انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1041 100 1

نشانه

/neSAne/

مترادف نشانه: آماج، آیه، اثر، داغ، رگه، علامت، مارک، نشان، هدف

معنی نشانه در لغت نامه دهخدا

نشانه. [ ن ِ ن َ / ن ِ ] (اِ) علامت. (ناظم الاطباء). آیت. (ترجمان القرآن ). نشان. نمودار. دلیل. امارة. امارت. سمة :
قلم نشانه ٔ عقل است و تیغ مایه ٔ جور
یکی چو حنظل تلخ و یکی چو شهد شهی.
ناصرخسرو.
|| آنچه که بعنوان نشانی و علامت و به قصد بازشناختن بر جائی نهند :
ای دل نهان ز غیر چه بوسی زمین دوست
لختی ز جان نشانه بر آن بوسه گاه نه.
طالب آملی (از آنندراج ).
- نشانه ٔ فرسنگ ؛ مراد میل فرسنگ است. (آنندراج ) :
یکچند پای خود به رهت لنگ می کنم
همراهی نشانه ٔ فرسنگ می کنم.
یحیی کاشی (از آنندراج ).
|| هدف. آماج. بوته. غرض. برجاس. نشان :
گشاده برت باشد و دست راست
نشانه بنه ز آن نشان کت هواست.
فردوسی.
خدنگی بپیوست و بگشاد دست
نشانه به یک چوبه درهم شکست.
فردوسی.
نشانه نهادند در اسپریس
سیاوش نکرد ایچ با کس مکیس.
فردوسی.
زمین هست آماجگاه زمان
نشانه تن ما و چرخش کمان.
اسدی.
چنانکه سهم تو افتد سوی نشان عدو
نشانه را نزند تیر هیچ تیرانداز.
قطران.
چو تیر سخن را نهم پرّ حجّت
نشانه شود ناصبی پیش تیرم.
ناصرخسرو.
گویم چرا نشانه ٔ تیر زمانه کرد
چرخ بلند جاهل بیدادگر مرا.
ناصرخسرو.
بر دوستی عترت پیغمبر
کردندمان نشانه ٔ بیغاره.
ناصرخسرو.
تیر فرمانش بر نشانه ٔ قصد
سخت سوفار و تیزپیکان باد.
مسعودسعد.
این سخن بر دل قباد همچنان کارگر آمد کی تیرکی بر نشانه زنند و ساعتی نیک فروشد. (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص 87). و هر آینه آن کس که زشتی کار بشناسد اگرخویشتن در آن افکند نشانه ٔ تیر ملامت باشد. (کلیله ودمنه ).
کجا دو تیر گشاید گه نشانه زدن
بود بحکم ز سوفار این نشانه ٔ آن.
سوزنی.
هرکه بر تو گشاد تیر سؤال
اگر اعمی بود اگر اعمش
به نشانه رسد درست و صواب
همچو از شست و قبضه ٔ آرش.
سوزنی.
نمی افتاد فرصت در میانه
که تیر خسرو افتد بر نشانه.
نظامی.
زنم چندان تظلم در زمانه
که هم تیری نشانم بر نشانه.
نظامی.
مرد کز صید ناصبور افتد
تیر او از نشانه دور افتد.
نظامی.
خدنگ غمزه زدی بر نشانه ٔ دل من
خدنگ چون بنشان از نشانه بازآورد.
خاقانی.
تیرم همه برنشانه شد راست
هرچند کمان به چپ کشیدم.
خاقانی.
اگرچه غالبی از دشمن ضعیف بترس
که تیر آه سحر برنشانه می آید.
سعدی.
گر سنگ فتنه بارد فرق منش سپر کن
ور تیر طعنه بارد جان منش نشانه.
سعدی.
که ای تیر ملامت را نشانه.
حافظ.
ای تیر غمت را دل عشاق نشانه.
شیخ بهائی.
هر چند به تیری نتوان زد دو نشانه.
صائب (آنندراج ).
- تیر نشانه ؛ تیری که راست رود بر نشانه خورد :
بس بگرانی روی گهی سوی مسجد
سوی خرابات همچو تیر نشانه.
ناصرخسرو.
|| نشانی. خبر. اثر. نشان :
گریان همه اهل خانه ٔ او
از گم شدن نشانه ٔ او.
نظامی.
یا وصل ترا نشانه بایستی
یا درد مرا کرانه بایستی.
خاقانی.
با تو از دل نشانه یافته ام
خبر از دزد خانه یافته ام.
صائب (از آنندراج ).
|| نشانی. آدرس :
گفتی به طلب رسی به کوی ما
خود کوی ترا نشانه بایستی.
خاقانی.
من آن نیم که به قاصد دهم نشانه ٔ خویش
که سازدش ز پی مدعا بهانه ٔ خویش.
کمال خجندی (از آنندراج ).
|| سرمشق. مصداق. (یادداشت مؤلف ) :
بکوشید تا رنج ها کم کنید
دل غمگنان شاد و خرم کنید
بر این گفتها برنشانه منم
سر راستی را بهانه منم.
فردوسی.
|| نمونه. علامت : فرزند امیرسعید را با تو بفرستیم ساخته با تجملی بسزا، تا وی نشانه ای بود و تو به کدخدائی قیام کنی. (تاریخ بیهقی ص 398). || عَلَم. (ترجمان القرآن ) (دهار). مشارٌبالبنان. انگشت نما. سرشناس. مشهور. شهره :
بباشی ، اگر دل بدانش نشانی
به اندک زمانی به دانش نشانه.
ناصرخسرو.
نشانه کردم خود را به گونه گونه گناه
نشانه ٔ چه که بر جای تیر خذلانم.
سوزنی.
خداوندا بزرگانند پیش تخت تو حاضر
نشانه بوده در هر فضل و فتنه گشته در هر فن.
شهاب سمرقندی.
کم باش نشانه در هنر ز آنک
تیر فلکی نشانه جوی است.
عمیدالدین بلخی.
|| حلیة. (ترجمان القرآن ). نشان. زیور. رجوع به نشان شود. || وصف. صفت. نعت. (یادداشت مؤلف ) رجوع به نشان شود. || تخمی از تخمهای مرغ خانگی که برنگیرند و بجای مانند تا مرغ جای تخم کردن گم نکند. (یادداشت مؤلف ). || قرطاس. (یادداشت مؤلف ). || عُرضَة. (یادداشت مؤلف ) :
چون شب به نشانه ٔ خود آید
هر مرغ به خانه ٔ خود آید.
نظامی.

معنی نشانه به فارسی

نشانه
نشان، نشانی، آماج، هدف، چیزی برای تیراندازی
( اسم ) ۱ - آنچه که سبب شناختن کسی یا چیزی شود علامت نشان . ۲ - اثر . ۳ - حصه بهره . ۴ - خال شامه . ۵ - هدف تیر آماج . ۶ - فرمان دولتی و رسمی مبنی بر انتصاب کسی بسمتی ( نمونه این نوع نشانه ها در اسناد و مکاتبات تاریخی از تیمور تا شاه اسماعیل تالیف و تدوین دکتر نوائی ) ۷ - شعار .
[arms, armes (fr.)] [عمومی] نشان ویژۀ دولت یا مؤسسه یا نهاد
[sign] [باستان شناسی، پزشکی، زبان شناسی] [پزشکی] مشخصۀ عینی بیماری [زبان شناسی] در زبان شناسی سوسوری، واحدی متشکل از دال یا صورت و مدلول یا معنا
تیر انداز که نشان. او خطا نکند . حکم انداز . قادر انداز . آنکه تیر را به نشانه می زند . آنکه تیر وی خطا نمی کند . تیر انداز ماهر .
قراول رفتن .
تیر را به هدف زدن . تمرین تیر اندازی کردن .
خصل . نشانه زدن .
نشانه کردن . هدف قرار دادن . چیزی یا کسی را هدف قرار دادن و به سوی او قراول رفتن .
(مصدر) هدف ( تیر و غیره ) قرار گرفتن .
[semiotics, semiology] [باستان شناسی، زبان شناسی] مطالعۀ علمی ویژگی های نظام های نشانه ای
آماج . هدف . آماجگاه . یا جای معهود .
[marker] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] فرد یا وسیله ای که عمل نشانه گذاری درخت را انجام می دهد
[laser target designator, laser marker, LTD] [علوم نظامی] وسیله ای که با گسیل امواج لیزر هدف خاصی را نشانه گذاری می کند
علامت گذاری .
(مصدر) علامت گذاشتن : به قلعه رفت و یک سر بز گرفته ببالای آن سنگ بر آورد و در آنجا ذبح کرد . نشانه بگذاشت و بزیر آمد .
هدف گرفتن . هدف قرار دادن . قراول رفتن .
هدف گیری برای تیر اندازی .
[performance marks] [موسیقی] کلمات و اختصارات و نمادهایی که به نت نویسی نغمات اضافه می شوند و به جنبه های مختلف اجرا مربوط اند
[punctuation] [زبان شناسی] مجموعه ای از نشانه های قراردادی در یک نظام نوشتاری برای نشان دادن مشخصات گفتار
[dynamic marks, dynamic signs] [موسیقی] کلمات و اختصارات و نشانه هایی که از آنها در نت نگاری برای مشخص کردن شدت نسبی اصوات استفاده می شود
(مصدر ) هدف ( تیر و غیره ) قرار دادن : کس نیاموخت علم تیر از من که مرا عاقبت نشانه نکرد . ( گلستان . قر.۵٠ )
صورت اژدها که برای هدف و نشانه تیر بوده

معنی نشانه در فرهنگ معین

نشانه
(نِ نِ) (اِ.) ۱ - هدف ، آماج . ۲ - علامت ، علامت مشخصی برای شناختن چیزی .
( ~.) (حامص .) هدف گیری برای تیراندازی .

معنی نشانه در فرهنگ فارسی عمید

نشانه
۱. = نشان۱
۲. = نشانی
۳. آماج، هدف.
۴. چیزی که در جایی قرار بدهند برای تیراندازی.
* نشانه کردن: (مصدر متعدی) هدف تیر قرار دادن: کس نیاموخت علم تیر از من / که مرا عاقبت نشانه نکرد (سعدی: ۷۹).

نشانه در دانشنامه ویکی پدیا

نشانه
نشانه یا علامت (به انگلیسی: Sign) چیزی است که بر وجود یا حضورِ واقعیت، کیفیت یا حالت دیگری دلالت می کند. نشانه عنصری اساسی در ارتباطات است و نشانه های زبانی (حرف ها، واژه ها و …)، غیر زبانی (تصاویر، اشیاء و …) و هر چیز دیگری را که بتوان از آن معنایی استنباط کرد، در بر می گیرد.
گاهی این نشانه ها «داستانی» و تصویری اند؛ ولی تصویری بودن نشانه های ترسیمی الزامی نیست.
گاهی نشانه های ترسیمی «تصوری» هستند. این نشانه ها، در عین اینکه تجریدی اند، رابطه عینی مشخصی با موضوع خود ندارند. برای مثال دو خط افقی موجدار که نشانه ای از آب است.
برخی از نشانه های ترسیمی، به کلی «تجریدی» هستند. این نشانه ها، هیچ رابطه عینی با تصوراتی که باید نشانگر آن ها باشند، ندارند. بیشتر حروف، اعداد و علائم ریاضی ساده از این قبیل اند.
فلاسفه بارها تلاش کرده اند با برچسب هایی چون حیوان ابزارساز، حیوان اجتماعی، حیوان هوشمند و... ما را از دیگر جانداران مجزا کنند. اما یافته های جانورشناسان نشان داده سایر ساکنان کره زمین نیز کمابیش در درجاتی ناهمسان از همه این توانایی ها برخوردارند. شاید تنها نیرویی که بتوان با اطمینان آن را ویژه انسان دانست توانایی اندیشیدن انتزاعی و نمادپردازی باشد. اندیشه انتزاعی هنگامی شکل می گیرد که به مفاهیم تجریدی (آنچه حس های پنجگانه از درکش ناتوانند) فکر می کنیم. نمادپردازی نیز آنجایی آغاز می شود که انسان برای یک جسم یا مفهوم، نامی (برچسب یا واژه ای) بر می گزیند و یا آن را با شکل، رنگ یا علامتی به تصویر می کشد.
نشانه های ترسیمی دارای انواع گوناگون هستند.
با وقوع انقلاب در صنعت حمل و نقل، امروزه، میلیون ها جهانگرد در جهان جابجا می شوند که با زبان و فرهنگ کشور مقصد ناآشنا هستند. انقلاب در صنعت حمل و نقل همچنین باعث شده است تا فواصل برای جابجایی کالاها و محصولات به حداقل برسد. نشانه های ترسیمی زبان مشترک مردم جهان است. گستره کاربردی وسیع نشانه های ترسیمی از تابلوهای اخطاری تا روی جعبه ها و کارتن محصولات، اسباب و البسه، کلیدهای دستگاه های الکتریکی و الکترونیکی، تابلوی فروشگاه ها و حتی داخل اتومبیل را شامل می شود.
نِشانهٔ بیماری یا سَمپتوم(به انگلیسی: Symptom)، یک پدیده ذهنی و سوبژکتیو است و به اظهار٬ درک و تغییراتی در حالات بدن گفته می شود که نشان از ابتلاء به بیماری دارند و توسط بیمار گزارش می شوند.
هرچند نشانه ها مانند حالت تهوع در روند شمار زیادی از بیماری ها رخ می دهند اما لزوماً دلیل بر بیماری نیستند (مانند نشانه و سمپتوم بارداری)٬ حال آنکه برخی دیگر از نشانه ها ویژهٔ یک یا چند بیماری خاص هستند. برای نمونه از دست دادن ناگهانی بینایی در یک چشم تنها می تواند به چند علت ویژه رخ دهد.
نشانه های بیماری(Symptom) را ممکن است همگان تشخیص بدهند ولی به آن دسته از نشانه های تخصصی که تنها توسط پزشک تشخیص داده می شود علائم بیماری(SIGN) گفته می شود. مثلاً همه می دانند که تب یک نشانه بیماری برای عفونت است اما تغییر در نوار قلب و آزمایش خون علائم هستند و پس از اکوگرافی ممکن است پزشک آن ها را علائم عفونت در پریکارد تشخیص دهد.
نشانه ها و سمپتوم ها می توانند مزمن، برگشت پذیر (عود کننده) یا قابل چشم پوشی (مانند یک سردرد کوچک) باشند.
«نشانه بیماری» (انگلیسی: Symptoms (film)) فیلمی در ژانر ترسناک است که در سال ۱۹۷۴ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به آنجلا پلزنس و پیتر وان اشاره کرد.
۱۰ مه ۱۹۷۴ (۱۹۷۴-05-۱۰)
نشانهٔ پاراگراف (¶)(در یونی کد: U+00B6 ¶ pilcrow sign) یک نویسه است. در برخی نرم افزارهای واژه پرداز، مانند مایکروسافت ورد، این نویسه برای مشخص کردن پایان بندهای (پاراگراف های) یک نوشته استفاده می شود. به عبارت دیگر در این نرم افزارها هر پاراگراف به صورت نشانهٔ ¶ به همراه همهٔ واژه های پیش از آن (تا ¶ قبلی) تعریف می شوند و با فشردن کلید ورود می توان آن را وارد کرد.نبو
نشانه های سجاوندی
به غیر از U+00B6 ¶ pilcrow sign (182decimal)، در یونی کد نویسه های U+204B ⁋ reversed pilcrow sign (8267decimal) و U+2761 ❡ curved stem paragraph sign ornament (10081decimal) نیز به عنوان نویسه های مکمل تعریف شده اند.
نشانه چهار (به انگلیسی: The Sign of the Four) دومین داستان بلند شرلوک هولمز است. این داستان حدود سه سال بعد از اتود در قرمز لاکی در فوریه ۱۸۹۰ در مجلهٔ لیپینکات به چاپ رسید نوشتهٔ گراهام گرین نشانه چهار اولین بار در فوریه ۱۸۹۰ در نشریهٔ lippincots منتشر شد و در همان سال به صورت کتاب نیز به چاپ رسید. این کتاب دومین وقایع نامه ای است که دکتر واتسون منتشر می کند و عنوان فرعی آن در نشریهٔ lippincots «مشکل شولتوها» بود و بعدها برای تبدیل به رمان فصل بندی شد. نشانهٔ چهار که یکی از معروف ترین پرونده های هولمز است. گراهام گرین در هفتادسالگی خطاب به جمع کثیری گفت: «ده ساله بودم که برای اولین بار نشانه چهار را خواندم و آن شب تاریک را در سرای پاندیچری در نوروود هرگز از ذهنم محو نشده است»
نشانهٔ چهار عملاً از دو داستان تشکیل می شود. داستان اول شرح تحقیق پیچیدهٔ هولمز دربارهٔ مرگ بارتولومیو شولتوو به دنبال آن سرقت گنجینهٔ آگراست؛ داستان دوم داستانی است عاشقانه بین واتسن و موکل هولمز٬مری مورستن تحقیق هولمز در این پرونده یکی از عالی ترین نمونه ها در حرفهٔ پر آوازهٔ اوست.
دوشیزه مری مورستن هر سال از طریق پست، مروارید درشتی دریافت می کند که هیچ سر نخی در مورد فرستنده اش وجود ندارد. وقتی این فرستندهٔ اسرارآمیز از او تقاضای ملاقات می کند، هولمز و واتسن هم وارد ماجرا می شوند. مرگی وحشتناک و گنجینه ای که ناپدید شده به تعقیبی جانانه در خیابان ها به هنگام سپیده دم و سپس در طول رودخانهٔ تیمز منتهی می شود...
نشانه چهار ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
نشانه چهار (فیلم ۱۹۲۳)
نشانه چهار (فیلم ۱۹۳۲)
نشانه چهار (فیلم ۱۹۸۳)
«نشانه چهار» (انگلیسی: The Sign of Four (1923 film)) یک فیلم به کارگردانی موریس الوی است که در سال ۱۹۲۳ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به ایل نوروود اشاره کرد.
«نشانه چهار» (انگلیسی: The Sign of Four (1932 film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۳۲ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به ایان هانتر، چارلز فارل، و میلز مالسون اشاره کرد.
«نشانه چهار» (انگلیسی: The Sign of Four (1983 film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۸۳ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به ایان ریچاردسون اشاره کرد.
نشانه دهان ها (نام علمی: Grammatostomias) نام یک سرده از تیره اژدهاماهیان است.
نشانهٔ راست به چپ (RLM) نویسه ای کنترلی در حروف چینی کامپیوتری متن های دوسویه است که همزمان حاوی خطوط راست به چپ (مثل خط لاتین) و چپ به راست (مثل خط عربی) هستند. از این نویسه برای تغییر گروه بندی نویسه ها نسبت به جهت متن استفاده می شود.
نشانهٔ راست به چپ در یونیکد U+200F right-to-left mark (HTML: ‏ ‏) است و در یوتی اف-۸ E2 80 8F.
در صفحه کلید استاندارد فارسی نشانهٔ راست به چپ را می توان با فشردن همزمان دگرساز راست و ۰ وارد کرد.
در نرم افزار مدیاویکی، &رلم; و &רלמ; به عنوان هم ارز ‏ تعریف شده اند.
حرف نشانه حرفی است که برای تعیین نقش کلمه در جمله می آید. حرف های نشانه سه دسته اند: نشانهٔ ندا، نشانهٔ مفعول و نشانهٔ اضافه و صفت، و به ترتیب به قرار زیرند:
ا (الف) - که به عنوان نشانهٔ ندا به کار می رود. کلمه ای که این نشانه در آخر آن می آید نقش منادایی پیدا می کند:
خدایا!، پروردگارا!، دلا!
ای - مانند الف نشانهٔ ندا است و در اوّل کلمه می آید و آن را منادا می کند:


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با نشانه

نشانه در جدول کلمات

نشانه
ایت
نشانه ا لهی
ایه
نشانه اسم مصدر
ار
نشانه بیزاری بویژه از بوی بد
پیف
نشانه بیماری
تب
نشانه تعجب
وه
نشانه تیر
اماج
نشانه جمع
ان
نشانه جمع در فارسی
ها
نشانه جمع عربی
نفر

معنی نشانه به انگلیسی

allegory (اسم)
حکایت ، تمثیل ، کنایه ، نشانه
proof (اسم)
محک ، اثبات ، نشانه ، عیار ، برهان ، مدرک ، ملاک ، چرک نویس ، گواه ، دلیل ، مقیاس خلوص الکل
indication (اسم)
اشاره ، نشان ، نشانه ، قرینه ، بروز ، علامت ، دلالت
token (اسم)
نشانی ، نشان ، نشانه ، ژتون ، رمز ، یادبود ، علامت ، اجازه ورود ، یادگار ، یادگاری ، علامت رمزی ، کلمه رمزی ، علامت مشخصه ، بلیط ورود
sign (اسم)
اعلان ، اثر ، نشان ، نشانه ، صورت ، علم ، تابلو ، رمز ، علامت ، ژست ، ایت ، امضاء ، نشان گذاشتن
mark (اسم)
حد ، مرز ، نقطه ، هدف ، نشان ، نشانه ، درجه ، خط ، پایه ، مارک ، داغ ، علامت ، نمره ، علامت مخصوص ، خط شروع مسابقه ، علامت سلاح ، چوب خط ، مدل مخصوص
emblem (اسم)
نشان ، تمثیل ، نشانه ، شعار ، علامت ، ارم
symptom (اسم)
اثر ، نماینده ، نشان ، نشانه ، علامت ، دلیل ، هم افت ، علائم مرض
reminiscence (اسم)
نشانه ، یاداوری ، یادداشت ، یادبود ، خاطره
presage (اسم)
نشان ، نشانه ، شگون ، فال
omen (اسم)
نشانه ، پیش گویی ، فال ، علامت ، ایت
impress (اسم)
اثر ، مهر ، نشان ، نشانه ، نشان گذاردن ، نقش
sacrament (اسم)
نشانه ، ایین دینی ، سوگند ملایم ، رسم دینی
marker (اسم)
نشانه ، نشان گذار ، نشانگر
portent (اسم)
نشانه ، علامت ، خبر بد ، فال بد
emblematic (صفت)
رمزی ، نشانه ، حاکی ، کنایه دار

معنی کلمه نشانه به عربی

نشانه
اشارة , برهان , حکاية , رمز , شعار , طالع , علامة , نذير
تنبا
نخلة
هدف
رامي
هدف

نشانه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

حبیب ١٣:١١ - ١٣٩٦/٠٣/٢٩
نماد
|

مرندی ٠٠:٥٨ - ١٣٩٧/١٠/٢٢
لوگو
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نشانه در جدول   • نشانه تصویری   • معنی نشانه ؛   • نشانه ها در جدول   • معنی نشانه در جدول   • نشانه گرافیکی   • آزمون نشانه   • گروه نشانه   • مفهوم نشانه   • تعریف نشانه   • معرفی نشانه   • نشانه چیست   • نشانه یعنی چی   • نشانه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نشانه
کلمه : نشانه
اشتباه تایپی : kahki
آوا : neSAne
نقش : اسم
عکس نشانه : در گوگل


آیا معنی نشانه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )