انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1093 100 1

میمون

/meymun/

مترادف میمون: باشگون، خجسته، خجسته پی، خوش شگون، خوش قدم، سعد، فرخ، فرخنده، مبارک، مبارک پی، مسعود، نیک پی، همایون ، بوزینه، حمدونه، چز

متضاد میمون: بدشگون، بدیمن

برابر پارسی: خجسته، همایون

معنی میمون در لغت نامه دهخدا

میمون. [ م َ مو ] (ع ص ) مبارک. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).ج ، میامین. دارای یمن و برکت. (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (برهان ). بایمن. (فرهنگ نظام ). خجسته. (مهذب الاسماء) (دهار) (غیاث ). همایون. (اوبهی ). فرخنده. خجسته. (ناظم الاطباء). خوش شگون. (فرهنگ نظام ). مسعود. فرخ. بامیمنت. بایمن. خنشان. همایون. خرم. باشگون. مقابل مشؤوم :
همی فزونی جوید اواره بر افلاک
که تو به طالع میمون بدو نهادی روی.
شهید بلخی (اشعار پراکنده ص 36).
دیدن او بامداد خلق جهان را
به بود از صدهزار طایر میمون.
فرخی.
آفرین زان مرکب میمون که دیدم بر درش
مرکبی زین کرده و خاره بر و جادوربای.
منوچهری.
گر ایدونی و ایدون است حالت
شبت خوش باد و روزت نیک و میمون.
ناصرخسرو.
پند پدر بشنو ای پسر که چنین
روز من از راه پند میمون شد.
ناصرخسرو.
میمون چو همایست بر افلاک و شما باز
چون جغد به ویرانه در اعدای همائید.
ناصرخسرو.
امیر غازی محمود رای میدان کرد
نشاط مرکب میمون و گوی و چوگان کرد.
مسعودسعد.
صد هزاران سال میمون باد جشن مهرماه
بر شهنشاهی که دارد صد هزاران مهر و ماه.
امیرمعزی (از آنندراج ).
دولت میمون را... فضایل و مناقب بسیار است. (کلیله و دمنه ). طالعی میمون برای حرکت او تعیین کردند. (کلیله و دمنه ). آن ایام میمون ملک را مدخر شود. (کلیله و دمنه ).
آباد بر آن باره ٔ میمون همایون
خوش گام چو یحموم و ره انجام چو دلدل.
عبدالواسع جبلی.
نیست جهانم به کار بی درمیمون تو
ور بودم فی المثل عمر در او جاودان.
خاقانی.
گر بپرم بر فلک شاید که میمون طایرم
ور بچربم بر جهان زیبد که والا گوهرم.
خاقانی.
سوده و بوده شمر اشهب میمونش را
سوده قضا در رکاب بوده قدر در عنان.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 332).
گر رود بر لفظ میمونت که کردیمش قبول
گاه نظم و نثر حسانی و سحبانی کند.
ظهیر.
پیشانی بر خاک جناب میمون خواهند نهاد. (سندبادنامه ص 11).
چتر میمون همت اعلات
سایه دار سپهر اعظم باد.
؟ (سندبادنامه ص 11).
این پادشاه میمون سیرت همایون سریرت. (سندبادنامه ص 17). منابر به ذکر القاب میمون او بیاراستند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 339).
یاد یاران یار را میمون بود
خاصه کان لیلی و این مجنون بود.
مولوی.
امشبم طالع میمون و بخت همایون بدین بقعه رهبری کرد. (گلستان ).
که را مجال نظر بر جمال میمونت
بدین صفت که تو دل میبری ورای حجاب.
سعدی (بدایع).
سایه ٔ طایر کم حوصله کاری نکند
طلب از سایه ٔ میمون همائی بکنیم.
حافظ.
- ابوالمیمون ؛ انگبین. (دهار).
- میمون النقیبه ؛ مبارک پی. (مهذب الاسماء).
- میمون شدن ؛ خجسته شدن. فرخنده شدن. مبارک شدن. خرم و باشگون شدن :
پند پدر بشنو ای پسر که چنین
روز من ازراه پند میمون شد.
ناصرخسرو.
|| نیک بخت. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). خوشبخت :
نه در بهشت خلد شود کافر
کان جایگاه مؤمن و میمون است.
ناصرخسرو.
|| خوش آغال. خوش اغور. مقبل. متوفق. || (اِ) نره ٔ مرد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || غلام و بنده. (ناظم الاطباء). نامی بندگان و غلامان ترک را.

میمون. [ م َ مو / م ِ مو ] (اِ) بوزینه. (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام ). جانوری است معروف و آن برزخ است میان انسان و حیوان غیرناطق. (برهان ). میمونها خود راسته ای را از پستانداران تشکیل میدهند شکل دست و پای آنها شبیه دست انسان است از اینجهت آنها را «چهاردستان » گویند. در بسیاری صفات جسمانی مخصوصاً از نظر دندان بندی به انسان شباهت دارند و عموماً به زندگی روی درختان عادت دارند. میمونها شامل اقسام آدم نماها (شمپانزه ، گوریل ، اورانگ اوتان ، ژیبون ) و میمونهای دم دار (میمونهای قاره ٔ قدیم و میمونهای قاره ٔ جدید) است. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). مهنانه. (ناظم الاطباء). بوزنه. (آنندراج ) (غیاث ). انتر. (فرهنگ نظام ). قرد. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (ملخص اللغات ). کپی حمدونه. گپی. میمونها پستاندارانی از راسته ٔ پریمات ها (نخستینان ) هستند که داری صورت نسبةً پهن و انگشتان ناخن دار میباشند و اغلب گونه های آنها بدون پوزه است و دارای پستانهای کاملاً سینه ای مشخصند. میمونها معمولاً به زندگی روی درخت عادت دارند و شکل دست و پای آنها شبیه دست انسان است و چون انگشت شست پاهای آنها مانند انگشت شست دست در مقابل سایر انگشتان قرار گرفته بدینجهت با پاهای خود نیز میتوانندمانند دست ها اشیاء را بگیرند از این رو آنها را چهاردستان نیز گویند. میمونها همه چیز میخورند و در بسیاری از صفات خصوصاً از نظر وضع دندان بندی به انسان شباهت دارند. میمونها پستاندارانی عالی و باهوشند و از لحاظ تقسیم بندی جانوری بلافاصله بعد از انسان قرار دارند و دارای زندگی اجتماعی میباشند. جنس ماده در هر دفعه یک نوزاد به دنیا می آورد و ندرتاً ممکن است دوقلو بزاید مادر از نوزادش تا سن بلوغ بخوبی محافظت میکند و در اکثر گروهها جنس نر نیز با شجاعت بی نظیر از خانواده اش دفاع میکند. میمونها را به سه دسته تقسیم می کنند: 1- میمونهای با منخرین فاصله دار ، این میمونها مخصوص جنوب قاره ٔ جدید (امریکای جنوبی ) میباشند. سوراخهای بینی آنها از همدیگر دور هستند و جدار ضخیمی آنها را از هم جدا میکند. دم این دسته از میمونها دراز و گیرنده است. میمونهای مزبور هنگام غروب بطور دسته جمعی حرکت میکنند وزوزه های موحش بلند میکشند. نمونه ٔ این دسته از میمونها می ستس (میست ) میباشد.2- میمونهای با منخرین نزدیک ، جدار حد فاصل بین منخرین این دسته از میمونها نازک است و دم آنها کوتاه تر از افراد دسته ٔ قبل میباشد و گیرنده نیست. فرمول دندان آنها شبیه انسان است.نمونه ٔ این دسته از میمونها انتر (عنتر) است که در آسیا میزید. 3- میمونهای آدم نما ، این دسته از میمونها از لحاظ صفات تکاملی از سایر میمونها جلوترند و در سلسله ٔ جانوری از لحاظ تکامل اندامها و وضع نیمکره های مغزی بلافاصله بعد از انسان قرار دارند. میمونهای آدم نما بدون دم هستند. از نمونه ٔ این دسته یکی اورانگوتان است که در جزایر سُند میزید و دیگر شمپانزه است که محل زیستش در افریقاست ، دیگر گوریل است که آنهم مخصوص افریقا است و بالاخره ژیبون که در جزایر سوماترا و هندوستان میزید. (از لاروس بزرگ و دائرة المعارف کیه ) :
کند از خست او همی پنهان
همچو میمون نخود در آکپ خویش.
خسروانی.
- مثل میمون ؛ زشت. کریه.
- امثال :
میمون در حمام بچه اش را زیر پاش می گذارد.
میمون را کون سوخت بچه را به زیر گرفت .
میمون کونش بر زمین سوخت بچه اش را زیر کون گذاشت . (فرهنگ نظام ).
میمون که به تنگ می آید بچه ٔ خودرا زیر کون می گذارد. (آنندراج ).
میمون هرچه زشت تر است بازیش بیشتر است . (فرهنگ نظام ).

میمون. [ م َ مو / م ِ مو ] (اِ) گیاهی است از تیره ٔ میمونیان و از راسته ٔ دولپه ایهای پیوسته گلبرگ که میوه اش کپسول است و با دو شکاف بازمیشود و یکی از گیاهان زینتی است و گلهایش غالباً به رنگ سفید و بنفش و قرمز است. انف الثور. انف العجل. گل میمون. تم الذئب. واق واق چیچکی. ارسلان اغزی. (از گیاه شناسی گل گلاب ) (از فرهنگ گیاهی ). وجه تسمیه ٔ این گیاه به مناسبت شکل ظاهری جام گل این گیاه به قیافه ٔ میمون است.

میمون. [م َ مو ] (اِخ ) قریه ای واقع در سه فرسنگ و نیمی میانه ٔ شمال و مغرب اصطهبانات. (فارس نامه ٔ ابن البلخی ).

میمون. [ م َ مو ] (اِخ ) ابن ابراهیم کاتب. وی کاتب مکاتبات خاصه ٔ متوکل خلیفه ٔ عباسی است و کتاب رسائل از تألیفات اوست. بعربی نیز شعر می گفته و دیوان او بیست ورقه است. (از ابن الندیم ) (از یادداشت مؤلف )

میمون. [ م َ مو ] (اِخ ) ابن اقرن. وی بعد از ابی الاسود الدؤلی در علوم عربیه امام مقدم است. نحو و سایر علوم عربی را از ابی الاسودالدؤلی آموخت و عنبسةبن معدان الفیل از وی أخذ علوم عربی کرده است. (از ابن الندیم ) (از معجم الادباء).

میمون. [ م َ مو ] (اِخ ) ابن جعفر، مکنی به ابوتوبه ، لغوی و نحوی و ادیب بوده است. وی شاگرد ابی الحسن کسائی است و عمروبن سعیدبن سلم از وی کسب ادب کرده است ، وی با اصمعی مباحثاتی نیز داشته است. (از معجم الادباء).

میمون. [م َ مو ] (اِخ ) ابن قیس بن جندل. رجوع به اعشی شود.

میمون. [ م َ مو ] (اِخ )ابن محمدبن معتمدبن مکحول ، مکنی به ابوالمعین النسفی ، متوفی به سال 508 هَ. ق. از فضلا است. او راست : کتاب بحرالکلام در توحید و کتاب تبصره ایضاً در توحید.و کتاب التمهید لقواعدالتوحید. (از الاعلام زرکلی ).

میمون. [ م َ مو ] (اِخ ) ابن مهران الرقی ، مکنی به ابوایوب. فقیه و قاضی متولد به سال 37 هَ. ق. متوفی به سال 117 هَ. ق. وی یکی از ثقات حدیث است ، درکوفه نشو و نما یافت و در زمان عمربن عبدالعزیز منصب قضا یافت مردی کثیرالعبادة بود و نسبتش به رقة است که یکی از بلاد بین النهرین است. (از الاعلام زرکلی ).

میمون. [ م َ مو ] (اِخ ) ابن نجیب واسطی ، طبیبی فاضل و حکیم بوده. وی از اطباء و ریاضی دانان معروف عهد غزالی و همدست خیام در رصد و اصلاح تقویم جلالی بود. منطق و طبیعیات و الهیات شفا را بخوبی میدانست. پدرش از واسط به اهواز مهاجرت کرد و میمون آنجا متولد شد و یک چند در بغداد و چندی در هرات اقامت کرد و کمتر با ارباب جاه و مال می آمیخت. نزد شرف الدین ظهیرالملک علی بن حسن بیهقی حاکم هرات تقرب و احترامی شایان داشت. از گفته های اوست : خردمند کسی است که هرگاه حادثه ای بر او وارد شود بهت زده نشود و از جستجوی چاره بازنماند. (از تتمه ٔ صوان الحکمة) (از غزالی نامه ٔ همائی ). و رجوع به تاریخ الحکمای شهرزوری شود.

میمون. [ م َ مو ] (اِخ ) ابن هارون بن مخلدبن أبان ، مکنی به ابوالفضل متوفی به سال 297 هَ. ق. وی از اهل بغداد و کاتب و صاحب اخبار و ادیب و شاعر بود. از جاحظ کسب علوم کرد و ازاو جعفربن قدامة کسب علم کرده است. (اعلام زرکلی ).

میمون. [ م َ مو ] (اِخ )ابن هارون الکاتب. از کاتبان و محدثین است و از اسحاق بن ابراهیم موصلی و تعداد زیادی از محدثین دیگر اخذحدیث کرده است. (از الوزراء و الکتاب ) (از موشح ).

معنی میمون به فارسی

میمون
( صفت ) خجسته فرخنده باشگون : سایه طایرکم حوصله کاری نکند طلب از سایه میمون همایی بکنیم . ( حافظ )
ابن هارون الکاتب از کاتبان و محدثین است
دهی است از دهستان کربال بخش زرقان شهرستان شیراز
خوش اقبال خجسته پی : ای معرااصل عالی جوهرت ازحرص و آز. وی مبرا ذات میمون اخترت از زرق و ریو. ( حافظ )
( صفت ) کسی که میمونی را تربیت کندو او را ببازیهای مختلف و ادارد و بدین وسیله ارتزاق نماید.
دهی است از دهستان خالصه بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان
وادار کردن میمون تربیت شده ببازیهای مختلف .
دهی است از دهستان ابهر رود بخش ابهر شهرستان زنجان
یکی از قلاع معتبر اسمعیلیان که در ولایت رودبار نزدیک قلعه الموت واقع بوده است
نیک بخت خوش اقبال : [ حق سبحانه و تعالی سایه معدلت این پادشاه جوانبخت و شهریار مبارک طلعت میمون دولت تا دامن قیامت بر سر کافه خلایق مظل و مبسوط داراد.
مبارک فکر که دارای رای نیک است
خجسته خصال فرخنده نهاد
خوش شگون نیک فرخنده
مبارک دیدار خجسته روی : آن بهشتی لعبت میمون لقارا روز و شب منزل وماوی نگردر آب کوثر آمده .
جابان صحابیست
پیروان میمون بن خالد یا میمون بن عمران بودند و میمون نخست از عجارده که گروهی از خوارج بشمار میرفتند پیروی میکرد ولی پس از چندی وی درباره اراده و قدور استطاعت با آنان بمخالفت برخاست و خود بنظریات دیگری معتقد شد .
طالع سعد طالع مسعود طالع مبارک
گلی است که کپسول آن بدو شکاف باز میشود و یکی از گلهای زینتی معمول است .
از مفسران مشهور و فلاسفه بزرگ یهود در قرون وسطی . در ۱۱۳۵ در قرطبه متولد شد و در ۱۱۶٠ از اسپانیا مهاجرت کرد و پس از مدتی سرگردانی سرانجام در فسطاط واقع در مصر اقامت گزید . کتاب دلاله الحائرین او خلاصه فلسفه یهود را از قدیم الایام تا روزگار وی باز می گوید. این کتاب که به شیوه فلاسفه مشایی نوشته شده است در فلسفه بعدی یهود و همچنین در فلاسفه اهل مدرسه قرن سیزدهم میلادی چون آلبر توس ماگنوس و تامس اکوینس ( فر.توماداکن ) تاثیر عمیق داشته است.

معنی میمون در فرهنگ معین

میمون
(مِ) [ ع . ] (اِمف .) فرخنده ، خجسته . ج . میامن .
( ~.) (اِ.) بوزینه .

معنی میمون در فرهنگ فارسی عمید

میمون
دارای یمن و برکت، مبارک، خجسته.
پستانداری پشمالو و شبیه انسان، با دست های بلند که معمولاً روی درختان زندگی می کند، بوزینه، بوزنه، بوزنینه، پوزینه، حمدونه، پهنانه، مهنانه، چز، کپی.

میمون در دانشنامه اسلامی

واژه میمون ممکن است در معانی ذیل به کار رفته و یا اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: معانی• میمون، بوزینه، اسمی کلی برای میمون دارای چابکی فوق العاده و هوشمندی و زرنگی شگفت انگیز• چاه میمون، یکی از چاه های عربستان و دارای کاربرد فقهی در باب حج اعلام و اشخاص• میمون بن قیس، با تخلص ابوبصیر، از مشهورترین شاعران طبقه اول در جاهلیت و یکی از اصحاب معلقات نه گانه• میمون بن مهران، میمون بن مهران، رقی جزری، کنیه اش ابوایوب، از والیان بنی امیه و والی جزیره
...
میمون بن قیس از تیره ثعلبه و از قبیله ی بکر بود. وی از مشهورترین شاعران طبقه ی اول در جاهلیت و یکی از اصحاب معلقات نه گانه است، و تخلصش «ابوبصیر» بود.
نامش میمون بن قیس بن جندل بن شراهیل بن عوف بن سعد بن ضبیعه بن قیس بن ثعلبه، از تیره ثعلبه و از قبیله ی بکر و تخلصش «ابوبصیر» بود. چون در شب چشمانش دید کافی نداشت و کم سو می شد به اعشی معروف شد، زیرا در لغت عرب «الاعشی» به کسی گفته می شود که در شب، چشمانش قادر به دیدن نیست. وی که دارای عمری طولانی بود، اواخر عمرش به طور کامل بینایی اش را از دست داد.
← شاعر مشهور
اعشی راویه ای مسیحی به نام یحیی بن متی داشت که تا روزگار معاویه زنده بود و از عباد بسیار کهنسال حیره محسوب می شد. بنا بر گفته ی راویه اعشی قدری مذهب بود و این آیین را از مسیحیان حیره آموخته بوده است. وی اشعار اعشی را نقل کرده است؛ اما دو قرن بعد، به تدوین اشعار اعشی در شهر بصره اقدام شد. در قرن سوم ابن سلام و سپس ابن قتیبه هر یک در طبقات خود، زندگی نامه ای به شیوه ی قدما از اعشی آوردند. نخستین کسی که اشعار اعشی را در یک دیوان گرد آوری کرد، اصمعی بود، و گروهی دیگر به تکمیل آن پرداختند. سپس در پایان قرن سوم هجری ثعلب و ابوبکر ابن انباری دو مجموعه ی دیگر فراهم آوردند. اما از این همه روایات، تنها روایت ثعلبی بر جای مانده است. سرانجام در قرن چهارم هجری، انبوهی روایات که راویان بصری (ابوعبیده، اصمعی، محمد بن عباس یزیدی) و راویان کوفی (حماد، سماک بن حرب) نقل کرده بودند، در اغانی گرد آمد. اشعار بازمانده از وی در دیوانی به نام «الصبح المنیر فی شعر ابی بصیر- ط» گردآوری شده و گایر مستشرق آلمانی بعضی از اشعار او را به آلمانی ترجمه کرده و فؤاد افرام البستانی رساله ای با عنوان «الاعشی الکبیر- ط» به چاپ رسانده است.
صناجة العرب
گوناگونی شعر اعشی، خواه از نظر شکل و یا مضمون، پیوسته نظرها را جلب کرده است و از آن رو که در هر وزن و قافیه ای شعر سروده است، از همه برترش نهاده اند. اعشی را «صناجة العرب» گفته اند. چون شعر او دارای موسیقی و غناست و اولین کسی بود که صنج را در شعر به کار برد. برخی نیز گفته اند اعشی را از این رو صناجة العرب و صناجة الطرب لقب داده اند، که شعر را با آوازی دل انگیز انشاد می کرد. علاوه بر موارد فوق چون در زمان جاهلیت اشعار او را همه به آواز می خواندند؛ او را صناجة الطرب لقب دادند. برخی از معاصرین بر این عقیده اند که: اعشی را مردمان عرب از در جودت شعر و نیکوئی سخن صناجة العرب می نامیدند. زیرا او نخستین کسی بود که برای شعر خویش صله و جایزه گرفت، و از پاداش مدح افراد مال اندوخت چندان که غنی شد و در سخن او اثری بود که هر که را مدح می گفت عزیز و ثروتمند، و هر که را هجو می کرد ذلیل و زبون می شد.
اعشی و تاریخ و فرهنگ ایران
...
میمون بن مهران، رقی جزری، کنیه اش ابو ایوب، والی جزیره بوده است. وی در سال ۴۰ به دنیا آمد.
پدرش، مهران، از بردگان خاندان نصر بن معاویه بود که بعد از پیمان نامۀ آزادی، آزاد شد اما برخی معتقدند که مهران کاتب بنی نصر بن معاویه بوده و از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم حدیثی روایت کرده است. مادر میمون، ام قیس بود. میمون بن مهران گفته است که مادرم از بنی نصر بن معاویه از قیس عیلان بود و من در حالی که مادرم آزاد بود به دنیا آمدم و پدرم از ازد بود میمون بن مهران بردۀ زنی به نام ام نمیر از تیرۀ ازد، جد قبیله ثماله، بود که این زن او را آزاد کرد و میمون ساکن کوفه شد
محل سکونت
میمون تا سال ۸۰ که جنگ جماجم درگرفت، در کوفه سکونت داشت و پس از آن به جزیره رفت. وی به شغل بزازی مشغول بود، در عین حال به مشاغل سیاسی نیز می پرداخت، به طوری که از طرف محمد بن مروان، سرپرست بیت المال شهر حران شد و در زمان خلافت عمر بن عبدالعزیز، به سرپرستی خراج و منصب قضاوت جزیره منصوب گردید. میمون بن مهران از این که در دوران بنی امیه، نقشی در امور سیاسی داشته باشد ناخرسند بود و بارها به این نکته اشاره کرده است که هر کاری را بهتر ازاین می دانم که عهده دار منصبی در خلافت بنی امیه باشم، حتی در زمان خلافت عمر بن عبدالعزیز که یکی از خلفای خوشنام این دوره است. از همین رو، وی پسرش، عمرو، را نزد عمر بن عبدالعزیز فرستاد با این پیام که قضاوت و گرفتن خراج کاری دشوار است و از خلیفه خواست تا او را از این کار معاف دارد، ولی خلیفه تقاضای او را رد کرد و گرفتن خراج را امری به حق خواند و از میمون خواست تا اگر در قضاوت با مشکلی مواجه شد در حل آن از او کمک بخواهد. میمون از دوستان نزدیک عمر بن عبدالعزیز بود و عمر تربیت و تأدیب فرزندان خود را به او واگذار کرد.
پارسایی و دادگری میمون
میمون بن مهران، بر خلاف قدرتمندان و سیاستمداران دورۀ اموی، دادگر و پارسا بود و از ظلم به بردگان اجتناب می کرد. عمر بن عبدالعزیز که خلیفه ای خدا ترس و با ایمان بود، نظر مساعدی به میمون داشت و او را گزینۀ مناسبی برای جانشینی خود می دانست، به همین دلیل در هنگام مرگ گفت که اگر کار به دست من بود، میمون بن مهران را به جانشینی برمی گزیدم. میمون تا پایان خلافت عمر بن عبدالعزیز در منصب خود باقی بود و پس از مرگ او و هنگام خلافت هشام بن عبدالملک، چند ماهی در این منصب بود. در سال ۱۰۸ که سپاه اسلام، به فرماندهی معاویه بن هشام بن عبدالملک، با کشتی به شام لشکر کشید، میمون بن مهران نیز این سپاه را همراهی کرد. میمون بن مهران با اندیشۀ قدر مخالف بود و مردم را از مجالست و همصحبتی با قدریان منع می کرد. لذا، هشام بن عبدالملک از میمون خواست تا با غیلان دمشقی صحبت و او را موعظه کند تا از نظر خود برگردد. هنگامی که غیلان دمشقی از پاسخ به میمون عاجز شد، به دستور هشام به قتل رسید. از دیگر اقدامات میمون بر ضد قدریان آن بود که گواهی کفر جعد بن درهم، از رهبران این مذهب، را صادر کرد و در نتیجه، عبدالله قسری به دستور هشام، جعد را کشت. میمون بن مهران در سال ۱۱۷، به روزگار هشام بن عبدالملک، در گذشت.
روایت حدیث
...
ابن میمون، موسی بن میمون اسرائیل قرطبی (۵۳۰- ۶۰۱ ق)، عالم و فیلسوف و طبیب یهودی که در فقه و شرایع یهود چنان مقام والایی داشت که یهودیان دربار او گفته اند: از موسی علیه السّلام تا موسی (ابن میمون) کسی مانند موسی برنخاسته است.
ابن میمون گرچه از علما و احبار یهود است، ولی چون در محیط فرهنگی و علمی اسلامی پرورش یافته و در طب و فلسفه آثار خود را به عربی نوشته است، متعلق به حوز فرهنگ اسلامی نیز هست. مورخان عرب کنیه او را ابوعمران نوشته اند که شاید به جهت نام موسی به او داده شده است وگرنه او فرزندی به نام عمران نداشته است تا با این کنیه خوانده شود. بعضی از نویسندگان مسلمان او را موسی بن عبیدالله خوانده اند، در صورتی که نام پدر او مسلما میمون بوده است. احتمال می رود که نام عبیدالله عربی شده عوبادیه باشد که دو تن از اجداد موسی به این نام بوده اند. تاریخ تولد او را روز شنبه عید فصح یهود (چهاردهم نیسان) یک ساعت و ۲۰ دقیقه بعدازظهر در سال ۴۸۹۵ پس از خلقت (به قول یهود)، یعنی سال ۱۱۳۵ م ثبت کرده اند. موسی در شهر قرطبه از بلاد اندلس متولد شد. این شهر از مراکز بزرگ فرهنگ اسلامی در اندلس و همچنین از مراکز بزرگ فرهنگ یهود بود. پدر موسی، میون نیز از علمای بنام یهود و از شاگردان یوسف بن میکاش و اسحاق فاسی بود و در محکم شرعی هود در قرطبه منصب قضا داشت. در آن زمان یکی از احبار بنام یهود به نام یهودا کوهن در فاس می زیست و ابن میمون که در آن زمان بیست و پنج ساله بود، پیش او درس خواند. مرگ ابن میمون به گفت مورخان یهود در روز دوشنبه ۱۳ دسامبر ۱۲۰۴ اتفاق افتاده است که مطابق با ربیع الآخر ۶۰۱ می شود.
ابْنِ مِیْمون، موسی بن میمون اسرائیل قرطبی (530-601ق)، عالم و فیلسوف و طبیب یهودی که در فقه و شرایع یهود چنان مقام والایی داشت که یهودیان دربار او گفته اند: از موسی(ع) تا موسی (ابن میمون) کسی مانند موسی برنخاسته است.
ابن میمون گرچه از علما و احبار یهود است، ولی چون در محیط فرهنگی و علمی اسلامی پرورش یافته و در طب و فلسفه آثار خود را به عربی نوشته است، متعلق به حوز فرهنگ اسلامی نیز هست. مورخان عرب کنیه او را ابوعمران نوشته اند که شاید به جهت نام موسی به او داده شده است وگرنه او فرزندی به نام عمران نداشته است تا با این کنیه خوانده شود. بعضی از نویسندگان مسلمان او را موسی بن عبیداللّه خوانده اند، در صورتی که نام پدر او مسلماً میمون بوده است. احتمال می رود که نام عبیداللّه عربی شده عوبادیه باشد که دو تن از اجداد موسی به این نام بوده اند. تاریخ تولد او را روز شنبه عید فصح یهود (چهاردهم نیسان) یک ساعت و 20 دقیقه بعدازظهر در سال 4895 پس از خلقت (به قول یهود)، یعنی سال 1135م ثبت کرده اند. موسی در شهر قرطبه از بلاد اندلس متولد شد. این شهر از مراکز بزرگ فرهنگ اسلامی در اندلس و همچنین از مراکز بزرگ فرهنگ یهود بود. پدر موسی، میون نیز از علمای بنام یهود و از شاگردان یوسف بن میکاش و اسحاق فاسی بود و در محکم شرعی هود در قرطبه منصب قضا داشت.
ابن میمون در سن سیزده سالگی به مصر مهاجرت کرد و در آنجا به تحصیلات خود ادامه داد.
در آن زمان یکی از احبار بنام یهود به نام یهودا کوهن در فاس می زیست و ابن میمون که در آن زمان بیست و پنج ساله بود، پیش او درس خواند.
مرگ ابن میمون به گفت مورخان یهود در روز دوشنبه 13 دسامبر 1204 اتفاق افتاده است که مطابق با ربیع الآخر 601 می شود.
ابن میمون در شریعت و کلام یهود و در فلسفه و طب و ریاضیات آثار مهمی از خود به جای گذارده است که برخی از آنها عبارتند از:
بئرمیمون، چاهی در حوالی مکه است.
بئرمیمون، چاهی در حوالی مکه. اگرچه این چاه در صدر اسلام شهرتی داشته، در حال حاضر محلی بدین نام در ناحیه مکّه یافت نمی شود. در منابع موجود نیز مطلبی دال بر این که بئرمیمون متروک شده یا هنوز، با نامی دیگر، از آن استفاده می شود وجود ندارد. محل این چاه قدیمی نیز مشخص نیست. بسیاری از شواهد گویای آن است که بین مسجدالحرام و منی، ولی اندکی نزدیکتر به محل اخیر، قرار داشته است.
← ذکر بئرمیمون در کتب مختلف
(۱) علاوه بر قرآن.
(۲) ابن حائک، صفة جزیرة العرب، چاپ محمدبن علی أکوع، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۳) عبدالله بن عبدالعزیز بکری، معجم مااستعجم من اسماء البلاد و المواضع، چاپ مصطفی سقّا، قاهره ۱۹۴۵ـ ۱۹۵۱.
(۴) احمد سباعی، تاریخ مکه، قاهره ۱۳۷۲، ص ۹۶.
(۵) محمدبن جریرطبری، تاریخ الرسل والملوک، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۷۹ـ۱۹۰۱.
(۶) محمدبن احمد فاسی، شفاءالغرام بأخبارالبلدالحرام، قاهره ۱۹۵۶، ج ۱، ص ۳۴۳.
(۷) محمدبن احمد نهروالی، کتاب الاعلام باعلام بیت الله الحرام فی تاریخ مکة المشرفة، مکه (تاریخ مقدمه ۱۳۷۰/۱۹۵۰).
(۸) علی بن ابی بکر هروی، الاشارات الی معرفة الزیارات، چاپ سوردل ـ تومین، دمشق ۱۹۵۳، ص ۸۹.

ثَعْلبة بن میمون، فقیه و محدّث شیعی و از اصحاب امام جعفرصادق و امام موسی کاظم علیهماالسلام است.
کنیه اش ابواسحاق بود و او را ابواسحاق فقیه ، ابواسحاق نحوی و اسدی کوفی نیز می خواندند.
ثَعْلَبة بن مَیْمون فقیه و محدّث شیعی و از اصحاب امام جعفرصادق(ع) و امام موسی کاظم(ع) است.
کنیه ثَعْلَبة بن میمون، ابواسحاق بود و او را ابواسحاق فقیه، ابواسحاق نحوی و اسدی کوفی نیز می خواندند. از تاریخ تولد و وفاتش اطلاعی در دست نیست. از موالی بنی اسد و بنی سلامه بوده، به زهد، عبادت و نیک کرداری و فصاحت شهرت داشته است. درباره عبادت ثعلبه در مسجد کوفه و توجه هارون الرشید (حکومت:۱۴۹ـ۱۹۳ق) به او، روایتی نقل شده است. او را قاری، نحوی و لغوی نیز دانسته اند.



میمون در دانشنامه ویکی پدیا

میمون
میمون ها از نسل پیش میمونیان پدید آمده اند. میمون مانندهای اولیه در آمریکای جنوبی طی نود میلیون سال به رده پَخ بینیان (مارموستها، میمون های عنکبوتی و غیره) تکامل یافته اند که ویژه هند هستند. در جهان کهن تکامل میمون مسیر متفاوت و پرثمرتری را پیمود که نخستین گام آن پیدایش رده راست بینیان (ماکاکها، بابونها و غیره) بود.
عنتر_دم کوتاه
اولین میمونی که به فضا پرتاب شد، در سال ۱۹۴۹ توسط ایالات متحده آمریکا و بر روی موشک موسوم به V-2 به ارتفاع ۱۳۴ کیلومتر از سطح زمین رسید. این میمون در مسیر بازگشت، به دلیل باز نشدن چتر نجات کشته شد.
تا کنون پنج دولت ایالات متحده آمریکا، اتحاد شوروی، فرانسه، آرژانتین و ایران میمون به فضا پرتاب کرده اند.
مک ایودی، کالین، اطلس تاریخی آفریقا، ترجمه فریدون فاطمی، تهران ۱۳۶۵، ص ۱۳.
عکس میمون
میمون (猴) یکی از ۱۲ حیوانی است که بنا بر تقویم چینی و تقویم مغولی هر ۱۲ سال یک بار در منطقةالبروج چینی و منطقةالبروج مغولی ظاهر می شود. سال میمون همچنین معادل نماد چینی 申 است.
میمون آباد ، روستایی از توابع بخش ییلاق شهرستان قروه در استان کردستان ایران است.
این روستا در دهستان ایلان جنوبی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۲۲ نفر (۲۸خانوار) بوده است.
میمون آبی (نام علمی: Cercopithecus mitis) نام یک گونه از زیرخانواده دم درازیان است.
میمون آسمانی (نام علمی: Ouranopithecus macedoniensis) نام یک گونه از بالاخانواده کپی است.
Chororapithecus
میمون آنویا
Samburupithecus
پیرولاپیتکوس
میمون ناکالی
Dryopithecus
میمون آسمانی ترکیه (نام علمی: Ouranopithecus turkae) نام یک گونه از بالاخانواده کپی است.
میمون آنتیل (نام علمی: Xenotrichini) نام یک تبار منقرض شده از تیره لخت صورتان است.
میمون آنویا (نام علمی: Anoiapithecus brevirostris) نام یک گونه از تیره انسانیان است.
Chororapithecus
Samburupithecus
پیرولاپیتکوس
میمون ناکالی
کوه کپی
میمون قلاب
میمون اسکلیتر (نام علمی: Cercopithecus sclateri) نام یک گونه از زیرخانواده دم درازیان است.
میمون ال هوست (نام علمی: Cercopithecus lhoesti) نام یک گونه از زیرخانواده دم درازیان است. این گونه در حوضه رودخانه کنگو یافت می شود. این میمون در جنگل های کوهستانی در قلمرویی کوچک به صورت یک نر و چند ماده زندگی می کنند. میمون ال هوست با بدن کوچک، موهایی به رنگ قهوه ای تیره، با یک پشت به رنگ بلوطی که قسمت هایی از پشتش را فراگرفته است. طول بدن این گونه ۳۲تا۶۹ سانتی متر، با دمی به اندازه ۴۸–۹۹ سانتی متر می باشد. وزن نقره ای این گونه اغلب ۶ کیلوگرم، اما جنس ماده این گونه دارای وزنی حدود ۳٫۵ کیلوگرم است. میمون ال هوست در جمهوری دموکراتیک کنگو، رواندا، بوروندی، و غرب اوگاندا یافت می شود.
میمون باتلاقی آلن(نام علمی: Allenopithecus nigroviridis) نام یک گونه از تیره میمون بر قدیم است.
۱۲ میمون (به انگلیسی: 12 Monkeys) فیلمی در ژانر علمی تخیلی و نئو نوآر محصول ۱۹۹۵ از کشور ایالات متحده آمریکا و به کارگردانی تری گیلیام است که در ساخت آن از یکی از فیلم های کوتاه کریس مارکر با نام اسکله الهام گرفته است. در این فیلم بروس ویلیس، برد پیت، مادلین استو، کریستوفر پلامر و دیوید مورس حضور دارند.
۲۹ دسامبر ۱۹۹۵ (۱۹۹۵-12-۲۹)
در سال ۱۹۹۶ جهان به مکانی ناامن برای زندگی بشر تبدیل گشته؛ به طوری که بیش از ۵ میلیارد نفر بر اثر یک ویروس کشنده از بین رفته اند و یک درصد باقی مانده از انسان ها مجبورند برای در امان ماندن از مرگ؛ در زیر زمین زندگی کنند. در سال ۲۰۳۵ عده ای از دانشمندان برای یافتن راه حلی برای درمان این ویروس، زندانیان را به زمان گذشته می فرستند تا از نوع غیر جهش یافته ویروس ها اطلاعاتی را پیدا کنند. یکی از آن زندانیان جیمز کول (بروس ویلیس) برای انجام مأموریت در سال ۱۹۹۶ انتخاب می شود. او باید به جمع آوری اطلاعات دربارهٔ ویروس بپردازد؛ ویروسی که به عقیده دانشمندان توسط یک گروه تروریستی که به نام دوازده میمون شناخته می شوند؛ منتشر می شود. او برای نخستین بار به اشتباه به سال ۱۹۹۰ و به یک آسایشگاه روانی فرستاده می شود و در آنجا نخستین بار با یک دکتر روانپزشک به نام کاترین ریلی (مادلین استو) برخورد می کند که…
اثر صَدُمین میمون (به انگلیسی: hundredth monkey effect)، پدیده ای است که ادعا می کند یک ایده یا یک رفتار جدید که تعداد مشخصی از اعضای یک گروه از آن آگاهی یافته اند می تواند به سرعت از روش هایی ناشناخته در میان گروه های دیگر پخش شود. نظریهٔ آن را لاورنس بلر و لیال واتسون در میانه دههٔ ۱۹۷۰ ارائه کردند و ادعا داشتند که براساس مشاهدات دانشمندان ژاپنی بوده است.
روپرت شلدریک - یکی از کارشناسان بنام در زمینهٔ Morphic resonance
میم - پدیده ای که از آن به عنوان معادل ژن در فرهنگ استفاده می کنند و برخی بر این باورند که گسترش افکار و عقاید و پدیده های فرهنگی از نسلی به نسل دیگر از این طریق صورت می گیرد.
کشف چندگانه - فرضیه ای دارد که می گوید اکثرِ کشف ها و اختراع هایِ مهمِ علمی، به صورتِ مستقل و تقریباً همزمان، توسطِ چندین دانشمند و مخترعِ مختلف، کشف شده اند.
اثر صدمین میمون ابتدا در پیشگفتار لیام واتسون بر کتاب Rhythms of Vision لاورنس بلر در ۱۹۷۵ و سپس در ۱۹۷۹ در کتاب Lifetide چاپ شد. بر طبق گفته های او، عده ای از دانشمندان، در سال ۱۹۵۲ پژوهشی را بر روی میمون های ماکاک ژاپنی در جزایر کوجیما انجام داده اند و مشاهده کرده اند که برخی از میمون ها یاد گرفته اند که سیب زمینی شیرین خود را بشویند و این رفتار جدید با مشاهده و تقلید در میان نسل جدید میمون ها پخش شد. سپس واتسون دریافته بود که پس از اینکه تعداد میمون های یادگیرندهٔ رفتار جدید به عددی حیاتی رسید (واتسون عدد ۱۰۰ را ذکر می کند)، این رفتار جدید به سرعت در میان میمون های جزایر دیگر گسترش یافت.
در ۱۹۸۵، الن مایرز به بازبینی پزهش اصلی صدمین میمون در ژورنال Context پرداخت و دریافت که مطالب موجود در مقاله چاپ شده در مجله نخستی سانان دلایل موجه ای برای داستان واتسون نیستند. او به وجود پدیده صدمین میمون شک کرد.
در تحلیلی که رون آموندسون از مقالات مربوط به آن انجام داد و بوسیلهٔ جامعه شکاکان منتشر شد مشخص شد که در نتایج اعلام شده در پژوهش اصلی اغراق شده و یادگیری موارد جدید از طریق مشاهده و در طول زمان و از بین رفتن نسل پیشین گروه میمون ها بوده است. او دریافت که سرعت یادگیری نیز سال ها طول کشیده و امری ناگهانی نبوده است.
الن میمون (فرانسوی: Alain Mimoun; ۱ ژانویهٔ ۱۹۲۱ – ۲۷ ژوئن ۲۰۱۳(2013-06-27)) دونده اهل فرانسه بود.
الن میمون در دانشنامه بریتانیکا
Alain Mimoun, a Top Runner, Dies at 92 وبگاه روزنامه نیویورک تایمز
Alain Mimoun obituary وبگاه روزنامه گاردین
از افتخاراتی وی میتوان به کسب مدال طلا دو ماراتن در بازی های المپیک تابستانی ۱۹۵۶ اشاره کرد.
بای بای میمون (ایتالیایی: Ciao maschio) فیلمی در ژانر کمدی به کارگردانی مارکو فرری است که در سال ۱۹۷۸ منتشر شد. این فیلم در سی و یکمین جشنواره فیلم کن برنده جایزه بزرگ شده است.
ژرار دوپاردیو
مارچلو ماسترویانی
جیمز کوکو
جرالدین فیتزجرالد
میمسی فارمر
ابیگیل کلایتون
«پنجه میمون» (به انگلیسی: The Monkey's Paw) داستانی کوتاه از دابلیو. دابلیو. جیکوبز در ژانر وحشت است. این کتاب برای اولین بار در سال ۱۹۰۲ در انگلستان به چاپ رسید. داستان، بر اساس همان ایدهٔ قدیمی "سه آرزو که برآورده می شوند" شکل گرفته است؛ که در این داستان، پنجهٔ یک میمون این کار را انجام می دهد. نکته اینجاست که پنجه همیشه آرزوی مورد نظر را برآورده می کند، ولی همراه با آن قسمت بزرگی از زندگی را نیز می گیرد. نویسنده برای این که نشان بدهد گاه زندگی فعلی خیلی بهتر از زندگی ای که آرزویش را داریم است، این داستان را نوشته است.
آقا و خانم وایت (به انگلیسی: White)، همراه با پسر بالغ شان، هربرت (به انگلیسی:Herbert)، زندگی شاد ولی فقیرانه ای را می گذرانند. یک شب دوست قدیمی پدر که تازه از هند بازگشته، به دیدار آن ها میاید. نام این فرد، سروان موریس است. او داستان های هیجان انگیزی در مورد کارهایی که در هند انجام داده و چیزهایی که از آن جا آورده برای خانواده وایت تعریف می کند و خانواده وایت که جذب شده اند با دقت به حرف های او گوش می کنند. یک بار، او شروع می کند درباره یک پنجه میمون حرف زدن، ولی سپس پشیمان می شود و به سرعت موضوع را عوض می کند.
در نهایت، وقتی آقای موریس کمی صبر می کند، هربرت می گوید: "هند کشور جالبی به نظر میاید! من حتماً به آنجا خواهم رفت!" ولی ناگهان رنگ از چهره سروان می پرد و به صدای بلند می گوید: "نه! در هند چیزهای بسیار خطرناکی وجود دارد! بسیار خطرناک!" و هربرت پاسخ می دهد: "مثلاً آن پنجهٔ میمون که از صحبت کردن درباره آن پرهیز می کنید؟! کمی درباره آن توضیح دهید!" موریس ابتدا قبول نمی کند ولی سپس با فشار تمام اعضای خانواده به حرف می آید و این ماجرا را تعریف می کند:این پنجه را اولین بار یکی از دوستان من در جنگ از یک پیرمرد هندی گرفت. پیرمرد به او توضیح داده بود که این پنجه می تواند سه آرزو را برآورده کند ولی ممکن است اثرات خطرناکی داشته باشد. او به این هشدار توجه نکرده و پنجه را گرفته بود. من هیچ وقت نفهمیدم که او برای چه چیزهایی آرزو کرد، ولی می دانم پس از اینکه هرسه آرزویش را کرده بود، ترجیح داد خودش را بکُشد. او خانواده یا دوستی نداشت و اموالش به من رسیدند. من از دیدن پنجه میمون تعجب نکردم، زیرا او قبلاً درباره آن توضیح داده بود. من می دانستم که این پنجه چیزی به جز بدشانسی نمی آورد؛ ولی وسوسه رسیدن به سه آرزو به شدت آزارم می داد. من آرزوی یک ماشین خوب و گران قیمت کردم، و همسر و کودکانم در یک حادثه رانندکی در همان ماشین جان باختند. من دیگر آرزویی نکردم و حالا می دانم که آن، فقط زندگی ام را بدتر خواهد کرد." خانواده وایت ابتدا شگفت زده می شوند، ولی سپس همان وسوسهٔ کذایی به آن ها نیز غلبه می کند و به موریس اصرار می کنند که آن را به آن ها بدهد. بالاخره، پس از مدتی، موریس قبول می کند و هنگام رفتن نیز، مدام به آن ها هشدار می دهد؛ به خانواده ای که حالا بی صبرانه متنظرند او خانه را ترک کند تا بتوانند آرزوی اول شان را انجام دهند. خانوادهٔ وایت ابتدا برای ۱۰۰۰ پوند پول آرزو می کنند. همان روز، در کارخانه ای که هربرت در آن کار می کند حادثه ای به وجود می آید و هربرت لای دستگاه چوب بری می ماند. به دلیل خطرناک بودن دستگاه، هیچ کس نمی تواند به آن نزدیک بشود تا جایی که صورت هربرت به طور کامل متلاشی می شود. آن شب یکی از کارکنان کارخانه به خانه وایت ها می آید؛ خبر بد را به آن ها می دهد؛ و سپس در کمال تعجب آن زوج، اسکناسی هزارپوندی از جیب خود در می آورد و می گوید:"آقای وایت کارهای ارزشمند زیادی برای کارخانه ما انجام داده بودند؛ شرکت تصمیم گرفته به پاس این زحمات، ۱۰۰۰ پوند به شما پرداخت کند. "حالا که آن ها از کاری که پنجه انجام می دهد مطلع شده اند، آقای وایت دیگر نمی خواهد هیچ وقت آن را ببیند و تصمیم دارد به زندگی خود ادامه دهد؛ در حالی که خانم وایت ایده دیگری دارد: آرزوی دومی برای برگشتن پسرشان به خانه. آقای وایت بارها به او می گوید: "به یادآور که او در دستگاه ماشینی کشته شد، تو می دانی که پنجه او را چگونه به خانه باز خواهد آورد... صورت او را تصور کن!" ولی خانم وایت زیر بار نمی رود و فقط می گوید: "من پسر خودم را می شناسم؛ و او را هرجور که باشد، دوست می دارم."
در نهایت، آقای وایت از روی ناچاری دست به این کار می زند؛ و لحظاتی بعد در ظلمات شب، کسی بر در می کوبد. خانم وایت با خوشحالی می رود تا در را باز کند؛ و این در حالی است که آقای وایت که حالا بیش از هر وقتی ترسیده، پنجه را دوباره بر می دارد و آرزوی سوم و آخر را انجام می دهد...
تجارت میمون ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
تجارت میمون (فیلم ۱۹۲۶)
تجارت میمون (فیلم ۱۹۵۲)
آدانسونیا دیجیتاتا (نام علمی: Adansonia digitata) نام یک گونه از سرده آدانسونیا است.
سلفی های میمون به مجموعه عکس های گرفته شده توسط یک میمون سیاه کاکل دار با تجهیزات عکاس طبیعت، دیوید سلاتر گفته می شود. ارسال این عکس ها به انبار ویکی مدیا باعث مناقشاتی در اواسط ۲۰۱۴ شد. این مناقشات دربارهٔ این بودند که آیا به اثرهای هنری ساخت غیرانسان ها کپی رایت تعلق بگیرد یا خیر.
سه میمون (به ترکی استانبولی: Üç Maymun) فیلمی ست ساخته نوری بیلگه جیلان کارگردان اهل کشور ترکیه، این فیلم محصول سال ۲۰۰۸ میلادی می باشد. نوری بیلگه جیلان با فیلم سه میمون در جشنواره فیلم کن ۲۰۰۸ توانست جایزه بهترین کارگردان را نصیب خود بکند.
سه میمون خردمند


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

میمون در دانشنامه آزاد پارسی

مِیْمون (monkey)
مِیْمون
هریک از انواع کوچک تر نخستیان۱ انسان نما۲ و عموماً درخت نشین، به غیر از انسان ها و میمون های انسان نما۳. میمون ها شامل ۱۲۵ گونه اند که در افریقا، آسیا، و نواحی حاره امریکای مرکزی و امریکای جنوبی زندگی می کنند. میمون ها اساساً برگ و میوه می خورند و جانوران تقریباً کوچکی اند. چندین گونه به سبب از بین رفتن زیستگاه جنگلی شان در معرض انقراض قرار دارند، از جمله میمون عنکبوتی پشمالو۴ و ساکی۵ سیاه در جنگل آمازون۶. میمون های برّ قدیم، متعلق به خانوادۀ میمون های برّ قدیم۷، در نواحی گرمسیری افریقا و آسیا، به سبب نزدیک بودن سوراخ های بینی و نیز شست تمایزیافته شان قابل تشخیص اند. برخی گونه ها دارای کیسۀ گونه اند و باسن شان متشکل از پوست لُخت شده است. این نوع بابون۸ ها، لنگور۹ها، ماکاک۱۰ ها و گنون۱۱ ها را نیز دربر می گیرد. میمون های برّ جدید، در امریکای مرکزی و جنوبی، به سبب داشتن سوراخ های بینی دور از هم مشخص می شوند. برخی دارای دم های بسیار حساسی اند که می تواند به منزلۀ اندام حرکتی اضافی، برای گرفتن شاخه ها یا اشیاء به کار آید. این جانوران شامل دو خانواده اند: (۱) خانوادۀ میمون های بزرگ برّ جدید۱۲ شامل گونه های بزرگ تر ساکی، کاپوچین۱۳، اسکویرل۱۴، هووْلر۱۵، و میمون عنکبوتی۱۶. (۲) خانوادۀ مارموست۱۷ شامل مارموست کوچک۱۸ و تامارین۱۹ ها. قدیمی ترین جمجمۀ میمون در ۱۹۹۷، در نزدیکی دریاچۀ ویکتوریا۲۰ی کنیا کشف شد. این جمجمه متعلق به victoriapithecus macinnesi، میمون کوچکی شبیه وروت۲۱، است و حدود ۱۴.۷تا ۱۶ میلیون سال قدمت دارد. محققان برزیلی و ژاپنی گونۀ جدیدی از میمون تی تی۲۲ را در اوایل سال ۲۰۰۰، در شمال شرقی برزیل کشف کردند. اتحادیۀ حفاظت جهانی۲۳ میمون callicebus coimbrai را بلافاصله پس از کشف، گونه ای در معرض انقراض اعلام کرد.primatesanthropoidapeswooly spider monkeysakiAmazonian forestcerrcopithecidaebaboonlangurmacaqueguenonCebidaecapuchinsquirrelhowlerspider monkeyCallithricidaemarmosetstamarinLake VictoriavervettitiWorld Conservation Union

ارتباط محتوایی با میمون

میمون در جدول کلمات

میمون
بوزینه ,مبارک
میمون آدم نما
نسناس
میمون دمدار
بوزینه
میمون دنیای قدیم
بابون
میمون و مبارک
فرخنده
میمون کوچکی به اندازه سنجاب با دم بلند پشمالو
مارموزت

معنی میمون به انگلیسی

anthropoid (اسم)
میمون ، میمون ادم نما ، عنتر
monkey (اسم)
میمون ، بوزینه
ape (اسم)
میمون ، بوزینه
puggy (اسم)
میمون
jackanapes (اسم)
میمون ، بوزینه ، جلف ، ادم خودساز
man-ape (اسم)
میمون ، عنتر

معنی کلمه میمون به عربی

میمون را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محدثه ١٢:٤٦ - ١٣٩٦/٠٤/٣١
قرده
|

ش فیروزی ٠٢:٠١ - ١٣٩٧/٠٦/٠٣
بدشکل بی ادب
|

گرافیدا ١٨:١٧ - ١٣٩٧/١٠/٣٠
قرد
|

شهریار آریابد ٠٩:١٧ - ١٣٩٧/١١/٢٤
در پهلوی " کپیگ" برابر نسک فرهنگ کوچک زبان پهلوی نوشته مکنزی و برگردان بانو مهشید میرفخرایی.
|

گلشید ٢٣:٣٩ - ١٣٩٨/٠٨/١٨
پیشوند Mimeo یا mimo به معنی imitate (تقلید کردن) است. واژه میمیک (mimic) هم از همین ریشه است؛ یعنی شکل کلی صورت از چه الگویی تقلید می‌کند.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• میمون دماغدراز   • زندگی میمونها   • معنی میمون   • غذای میمون   • میمون عکس   • میمون کارتونی   • میمون گونه نماینده   • میمون نقاشی   • مفهوم میمون   • تعریف میمون   • معرفی میمون   • میمون چیست   • میمون یعنی چی   • میمون یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی میمون
کلمه : میمون
اشتباه تایپی : ldl,k
آوا : meymun
نقش : اسم
عکس میمون : در گوگل


آیا معنی میمون مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )