برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1321 100 1

میمون

/meymun/

مترادف میمون: باشگون، خجسته، خجسته پی، خوش شگون، خوش قدم، سعد، فرخ، فرخنده، مبارک، مبارک پی، مسعود، نیک پی، همایون ، بوزینه، حمدونه، چز

متضاد میمون: بدشگون، بدیمن

برابر پارسی: خجسته، همایون

معنی میمون در لغت نامه دهخدا

میمون. [ م َ مو ] (ع ص ) مبارک. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).ج ، میامین. دارای یمن و برکت. (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (برهان ). بایمن. (فرهنگ نظام ). خجسته. (مهذب الاسماء) (دهار) (غیاث ). همایون. (اوبهی ). فرخنده. خجسته. (ناظم الاطباء). خوش شگون. (فرهنگ نظام ). مسعود. فرخ. بامیمنت. بایمن. خنشان. همایون. خرم. باشگون. مقابل مشؤوم :
همی فزونی جوید اواره بر افلاک
که تو به طالع میمون بدو نهادی روی.
شهید بلخی (اشعار پراکنده ص 36).
دیدن او بامداد خلق جهان را
به بود از صدهزار طایر میمون.
فرخی.
آفرین زان مرکب میمون که دیدم بر درش
مرکبی زین کرده و خاره بر و جادوربای.
منوچهری.
گر ایدونی و ایدون است حالت
شبت خوش باد و روزت نیک و میمون.
ناصرخسرو.
پند پدر بشنو ای پسر که چنین
روز من از راه پند میمون شد.
ناصرخسرو.
میمون چو همایست بر افلاک و شما باز
چون جغد به ویرانه در اعدای همائید.
ناصرخسرو.
امیر غازی محمود رای میدان کرد
نشاط مرکب میمون و گوی و چوگان کرد.
مسعودسعد.
صد هزاران سال میمون باد جشن مهرماه
بر شهنشاهی که دارد صد هزاران مهر و ماه.
امیرمعزی (از آنندراج ).
دولت میمون را... فضایل و مناقب بسیار است. (کلیله و دمنه ). طالعی میمون برای حرکت او تعیین کردند. (کلیله و دمنه ). آن ایام میمون ملک را مدخر شود. (کلیله و دمنه ).
آباد بر آن باره ٔ میمون همایون
خوش گام چو یحموم و ره انجام چو دلدل.
عبدالواسع جبلی.
نیست جهانم به کار بی درمیمون تو
ور بودم فی المثل عمر در او جاودان.
خاقانی.
گر بپرم بر فلک شاید که میمون طایرم
ور بچربم بر جهان زیبد که والا گوهرم.
خاقانی.
سوده و بوده شمر اشهب میمونش را
سوده قضا در رکاب بوده قدر در عنان.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 332).
گر رود بر لفظ میمونت که کردیمش قبول
گاه نظم و نثر حسانی و سحبانی کند. ...

معنی میمون به فارسی

میمون
( صفت ) خجسته فرخنده باشگون : سایه طایرکم حوصله کاری نکند طلب از سایه میمون همایی بکنیم . ( حافظ )
ابن هارون الکاتب از کاتبان و محدثین است
دهی است از دهستان کربال بخش زرقان شهرستان شیراز
خوش اقبال خجسته پی : ای معرااصل عالی جوهرت ازحرص و آز. وی مبرا ذات میمون اخترت از زرق و ریو. ( حافظ )
( صفت ) کسی که میمونی را تربیت کندو او را ببازیهای مختلف و ادارد و بدین وسیله ارتزاق نماید.
دهی است از دهستان خالصه بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان
وادار کردن میمون تربیت شده ببازیهای مختلف .
دهی است از دهستان ابهر رود بخش ابهر شهرستان زنجان
یکی از قلاع معتبر اسمعیلیان که در ولایت رودبار نزدیک قلعه الموت واقع بوده است
نیک بخت خوش اقبال : [ حق سبحانه و تعالی سایه معدلت این پادشاه جوانبخت و شهریار مبارک طلعت میمون دولت تا دامن قیامت بر سر کافه خلایق مظل و مبسوط داراد.
مبارک فکر که دارای رای نیک است
خجسته خصال فرخنده نهاد
خوش شگون نیک فرخنده
مبارک دیدار خجسته روی : آن بهشتی لعبت میمون لقارا روز و شب منزل وماوی نگردر آب کوثر آمده .
ابو میمون ...

معنی میمون در فرهنگ معین

میمون
(مِ) [ ع . ] (اِمف .) فرخنده ، خجسته . ج . میامن .
( ~.) (اِ.) بوزینه .

معنی میمون در فرهنگ فارسی عمید

میمون
دارای یمن و برکت، مبارک، خجسته.
پستانداری پشمالو و شبیه انسان، با دست های بلند که معمولاً روی درختان زندگی می کند، بوزینه، بوزنه، بوزنینه، پوزینه، حمدونه، پهنانه، مهنانه، چز، کپی.

میمون در دانشنامه اسلامی

واژه میمون ممکن است در معانی ذیل به کار رفته و یا اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: معانی• میمون، بوزینه، اسمی کلی برای میمون دارای چابکی فوق العاده و هوشمندی و زرنگی شگفت انگیز• چاه میمون، یکی از چاه های عربستان و دارای کاربرد فقهی در باب حج اعلام و اشخاص• میمون بن قیس، با تخلص ابوبصیر، از مشهورترین شاعران طبقه اول در جاهلیت و یکی از اصحاب معلقات نه گانه• میمون بن مهران، میمون بن مهران، رقی جزری، کنیه اش ابوایوب، از والیان بنی امیه و والی جزیره
...
میمون بن قیس از تیره ثعلبه و از قبیله ی بکر بود. وی از مشهورترین شاعران طبقه ی اول در جاهلیت و یکی از اصحاب معلقات نه گانه است، و تخلصش «ابوبصیر» بود.
نامش میمون بن قیس بن جندل بن شراهیل بن عوف بن سعد بن ضبیعه بن قیس بن ثعلبه، از تیره ثعلبه و از قبیله ی بکر و تخلصش «ابوبصیر» بود. چون در شب چشمانش دید کافی نداشت و کم سو می شد به اعشی معروف شد، زیرا در لغت عرب «الاعشی» به کسی گفته می شود که در شب، چشمانش قادر به دیدن نیست. وی که دارای عمری طولانی بود، اواخر عمرش به طور کامل بینایی اش را از دست داد.
← شاعر مشهور
اعشی راویه ای مسیحی به نام یحیی بن متی داشت که تا روزگار معاویه زنده بود و از عباد بسیار کهنسال حیره محسوب می شد. بنا بر گفته ی راویه اعشی قدری مذهب بود و این آیین را از مسیحیان حیره آموخته بوده است. وی اشعار اعشی را نقل کرده است؛ اما دو قرن بعد، به تدوین اشعار اعشی در شهر بصره اقدام شد. در قرن سوم ابن سلام و سپس ابن قتیبه هر یک در طبقات خود، زندگی نامه ای به شیوه ی قدما از اعشی آوردند. نخستین کسی که اشعار اعشی را در یک دیوان گرد آوری کرد، اصمعی بود، و گروهی دیگر به تکمیل آن پرداختند. سپس در پایان قرن سوم هجری ثعلب و ابوبکر ابن انباری دو مجموعه ی دیگر فراهم آوردند. اما از این همه روایات، تنها روایت ثعلبی بر جای مانده است. سرانجام در قرن چهارم هجری، انبوهی روایات که راویان بصری (ابوعبیده، اصمعی، محمد بن عباس یزیدی) و راویان کوفی (حماد، سماک بن حرب) نق ...


میمون در دانشنامه ویکی پدیا

میمون
میمون ها از نسل پیش میمونیان پدید آمده اند. میمون مانندهای اولیه در آمریکای جنوبی طی نود میلیون سال به رده پَخ بینیان (مارموستها، میمون های عنکبوتی و غیره) تکامل یافته اند که ویژه هند هستند. در جهان کهن تکامل میمون مسیر متفاوت و پرثمرتری را پیمود که نخستین گام آن پیدایش رده راست بینیان (ماکاکها، بابونها و غیره) بود.
عنتر_دم کوتاه
اولین میمونی که به فضا پرتاب شد، در سال ۱۹۴۹ توسط ایالات متحده آمریکا و بر روی موشک موسوم به V-2 به ارتفاع ۱۳۴ کیلومتر از سطح زمین رسید. این میمون در مسیر بازگشت، به دلیل باز نشدن چتر نجات کشته شد.
تا کنون پنج دولت ایالات متحده آمریکا، اتحاد شوروی، فرانسه، آرژانتین و ایران میمون به فضا پرتاب کرده اند.
مک ایودی، کالین، اطلس تاریخی آفریقا، ترجمه فریدون فاطمی، تهران ۱۳۶۵، ص ۱۳.
عکس میمون
میمون (猴) یکی از ۱۲ حیوانی است که بنا بر تقویم چینی و تقویم مغولی هر ۱۲ سال یک بار در منطقةالبروج چینی و منطقةالبروج مغولی ظاهر می شود. سال میمون همچنین معادل نماد چینی 申 است.
میمون آباد ، روستایی از توابع بخش ییلاق شهرستان قروه در استان کردستان ایران است.
این روستا در دهستان ایلان جنوبی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۲۲ نفر (۲۸خانوار) بوده است.
میمون آبی (نام علمی: Cercopithecus mitis) نام یک گونه از زیرخانواده دم درازیان است.
میمون آسمانی (نام علمی: Ouranopithecus macedoniensis) نام یک گونه از بالاخانواده کپی است.
Chororapithecus
میمون آنویا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

میمون در دانشنامه آزاد پارسی

مِیْمون (monkey)
مِیْمون
هریک از انواع کوچک تر نخستیان۱ انسان نما۲ و عموماً درخت نشین، به غیر از انسان ها و میمون های انسان نما۳. میمون ها شامل ۱۲۵ گونه اند که در افریقا، آسیا، و نواحی حاره امریکای مرکزی و امریکای جنوبی زندگی می کنند. میمون ها اساساً برگ و میوه می خورند و جانوران تقریباً کوچکی اند. چندین گونه به سبب از بین رفتن زیستگاه جنگلی شان در معرض انقراض قرار دارند، از جمله میمون عنکبوتی پشمالو۴ و ساکی۵ سیاه در جنگل آمازون۶. میمون های برّ قدیم، متعلق به خانوادۀ میمون های برّ قدیم۷، در نواحی گرمسیری افریقا و آسیا، به سبب نزدیک بودن سوراخ های بینی و نیز شست تمایزیافته شان قابل تشخیص اند. برخی گونه ها دارای کیسۀ گونه اند و باسن شان متشکل از پوست لُخت شده است. این نوع بابون۸ ها، لنگور۹ها، ماکاک۱۰ ها و گنون۱۱ ها را نیز دربر می گیرد. میمون های برّ جدید، در امریکای مرکزی و جنوبی، به سبب داشتن سوراخ های بینی دور از هم مشخص می شوند. برخی دارای دم های بسیار حساسی اند که می تواند به منزلۀ اندام حرکتی اضافی، برای گرفتن شاخه ها یا اشیاء به کار آید. این جانوران شامل دو خانواده اند: (۱) خانوادۀ میمون های بزرگ برّ جدید۱۲ شامل گونه های بزرگ تر ساکی، کاپوچین۱۳، اسکویرل۱۴، هووْلر۱۵، و میمون عنکبوتی۱۶. (۲) خانوادۀ مارموست۱۷ شامل مارموست کوچک۱۸ و تامارین۱۹ ها. قدیمی ترین جمجمۀ میمون در ۱۹۹۷، در نزدیکی دریاچۀ ویکتوریا۲۰ی کنیا کشف شد. این جمجمه متعلق به victoriapithecus macinnesi، میمون کوچکی شبیه وروت۲۱، است و حدود ۱۴.۷تا ۱۶ میلیون سال قدمت دارد. محققان برزیلی و ژاپنی گونۀ جدیدی از میمون تی تی۲۲ را در اوایل سال ۲۰۰۰، در شمال شرقی برزیل کشف کردند. اتحادیۀ حفاظت جهانی۲۳ میمون callicebus coimbrai را بلافاصله پس از کشف، گونه ای در معرض انقراض اعلام کرد.primatesanthropoidapeswooly spider monkeysakiAmazonian forestcerrcopithecidaebaboonlangurmacaqueguenonCebidaecapuchinsquirrelhowlerspider monkeyCallithricidaemarmosetstamarinLake VictoriavervettitiWorld Conservation Union

ارتباط محتوایی با میمون

میمون در جدول کلمات

میمون
بوزینه ,مبارک
میمون آدم نما
نسناس
میمون دمدار
بوزینه
میمون دنیای قدیم
بابون
میمون و مبارک
فرخنده
میمون کوچکی به اندازه سنجاب با دم بلند پشمالو
مارموزت

معنی میمون به انگلیسی

anthropoid (اسم)
میمون ، میمون ادم نما ، عنتر
monkey (اسم)
میمون ، بوزینه
ape (اسم)
میمون ، بوزینه
puggy (اسم)
میمون
jackanapes (اسم)
میمون ، بوزینه ، جلف ، ادم خودساز
man-ape (اسم)
میمون ، عنتر

معنی کلمه میمون به عربی

میمون را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محدثه
قرده
ش فیروزی
بدشکل بی ادب
شهریار آریابد
در پهلوی " کپیگ" برابر نسک فرهنگ کوچک زبان پهلوی نوشته مکنزی و برگردان بانو مهشید میرفخرایی.
گلشید
پیشوند Mimeo یا mimo به معنی imitate (تقلید کردن) است. واژه میمیک (mimic) هم از همین ریشه است؛ یعنی شکل کلی صورت از چه الگویی تقلید می‌کند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• میمون دماغدراز   • زندگی میمونها   • معنی میمون   • غذای میمون   • میمون عکس   • میمون کارتونی   • میمون گونه نماینده   • میمون نقاشی   • مفهوم میمون   • تعریف میمون   • معرفی میمون   • میمون چیست   • میمون یعنی چی   • میمون یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی میمون
کلمه : میمون
اشتباه تایپی : ldl,k
آوا : meymun
نقش : اسم
عکس میمون : در گوگل

آیا معنی میمون مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )