انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1064 100 1

نادانی

/nAdAni/

مترادف نادانی: ابلهی، بلاهت، بی خبری، بی خردی، بی دانشی، بی عقلی، جهل، حماقت، حمق، سفاهت، کانایی، کم عقلی، کودنی، ناآگاهی

متضاد نادانی: دانایی

معنی نادانی در لغت نامه دهخدا

نادانی. (حامص مرکب ) (از: نادان + ی (حاصل مصدر، اسم معنی ). جهل. ضد دانائی. (حاشیه ٔ ص 2092 برهان چ معین ). جهل. بی علمی. بی اطلاعی. بی وقوفی. بی شعوری. بی عقلی. بی هوشی.دیوانگی. حماقت. (ناظم الاطباء). سفاه. (دهار). خُرقه. خُرق. طغامة. نعامة. جهالت. رهق. (از منتهی الارب ). نابخردی. بلاهت. نفهمی. ابلهی. کانائی :
ز نادانی آمد گنه کاریم
گمانم که دیوانه پنداریم.
فردوسی.
بیوفائی کنی و نادان سازی تن خویش
نیستی ای بت یکباره بدین نادانی.
منوچهری.
کسی ننگ دارد ز آموختن
که از ننگ نادانی آگاه نیست.
امام الدین رافعی.
کوری تو کنون به وقت نادانی
آموختنت کند به حق بینا.
ناصرخسرو.
به نزد چون توبی جنسی چه دانائی چه نادانی
به دست چون تو نامردی چه نرم آهن چه روهینا.
سنائی.
تو به نادانی بچگان را به باد دادی. (کلیله و دمنه ). غایت نادانی است طلب منفعت خویش. (کلیله و دمنه ).
چو دیدم کاین دبستان راست کلی علم نادانی
هر آنچم حفظ جز وی بود شستم ز آب نسیانش.
خاقانی.
ندانم سپرساز خاقانیا
که نادانی اکسیر دانستن است.
خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص 582).
به نادانی در افتادم در این دام
به دانائی برون آیم سرانجام.
نظامی.
به نادانی خری بردم برین بام
به دانائی فرود آرم سرانجام.
نظامی.
علم اگر قالبی است گر جانی است
هر چه دانی تو به ز نادانی است.
اوحدی.
به نادانی ار بندگان سرکشند
خداوندگاران قلم درکشند.
سعدی.
چو کردی با کلوخ انداز پیکار
سر خود را به نادانی شکستی.
سعدی.
نیکنامی خواهی ایدل با بدان صحبت مدار
خودپسندی جان من برهان نادانی بود.
حافظ.
تجاهل ؛ خود رابه نادانی زدن.

معنی نادانی به فارسی

نادانی
عدم معرفت بی اطلاعی جهل : نیکنامی خواهی ای دل . بابدان صحبت مدار خود پسندی جان من . برهان نادانی بود.
( مصدر) جهالت کردن حماقت کردن .

معنی نادانی در فرهنگ فارسی عمید

نادانی
جهل.

نادانی در دانشنامه ویکی پدیا

نادانی
نادانی یا جهل، گونه ای ناآگاهی و نبودِ دانش است. نادان، صفتی برای توصیفِ فردی است که آگاه نیست و بویژه برای توصیفِ افرادی که به عمد، اطلاعاتِ مهم یا حقایق را نادیده می انگارند یا به آنها بی اعتنا هستند بکار گرفته می شود.
ابن سینا: «ایاک و فطانة بتراء»
برای تمایز میانِ آگاهی به ناآگاهی و آگاهی به آگاهی؛ می توان ناآگاهی را به دوگونهٔ مطلق (بسیط) و مرکّب بخش نمود. جهلِ بسیط آن است که انسان چیزی را نمی داند ولی خودش هم می داند که نمی داند، در این حالت ممکن است در مقامِ کسبِ داناییِ آن برآید.
دانم که ندانم گفتاوردی مشهور از سقراط فیلسوف یونانی است.
یکی از معانی که از این جمله برداشت شده است، این است که انسان هرگز نمی تواند چیزی را به یقین بداند. پرسشی که اینجا مطرح می شود اینست که اگر هیچ چیز نمی تواند بداند، پس چگونه می داند که هیچ چیز نمی داند؟ برخی این تعبیر را باعنوانِ پارادوکس سقراط که گونه ای پارادوکس دروغگو می باشد، برشمرده اند.
عکس نادانی
مغالطهٔ اتهام نادانی یا مغالطه «هر بچهٔ مدرسه ای می داند» از مغالطه های «ادعای بدون استدلال» است و زمانی رخ می دهد که فرد به جای اثبات و استدلال، مسئله را بدیهی و واضح در نظر بگیرد و با ایجاد شرم و احساس ترس که هرکس قبول ندارد نادان است، راه مخالفت را برای مخاطب می بندد.
ذکر این نکته ضروری است که این مغالطه زمانی رخ می دهد که فرد برای ادعای خود استدلال نکند اما اگر برای مسئله ای استدلال شود و گفته شود با توجه به این استدلال این نتیجه بدیهی است فرد مرتکب این مغالطه نشده است.
فهرست مغالطه ها
توسل به نادانی یا توسل به جهل (به لاتین: argumentum ad ignorantiam) مغالطه ای است که در آن شخص ادعا می کند که یک گزاره درست است به این دلیل که نقیض آن ثابت نشده است. از نظر منطق، هر قضیه در گام نخست نه درست است و نه نادرست و در گام دوم، باید درستی یا نادرستی آن تعیین شود. بی اطلاعی دربارهٔ درستی یک گزاره، نمی تواند درستی نقیض آن را نتیجه دهد.
اصل احتیاطی
قوری راسل
ممکن است مغالطه گر در توسل به نادانی، از دلیل های پنهان استفاده کند؛ مانند این که چیزی که دلیل های کافی درباره اش وجود ندارد، نادرست است یا اگر دلیل های کافی برای اثبات قضیه ای وجود نداشته باشد، قضیهٔ دیگری درست انگاشته می شود.
مدیریتِ نادانی یا مدیریتِ ناآگاهی گونه ای مدیریتِ دانش در سازمان ها است و ما را به درکِ مفهومِ ناآگاهی در یک سازمان هدایت می کند.
مدیریت دانش سازمانی
مفهومِ مدیریتِ ناآگاهی از سوی جان اسرایلیدیس، راسل لاک و لوییس کوک از دانشگاهِ لوییبرو اینگونه توصیف شد:
مدیریتِ ناآگاهی به روندِ کاوش، جستجو، یافتن و فهمِ ناآگاهی و مدیریتِ آن در بیرون و درونِ سازمان از راهِ فرایندی مدیریتی و مناسب برای درکِ خواسته های کنونی و آیندهٔ سازمان، طراحیِ سیاست های بهتر و دستیابی به اهدافِ سازمانی و حفظِ مزیت رقابتی است.
مدیریت دانش، رویکردی یکپارچه به شناسایی، کسب و استخراج، بازیابی، ارزیابی، تسهیم و خلق کلیه منابع دانش سازمان است به گونه ای که سازمان را در جهت دستیابی به اهداف سازمانی کمک نماید. هدف مدیریت دانش برقراری ارتباط بین خبرگان و افراد مجرب سازمان با افرادی است که نیاز به دانش خاصی را دارند. ایجاد چنین ارتباطی به کمک فرایندها و ابزارهای مدیریت دانش تسهیل می گردد. موفقیت در زمینهٔ مدیریت دانش نیازمند ایجاد یک محیط جدید کاری می باشد، که دانش و تجربه بتوانند به راحتی تسهیم شوند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های نادانی

نادانی وضعیت ناآگاه و یا بی سواد بودن است، یعنی نبود دانش و اطلاعات.
• «دانا کسی است که قدرِ خود را بشناسد؛ و در نادانی آدمی همین بس که پایهٔ خویش را نشناسد.» نهج البلاغه، خطبه ۱۳۰ -> علی بن ابی طالب
• «ملتی که همیشه در فقر، بی سوادی و ناآگاهی نگه داشته شده، خریدار متاع بنیادگرایی مذهبی است. از طرف دیگر سیاستمداران ما هم از این دور باطل جنگ و خشونت سود جسته و بر قدرت و ثروت خود می افزایند. جهالت باعث لجاجت ما شده و لجاجت ما باعث خشونت ما شده است.» -> صدیق برمک
• «مردم دشمن آنند که نمی دانند.» ترجمه های دیگر: «مردم دشمن چیزهایی هستند که نمی دانند.» «مردم با آنچه نمی دانند، دشمن اند.»
• نهج البلاغه، کلمات قصار، ۱۲۸ -> علی بن ابی طالب
• «نفهمی و نادانی سه نوع است، یکی آنکه انسان هیچ نداند. دوم آنکه آنچه را که لازم است نداند. سوم آنکه آنچه را که نباید بداند، بداند.»
• «نادان همیشه آنچه را که نمی فهمد می پرستد.»
• «یک فرق بزرگ بین دانا و نادان آن است که دانا فقط طالب چیزی است که حصولش امکان پذیر می باشد ولی نادان خوس داشتن چیزهایی می کند که حصولش امکان پذیر نیست.»

ارتباط محتوایی با نادانی

نادانی در جدول کلمات

نادانی
جهالت
نادانی کامل
جهل مرکب
خود را به نادانی زدن
تجاهل

معنی نادانی به انگلیسی

asininity (اسم)
خریت ، حماقت ، نادانی
folly (اسم)
حماقت ، نادانی ، بی خردی ، ابلهی ، نابخردی ، قباحت
ignorance (اسم)
نادانی ، جهالت ، بی خبری ، جهل ، ناشناسی
ineptitude (اسم)
نادانی ، بی عرضگی
nescience (اسم)
نادانی

معنی کلمه نادانی به عربی

نادانی
جهل , حماقة

نادانی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

P > Neighbors
Mehrdad > Carried out
Amir mhmd > non maskable
محدثه فرومدی > thriving
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > رونق
قادر شکوفان > Capish

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نادان در جدول   • جهل در قرآن   • نادانی چیست   • حدیث درباره جهل   • شعر جهل و نادانی   • انواع جهل   • جهل و نادانی در قرآن   • معنی جهل   • معنی نادانی   • مفهوم نادانی   • تعریف نادانی   • معرفی نادانی   • نادانی یعنی چی   • نادانی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نادانی
کلمه : نادانی
اشتباه تایپی : khnhkd
آوا : nAdAni
نقش : اسم
عکس نادانی : در گوگل


آیا معنی نادانی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )