برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1321 100 1

میرزا

/mirzA/

معنی اسم میرزا

اسم: میرزا
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی,عربی
معنی: میر (ازعربی) + زا (فارسی) شاهزاده و امیرزاده

معنی میرزا در لغت نامه دهخدا

میرزا. (ص مرکب ، اِ مرکب ) مخفف میرزاده و میرزاد و امیرزاده . (یادداشت لغت نامه ). مرزا و شاهزاده و امیرزاده. (ناظم الاطباء). پیشتر از القاب شهزادگان بود. و در اصل امیرزا بود که الف آن از کثرت استعمال حذف شده و معنی ترکیبی آن امیرزاده باشد بر این تقدیر مرزا به حذف یاء چنانکه مشهور است درست نباشد مگر بعض استادان آورده اند. (از غیاث ) (از آنندراج ) :
میرزا همه وقت جامه زر تاری نیست
پیوسته سپهر بر سر یاری نیست.
عبدالرزاق فیاض.
|| پیشتر از القاب شهزادگان بود حالا بر سردارزادگان استعمال کنند. (غیاث ) (آنندراج ). || مردم شریف و پاک نژاد. || مردم شاد و مغرور. || کاتب و نویسنده و منشی. (ناظم الاطباء). منشی. نویسنده. || چون در اول نام درآید اطلاق به نویسندگان خاصه اهل حساب می شده است. دفتردار. حسابدار. محاسب. (یادداشت مؤلف ). || بر کسی اطلاق شود که مادرش علویه باشد لاغیر. (از مقیاس الهدایه حاشیه ٔ ص 216).

معنی میرزا به فارسی

میرزا
۱ - ( صفت ) امیرزاده فرزند امیر شاهزاده . توضیح باین معنی در عهد سربداران و تیموریان و صفویان [ میرزا ] باول و آخر اسامی افزوده میشد: میرزا شاهرخ شاهرخ میرزا میرزا بایسنقر و در عهد قاجاریه باخراسامی : [ محمد علی میرزا احمد میرزا. ۲ - منشی دبیر:[ میرزا و محرر ( چاپارخانه ) پنج نفر. ۳ - باسواد تعلیم یافته . توضیح بدو معنی اخیر باول اسامی می افزودند : میرزا حسن خوشنویس . ۳ - گاه در اول اسامی افراد ( بدون امتیازطبقاتی ) می افزودند ( امیر و آقا در اول اسامی و خان در آخر آنها ) و افاده احترام گونه ای میکرد: میرزاجعفر میرزا محمد .
[ گویش مازنی ] /mirzaa/ مخفف امیرزاده – اگر پیش از اسم بیاید معنی کاتب و نویسنده و اگر بعد از اسم بیاید مفهوم شاهزاده را دارد
دهی است از دهستان حومه بخش خاش شهرستان زاهدان
میرزا عبدالحسین خان معروف به میرزا آقا خان فرزند میرزا عبدالرحیم بردسیری در سال ۱۲۷٠ هجری قمری در کرمان متولد شد و تحصیلات مقدماتی را در کرمان انجام داد و علوم ریاضی و طبیعی و حکمت الهی فرا گرفت و از صرف و نحو و حساب و منطق و هیات قدیم بهره کامل داشت
دهی است از دهستان ترک شهرستان ملایر
۱ - منشی کم سواد کاتب کم مایه . ۲ - کسی که کاراداری مهمی ندارد و مثلا مشغول سواد برداری یا دفتر نویسی و مانند آنست .
دهی است از دهستان ایتیوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد
فراهانی ملقب و معروف به امیر کبیر
ملا میرزا جان
تاج ...

معنی میرزا در فرهنگ معین

میرزا
(اِ.) ۱ - شاهزاده ، امیرزاده . ۲ - نویسنده ، منشی .
(قَ شَ شَ) (ص مر.) (عا.) = میرزا غشمشم : ۱ - کسی که خود را لوس می کند و بیشتر از آنچه که هست جلوه می کند. ۲ - منشی بی مایه و پُر ادعا.
(قَ لَ) (ص مر.) (عا.) ۱ - نویسندة بی سواد. ۲ - لاغر و مردنی .

معنی میرزا در فرهنگ فارسی عمید

میرزا
۱. [منسوخ] عنوان احترام آمیز در انتهای نام شاهزادگان: ناصرالدین میرزا، ایرج میرزا، عباس میرزا.
۲. عنوان احترام آمیز در ابتدای نام افراد باسواد غیرروحانی: میرزاکوچک خان.
۳. منشی.
۴. عریضه نویس.

میرزا در دانشنامه اسلامی

میرزا
میرزا به شخصی گفته می شود که مادرش از سادات باشد و از جانب پدرش چنین خصوصیتی را دارا نباشد. این افراد نیز از جهت ذریه، منتسب به پیامبر(ص) هستند و تنها در برخی از احکام و آثار فقهی با کسانی که از طرف پدر به پیامبر(ص) منتسب اند، فرق می کنند.
امام کاظم(ع) در مورد کسی که مادرش از بنی هاشم و پدرش از قبایل دیگر قریش است، فرمود که می تواند از صدقات استفاده نماید و استفاده از خمس را برای وی جایز نمی داند؛ حضرت در ادامه به آیه «ادْعُوهُمْ لِآبائِهِم» (یعنی مردم را با پدرانشان می خوانند.) استدلال کرد.
لقب میرزا به عنوان یکی از القاب اجتماعی برای گروه های مختلف درباری، سیاسی و مذهبی به کار می رفته و در برخی از دوره ها از اهمیت و ارزش فراوانی برخوردار بوده است. این عنوان در دوره ای از زمان به روحانیون متوسط و معمولی گفته می شد و به تدریج از اواسط دوره قاجاریه به روحانیون طراز اول و در حد مرجع تقلید اختصاص یافت که در این زمینه می توان به میرزا محمدحسن شیرازی از علمای برجسته و صاحب فتوای تحریم تنباکو اشاره کرد.
میرزا آقا بابا ثابت اصفهانی، شاعر و از سخنوران قرن سیزدهم هجری است.
میرزا آقا بابا ثابت اصفهانی، شاعر و ادیب، از سخنوران قرن سیزدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده، و در سرودن انواع شعر و فنّ مادّه تاریخ سرایی مهارت داشته است. این مادّه تاریخ در رثای شخصی به نام حاج علی اصفهانی از او است:"با دل زار از پی تاریخ او ثابت نوشت:«بزم جنّت مسکن حاجی علی شد زین جهان»".
حسینی، سیداحمد، تراجم الرّجال، ج۱، ص۱۱۱-۱۱۲.    
 ۱. ↑ حسینی، سیداحمد، تراجم الرّجال، ج۱، ص۱۱۱-۱۱۲.    
مهدوی، سید مصلح الدین، اعلام اصفهان، ج۱، ص۵۳.    
...
تَبْریزی، میرزا آقا، از نمایشنامه نویسان ایرانی در سدۀ ۱۳ق/ ۱۹م که برای نخستین بار در تاریخ ادبیات نمایشی ا ...


میرزا در دانشنامه ویکی پدیا

میرزا
میرزا یا امیرزا مخفف میرزاده، میرزاد و امیرزاده است و در گذشته به عنوان لقب برای شاهزادگان، سردارزادگان و افراد باسواد استفاده می شد.
از القاب شاهزادگان
از القاب سردارزادگان
مردم شریف و پاک نژاد
مردم شاد و مغرور
کاتب، نویسنده و منشی
کسی که مادرش علویه باشد
میرزا یا امیرزا مخفف میرزاده، میرزاد و امیرزاده است که الف آن در اثر استفادۀ زیاد حذف شده است. در لغتنامه دهخدا، چند معنی زیر برای آن برشمرده شده است:
میرزا در ابتدای دوران قاجار به کسانی اطلاق می شد که تحصیلات و سواد بسیار بالایی داشتند؛ مانند میرزا صالح. این لقب ارزش و اهمیت اجتماعی بالایی داشت و از این رو برای برخی از سیاستمداران و صاحب منصبان والامقام نیز از این لقب استفاده می شد؛ مانند میرزا تقی خان فراهانی.
ناصرالدین شاه لقب میرزا را به کارکنان وزارتخانه ها اعطا کرد تا به آنها هویت مشترکی ببخشد. در این دوران میرزا با معنی «اهل قلم» مترادف شد. میرزایان در این دوره کلاهی با لبۀ خاکستری بر سر می گذاشتند که آنها را از تجار و علما و همچنین از کارمندان عالی رتبۀ امپراتوری عثمانی (که کلاهی با لبۀ قرمز بر سر می گذاشتند) متمایز می کرد. این شغل به صورت خانوادگی و موروثی منتقل می شد و پیشینۀ بعضی از این خانواده ها به ابتدای سلسلۀ قاجار یا حتی دوران صفویه می رسید. این کارمندان حقوق منظمی دریافت نمی کردند، اما مقام خود را مانند یک دارایی با دیگر میرزایان معامله می کردند. در آن دوران، اسناد دولتی دارایی شخصی میرزایان تلقی می شد. عموما استفاده از لقب میرزا قبل از نام افراد، دلالت بر این معنا داشت. به تدریج لقب میرزا برای روحانی ها نیز مورد استفاده قرار گرفت؛ ابتدا برای روحانیان متوسط مانند میرزا رضا کرمانی و سپس برای روحانیان عالی رتبه مانند میرزای شیرازی.
میرزا آقا اصفهانی یا میرزا آقا اسلامبولی (تولد ۱۲۸۲قمری) از رجال دوره مشروطیت و نماینده دوره اول مجلس شورا از تبریز بود.
میرزا آقا در تهران به تجارت نفت مشغول بود به همین جهت به میرزا آقا نفتی مشهور بود. در سال ۱۳۱۳ قمری به استانبول رفت و به تجارت پرداخت ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

میرزا در دانشنامه آزاد پارسی

عنوان عمومی شاهزادگان در دورۀ امیرتیمور و فرزندان و نوادگان او و نیز عنوان وزرا، مستوفیان و منشیان در دورۀ صفویه و قاجاریه . شاهزادگان تیموری غالباً لقب امیرزاده داشتند که مخفف آن «میرزا»، نخست به آنان اطلاق شد و در میان امرای ترکمان آق قوینلو نیز رواج یافت . این لقب در دوره تیموری تا پایان دورۀ قاجار در دنبال اسامی شاهزادگان ، و برای وزرا، فضلا، علما، مستوفیان و کاتبان در جلوی اسم آنان می آمده است . در ایران و هند این واژه عمدتاً در جلوی اسم کاتبان و منشیان به کار می رفت .

ارتباط محتوایی با میرزا

میرزا در جدول کلمات

میرزا
منشی
این الماس معروف توسط میرزا محمد میرجمله وزیر مشهور ایرانی عبدالله قطب شاه به شاه جهان پادشاه گورکانی هند تقدیم شد و سرانجام به دست نادرشاه رسید
کوهنور
سریال قدرت اله صلح میرزا با بازی عبدالرضا اکبری | فریبا کوثری | کامران تفتی | محسن افشانی و شهنام شهابی
پنجره
نهضت میرزا کوچک خان
جنگل
کتابی نوشته محدث قرن چهاردهم میرزا محمد تقی اصفهانی
مکیالال مکارم
اثر دیگری از نویسنده میرزا و چشمهایش همراه با نام نویسنده
چمدان بزرگ علوی
از آثار میرزا تقی سپهر
ناسخ التواریخ

میرزا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی بدری
میرزا ازسایش دوکلمه عربی فارسی امیرزاده ساخته شده وعنوانی بوده برای بزرگان اعم ازفرمانروایان,علما,درس خوانگان محلی و....بااین تفاوت که درفرمانرواین به صورت پسوندبکارگرفته می شده مانندمحمدعلی میرزا قاجارو...امادرسایراشخاص پیشوندبوده مانندمیرزامهدی و...
آریا بهداروند
این اسم از دو بخش
تشکیل شده
میر:::امیر اسم عربی
زا:::زاده فارسی

میرزا
در زمان قدیم اسمی برای مردم و معلم ها بود
**********
ولی هر وقت پیش از اسم دیگری
می آمد نشانه ::: وزیر. عالم و باسواد .صاحبان زمین .
میرزا رضا.میرزا تقی خان


******************

و اگر بعد از اسم دیگری نوشته می شد
به معنی امیر زاده.شاه زاده
محمد علی میرزا:::محمد علی شاه

شهریار آریابد
در پارسی " کوی زاد" در اوستا کوی ( kavi ) به چم امیر و فرمانروا می باشد که امروزه به گونه " کی ، کیا " دگرگون شده است : مانند :
کوی کوات= کیکوات = کیقباد
کوی انوش = کیانوش
کویان = کیان = امیران
زراسوند
تیره میرزا زیر شاخه طایفه زراسوند میباشد که در منطقه چغاخور ..و منطقه هلایجان ایذه ساکن هستند...تش علی باز...تش نیکبخت...بوذرجمهری..اسکندری...زراسوندی
راکی بابادی
خاندان پرچمی راکی در نزد خوانین زراسوند
زندگی می کردند و به میرزا معروف شدند
جیدا
میر : امیر
زا : زاده
میرزا : امیرزاده ، شاهزاده . نویسنده ، منشی
بهمن عنایتی کاریجانی
هو
به معنی شاهزاده، نویسنده وخواننده.
چون در ایام ماضی خواندن و نوشتن مختص شاهزادگان بود.
تاریخ مشروطه کسروی نشر هرمس صفحه ۴۶.
توحيد
هوالعلیم

میرزا : میرزاده ؛ امیرزاده ؛ شاهزاده ؛ ( همان آقازاده خودمان😜😁😝) ؛ منشىي ؛ عریضه نویس ...
همچنین به کسی که مادرش سیده باشد،میرزا میگویند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی میرزا   • "لقب میرزا"   • میرزا کوچک   • اقدامات میرزا کوچک خان جنگلی   • معنی میرزا چیست   • فرزندان میرزا کوچک خان جنگلی   • میرزا یعنی چه   • سریال میرزا کوچک خان   • مفهوم میرزا   • تعریف میرزا   • معرفی میرزا   • میرزا یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی میرزا
کلمه : میرزا
اشتباه تایپی : ldvch
آوا : mirzA
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس میرزا : در گوگل

آیا معنی میرزا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )