برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1278 100 1

میل کردن


مترادف میل کردن: تناول کردن، خوردن، آشامیدن، صرف کردن، متمایل شدن، گرایش یافتن، تمایل پیدا کردن، علاقه مند شدن، رو کردن، روی آوردن

برابر پارسی: گراییدن

معنی میل کردن به فارسی

میل کردن
( مصدر) ۱ - رغبت کردن تمایل یافتن.۲ - بسویی متوجه شدن :[ آنگاه که میل زوال کند (شمس) و روی بغروب نهد..] ۳- اعراض کردن منحرف شدن : [ چون روزگاراز طریق سازگاری میل کند میل در چشم بصیرت کشد...] میل کشیدن . ( مصدر) : [ سلطان بفرمود تا قاور در شربت زهرچشانیدند و هر دو چشم پسرش را میل کشیدند .]

معنی میل کردن در فرهنگ معین

میل کردن
(مِ یْ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) ۱ - رغبت کردن . ۲ - خوردن و آشامیدن .

معنی میل کردن به انگلیسی

will (فعل)
خواستن ، خواستاربودن ، میل کردن ، وصیت کردن ، اراده کردن ، فعل کمکی'خواهم'
tend (فعل)
پرستاری کردن ، گراییدن ، مواظب بودن ، میل کردن ، نگهداری کردن از ، وجه کردن ، متمایل بودن به ، گرایش داشتن

معنی کلمه میل کردن به عربی

میل کردن
س
خوزق
اختلس

میل کردن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی دوستی نوگورانی
رو آوردن
یوسفی
ارسال چیزی از طریق ایمیل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی میل در جدول   • ذکاء   • معنی کلمه منبع   • مغز قلم   • اثر پول س باک در جدول   • مخترع تانک   • روستایی در اصفهان   • زندیق   • معنی میل کردن   • مفهوم میل کردن   • تعریف میل کردن   • معرفی میل کردن   • میل کردن چیست   • میل کردن یعنی چی   • میل کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی میل کردن
کلمه : میل کردن
اشتباه تایپی : ldg ;vnk
عکس میل کردن : در گوگل

آیا معنی میل کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )