انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1066 100 1

نخجیر

/naxjir/

مترادف نخجیر: شکار، صید، بزکوهی

معنی نخجیر در لغت نامه دهخدا

نخجیر. [ ن َ ] (اِ) شکار. (برهان قاطع) (انجمن آرا)(آنندراج ) (ناظم الاطباء). صید. (ناظم الاطباء). نخچیر. برای مطالعه ٔ معانی و شواهد رجوع به نخچیر شود.
- نخجیر افکندن :
ابله آن گرگی که او نخجیر با شیر افکند
احمق آن صعوه که او پرواز با عنقا کند.
منوچهری.
- نخجیر راندن ؛ آهوگردانی. نخجیرانگیزی : پیش یک هفته کسان رفته بودند فرازآوردن حشر را ازبهر نخجیر راندن و رانده بودند. (تاریخ بیهقی ص 418). همه لشکر پره داشتند و از ددکان و نخجیر برانده بودند. (تاریخ بیهقی ص 513).
- نخجیر ساختن ؛ شکار کردن. صید کردن. نخجیر کردن :
به چاره هر کجا تدبیر سازند
نه مردم دیو را نخجیر سازند.
نظامی.
- نخجیر گشتن ؛ شکار شدن. به دام افتادن. اسیر شدن :
از آن نخجیرپرداز جهانگیر
جهانگیری چو خسرو گشت نخجیر.
نظامی.

معنی نخجیر به فارسی

نخجیر
شکار، حیوانی که اوراشکارکنند، به معنی بزکوهی
۱ - ( اسم ) شکارصید: تاعرب صورت نبند دگه به پیکارایشان میرویم بل برسبیل نخچیر برخواهم نشست .۲ - هرحیوانی که شکارشود جانورشکاری مرااسیرگرفته بتی گرفته اسیر شگفت نیست که نخچیرجوی شدنخچیر. ( منطقی ترجمان البلاغه ص ۳ ) ۵۵ - بزکوهی : ( شمس دلالت داردبر) گوسفند ونخچیروگوزن واسب تازی .
آهو گردان شکار گردان
صیاد شکارچی
صید و صیادی شکار کردن شکارچی گری
صیاد که بسیار شکار کند .
عمل نخجیر پرداز
شکار جوینده که در جستجوی شکار است صیاد .
شکار جوینده که در طلب شکار است
عمل نخجیر جوی
شکاربان .
شکارچی صیاد نخجیر افکن .
عمل نخجیر زن .
عمل نخجیر ساز عقابی که نخجیر سازی کند
شکارچی و صیاد قناص و حوش
شکار گاه
شکارچی صیاد شکار کننده .
شکار گیرنده صیاد صیدگر .
عمل نخجیر گیر
مرد شکاری شکار کننده صیاد .
آهو گردانی احاشه

معنی نخجیر در فرهنگ معین

نخجیر
(نَ) [ ع . نخچیر ] (اِ.) ۱ - شکار، صید. ۲ - بز کوهی .
( ~ . اَ کَ) (مص م .) شکار کردن .
( ~ . کَ دَ) (مص م .) شکار کردن .

معنی نخجیر در فرهنگ فارسی عمید

نخجیر
۱. حیوانی که او را شکار کنند، شکار: ز بار گران خوشه خم گشته بود / تک وتاب نخجیر کم گشته بود (نظامی۵: ۹۱۶).
۲. بز کوهی.
۳. (اسم مصدر) [قدیمی] شکار کردن.

نخجیر در دانشنامه ویکی پدیا

نخجیر
نخجیر، روستایی از توابع بخش مارگون شهرستان بویراحمد در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است. نخجیر همچنین نام اولین تولیدکننده تجهیزات استتار شکار و تیراندازی و ماهیگیری و کمپینگ در ایران میباشد که سالهاست در این زمینه فعالیت دارند.
این روستا در دهستان مارگون قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۱ نفر (۹خانوار) بوده است.
www.nakhjir.com
نخجیر ۱ یک تفنگ شکاری تک لول ساچمه زنی کمرشکن جهت شکار پرندگان می باشد. و دارای قنداقی از چوب گردو و کفی ساخته شده از پلی آمید می باشد.
کالیبر: ۱۲
طول سلاح: ۱۲۵۰ میلیمتر
طول لوله: ۸۱۰ میلیمتر
وزن: ۳ کیلوگرم
لوله سلاح به صورت تمام چوک و به منظور شلیک به اهداف دور ساخته شده و نیز به منظور بالا بردن عمر لوله سلاح؛ سطح داخلی آن با استفاده از تکنولوژی پیشرفته کرم سخت شده است.
نخجیر ۲ یک تفنگ شکاری، دولول کنارهم، ساچمه زنی، کمرشکن جهت شکار پرندگان می باشد. قنداق و بچه قنداق تفنگ از جنس چوب گردو است. لوله های این تفنگ به صورت لوله راست نیم چوک (نزدیک زن) و لوله چپ تمام چوک (دورزن) طراحی شده است.وجهت بالا بردن عمر لوله ها سطح داخل آن کرم سخت شده است.
کالیبر: ۱۲
طول سلاح: ۱۱۳۶ میلیمتر
طول لوله: 700 میلیمتر
وزن: ۳٫۵ کیلوگرم
این تفنگ براساس تفنگ سنت-اتین فرانسه طراحی و ساخته شده است.
نخجیر ۳ یک تفنگ شکاری، گلوله زنی جهت شکار چهارپایان می باشد. لوله سلاح از جنس فولاد ضد زنگ و دارای ۴ خان راستگرد بوده و به صورت معمول با کالیبر 0.270 ارائه می شود و قابلیت عرضه با کالیبرهای 57×8، 06-0.30، 0.308 را دارا می باشد. جنس قنداق سلاح از چوب گردو است.
کالیبر: 0.270 - 06-0.30 - 0.308
طول سلاح: ۱۱۲۰ میلیمتر
برد مؤثر بدون دوربین: ۳۰۰ متر
برد مؤثر با دوربین: ۷۰۰ متر
برد نهایی: ۳۰۰۰ متر
خشاب: ۵ تیری
این سلاح ترکیبی از تفنگ برنو و لوله کالیبر 0.270 وینچستر می باشد.
نخجیر (به لاتین: Nahajir) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان جلفا (جمهوری آذربایجان) واقع شده است. نخجیر ۵۱۴ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای جمهوری آذربایجان
غار چال نخجیر غاری واقع در شهر مابین دلیجان و نراق در استان مرکزی کشور ایران است. این غار در میان راه دلیجان به نراق و در منطقه ای به نام چال نخجیر، و در دامنه کوه تخت واقع شده است. غار در دهه ۱۳۶0 به دست چوپان های منطقه کشف شد. قدمت سنگ میزبان این غار (سازند قم به سن الیگوسن-میوسن) به حدود 34 تا 16 میلیون سال پیش باز میگردد. با توجه به اینکه غار مذکور پس از تشکیل و سنگ شدگی بستر میزبان و سپس چین خوردگی و گسل خوردگی متعاقب آن تشکیل شده، سن تشکیل غار بسیار جوانتر از 16 میلیون سال است. این غار جزء غارهای آهکی و زنده دنیا محسوب می شود. غار چال نخجیر از جمله غارهای طبقاتی است و از هفت طبقه تشکیل شده است. علت شکل گیری غار، حرکت گسل معکوسی بوده است که در منطقه کارستی واران وجود داشته و از نظر زمین شناسی دوره تشکیل آن با الیگوسن پایانی می رسد. حدود ۹۵٪ از دیواره های غار پوشیده از رسوبات آهکی و مابقی سنگی است. تاکنون ۱/۲۰۰ متر از غار برای بازدید عموم کف سازی، ایمن سازی و نورپردازی شده است. گفته شده است که در انتهای غار دریاچه ای هست که امکان قایقرانی در آن وجود دارد، اما به طور کلی شناسایی نشده است. منحصر به فرد بودن نهشته ها، دسترسی آسان به غار، خودترمیمی به دلیل زنده بودن و تهویه مناسب هوای درون غار از ویژگی های خاص غار می باشد. این غار در سال ۱۳۸۴ خورشیدی در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.بیرون غار   امکانات اقامتی در محوطه غار   نمایی از منطقه کارستی واران   سطح گسل خورده در سقف غار
نام غار از منطقه ای به نام چال نخجیر گرفته شده است. چال نخجیر منطقه ای گود است و در گذشته شکارچیان، شکار خود را از نقاط دیگر به این منطقه رم می دادند تا آسان تر بتوانند آن ها را شکار کنند. از نظر لغوی، چال نخجیر به معنای پایین تر از شکارگاه است، زیرا چال در فارسی و زبان فارسی کهن (زبان مردم شهرستان دلیجان) به معنای پایین و نخجیر به معنای شکارگاه معنی می شود.
در گذشته مردم از این غار با نام غار «هوهو» نیز یاد می کردند.
این غاردربهمن سال ۱۳۶۶ به هنگام تعیین محل حفاری چاه اب آشامیدنی دلیجان وبا حضور دکتر همایون ویستا مهر وشهرداروقت مرادی معاون عمرانی وی حسینی واموراب نجفی واحمد صفری شناسایی ودر۲۱فروردین سال ۶۷ اولین ورود توسط نامبردگان انجام گرفت. در ورودهای مکرر بعدی توسط تیم چهار نفره عمق بیشتری شناسایی شد و تا سال ۱۳۶۷ در منطقه چال نخجیر مردمانی که برای جمع آوری گیاهان دارویی و شکار به منطقه می رفتند، از شکاف موجود در دیواره غار صدایی هولناک همراه با ریزش آب می شنیدند و از ترس کمتر به منطقه نزدیک می شدند. بر روی کوهی که غار در داخل آن قرار دارد، آثاری از غاری قدیمی مشاهده شده است که از سقف و دیواره های آن چیزی باقی نمانده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نخجیر در جدول کلمات

معنی نخجیر به انگلیسی

prey (اسم)
شکار ، صید ، نخجیر ، قربانی ، دستخوش
hunt (اسم)
شکار ، جستجو ، صید ، نخجیر

معنی کلمه نخجیر به عربی

نخجیر
صيد

نخجیر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

رضاآپادانا ٠٢:٠٥ - ١٣٩٧/٠٧/٢٥
شکارگاه
|

شهریار آریابد ١٠:٥٦ - ١٣٩٧/٠٨/١٠
نخجیر : تازی شده واژه " نخگیر ": پارسی است که از "نخ " به معنای رشته و ریسمان و ریشه " گرفتن " آمده و روی هم به معنای شکار شده و صید است و گاهی هم به معنای شکارگاه بکار می رود .
|

نگین ١٥:١٢ - ١٣٩٧/٠٨/٢٣
شکار کردن
|

پی پی ١٨:٢٠ - ١٣٩٧/٠٩/١٣
یعنی :شکار.صید
|

علیرضا جفایی ٠٠:١٢ - ١٣٩٨/٠٧/٢٦
شکارگاه
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نگار > lagophthalmos
محدثه فرومدی > qualify
سالین > هنبانه بورینه
محمد رومزی > discriminant validity
منصوره > do your bit
یونس > نام قدیم سنندج
حمید > مراسم بزرگداشت
محدثه فرومدی > international

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قیمت نخجیر   • نخجیر غار   • شرکت اسلحه سازی نخجیر   • نخجیر 1   • معنی نخجیر   • نخجیر دولول   • نخجیر در جدول   • شرکت نخجیر   • مفهوم نخجیر   • تعریف نخجیر   • معرفی نخجیر   • نخجیر چیست   • نخجیر یعنی چی   • نخجیر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نخجیر
کلمه : نخجیر
اشتباه تایپی : ko[dv
آوا : naxjir
نقش : اسم
عکس نخجیر : در گوگل


آیا معنی نخجیر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )