انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1075 100 1

نایژه

/nAyZe/

معنی نایژه در لغت نامه دهخدا

نایژه.[ ژَ / ژِ ] (اِ مصغر) (از: نای + ژه = چه ، پسوند تصغیر) نایزه. نایچه. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). نی کوچک. (فرهنگ نظام ). نی خرد و کوچک. (ناظم الاطباء).این لغت در اصل نایچه بود یعنی نی کوچک و چون ژای پارسی با جیم تبدیل می یابد، مانند کژ و کج ، نایژه شده. (انجمن آرا) (از آنندراج ). نای خرد. نای کوچک. نی چه. || نیزه. (ناظم الاطباء). || نی میان خالی. (برهان قاطع) (آنندراج ) (انجمن آرا). نی میان کاواک. (ناظم الاطباء). نی میان تهی. (جهانگیری ). انبوبه. (فرهنگ خطی ) : و اگر نایژه که به تازی انبوبه گویند به گوش اندرنهند و برمزند صواب باشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). بگیرند... و به بینی اندردمند به نایژه تا دارو به قعر بینی رسد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). || هر چوبی و نی میان خالی که برگ بر آن رسته و گرهها داشته باشد. (از برهان قاطع). هر ساق یا نی میان خالی که بر آن برگ رسته و دارای گره باشد مانند ساقه ٔ خوشه ٔ گندم. (ناظم الاطباء). چوب گندم که ورق بر آن رسته بود و آن را گرهها باشد و به عربی قصبة گویند. (فرهنگ خطی به نقل از السامی فی الاسامی ). || چوب خوشه ٔ گندم. قصب. (برهان قاطع). || گره نی. (ناظم الاطباء). || نی باشد که اطفال آب در آن کنند و نوازند. (فرهنگ خطی ). || ماشوره ای که جولاهگان بر آن ریسمان پیچند برای بافتن. (برهان قاطع) (از ناظم الاطباء). ماشوره ٔ بافندگان. (آنندراج ) (انجمن آرا). نی باریک مجوف که جولاهان ریسمان بر آن پیچند برای بافتن و آن را ماشوره نیز گویند. (فرهنگ خطی از تحفه ). نی میان تهی باشد چنانکه جولاهگان دارند. (جهانگیری ). || لوله ٔ کوچک. (فرهنگ نظام ). لوله ٔ ابریق و لوله ٔ هر چیزی دیگر را نیز گویند. (برهان قاطع). لوله. لوله ٔ ابریق و آفتابه و جز آن. (ناظم الاطباء). لوله.(از جهانگیری ). بلبل کوزه. لوله ٔ کوزه :
آری به آب نایژه خو کرده اند از آنک
مستسقیان لجه ٔ بحر عدن نیند.
خاقانی.
|| لوله : نخست نایژه ای سازند املس از سیم و غیر آن چنانکه به مجرای قضیب فروشود و سرو بن او گشاده. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). || به طریق کنایت به رگ نیز اطلاق می شود، چه آن نیز مانند نیچه میان تهی است. (از انجمن آرا) (از آنندراج ). || گلوگاه. (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) : و برخاستن وی [ فاروق ]نایژه ٔ ضلالت بگسست و جهالت ناچیز شد. (تاریخ سیستان ).
گر نایژه ٔ ابر نشد پاک بریده
چون هیچ عنان بازنپیچد سیلان را.
انوری.
ز چرخ چشمه ٔ تیغ تو داشتن پرآب
ز خصم نایژه ٔ حلق بهر مجری را.
انوری.
|| مجرای بول.نره. آلت مردی. (ناظم الاطباء) :
به کار اندرش نایژه سست بود
زنش گفت کآن سست خودرست بود.
فردوسی.
|| شیر آب انبار و حمام و خم و آوندهای دیگر. مبزل. مبزله. (یادداشت مؤلف ). || مجرای آب. لوله یا نی که از آن آب جاری شود. رجوع به نایژه گشادن شود. || ابزاری که بدان پول را جلا میدهند. (ناظم الاطباء). || قطره ٔ آب. (ناظم الاطباء). || شعبه ٔ قصبةالریه. (لغات فرهنگستان ). رجوع به نای شود. || غیف گونه ای که چون ناودانی یا چون جوئی باشد. (یادداشت مؤلف ): صبغ؛ نایژه ساختن انگشت را بر خنور به وقت ریختن آنچه باشد از وی به خنور دیگر. (صراح ) :
به دیوار بر جویها ساخته
به هر نایژه آب ره تاخته.
اسدی.
- نایژه ٔ عود ؛ لوله یا استوانه گونه ای که از کوفته و خمیرکرده ٔ عود کنند سهولت سوختن را و امروز در مشاهد متبرکه سوزند. (یادداشت مؤلف ) :
از گوهر محمود و به از گوهر محمود
چونانکه به از عود بود نایژه ٔ عود.
منوچهری.
بر ارغوان قلاده ٔ یاقوت بگسلی
بر مشک بید نایژه ٔ عود بشکنی.
منوچهری.
|| آب چکیدن ، چنانکه اگر گویند: «نایژه می کند» مراد آن باشد که آب میچکد. (برهان قاطع). تقطیر آب. (ناظم الاطباء). رجوع به نایژه کردن و نیز رجوع به نایزه شود.

معنی نایژه به فارسی

نایژه
نایچه، نایزه، هریک ازشاخه های نای که درون شش قرار، دارد، وهرچیزی که مانندنی باشد، لوله ابریق
۱ - نای کوچک نی کوچک نیچه .۲ - نی میان خالی نای میان کاواک : ...وبه بینی اندردمند به نایژه تاداروبه قعربینی رسد. ۳ - نیزه . ۴ - چوب خوشه گندم قصب . ۵ - گره نی .۶ - ماشوره ای که جولاهگان بر آن ریسمان پیچند برای بافتن ماشوره بافندگان : بلوح پای بپاچاه وقرقربکره بنایژه بمکوک وبتاروپودثیاب . ( خاقانی .سج.۷ ) ۵۴ - لوله ( ابریق آفتابه وجز آنها): آری به آب نایژه خوکرده انداز آنک مستسقیان لجه بحرعدن نیند. ( خاقانی لغ.) وازنایژه ناودانهابجای شکرنبات برروی آورده .۸ - رگ عرق .۹ - گلوگاه : گرنایژه ابرنشدپاک بریده چون هیچ عنان بازنپیچدسیلان را? ( انوری لغ.) ۱٠ - نام هریک ازتقسیمات وانشعابات دو شعبه نای درداخل نسج ریه یانایچه شعبه قصبه الریه .۱۱ - آلت مردنره : به کاراندرش نایژه سست بود زنش گفت کان سست خود رست بود. ( شا.لغ.) ۱۲ - شیر آب انبارحمام وغیره .۱۳ - مجرای آب .۱۴ - قیف گونه ای که مانندناودانی یاجویی باشد: به دیواربرجویهاساخته بهرنایژه آب ره تاخته . ( گرشا.لغ.) یانایژه عود. لوله یااستوانه گونه ای که ازعودکوفته و خمیر کرده سازندبرای سهولت سوختن وامروزدر اماکن متبرکه آنرامیسوزانند: ازگوهرمحمودوبه ازگوهرمحمود چونان که به ازعودبودنایژه عود. ( منوچهری لغ.)
[bronchus] [پزشکی] گذرگاه هوایی شش ها، پس از نای، که دیوارۀ آن دارای غضروف و غده های مخاطی است * مصوب فرهنگستان اول
[bronchitis] [پزشکی] التهاب نایژه متـ . نایژآماس
[bronchophony] [پزشکی] صوت های کلامی که با انتقال از راه نایژه ها با گوشی پزشکی شنیده شود
[bronchoscope] [پزشکی] ابزاری برای معاینه و بررسی داخل نای و نایژه ها
[bronchoscopy] [پزشکی] معاینه و بررسی داخل نای و نایژه ها و انجام اقدامات تشخیصی و درمانی با استفاده از نایژه بین
[bronchiectasis] [پزشکی] بیماری مزمن گشاد شدن نایژه ها که با تنفس بدبو همراه است
[bronchoplegia] [علوم پایۀ پزشکی] فلج ماهیچه های دیواره های نایژه ها
[bronchodilator] [علوم دارویی] ویژگی دارویی که موجب باز شدن راه های هوایی شش می شود
۱ - ( مصدر) جاری کردن روان ساختن : چون طلب شه ره گریزش بربست نایژه بگشادحوض رنگرزان را. ( ابوالفرج رونی لغ.) ۲ - ( مصدر) جاری شدن روان شدن : ابرعدل تونایژه بگشاد گردتشویش درجهان بنشست . ( انوری )
[bronchography] [پزشکی] آزمایش پرتوِنگاری درخت نایژه ای با پرتوِ ایکس
( مصدر) ۱ - آب چکیدن .۲ - بشکل لوله یا قیف در آوردن نایژه ساختن .
[bronchoconstrictor] [علوم دارویی] ویژگی عاملی که موجب تنگ شدن راه های هوایی شش می شود

معنی نایژه در فرهنگ معین

نایژه
(ژِ) (اِمصغ .) نک . نایژک .

معنی نایژه در فرهنگ فارسی عمید

نایژه
۱. (زیست شناسی) هریک از شاخه های نای که درون شش قرار دارد.
۲. [قدیمی] هرچیزی که مانند نی باشد.
۳. [قدیمی] لولۀ ابریق و هر لولۀ باریک که آب از آن عبور کند.

نایژه در دانشنامه ویکی پدیا

نایژه
نایژه یا برونش (از لاتین: Bronchus) قسمتی از دستگاه تنفسی است که بین نای و نایژک ها قرار گرفته است. نایژه گذرگاه هوایی ششها، پس از نای است و دیوارهٔ آن دارای ۵ تا ۷ نیم غضروف و غده های مخاطی است. برونکوس اصلی سمت راست کوتاهتر و قطور تر است و در امتداد نای قرار دارد.
برونشیول ها با تقسیمات متوالی باریک تر شده و در نهایت به آلئول های ریه ختم می شوند.
پسوند ژه پسوند تصغیر است و نایژه به معنی نای کوچک می باشد. این پسوند در مژه و برخی واژگان دیگر به جا مانده و دیس دیگر پسوند چه می باشد.
شش
عکس نایژه
به صوت های کلامی که با انتقال از راه نایژه ها با گوشی پزشکی شنیده شود، نایژه آوایی یا برونکوفونی (انگلیسی: Bronchophony) می گویند.
نایژه آوایی هنگام سمع ریه ها با گوشی وقتی فرد معاینه شونده سخن بگوید، شنیده می شود و علت آن انتقال صوت تولید شده در حنجره از بافت متراکم ریه یا از روی قشر نازک مایع جنبی به جدار قفسه سینه است.
معاینه و بررسی داخل نای و نایژه ها و انجام اقدامات تشخیصی و درمانی با استفاده از نایژه بین را نایژه بینی یا برونکوسکوپی (به انگلیسی: Bronchoscopy) می گویند. ابزار معاینه و بررسی داخل نای و نایژه ها نیز نایژه بین (Bronchoscope) نام دارد.
نایژه بین لوله ای باریک است که توسط پزشک از بینی یا دهان وارد شده و برای موارد زیر بکار می رود: نمونه برداری از بافت یا ترشحات شسته شده، بررسی اختلالات ساختمانی یا تغییرات بافتی، خارج ساختن اجسام خارجی، و اعمال جراحی کوچک.
نایژه بین ها به دونوع نرم و سخت تقسیم می شوند. نوع اول دارای لوله های قابل انعطاف است و بیشتر برای نمونه برداری و مشاهده اختلالات ساختمان داخلی بکار می رود ولی نوع دوم از لوله ای غیرقابل انعطاف تشکیل شده و بیشتر برای انجام اعمال جراحی کوچک مانند خارج کردن جسم خارجی و گشاد کردن مجاری تنگ و غیره کاربرد دارد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نایژه در دانشنامه آزاد پارسی

نایْژِه (bronchus)
نایْژِه
هر یک از دو لولۀ بزرگ که از نای منشعب می شوند و به شش مهره داران می رسند. نایژه ها به غیر از اندازه، به سبب داشتن حلقه های غضروفی ای که موجب سختی آن ها شده و مانع به هم چسبیدن آن ها ضمن حرکات تنفسی می شود، با نایژک ها تفاوت د ارند. غدد متعدد دیوارۀ نایژه مادۀ مخاطی چسبناکی ترشح می کنند که گرد و خاک و ذرات دیگر را به دام می اندازد. این مواد مخاطی با هزاران موی ریز یا مژه دایماً به طرف بالا و دهان رانده می شوند. نایژه بر اثر بیماری های تنفسی گوناگون و سیگار کشیدن تحت تأثیر آلودگی قرار می گیرند. در نهایت، بیماری های تنفسی به مژه ها و مکانیسم تمیز کردن شش ها آسیب می رسانند.

معنی نایژه به انگلیسی

bronchus (اسم)
نایژه ، نایچه

معنی کلمه نایژه به عربی

التهاب القصبات الهوائية

نایژه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

زهرا گله داری ٠١:٢٦ - ١٣٩٦/٠٨/٢٠
نایژه در حل جدول: برنش
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نایژه و نایژک   • کیسه هوایی   • نایژه در جدول   • برونشیول   • نایژه چیست   • برونش چیست   • نایژه انسان   • برونشیول انتهایی   • معنی نایژه   • مفهوم نایژه   • تعریف نایژه   • معرفی نایژه   • نایژه یعنی چی   • نایژه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نایژه
کلمه : نایژه
اشتباه تایپی : khdCi
آوا : nAyZe
نقش : اسم
عکس نایژه : در گوگل


آیا معنی نایژه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )