انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1071 100 1

مکر

/makr/

مترادف مکر: تزویر، تغابن، چاره، حقه، حیله، فسوس، محال، خدعه، خدیعت، دستان، دغا، شید، غدر، فریب، رنگ، زرق، ناموس، فسون، کید، نارو، نیرنگ، فریفتن، خدعه کردن

برابر پارسی: فریب، ترفند، دغلی، کلک، نیرنگ

معنی مکر در لغت نامه دهخدا

مکر.[ م َ ] (ع اِمص ، اِ) فریب. (منتهی الارب ). فریب. ریو. تنبل و حیله و خدعه و فریب دادگی و تزویر و ریا و دورویی و غدر. (ناظم الاطباء). فریب و با لفظ بستن و کردن مستعمل. (آنندراج ). دستان. فسون. افسون. گربزی. خداع. خدیعت. ترفند. کید. مکیدت. سگالش. بدسگالی. چاره. خِب ّ. تلبیس. خَتر. غیلة. مَحل. کنبوره. رنگ. نیرنگ. کیمیا. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): جانبه الایسر مکر، حدیث علی (ع ) است و مرجع ضمیر در آن مسجد کوفه است. گویند بازار در سمت راست مسجد بود و در آن مکر و خداع واقع می شد. (از اقرب الموارد) :
چنانکه اشتر ابله سوی کنام شده
ز مکر روبه و ز زاغ و گرک بی خبرا.
رودکی.
فرستاده باید فرستاده ای
درون پر ز مکر و برون ساده ای.
فردوسی.
راست برگوی که در تو شده ام عاجز
برنیاید کس با مکر زنان هرگز.
منوچهری.
راست گویند زنان را نگوارد عز
برنیایدکس با مکر زنان هرگز.
منوچهری (دیوان چ دبیرسیاقی چ 1 ص 163).
یکسره میره همه باد و دم است
یکدله میره همه مکر و مری است.
حکیم غمناک (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
حیله نیست و عیب و مکر ندارد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 317). از مکر دشمن ایمن نشاید بود. (تاریخ بیهقی ، ایضاً ص 356).
گفت ای وفا نمودن تو بوده سربسر
زرق و دروغ و مکر و فریب و فسون و فن.
لامعی.
نه شگفت اگر نداند جز مکر خلق ایراک
چیزی نماند جز نام از دین مصطفائی.
ناصرخسرو.
ایا گشته غره به مکر زمانه
ز مکرش به دل گشتی آگاه یا نه.
ناصرخسرو.
نه زیشان مکر او را کس ببیند
چه بیند مکر او را مست و مجنون.
ناصرخسرو.
ایمن از مکر و قصد یکدیگر
در تو شیران و آهوان سرای.
ابوالفرج رونی (دیوان چ پروفسور چاپکین ص 121).
ملک و عمرت را چه باک از کید و مکر دشمنان
کوه و دریا را چه باک از سایه ٔ پر ذباب.
امیرمعزی.
در راه من نهاد نهان دام مکر خویش
کرد آنچه خواست آدم خاکی بهانه بود.
سنائی (دیوان چ مصفا ص 425).
مکر و خدیعت بیدار و وفا و حریت در خواب. (کلیله و دمنه ). چون برزویه بدید که هندو بر مکر و خدیعت او واقف گشت این سخن را بروی رد نکرد. (کلیله و دمنه ). مکر اصحاب اغراض... بی اثر نباشد. (کلیله و دمنه ). با دشمن غالب... جز به مکر دست نتوان یافت. (کلیله و دمنه ). برید مرگ ، کمینگاه مکر برگشاد. (کشف الاسرار ج 1 ص 95).
هم ز مکر و سپید کاری اوست
کاین چنین من ز عشق دل سیهم.
قوامی رازی.
از مکر مهران وزیر ایمن نیستم. (سمک عیار ج 1 ص 575).
کرکس که به مکر شد سوی چرخ
بر خاک چو ماکیان ببینم.
خاقانی.
از مسخرگی گذشت و برخاست
پیغامبری ز مکر و دستان.
خاقانی.
ناکرده مکر مکیان جان محمد را زیان
چون عنکبوتی در میان پروانه ٔ غار آمده.
خاقانی.
من که امروزه... بر مکامن مکر او متجاسر گونه می گذرم... (مرزبان نامه چ قزوینی ص 143). خروسی بود جهان گردیده و دامهای مکر دریده. (مرزبان نامه ، ایضاً ص 170). مکر خویش بر او قلب کند. (مرزبان نامه ، ایضاً ص 256).
گفت ای یاران مرا مهلت دهید
تا به مکرم از بلا ایمن شوید
تا امان یابد زمکرم جانتان
ماند این میراث فرزندانتان.
مولوی.
حاصل آن خرگوش راز خود نگفت
مکر اندیشید با خودطاق و جفت.
مولوی.
این چه تزویر است و مکراست و چه شید
کو فکندی مرمرا در قید صید.
مولوی.
رای بی قوت مکر و فسون است. (گلستان ).
کفرانش رد علوم ایمانی و مکر و حیلت و گربزی... (مصباح الهدایه چ همایی ص 385).
دشمنت گر شود چو رستم زال
می نیابد به مکر و دستان بخت.
ابن یمین.
زنهار به مکر آن فریفته مشوید که من آن نگفته باشم و مرده چیزی نخورد. (عبید زاکانی ).
نگار می فروشم عشوه ای داد
که ایمن گشتم از مکر زمانه.
حافظ.
- پرمکر ؛ بسیار حیله گر. بسیار مکار. سخت نیرنگ باز :
هر کو به گرد این زن پرمکر گشت
گر ز آهن است نرم کند گردنش.
ناصرخسرو (دیوان چ تقوی ص 227).
سربتاب از حسد و گفته ٔ پرمکر و دروغ
چوب پر مغز مخر جامه ٔ پر کوس و اریب.
ناصرخسرو (دیوان چ تقوی ص 421).
- مکر باختن ؛ نیرنگ کردن. حیله اندیشیدن. نیرنگ بکار بردن :
تا به جان آسوده باشی هیچکس را دل مسوز
تا ز بند آزاد باشی با کسی مکری مساز.
سنائی.
- مکر بر آب راندن ؛ مکر بر آب زدن. (آنندراج ). رجوع به ترکیب بعد شود.
- مکر بر آب زدن و مکر تازه برآب زدن ؛ کنایه از فریب دادن است. (از آنندراج ) :
این گریه های اهل هوس سوز عشق نیست
مکری پی فریب تو بر آب می زند.
محسن تأثیر (از آنندراج ).
عاقل فریب گریه ٔ زاهد نمی خورد
این مکر تازه ای است که بر آب می زند.
محسن تأثیر (از آنندراج ).
- مکر بستن ؛ حیله اندیشیدن. نیرنگ ساختن :
مکر دیگر آن وزیر از خود ببست
وعظ را بگذاشت در خلوت نشست.
مولوی (از آنندراج ).
- مکر پزیدن ؛ به کنایت حیله آراستن. ترتیب دادن حیله بنحو کامل. (فرهنگ نوادر کلیات شمس چ فروزانفر) :
مکر مرا چون بدید مکر دگر او پزید
آمد و گوشم گزید گفت هلا ای عیار.
مولوی (کلیات شمس ایضاً).
- مکر ساختن ؛ حیله کردن. نیرنگ کردن : وی رفت و این قوم که این مکر ساخته بودند نیز برفتند. (تاریخ بیهقی ). هلاک او و لشکر او در جنگ بود به مکر که ساخته بودند. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 83). نباید که این مکرمی سازید بر ما. (کشف الاسرار ج 2 ص 539).
تا به جان آسوده باشی هیچ کس را دل مسوز
تا ز بند آزاده باشی با کسی مکری مساز.
سنائی.
به وزیر کشتن و غدر و مکر کردن و عاقبت آن نیندیشیدی. (سلجوقنامه ٔ ظهیری ص 24). نباید که مکری کند که ما بر آن رنجور دل گردیم. (سمک عیار ج 1 ص 76).
این همه از مکر افسون ساخته
و آن همه از کبر معجون ساخته.
عطار.
- مکر کردن ؛ نیرنگ ساختن. حیله کردن :
کرده مکر و حیله آن قوم خبیث
گر ز ما باور نداری این حدیث.
مولوی.
چون کنی با بی حسد مکر و حسد
زان حسد دل را سیاهیها رسد.
مولوی.
- مکر ورزیدن ؛ خدعه کردن. حیلت ساختن. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- امثال :
مکر زنان بار خر است . (امثال و حکم ج 4 ص 1721).
مکر زن ابلیس دید و بر زمین بینی کشید. (امثال و حکم ج 4 ص 1722).
|| تدبیر لطیف. (تفسیر ابوالفتوح ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مکر از جانب خدا «ارداف » نعمت است با وجود مخالفت و ابقاء حال است با سوء ادب و از جانب بنده ایصال مکروه است به سوی انسان من حیث لایشعر.«والامن من مکره کفر و التعرض من کیفیة مکره شرک » دراصطلاحات صوفیه بدان اضافه شده است و اظهار آیات و کرامات بدون امر واردی. مولوی گوید:
مشورت با نفس خود گر می کنی
هر چه گوید کن خلاف آن دنی
گر نماز و روزه می فرمایدت
نفس مکار است مکری زایدت
مشورت با نفس خود اندر فعال
هر چه گوید عکس آن باشد کمال.
(فرهنگ لغات و اصطلاحات عرفانی جعفر سجادی ه ٔ).
مکر، سازی بود پوشیده وباشد که مفسدت را کنند و باشد که مصلحت را و مکراﷲ جز مصلحت را نباشد و غدر با آن نبود که اﷲ تعالی پاک است و منزه از غدر کردن. این همچنان است که خود را جل جلاله کید گفت و آنگه در آن کید از غرور پاک و منزه است ، بخلاف مخلوق که کید او با غرور است و مکر او با غدر، پس مکر خالق به مخلوق نماند، همنامی هست ، لکن همسانی نیست. (کشف الاسرار ج 2 ص 134) : و مکروا مکراً و مکرنا مکراً و هم لایشعرون. (قرآن 50/27). و قد مکروا مکرهم و عنداﷲ مکرهم و ان کان مکرهم لتزول منه الجبال. (قرآن 46/14).
این همه مکر است از خدای تعالی
منشین از مکرش ایمن ای متغافل.
ناصرخسرو.
و رجوع به ماده ٔ بعد (معنی دوم ) شود.
- مکر خفی ؛ رسیدن نعمت از سوی حق تعالی و ظهور کرامات با وجود مخالفت وسوء ادب از جانب بنده. (فهرست اصطلاحات و نوادر لغات ترجمه ٔ رساله ٔ قشیریه چ فروزانفر ص 782) : از مکر خفی باید ترسیدن. (ترجمه ٔ رساله ٔ قشیریه ایضاً ص 96).
|| گِل سرخ. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). طین سرخ که بدان رنگ کنند. (از اقرب الموارد). || نیکو آکندگی ساق. || آواز مرغان. || بانگ غرش شیر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نوعی از درخت. ج ، مکور. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نباتی است. (از اقرب الموارد).
- فراخ المکر ؛ ثمر درخت مکر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

مکر. [ م َ ] (ع مص ) بدسگالیدن. (تاج المصادر بیهقی )(ترجمان القرآن ). بدسگالیدن و فریفتن. (مجمل اللغه ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). خدعه کردن. (از اقرب الموارد) : استکباراً فی الارض و مکرالسیی ٔ و لایحیق المکر السیی ٔ الاباهله. (قرآن 43/35).فانظر کیف کان عاقبة مکرهم انا دمرناهم و قومهم اجمعین. (قرآن 51/27). و مکروا مکراً کباراً. (قرآن 22/71). || مکراﷲ فلاناً؛ یعنی مجازات کرد او را در برابر مکر، گویند مکر منصرف کردن انسان است ازمقصد خود با حیله ، و آن بر دو نوع است : پسندیده که در آن قصد خیر باشد و ناپسند که در آن قصد شر باشد. (از اقرب الموارد). و رجوع به ماده ٔ قبل (معنی دوم ) شود. || آب دادن زمین خود را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از آنندراج ). || به گل سرخ رنگ کردن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). باطین احمر رنگ کردن. (از اقرب الموارد). خضاب کردن به سرخی. (تاج المصادر بیهقی ).

مکر. [ م َ ] (ع اِ) ج ِ مَکرَة.(ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به مکرة شود.

مکر. [ م َ ک َ ] (ع مص ) سرخ گردیدن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

مکر. [ م َ ک َرر ] (ع اِ) حرب جای. (منتهی الارب ) (آنندراج ). میدان جنگ و جای کارزار. (ناظم الاطباء). جای برگشتن و حمله آوردن در جنگ. (از اقرب الموارد).

مکر. [ م ِ ک َرر ] (ع ص ) برگردنده و حمله آورنده. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کَرّار. (از اقرب الموارد). || فرس مکر؛ اسب جنگ و حمله. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی مکر به فارسی

مکر
خدعه کردن، فریفتن ، فریب، حیله، خدعه
( صفت ) ۱ - سخت حمله کننده در جنگ . ۲ - شدید .
حرب جای . میدان جنگ و جای کار زار
( صفت ) توام با مکر و حیله : [ و اندک فرصتی را با فسونهای مکر آمیز دمار از روزگار امرا و اهل اختیار بر آرد . ] ( انوار سهیلی )
( مصدر ) مکر کردن خدعه کردن : [ ابوسفیان و اصحاب وی کعب اشرف را گفتند ... نباید که این مکر میسازید بر ما . ] ( کشف الاسرار ۵۳۹:۲ )
حیله گر . چاره گر .
( صفت ) بسیار حیله کننده مکار : [ ثور . دور اندیش کاهل دروغ زن مکر گر ... ] ( التفهیم . ۳۲۵ )
به اکراه کر ها . با کراهت : و مکر ها لابطلا در پیش رفت و گفت مرا شبان به نزدیک تو فرستاد .
( مصدر ) حیله کردن خدعه کردن : [ ... خواجه را بگوی که مذموم بدعتی و زشت قاعدهای که در جهان آوردی بوزیر کشتن و غدر و مکر کردن و عاقبت آن نیندیشیدی . ] ( سلجوقنامه ظهیری . چا . خاور . ۲۴ )
( صفت ) پر حیله پر فن .

معنی مکر در فرهنگ معین

مکر
(مَ) [ ع . ] (اِ.) فریب ، حیله .
(مِ کَ رّ) [ ع . ] (ص .) ۱ - سخت حمله کننده در جنگ . ۲ - شدید.

معنی مکر در فرهنگ فارسی عمید

مکر
فریب، حیله، خدعه.

مکر در دانشنامه اسلامی

مکر
مکر معادل نیرنگ و فریب در فارسی می باشد و به معنای تدبیر برای ضرر رساندن می باشد و در اصطلاح به معنای پیدا کردن راه هایی پنهان برای اذیت رساندن به مردمان است.
مکر در لغت به معنای تدبیر برای ضرر رساندن یا حیله گری در نهان آمده؛ یعنی منصرف کردن غیر، از تصمیم خودش به وسیله نیرنگ.
معادل "مکر" در زبان فارسی فریب، نیرگ و... است.

مکر در اصطلاح
مکر در اصطلاح علم اخلاق به معنای جستن راه های پنهان برای اذیت رساندن به مردمان است؛ لذا رذیله ای از رذائل قوه عاقله است و جزء مهلکات بزرگ و زشت ترین رذائل به حساب می آید که گناه شدید و بزرگی به شمار می رود.

ماده "مکر" در قرآن
ماده "مکر" در قرآن کریم ۴۳ بار به کار رفته که بیشتر موارد درباره خداوند مطرح شده؛ و...
از این رو برخی برای مکر در قرآن کریم معنای تدبیر و تقدیر را ارائه داده اند.

رابطه واژه مکر با کید و خدعه
...
مکر
مکر در لغت به معنای تدبیر برای ضرر رساندن یا حیله­گری در نهان آمده؛ یعنی منصرف کردن غیر، از تصمیم خودش به وسیله­ی نیرنگ. معادل "مکر" در زبان فارسی فریب، نیرنگ و... است.
مکر در اصطلاح علم اخلاق به معنای جستن راه­های پنهان برای اذیت رساندن به مردمان است؛ لذا رذیله­ای از رذائل قوه­ی عاقله است و جزء مهلکات بزرگ و زشت­ترین رذائل به حساب می­آید که گناه شدید و بزرگی به شمار می­رود.
ماده­ی "مکر" در قرآن کریم 43 بار بکار رفته که بیشتر موارد درباره­ی خداوند مطرح شده؛ از این رو برخی برای مکر در قرآن کریم معنای تدبیر و تقدیر را ارائه داده­اند. در علم لغت واژه­ی مکر مترادف با کلماتی مانند کید و خدعه گرفته شده که در معنای پنهان­ کاری مشترک هستند؛ اما از وجوهی دیگر با هم تفاوت دارند:
بر اساس معنایی که برای "مکر" ذکر شده، مکر جنبه ابزاری دارد و می­تواند ابزاری برای افعال خیر یا افعال شر قرار گیرد؛ از این رو مکر هم می­تواند در افعال شر و هم در افعال خیر بکار رود؛ مانند: خوراندن داروی مفید به کودک مریض به وسیله مکر. البته استعمال لفظ "مکر" بیشتر در موارد مذموم است به خصوص در زبان فارسی؛ لذا برخی مفسران تمام موارد مکر را در رابطه با افعال شر و مذموم دانسته­اند.
در قرآن کریم مسائلی درباره­ی مکر بیان شده که با توجه به آن آیات می­توان گفت: مکر در نگاه قرآنی ابزاری برای نیت­های مذموم و نیت­های خیر بکار می­رود: «...اسْتِکْبَارًا فیِ الْأَرْضِ وَ مَکْرَ السَّییّ ِ وَ لَایحیقُ الْمَکْرُ السَّیئّ ُِ إِلَّا بِأَهْلِهِ؛ ...این ها همه بخاطر استکبار در زمین و نیرنگ­های بدشان بود؛ اما این نیرنگ­ها تنها دامان صاحبانش را می گیرد».
در این آیه و آیات مانند آن (سوره غافر/45 و سوره نحل/45)، مکر با وصف "سیّئه" توصیف شده و این وصف می­رساند که مکر از منظر قرآنی می­تواند ابزاری برای افعال شر باشد و در مقابل مفهوم مخالفش این است که مکر می­تواند ابزاری برای افعال خیر نیز باشد.
همچنین در فرازهای دیگری از آیات شریفه مکر به خدا نسبت داده شده است: «وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَاللَّهُ...» «و (یهود و دشمنان مسیح، برای نابودی او و آیینش،) نقشه کشیدند و خداوند (بر حفظ او و آیینش،) چاره جویی کرد...».
مکر
معنی مَکَرَ: مکر کرد - حیله گری کرد - نقشه کشید(کلمه مکر به معناي آن است که با حيله شخصي را از هدفي که دارد منصرف کني ،وبه دو قسم است ، يکي به نحوه پسنديده مثل اينکه بخواهي با حيله او را به کاري نيک وا بداري ، و چنين مکري به خدا هم نسبت داده ميشود ، همچنان که خود...
معنی مَکْرَ: مكر - حيله - نقشه كشيدن (کلمه مکر به معناي آن است که با حيله شخصي را از هدفي که دارد منصرف کني ،وبه دو قسم است ، يکي به نحوه پسنديده مثل اينکه بخواهي با حيله او را به کاري نيک وا بداري ، و چنين مکري به خدا هم نسبت داده ميشود ، همچنان که خودش فرمود : ...
معنی خَتَّارٍ: بسيار حيله گر (مبالغه است و از ماده ختر ميباشد که به معناي شدت مکر و حيله است )
معنی مَا يَمْکُرُونَ: نیرنگ نمی کنند - مکر نمی کنند (کلمه مکر به معناي آن است که با حيله شخصي را از هدفي که دارد منصرف کني ،وبه دو قسم است ، يکي به نحوه پسنديده مثل اينکه بخواهي با حيله او را به کاري نيک وا بداري ، و چنين مکري به خدا هم نسبت داده ميشود ، همچنان که خودش فر...
معنی مَاکِرِينَ: مكر كنندگان - نقشه كشنده ها (کلمه مکر به معناي آن است که با حيله شخصي را از هدفي که دارد منصرف کني ،وبه دو قسم است ، يکي به نحوه پسنديده مثل اينکه بخواهي با حيله او را به کاري نيک وا بداري ، و چنين مکري به خدا هم نسبت داده ميشود ، همچنان که خودش فرمو...
معنی تَمْکُرُونَ: مکر می کنند(کلمه مکر به معناي آن است که با حيله شخصي را از هدفي که دارد منصرف کني ،وبه دو قسم است ، يکي به نحوه پسنديده مثل اينکه بخواهي با حيله او را به کاري نيک وا بداري ، و چنين مکري به خدا هم نسبت داده ميشود ، همچنان که خودش فرمود : و الله خير ال...
معنی يَمْکُرُ: نيرنگ مي کند - مکر مي کند (کلمه مکر به معناي آن است که با حيله شخصي را از هدفي که دارد منصرف کني ،وبه دو قسم است ، يکي به نحوه پسنديده مثل اينکه بخواهي با حيله او را به کاري نيک وا بداري ، و چنين مکري به خدا هم نسبت داده ميشود ، همچنان که خودش فرمود ...
معنی يَمْکُرُواْ: که نيرنگ کنند - که مکر کنند (کلمه مکر به معناي آن است که با حيله شخصي را از هدفي که دارد منصرف کني ،وبه دو قسم است ، يکي به نحوه پسنديده مثل اينکه بخواهي با حيله او را به کاري نيک وا بداري ، و چنين مکري به خدا هم نسبت داده ميشود ، همچنان که خودش فرمو...
معنی مَکَرْنَا: نقشه کشیدیم(کلمه مکر به معناي آن است که با حيله شخصي را از هدفي که دارد منصرف کني ،وبه دو قسم است ، يکي به نحوه پسنديده مثل اينکه بخواهي با حيله او را به کاري نيک وا بداري ، و چنين مکري به خدا هم نسبت داده ميشود ، همچنان که خودش فرمود : و الله خير ال...
معنی مَکْرِهِمْ: مکرشان - حیله شان - نقشه شان(کلمه مکر به معناي آن است که با حيله شخصي را از هدفي که دارد منصرف کني ،وبه دو قسم است ، يکي به نحوه پسنديده مثل اينکه بخواهي با حيله او را به کاري نيک وا بداري ، و چنين مکري به خدا هم نسبت داده ميشود ، همچنان که خودش فرمو...
ریشه کلمه:
مکر (۴۳ بار)
دشمنان پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله علیه ایشان از مکر و نیرنگ استفاده می کردند. در این مقاله ایات مرتبط با مکر حضرت محمد صلی الله علیه وآله معرفی می شوند.
مکر گسترده و مستمرّ کافران، علیه محمّد صلی الله علیه وآله:۱. وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا ... وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرِینَ.
انفال/سوره۸، آیه۳۰.    
حمایت خدا از پیامبر صلی الله علیه وآله، در برابر مکر دشمنان:۱. وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ یُضِلُّوکَ وَ ما یُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما یَضُرُّونَکَ مِنْ شَیْ ءٍ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیْکَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ عَلَّمَکَ ما لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ وَ کانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکَ عَظِیماً.
نساء/سوره۴، آیه۱۱۳.    
تهدید مکر کنندگان با پیامبر صلی الله علیه وآله از سوى خداوند:أَ فَأَمِنَ الَّذِینَ مَکَرُوا السَّیِّئاتِ ....
نحل/سوره۱۶، آیه۴۵.    
...
آیات، جمع آیه به معنای علامت ظاهر و روشن است.
مکر نجات یافتگان از رنج و مشقّت در آیات الهی:و إذا أذقنا الناس رحمة من بعد ضرّاء مسّتهم إذا لهم مکر فى ءایتنا ....
یونس/سوره۱۰، آیه۲۱.    
گرفتارى مکرکنندگان در آیات الهى، به دام مکر و عذاب الهی:وإذا أذقنا النّاس رحمة مّن بعد ضرّاء مسّتهم إذا لهم مّکر فى ءایاتنا قل اللّه أسرع مکرا إنّ رسلنا یکتبون ما تمکرون.
یونس/سوره۱۰، آیه۲۱.    
ثبت نیرنگ مکرکنندگان در آیات الهى از سوى فرشتگان:وإذا أذقنا النّاس رحمة مّن بعد ضرّاء مسّتهم إذا لهم مّکر فى ءایاتنا قل اللّه أسرع مکرا إنّ رسلنا یکتبون ما تمکرون.
یونس/سوره۱۰، آیه۲۱.    
...
نَفَق، ایجاد سوراخى در زمین است که راه رهایى داشته باشد -همانند سوراخ موش -
منافقان، مردمى حیله گر و نیرنگ باز:۱. وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا ... یُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا ....
بقره/سوره۲، آیه۸.    
بیماردلی، عامل مکر و نیرنگ منافقان، علیه خدا و مؤمنان:وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِینَ یُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ ما یَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما یَشْعُرُونَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ بِما کانُوا یَکْذِبُونَ.
بقره/سوره۲، آیات۸-۱۰.    
...
آیات نسبت دهنده صفت مکر به خدا را آیات صفت مکر گویند.
"مکر" به معنای تدبیر است؛ چه در کار بد باشد و چه در کار خوب.
مکر در لغت
در المفردات فی غریب القرآن و اقرب الموارد آمده است: "مکر آن است که شخص را با حیله ای از مقصودش منصرف کنی.
انواع مکر
مکر دو نوع است: محمود و مذموم. در مکر محمود، جنبه خوب و پسندیده کار و در مکر مذموم عکس آن مراد است".
معنای غالب
...

مکر در جدول کلمات

مکر
نیرنگ, حیله
مکر و حیله
فریب, ریو
مکر و شائبه
شیله پیله
مکر و فریب
شید ، ریو
پولی یا چیزی که با مکر و فریب از کسی بگیرند
تلکه
گرفتن پول از کسی با مکر و حیله
تلکه
مظهر مکر و حیله
روباه

معنی مکر به انگلیسی

wile (اسم)
فریب ، تزویر ، حیله ، خدعه ، مکر ، تلبیس
ruse (اسم)
نیرنگ ، حیله ، خدعه ، مکر
imposture (اسم)
عیاری ، فریب ، طراری ، حیله ، دورویی ، مکر
guile (اسم)
خیانت ، حیله ، دورویی ، مکر ، تلبیس ، دستان و تزویر ، روباهصفتی

معنی کلمه مکر به عربی

مکر
حيلة , مکر

مکر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

امیررضا ٢٠:٣٦ - ١٣٩٥/٠٨/٢٧
این واژه عربی است و پارسی آن دریژ می باشد که واژه ای اوستایی است
|

حمید وسعید ابراهیمی ١٨:٤٤ - ١٣٩٧/١١/٢٩
فریب،حیله
|

محسن مرادنوری ٢١:٠٨ - ١٣٩٧/١١/٢٩
نیرنگ
|

محمد رحیمی ٢١:٢٥ - ١٣٩٨/٠١/٢٧
ترفند
|

احسان جعفری ٠١:٢٦ - ١٣٩٨/٠٧/٢٢
ریو
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مکر و حیله در جدول   • معنی آیه و مکرو و مکرالله والله خیرالماکرین   • معنی مکر و حیله   • مکر زنان در قرآن   • مکر در قرآن   • معنی کوچکتر   • مکر و فریب در جدول   • مکروفریب درحل جدول   • مفهوم مکر   • تعریف مکر   • معرفی مکر   • مکر چیست   • مکر یعنی چی   • مکر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مکر
کلمه : مکر
اشتباه تایپی : l;v
آوا : makr
نقش : اسم
عکس مکر : در گوگل


آیا معنی مکر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )