انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 926 100 1

معنی مکنون در لغت نامه دهخدا

مکنون. [ م َ ] (ع ص ) پنهان داشته شده و این صیغه ٔ اسم مفعول است مأخوذ از کَن ّ که به معنی پوشیدن است و چون گوهر قیمتی و خوش آب را به محافظت پوشیده دارند لهذا مجازاً گوهر مکنون گوهر قیمتی و خوش آب را گویند. (غیاث ) (آنندراج ). پنهان داشته. (ناظم الاطباء). نهفته. نهان. نهان داشته. پنهان داشته. پوشیده. کنین. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : بر مضمون و مکنون او وقوف یافت. (چهار مقاله چ معین ص 41). نشاید او را در بحر جلال قرآن شدن ، و استنباط جواهر مکنون آن کردن. (کشف الاسرار ج 1 ص 612 و 613). اگر از صحایف لطایفی... که در خزاین ملوک جهان محفوظ و مکنون است باز گفته شود همانا... (مرزبان نامه چ قزوینی ص 9). چون ملک زاده کنانه ٔ خاطر از مکنون سر و مکتوم دل بپرداخت. (مرزبان نامه ایضاً ص 32).
بوی را پوشیده و مکنون کند
چشم مست خویشتن را چون کند.
مولوی (مثنوی چ رمضانی ص 245).
آنچه در کانها نیز مکنون است بدان منضم شود بدان مقدار وفا نکند. (تاریخ غازان ص 315). به افشای اسرار ربوبیت که مکنون خزانه ٔ غیرت اند مبالات ننماید. (مصباح الهدایه چ همایی ص 136).چه بسیار از اسما که در خزانه ٔ عزت مکنون درج غیرت است و هیچکس را جز عالم الغیب بر آن اطلاع نه. (مصباح الهدایه چ همایی ص 24).
- دُرِّ مکنون ؛ مروارید قیمتی خوش آب و اعلا. (ناظم الاطباء). لؤلؤ مکنون. مروارید پوشیده در صدف ،لیکن «مکنون » در این ترکیب از معنی لغوی منسلخ شده و معنی دیگری یافته است از آن جمله گرانبها، قیمتی ، آبدار و درخشان :
زهد و عدالت سفال گشت و حجر
جهل و سفه زر و در مکنون شد.
ناصرخسرو.
گرت مدح بنده پسند آید ای شه
کنم در مکنون مقفی و موزون.
سوزنی.
خزانه ٔ مدیح تو را در گشادم
به صحرا نهادم بسی در مکنون.
سوزنی.
زآنکه ز اقبال او هر آینه من
صدف چند در مکنونم.
انوری (دیوان چ سعید نفیسی ص 225).
طارم زر بین که درج در مکنون کرده اند
طاق ازرق بین که جفت گنج قارون کرده اند.
مجیرالدین بیلقانی.
گر آن گنج آید از ویرانه بیرون
به تاجش برنهم چون در مکنون.
نظامی.
خواهم که به یاد عشق مجنون
رانی سخنی چو در مکنون.
نظامی.
قطره ای را در مکنون می دهد
نقطه ای را دور گردون می دهد.
عطار.
با خطی چون در مکنون و نظمی چون زر موزون. (لباب الالباب چ نفیسی ص 35).
تو آن در مکنون یکدانه ای
که پیرایه ٔ سلطنت خانه ای.
سعدی (بوستان ).
از فروغ گوهر شهوار تاج خسرویت
چشم حاسد چون صدف پر در مکنون باد و هست.
ابن یمین.
این در مکنون را که در بحر خاطر مخزون بود، در رشته ٔ بیان کشد. (حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 5).
- لؤلؤ مکنون ؛ در مکنون. رجوع به ترکیب قبل شود :
ارغوان لعل بدخشی دارد اندر مرسله
نسترن لؤلؤی مکنون دارد اندر گوشوار.
فرخی.
گر کف او را مسخرستی دریا
خوارترستی ز سنگ لؤلؤ مکنون.
فرخی.
گر آید گوشوار و تاج نه شگفت از لطیف آبی
که هم زآن لؤلؤ مکنون و در شاهوار آید.
لامعی.
به جای قطره ٔ باران ، هوا او را دهد لؤلؤ
به عرض لؤلؤ مکنون ، زمین او را دهد مینا.
ازرقی.
همی سازند تاج فرق نرگس
به زرین حقه و لؤلؤی مکنون.
ناصرخسرو.
و آن ابر همچو کلبه ٔ ندافان
اکنون چو گنج لؤلؤ مکنون است.
ناصرخسرو.
هر چه برآمد ز خاک تیره به نوروز
مخنقه دارد کنون ز لؤلؤ مکنون.
ناصرخسرو.
چون به دریای معانی و معالی بگذشت
کرد چون لؤلؤ مکنون سخن من به سخا.
امیرمعزی.
جز کریمی نکند لؤلؤ مکنون ز سخن
جز کلیمی نکند صورت ثعبان ز عصا.
امیرمعزی (دیوان چ اقبال ص 20).
گرفته ای تو به یاقوت لؤلؤ مکنون
نهفته ای تو به هاروت زهره ٔ زهرا.
امیرمعزی.
جناح نسر و سلاح سماک هردو شدند
ز دست چرخ مرصع به لؤلؤ مکنون.
رشید وطواط.
- مکنون خاطر ؛ در یاد نهاده. (ناظم الاطباء). آنچه در خاطر نهفته باشند. مکنون ضمیر.
- مکنون ضمایر ؛ مکنون ضمیرها. مکنون خاطرها. آنچه در دلها نهفته دارند : یگانه ٔ عالم در دین پروری ، دانای مکنون ضمایردر خصومت و داوری. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص 38).رجوع به ترکیب قبل شود.
- مکنون ضمیر ؛ مکنون خاطر : شاه پیلان چون مضمون نامه برخواند و برمکنون ضمیر خصم وقوف یافت هفت اعضای او از عداوت و بغضا ممتلی شد. (مرزبان نامه چ قزوینی ص 211). و رجوع به ترکیب قبل شود.
|| علم پنهان داشته شده. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی مکنون به فارسی

مکنون
پوشیده وپنهان کرده، پنهان داشته شده
۱ - ( اسم ) پنهان داشته شده : [ ... صحایف لطایفی که از قلم غیب نگار غرایب بارش که در خزاین ملوک جهان محفوظ و مکنون است ... ] ( مرزبان نامه . تهران . چا . ۲ ) ۹:۱ - آنچه در ضمیر دارند : [ چون این نامه بحضرت بغراخان رسید و بر مضمون و مکنون او وقوف یافت ایمه ماورائ النهر را از دیار و بلاد باز خواند . ] ( چهارمقاله ) یا در مکنون . مروارید قیمتی و خوشاب و اعلی : [ با خطی چون در مکنون و نظمی چون زر موزون .. ] ( لباب الالباب . نف . ۳۵ )

معنی مکنون در فرهنگ معین

مکنون
(مَ) [ ع . ] (اِمف .) پوشیده و پنهان داشته .

معنی مکنون در فرهنگ فارسی عمید

مکنون
پوشیده، پنهان .

مکنون در دانشنامه اسلامی

مکنون
«مکنون» به معنای مستور و پوشیده، یکی از نام ها و صفات قرآن است: «فِی کِتَابٍ مَّکْنُونٍ»؛ قرآن کریم در کتاب محفوظی جای دارد. (سوره واقعه/78)
از آن جا که خداوند قرآن را از هر دگرگونی و تبدیل و خطا و اشتباهی مستور و محفوظ داشته و حقیقت آن چون دُرّ در صدف از نظر اغیار، پنهان مانده است به آن «مکنون» گفته شده است.
درباره «کتاب مکنون» دو قول وجود دارد:
مکنون
معنی مَکْنُونِ: پنهان شده و ذخيره شده (منظور از تشبيه حوريان به بيض مکنون اين است که : همانطور که تخم مرغ مادامي که در زير پر مرغ و يا در لانه و يا در جاي ديگر محفوظ ميباشد ، همچنان دست نخورده ميماند و غباري بر آن نمينشيند حوريان نيز اين طورند . بعضي ديگر گفتهاند : ...
ریشه کلمه:
کنن‌ (۱۲ بار)

«مکنون» از مادّه «کِنّ» به معنای «پوشیده» است، و در اینجا منظور پوشیده بودن در صدف است; زیرا مروارید به هنگامی که در صدف قرار دارد، و هیچ دستی به آن نرسیده از همیشه شفافتر و زیباتر است، به علاوه ممکن است اشاره به این معنا باشد که، آنها از چشم دیگران کاملاً مستورند، نه دستی به آنها رسیده، و نه چشمی بر آنها افتاده است!
مکنون (قرآن)، یکی از اوصاف قرآن می باشد.
«مکنون» به معنای مستور و پوشیده، یکی از نام ها و صفات قرآن است: (فی کتاب مکنون)؛ « قرآن کریم در کتاب محفوظی جای دارد».
وجه تسمیه
از آن جا که خداوند قرآن را از هر دگرگونی و تبدیل و خطا و اشتباهی مستور و محفوظ داشته و حقیقت آن چون در در صدف از نظر اغیار، پنهان مانده است، به آن «مکنون» گفته شده است.
اقوال درباره کتاب مکنون
درباره «کتاب مکنون» دو قول وجود دارد:۱. کتاب مکنون یکی از اوصاف قرآن است که در دست ما است؛۲. همان لوح محفوظ است که آیات قرآن در آن مستور و از هرگونه خطا و تغییر و تبدیل محفوظ است.

ارتباط محتوایی با مکنون

معنی مکنون به انگلیسی

hidden (صفت)
غایب ، پنهان ، مخفی ، پنهانی ، مستور ، مکنون
latent (صفت)
پنهان ، نا پیدا ، نهفته ، پوشیده ، مکنون ، در حال کمون

معنی کلمه مکنون به عربی

مکنون
اصلي

مکنون را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی مکنون



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

فرهاد سليمان‌نژاد > unfalsifable
زهرايعقوبيان > Stay away
رویا لطفی > Exposure therapy
ب. الف. بزرگمهر > ابلاغ
Reza > طهارت گرفتن
مهدی > take down
مظاهر هستم از لرستان > قزات
مهسا > مهسا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مکنون   • مفهوم مکنون   • تعریف مکنون   • معرفی مکنون   • مکنون چیست   • مکنون یعنی چی   • مکنون یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مکنون
کلمه : مکنون
اشتباه تایپی : l;k,k
آوا : maknun
نقش : صفت
عکس مکنون : در گوگل


آیا معنی مکنون مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )