انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1092 100 1

میرزا

/mirzA/

معنی اسم میرزا

اسم: میرزا
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی,عربی
معنی: میر (ازعربی) + زا (فارسی) شاهزاده و امیرزاده

معنی میرزا در لغت نامه دهخدا

میرزا. (ص مرکب ، اِ مرکب ) مخفف میرزاده و میرزاد و امیرزاده . (یادداشت لغت نامه ). مرزا و شاهزاده و امیرزاده. (ناظم الاطباء). پیشتر از القاب شهزادگان بود. و در اصل امیرزا بود که الف آن از کثرت استعمال حذف شده و معنی ترکیبی آن امیرزاده باشد بر این تقدیر مرزا به حذف یاء چنانکه مشهور است درست نباشد مگر بعض استادان آورده اند. (از غیاث ) (از آنندراج ) :
میرزا همه وقت جامه زر تاری نیست
پیوسته سپهر بر سر یاری نیست.
عبدالرزاق فیاض.
|| پیشتر از القاب شهزادگان بود حالا بر سردارزادگان استعمال کنند. (غیاث ) (آنندراج ). || مردم شریف و پاک نژاد. || مردم شاد و مغرور. || کاتب و نویسنده و منشی. (ناظم الاطباء). منشی. نویسنده. || چون در اول نام درآید اطلاق به نویسندگان خاصه اهل حساب می شده است. دفتردار. حسابدار. محاسب. (یادداشت مؤلف ). || بر کسی اطلاق شود که مادرش علویه باشد لاغیر. (از مقیاس الهدایه حاشیه ٔ ص 216).

معنی میرزا به فارسی

میرزا
۱ - ( صفت ) امیرزاده فرزند امیر شاهزاده . توضیح باین معنی در عهد سربداران و تیموریان و صفویان [ میرزا ] باول و آخر اسامی افزوده میشد: میرزا شاهرخ شاهرخ میرزا میرزا بایسنقر و در عهد قاجاریه باخراسامی : [ محمد علی میرزا احمد میرزا. ۲ - منشی دبیر:[ میرزا و محرر ( چاپارخانه ) پنج نفر. ۳ - باسواد تعلیم یافته . توضیح بدو معنی اخیر باول اسامی می افزودند : میرزا حسن خوشنویس . ۳ - گاه در اول اسامی افراد ( بدون امتیازطبقاتی ) می افزودند ( امیر و آقا در اول اسامی و خان در آخر آنها ) و افاده احترام گونه ای میکرد: میرزاجعفر میرزا محمد .
[ گویش مازنی ] /mirzaa/ مخفف امیرزاده – اگر پیش از اسم بیاید معنی کاتب و نویسنده و اگر بعد از اسم بیاید مفهوم شاهزاده را دارد
دهی است از دهستان حومه بخش خاش شهرستان زاهدان
میرزا عبدالحسین خان معروف به میرزا آقا خان فرزند میرزا عبدالرحیم بردسیری در سال ۱۲۷٠ هجری قمری در کرمان متولد شد و تحصیلات مقدماتی را در کرمان انجام داد و علوم ریاضی و طبیعی و حکمت الهی فرا گرفت و از صرف و نحو و حساب و منطق و هیات قدیم بهره کامل داشت
دهی است از دهستان ترک شهرستان ملایر
۱ - منشی کم سواد کاتب کم مایه . ۲ - کسی که کاراداری مهمی ندارد و مثلا مشغول سواد برداری یا دفتر نویسی و مانند آنست .
دهی است از دهستان ایتیوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد
فراهانی ملقب و معروف به امیر کبیر
ملا میرزا جان
تاجری از مردم کاشان بود و پنهانی به نهضت بابیه گروید . وقتی که باب را از اصفهان به قلعه چهریق در آذربایجان می بردند مبلغ هزار تومان زر نقد به رئیس مستحفظین باب داد و باب را یک شب در منزل خویش مهمان کرد. کتاب نقطه الکاف در تاریخ بابیه از تالیفات اوست. بعد از سوئ قصد بابیه به ناصرالدین شاه در نیاوران حاج میرزاجانی با ۲۷ تن دیگر از بابیها گرفتار شد و با شکنجه و عقوبت به قتل رسید . نام یکی از دهستانهای بخش الوار گرمسیری شهرستان خرم آباد استان ششم . این
از گویندگان قرن دوازدهم هجری قمری و از سادات فسای شیراز و جد میرزا محمد حسین وکیل و به وفور فضل و کمال مشهور بود مدتی حکومت اصفهان را داشت و به سال ۱۲٠٠ قمری هجری درگذشت .
یا میرزا حسن کندی دهی است از دهستان چایپاره بخش قره ضیائ الدین شهرستان خوی
دهی است از دهستان خروسلو بخش گرمی شهرستان اردبیل
دهی است از دهستان مرکزی بخش حومه شهرستان بجنورد واقع در ۴ هزار گزی جنوب خاوری بجنورد
دهی است از دهستان خدابنده لو بخش قروه شهرستان سنندج
دهی است از دهستان طارم بالا بخش سیردان شهرستان زنجان واقع در یک هزار گزی راه عمومی خلخال به طارم
مراغه ای
بجنوردی
یکی از خوشنویسان معروف عصر حاضر که خاصه در خط نسخ سر آمد عصر بود
ابن زین العابدین همدانی از تحصیل کردگان در فرانسه و طبیب حضور ناصرالدین شاه و حکیم باشی نایب السلطنه و معلم کل طب و تشریح مدرسه دارالفنون و رئیس کل اطبا و جراحان و داروسازان ایران و مدیر مجلس حفظ صحت نظامی و مردی فاضل و آشنا به علوم عربیه و ادب و ریاضی و فنون علمی و زبان فرانسه بوده است .
از نستعلیق نویسان طراز اول دوره قاجاریه فرزند آقا محمد جعفر و به فضل و کمال موصوف است

معنی میرزا در فرهنگ معین

میرزا
(اِ.) ۱ - شاهزاده ، امیرزاده . ۲ - نویسنده ، منشی .
(قَ شَ شَ) (ص مر.) (عا.) = میرزا غشمشم : ۱ - کسی که خود را لوس می کند و بیشتر از آنچه که هست جلوه می کند. ۲ - منشی بی مایه و پُر ادعا.
(قَ لَ) (ص مر.) (عا.) ۱ - نویسندة بی سواد. ۲ - لاغر و مردنی .

معنی میرزا در فرهنگ فارسی عمید

میرزا
۱. [منسوخ] عنوان احترام آمیز در انتهای نام شاهزادگان: ناصرالدین میرزا، ایرج میرزا، عباس میرزا.
۲. عنوان احترام آمیز در ابتدای نام افراد باسواد غیرروحانی: میرزاکوچک خان.
۳. منشی.
۴. عریضه نویس.

میرزا در دانشنامه اسلامی

میرزا
میرزا به شخصی گفته می شود که مادرش از سادات باشد و از جانب پدرش چنین خصوصیتی را دارا نباشد. این افراد نیز از جهت ذریه، منتسب به پیامبر(ص) هستند و تنها در برخی از احکام و آثار فقهی با کسانی که از طرف پدر به پیامبر(ص) منتسب اند، فرق می کنند.
امام کاظم(ع) در مورد کسی که مادرش از بنی هاشم و پدرش از قبایل دیگر قریش است، فرمود که می تواند از صدقات استفاده نماید و استفاده از خمس را برای وی جایز نمی داند؛ حضرت در ادامه به آیه «ادْعُوهُمْ لِآبائِهِم» (یعنی مردم را با پدرانشان می خوانند.) استدلال کرد.
لقب میرزا به عنوان یکی از القاب اجتماعی برای گروه های مختلف درباری، سیاسی و مذهبی به کار می رفته و در برخی از دوره ها از اهمیت و ارزش فراوانی برخوردار بوده است. این عنوان در دوره ای از زمان به روحانیون متوسط و معمولی گفته می شد و به تدریج از اواسط دوره قاجاریه به روحانیون طراز اول و در حد مرجع تقلید اختصاص یافت که در این زمینه می توان به میرزا محمدحسن شیرازی از علمای برجسته و صاحب فتوای تحریم تنباکو اشاره کرد.
میرزا آقا بابا ثابت اصفهانی، شاعر و از سخنوران قرن سیزدهم هجری است.
میرزا آقا بابا ثابت اصفهانی، شاعر و ادیب، از سخنوران قرن سیزدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده، و در سرودن انواع شعر و فنّ مادّه تاریخ سرایی مهارت داشته است. این مادّه تاریخ در رثای شخصی به نام حاج علی اصفهانی از او است:"با دل زار از پی تاریخ او ثابت نوشت:«بزم جنّت مسکن حاجی علی شد زین جهان»".
حسینی، سیداحمد، تراجم الرّجال، ج۱، ص۱۱۱-۱۱۲.    
 ۱. ↑ حسینی، سیداحمد، تراجم الرّجال، ج۱، ص۱۱۱-۱۱۲.    
مهدوی، سید مصلح الدین، اعلام اصفهان، ج۱، ص۵۳.    
...
تَبْریزی، میرزا آقا، از نمایشنامه نویسان ایرانی در سدۀ ۱۳ق/ ۱۹م که برای نخستین بار در تاریخ ادبیات نمایشی ایران، نمایشنامه هایی به زبان فارسی تصنیف کرده است.
دانسته هایی اندک دربارۀ زندگی میرزا آقا در دست است که بیشترین آن ها برگرفته از نامه های او به میرزا فتحعلی آخوندزاده است.
آخوندزاده، فتحعلی، الفبای جدید و مکتوبات، ص۳۸۹-۳۹۲، به کوشش حمید محمدزاده، تبریز، ۱۳۵۷ش.
ظاهراً پس از تحصیلات و در زمانی که بر ما روشن نیست، میرزا آقا به مشاغل دولتی روی آورد. نخست در «معلم خانۀ دولتی» (دارالفنون) به مدت چند سال مترجم معلمان اتریشی شد و به همین سبب توانست به دریافت چند قطعه نشان درجه یک، دو و سه مربوط به «معلم خانه» نایل شود. سپس در ۱۲۷۹ق/۱۸۶۲م از طرف دولت به خدمت در سفارتخانه های ایران در بغداد و استانبول مأمور شد و در این شهر هم به دریافت نشان «مجیدیه» از دولت عثمانی توفیق یافت. این مأموریت در زمان سفارت حسین خان مشیرالدوله (۱۲۷۵-۱۲۸۷ق/ ۱۸۵۹-۱۸۷۰م) در استانبول بود. او در حدود سال ۱۲۸۰ق به تهران بازگشت و سپس با هماهنگی دولت ایران، در سفارت فرانسه به عنوان منشی اول مشغول به کار شد.
آخوندزاده، فتحعلی، الفبای جدید و مکتوبات، ص۳۸۹، به کوشش حمید محمدزاده، تبریز، ۱۳۵۷ش.
دربارۀ میرزا آقا، حدس و گمان هایی هم وجود دارد، از جمله بکتاش
بکتاش، مایل، «میرزا آقا تبریزی»، ج۱، ص۲۱، فصلنامۀ تئاتر، تهران، ۱۳۵۶ش، س ۱، شم ۱.
...
میرزا آقا ضیاء الاطباء فرزند حاج میرزا محمود حکیم باشی، از سیاسیون و نمایندگان مجلس در دوره پهلوی می باشد.
میرزا آقا ضیاء الاطباء فرزند حاج میرزا محمود حکیم باشی در سال ۱۲۴۹ (ه. ش) در شهر تربت حیدریه به دنیا آمد. پدرش حاج محمود حکیم باشی نیز از جمله اطبای معروف بود.
تحصیلات
میرزا آقا پس از انجام تحصیلات مقدماتی معمول آن زمان و فرا گرفتن طب نزد پدر، برای ادامه تحصیل ابتدا به مشهد و سپس به مدرسه دارالفنون تهران عزیمت نمود و از آن مدرسه فارغ التحصیل گردید.
مشاغل
میرزا آقا پس از فارغ التحصیلی به شهر خود بازگشت و مدتی در آن جا به طبابت مشغول شد. پس از مدتی به مشهد رفت و پس از مدتی اشتغال به طبابت در آن جا، به تهران آمد.
ورود به سیاست
...
این صفحه مدخلی از اثر آفرینان است
(ح 1339-1258 ش)، فقیه و مجتهد. مشهور به میرزا آقا مجتهد. وی در اصطهبانات فارس متولد شد و تحصیلات خود را در نجف در محضر میرزا محمدتقی مجتهد شیرزای و سایر علمای نجف به پایان رساند و به اخذ اجازه ی اجتهاد نائل شد و مرجع تقلید گشت و در نجف اقامت گزید.
برخی آثار وی عبارت است از: «حاشیه علی العروه الوثقی»؛ «ذخیره العباد»؛ «صراط النجاه»، ترجمه فارسی «وسیله النجاه»؛ «طریق النجاه»؛ «وسیله النجاه» و «مناسک».



میرزا در دانشنامه ویکی پدیا

میرزا
میرزا یا امیرزا مخفف میرزاده، میرزاد و امیرزاده است و در گذشته به عنوان لقب برای شاهزادگان، سردارزادگان و افراد باسواد استفاده می شد.
از القاب شاهزادگان
از القاب سردارزادگان
مردم شریف و پاک نژاد
مردم شاد و مغرور
کاتب، نویسنده و منشی
کسی که مادرش علویه باشد
میرزا یا امیرزا مخفف میرزاده، میرزاد و امیرزاده است که الف آن در اثر استفادۀ زیاد حذف شده است. در لغتنامه دهخدا، چند معنی زیر برای آن برشمرده شده است:
میرزا در ابتدای دوران قاجار به کسانی اطلاق می شد که تحصیلات و سواد بسیار بالایی داشتند؛ مانند میرزا صالح. این لقب ارزش و اهمیت اجتماعی بالایی داشت و از این رو برای برخی از سیاستمداران و صاحب منصبان والامقام نیز از این لقب استفاده می شد؛ مانند میرزا تقی خان فراهانی.
ناصرالدین شاه لقب میرزا را به کارکنان وزارتخانه ها اعطا کرد تا به آنها هویت مشترکی ببخشد. در این دوران میرزا با معنی «اهل قلم» مترادف شد. میرزایان در این دوره کلاهی با لبۀ خاکستری بر سر می گذاشتند که آنها را از تجار و علما و همچنین از کارمندان عالی رتبۀ امپراتوری عثمانی (که کلاهی با لبۀ قرمز بر سر می گذاشتند) متمایز می کرد. این شغل به صورت خانوادگی و موروثی منتقل می شد و پیشینۀ بعضی از این خانواده ها به ابتدای سلسلۀ قاجار یا حتی دوران صفویه می رسید. این کارمندان حقوق منظمی دریافت نمی کردند، اما مقام خود را مانند یک دارایی با دیگر میرزایان معامله می کردند. در آن دوران، اسناد دولتی دارایی شخصی میرزایان تلقی می شد. عموما استفاده از لقب میرزا قبل از نام افراد، دلالت بر این معنا داشت. به تدریج لقب میرزا برای روحانی ها نیز مورد استفاده قرار گرفت؛ ابتدا برای روحانیان متوسط مانند میرزا رضا کرمانی و سپس برای روحانیان عالی رتبه مانند میرزای شیرازی.
میرزا آقا اصفهانی یا میرزا آقا اسلامبولی (تولد ۱۲۸۲قمری) از رجال دوره مشروطیت و نماینده دوره اول مجلس شورا از تبریز بود.
میرزا آقا در تهران به تجارت نفت مشغول بود به همین جهت به میرزا آقا نفتی مشهور بود. در سال ۱۳۱۳ قمری به استانبول رفت و به تجارت پرداخت و در همانجا با نشریات فارسی زبان اختر و حبل المتین آشنا گردید و این آشنایی اندیشه تجددگرایی را در وی بیدار کرد. در سال ۱۳۲۳ همزمان با سفر مظفرالدین شاه به پاریس او نیز در این شهر بود و موفق به ملاقات با رجال دربار ایران بخصوص صدراعظم وقت عبدالمجید میرزا عین الدوله شد و تصمیم گرفت که به عین الدوله که نماد قدرت بود نزدیک شود. میرزا آقا در ۱۳ رجب ۱۳۲۳ به تهران برگشت و بلافاصله فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد.
پس از ورود به تهران مقالاتی در روزنامه حبل المتین منتشر کرد و نقطه نظرات خود در مورد علل عقب ماندگی ایران مطرح و راه حل را در تقویت حس وطن پرستی و بازگشت به دوران پرشکوه و جلال باستانی می جست. در این مقالات میرزا آقا تأسیس مشورت خانه ملی به شکل غربی را تجویز می کرد و این در حالی بود که هنوز حرکتی در تهران برای تقاضای مشروطه خواهی یا تشکیل مجلس شورای ملی صورت نگرفته بود. در این زمان میرزا با انجمن های مخفی ارتباط یافت و مخفیانه در جلسات این انجمن شرکت می نمود همچنین میرزا آقا اصفهانی در راستای فعالیتهای خود به لژ بیداری ایرانیان که اولین لژ رسمی فراماسونری در ایران بوده پیوست. فعالیت های میرزا بر ضد دربار و عین الدوله باعث گردید که در ربیع الثانی ۱۳۲۴ وی به همراه میرزا حسن رشدیه و مجد الاسلام به کلات تبعید شوند. چندی بعد پس از کناره گیری عین الدوله آزاد گردید و به استانبول رفت. در استانبول بدنبال اختلافات بین او و ارفع الدوله سفیر ایران مجبور به بازگشت به ایران شد و در تبریز مورد استقبال اعضای انجمن تبریز و مردم شهر قرار گرفت؛ و در تاریخ ۱۴ رمضان ۱۳۲۵ به عنوان نماینده مردم به مجلس شورای ملی اعزام شد.
نطق های مخالف وی در مجلس و اعتراض های او به فعالیت انجمن ها باعث بروز اختلافات وی با دیگر نمایندگان و مشروطه خواهان شد. از طرفی وی متهم به ارتباط با دربار محمدعلی شاه و مخالف مشروطه قلمداد گردید و روزنامه مساوات و دیگر روزنامه های ملی مطالبی را برضد وی منتشر نمودند. در ربیع الاول ۱۳۲۶ مجلس بنا به درخواست انجمن تبریز او را از نمایندگی تبریز عزل نمود. پس از فتح تهران وی به همراه عده ای دیگر دستگیر و به مدت یکسال در حبس بود و در سال ۱۳۲۸ قمری آزاد گردید.
میرزا آقا امامی (زاده ۱۲۶۰ هجری خورشیدی در اصفهان؛ درگذشته ۱۳۳۴ هجری خورشیدی در اصفهان) نقاش ایرانی و هنرمند جلدهای سوخت بود.
زندگی و آثار حاج میرزا آقا امامی
ایران دین شیعه اسلام رشته سوخت، نقاشی سال های فعالیت ۱۳۰۵ تا ۱۳۲۵ خورشیدیشناخته شده برای طراح و استاد هنرهای سنتی ایران و احیا کنندهٔ هنر سوخت وی در کسوت روحانیت بود. میرزا آقا امامی در شاخه های مختلف نگارگری و نیز ساخت جلد و تابلوی سوخت فعالیت داشته است. او احیاگر هنر سوخت معرق دوره صفوی بشمار می رود و در حوزه نگارگری یا نقاشی سنتی ایرانی نیز چهره ای درخشان، با آثاری ماندگار شناخته می شود.
میرزا آقا امامی در شهر اصفهان به سال ۱۲۶۰ خورشیدی برابر هشتم ذی الحجه ۱۳۰۰ قمری به دنیا آمد. او از سلسله سادات امامی اصفهانی بود. پدرش سید محمد حسین، نقاش شیوه گل و مرغ بود و جدش میرزا نصرالله امامی نقاش باشی نام داشت که در دورهٔ ناصری، نقاش باشی عصر خود بوده است. میرزا آقا پس از مدتی به تهران رفت و در مجمع الصنایع دولتی که زیر نظر میرزا رضی صنیع همایون اداره می شد، به تحصیل پرداخت و کلیهٔ رموز و فنون علم تصویر و تذهیب را فرا گرفت. سپس رهسپار زادگاه خود شد و در آنجا، کارگاهی در سرای سنگ تراشان ملک تهیه کرد و عمده آثارش را در این کارگاه مصوّر ساخت، ولی در اواخر عمر انزوا گزید و در منزل مسکونی خود، به خلق آثار هنری پرداخت.
او در چهره پردازی و جانورسازی و گل و مرغ، نماسازی و طراحی نقوش قالی، کارهای روغنی، تذهیب و تشعیر و سایر رشته های نقاشی سنتی مهارت داشت و هنرمندی ذوفنون به شمار می آمد.
میرزا آقا تبریزی، نمایشنامه نویس آغازگر ایرانی دوره قاجار است که برای نخستین بار در سدهٔ سیزدهم قمری نمایشنامه هایی به زبان فارسی تصنیف کرده است.
حکایت اشرف خان حاکم عربستان در ایام توقف او در تهران
طریقهٔ حکومتِ زمان خانِ بروجردی و سرگذشتِ آن ایام
حکایت کربلا رفتن شاه قلی میرزا و سرگذشت ایام توقف چند روزه در کرمانشاهان نزد شاه مراد حاکم آن جا
حکایت عاشق شدن آقا هاشم خلخالی به سارانام، دختر حاجی پیرقلی و سرگذشت آن ایام
حکایت حاجی احمد مشهور به حاجی مرشد کیمیاگر
در بارهٔ زندگی میرزا آقا تبریزی دانسته های اندکی در دست است که بیشتر آنها برگرفته از نامه های او به میرزا فتحعلی آخوندزاده است. بر این اساس، نام وی میرزا آقا، نام پدرش محمدمهدی و اهل تبریز بود. او ظاهراً از کودکی در تبریز به فراگیری زبانهای فرانسوی و روسی پرداخته است. پس از آن وارد خدمت دولت شد و در «معلم خانهٔ دولتی» (دارالفنون) به مدت چند سال مترجم معلمان اتریشی بود و سپس در ۱۲۷۹ قمری مأمور خدمت در سفارتخانه های ایران در بغداد و استانبول گردیده و در آنجا به دریافت نشان «مجیدیه» از دولت عثمانی توفیق یافت. در حدود سال ۱۲۸۰ قمری به تهران بازگشت و در سفارت فرانسه به عنوان منشی اول مشغول به کار شد. آنچنان که در نامه ای برای میرزا فتحعلی آخوندزاده می نویسد: .mw-parser-output blockquote.templatequote{margin-top:0}.mw-parser-output blockquote.templatequote div.templatequotecite{line-height:1em;text-align:right;padding-right:2em;margin-top:0}.mw-parser-output blockquote.templatequote div.templatequotecite cite{font-size:85%}
«این بنده اسمم میرزا آقاست و از اهالی تبریز هستم. از طفولیت به آموختن زبان فرانسه و روسی شوق کردم و زبان فرانسه را به قدری که در نوشتن و ترجمه و تکلم رفع احتیاج شود تحصیل کردم و از زبان روسی نیز قدری بهره دارم. بعد از خدمات چندساله در معلم خانهٔ پادشاهی و مأموریت در بغداد و اسلامبول قریب هفت سال است که به اذن اولیای دولت، در سفارت دولت فخیمه فرانسه مقیم تهران منشی اول هستم.»
نمایشنامه های میرزا آقا در دوران حکومتهای ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه، امکان چاپ نیافت و تنها با آغاز نهضت مشروطیت، نمایشنامهٔ «طریقهٔ حکومت زمان خان» در فاصلهٔ سالهای ۱۳۲۴–۱۳۲۶ قمری بدون ذکر نام مؤلف در مطبعهٔ دولتی به چاپ رسید. اندکی بعد، نمایشنامه های «سرگذشت اشرف خان»، «طریقهٔ حکومت زمان خان» و «حکایت کربلا رفتن شاهقلی میرزا»، این بار هم بدون ذکر نام مؤلف در پاورقی روزنامهٔ اتحاد چاپ تبریز منتشر شد. در ۱۳۰۰ خورشیدی همان ۳ نمایشنامه بر اساس نسخه ای متعلق به فردریک روزن وزیر مختار آلمان در تهران، با عنوان مجموعهٔ مشتمل بر ۳ قطعه تیاتر منسوب به میرزا ملکم خان ناظم الدوله در برلین به چاپ رسید.
میرزا آقاخان تبریزی از نویسندگاه دوران قاجار و اواخر عصر ناصری بود.
سرگذشت اشرف خان
وی مدتی تلاش کرد تا کتاب تمثیلات آخوندزاده را از ترکی به فارسی برگرداند، اما پس از چندی مصمم شد تا به جای این کار، خود تمثیلاتی به زبان فارسی بنویسد. به همین منظور در سال 1287.ق سه نمایش نامه به نام های:
طریقه حکومت زمان خان بروجردی
را به نگارش درآورد. این مجموعه، نخستین نمایش نامه های فارسی است که به سبک و سیاق نمایش نامه های اروپایی نوشته شده اند.
حکایت کربلا رفتن شاه قلی میرزا
میرزا آقاخان نوری (زاده ۱۱۸۶ ,مازندران، شهرستان نور - درگذشته ۱۲۴۳ ش) مشهور به اعتمادالدوله دومین صدراعظم ناصرالدین شاه قاجار بود.نبو
میرزا نصرالله خان نوری (بعداً معروف به میرزا آقاخان و ملقب به اعتمادالدوله) در سال ۱۱۸۶ ش متولد شد. پدرش «میرزا اسدالله» از اهالی نور مازندران و جزو اولین کسانی بود که به هنگام جمع آوری سپاه توسط «آقامحمدخان» در مازندران به وی پیوست و راه رشد و ترقی را پیمود تا به منصب «لشکرنویسی باشی» (وزیر لشکر) رسید. هنگامی که «میرزا اسدالله خان» از دنیا رفت چند تن از فرزندان او در خدمت فتحعلی شاه مشغول انجام وظیفه بودند، کوچکترین آن ها میرزا آقاخان بود، گر چه وی نوجوانی بیش نبود؛ اما به سبب جوهر ذاتی و غیر فطری، ارشد و بالاتر از سایرین بود وی در دربار قاجار «عارض سپاه» و «لشکر نویس» درگاه گردید و بعد چندی به منصب «وزارت لشکر» رسید.
میرزا آقاخان قبل از رسیدن به منصب لشکرنویسی در خدمت الله یار خان آصف الدوله مشغول انجام وظیفه بود که تمایلات جانبداری از انگلیسی ها را داشت. او در جوانی با هوش و با استعداد و چرب زبان بود به همین دلیل توانست در دستگاه قاجاریهٔ و مخصوصاً حکومت فتحعلی شاه و محمد شاه ترقی کند و از طریق شغل لشکرنویسی به ثروت زیادی دست یافت و در سال ۱۲۱۴ه. ش عنوان لشکرنویسی را به وزارت لشکر تغییر داد. او حتی در زمان صدارت هم این شغل را داشت تا در اواسط صدارت به دستور «ناصرالدین شاه» به «میرزا عنایت الله امین لشکر» واگذار شد؛ و پس از مرگ عنایت الله میرزا آقاخان فرزند خود «داودخان» را که پانزده سال بیشتر نداشت وزیر لشکر نمود و او تا سال ۱۲۳۸ ه. ش یعنی سال عزل پدر در این سمت بود.
فتحعلی شاهمحمدشاهناصرالدین شاهمظفرالدین شاهمحمدعلی شاه
میرزا عبدالحسین (۱۲۳۲ خورشیدی؛ ۱۲۷۵ خورشیدی)، معروف به میرزا آقا خان کرمانی از شخصیت های سیاسی جنبش مشروطه ایران بود. میرزا آقاخان را می توان در کنار فتحعلی آخوندزاده از بنیان گذاران ناسیونالیسم نوین ایرانی دانست. وی به همراه دو هم فکر خود احمد روحی و میرزا حسن خان خبیرالملک در تبریز به طرز فجیعی سر بریده شد. سپس سرهای آن ها را پوست کنده و در آن ها آرد کرده و به تهران ارسال کردند.نبو
فتحعلی شاهمحمدشاهناصرالدین شاهمظفرالدین شاهمحمدعلی شاه
۱۱۷۵–۱۱۶۱ ۱۲۱۳–۱۱۷۶ ۱۲۲۶–۱۲۱۳ ۱۲۷۵–۱۲۲۶ ۱۲۸۵–۱۲۷۵ ۱۲۸۸–۱۲۸۵
او فرزند میرزا عبدالرحیم مشیزی، از خان های بردسیر کرمان، و از پیروان آیین یارسان (اهل حق) بود ، و مادرش نیز، نوهٔ شیخ صوفی، یعنی مظفر علی شاه کرمانی، از هواداران مشتاق علی شاه بود. بنا به گفته فریدون آدمیت در کتاب اندیشه های میرزا آقاخان کرمانی، جده پدری او از زرتشتیان کرمان بود که بعداً مسلمان شده بودند و شاید همین موضوع در علاقه او به دین باستانی ایران، تأثیر داشت. میرزا آقا خان در سال ۱۲۷۰ هجری قمری (۱۲۳۲ خورشیدی) در قلعهٔ مشیز از بلوکات بردسیر زاده شد. وی خواندن و نوشتن را در بردسیر آموخت و برای ادامهٔ تحصیلات راهی کرمان شد و در آنجا فقه و اصول، حدیث و روایت، تاریخ ملل و نحل، ریاضیات، طب، نجوم، منطق، حکمت و عرفان آموخت. معروف ترین استاد وی در این دوران، ملا محمد جعفر کرمانی ملقب به شیخ العلماء بود و بارها در زمان ناصر الدین شاه به جرم بابی گری زندان شده بود. به دلیل هم نشینی میرزا آقاخان با شیخ جعفر و شیخ احمد روحی فرزند شیخ جعفر، وی با اندیشه های شیخ احمد احسائی آشنایی پیدا کرد و تمایلاتی نسبت به بابیت پیدا کرد. البته اعتقاد قلبی او ازلی بوده است نه بابی. او همچنین همانند شیخ احمد روحی داماد یحیی صبح ازل بوده است و رگه های اندیشه بابی در افکار او به وضوح مشهود است گرچه همانند ازلی ها گرایشی شدید به اسلام گرایی داشته است.
میرزا ابابکر (۸۱۱-۸۰۱ ق / ۱۴۰۸-۱۳۹۸ م) فرزند میرانشاه تیموری است که پس از مرگ تیمور یکی از مدعیان جانشینی او بود.
دانشنامه رشد، نوادگان تیمور  این یک مقالهٔ خرد پیرامون تاریخ است. با گسترش آن به ویکی پدیا کمک کنید.
میرزا ابابکر حدود سال ۸۰۱ ق / ۱۳۹۸ م، پس از آن که پدرش به سبب افتادن از اسب، دچار نوعی اختلال حواس شد، از سوی تیمور به جای پدر به امارت آذربایجان و گرجستان برگزیده شد. آذربایجان در آن زمان شامل استان های آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی و اردبیل ایران و همچنین جمهوری آذربایجان و جمهوی ارمنستان و بخش هایی از ترکیه فعلی بود.
چون با مرگ تیمور، نواحی تحت نفوذ میرزا ابابکر دستخوش آشوب و اغتشاش بود، برادر میرزا ابابکر - امیر زاده محمد عمر - او را دستگیر و در سلطانیه به زندان انداخت.
هرچند پس از مرگ برادر در سال ۸۰۹ هجری میرزا ابابکر از زندان آزاد شد، اما به دلیل هجوم قرایوسف ترکمان و فتح تبریز به دست وی، به گرگان گریخت . عاقبت او در همان جا کشته شد. قتل میرزا ابابکر اوایل ۸۱۱ ق / ۱۴۰۸ رخ داد.
میرزا ظهیرالدّین ابراهیم اصفهانی (درگذشتهٔ ۹۸۹ قمری/۹۶۰ خورشیدی) از خوشنویسان و ادیبان سده دهم هجری و معاصر با شاه تهماسب یکم صفوی است.
میرزا ابراهیم فرزند میرزا شاه حسین اصفهانی «وکیل نفس نفیس همایون» شاه اسماعیل یکم است. مهمترین اثر او واژه نامه ای فارسی مشهور به فرهنگ میرزا ابراهیم است که تألیف آن را به سال ۹۸۶ قمری/۹۵۷ خورشیدی به پایان برده است. وی خوشنویسی چیره دست نیز بوده است.
میرزا ابراهیم مردی سخاوتمند، صاحب همّت، قلندر روش و درویش منش بوده است. آن چه دست مکنتش بدان می رسید، در طبق اخلاص می نهاده و خانه اش محلّ رفت وآمد ظرفا، شعرا و مردم اهل بوده است. گاهی بزرگانه در کمال تنعّم می گذرانیده و گاهی ایّام هفته را به نان جوی قناعت می کرده و در همه حال شکرگزار بوده است، بسیار شوخ طبع و اهل صحبت و نزد همه عزیز بوده است. در شعر فهمی و تتبع لغات فرس دعوی انفراد می کرده و کتابش (فرهنگ میرزا ابراهیم) در زمان حیاتش در عراق شایع بوده است.
میرزاابراهیم در سال ۹۸۹ قمری درگذشته است چنانکه در خلاصةالاشعار آمده است: «از جمله افادات طبع آن جناب رساله ای است که در لغت فرس و غیر آن تألیف نموده و اکثر لغات متداوله که در اشعار قدما و فصحا دیده می شود در آن جا درج فرموده و معانی آن را بعضی به تتبّع تمام و برخی را به تصرّف طبع و قرینه مقام، معانی مناسب پیدا کرده و به عبارت فارسی مترجم ساخته، وفاتش در شهور سنه تسع و ثمانین و تسعمائه دست داد.»
ابراهیم بوذری (۱۲۷۵ -۱۳۶۵ ش) فرزند علی اصغر طالقانی در طالقان دیده به جهان گشود. او خوشنویس، ادیب و خواننده بزرگ تعزیه و از کارشناسان ردیف های آوازی بود.
وب گاه طالقان
وب گاه سماع شکسته
زندگی نامه بیش از دویست و پنجاه تن از بزرگان موسیقی ایران
بوذری دارای تحصیلات عالی در ادبیات بود و عربی و فقه واصول را در محضر روحانیون بزرگ زمان آموخته بود. او در خط نستعلیق شاگرد زین العابدین ساعتساز٬ محمد عماد طاهری و عمادالکتاب سیفی بود. خط ثلث را از عبدالحمید ملک الکلامی معروف به امیرالکتاب و نسخ را نرد علی عبدالرسولی آموخت. بوذری در موسیقی و آواز شاگرد ابوالحسن خان اقبال آذر (اقبال السلطان) و سیّد حسن طاهرزاده بود.
وی مدرّس انجمن خوشنویسان ایران، مشاور رسمی کارشناسی تعزیه در وزارت فرهنگ و هنر وقت و مشاغل دیگری در ادارات مختلف دولتی و دانشکده معقول و منقول (الهیات) بود.
از تالیفات او «تعزیه در ایران و دو مجلس آن» است که در سال۱۳۵۴ چاپ شد و در زمینه موسیقی سلسله نوارهایی از اجراهای خصوصی همراه ساز و آواز اساتید مختلف دارد که در دسترس عموم نیست. آثار خوشنویسی او فراوان است. به عنوان نمونه مخمس صفی علیشاه، کتیبه های آرامگاه سعدی و دروازه قرآن شیراز، کلام چند تصنیف از امیرجاهد (چاپ در جلد اول دیوان امیرجاهد)، کتابت بسیاری از کتاب های ادبی و آثار بسیار دیگری از او به یادگار مانده است.
میرزا ابراهیم آقا تبریزی فرزند حاج شیخ علی زنجانی از روحانیان روشن فکر عصر خود بود. پس از تشکیل مجلس اول، به نمایندگی از سوی مردم تبریز انتخاب گردید و به همراه ده نماینده دیگر عازم تهران گردید.نبو
در مجلس با کارشکنی های دربار به شدت مقابله می کرد و در تصویب متمم قانون اساسی پافشاری نمود و از افراد مؤثر در قضیه استیضاح علی اصغر خان اتابک بود. وی رئیس انجمن غیرت بود و در جریان حمله دولتیان به مجلس، به همراه تقی زاده اصرار به مقاومت مسلحانه داشت. در واقعه بمباران مجلس در بیست و سوم جمادی الاول ۱۳۲۶ به همراه عده ای به باغ امین الدوله پناهنده شدند ولی پس از حمله دولتیان چون وی مسلح بود، نخستین کسی که کشته شد او بود.
حسن تقی زاده در مجله کاوه و حسین کاظم زاده ایرانشهر در مجله ایرانشهر از او تمجید فراوان نموده اند.
آب انبار شاه میرزا، آب انباری است مربوط به دوره قاجار که که در روستای بیدسکان از توابع دهستان باغستان بخش مرکزی شهرستان فردوس واقع شده است. این اثر در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۴۳۴ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
آسیاب میرزا، آسیابی است مربوط به دوره قاجار که در ۱۰ کیلومتری جنوب غربی شهر بشرویه واقع شده است. این اثر در تاریخ ۱۲ دی ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۰۴۸۷ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
ابراهیم میرزا پسر علاءالدوله (درگذشته ۸۳۸ خورشیدی)، فرمانروای تیموری هرات در سده ی ۹ خورشیدی (سده ی ۱۵ میلادی) بود. او پسر علاءالدوله میرزا پسر بای سنقر بود که پس از شکست دادن پسرعموی خردسالش میرزا شاه محمود، به حکومت هرات رسید.
پدر: علاءالدوله میرزا
پدربزرگ: بای سنقر میرزا
پدر پدربزرگ: شاهرخ تیموری
پدربزرگ پدربزرگ: تیمور لنگ
پدر پدربزرگ پدربزرگ: امیر تراغای
مادر پدربزرگ پدربزرگ: تکینا مُه بیگم
ابراهیم پس از مرگ ابوالقاسم بابر در هرات به قدرت رسید، پس از مرگ بابر پسرش میرزا شاه محمود به حکومت رسید، ولی زیرا که او همچنان یک پسر بچه ی یازده ساله بود، قدرت بسیار کمی داشت. ابراهیم هم حکومت میرزا شاه محمود را سرنگون کرد و از این رو حاکم خراسان شد.
احمدعلی میرزا شاهزاده قاجار و حاکم خراسان بود.
احمدعلی میرزا پسر نوزدهم فتحعلی شاه بود. او در سال ۱۲۴۵ قمری حاکم خراسان شد. وزارت او در حکومت خراسان بر عهده میرزا موسی منجم باشی بود. گلین خانم، دختر احمدعلی میرزا، اولین همسر عقدی ناصرالدین شاه قاجار بود.
اردشیر میرزا شاهزاده قاجار و پسر نهم عباس میرزا پسر فتحعلی شاه قاجار بود.
در سال ۱۲۳۰ قمری از مادری ارمنی متولد شد. در زمان پدرش به حکومت گروس و سپس به حکومت استرآباد و آذربایجان و خراسان رسید. در سال ۱۲۷۳ هـ. ق لقب رکن الدوله یافت و در سال ۱۲۸۳ هـ. ق (یا ۱۲۷۴) بر اثر بیماری کبدی جان سپرد.
رکن الدوله مردی فاضل بود و با تخلص «آگاه» شعر می گفت. مرگ او را براثر اثر زیاده روی در نوشیدن شراب دانسته اند.
رکن الدوله دو پسر و یک دختر داشت. دخترش نورالعین خانم با الله یارخان آجودان باشی (متوفی ۱۲۹۴ قمری) ازدواج کرد و صاحب پسری شد به نام حسن خان سردارکل. پسران رکن الدوله اجداد خانواده «اردشیر رکنی» هستند.
مختصات: ۳۶°۰۵′۱۷″شمالی ۴۵°۲۷′۱۴″شرقی / ۳۶٫۰۸۸۱۱°شمالی ۴۵٫۴۵۳۹۷°شرقی / 36.08811; 45.45397
اسب میرزا، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان سردشت استان آذربایجان غربی ایران.
این روستا در دهستان بریاجی قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۱۱نفر (۲۴ خانوار) بوده است.
میرزا اسپند بن قرایوسف ترکمانی معروف به اسپند میرزا، یکی از حاکمان محلی سلسله قراقویونلو می باشد که از سال ۸۳۶ تا ۸۴۸ به مدت دوازده سال به طور مستقل در بغداد و نواحی اطراف آن حکومت کرد. قراقویونلو از دودمان های حاکم در ایران در مرز آناتولی (ترکیه) شرقی بودند. فعالیت سیاسی نظامی این سلسله و سلسله آق قویونلوها ابتدا در منطقه آناتولی شرقی بود، که به تدریج در قرن نهم هجری در بخش وسیعی از ایران گسترش یافت. حاکمیت صد ساله دو طایفه ترکمن مذکور با تکیه بر نیروی قبیله ای ترک و با گرد آوری طوایف زیر چتر حمایت خویش در ایران عملی شد. آنها طی نیم قرن به پیروزی های زیادی دست یافتند. به طوری که در اواسط قرن پانزدهم میلادی، به استثنای خراسان و برخی از نواحی کوهستانی، قلمرویی تأسیس کردند که تمام ایران و عراق را در بر می گرفت.
شازده (شاهزاده) اسدالله میرزا، یکی از شخصیت های داستان دایی جان ناپلئون نوشتهٔ ایرج پزشکزاد است.
طبق مطالب مندرج در کتاب رمان دایی جان ناپلئون (ثبت ۱۶/۱۱/۱۳۵۱):
اسدالله میرزا کارمند وزارت خارجه (در آن زمان یعنی دههٔ ۲۰) بود.
سنش در داستان در حدود ۳۵ تا ۴۰ ساله است.
اسکندر میرزا شاهزاده قاجار و پسر ششم عباس میرزا بود.
نادر میرزا (۱۳۶۱)، تاریخ تبریز، تهران: اقبال
در ۵ رجب ۱۲۲۶ به دنیا آمد. در سال ۱۲۶۴ هـ. ق که شهر تبریز دچار طاعون شده بود، او تنها فرزند عباس میرزا بود که نترسید و در شهر ماند تا نظم شهر را حفظ کند و به همین جهت مورد توجه فراوان پدر قرار گرفت و پس از مرگ عباس میرزا، وی از طرف محمد میرزا (بعداً محمدشاه قاجار) به حکومت خوی و سلماس رسید. اما پس از به سلطنت رسیدن محمدشاه، در خانه خویش در تبریز انزوا اختیار کرد. در زمان سلطنت ناصرالدین شاه وی به صوابدید میرزا تقی خان امیرکبیر حاکم قزوین شد. اما میرزا آقاخان نوری پس از رسیدن به صدارت بلافاصله او را عزل کرد. اسکندر میرزا پس از آن شغل دولتی نپذیرفت و به تبریز بازگشت و در ۲۲ ذی الحجه ۱۲۷۳ در آن شهر درگذشت.
او مردی درس خوانده بود و فرزندان خویش را نیز تحصیل کرده و دانش دوست تربیت کرد. از جمله پسرانش محمدطاهر میرزا معلم فرانسه مظفرالدین شاه قاجار و مترجم رمان های کنت مونت کریستو و سه تفنگدار بود.
اسکندر میرزا از یک همسر صاحب پنج فرزند بود:
الامان میرزا (۱۵۲۸ تا ۱۵۳۶ م) یک شاهزاده گورکانی و بزرگترین پسر همایون، امپراتور گورکانیان هند از همسر اولش بیگه بیگم بود.
اکبر کبیر
همایون گورکانی
بابر
الامان میرزا در بدخشان افغانستان کنونی به عنوان اولین فرزند همایون چشم به جهان گشود.
او به عنوان بزرگترین پسر بابر و بزرگترین پسر همایون وارث بلافصل پدرش می شد اما با مرگ وی در کودکی این وراثت به برادر دیگر الامان، اکبر رسید.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

میرزا در دانشنامه آزاد پارسی

عنوان عمومی شاهزادگان در دورۀ امیرتیمور و فرزندان و نوادگان او و نیز عنوان وزرا، مستوفیان و منشیان در دورۀ صفویه و قاجاریه . شاهزادگان تیموری غالباً لقب امیرزاده داشتند که مخفف آن «میرزا»، نخست به آنان اطلاق شد و در میان امرای ترکمان آق قوینلو نیز رواج یافت . این لقب در دوره تیموری تا پایان دورۀ قاجار در دنبال اسامی شاهزادگان ، و برای وزرا، فضلا، علما، مستوفیان و کاتبان در جلوی اسم آنان می آمده است . در ایران و هند این واژه عمدتاً در جلوی اسم کاتبان و منشیان به کار می رفت .

میرزا در جدول کلمات

میرزا
منشی
این الماس معروف توسط میرزا محمد میرجمله وزیر مشهور ایرانی عبدالله قطب شاه به شاه جهان پادشاه گورکانی هند تقدیم شد و سرانجام به دست نادرشاه رسید
کوهنور
سریال قدرت اله صلح میرزا با بازی عبدالرضا اکبری | فریبا کوثری | کامران تفتی | محسن افشانی و شهنام شهابی
پنجره
نهضت میرزا کوچک خان
جنگل
کتابی نوشته محدث قرن چهاردهم میرزا محمد تقی اصفهانی
مکیالال مکارم
اثر دیگری از نویسنده میرزا و چشمهایش همراه با نام نویسنده
چمدان بزرگ علوی
از آثار میرزا تقی سپهر
ناسخ التواریخ

میرزا را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

علی بدری ٠٩:١٧ - ١٣٩٦/٠٥/٢٦
میرزا ازسایش دوکلمه عربی فارسی امیرزاده ساخته شده وعنوانی بوده برای بزرگان اعم ازفرمانروایان,علما,درس خوانگان محلی و....بااین تفاوت که درفرمانرواین به صورت پسوندبکارگرفته می شده مانندمحمدعلی میرزا قاجارو...امادرسایراشخاص پیشوندبوده مانندمیرزامهدی و...
|

آریا بهداروند ١٢:٢٣ - ١٣٩٦/٠٧/٢٩
این اسم از دو بخش
تشکیل شده
میر:::امیر اسم عربی
زا:::زاده فارسی

میرزا
در زمان قدیم اسمی برای مردم و معلم ها بود
**********
ولی هر وقت پیش از اسم دیگری
می آمد نشانه ::: وزیر. عالم و باسواد .صاحبان زمین .
میرزا رضا.میرزا تقی خان


******************

و اگر بعد از اسم دیگری نوشته می شد
به معنی امیر زاده.شاه زاده
محمد علی میرزا:::محمد علی شاه

|

شهریار آریابد ١١:٢٨ - ١٣٩٧/١٠/٢٦
در پارسی " کوی زاد" در اوستا کوی ( kavi ) به چم امیر و فرمانروا می باشد که امروزه به گونه " کی ، کیا " دگرگون شده است : مانند :
کوی کوات= کیکوات = کیقباد
کوی انوش = کیانوش
کویان = کیان = امیران
|

زراسوند ٢٢:٠٣ - ١٣٩٨/٠٣/١٥
تیره میرزا زیر شاخه طایفه زراسوند میباشد که در منطقه چغاخور ..و منطقه هلایجان ایذه ساکن هستند...تش علی باز...تش نیکبخت...بوذرجمهری..اسکندری...زراسوندی
|

راکی بابادی ٢٢:٤٥ - ١٣٩٨/٠٥/٠٥
خاندان پرچمی راکی در نزد خوانین زراسوند
زندگی می کردند و به میرزا معروف شدند
|

جیدا ٠١:١٧ - ١٣٩٨/٠٧/٣٠
میر : امیر
زا : زاده
میرزا : امیرزاده ، شاهزاده . نویسنده ، منشی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی میرزا   • "لقب میرزا"   • میرزا کوچک   • اقدامات میرزا کوچک خان جنگلی   • معنی میرزا چیست   • فرزندان میرزا کوچک خان جنگلی   • میرزا یعنی چه   • سریال میرزا کوچک خان   • مفهوم میرزا   • تعریف میرزا   • معرفی میرزا   • میرزا یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی میرزا
کلمه : میرزا
اشتباه تایپی : ldvch
آوا : mirzA
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس میرزا : در گوگل


آیا معنی میرزا مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )