برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1323 100 1

میش

/miS/

معنی میش در لغت نامه دهخدا

میش. (اِ) گوسفند. گوسپند. مطلق گوسفند باشد خواه ماده و خواه نر. در مهذب الاسماء و منتهی الارب ذیل کلمه ٔنعجه آمده است ماده میش ؛ پس میش باید نر هم داشته باشد و دهار در کلمه ٔ العافظة می نویسد میشینه ٔ نر و بزینه. گوسپند اعم از نر و ماده در قدیم به معنی ضأن یعنی گوسفند می آمده است اعم از نر و ماده. گویا در قدیم میش به جنسی می گفته اند که امروز گوسفند می گوییم و اعم از نر و ماده و پشم دار است. و گوسفند اطلاق می شده است هم بر میش (یعنی گوسفند در معنی امروزی که پشم دارد) و هم بر بز اعم از نر و ماده. به عبارت بهترامروز بطور مطلق بر آنچه موی و پشم دارد گوسفند اطلاق می شود و در قدیم میش اطلاق می شده است و بالعکس در قدیم بر آنچه پشم دارد گوسفند اطلاق می شده است و این شامل موی داران این ها نمی شده است. بزل. میشینه ٔ مقابل بزینه. (از یادداشت مؤلف ). ضأن. (نصاب الصبیان ) (یادداشت مؤلف ) (ترجمان القرآن جرجانی ) (منتهی الارب ) (دهار). غریس. قرار. سَدَف. (منتهی الارب ) :
کهن تخت را نام بدمیش سار
سر میش بودی برو برنگار.
فردوسی.
چو تنگ اندر آمد شبانان بدید
ابرمیش و بزپاسبانان بدید.
فردوسی.
بد آمد بدین خاندان بزرگ
همی میش گشتیم و دشمن چو گرگ.
فردوسی.
سپردم مشک خود بادبزان را
همیدون میش خود گرگ ژیان را.
(ویس و رامین ).
شد آن لشکر گشن پیش طورگ
روان چون رمه ٔ میش از پیش گرگ.
اسدی.
ای پیر خداوند سگی را نپذیرد
هرچند که خوانیش به میش ، از تو بقربان.
ناصرخسرو.
گوی از همه مردان خرد جمله ربودی
گر میش نزار تو بر این گرگ سوار است.
ناصرخسرو.
میش و بز و گاو و خر و پیل و شیر
یکسره زین جانور اندر بلاست.
ناصرخسرو.
او را فرمود تا نر میشی را قربان کنند. (کشف الاسرار ج 6 ص 182).
بس کس که گاه حمله چو میشی بود ضعیف
هرچند گاه لاف چو شیری بود ژیان.
امیرمعزی.
مباش غره و غافل چو میش سر در پیش
که در طبیعت این گر ...

معنی میش به فارسی

میش
گوسفند ماده و دنبه دار
( اسم ) ۱ - گوسفند پشم دار. توضیح باین معنی به جنس نرهم اطلاق شده : [ او را فرمود تانرمیشی را قربان کنند . ] ۲ - گوسفند ماده پشم دار.
برج اول از بروج دوازده گانه که برج حمل باشد
[ گویش مازنی ] /mish/ گوسفند ماده - موش
[ گویش مازنی ] /mish be tegh/ مورب اریب
( اسم ) ۱ - همیشه بهار. ۲ - یکی از اقسام بابونه که آن را بابونه گاو چشم و گل گاو چشم گویند.
[ گویش مازنی ] /mish bavien/ موش بویین
که پستانی چون میش دارد که مانند میش است پستان او نام نوعی انگور
[ گویش مازنی ] /mish tale/ تله موش
[ گویش مازنی ] /mish tek/ آن که با اکراه غذا خورد بد غذا
آنکه چشمش بچشم میش شبیه است : [ حمل (دلالت کندبر) ...سرمه چشم یا گربه چشم یا میش چشم . ]
[ گویش مازنی ] /mishe cheshm/ کسی که رنگ چشمش به رنگ چشم میش باشد
حالت و صفت میش چشم شهله
( کرمانشاهان ). این دهستان کوهستانی و هوای آن معتدل است . رودخانه هفت آب از این دهستان سرچشمه گرفته و ده های دیگر را مشروب میسازد . محصولش غلات لبنیات توتون و حبوبات است . این دهستان هفت ده دارد و سکنه آن ۱۸۵۵ تن میباشد . نام چند تن از امپراطوران روم شرقی یا بیزانس که معروفترین آنها عبارتند از :نام یکی از دهستانهای چهارگانه بخش بدره شهرستان ایلام
[ گو ...

معنی میش در فرهنگ معین

میش
(اِ.) گوسفند ماده .
(گُ) (ص مر.) منافق ، دورو.
(گُ گُ) (ص مر.) (عا.) هوای تاریک و روشن .

معنی میش در فرهنگ فارسی عمید

میش
گوسفند ماده و دنبه دار: کهین تخت را نام بُد میش سار / سر میش بودی بر او بر نگار (فردوسی: ۸/۲۷۹).

معنی میش به انگلیسی

ewe (اسم)
میش ، گوسفند ماده

معنی کلمه میش به عربی

میش
نعجة

میش را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد علی پدرام
گوسفند ٰ گوسفند ماده .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تشخیص سن گوسفندان   • فیلم میش   • مضرات گوشت میش   • گوشت شیشک چیست   • خواص گوشت میش   • خواص گوشت کهره   • فرق قوچ و میش   • گوشت کهره چیست   • معنی میش   • مفهوم میش   • تعریف میش   • معرفی میش   • میش چیست   • میش یعنی چی   • میش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی میش
کلمه : میش
اشتباه تایپی : lda
آوا : miS
نقش : اسم
عکس میش : در گوگل

آیا معنی میش مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )