برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1357 100 1

نحس

/nahs/

مترادف نحس: بد، بدیمن، شوم، مشووم، منحوس، ناخجسته، نافرخنده، نامبارک، نامیمون

متضاد نحس: میمون، نیک اختر

برابر پارسی: بدشگون، بداختر، بدفرجام، گجسته

معنی نحس در لغت نامه دهخدا

نحس. [ ن َ ] (ع ص ) بداختر. نافرجام. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). شوم. نامبارک.مرخشه. (ناظم الاطباء). نقیض سعد. (اقرب الموارد). نامبارک. (دهار). ضد سعد. (از مهذب الاسما). مشئوم. منحوس. منحوسه. ناخجسته. نافرخنده. بدبخت :
به خاصه تو ای نحس خاک خراسان
پر از مار و کژدم یکی پارگینی.
ناصرخسرو.
که چندان امانم ده از روزگار
که زین نحس ظالم برآرم دمار.
سعدی.
|| (اِمص ) نامبارکی.شآمت. (ناظم الاطباء). بداختری. نحوست. (یادداشت مؤلف ). ج ، مناحس :
ازفلک نحس ها بسی بیند
آنکه باشد غنی شود مفلوک.
بوشکور.
به چشم بخت روی ملک بنگر
به دست سعد پای نحس بشکن.
منوچهری.
نحس همی بارد بر تو زحل
نام چه سود است تو را مشتری ؟
ناصرخسرو.
خوک همه شر و زیان است و نحس
میش همه خیر و بر و بَرْکت است.
ناصرخسرو.
بی انقلاب و رجعت و بی نحس و بی وبال
خواهم که بر سپهر جلالت بُوی مدام.
سوزنی.
بر چرخ هفتمش شدم از نحس روزگار
یک همنشین سعد چو کیوان نیافتم.
خاقانی.
نگر چگونه نگه داریَم ز نحس وبال
که در حریم جلالت همی به زنهارم.
خاقانی.
از شما نحس می شوند این قوم
تهمت نحس بر زحل منهید.
خاقانی.
|| (ص ، اِ) اختر بد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). نامساعد. ضد سعد. وارون. (یادداشت مؤلف ). رجوع به نحسان و نحس اکبر و نحس اصغر شود :
تا که مشرف اوست اجرام فلک را از فلک
آن دو پیر نحس رحلت کرده اند از بیم او.
خاقانی.
|| کار تاریک. امر مظلم.(ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || جهد. ضر. (اقرب الموارد). || باد سرد دبور. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || گرد پیرامون آسمان برآمده. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). گرد و غبار که پیرامون آسمان برآمده باشد. (ناظم الاطباء). || (مص ) ستم کردن بر کسی. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). جفا کردن. (ا ...

معنی نحس به فارسی

نحس
شوم، بدیمن، بدشگون، بداختر، نقیض سعد، نحوس جمع
۱ - ( صفت ) شوم نامبارک بداختر مقابل سعدفرخنده خجسته : که چندان امانم ده ازروزگار که زین نحس ظالم بر آرم دمار. ( سعدی لغ.) ۲ - ( اسم ) نحوست شومی : نحس همی باردبرتوزحل نام چه سودست ترامشتری . ( ناصرخسرولغ.) ۳ - اختربدستاره شوم .یادوپیرنحس .نحس اصغرونحس اکبر: تاکه مشرف اوست اجرام فلک راازفلک آن دوپیرنحس رحلت کرده اندازبیم او. ( خاقانی .لغ:نحسان ) یانحس اصغر.مریخ .یانحس اکبر.رحل .
بد اختر گردیدن .
کنایه از مریخ است .
کنایه از ستار. زحل است
(صفت) زایل کننده نحوستپاک کننده شومی: شاه معظم اخستان آنکه رضاوخشم او نحس برزحل شودسعدربای مشتری ( خاقانی .سج.۴۳٠ )
مقابل اختر سعد
ساعت سنگین
بخت بد طالع نامیمون

معنی نحس در فرهنگ معین

نحس
(نَ) [ ع . ] (ص .) شوم ، نامبارک . ج . نحوس .

معنی نحس در فرهنگ فارسی عمید

نحس
۱. شوم، بدیمن، بدشگون، بداختر.
۲. در احکام نجوم، ویژگی برخی سیارات.

نحس در دانشنامه اسلامی

نحس
معنی نَحْسٍ: شوم - نحس
معنی نَّحِسَاتٍ: دائماً شومها - دائماً نحسها - دائماً غبار آلودها (جمع نحِس (صفت مشبهه از نحس )که ضد سعد است . و ايام نحسات يعني ايام شوم . بعضي هم گفتهاند : ايام نحسات به معناي روزهاي غباري و خاکآلود است ، به طوري که مردم يکديگر را نبينند )
معنی مُّسْتَمِرٍّ: مستمر - بي وقفه -پی در پی (معناي فرستادن باد در روزي نحس مستمر" إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ " اين است که خداي تعالي آن باد را در روزي فرستاد که نسبت به ايشان نحس و شوم بود ، و نحوستش مستمر بود ، چون د...
ریشه کلمه:
نحس‌ (۳ بار)

«نَحس» در اصل به معنای سرخی شدیدی است که گاه در افق ظاهر می شود، همچون، شعله آتش بی دودی که عرب آن را «نحاس» می گوید، سپس این واژه به هر چیز شوم در مقابل «سعد» اطلاق شده است (دقت کنید).
شوم وشومی. مصدر و اسم هر دو آمده است ارباب لغت گفته‏اند« اَلنَّحْسُ: ضِدُّ السَّعْدِ» راغب نحاس را شعله بی دود معنی کرده و گوید: اصل نحس آن است که افق مثل شعله بی دود سرخ شود از این لحاظ نحس مثل شده برای نشان دادن شومی. نُحاس:دود،مس،سرب مذاب وآن فقط یک بار در قرآن مجیدآمده است . ظاهرا مراد از آن دود و به قولی سرب مذاب است رجوع شود به «نفذ». . . این هر دوآیه در باره هلاکت قوم عاداند که در «ریح» و «صرصر» توضیح داده شد مراد از «اَیَّامٍ نَحِساتٍ» همان هفت شب و هشت روز است که باد بطور مداوم بر آنها وزید چنانکه فرموده: . در آیه «فی یَوْمِ نَحْسٍ مَسْتَمِرٍ» به نظرم «مُسْتَمِر» وصف «یَوْم» است و استمرار لازم نیست الی الابد باشد اگر چند روز هم باشد استمرار صادق است ظاهرا مراد از استمرار همان هفت شب و هشت روز باشد در اینصورت با «اَیَّام نَحِسات» کاملا تطبیق می‏شود یعنی: روز شومیکه یکهفته ادامه داشت و اگر وصف «نَحْس» باشد معنی این می‏شود در روزیکه نحوست آن تا هفت شب و هشت روز ادامه داشت لازم نیست «یَوْم» فقط یک روز معنی کنیم راغب گوید: با یوم از زمان تعبیر آورند هرقدر که باشد. اینجا هم وقت مراد است. نحوست ایام ظاهر آن است که شومی و مبارکی روزها در اثر اتفاقاتی است که در آنها می‏افتد مثلا گویی: روز بیست و هفتم رجب روز مبارکی است که ...

نحس در جدول کلمات

معنی نحس به انگلیسی

unlucky (صفت)
شوم ، سیاه ، ناموفق ، بد بخت ، بدشگون ، نحس ، سیاه بخت ، تیره بخت ، بدیمن ، بخت برگشته
infelicitous (صفت)
شوم ، ناموفق ، نا مناسب ، نالایق ، بد بخت ، غیر مقتضی ، نحس ، سیاه بخت
malevolent (صفت)
بد نهاد ، نحس ، بدخواه

معنی کلمه نحس به عربی

نحس
حقود

نحس را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پهلوی " مرخشه marakhshe " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
مرخشگی = نحوست
التن قاسمپور
بد،نافرخنده،نا مبارک
التن قاسمپور
بد، بدیمن،شوم،پلید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نحص   • منحوس   • نحث   • روزهای نحس سال 95   • نحس بودن انسان   • معنی نحس   • مفهوم نحس   • تعریف نحس   • معرفی نحس   • نحس چیست   • نحس یعنی چی   • نحس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نحس
کلمه : نحس
اشتباه تایپی : kps
آوا : nahs
نقش : صفت
عکس نحس : در گوگل

آیا معنی نحس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )