انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1101 100 1

نجم

/najm/

مترادف نجم: اختر، ستاره، سها، کوکب، نجمه

معنی اسم نجم

اسم: نجم
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: ستاره، نام سوره ای در قرآن کریم

معنی نجم در لغت نامه دهخدا

نجم. [ ن َ ] (ع اِ) ستاره. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (السامی ) (برهان قاطع) (غیاث اللغات ) (دستوراللغة) (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام ). کوکب. (اقرب الموارد) (المنجد). اختر. ج ، اَنجُم ، انجام ، نجوم ، نُجُم :
همچو من در میان خلق ضعیف
در میان نجوم نجم سها.
مسعودسعد.
نجم زحل سواددواتش نهم چنانک
جرم سهیل ادیم قلمدان شناسمش.
خاقانی.
بنده چون زی حضرتت پوید ندارد بس خطر
نجم سفلی چون شود شرقی ندارد بس ضیا.
خاقانی.
- نجم ثاقب ؛ رجوع به ثاقب شود : کان رأی الامام القادرباﷲ رضی اﷲعنه و قدس روحه نجماً ثاقباً. (تاریخ بیهقی ص 300).
|| نبات بی ساق. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). گیاه بی ساق. (فرهنگ نظام ). مقابل شجر. (از اقرب الموارد). هر گیاه بی تنه که آن را به هندی بیل گویند، مثل درخت کدو وخیار و عشق و پیچان و غیره. (غیاث اللغات ). هر نبات که تنه ندارد. (السامی فی الاسامی ). هر گیاه که ساق ندارد. (مهذب الاسماء) (بحرالجواهر). رستنی بی ساق. (دستور اللغة). نجمه. یقطین. عدیم الساق. || ثیل. نام نباتی است که آن را ثیل نیز گویند. نجیل. نجیر. اغرسطس . (یادداشت مؤلف ). || وقت معین. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || حلول نجم ؛ حلول اجل. انقضاء و مدت. منقضی شدن. آخر شدن. برسیدن و سر آمدن مهلت. (یادداشت مؤلف ). || اصل. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء) (المنجد): لیس لهذا الحدیث نجم ؛ ای اصل. (منتهی الارب ). || پارچه ای که در روزهای عید وشادی برای جمع کردن پول میگسترانند. (ناظم الاطباء). || بمعنی بیدگیاه است که گزمازج باشد، و آن ثمر درخت گز است که عرب ثمرةالطرفاء خوانند. نجمه. (برهان قاطع). کلمه ٔ عربی است. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). رجوع به نجم و نجمة شود. || وظیفه ازهر چیزی. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || آنچه از بدهی که در موعدی معین ادا شود. (از المنجد). قسط. (یادداشت مؤلف ) : ملک عفو فرمود و از کرده و گفته ٔ او درگذشت بر قرار پانزده هزار درم که... به سه نجم به خزانه رسد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 107).
- نجم نجم ؛ مقسطه. (یادداشت مؤلف ). قسط به قسط. قسطقسط. قسطی :
صد بوسه فام خواستم از نجم ، نجم نجم
بر من شمرد بوسه به درپوش لعل فام
هرچند نجم نجم ستاندم ز نجم بوس
خواهم که جمله جمله گزارم به نجم فام.
سوزنی.
- نجماً بنجم ؛ قسط به قسط : مهلتی توقفی باشد تا وی این حاصل را نجماً بنجم به سه سال بدهد. (تاریخ بیهقی ).
|| مروارید خوشاب. (الجماهر بیرونی ص 125). قسمی مروارید مدحرج که آن را خوشاب نامند. (یادداشت مؤلف ). || (مص ) برآمدن ستاره. (یادداشت مؤلف ). || برآمدن گیاه. (یادداشت مؤلف ). || (اِ) النجم ؛ رنگی در بدن اسب جز آن رنگ که همه ٔ تن اسب بدان رنگ است ، چنانکه اندک سفیدی در تن اسب سرخ. (از صبح الاعشی ج 2 ص 19).

نجم. [ ن َ ] (اِخ ) (الَ...) پروین. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 98) (السامی ) (مهذب الاسماء) (غیاث اللغات ). ثریا. (غیاث اللغات ) (المنجد) (السامی ). نامی است خاص پروین را. (مهذب الاسماء). اسم علم است پروین را،و الف و لام در وی لازم. قوله تعالی : و بالنجم هم یهتدون ، و یقال : طلع النجم. (منتهی الارب ) (آنندراج ). این کلمه را با الف و لام ، عرب درمورد ستاره ٔ ثریا اطلاق کنند و چون گویند طلع النجم ، منظورشان ستاره ٔ پروین باشد. (اقرب الموارد).

نجم. [ ن َ ] (اِخ ) (الَ...) سوره ٔ پنجاه وسومین قرآن. 62 آیت است ، پیش از سوره ٔ القمر و پس از سوره ٔ طور. بدین آیت آغاز میشود: و النجم اذا هوی.

نجم. [ ن ُ ج ُ ] (ع اِ) ج ِ نَجْم. رجوع به نجم شود.

نجم. [ ن َ ] (اِخ ) حسن کرمانی ، معروف به شهرویه و حکیم نجم الدین. این دو بیت را مؤلف صبح گلشن از او آورده است :
جز حادثه هرگز طلبم کس نکند
یک پرسش گرم جز تبم کس نکند
ور جان به لب آیدم به جز مردم چشم
یک قطره ٔ آب بر لبم کس نکند.
در مجمعالفصحا نیز چند قطعه از او نقل شده است بی آنکه از حال و زمانش اطلاعی به دست دهد. از جمله در وصف قلم :
ای گشاده زبان و بسته میان
ترجمان دلی تو همچو زبان
در زبان تو گنجهای هنر
در بیان تو رازهای نهان
شبه زائی همی و مشک خوری
وآنگهی در سیه گهرپنهان
صورتت چشم خصم را تیری است
کهرباپیکری شبه پیکان.
رجوع به تذکره ٔ صبح گلشن ص 507 و مجمعالفصحا ج 1 و قاموس الاعلام ج 6 شود.

نجم. [ ن َ ] (اِخ ) (شیخ...) یا شیخ نجم الدین. از شاعران قرن نهم هجری و اهل ساوه است. امیر علیشیر مؤلف مجالس النفایس این ابیات را از او نقل کرده است :
به شوخی میخورد خون دل من چشم خونخواری
بلائی ، فتنه جوئی ، آفتی ، شوخی ، ستمکاری.
دارم بتی که غیر جفا نیست کار او
من بهر او هلاکم و اغیار یار او.
منمای چو آئینه رخ خود همه کس را
بشنو سخن من که اثرهاست نفس را.
رجوع به مجالس النفایس ص 119 و ص 295 شود.

نجم. [ ن َ ] (اِخ ) محمود، فرزند رکن الدین محمد، معروف به ملانجم الدین. به روایت مؤلف صبح گلشن «در محاربه ٔ شاه شجاع و شاه منصور شربت شهادت نوش نمود». او راست :
گفتم به صلاح کوشم و مستوری
وز یار جفاپیشه گزینم دوری
جانم به چنین قصه چو راضی گردد
بیچاره دلم نمیدهد دستوری.
رجوع به تذکره ٔ صبح گلشن ص 386 وقاموس الاعلام ج 6 شود.

معنی نجم به فارسی

نجم
ستاره کوکب، نجوم وانجم جمع
( اسم ) ۱ - ستاره اخترکوکب : بنده چون زی حضرتت پویدنداردبس خطر نجم سفلی چون شودشرقی نداردبس ضیا. ( خاقانی .سج.۲۲ ) جمع :نجوم انجم .۲ - دفعه قسط : ملک عفو فرمودوازکرده وگفته اودرگذشت برقرار پانزده هزاردرم که ...بسه نجم بخزانه رسد. ۳ - گیاه بی ساقه .۴ - گزمازج طرفا.۵ - مروارید خوشاب .۶ - ( اسم ) پروین ثریا.
یا شیخ نجم الدین از شاعران قرن نهم و اهل ساوه است
سوره پنجاه و سومین از سوره قر آن است و ۶۲ آیه دارد . پیش از سوره القمر و پس از سوره الطور قرار دارد و بدین آیه شروع میشود و النجم اذاهوی .
قصبه ای جزئ دهستان افشاریه ساوجبلاغ شهرستان کرج استان مرکز . در ۴۸ کیلومتری باختر کرج . جلگه معتدل . ۲۶۷۴ تن سکنه دارد . محصولش غلات صیفی بنشن چغندر قند و لبنیات است . شغل مردم کشاورزی و گله داری است.
ده کوچکی است از دهستان چناران بخش حوم. و ارداک شهرستان مشهد .
اسم نفس فلک مشتری است .
محمد بن حسن استر آبادی ملقب به نجم الدین و رضی الدین و نجم الائمه .
( اسم ) ستاره دریایی .
عبدالغفار بن علیمحمد از علمای ریاضی ( و. تهران ۱۲۵۵ ه.ق .- ف. ۱۳۲۶ ه.ق .) از ریاضی دانهای قرن چهاردهم هجری . معلم ریاضیات دارالفنون بود. اوراست : اصول جغرافیا اصول الهندسه کفایه- الهندسه و کتاب های دیگر .
عبدالغفار اصفهانی ملقب به نجم الدوله از دانشمندان متاخر است
یعقوب بن صابر بغدادی مکنی به ابو یوسف و معروف به ابن صبار منجنیقی از شعرای معروف عرب است
سومین ارتقی. ماردین است
نخستین سلاطن ارتقی. ماردین است
الملک الصالح نجم الدین ایوب از ملوک ایوبی و نیز جد خاندان ایوبی است که از سال ۵۶۷ تا ۶۴۸ در شامات و فلسطین و ناحیه کوهستانی واقع بین حوضه های علیای دجله و فرات حکومت داشتند .
مشهور به صالح ششمین ایوبیان مصر است
محمد بن موفق بن سعید خبوشانی نیشابوری ملقب به نجم الدین و مکنی به ابو البرکات از علمای قرن ششم است
دانشمند و نحوی بارعی بود که شغل نانوائی داشت و دکانش مجمع طلاب و دانشجویان بود .
شیخ عبدالله بن محمد مکنی به ابوبکر و معروف به شیخ نجم الدین دایه ( ف. ۶۴۵ ه.ق .) از عرفای بزرگ قرن هفتم و از شاگردان شیخ نجم الدین کبری است بسال ۶۱۷ پس از واقعه قتل استادش نجم الدین کبری بهنگام حمله مغول بخراسان از خوارزم فرار کرد و بهمدان آمد و در ۶۱۸ همدان را ترک کرده به اردبیل رفت ولی در همان سال روانه بلاد روم شد و در قیساریه روم بخدمت سلطان علائ الدوله کیقباد سلجوقی رسید و از آن پس در حمایت وی قرار گرفت و بپاس انعام سلطان در ۶۲٠ در شهر سیواس کتاب مرصاد العباد را بفارسی بنام علائ الدوله تصنیف کرد و بقیه عمر را در بلاد روم با مصاحبانی چون صدرالدین قونیوی و جلال الدین مولوی گذرانید و در سال ۶۴۵ ه.ق. وفات یافت .
علی بن عمر بن علی قزوینی مکنی به ابوالحسن و ملقب به نجم الدین و معروف به دبیران و کاتبی قزوینی و علامه
شیخ عبدالله بن محمد مکنی به ابوبکر و معروف به شیخ نجم الدین دایه ( ف. ۶۴۵ ه.ق .) از عرفای بزرگ قرن هفتم و از شاگردان شیخ نجم الدین کبری است بسال ۶۱۷ پس از واقعه قتل استادش نجم الدین کبری بهنگام حمله مغول بخراسان از خوارزم فرار کرد و بهمدان آمد و در ۶۱۸ همدان را ترک کرده به اردبیل رفت ولی در همان سال روانه بلاد روم شد و در قیساریه روم بخدمت سلطان علائ الدوله کیقباد سلجوقی رسید و از آن پس در حمایت وی قرار گرفت و بپاس انعام سلطان در ۶۲٠ در شهر سیواس کتاب مرصاد العباد را بفارسی بنام علائ الدوله تصنیف کرد و بقیه عمر را در بلاد روم با مصاحبانی چون صدرالدین قونیوی و جلال الدین مولوی گذرانید و در سال ۶۴۵ ه.ق. وفات یافت .
عبدالله بن محمد مکنی به ابوبکر و و معروف به شیخ نجم الدین دایه و شیخ نجم الدین رازی از عرفای بزرگ قرن هفتم و از شاگردان شیخ نجم الدین کبری است
بروایت حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده
از ادبائ مترجمین زمان امیر تیمور گورکان و در فن انشائ و علم و ادب استاد بود. کامل التواریخ ابن اثیر را بفرمان میرزا امیر انشاه از عربی بفارسی ترجمه کرده است .
از دانشمندان دور. گورکانی و ملازم میرزا میرانشاه بود و بدستور این شاهزاده کتاب کامل التواریخ ابن اثیر را از عربی به فارسی ترجمه کرد .
ثانی ملقب به المنصور دهمین ملوک ارتقی. ماردین است
عبدالغفار کتاب حاوی و لباب و شرح لباب از تصانیف اوست .

معنی نجم در فرهنگ معین

نجم
(نَ) [ ع . ] (اِ.) ستاره . ج . نجوم ، انجم .
( ~. ~.) [ ع . ] (ق مر.) قسط به قسط ، قسطی .
( ~. ~.) [ ع . ] (ق مر.) قسط به قسط ، قسطی .

معنی نجم در فرهنگ فارسی عمید

نجم
۱. پنجاه وسومین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۶۲ آیه، والنّجم.
۲. [جمع: نُجوم و اَنجم] [قدیمی] ستاره، کوکب.
۳. [جمع: نُجوم] [قدیمی] قسط.

نجم در دانشنامه اسلامی

نجم
معنی نَّجْمُ: هر روييدني بدون ساقه ای که از زمين سر بر ميآورد - ستاره
معنی کَوَاکِبِ: اجرام آسماني (دو کلمه کواکب و نجم ، همانطور که بر ستارگان و سيارگان اطلاق ميشود ، بر شهابها نيز اطلاق ميشود)
تکرار در قرآن: ۱۳(بار)
اصل نجم به معنی طلوع و بروز است گویند: «نَجَمَ الْقَرْنُ وَ النَّباتُ» یعنی شاخ و علف روئید و ظاهر شد، ستاره را از آن نجم گویند که طلوع می‏کند (مجمع) راغب اصل آن را کوکب طالع گفته و «نَجَمَ نُجُوماً نَجْماً» را طلوع و بروز گوید. در نهج البلاغه خطبه 59 درباره خوارج فرموده «کُلَّما نَجَمَ مِنْهُمْ قَرْنٌ قُطِعَ» هرگاه رئیسی از آنها ظاهر و طالع گردید کشته می‏شود. نجم هم مصدر آمده و هم اسم، ولی در قرآن مصدر به کار رفته است ایضاً نجوم هم مصدر آمده و هم جمع نجم ولی در قرآن مجید فقط جمع به کار رفته است. . و با علاماتی و هم با ستارگان هدایت می‏شوند و راه می‏یابند. * . مراد از نجم در آیه نبات و علف است مقابل شجر، علت این تسمیه بروز و طلوع آن از زمین است پس نجم نبات بی‏ساقه و شجر نبات با ساقه می‏باشد که با آمدن زمستان از بین نمی‏رود یعنی علفها و درختان خدا را سجده می‏کنند و از اوامرش پیروی می‏نمایند بعضی آن را در آیه ستاره دانسته‏اند ولی بعید است. * . هوی به معنی سقوط است «هَوَی الشَّیْ‏ءُ هُوِیّاً: سَقَطَ مِنْ عُلُوٍّ اِلی اَسْفَلِ» مراد از هوی نجم ظاهراً سقوط آن از سمت رأس به طرف غروب است و شاید «هَوی» به معنی صعود باشد رجوع شود به «هوی». یعنی: قسم به ستاره آنگاه که فرود می‏آید، رفیق شما گمراه نشده و به خطا نرفته است. چون اوائل سوره درباره نزول وحی و معراج آن حضرت است به نظر می‏آید قسم به فرود آمدن یا بالا رفتن ستاره‏با آن مطلب تناسبی دارد. گفته‏اند مراد از «النجم» در آیه قرآن است که نجوماً و تدریجاً نازل شده به قولی مراد از آن ثریا و به قولی شعری و به قولی شهابها است ولی ظهور آیه با هیچ یک سازگار نیست. * . آفتاب و ماه و ستارگان همه به امر خدا رام و مسخرّند لفظ نجوم 9 بار در قرآن مجید به کار رفته و آیات . . که در «طُمِس» و «کَدر» گذشت از تحول و تغییر آنها در قیامت حکایت دارند. ظاهراً مراد از نجم و نجوم در قرآن مجید فقط ثوابت است و کواکب (سیارات) و مصابیح غیر از آنهاست واللَّه اعلم، رجوع کنید به «رجم - مصباح - شهاب».
نجم آبادی ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • میرزا ابوالفضل نجم آبادی ، فرزند محمدتقی، از علما و فقهای قرن چهاردهم هجری قمری• هادی نجم آبادی تهرانی، از علما و منتقدان برجسته سیاسی و اجتماعی ایران در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری
...
میرزا ابوالفضل نجم آبادی فرزند محمد تقی، فقیه دانا و مجتهد توانا و مدرس فقه مکتب اهل البیت(ع) در سال 1317ق در یک خانواده مذهبی تولد یافت. وی پس از آموختن و انجام مقدمات علوم عربی از صرف و نحو و غیره در مدرسه مرحوم حاج شیخ هادی، شروع به خواندن سطح نموده، منقول را خدمت والد و نیز مرحوم حاج شیخ مسیح طالقانی (از بزرگان مدرسین تهران و مدرسه مروی) آموخت. وی در سال 1342ق در سوگ پدر می نشیند و پس از آن سفری به بلاد عربی از جمله سوریه، لبنان و مصر نموده که در آن سفرها مجاورات علمی با اهل تسنن داشته است.
سپس عازم نجف اشرف شده و در آنجا به ادامه تحصیل می پردازد. وی در آنجا ترجمه کتاب گران سنگ «المراجعات» مرحوم سید شریف الدین عاملی را شروع می کند. ایشان در مدت اقامت در حوزه علمیه نجف اشرف با شرکت در دروس فقه و اصول اساتید بزرگواری چون آیت الله حاج میرزا حسن نائینی و ضیاءالدین عراقی بیش تر درسهای فقه و اصول آنان را از عبادات تا سیاسات به رشته تحریر در می آورد و مرحوم نائینی در اجازه مفصلی از وی اظهار رضایت می نماید.
وی پس از کسب درجه اجتهاد از مرحوم آیت الله آقا سیدابوالحسن اصفهانی به ایران مراجعت می نماید؛ مدتی در شهر قم سکنی گزیده و در درس و بحث مرحوم ایت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری حاضر و با علمای زمان بیشتر آشنا گردید. در هیمن زمان بود که با حضرت امام (ره) دوست شده و این دوستی تا پایان عمر وی ادامه داشت.
در سال 1327ق که مدرسه عالی سپهسالار پس از مدتی رکود به صورت اصلی خود در آمده و آغوش خود را برای تربیت طلاب باز کرده بود ایشان به موجب وقفنامه آن مدرسه و هم چنین به اشارت حضرت آیت الله بروجردی تدریس فقه و اصول به ویژه مکاسب و رسائل شیخ عظم انصاری و شرح منظومه حکیم سبزواری را در آن مدرسه آغاز می کنند.
آیت حاج میرزا ابوالفضل نجم آبادی به علت ابتلا به سرطان در شب جمعه 24 ماه شعبان 1385ق به رحمت ایزدی پیوست و کالبد ایشان در مسجد بالاسر حضرت فاطمه معصومه(س) و در پایین پای آیت الله حاج شیخ کریم حائری در قم به خاک سپرده شد.
محمود نجم آبادی، در سال 1282ش، در محله شیخ هادی تهران پا به عرصه وجود گذاشت. خاندان وی عموما اهل علم و فضیلت بودند. جد بزرگوارشان آیت الله شیخ هادی نجم آبادی از اجله عالمان دوره ناصری و بیت معظم له مأمن و ملجأ برای عموم بوده است.
نجم آبادی، تحصیلات اولیه خود را در مدرسه ای قدیمی به نام شرکت گلستان واقع در بیمارستان وزیری و دوره متوسطه را در دبیرستان دارالفنون و دارالمعلمین تهران به پایان رساند و پس از طی تحصیلات پزشکی در دانشگاه تهران و اخذ مدرک دکترای پزشکی به دریافت دکترای داروسازی از دانشگاه پاریس نایل آمد. مضاف بر آن، وی دارای مدارک متعدد در شعب مختلف علم پزشکی از دانشگاه پاریس نیز می باشد.
ایشان در طول سال ها فعالیت علمی و تحقیقاتی و 30 سال تدریس در دانشگاه تهران، تصدی مشاغل مختلف و عضویت در مجامع گوناگون علمی را به عهده داشته است، از جمله: عضویت در مؤسسه پاستور و دفع آفات حیوانی؛ ریاست بخش تحقیقات تاریخی دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی دانشگاه تهران؛ نزدیک به چهل سال عضویت در انجمن بین المللی تاریخ طب؛ عضویت در انجمن تاریخ طب آمریکا و ایتالیا؛ نماینده ایران در کنگره بهداشتی مصر؛ عضویت در فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران و...
وی ضمن سال ها خدمت به علم و دانش پزشکی، موفق به اخذ نشان ها و مدال های متعددی نیز شده اند، از جمله اخذ نشان شوالیه از کشور فرانسه.
ر.ک: مجله نامه فرهنگ، بهار 1374، شماره 17، صفحه 184، واقع در پایگاه نورمگز، در 30 دی ماه 1394، به آدرس:
http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/936723.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَیٰ
قسم به ستاره چون فرود آید.
سوگند به ستاره هنگامی که افتد؛
سوگند به اختر چون فرود می آید،
قسم به آن ستاره چون پنهان شد،
سوگند به ستاره هنگامی که افول می کند،
By the star when it descends,
By the Star when it goes down,-
فَأَوْحَیٰ إِلَیٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَیٰ
پس (خدا) به بنده خود وحی فرمود آنچه که هیچ کس درک آن نتواند کرد.
آن گاه به بنده اش آنچه را باید وحی می کرد، وحی کرد.
آنگاه به بنده اش آنچه را باید وحی کند، وحی فرمود.
و خدا به بنده خود هر چه باید وحی کند وحی کرد.
در اینجا خداوند آنچه را وحی کردنی بود به بنده اش وحی نمود.
And he revealed to His Servant what he revealed.
So did (Allah) convey the inspiration to His Servant- (conveyed) what He (meant) to convey.
مَا کَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَیٰ
آنچه (در غیب عالم) دید دلش هم به حقیقت یافت و کذب و خیال نپنداشت.
آنچه را دل دید انکار نکرد.
دل آنچه را که دید دروغ نشمرد.
قلب (پاک او) در آنچه دید هرگز دروغ نگفت.
The heart did not lie what it saw.
The (Prophet's) (mind and) heart in no way falsified that which he saw.
أَفَتُمَارُونَهُ عَلَیٰ مَا یَرَیٰ
آیا (شما کافران) با رسول بر آنچه (در شب معراج) به چشم مشاهده کرد ستیزه می کنید؟
آیا در آنچه می بینید با او به سختی مجادله و ستیزه می کنید؟
آیا در آنچه دیده است با او جدال می کنید؟
آیا در آنچه می بیند با او جدال می کنید؟
آیا با او درباره آنچه (با چشم خود) دیده مجادله می کنید؟!
So will you dispute with him over what he saw?
Will ye then dispute with him concerning what he saw?
وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَیٰ
و یکبار دیگر هم او را (یعنی جبرئیل را) رسول مشاهده کرد.
و بی تردید یک بار دیگر هم او را دیده است
و قطعاً بار دیگری هم او را دیده است،
و بار دیگر نیز او را مشاهده کرد،
And he certainly saw him in another descent
For indeed he saw him at a second descent,



نجم در دانشنامه ویکی پدیا

نجم
نجم واژه ای عربی به معنای ستاره است و در موارد ریز کاربرد دارد:
امیر نجم رشتی، سپهسالار و وکیل نفس نفیس همایون شاه اسماعیل یکم صفوی
امیر یاراحمد خوزانی اصفهانی ملقب به نجم ثانی، سپهسالار و وکیل نفس نفیس همایون شاه اسماعیل یکم
ابوالقاسم نجم، معروف به نجم الملک سیاستمدار دوران معاصر ایران
نجم الدین عبدالله بن محمد بن شاهاورالاسدی الرازی ملقب به نجم الدین رازی، مشهور به نجم الدین دایه یا نجم رازی از چهره های تأثیرگذار و مطرح در تاریخ تصوف در ایران و جهان اسلام
دکتر محمود نجم آبادی، طبیب، نویسنده، مترجم، استاد دانشگاه و روزنامه نگار برجسته ایرانی، نامدارترین و پُرکارترین محقق و مورخ ایران در عرصهٔ تاریخ پزشکی ایران
میرزا عبدالغفار نجم الدوله استاد ریاضی مدرسه دارالفنون
افسانه نجم آبادی نویسنده، پژوهشگر و استاد دانشگاه هاروارد در رشتهٔ مطالعات زنان، جنسیت و تاریخ، به ویژه مطالعات تاریخی در قرن نوزدهم میلادی در ایران
آیت الله حاج شیخ هادی نجم آبادی از روحانیان بلند آوازه عصر ناصری و مظفری
احمدبن عمربن محمد خیوقی خوارزمی ملقب به نجم الدین کبری، نجم الدین و طامةالکبری و معروف به شیخ نجم الدین کبری، مؤسس سلسله ٔ کبرویه و از صوفیان قرن ششم و هفتم هجری
سوره نجم سوره ۵۳ از قرآن است، ۶۲ آیه دارد و سوره ای مکی است. یکی از آیات این سوره، سجده واجب دارد. برخی گفته اند که این سوره اولین سوره پس از شروع دعوت آشکار پیامبر اسلام است و پس از خوانده شدن سوره توسط او، همهٔ مومنان و مشرکان سجده کردند. محتوای این سوره پیرامون نبوت و معاد است و دربارهٔ مباحثی مانند وحی، معراج، نهی از بت پرستی، و سرنوشت اقوام پیشین سخن گفته شده است. نامگذاری سوره به دلیل آیهٔ نخست آن است.
ترجمهٔ فارسی
نجم (مشهد)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان مشهد در استان خراسان رضوی ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان درزآب قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۶ نفر (۹خانوار) بوده است.
نجم (به عربی: نجم) نامی برگزیده در خاورمیانه، آسیای میانه و آسیای جنوبی می باشد. نجم نامی مردانه است که نسخه زنانه آن نجمه (به عربی: نجمة) می باشد. نجم در زبان عربی به عنوان یک نام خانوادگی متداول نیز کاربرد دارد.
فهرست نام های عربی
خوشه پروین
نجمه
نجم
نجم همچنین در زبان عربی به معنای ستاره و در همین زبان و زبان های فارسی و اردو به معنای خوشه پروین نیز می باشد.
نجم آباد نام مکان های زیر است:
نجم آباد (سبزوار) روستایی از توابع بخش مرکزی و در شهرستان سبزوار استان خراسان رضوی
نجم آباد (رفسنجان) روستایی از توابع بخش نوق شهرستان رفسنجان در استان کرمان
نجم آباد (قم) روستایی از توابع بخش جعفرآباد شهرستان قم استان قم
نجم آباد (قزوین) روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان قزوین در استان قزوین
نجم آباد (گناباد) روستایی از توابع شهرستان گناباد استان خراسان رضوی
دهستان نجم آباد (نظرآباد) دهستانی در بخش تنکمان شهرستان نظرآباد، استان البرز
نجم آباد ، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان املش در استان گیلان ایران است.
این روستا در دهستان املش شمالی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۱ نفر (۱۶خانوار) بوده است.
نجم آباد (پاسارگاد)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان پاسارگاد در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان سرپنیران قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۱ نفر (۱۳خانوار) بوده است.
نجم آباد (چناران)، روستایی از توابع بخش گلبهار شهرستان چناران در استان خراسان رضوی ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان بیزکی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۶ نفر (۱۲خانوار) بوده است.
نجم آباد (رفسنجان)، روستایی از توابع بخش نوق شهرستان رفسنجان در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان بهرمان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۶۱ نفر (۶۹خانوار) بوده است.
نجم آباد (ری)، روستایی از توابع بخش قلعه نو شهرستان ری در استان تهران ایران است.
این روستا در دهستان قلعه نو قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۳۶ نفر (۸۶خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۶°۱۵′۴۸″ شمالی ۵۷°۵۸′۴۸″ شرقی / ۳۶٫۲۶۳۳۳°شمالی ۵۷٫۹۸۰۰۰°شرقی / 36.26333; 57.98000
نجم آباد، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان سبزوار استان خراسان رضوی ایران.
این روستا در دهستان رباط قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۲۹۰ نفر (۷۰ خانوار) بوده است.
ابوالقاسم نجم (زاده ۲۱ اردیبهشت ۱۲۷۱ - درگذشته ۱۳۶۲) معروف به نجم الملک یکی از سیاستمدار دوران معاصر ایران بود. او فارغ التحصیل از مدرسه عالی علوم سیاسی بود. او خدمت اداری خود را از وزارت امور خارجه شروع کرد و تا مرحله وزارت پیش رفت. در دوران خدمت خود وزیر مختار ایران در کشورهای آلمان و ژاپن بود و مدتی نیز سفیر ایران در افغانستان و فرانسه بود.
«ابوالقاسم نجم».
«ابوالقاسم نجم - مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران IICHS».
نجم در کابینه اول ابراهیم حکیمی در سال ۱۳۲۴ به سمت وزارت پیشه و هنر و بازرگانی انتخاب شد به علت مشکلاتی این کابینه دوام چندانی نداشت و بیشتر از ۱۵ روز عمر نکرد. حکیمی در تاریخ ۱۳ آبان ماه ۱۳۲۴ دوباره نخست وزیر شد و در این کابینه ابوالقاسم نجم را به سمت وزارت امور خارجه منصوب کرد. آخرین سمت رسمی وی در خلال سال های ۱۳۳۵ تا ۱۳۳۶ استانداری خوزستان بود.
احمد فواد نجم (به عربی: أحمد فؤاد نجم)(۲۲ مه ۱۹۲۹-۳ دسامبر ۲۰۱۳) یکی از شاعران بزرگ مصری بود. نجم بیشتر به خاطر کارهایی که برای آهنگساز مصری شیخ امام انجام داده بود معروف شد. از او هم چنین با عنوان شاعر وطن پرست وانقلابی در شعر عربی مصری نام می برند. نجم در شعر بومی مصری با عنوان الفاجومی شناحته می شود.
در سال ۲۰۰۷ به عنوان سفیر امریکا در امور فقرا انتخاب شد.
در سال ۲۰۱۳ موفق به کسب جایزه Prince Claus شد.
احمد فواد نجم در خانواده ای کشاورز در استان الشرقیه مصر به دنیا آمد. مادرش حنم مرسی نجم، یک زن خانه دار بود و پدرش محمد عزت نجم یک افسر پلیس. هنگامی که پدرش فوت کرد، نزد عمویش در زقازیق رفت تا با او زندگی کند اما تا سال ۱۹۳۶ که با شاعر معروف عبد الحلیم حافظ دیدار کرد در یتیم خانه زندگی می کرد. در سال ۱۹۴۵ که تنها ۱۷ سال داشت یتیم خانه را رها کرد و به شهرش برگشت.
در ساعت های اولیه روز ۳ دسامبر ۲۰۱۳ نجم در سن ۸۶ سالگی در مصر از دنیا رفت.
امامزاده بابا نجم مربوط به دوره صفوی است و در شهرستان فیروزآباد، بخش مرکزی، روستای بابانجم واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۷۳۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
تپه بابا نجم مربوط به دوره صفوی است و در شهرستان فیروزآباد، بخش مرکزی، منطقه بابانجم واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۸۲۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
دیرب نجم نام شهر و شهرستانی در استان شرقیه مصر است. نام این منطقه از ارتش نجم الدین ایوبی گرفته شده است که در زمان جنگ های صلیبی در این منطقه بوده است.در همان زمان این منطقه به دیار بنی نجم معروف شد اما بعداً به دیرب نجم تغییر پیدا کرد.مساحت این منطقه ۲۱۳.۹ کیلومتر مربع است و در سال ۲۰۰۲ جمعیت آن ۳۴۰۲۰۳ نفر بوده است.
فهرست شهرهای مصر
مختصات: ۳۰°۵۷′۰۸″شمالی ۴۸°۲۰′۵۷″شرقی / ۳۰٫۹۵۲۲۱°شمالی ۴۸٫۳۴۹۱۹°شرقی / 30.95221; 48.34919
دیما بن نجم، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان خرمشهر در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان غرب کارون قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۳۸ نفر (۱۳۶خانوار) بوده است.
ساقیه نجم (به عربی: ساقیة نجم) یک روستا در سوریه است که در ناحیه مرکزی سقیلبیه واقع شده است. ساقیه نجم ۱٬۹۳۲ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای سوریه
طارق نجم (عربی: طارق نجم‎؛ زادهٔ ژوئیه, ۱۹۴۶) یک سیاست مدار اهل عراق است.
محمدحسن نجم مدیر تولید و تدارکات، تهیه کننده و بازیگر سینما اهل ایران است
۱ - گل چهره (۱۳۸۹)
۲ - سنگ، کاغذ، قیچی (۱۳۸۵)
۳ - پرونده هاوانا (۱۳۸۴)
۴ - سفر به هیدالو (۱۳۸۴)
۵ - شام عروسی (۱۳۸۴)
۶ - شکلات (۱۳۸۲)
۷ - سفر به فردا (۱۳۸۰)
۸ - هزاران زن مثل من (۱۳۷۹)
۹ - همسر دلخواه من (۱۳۷۹)
۱۰ - صنم (۱۳۷۸)
۱۱ - عشق + ۲ (۱۳۷۷)
۱۲ - فرار مرگبار (۱۳۷۴)
محمدحسن نجم در سال ۱۳۳۷ در تهران متولد شد. از سال ۱۳۵۶ فعالیت خود را در عرصه فرهنگی شروع کرد و بعد از انقلاب با مرحوم علی حاتمی در سریال «هزار دستان» مشغول به فعالیت شد. علاوه بر این در قسمت دکور فعالیت داشت تا به عنوان همکار در بخش تدارکات اداری و مالی همان پروژه اولین همکاری را با ایشان به پایان رساند. همزمان با تولید سریال «هزار دستان» به دلیل توقف های طولانی مدت در چند فیلم سینمایی نیز با علی حاتمی همراه شد که «حاجی واشینگتن»، «کمال الملک»، «جعفرخان از فرنگ برگشته» از جمله آنهاست. محمدحسن نجم در طول فعالیت خود با هنرمندان بزرگی از کشور به همکاری پرداخت که حاصل آن فعالیت در فیلم ها و سریال های مختلف تلویزیونی می باشد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با نجم

نجم در جدول کلمات

لقب شیخ نجم الدین رازی
نجم دایه
اثری از شیخ نجم الدین رازی
مرصادالعباد

معنی نجم به انگلیسی

star (اسم)
ستاره ، نشان ستاره ، اختر ، کوکب ، نجم ، خط سفید پیشانی اسب

معنی کلمه نجم به عربی

نجم البحر

نجم را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

روناک ١٧:٢٠ - ١٣٩٧/٠٣/٠٥
ادم نورانی
|

میثم ام تی ۹ ١٦:٣٨ - ١٣٩٧/٠٨/٢٣
ستاره
|

حسن درویشی ١٧:٢٩ - ١٣٩٧/١٠/٠١
علف ؛ گیاه بدون ساقه
|

رضا امامی ٠٠:٣١ - ١٣٩٨/٠٧/٢٩
ستاره درخشان,,, گیاهی بدون ساقه(خزه)
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نجم سوره   • نجم(نهاد جوانان مسلمان)   • نجم در جدول   • معني نجم   • نجم ،منابع انسانی   • قرائت سوره نجم   • معنی نجم   • دانلود سوره نجم   • مفهوم نجم   • تعریف نجم   • معرفی نجم   • نجم چیست   • نجم یعنی چی   • نجم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نجم
کلمه : نجم
اشتباه تایپی : k[l
آوا : najm
نقش : اسم
عکس نجم : در گوگل


آیا معنی نجم مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )