برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1356 100 1

نبی

/nabiyy/

مترادف نبی: پیغمبر، رسول، فرستاده، مرسل، وخشور

برابر پارسی: وخشور، پیامبر

معنی اسم نبی

اسم: نبی
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: nabi) (عربی) پیغمبر، رسول، (به مجاز) حضرت محمد (ص) [چنانچه این کلمه به صورت نُبی /nobi/ خوانده شود به معنای ' قرآن ' است که اصل آن فارسی است] - پیامبر خداوند، لقب پیامبر (ص)

معنی نبی در لغت نامه دهخدا

نبی. [ ن َ بی ی / ن َ ] (از ع ، ص ، اِ) پیغمبر. رسول. (برهان قاطع). آگاه کننده از خدا. (السامی ) (دهار).پیغمبر. (منتهی الارب ) (دهار). نذیر. (منتهی الارب ). آنکه از خدای خبر دهد. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). نبی ، عام است خواه صاحب کتاب باشد یا نباشد، و رسول خاص است ، آنکه صاحب کتاب باشد. (غیاث اللغات از شرح نصاب ). فعیل است بمعنی فاعل اگر مشتق از «نباء» است که بمعنی خبر دادن باشد پس نبی بمعنی خبردهنده بود، یا مشتق از «نبو» که معنی علو و ارتفاع باشد، چون مرتبه ٔ نبی از دیگر مخلوقات ارفع و اعلی است نبی گفتند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). النبی ، من اوحی الیه بملک او الهم فی قلبه او نبه بالرؤیا الصالحة. فالرسول افضل بالوحی الخاص الذی فوق وحی النبوة لأن ّ الرسول هو من اوحی الیه جبرائیل خاصة بتنزیل الکتاب من اﷲ. (تعریفات ). ج ، انبیاء، نبیون ، انباء، نباء : به حق محمد که نبی برگزیده است. (تاریخ بیهقی ص 316).
شفیع مطاع نبی کریم
نسیم جسیم بسیم وسیم.
سعدی.
|| بلندقدر. (دهار). بلندشده. بزرگی داده شده بر جمیع خلق. (یادداشت مؤلف ). || زمین بلند. (ناظم الاطباء). آنچه مرتفع باشد از زمین. زمین مرتفع. (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). || راه واضح. (از معجم متن اللغة). || راه. طریق. (ناظم الاطباء). رجوع به نبی ٔ شود.

نبی. [ ن َ بی ی / ن َ ](اِخ ) پیغمبر اسلام. حضرت محمدبن عبداﷲ :
محمد بدو [ به کشتی ] اندرون با علی
همان اهل بیت نبی و وصی.
فردوسی.
نبی آفتاب و صحابان چو ماه
به هم نسبتی یکدگر راست راه.
فردوسی.
اگر چشم داری به دیگر سرای
به نزد نبی و وصی گیر جای.
فردوسی.
سخن نهان ز ستوران به ما رسید چو وحی
نهان رسید ز ما زی نبی به کوه حرا.
ناصرخسرو.
دعوی همی کند که نبی را خلیفتم
در خلق این شگفت حدیثی است بلعجب.
ناصرخسرو.
یاد ازیرا کنم من آل نبی را
تا به قیامت کند خدای مرا یاد.
ناصرخسرو.
فلک شکافد حکمش چنانکه دست نبی
شکاف ماه دوهفت آشکار می سازد ...

معنی نبی به فارسی

نبی
قر آن، مصحف، نپی ونوی هم گفته شده است، پیغمبر، خبردهنده ازغیب بالهام خداوندی
( اسم ) قران مجید: ...ولیکن به نبی اندرونست که همه خلق هلاک شدند جز نوح ...
جمع نابی است .
[nabis] [هنرهای تجسمی] گروهی پیشتاز، از هنرجویان مدرسۀ هنری ژولیان که به شیوۀ گوگن نقاشی می کردند و او را در حوزۀ هنر، خداوند نقاشی می پنداشتند
از دهات دهستان نعلین بخش سردشت شهرستان مهاباد در بیست و هفت هزار و پانصد گزی شمال سردشت و ۱۴ هزار گزی مغرب جاده شوسه سردشت به مهاباد در ناحیه کوهستانی و جنگلی معتدل هوائی واقعست و ۱۵۸ تن سکنه دارد .
( اسم ) پیامبر توبه لقب محمد ص بن عبدالله .
از القاب رسول اله محمد بن عبداله پیغامبر اسلام است .
( اسم ) پیامبر رحمت لقب محمد ص بن عبدالله .
محمد بن عبداله زا القاب حضرت محمد رسول اله است .
شیخ محمد حسن قارانی ( ف. ۱۲۹٠ ه.ق .) ملقب به صفاعلی و مشهور به نبی السارقین ( پیغمبر دزدان ) عارف و نویسنده و شاعر قرن سیزدهم است . در طریقت تصوف از مریدان رحمت علیشاه بود و لقب صفا علی را از وی گرفت و با فرهاد میرزا معتمد- الدوله حکمران فارس و سلطان مراد میرزا حسام السلطنه دوستی و مکاتبه داشت و مورد احترام این دو شاهزاده بود .
محمد حسن سیرجانی ملقب به صفا علی و متخلص به قارانی و مشهور به نبی السارقین و پیغمبر دزدان عارف و نویسنده و شاعر قرن سیزدهم است .
از القاب حضرت رسول اکرم محمد بن عبدالله است .
۱- پیغامبر خدا . ۲- ( اسم ) لقب محمد ص بن عبدالله .
از القاب حضرت محمد است .
...

معنی نبی در فرهنگ معین

نبی
(نَ یّ) [ ع . ] (ص .) پیغامبر. ج . انبیاء، نبیون .
(نُ) (اِ.) قرآن مجید.

معنی نبی در فرهنگ فارسی عمید

نبی
۱. پیغمبر.
۲. خبردهنده از غیب به الهام خداوند.
قرآن مصحف: به سوره سورت تورات و سطرسطرِ زبور / به آیت آیت انجیل و حرف حرفِ نبی (ادیب صابر: ۳۰۰).
۱. پیغمبر خدا.
۲. لقب حضرت محمدبن عبدالله.

نبی در دانشنامه اسلامی

نبی
نبی کسی است که طرف وحی قرار گیرد، اگر چه مأمور به تبلیغ نباشد. و نبی را برای اینکه خبردهنده است به آنچه عقل های پاک به سوی آن آرام می گیرند، «نبیّ» می گویند.
راغب می گوید: «نبوّت» سفارت بین خدا و بین خردمندان از بندگان او برای برطرف کردن علّت آنان در امر معاش و معاد است. و نبی را برای اینکه خبردهنده است به آنچه عقل های پاک به سوی آن آرام می گیرند، «نبیّ» می گویند. و صحیح است که فعیل به معنی فاعل باشد؛ یعنی خبردهنده، چنان که در قرآن مجید می فرماید: (نَبِّئْ عِبادِی اَنِّی اَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ)؛ «بندگانم را آگاه کن که من بخشنده مهربانم!»
نبی
معنی نَّبِيَّ: پيامبر (کلمه نبي بر وزن فعيل از ماده نبأ (خبر) است ، و اگر پيامبر را نبي ناميدهاند بدين جهت است که ايشان به وسيله وحي خدا از عالم غيب خبردار هستند بعضي گفتهاند : کلمه مذکور ماخوذ از نبوة به معناي رفعت است ، و انبياء را به خاطر رفعت مقامشان نبي خواند...
معنی نُّبُوَّةَ: پیامبری (یا از کلمه نبي بر وزن فعيل از ماده نبأ (خبر) است ، و اگر پيامبر را نبي ناميدهاند بدين جهت است که ايشان به وسيله وحي خدا از عالم غيب خبردار هستند ویا ماخوذ از نبوة به معناي رفعت است ، و انبياء را به خاطر رفعت مقامشان نبي خواندهاند )
معنی نَّبِيُّونَ: پيامبران (کلمه نبي بر وزن فعيل از ماده نبأ (خبر) است ، و اگر پيامبر را نبي ناميدهاند بدين جهت است که ايشان به وسيله وحي خدا از عالم غيب خبردار هستند بعضي گفتهاند : کلمه مذکور ماخوذ از نبوة به معناي رفعت است ، و انبياء را به خاطر رفعت مقامشان نبي خوا...
معنی نَبِيُّهُمْ: پيامبرشان (کلمه نبي بر وزن فعيل از ماده نبأ (خبر) است ، و اگر پيامبر را نبي ناميدهاند بدين جهت است که ايشان به وسيله وحي خدا از عالم غيب خبردار هستند بعضي گفتهاند : کلمه مذکور ماخوذ از نبوة به معناي رفعت است ، و انبياء را به خاطر رفعت مقامشان نبي خو...
معنی نَّبِيِّينَ: پيامبران (کلمه نبي بر وزن فعيل از ماده نبأ (خبر) است ، و اگر پيامبر را نبي ناميدهاند بدين جهت است که ايشان به وسيله وحي خدا از عالم غيب خبردار هستند بعضي گفتهاند : ک ...


نبی در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:پیامبر

ارتباط محتوایی با نبی

نبی در جدول کلمات

پسر چهارم یعقوب نبی (ع)
یهودا
حکیم نام آور در زمان سلیمان نبی (ع)
لقمان
فرزند ابراهیم نبی (ع)
اسحاق
همسر ابراهیم نبی (ع)
سارا

معنی نبی به انگلیسی

prophet (اسم)
رسول ، فرستاده ، پیغام بر ، پیامبر ، نبی ، پیغمبر

معنی کلمه نبی به عربی

نبی
نبي

نبی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فراز پارسی
واژه "نبی" در زبان تازی از واژه
پارسی نوید (=خبر خوش) گرفته شده است!
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
::نبود
بی::بود
مصیب
نپی یا نوی یا نوید
به کسی گویند که در دنیای خواب خدا به او فرمان میدهد یا او را آگاه می سازد
آناهیتا
فرستاده ی خدا
وریا صادقی
( نبی )به معنی پیغام بر یا پستچی .نبی از ریشه نَبأ به معنای خبر و پیام و نبی ظرفی است برای دریافت نبأ در قرآن پروردگار پیامبر را با لفظ یا ایهاالنبی و یا ایهاالرسول مورد خطاب قرار داده .پس در جایی که یا ایهاالنبی به کار رفته به اعتبار دریافت فرمان رسالت و فرمان پروردگار و در جایی که یا ایها الرسول به کار رفته به اعتبار رساندن رسالت و فرمان پروردگار به مردم است.پس در نتیجه پیامبر هم وظیفه دریافت و هم وظیفه رساندن آن را به مردم بر عهده داشته است.
سجاددهقانی
نَبی: پیامبر- نُبی: قرآن
علی باقری
نُبی : قرآن
دکتر کزازی واژه ی " نُبی " را در نوشته های خود به جای واژه ی " قرآن" بکار برده است.
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 169 )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فرق نبی با رسول در چیست؟   • فرق نبی با امام   • فرق بین رسول و نبی و امام   • معنی نبی   • نبی کیست   • معنای لغوی نبی   • تعداد نبی و رسول   • تعداد انبیا و رسولان   • مفهوم نبی   • تعریف نبی   • معرفی نبی   • نبی چیست   • نبی یعنی چی   • نبی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نبی
کلمه : نبی
اشتباه تایپی : kfd
آوا : nabiyy
نقش : اسم
عکس نبی : در گوگل

آیا معنی نبی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )