برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1323 100 1

ناقل

/nAqel/

مترادف ناقل: راوی، مورخ، نقال، ساری، منتقل کننده، حامل

برابر پارسی: بازگو کننده، داستان گو، برگرداننده

معنی ناقل در لغت نامه دهخدا

ناقل. [ ق ِ ] (ع ص ) برنده ٔ چیزی از جائی به جائی. (فرهنگ نظام ). از جائی به جائی برنده. (آنندراج ). آنکه چیزی را از جائی به جائی می برد. برنده و بردارنده و حمل کننده و کسی که چیزی را از جائی به جائی می برد. (ناظم الاطباء). از جائی به جائی برنده. جابجاکننده ٔ چیزی. || روایت کننده. (فرهنگ نظام ). بردارنده ٔ حدیث. (آنندراج ). آنکه خبر میدهد و بیان خبر می کند. نقل کننده. بیان کننده. خبردهنده. (از ناظم الاطباء). آنکه حدیثی را از زبان دیگری روایت می کند. (از معجم متن اللغة). حکایت کننده ٔ خبری. راوی. روایت کننده :
به صدر شاه رساندند ناقلان که فلان
گذاشت طاعت این پادشاه رق رقاب.
خاقانی.
خبر به نقل شنیدیم و مخبرش دیدیم
ورای آن که از او نقل می کند ناقل.
سعدی.
|| استنساخ کننده. (فرهنگ نظام ). کسی که از روی خط نوشته شده و یا صورت نقاشی شده بعینه برمیدارد که گویا عین آن را نقل کرده است. (ناظم الاطباء). || مترجم. (یادداشت مؤلف ). || درپی کننده ٔ جامه. (آنندراج ). اسم فاعل از نقل است. رجوع به نقل شود.

ناقل. [ ق ِ ] (اِخ ) ابن عبید. محدث است. (منتهی الارب ).

معنی ناقل به فارسی

ناقل
نقل کننده، روایت کننده، جابجاکننده، نقله جمع
( اسم ) ۱ - برنده چیزی ازجایی بجایی حامل .۲ - روایت کننده مطلب وخبری حکایت کننده : بصدر شاه رساندند ناقلان که فلان گذاشت طاعت این پادشاه رق رقاب . ( خاقانی لغ.) ۳ - روایت کننده حدیث وخبرراوی . ۴ - آنکه ازروی نوشته دیگری مطلبی را ۴ - آنکهاز روی نوشته دیگری مطلبی را استنساخ کند ۵- حامل علمی ازعلوم جمع :ناقلین نقله .
ابن عبید محدث است
[vector] [زیست شناسی-میکرب شناسی] اندامگانی زنده نظیر بندپا که بیماری را از فردی به فرد دیگر منتقل می کند
[expression vector, expression cloning vector, transcription vector] [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری، کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] حامل تاگ سازی که بیان پروتئینی ژن درج شده را هدایت می کند
[exon trapping vector] [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] ناقلی دوکارکردی با قابلیت همتاسازی که در روش های آزمایشگاهی دام اندازی به کار می رود
[DNA vector] [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] هرگونه ساختار دِنایی، مانند ژنگان ویروس ها، که بتواند اطلاعات ژنی را از یک یاخته به یاختۀ دیگر منتقل کند
[shuttle vector, bifunctional vector] [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] ناقلی که قادر به همتاسازی در دو گونۀ نامرتبط است
[biological vector] [زیست شناسی-میکرب شناسی] ناقلی که عامل بیماری زا علاوه بر انتقال به آن، در آن تکثیر نیز می یابد
[mechanical vector] [زیست شناسی-میکرب شناسی] اندامگانی زنده، به ویژه بندپایی که عامل بیماری زا را از میزبانی به میزبان دیگر منتقل می کند، اما وجود آن برای تکثیر ریزان ...

معنی ناقل در فرهنگ معین

ناقل
(قِ) [ ع . ] (اِفا.) ۱ - حمل کننده ، جابه جا کننده . ۲ - نقل کننده ، روایت کننده ، ۳- انتقال دهنده .

معنی ناقل در فرهنگ فارسی عمید

ناقل
۱. نقل کننده، روایت کننده.
۲. جابه جاکننده.

ناقل در دانشنامه اسلامی

به شخص نقل کننده اجماع بعد از تحصیل آن، ناقل اجماع اطلاق می شود.
ناقل اجماع به شخصی گفته می شود که خودش اجماع را به دست آورده، آن گاه برای دیگران نقل کند. و به بیان دیگر، به فردی که اجماع محصل را برای دیگران نقل کند ناقل اجماع گویند، مانند این که شیخ طوسی تحصیل اجماع کرده و سپس برای دیگران نقل اجماع نماید و بگوید:اجمع الفقهاء علی کذا... چنین اجماعی نسبت به ناقل آن که شیخ طوسی باشد، اجماع محصل و نسبت به دیگران اجماع منقول است.
صور نقل اجماع
ناقل، ممکن است اجماع را به سه صورت نقل کند:۱. گاهی ناقل اجماع، اجماع دخولی را نقل می کند.۲. گاهی ناقل اجماع، اجماع لطفی را نقل می کند.۳. گاهی، اجماع حدسی را نقل می کند.
اقسام اجماع منقول
نقل اجماع ممکن است به صورت واحد و یا متواتر باشد که در صورت اول، اجماع را اجماع منقول به خبر واحد و در صورت دوم، اجماع منقول به خبر متواتر می گویند.
صور نقل ناقل اجماع
...
حدیث مخالف مفاد یکی از اصول عملی را خبر ناقل گویند.
خبر ناقل، مقابل خبر مقرّر بوده و به خبری گفته می شود که مفاد آن مخالف با اصلی از اصول عملی می باشد.
خبر ناقل به بیان دیگر
به عبارت دیگر، هر گاه دو خبر با یک دیگر تعارض داشته باشند، به گونه ای که یکی از آنها مخالف با اصل و دیگری موافق با اصل باشد، به آن خبری که مخالف اصل است، خبر ناقل می گویند، به این سبب که مفاد این خبر بر خلاف مقتضای آن اصل است و مکلف را از اصل انتقال می دهد؛ برای مثال، اگر عادلی خبر آورد که نماز جمعه واجب است و عادل دیگری بگوید حرام است، به خبری که افاده وجوب می کند «ناقل» گفته می شود، چون مخالف اصل برائت است و مکلف را از مقتضای این اصل انتقال می دهد.
نکته
هنگام تعارض دو خبر، در تقدیم و ترجیح ناقل و مقرر بر یک دیگر میان اصولیون، اختلاف است:۱. برخی معتقدند روایت موافق با اصل مقرر مقدم است؛۲. مشهور اصولی ها بر این عقیده اند که روایت مخالف با اصل ناقل مقدم است؛۳. برخی هم چون مرحوم «شیخ انصاری»، «آخوند خراسانی» و «محقق نایینی» معتقدند هیچ یک از دو خبر مقرر و ناقل بر ...

ناقل در دانشنامه ویکی پدیا

ناقل
در همه گیرشناسی به هر انسان، جانور یا میکروب که یک عامل بیماری زا را به موجود زنده دیگر منتقل نماید ناقل (انگلیسی: Vector) گفته می شود. ناقل ها می توانند پشه، مگس، سیاه مگس، ساس های بوسه زن و ... باشنک
حامل بیماری
بیماری های ناقل بوسیله آب
عکس ناقل
ناقل ۱ تمرکزدهنده نوکلئوزید (انگلیسی: Concentrative nucleoside transporter 1) یک پروتئین است که در انسان توسط ژن «SLC28A1» کُدگذاری می شود.
ناقل نوکلئوزید
ناقل متعادل کننده نوکلئوزید
9154
n/a
ENSG00000156222
ناقل ۱ متعادل کننده نوکلئوزید (انگلیسی: Equilibrative nucleoside transporter 1) یک پروتئین است که در انسان توسط ژن «SLC29A1» کُدگذاری می شود.
2030
n/a
ENSG00000112759
ناقل ۲ تمرکزدهنده نوکلئوزید (انگلیسی: Concentrative nucleoside transporter 2) یک پروتئین است که در انسان توسط ژن «SLC28A2» کُدگذاری می شود.
9153
n/a
ENSG00000137860
ناقل ۲ متعادل کننده نوکلئوزید (انگلیسی: Equilibrative nucleoside transporter 2) یک پروتئین است که در انسان توسط ژن «SLC29A2» کُدگذاری می شود.
3177
n/a
ENSG00000174669
ناقل تمرکزدهنده نوکلئوزید ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ناقل در دانشنامه آزاد پارسی

ناقِل (carrier)
عامل انتقال دهندۀ بیماری. در پزشکی، فردی که به رغم وجود عامل عفونت زا در بدنش، علایم بیماری را ندارد، ولی عفونت را به دیگران منتقل می کند. این واژه برای کسانی که دارای ژن مغلوب برای نوعی بیماری یا نقص اند، ولی نشانه ای از آن بیماری یا نقص را ندارند، نیز به کار می رود. همچنین، این اصطلاح برای حشرات، کنه و جانداران مشابهی به کار می رود که انگل ها را از فردی به فرد دیگر یا از حیوان به انسان منتقل می کنند. پشۀ آنوفل ناقلی است که انگل مولد مالاریا را در بزاق خود حمل می کند.

ناقل در جدول کلمات

جانورانی از رده بندپایان که ناقل بیماری آسم نیز می باشند
هیره ها
حشره ناقل بیماری
کک

معنی ناقل به انگلیسی

teller (اسم)
گوینده ، تحویل دار ، ناقل ، قائل ، رای شمار
transporter (اسم)
انتقال دهنده ، ناقل ، منتقل کننده ، ترابرگر ، دستگاه ناقله
vehicle (اسم)
حامل ، وسیله نقلیه ، ناقل ، رسانه
conveyor (اسم)
حامل ، ناقل
conveyer (اسم)
حامل ، ناقل
transporter (صفت)
ناقل

معنی کلمه ناقل به عربی

ناقل
عربة
حمال

ناقل را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی
حمل کننده جابه جا کننده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• زن ناقل   • هموفیل   • ناقل بیماری چیست   • ناقل بیماری یعنی چه   • ناقل یعنی چه   • هموفیلی چیست   • معنی ناقل   • مفهوم ناقل   • تعریف ناقل   • معرفی ناقل   • ناقل چیست   • ناقل یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی ناقل
کلمه : ناقل
اشتباه تایپی : khrg
آوا : nAqel
نقش : صفت
عکس ناقل : در گوگل

آیا معنی ناقل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )