انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 896 100 1

معنی نحس در لغت نامه دهخدا

نحس. [ ن َ ] (ع ص ) بداختر. نافرجام. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). شوم. نامبارک.مرخشه. (ناظم الاطباء). نقیض سعد. (اقرب الموارد). نامبارک. (دهار). ضد سعد. (از مهذب الاسما). مشئوم. منحوس. منحوسه. ناخجسته. نافرخنده. بدبخت :
به خاصه تو ای نحس خاک خراسان
پر از مار و کژدم یکی پارگینی.
ناصرخسرو.
که چندان امانم ده از روزگار
که زین نحس ظالم برآرم دمار.
سعدی.
|| (اِمص ) نامبارکی.شآمت. (ناظم الاطباء). بداختری. نحوست. (یادداشت مؤلف ). ج ، مناحس :
ازفلک نحس ها بسی بیند
آنکه باشد غنی شود مفلوک.
بوشکور.
به چشم بخت روی ملک بنگر
به دست سعد پای نحس بشکن.
منوچهری.
نحس همی بارد بر تو زحل
نام چه سود است تو را مشتری ؟
ناصرخسرو.
خوک همه شر و زیان است و نحس
میش همه خیر و بر و بَرْکت است.
ناصرخسرو.
بی انقلاب و رجعت و بی نحس و بی وبال
خواهم که بر سپهر جلالت بُوی مدام.
سوزنی.
بر چرخ هفتمش شدم از نحس روزگار
یک همنشین سعد چو کیوان نیافتم.
خاقانی.
نگر چگونه نگه داریَم ز نحس وبال
که در حریم جلالت همی به زنهارم.
خاقانی.
از شما نحس می شوند این قوم
تهمت نحس بر زحل منهید.
خاقانی.
|| (ص ، اِ) اختر بد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). نامساعد. ضد سعد. وارون. (یادداشت مؤلف ). رجوع به نحسان و نحس اکبر و نحس اصغر شود :
تا که مشرف اوست اجرام فلک را از فلک
آن دو پیر نحس رحلت کرده اند از بیم او.
خاقانی.
|| کار تاریک. امر مظلم.(ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || جهد. ضر. (اقرب الموارد). || باد سرد دبور. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || گرد پیرامون آسمان برآمده. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). گرد و غبار که پیرامون آسمان برآمده باشد. (ناظم الاطباء). || (مص ) ستم کردن بر کسی. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). جفا کردن. (از اقرب الموارد). || سرکشی و بدی کردن [ شتر ] با کسی. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد): نحست الابل فلاناً؛ سرکشی نمودند شتران مر فلان را و به زحمت انداختند وی را. || بداختر گردیدن. نحوست. (از ناظم الاطباء). بداختر شدن. (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). || بداختر گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ).

نحس. [ ن َ ح ِ ] (ع ص ) بداختر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). منحوس. نامبارک. ج ، نحسات.

نحس. [ ن ُ ح َ ] (ع اِ) سه شب که پس درع آید، و آن شب نوزدهم و بیستم و بیست ویکم است و آن را ظُلَم نیز نامند. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

نحس. [ ن َ ح َ ] (ع مص ) بداختر گردیدن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). نحوسة. نحاسة. (اقرب الموارد). نحس شدن. منحوس گشتن.

معنی نحس به فارسی

نحس
شوم، بدیمن، بدشگون، بداختر، نقیض سعد، نحوس جمع
۱ - ( صفت ) شوم نامبارک بداختر مقابل سعدفرخنده خجسته : که چندان امانم ده ازروزگار که زین نحس ظالم بر آرم دمار. ( سعدی لغ.) ۲ - ( اسم ) نحوست شومی : نحس همی باردبرتوزحل نام چه سودست ترامشتری . ( ناصرخسرولغ.) ۳ - اختربدستاره شوم .یادوپیرنحس .نحس اصغرونحس اکبر: تاکه مشرف اوست اجرام فلک راازفلک آن دوپیرنحس رحلت کرده اندازبیم او. ( خاقانی .لغ:نحسان ) یانحس اصغر.مریخ .یانحس اکبر.رحل .
بد اختر گردیدن .
کنایه از مریخ است .
کنایه از ستار. زحل است
(صفت) زایل کننده نحوستپاک کننده شومی: شاه معظم اخستان آنکه رضاوخشم او نحس برزحل شودسعدربای مشتری ( خاقانی .سج.۴۳٠ )
ساعت سنگین
بخت بد طالع نامیمون
مقابل اختر سعد

معنی نحس در فرهنگ معین

نحس
(نَ) [ ع . ] (ص .) شوم ، نامبارک . ج . نحوس .

معنی نحس در فرهنگ فارسی عمید

نحس
۱. شوم، بدیمن، بدشگون، بداختر.
۲. در احکام نجوم، ویژگی برخی سیارات.

نحس در دانشنامه اسلامی

نحس
معنی نَحْسٍ: شوم - نحس
معنی نَّحِسَاتٍ: دائماً شومها - دائماً نحسها - دائماً غبار آلودها (جمع نحِس (صفت مشبهه از نحس )که ضد سعد است . و ايام نحسات يعني ايام شوم . بعضي هم گفتهاند : ايام نحسات به معناي روزهاي غباري و خاکآلود است ، به طوري که مردم يکديگر را نبينند )
معنی مُّسْتَمِرٍّ: مستمر - بي وقفه -پی در پی (معناي فرستادن باد در روزي نحس مستمر" إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ " اين است که خداي تعالي آن باد را در روزي فرستاد که نسبت به ايشان نحس و شوم بود ، و نحوستش مستمر بود ، چون د...
ریشه کلمه:
نحس‌ (۳ بار)

«نَحس» در اصل به معنای سرخی شدیدی است که گاه در افق ظاهر می شود، همچون، شعله آتش بی دودی که عرب آن را «نحاس» می گوید، سپس این واژه به هر چیز شوم در مقابل «سعد» اطلاق شده است (دقت کنید).
شوم وشومی. مصدر و اسم هر دو آمده است ارباب لغت گفته‏اند« اَلنَّحْسُ: ضِدُّ السَّعْدِ» راغب نحاس را شعله بی دود معنی کرده و گوید: اصل نحس آن است که افق مثل شعله بی دود سرخ شود از این لحاظ نحس مثل شده برای نشان دادن شومی. نُحاس:دود،مس،سرب مذاب وآن فقط یک بار در قرآن مجیدآمده است . ظاهرا مراد از آن دود و به قولی سرب مذاب است رجوع شود به «نفذ». . . این هر دوآیه در باره هلاکت قوم عاداند که در «ریح» و «صرصر» توضیح داده شد مراد از «اَیَّامٍ نَحِساتٍ» همان هفت شب و هشت روز است که باد بطور مداوم بر آنها وزید چنانکه فرموده: . در آیه «فی یَوْمِ نَحْسٍ مَسْتَمِرٍ» به نظرم «مُسْتَمِر» وصف «یَوْم» است و استمرار لازم نیست الی الابد باشد اگر چند روز هم باشد استمرار صادق است ظاهرا مراد از استمرار همان هفت شب و هشت روز باشد در اینصورت با «اَیَّام نَحِسات» کاملا تطبیق می‏شود یعنی: روز شومیکه یکهفته ادامه داشت و اگر وصف «نَحْس» باشد معنی این می‏شود در روزیکه نحوست آن تا هفت شب و هشت روز ادامه داشت لازم نیست «یَوْم» فقط یک روز معنی کنیم راغب گوید: با یوم از زمان تعبیر آورند هرقدر که باشد. اینجا هم وقت مراد است. نحوست ایام ظاهر آن است که شومی و مبارکی روزها در اثر اتفاقاتی است که در آنها می‏افتد مثلا گویی: روز بیست و هفتم رجب روز مبارکی است که بعثت خاتم الانبیاء «صلی الله‏علیه و اله» در آن بوده و یا بیست و هشتم ماه صفر، شوم است که آن حضرت از دنیا رفته، و گرنه وقت من حیث وقت، و زمان من حیث زمان به شومی و برکت توصیف نمی‏شود و اینکه فرموده . از آن جهت است که قرآن در آن نازل شده و تقدیرات سالانه در آن شب است و یا عبادت آن بهتر از هزارماه است چنانکه در «قدر» گذشت علی هذا راجع به قوم عاد که «اَیّامٍ نَحِسات» یا «فی یَومِ نَحسٍ» فرموده برای آنست که قوم عاد در آنروزها هلاک شدند و نحوست در اثر عذاب بود نه در زمان من حیث زمان. ایضا احترام ماههای حرام جعلی است که ماه تحریم جنگ و ماه عبادت اند نه اینکه از لحاظ واقع مزیت داشته و با ماههای دیگر فرق دارند. در باره شب قدر فرموده . مبارک بودن آن در اثر نزول قرآن و در اثر «فیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکیم» است که در ذیل آیه فوق آمده و به واسطه . است در تحف العقول از حسن بن مسعود نقل شده که گوید: به محضرامام علی النقی «علیه السلام» مشرف شدم در راه انگشتم زخم برداشت و سواری بر من تنه زد و به میان جمعی انبوه وارد شدم که قسمتی از لباسم را پاره کردند گفتم:«کَفانِیَ اللهُ شَرَکَ مِنْ یَوْمٍ فَمااَیْشَمَکَ» ای روز، خدا مرا از شر تو کفایت کندچه روز شومی؟! امام «علیه السلام» چون این بشنید فرمود: «یا حَسَنُ هذا وَاَنْتَ تَغَشانا تَرْمی بِذَنْبِکَ مَنْ لاذَنْبَ لَهُ» ای حسن پیش ما می‏آیی و گناه خویش را به کسی بی‏گناه نسبت می‏دهی؟! گوید: عقل من به خودم برگشت و متوجه خطای خود شدم گفتم: آقای من از خدا آمرزش می‏خواهم فرمود: «یا حَسَنُ ماذَنْبُ الْاَیَّامِ حَتَّی صِرْتُمْ نَتَشَّئَمُونَ بِها اِذا جُوزَیْتُمْ بِاَعْملِکُمْ فیها» ای حسن روزها چه گناهی دارند که چون با اعمالتان مجازات می‏شوید روزها را شوم می‏پندارید... تا فرمود: «لاتَعْدُ وَلاتَجْعَلْ لِلْاَیَام صُنْعاً فی حُکْمِ اللهِ، قالَ الْحَسَنُ: بَلی یا مَوْلایَ» دیگر چنین مگو و روزها را در کار خدا دخیل ندان، گفت: چشم مولای من. حدیث صریح است در اینکه زمان و وقت را سعدو نحسی نیست. در وسائل کتاب حج ابواب آداب السفر باب هشتم نقل شده: راوی گوید: بعضی از اهل بغداد بابی الحسن ثانی «علیه‏السلام» نوشت و از مسافرت در آخرین چهارشنبه ماه سوال کرد امام «علیه‏السلام»در جواب نوشت :هر که در آخرین چهارشنبه ماه بقصد مخالفت با اهل فال بد خارج شود از هر آفت محفوظ بوده و از هر بلا معاف شده و خدا حاجتش را قضا خواهد فرمود. حدیث شریف نحس بودن چهار شنبه را نفی می‏کند. در باب چهارم در ضمن حدیثی امام صادق «علیه‏السلام»روز دوشنبه را شوم فرموده که «فَقَدْنافیهِ نَبِینَّا وَ ارْتَفَعَ الْوَحْیُ عَنَّا» شوم بودن در اثر رحلت آن حضرت و برداشته شدن وحی است. نه اینکه ذات روز شوم باشد رجوع شود به وسائل ابواب آداب سفر... با تدبر در روایات قطع نظر از سند آنها خواهیم دید نحوست و برکت آنها به ملاحظه واقعاتی است که در آنها رخ داده است.
روزهای نَحْس یا ایام نَحِسات روزهای نامبارک و شومی است که در آن غیر از بدی و شر حادثه ای رخ ندهد. در قرآن کریم دو بار درباره قوم عاد بکار برده شده و در روایات نیز بعضی از روزها به نحوست متصف شده اند. مفسران درباره توصیف روزها به نُحوست، اختلاف نظر دارند و دلیل آن را بروز مکرر اتفاقات ناگوار در آن روزها، ایجاد روحیه توسل به خداوند و کیفر اعمال انسان دانسته اند.
نحس به نامبارک، نافرجام، شوم، و ضد سعد معنا شده است. و اصل آن را سرخ شدن افق مانند شعله آتش بدون دود یا مس گداخته دانسته اند. و روزهای نحس، به روزهایی گفته می شود که در آن غیر از بدی و شر حادثه ای رخ نمی دهد و کارهای انسان برکت ندارد. کلمه نحس دو بار در قرآن کریم درباره قوم عاد بکار برده شده است. در نوزدهمین آیه سوره قمر آمده است: «ما بر آنان در روز شومی، به طور مداوم، تندبادی توفنده فرستادیم» و در آیه شانزدهم سوره فصلت نیز خداوند اشاره به عذابی رسواکننده در روزهایی نحس برای قوم عاد می کند در حالی که عذاب آخرت را برای آنان بسیار رسواکننده تر می داند. در منابع حدیثی شیعه نیز روایات زیادی درباره نحوست روزهای هفته مانند دوشنبه و چهارشنبه و ماه های عربی، فارسی یا رومی آمده است. ولی بیشتر این روایات را به دلیل نداشتن سند و مرسل بودن یا به دلیل آمیخته شدن با روایات جعلی و خرافی تضعیف کرده اند و تنها بعضی از آن ها را دارای سند معتبر می دانند.
توصیف زمان به نحوست، مورد اختلاف نظر مفسران واقع شده است. علامه طباطبایی معتقد است به هیچ وجه نمی توان بر نحوست بعضی از روزها یا زمان ها دلیل اقامه کرد، زیرا اجزا طبیعت زمان از نظر مقدار، مثل هم هستند و فرقی میان این روز و آن روز نیست، تا یکی را سعد و دیگری را نحس بدانیم. در مقابل در تفسیر نمونه توصیف روزها را به نحوست یا سعادت از نظر عقلی محال نمی دانند اگرچه استدلال عقلی برای اثبات یا نفی چنین مطلبی ارائه نکرده و معتقد است اگر دلایل شرعی بر چنین مطلبی وجود داشته باشد، قبول آن لازم است.

نحس در جدول کلمات

معنی نحس به انگلیسی

unlucky (صفت)
شوم ، سیاه ، ناموفق ، بد بخت ، بدشگون ، نحس ، سیاه بخت ، تیره بخت ، بدیمن ، بخت برگشته
infelicitous (صفت)
شوم ، ناموفق ، نا مناسب ، نالایق ، بد بخت ، غیر مقتضی ، نحس ، سیاه بخت
malevolent (صفت)
بد نهاد ، نحس ، بدخواه

معنی کلمه نحس به عربی

نحس
حقود

نحس را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی نحس

شهریار آریابد ٠٩:٠٠ - ١٣٩٨/٠٢/١٩
در پهلوی " مرخشه marakhshe " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
مرخشگی = نحوست
|

پیشنهاد شما درباره معنی نحس



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نحص   • منحوس   • نحث   • روزهای نحس سال 95   • نحس بودن انسان   • معنی نحس   • مفهوم نحس   • تعریف نحس   • معرفی نحس   • نحس چیست   • نحس یعنی چی   • نحس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نحس
کلمه : نحس
اشتباه تایپی : kps
آوا : nahs
نقش : صفت
عکس نحس : در گوگل


آیا معنی نحس مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )