اسم ) بلا آفت : [ بدان که جز بی رحمی شتر بان که خداوند من است و زمام تسخیر و تذلیل من بدست او دادهاند چیزی دیگر چون نزول مکروهی بر ساحت احوال و عدول مزاج از جاده اعتدال که از موجبات این شکل تواند بود نیست . ] ( مرزبان نامه ) ۱۳۳۷.ص ۴ )۱۹۵ - یکی از احکام خمسه تکلیفی است و آن امری است که ترکش راجح و فعلش مرجوح است مانند نماز در حمام و خوردن گوشت حیواناتی که عاده نمی خورند چون است و غیره . بعبارت دیگر مکروه امریست منهی نه نهی غیر تحریمی که آنرا نهی تنزیهی نیز گویند و آن مقابل مستحب است . اگر انجام دادن امور مستحب راجح است ترک امور مکروه راجح است و اگر ترک کلیه مستحبات از گناهان کبیره محسوب میشود ارتکاب همه مکروهات نیز موجب کیفر اخروی است ( از دستور العلمائ قواعد شهید قوانین الاصول )

معنی مکروه در فرهنگ معین

مکروه
(مَ) [ ع . ] ۱ - (ص .) ناپسند، زشت . ۲ - یکی از احکام خمسة تکلیفی است و آن امری است که ترکش راجح و فعلش مرجوح است مانند نماز در حمام و خریدن گوشت حیواناتی که عادتاً نمی خورند، چون اسب و غیره .

معنی مکروه در فرهنگ فارسی عمید

مکروه
۱. (فقه) عملی که ترک آن پسندیده است و ارتکاب آن عقاب و کیفر ندارد.
۲. [قدیمی] ناپسند، ناپسندیده، ناروا.
۳. [قدیمی] زشت.

مکروه در دانشنامه اسلامی

مکروه
ـــ مکروه امری است که راجح الترک باشد. ـــ مکروه به عمل مرجوح، و با اولویت در ترک اطلاق می شود.
مکروه، از اقسام محکوم به بوده و به عملی گفته می شود که شارع مقدس به طور غیرالزام مکلف را از انجام آن باز می دارد؛ به بیان دیگر، مکروه به معنای درخواست غیرالزامی شارع از مکلف برای ترک عملی است، مانند: نخوردن غذا یا آب داغ. و به عبارت دیگر مکروه امری است که ترک آن اولی باشد بدون منع از فعل.
از نظر اصولیون
در این که مکروه، منهی عنه است یا نه میان اصولی ها اختلاف است؛ « مالکیه »، « شافعیه » و « حنابله » معتقدند فعل مکروه منهی عنه است، و برخی دیگر مانند « حنفیه » و « ابن سبکی » از «شافعیه» معتقدند فعل مکروه منهی عنه نیست.
مکروه
مکروه، اصطلاحی فقهی درباره عملی است که ترک کردن آن بهتر از انجام دادن است. کراهت ، گاه در عبادات است و گاه در معاملات و کسب و کار. کراهت در عبادات به معنای کم شدن ثواب آن عبادت نسبت به عبادت های مشابه است و کراهت در معامله به معنای ناپسنددانستن شارع در انجام آن است. نماز گزاردن در برخی مکان ها مانند حمام و آشپزخانه و در برخی حالت ها مانند خواب آلودگی یا در لباس سیاه از جمله عبادات مکروه است.
مکروه در لغت از ریشه "کره" و به معنای سختی ای است که بر انسان وارد می شود. در اصطلاح فقهی نیز عملی است که ترک کردن آن بهتر از انجام دادن است.
عمل مکروه ازجهت نوع کراهتش، بر چند قسم است، که عبارتند از:

...
مکروه اصلی به فعل مکروه دارای خطاب مستقل اطلاق می شود.
مکروه اصلی، مقابل مکروه تبعی می باشد و به فعل مکروهی گفته می شود که دارای خطاب مستقلی بوده و مورد اراده و قصد مستقیم و اصلی متکلم قرار گرفته و خطاب آن به دلالت مطابقی بر کراهت دلالت می کند.مانند: نماز خواندن در حمام ، که خطاب «لا تصل فی الحمام» به طور مستقیم بر کراهت آن دلالت می کند.
مکروه تبعی به فعل مکروه فاقد خطاب مستقل اطلاق می شود.
مکروه تبعی، مقابل مکروه اصلی بوده و به فعل مکروهی گفته می شود که خطاب مستقلی بر کراهت آن دلالت نمی کند و اراده مولا نیز به طور مستقیم به آن تعلق نگرفته است مانند: «لا تصل فی الحمام» که در اصل، این جمله بر کراهت نماز در حمام دلالت می نماید، اما به تبع آن، بر کراهت رفتن به حمام به قصد خواندن نماز در آن نیز دلالت می کند.
مکروه غیری به فعل دارای کراهت به تبع فعل دیگر اطلاق می شود.
مکروه غیری، مقابل مکروه نفسی بوده و به عملی گفته می شود که به خودی خود، کراهت ( مفسده غیر ملزمه) ندارد، اما از آن جا که مقدمه وجود امری است که آن امر دارای مفسده غیرملزمه است، حکم کراهت به واسطه آن غیر، بر این فعل نیز بار می گردد؛ به بیان دیگر، مکروه غیری آن است که تحقق مکروهی به وجود آن وابسته است و مبغوضیت آن غیر، به این فعل نیز سرایت می کند، مثل: کراهت رفتن به حمام که مقدمه نماز خواندن در آن است و از آن جایی که نماز در حمام، مکروه نفسی است، این کراهت، به رفتن به حمام نیز سرایت می کند.
مکروه مشروط به فعل دارای کراهت در شرایط خاص اطلاق می شود.
مکروه مشروط، مقابل مکروه مطلق بوده و به فعل مکروهی گفته می شود که کراهت آن بر چیزی متوقف و مشروط است، مانند: نماز ، که به شرطی که در حمام اقامه شود، مکروه است.
روزه های مکروه سه قسم اند که در زیر می آید.
۱)روزه روز عاشورا؛۲) روزه مستحبی میهمان بدون اجازه میزبان؛۳) روزه فرزند بدون اجازه پدر و مادر و در صورت نهی آن ها، احتیاط آن است که ترک شود.
موارد کراهت روزه عبارتند از:
فعل عبادی معروض نهی کراهتی را عبادت مکروه می گویند.
عبادت مکروه، عبادتی است که نهی تنزیهی به آن تعلق گرفته است؛ به دیگر بیان، عبادت مکروه به معنای فردی از افراد نوع خاصی از عبادت است که نسبت به افراد دیگر آن،از ثواب کم تری بر خوردار می باشد. برای مثال، اگر مسافری نماز شکسته را به امام جماعتی که نمازش کامل است اقتدا کند، این نماز کراهت پیدا می کند؛ یعنی ثواب آن از سایر نماز های جماعتی که در آن ها، حاضر ( مقابل مسافر ) به حاضر اقتدا می کند، کم تر است.
معنای کراهت در عبادات
کراهت در عبادات به معنای " اقلّیت ثواب " است؛ یعنی اگر عبادتی دارای چند فرد باشد و به یکی از آن ها، نهی تنزیهی یا کراهتی تعلق گیرد، ثواب این فرد در مقایسه با افراد دیگر ـ از همان طبیعت یا نوع از عبادت ـ کم تر است.
معنای کراهت در غیر عبادات
کراهت در غیر عبادت به معنای منقصت موجود در نفس فعل است؛ یعنی آن عنوان، مبغوض مولا است هر چند مبغوض بودنش به حدی نرسیده که ترک آن واجب شود؛ اما مولا انجام دادن آن را دوست ندارد.
عبادات مکروه
...
مقدمه مکروه، بحث از کراهت یا عدم کراهت شرعی مقدمه فعل مکروه می باشد.
منظور از مقدمه مکروه، در این جا، بحث از ثبوت ملازمه شرعی بین حکم مکروه و حکم مقدمه آن است؛ برای مثال، خواندن نماز در حمام کراهت دارد، اما آیا مقدمه آن نیز که رفتن به حمام است کراهت دارد یا خیر.
مقدم بودن مقدمه مکروه بر مقدمه حرام
اصولیون این بحث را بر بحث مقدمه حرام مترتب دانسته اند؛ به این بیان که اگر کسی در آن جا به ثبوت ملازمه حکم نماید، در این جا نیز ثبوت ملازمه را می پذیرد، و اگر نظر او تفصیل در مقدمه حرام باشد، آن تفصیل در این جا نیز می آید.


مکروه در دانشنامه ویکی پدیا

مکروه
مکروه در لغت به معنای ناپسند، ناخوشایند و ناگوار است و در اصطلاح فقه اسلام، عملی است که ترک آن مطلوب است و پاداش دارد ولی انجامش عذاب ندارد. مانند: پوشیدن لباس سیاه در نماز.تعداد مکروهات قابل احصاء نیست چه ترک هر مستحبی خود مکروه تلقی میگردد.
عکس مکروه


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مکروه در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:احکام پنج گانه شرعی

ارتباط محتوایی با مکروه

مکروه در جدول کلمات

مکروه داشتن و ناپسند داشتن چیزی
هریر

معنی مکروه به انگلیسی

abhorrent (صفت)
شنیع ، زشت ، منزجر ، مکروه ، مغایر ، نا سازگار ، فرومایه ، بیم ناک
abominable (صفت)
زشت ، مکروه ، ناپسند ، منفور ، خبیی
detestable (صفت)
مکروه ، فرومایه ، نفرت انگیز ، بسیار بد ، کریه
execrable (صفت)
زشت ، مکروه ، نفرت انگیز

معنی کلمه مکروه به عربی

مکروه
ماقت , مکروه
اکره

مکروه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Reyhaneh > get to know
جواد طایفی > Eurious
sina > tip over
Mah > Tug of love
محسن نجات حسینی > نظرات
مسعو ذهنیان > انگوری
عباس کاظمی > compresores
reza > providence

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مکروهات زناشویی   • مستحب   • انواع مکروه   • لیست مکروهات   • مکروه یعنی چه   • تعریف مباح   • حکم مکروه چیست   • مستحب چیست   • معنی مکروه   • مفهوم مکروه   • تعریف مکروه   • معرفی مکروه   • مکروه یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی مکروه
کلمه : مکروه
اشتباه تایپی : l;v,i
آوا : makruh
نقش : صفت
عکس مکروه : در گوگل


آیا معنی مکروه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )