انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 896 100 1

معنی نزول در لغت نامه دهخدا

نزول. [ ن ُ ] (ع مص ) فرودآمدن. (تاج المصادر بیهقی ) (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از زوزنی ). پائین آمدن. (از ناظم الاطباء). انحدار. (از اقرب الموارد) (از المنجد). ضد صعود. (ناظم الاطباء). از بالا به پائین فرودآمدن. (از اقرب الموارد) (از المنجد). فروشدن. هبوط. تنزل. مقابل عروج :
نه روح را پس ترکیب صورت است نزول
نه شمس را ز پس صبح صادق است ضیا.
خاقانی.
|| نازل شدن وحی. (ناظم الاطباء).
- نزول قرآن ؛ نازل شدن قرآن : مراد از نزول قرآن تحصیل سیرت خوب است. (گلستان ).
|| فرودآمدن کاری بر کسی. حلول. (از اقرب الموارد) (از المنجد).نَزَل َ به الامر؛ حَل َّ. (اقرب الموارد). || فرودآمدن نزد کسی یا قومی. (منتهی الارب ). فرودآمدن بر قوم. (از اقرب الموارد) (از المنجد). منزل کردن.(ناظم الاطباء). مَنْزَل. مَنْزِل. (از اقرب الموارد) (از المنجد) (منتهی الارب ). فرودآمدن بر قومی یا درجائی :
بودند تا نبود نزولش در این سرای
این چار مادر و سه موالید بینوا.
خاقانی.
حسام الدین منجم که به فرمان قاآن مصاحب او بود تا اختیار نزول و رکوب می کند طلب کرد. (رشیدی ). || فرودآمدن به مِنی ̍. (منتهی الارب ). به مِنی ̍ آمدن. (تاج المصادر بیهقی ) (اقرب الموارد). || در اصطلاح محدثان ، مقابل عُلُوّ. || فرودآوردن. (از اقرب الموارد). از بالا به پائین آوردن. (از ناظم الاطباء). نَزَل َ بفلان ؛ جعله یَنْزِل. (اقرب الموارد). || واگذاشتن. ترک کردن. (از المنجد) (از اقرب الموارد). || آوردن : نزول آب مروارید[ در چشم ]؛ آب مروارید آوردن. (یادداشت مؤلف ). نزول الماء؛ آب آوردن چشم. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). || (ص ، اِ) ج ِ نِزْل ، به معنی مجتمع. (از اقرب الموارد) (از المنجد). رجوع به نِزْل شود. || (اِ) مجازاً، منزل. (آنندراج ). فرودگاه. آنجا که نزول کنند. جائی که در آن فرودآیند :
خواستند آن مسافران ملول
که خرامان شوند سوی نزول.
امیرخسرو (از آنندراج ).
وجودم را نزول درد وغم کن
به شرط آنکه دل جای تو باشد.
شانی تکلو (از آنندراج ).
- به نزول گرفتن جائی را ؛ در آنجا منزل کردن. در آنجا فرودآمدن :
شکایت از تو ندارم که شکر باید کرد
گرفته خانه ٔ درویش پادشه به نزول.
سعدی.
- درجات نزول ؛ دورشدگی قرابت و خویشاوندی. (ناظم الاطباء).
|| فرود. نشیب. || در تداول ، تنزیل. سود پول. (ناظم الاطباء). رجوع به نزول گرفتن و نزول دادن شود. || در این عبارت جمع نُزْل است به معنی آنچه برای مهمان تهیه شود و پای افشان و نثار و تحفه : چون به منزل دیگررسیدند حاجب دیگر رسید با هزار مرد همه جامه های سبزو نزول آوردند. (قصص الانبیاء ص 85).

معنی نزول به فارسی

نزول
فرود آمدن، پایین آمدن، ضدصعود، ربح وسودپول
۱ - (مصدر) فرود آمدن پایین آمدن مقابل صعود.یانزول آیه ( آیت ) .فرود آمدن آیه قران : اماسبب نزول این آیت آن بود... یانزول اجلال ( فرمودن ).فرود آمدن موکب شاه بجایی : چون به دوبنعانه نزول اجلال فرماییم سبای آمده به پابوس مشرف شود.۲ - واردشدن بجایی .۳ - ( اسم ) فرود آیی ( عمل فرود آمدن ) .۴ - ورود( بجایی ) دخول : بمجرد آوازه نزول کفاربرشط جیحون نظام چنان جمعیتی ازهم فروگشادند.۵ - ( اسم ) سودپول ربح .یانزول پول .مقدار ربحی که به پول استقراضی تعلق میگیرد.
( صفت ) نزول خور.
نزول خوری .
( صفت ) کسی که پول رابه نزول دهد رباخوار تنزیل خوری.
در تداول عمل نزول خوار ربا خوردن
عمل وشغل نزول خوررباخواری تنزیل خوری
تنزیل پرداختن یا پولی را به مرابحه دادن .
( اسم ) آنست که شاعر در آخر بیتی که شامل مدح است از مرتبه مدح اندکی کم کند .
در تداول نزول خوردن ربا خوردن .
[freezing point depression] [شیمی] کاهش نقطۀ انجماد محلول در مقایسه با نقطۀ انجماد حلاّل خالص در نتیجۀ تأثیر تعداد ذرات مادۀ حل شده
( مصدر) ۱ - پایین آمدن فرود آمدن . ۲ - وارد شدن بجایی : روزپنجشنبه شانزدهم ربیع الاول بحوالی قزوین نزول کرد.
بر شدن و فرود آمدن
فرود آمدن در خانه ها بدون اجازت مالک از راه غصب .

معنی نزول در فرهنگ معین

نزول
(نُ) [ ع . ] (مص ل .) ۱ - فرود آمدن ، پایین آمدن . ۲ - ربح ، سودِ پول .
( ~. خُ) [ ع - فا. ] (ص فا.) رباخوار .
( ~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) ۱ - پایین آمدن . ۲ - وارد شدن به جایی . ۳ - پول با بهره از کسی گرفتن .

معنی نزول در فرهنگ فارسی عمید

نزول
۱. [مقابلِ صعود] فرود آمدن، پایین آمدن.
۲. نازل شدن (قرآن).
۳. کم شدن، تنزّل.
۴. (اسم) [عامیانه، مجاز] ربح و سود پول، ربا.
کسی که پول به نزول بدهد، رباخوار.

نزول در دانشنامه ویکی پدیا

نزول
نزول (به انگلیسی: The Descent) فیلمی در سبک ترسناک و ماجرایی به کارگردانی نیل مارشال است که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد.
نزول قسمت ۲ (انگلیسی: The Descent Part ۲) فیلمی در سبک ترسناک و ماجرایی است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به جاش دالاس و داگلاس هاج اشاره کرد. این فیلم ادامه ای بر فیلم نزول است.
نزول نامتناهی روشی برای اثبات ریاضی است که بر مبنای اصل خوش ترتیبی و برهان خلف کار می کند. برای اینکه ثابت کنیم در نهایت اتفاق مورد نظر می افتد، کافی است ثابت کنیم هر بار تابعی به مقدار ثابتی کم می شود که کران دار است، پس در نهایت با تعداد متناهی گام به نتیجهٔ دلخواه می رسیم.
این روش به صورت حالت خاصی از اصل ناوردایی هم بیان شده است.
شأن نزول به شرایط یا پیشامدهای هنگامهٔ بیان یا طرح حرف یا سخنی اشاره دارد.
در ادبیات اسلامی، شأن نزول اشاره به شرایط یا پیشامدهایی دارد که به آوردن بخشی از قرآن (آیه یا سوره) از سوی محمد و از نظر مسلمانان نزول (=فرودآمدن) آن (از جانب خدا) انجامیده است.
از محتوای برخی از آیه های قرآن می توان شأن نزول آن ها را به راحتی دریافت. حتی گاه پرسش یا مسئله پیش از داده شدن پاسخ مطرح می شود؛ مثلاً گفته می شود: «از تو پیرامون ذوالقرنین می پرسند» و سپس پاسخ داده می شود. برخی دیگر از موارد نیاز به مطالعات تاریخی و جانبی دامنه داری دارد. در بسیاری از موارد هم میان مسلمانان (به ویژه از مذهب های مختلف) اختلاف نظر هست.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با نزول

نزول در جدول کلمات

نزول و پایین آمدن
افول
ســبب نزول رحمت الهی بر انســان می شود
نماز
شب نزول قرآن مجید
لیله القدر
شب نزول قران
شبقدر
غار نزول وحی بر پیامبر(ص)
حرا

معنی نزول به انگلیسی

discount (اسم)
تخفیف ، نزول ، تخ-فیف
devolution (اسم)
واگذاری ، انحطاط ، انتقال ، فساد تدریجی ، نزول ، تفویض اختیارات
fall (اسم)
پاییز ، خزان ، افت ، ابشار ، زوال ، سقوط ، فروکش ، نزول ، هبوط ، افتادن
descent (اسم)
نژاد ، سرازیری ، نزول ، هبوط
downturn (اسم)
کاهش ، نزول ، سیرنزولی ، سیر بطرف پایین ، رکود اقتصادی
fall-off (اسم)
انحراف ، نزول

معنی کلمه نزول به عربی

نزول
تخفيض , سقوط , هبوط
انزل

نزول را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی نزول

ملیکا ٠٢:٣٨ - ١٣٩٥/١٠/٢٩
این واژه تبارانه پارسى و پهلوى ست یعنى خودش پارسى نیست ولى سرچشمه اش پارسى ست و از ریشه ن.ز.ل آمده و تازیان (اربان) فعل نَزَلَ را از کُنشِ پهلوى نَزْرونْتن Nazruntan (نَزْرونَتَن ) به معناى فروفرستادن و پایین فرستادن برداشته معرب نموده (تبدیل ر به ل) و
ساخته اند: نَزَلَ ینزل ، نازل ، منزل منازل ، نزول ، تنزیل ، انزال ، منزلة ، انتزال ، منتزل ، تنزل متنزل و ... !!!! دیگر همتایان آن در پارسى اینهاست: فروفرستادن Foru-Frestadan ، فرودیدن Forudidan (پهلوى: فْروتیتن: فرود آمدن) ، گِرادن Geradan (پهلوى: گْراتن:
فرود آمدن ، نزول کردن) ، اُگْرا Ogra (پهلوى: نزول ، سقوط ، افول ، انحطاط) ، فرودیهستن Forudihastan (پهلوى: فْروتیهَستن: فرود آمدن ، تنزل-انحطاط-افول کردن) ، فروروش Foruravesh (پارسى: نزول ، فرورفتن، پایین رفتن) ، فروآیش-فروآمد Foruayesh-Foruamad (پارسى: نزول
، فروآمدن، پایین آمدن) ، فرورفت-پایینرفت Foruraft-Payinraft (پارسى: نزول ، فرورفتن ، پایین رفتن) ، اُفتایش Oftayesh (پارسى-پیشنهادى: اُفت(افتادن) + آیش(آمدن) : نزول ، هبوط)
|

شهریار آریابد ٠٩:٠٥ - ١٣٩٨/٠٢/١٩
در پارسی " فرودش ، نشیبش " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
|

پیشنهاد شما درباره معنی نزول



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پول نزول میخوام   • نزول چیست   • حکم نزول گیرنده   • معنی نزول   • جرم نزول   • تعریف نزول   • فرق نزول و ربا   • نزول در جدول   • مفهوم نزول   • معرفی نزول   • نزول یعنی چی   • نزول یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نزول
کلمه : نزول
اشتباه تایپی : kc,g
آوا : nozul
نقش : اسم
عکس نزول : در گوگل


آیا معنی نزول مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )