برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1325 100 1

نشر

/naSr/

مترادف نشر: پراکندن، سرایت، پخش، توزیع، انتشار، چاپ، طبع، اشاعه، ترویج، شیوع

برابر پارسی: پخش، پراکندن، پراکنده کردن، گستردن

معنی نشر در لغت نامه دهخدا

نشر. [ ن َ ] (ع اِ) پراکندگی. گستردگی. انتشار. (ناظم الاطباء) || مجازاً، زندگی. (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). || بوی خوش. (غیاث اللغات ). (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ریح طیبةیا هر بوئی. (از اقرب الموارد) (المنجد). هر بوئی ، یا بوی دهان زن یا بوی بغل بعد از خفتن. || گر. خارش. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). جرب. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (المنجد). || گروه پراکنده که سرور ندارند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از المنجد). نَشَر. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به نَشَر شود. || گیاه خشک دیگر بار سبز شده و آن بدء علف است. (منتهی الارب ) (آنندراج ). گیاه خشک شده که پس از باران آخر تابستان دوباره سبز شود. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (مص ) پراکنده کردن. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 99) (تاج المصادر بیهقی ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). متفرق ساختن. (از المنجد). || پراکنده کردن شبان گوسپندان را پس از آنکه آنها را در جائی جمع کرده بوده. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || پراکنده و فاش کردن خبر. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از المنجد). آشکارا کردن خبر. (زوزنی ). فاش کردن خبر. (غیاث اللغات ) (از ناظم الاطباء). || پراکنده شدن برگ . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). || آشکارا شدن خبر. (تاج المصادر بیهقی ). || گستردن. (غیاث اللغات ) (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). مقابل طی. (از المنجد). گشادن. باز کردن. پهن کردن. خلاف لف. مقابل طی به معنی درنوردیدن و درپیچیدن. (یادداشت مؤلف ). || باز کردن جامه. (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) بسط و گستردن جامه را. (از اقرب الموارد). بسط. (از المنجد). || باز کردن نامه. (زوزنی ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 99) (تاج المصادر بیهقی ). || دگر باره سبز شدن گیاه. (غیاث اللغات ) (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). || نبات رویانیدن زمین از باران بهاری. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). زنده گردیدن زمین و گیاه رویانیدن. (از ناظم الاطباء). سبز شدن زمین بر اثر فرارسیدن بهار. (از المنجد). || روییدن گرفتن گیاه. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). بدءالنبات. (از اقرب الموارد) (از المنجد). || برگ برآوردن درخت. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب ...

معنی نشر به فارسی

نشر
ده دهستان شر آئ بخش سیمینه رود شهرستان همدان فرمانداری کل همدان . در ۴٠ کیلومتری جنوب خاوری همدان کوهستانی سردسیر و ۷۷۳ تن سکنه دارد. محصولش جو حبوبات لبنیات صیفی انگور و صنایع دستی زنان قالیبافی است.
گستردن، پهن کردن جامه، پراکنده کردن، زنده کردن
۱ - ( مصدر) پراکنده کردن ( صحیفه و مانند آن ) منتشر کردن نسخه های کتاب یا رساله . ۲ - پهن کردن جامه را گستردن . ۳ - پراکنده کردن خبر نام و شهرت و غیره: سلطان سنجر ...ممتع بطول و ... نشر ذکر و جمع اموال... ۴ - زنده کردن مردگان در روز قیامت . یا روز (یوم) نشر . روز رستاخیز قیامت . ۵ - ( مصدر ) پراکنده شدن
دهی است از دهستان شرائ بخش سیمینه رود شهرستان همدان در ۴٠ هزار گزی جنوب شرقی همدان در منطق. کوهستانی سردسیری واقع است آبش از چشمه و قنات محصولش حبوبات و لبنیات و محصولات صیفی و انگور شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیبافی است .
[ گویش مازنی ] /nashor/ نشوی – شستشو مکن
[database publishing] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] استفاده از نشر رومیزی یا فنّاوری اینترنت برای تولید گزارش هایی حاوی اطلاعات به دست آمده از یک دادگان
منتشر کردن . انتشار دادن . پراکندن . پخش کردن .
[desktop publishing] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] تولید گزارش یا دفترک یا کتابچۀ راهنما یا هرنوع متن چاپی با استفاده از رایانه های رومیزی و دستگاه های جانبی دفتری
۱ - ( مصدر ) پراکنده کردن . ۲ - انتشار دادن. ۳ - زنده کردن مردگان در روز قیامت. ۴ - ( مصدر ) پراکنده شدن : ( و نبذی از ناپاکی آن ناپاک که چون نشر کند ... دربندی چند کاغذ بیاور دمی . )
روز قیامت
[copyright] [عمومی] حق انحصاری پدیدآورندۀ اثر ...

معنی نشر در فرهنگ معین

نشر
(نَ) [ ع . ] ۱ - (اِمص .) پراکندگی ، انتشار. ۲ - (مص م .) پخش کردن کتاب و مانند آن . ۳ - زنده کردن مردگان در روز قیامت . ۴ - وزیدن ، وزش . ۵ - مؤسسة انتشاراتی ، انتشارات : نشر معین ، نشر قطره .

معنی نشر در فرهنگ فارسی عمید

نشر
۱. چاپ و انتشار مکتوبات.
۲. (اسم) انتشاراتی: نشرِ اشجع.
۳. پراکنده ساختن خبر.
۴. [قدیمی] زنده کردن، زنده کردن مردگان در روز قیامت.
۵. [قدیمی] وزیدن.

نشر در دانشنامه اسلامی

نشر
معنی نَشْراً: نشر دادنی وصف ناشدنی و نگفتنی (از کلمه نشر به معناي گستردن و متفرق کردن است)
معنی نَّاشِرَاتِ: نشر دهندگان - گسترش دهندگان (اسم فاعل از نشر به معناي گستردن است)
معنی نُشِرَتْ: گشوده شد - باز شد(از کلمه نشر به معناي گستردن و متفرق کردن است)
معنی تَنتَشِرُونَ: منتشر مي شويد(از کلمه کلمه نشر به معناي گستردن است)
معنی مَّنشُورٍ: گسترده شده - باز شده (کلمه نشر که مصدر کلمه منشور است به معناي گستردن و متفرق کردن است)
معنی مُنشَرِينَ: زنده شدگان بعد از مردن (اصل اين کلمه به معناي نشر طومار و جامه ، يعني گشودن آن بعد از جمع کردن و پيچيدن آن است )
معنی نُشُوراً: زنده کردن مردگان پس از مرگشان - از جهت پراکنده شدن - از جهت برخاستن و جنب و جوش مجدد(کلمه نشور و همچنين کلمه نشر به معناي احياي مردگان بعد از مردن است و یا در عبارت "وَجَعَلَ ﭐلنَّهَارَ نُشُوراً " به معنی "از جهت پراکنده شدن یا از جهت برخاستن و جنب و...
تکرار در قرآن: ۲۱(بار)
نشر در اصل به معنی گستردن و گسترده شدن است لازم و متعدی به کار رود «نَشَرَ الثَّوْبَ وَ الْکِتابَ نَشْراً: بَسَطَهُ» لازم و متعدی بودن آن در مصباح و اقرب مذکور است. . آنگاه که نامه‏ها گسترده و باز شوند. . قسم به کتاب نوشته شده در پوستی گسترده. . قسم به بادهای گسترنده که ابر را به طرز مخصوصی می‏گسترند. نشر و انشار به معنی زنده کردن آمده «نَشَرَ اللَّهُ الْمَوْتی وَ اَنْشَرَهُمْ: اَحْیاهُمْ» به نظر می‏آید این از آنجهت است که زنده شدن یکنوع گسترده شدن است ذرات بدن در اثر حرکت و جنبش رشد کرده و گسترده شده بدن را تشکیل می‏دهند. . سپس آنگاه که خواهد او را زنده می‏کند . او که از آسمان آب به اندازه نازل کرد و به وسیله آن سرزمین مرده را زنده نمود مثل . انتشار: گسترده شدن و پراکنده شدن. . پس چون نماز تمام شد در زمین متفرق شده و در طلب روزی و فضل خدا باشید. . از آیات خداوند آنست که شما را از خاک آفرید آنگاه شما بشرید که در زمین گسترده و منتشر می‏شوید. نشور: مصدر است لازم و متعدی هر دو آید . با آن آب سرزمین مرده را زنده کردیم زنده شدن مردگان نیز همانطور است. . بلکه از زنده شدن نمی‏ترسیدند.
...


نشر در دانشنامه ویکی پدیا

نشر
نشر به پخش ادبیات، موسیقی یا اطلاعات گفته می شود. در بعضی از موارد ممکن است پدیدآورندگان خودشان ناشر اثر خود باشند؛ به این معنا که همان کسی که محتوا را ایجاد کرده است، رسانهٔ لازم برای پخش محتوا را نیز فراهم کند. همچنین، ناشر ممکن است به شخصی اطلاق شود که یک شرکت انتشارات دارد یا مجله ای را منتشر می کند.
رسانهٔ گروهی
شاخص آزادی رسانه
فهرست پرفروش ترین کتاب های تاریخ
فهرست کشورها بر پایه تعداد کتاب های چاپ شده
ناشر مؤلف
ناشر موسیقی
ناشر
نشر آزاد
نشر الکترونیک
نشر دانشگاهی
نشر در دسترس
نشر رومیزی
نوشتن
این اصطلاح از زمان گذشته به توزیع آثار چاپی مثل کتاب و روزنامه اطلاق می شد، اما با بروز سیستم های اطلاعات دیجیتال و اینترنت، هدفِ نشر گسترده شده است و منابع الکترونیک مانند نسخه های الکترونیک کتاب ها و مجلات و همچنین ریزانتشار (میکروپابلیشینگ: Micropublishing)، وبگاه ها، وبلاگ ها، نشر بازی های ویدئویی، و مانند آن ها را دربرمی گیرد.
نشر شامل این مراحل است: پذیرش، ویرایش نسخه اولیه (به انگلیسی: copy editing)، تولید و چاپ (و نیز معادل های دیجیتالِ آن)، و بازاریابی و توزیع.
وقتی یک اثر مورد پذیرش قرار می گیرد، ویراستاران کمیسیون گیرنده بر سر خرید مالکیت فکری و مبلغ مالکیت مذاکره می کنند.
عکس نشر
نشر (به لاتین: Nesher؛ عبری: נֶשֶׁר) شهری در استان حیفای اسرائیل است. در سال ۲۰۱۶ جمعیت این شهر ۲۳٬۶۸۴ نفر بود.
נֶשֶׁר
نیشیر
شهر دورن خواهرخواندهٔ نشر است.
نشر آگه یکی از مؤسسات انتشاراتی فعال در ایران است که از سال ۱۳۸۱ در تهران کار خود را آغاز کرده و آثار مهم و مرجعی را که در بسیاری از موارد به کتب پرفروش دانشگاهی تبدیل شده اند عرضه کرده است.
مدیریت نشر آگه بر عهدهٔ لیلا حسینخانی است و این مؤسسه با مجموعهٔ انتشاراتی آگاه نیز همکاری می کند.
فعالیت نشر آگه عمدتاً در ح ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نشر در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:ال

ارتباط محتوایی با نشر

نشر در جدول کلمات

نشر
لوس
نشر کننده
ناشر
اسکناس پشتوانه دار نشر دولت و قابل مبادله با کالا
پول
رمانی از محمود دولت آبادی که مدتهاست در انتظار نشر باقی مانده
کلنل
سریالی ساخته جمشید حیدری در سال 72 با بازی ایرج راد | شهلا ریاحی | سیروس گرجستانی و مرحومان منوچهر حامدی و جمشید اسماعیل خانی همراه نشر از صنایع ادبی است
سنگ و شیشه
همراه با نشر از صنایع ادبی است
لف
همراه نشر از آرایه های ادبی است
لف
همراه نشر از صنایع ادبی است
لف

معنی نشر به انگلیسی

publication (اسم)
طبع ، اشاعه ، انتشار ، نشر ، نشریه ، نگارش ، طبع ونشر
transpiration (اسم)
نفوذ ، ترشح ، افشاء ، خروج ، نشر ، حلول ، تعرق ، فراتراوش
emission (اسم)
نشر ، صدور ، بیرون دادن ، خروج دفع مایعات

معنی کلمه نشر به عربی

نشر
اشعاع
اخترق

نشر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سارینا
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
وَپ (اوستایی)
نیسْر (اوستایی: نیسری)
ویانْس vyãns (اوستایی: ویانْسچَ)
سیدحسین اخوان بهابادی
تفاوت حشر و نشر و بعث :
هر سه ناظر به احوال قیامت است و به موضوع جمع شدن، گسترده شدن و بر انگیخته شدن در آن روز می پردازند.
۱- حشر به معنای جمع کردن است مانند:
( وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ) ، (تکویر: ۵)، آنگاه که وحوش جمع گردند.
در آیه دیگرى آمده: ( ثُمَّ إِلی رَبِّهِمْ یُحْشَرُون) ، (انعام: ۳۸ )، سپس بسوى پروردگار خویش محشور و جمع می شوند.
۲- نشر در اصل بمعنی گستردن و گسترده شدن است ( وَ إِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ) آنگاه که نامه ها گسترده و باز شوند. ( تکویر: ۱۰)
( وَ النَّاشِراتِ نَشْراً) قسم ببادهاى گسترنده که ابر را بطرز مخصوصی می گستراند ( مرسلات:۳)،
(نشر) بمعنی زنده کردن نیز آمده است (نشر اللّه الموتی و انشرهم) بنظر می آید از آن جهت است که زنده شدن یک نوع گسترده شدن است. ذرّات بدن در اثر حرکت و جنبش رشد کرده و گسترده شده بدن را تشکیل می دهند.
۳- بَعث به معنای بر انگیختن. معناى مشهور آن در استعمال قرآن مجید، بعثت انبیاء و بعثت روز معاد است مثل (هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ) ، ( جمعه: ۲ ) و (وَ أَنَّ اللَّهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُور). ( حج: ۷)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نشر مهر و ماه   • نشر گاج   • نشر فار   • نشر خیلی سبز   • نشر تخته سیاه   • سایت نشر الگو   • انتشارات نشر دریافت   • نشر مبتکران   • معنی نشر   • مفهوم نشر   • تعریف نشر   • معرفی نشر   • نشر چیست   • نشر یعنی چی   • نشر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نشر
کلمه : نشر
اشتباه تایپی : kav
آوا : naSr
نقش : اسم
عکس نشر : در گوگل

آیا معنی نشر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )