برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1290 100 1

نامه

/nAme/

مترادف نامه: جریده، خط، دستخط، رقعه، رقیمه، صحیفه، طومار، عریضه، کاغذ، کتاب، مراسله، مرقومه، مصحف، مکتوب، منشور، نبشته، نوشته

معنی نامه در لغت نامه دهخدا

نامة. [ نام ْ م َ ] (ع ص ، اِ) تأنیث نام ّ است. (از اقرب الموارد). رجوع به نام ّ شود. || حیاةالنفس. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). حیات نفس. (منتهی الارب ). || حس و حرکة. نأمة. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) حس. جنبش. (منتهی الارب ). معروفتر آن نأمة [ با همزه ] است. (معجم متن اللغة). || اسکت اﷲ نامته ؛ ای امامة. (منتهی الارب ). جرسه و ماینم علیه من حرکته : اماته. (اقرب الموارد).

نأمة. [ ن َءْ م َ ] (ع اِ) سرود یا آواز. (منتهی الارب ) نغمه. صوت. (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد) (المنجد). || اسکت اﷲ نأمته ؛ بمیراند او را. (منتهی الارب ). اماتة. (المنجد). رجوع به نامة.

نامه. [ م َ / م ِ ] (اِ) پهلوی «نامک » (= کتاب ) مأخوذ از «نام »، کردی «نامه » (= مراسله ) (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). مکتوب. قرطاس قرطس. (منتهی الارب ). کتابت. (برهان قاطع). (آنندراج ) (انجمن آرا). کاغذی که به نام کسی نوشته شود. (فرهنگ نظام ). نوشته. مکتوب. رقعه. تعلیقه. خط. کتابت. (ناظم الاطباء). مراسله. مرقومه. (لغات فرهنگستان ). رقیمه. کاغذ که به کسی نویسند :
سخن نیز نشنید و نامه نخواند
مرا پیش تختش به پایان نشاند.
فردوسی.
سر نامه بود از نخست آفرین
ز دادار بر شهریار زمین.
فردوسی.
فرستاده آمد چو باد دمان
رسانید نامه برِ پهلوان.
فردوسی.
نامه ٔ نانوشته برخوانَد
خاطر پاک او به روز هزار.
فرخی.
نامه نویسد بدیع و نظم کند خوب
تیغ زند نیک و پهنه بازدو چوگان.
فرخی.
همچو نوباوه برنهد بر چشم
نامه ٔ او خلیفه ٔ بغداد.
فرخی.
خواجه گفت : هنوز چیزی نشده است نامه ها نوشت به انکار وی و ملامت. (تاریخ بیهقی ص 294). نماز دیگر وزیر و استادم برگشتند به دیوان و مرا بخواندند و نامه نسخت کردن گرفتم. (تاریخ بیهقی ص 379).
چو دیر آیدت پاسخ نامه باز
بدان کاوفتاده ست کاری دراز.
اسدی.
به نامه درشتی فراوان مگوی
که تنگی دل شاه دانند از اوی.
اسدی.
نیست بر عقل میر هیچ دلیل
راهبرتر ز نامه ه ...

معنی نامه به فارسی

نامه
نوشته، کاغذنوشته شده، کتاب
(اسم)۱ - ورقه ای که روی آن مطالبی خطاب بکسی نویسندرقعه مکتوب نوشته :[ چون نامه ایشان به خلیفه رسیدهبه الله بن محمد ...رابه ری ...فرستاد ] ۲ - کتاب صحیفه : [ دادیم موسی رانامه.] ۳ - نامه اعمال : [...که درنامه ایشان جز حسنات وفنون طاعات نبود ] یانامه اعمال ( عمل ) .نامه ای که فرشتگاناعمال نیک وبدکسان رادر آن نویسند. یانامه باستان .۱ - کتاب قدیمی . ۲ - درشاهنامه بکتابی اطلاق میشود شامل احوال پادشاهان ایران باستان خدای نامه سیرالملوک .۳ - منشور شاهان :فرمان : ای خسروی که نزد همه خسروان دهر برنام ونامه تو نوا و فرسته شد. ( دقیقی لغ.) یانامه آزادی.فرمان آزادی .۴ - خط تعلیق ( باعتباراینکه احکام وفرمانهارابدان خط مینوشتند.] ۵- روزنامه جریده . ۶- دستورالعمل سرمشق . ۷- بصورت جز و موخر در ترکیبات آید : آیین نامه اجاره نامه توبه نامه خدای نامه شاهنامه شناسنامه گنج نامهلغت نامه وکالت نامه . یا بر پشت نامه نوشتن (توقیع کردن)جواب نامه ای رابرپشت همان نوشتن برای اهانت بطرف : [...وازغایت زعارت به اسکافی اشارت کرد که چون نامه جواب کنی ازاستخفاف هیچ بازمگیر وبرپشت نامه خواهم که جواب کنی ...]
سرود یا آواز نغمه .
( صفت ) کسی که مکتوبی ازطرف کسی برای کسی دیگربردقاصدپیک .
کتاب کردار و افعال
(صفت) آنکه نامه رابکسی برساندنامه آور: آن پیک نامه برکه رسید از دیار دوست آوردحرزجان زخط مشکباردوست . ( حافظ ) یامرغ ( کبوتر) نامه بر.کبوتری که نامه راازجایی بجایی حمل کند.
سر مکتوب را چسباندن و مهر کردن
( صفت ) کسی که بیهوده وپیاپی به اشخاص نامه نویسد( درمقام توهین استعمال شود) : [ همین حالاکه ازخانه بیرون میرومیک راست بنظمیه خواهم رفت واین نامه پران بیشرم رابسزای بی ادبیش میرسانم .]
...

معنی نامه در فرهنگ معین

نامه
(مِ یا مَ) [ په . ] (اِ.) ۱ - نوشته ، مکتوب . ۲ - کتاب ، صحیفه .
( ~ . رِ) (ص فا.) نامه بر، نامه آور.
( ~ . س ) (ص مر.) نیک کردار.
( ~ .) (ص مر.) بدکردار، گناه کار.
(مِ) (اِمر.) اساسنامه ، مجموعة اصول و قوانینی که یک شرکت برای نظم دادن به روال کاری خود، تهیه می کند.
( ~. مِ) [ ع - فا. ] (اِمر.) پروانه ، جواز.
(اَ. مِ) [ ع - فا. ] (اِمر.) قانونی که برای ادارة یک انجمن یا مجلس یا سازمان اجتماعی و سیاسی تنظیم شده باشد.
( ~. مِ) [ ع - فا. ] (اِمر.) شهادت - نامه ای که در آن گروهی معتبر ورشکستگی و تهیدستی کسی را گواهی دهند.
(مِ) (اِمر.) کتابی که از گذشته حکایت کند، نامة باستان .
(مِ) (اِمر.) رساله ای که در پایان دورة تحصیلی می نویسند، تز.
(پَ ش ِ مِ) (اِمر.) صورت و سیاهة جهیز و اسباب زن که به خانة شوهر برند و به امضای داماد رسانند.
( ~. مِ) (اِمر.) کتاب یا نوشته به زبان و خط پهلوی .
( ~. مِ) (اِمر.) تعهدنامه ، عهدنامه . (فره ).
رزم نامه ...

معنی نامه در فرهنگ فارسی عمید

نامه
۱. مطلبی که خطاب بر فردی معین نوشته می شود و معمولاً به وسیلۀ پست و در پاکت به دست گیرنده می رسد.
۲. کاغذی که بر روی آن مطالبی نوشته شده.
۳. (پیشوند) جزء پسین برخی کلمات به معنی نوشته ای در موضوع معین: پایان نامه، سال نامه.
کسی که نامۀ دیگری را از جایی به جایی می برد، پیک، قاصد.
کسی که نامه های مردم را می رساند، کارمند ادارۀ پست که مٲمور رسانیدن نامه ها به صاحبان آن ها است.
کسی که گناه بسیار کرده و نامۀ عملش سیاه است، شخص گناهکار.
۱. نامه نویس، کسی که نامه می نویسد.
۲. روزنامه نویس.
= نامه بر
۱. دستورهایی که برای اجرای قانون یا انجام دادن کارهای اداری نوشته شود.
۲. موادی که در شرح و تفسیر یا دستور اجرای مرام نامه یا اساسنامه ای نوشته شده باشد، نظام نامه.
سندی که در آن حدود، شرایط، و اجاره بها نوشته می شود.
جواز، پروانه.
نامه ای شامل گواهی و امضای چند تن دایر بر افلاس و ورشکستگی کسی.
۱. نامه ای که مانند الماس برنده باشد.
۲. نامۀ تند و تهدیدآمیز.
نامۀ باستان، تاریخ و داستان پیشینیان، نامه یا کتابی که از گذشته حکایت می کند.
پای ...

نامه در دانشنامه اسلامی

وقتی کاروان امام حسین (علیه السّلام) در کربلا فرود آمد، ابن زیاد نامه ای به امام نوشت و امام در جواب فرمود: «من برای این نامه جوابی ندارم؛ زیرا او مستحق عذاب است».
پس از استقرار امام و همراهانش، حر نیز در برابر آن حضرت اردو زد. آن گاه ابن زیاد را از آمدن امام به کربلا آگاه ساخت.
نامه ابن زیاد به امام
از این رو ابن زیاد نامه ای برای امام حسین (علیه السّلام) به این مضمون نوشت: اما بعد، ای حسین، به من خبر رسیده که در کربلا فرود آمده ای. امیرالمؤمنین یزید بن معاویه نامه ای برای من فرستاده که سر بر بالشت نگذارم و غذای سیر نخورم مگر اینکه یا تو را بکشم و یا اینکه تسلیم فرمان من و یزید شوی، والاسلام. وقتی این نامه به دست امام رسید و آن را خواند، فرمود: «من برای این نامه جوابی ندارم؛ زیرا او مستحق عذاب است».
کتاب عمل یا نامه اعمال انسان،نام کتابی است غیر مادّی که اعمال انسان در آن ثبت و ضبط می شوند. خداوند بر هر انسانی دو فرشته گمارده است تا اعمال او را حفظ کنند و در نامه عملش بنویسند.
هنگام شب، این دو فرشته، جای خود را به دو فرشته دیگر می دهند فرشته جانب راست، اعمال نیک را می نویسد و فرشته جانب چپ، اعمال بد را. فرشته راست، فرمانده فرشته چپ است. وقتی انسان کار نیک می کند، فرشته راست بی درنگ آن را می نویسد؛ ولی وقتی گناه می کند، فرشته راست به فرشته جانب چپ فرمان می دهد که هفت ساعت درنگ کند تا شاید صاحب گناه، توبه کند . قرآن کریم از نامه عمل آدمی با عناوین «زُبُر» و «طائر» نیز یاد کرده است
اقسام نامه اعمال
.اعمال انسان در سه کتاب نوشته می شوند: یکی در کتابی که ویژه اعمال خود او است و دوم، در کتابی که ویژه اعمال امّت است، و سوم در کتابی که اعمال همه انسان ها در آن نوشته می شوند .نامه هر کس همراه او است و در قیامت در برابرش گشوده می شود و اعمال ریز و درشت خود را می بیند و بهانه ای برایش نمی ماند .در قیامت، نامه اعمال نیکوکاران را به دست راست آنها می سپارند و نامه اعمال بدکاران را به دست ...


نامه در دانشنامه ویکی پدیا

نامه
نامه یا مکتوب یک وسیله ارتباطی سنتی برای ارتباط میان دو شخص یا گروه است. از دیدگاه ارتباطات، نامه یک پیام به صورت نوشتاری است. نامه معمولاً برای برقراری ارتباط بین دو فرد که در مکان های جغرافیایی مختلف هستند به کار می رود.
پست
نامه الکترونیکی
پاکت نامه
نامه عاشقانه
تا سده های اخیر، نامه مهم ترین وسیله ارتباطی بین مکان های جغرافیایی مختلف بود اما با گسترش فناوری های ارتباطی جدید مانند تلفن و تلگراف، نامه های نوشتاری قدیمی، ارزش ارتباطی خود را رفته رفته از دست دادند. در دهه های اخیر و با نفوذ بیشتر اینترنت و وب جهانی، امکان ارتباط سریع میان اشخاص در مناطق مختلف فراهم شده است. بنابراین، از اهمیت نامه به عنوان وسیله ارتباطی کاسته شده است.
نامه رسانی یا پست، سیستمی است که برای انتقال نامه از فرستنده به گیرنده به کار می رود. معمولاً نامه ها توسط ادارات پست دولتی یا شرکت های خصوصی حمل و نقل می شوند. در ایران قدیم، نظام گسترده و کارآمدی به نام چاپار برای نامه رسانی به کار می رفته است. نامه رسانان با تردد بین چاپارخانه ها، پیامها، اخبار و نامه ها را جابجا می کرده اند.
نامه ها می توانند به صورت دوستانه یا رسمی باشند. نامه دوستانه برای احوالپرسی و ارتباط بین اشخاص به کار می رود. نامه رسمی بیشتر برای فعالیت های تجاری، اداری، آموزشی و سیاسی به کار می رود. از میان نامه های رسمی، نامه اداری پر کاربردترین نامه هاست که برای انواع ارتباطات و درخواستهای اداری به کار می رود و شیوهٔ خاص خود برای نوشتن را دارد.
عکس نامه
نامه وسیله ارتباطی سنتی برای ارتباط میان دو شخص یا گروه است.
نامه (یمن)
نامه (نشریه)
نامه (فیلم ۱۹۲۹)
نامه (فیلم ۱۹۴۰)
نامه همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره کند:
نامه (انگلیسی: The Letter) فیلمی در ژانر رمانتیک است به کارگردانی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نامه در دانشنامه آزاد پارسی

نامه (letter)
پیام مکتوب یا چاپ شده که عمدتاً برای ارتباطی شخصی است. اصولاً، نامه ها را به دو دستۀ رسمی/اداری و غیررسمی/دوستانه تقسیم می کنند. در نامه های رسمی کارگزاران حکومت، سیاست یا طبقات گوناگون مردم دربارۀ امور رسمی/اداری به یکدیگر می نویسند. نامه های غیررسمی به نوشته های ساده و آکنده از احساسات صمیمانه می گویند که عموم مردم به یکدیگر می نویسند. نمونه های معروف از این قرارند: باستان: سیسرون (رُمی) پلینی کهتر (رُمی) و سنت پل؛ قرون وسطا: آبِلار و هلوئیز (قرن ۱۲ فرانسه)؛ خانوادۀ پاستون (قرن ۱۵ انگلستان)؛ قرن ۱۶: اراسموس (هلند)؛ لوتر، مِلانشتون(آلمان)؛ اسپنسر، سیدنی (انگلستان)؛ قرن ۱۷: دان، میلتون، کرامول، داروتی آزبورن، واتن (انگلستان)؛ پاسکال۱، مادام دو سویْنیه۱ (فرانسه)؛ قرن ۱۸: پوپ، والپول، سویفت، مری ورتلی مانتگیو، چسترفیلد، کوپر، گِرِی (انگلستان)؛ بوسوئه، ولتر، روسو (فرانسه)؛ قرن ۱۹: اِمرسون، جِی آر لوئل (امریکا)؛ بایرون، لمب، کیتس، فیتزجرالد، استیونسن (انگلستان)؛ ژرژ ساند، سنت بوو، برادران گنکور (فرانسه)؛ شیلر، گوته (آلمان)؛ گوتفرید کِلِر (سوئیس)؛ قرن ۲۰: تی ای لارنس، جِی بی شاو، اِلِن تِری، کاترین منسفیلد (انگلستان)؛ ریلکه (آلمان)؛ در نامه های بازمانده از تاریخ کهن فارسی مجموعه هایی با عناوین منشآت، مکاتیب، رسایل و نامه ها یافت می شود، ازجمله منشآت خاقانی، منشآت قائم مقام فراهانی، و مکتوبات میرزا فتحعلی آخوندزاده.

نقل قول های نامه

نامهیک وسیله ارتباطی سنتی برای ارتباط میان دو شخص یا گروه است.
• «فرستادهٔ تو میزانِ خِرَد تو را رساند، و نامه ات رساتر چیزی است که از سوی تو سخن راند.». نهج البلاغه، کلمات قصار ۳۰۱ -> علی بن ابی طالب

ارتباط محتوایی با نامه

نامه در جدول کلمات

نامه
برید
نامه بلند
طومار
نامه را داخل آن می گذارند
پاکت
نامه رسان
فراش
نامه رسان و مجله خبری هنری
پیک
نامه سرگشاده
منشور
نامه سرگشاده نباشد یکی از حجم های هندسی است
منشور
نامه نگاری
مراسله
نامه نوشتن
مکاتبه
نامه ها
رسایل

معنی نامه به انگلیسی

epistle (اسم)
رساله ، نامه ، نامه منظوم ، مراسله
letter (اسم)
حرف ، خط ، ادبیات ، نامه ، مراسله ، نویسه ، موجر ، دانش ، کاغذ ، عریضه ، مرسوله ، حرف الفباء ، حرف چاپی ، اثار ادبی ، اجازه دهنده
manifest (اسم)
خبر ، اعلامیه ، اشاره ، بیانیه ، نامه
breve (اسم)
اختیارنامه ، نامه

معنی کلمه نامه به عربی

نامه
رسالة , قائمة الشحن
رسالة جوية
رسالة جوية
توصية
بريد , ساعي البريد
کتاب
الرسالة المفتوحة
مذکرة
الخطاب السري
رسالة
إِجراءات
ايجار , تاجير
دستور , ملاحظة
دليل
خطاب الإعتماد
براءة الاختراع
دليل
تنظيم , قانون محلي
سياسة
اطروحة ، إِجارَة ...

نامه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محیا
چیزی که در کاغذ برای شخصی می نویسیم را نامه می گویند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نامه نوشتن   • سایت ایرنا   • انواع نامه   • بهاران نیوز   • سایت پارسینه   • تیک نیوز   • اخرين نيوز   • سفیر نیوز   • معنی نامه   • مفهوم نامه   • تعریف نامه   • معرفی نامه   • نامه چیست   • نامه یعنی چی   • نامه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نامه
کلمه : نامه
اشتباه تایپی : khli
آوا : nAme
نقش : اسم
عکس نامه : در گوگل

آیا معنی نامه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )