انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1068 100 1

نطفه

/notfe/

مترادف نطفه: اسپرم، اسپرماتوزوئید، تخم، تخمه، منی

برابر پارسی: تَنده، تخم، تخمه، تخمک

معنی نطفه در لغت نامه دهخدا

نطفت. [ ن ُ ف َ ] (ع اِ) نطفه :
گه از نطفتی نیک بختی دهی
گه از استخوانی درختی دهی.
نظامی.
رجوع به نطفه شود.

نطفة. [ ن ُ ف َ ] (ع اِ) آب مرد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آب منی. (آنندراج ). آبی که از انسان به شهوت خارج شود و از آن بچه آید. (از متن اللغة). آب پشت دررحم. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 100). آن آب که بچه از آن بود. (مهذب الاسماء). عسیلة. (منتهی الارب ). ج ، نطف ، نطاف. || آب صافی و روشن ، کم باشد یا بسیار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). آب اندک که در تک دلو و مشک بماند. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از متن اللغة). (از اقرب الموارد). ج ، نطف ، نطاف. || دریا.(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بحر. (متن اللغة). ج ، نطف ، نطاف. رجوع به نطفتان شود. || مروارید. (از متن اللغة). رجوع به نُطَفَة شود. || دلو. (از متن اللغة).

نطفة. [ ن َ طَ ف َ ](ع اِ) نُطَفَة. گوشواره یا مروارید روشن یا مروارید خرد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج ، نَطَف.

نطفة. [ ن َ طِ ف َ ] (ع ص ) تأنیث نَطِف است به معنی ماده شتر که به نَطَف مبتلاست. رجوع به نَطِف و نَطَف شود.

نطفة. [ ن ُ طَ ف َ ] (ع اِ) واحد نُطَف است. رجوع به نَطَفَة و نُطَف شود.

نطفه. [ ن ُ ف َ / ف ِ ] (از ع ، اِ) نُطفَة. آب مرد. آب پشت. آب که بچه از آن بود. منی. بیظ. آب. آب نشاط. (یادداشت مؤلف ). نیز رجوع به نطفة شود :
ورا خوانند نطفه اهل معنی
که پالوده از آن خون است یعنی.
ناصرخسرو.
اندر مشیمه ٔ عدم از نطفه ٔ وجود
هر دو مصوِّرند ولی نامصوِّرند.
ناصرخسرو.
و آدمی از آن لحظه که در رحم نطفه گردد تا آخر عمر یک لحظه از آفت نرهد. (کلیله و دمنه ).
خدای داند هستی میان نطفه نهادن
به دست مرد جز این نیست کاب نطفه براند.
خاقانی.
به دوستی که حرام است بعد از اوصحبت
که هیچ نطفه چنو آدمی نخواهد بود.
سعدی.
فراموشت نکرد ایزد در آن حال
که بودی نطفه ٔ مدفون و مدهوش.
سعدی.
دهد نطفه را صورتی چون پری
که کرده ست بر آب صورتگری.
سعدی.
- نطفه افکندن :
امر تو نطفه افکند بهر سه نوع تا کند
هفت محیط دایگی چار بسیط مادری.
خاقانی.
- نطفه بستن :
بغیر خطبه ٔ تزویج عقد بندگیت
درون بطن صدف نطفه ٔ سحاب نبست.
واله هروی (از آنندراج ).
- نطفه ستادن و نطفه ستدن ؛ بار گرفتن. باردار شدن. آبستن شدن :
دشوار بود زادن ، نطفه ستدن آسان.
خاقانی.

معنی نطفه به فارسی

نطفه
آب صاف وپاک، آب اندک که درته دلویامشک میماند، آب مردیازن، جانورذره بینی که درمنی وجوددارد، وجنین از آن تشکیل میشود
(اسم) ۱- آب صافی و پاک . ۲ - آب کمی که ته دلو یا مشک ماند . ۳ - آب مرد یا زن منی : هم از آن روز باز که نطفه ای بودست و اندر رحم مادر افتاده است. ۴- ماده زنده ذره بینی که در منی وجود دارد و جنین از آن پدید آید جمع : نطف نطاف . یا نطفه حرام . حرامزاده .
نطفه ٠ آب مرد ٠ آب پشت ٠ آب پشت ٠ آب که بچه از آن بود ٠ منی ٠ بیظ ٠ آب ٠ آب ٠ آب نشاط ٠
( صفت ) دارای نطف. بسیار .
رحم زهدان

معنی نطفه در فرهنگ معین

نطفه
(نُ فِ) [ ع . نطفة ] (اِ.) ۱ - آب پاک و صاف . ۲ - منی . ۳ - یاختة تشکیل شده از ترکیب یک جفت گانه وبه طور کلی موجود در حال پیدایش از چنین یاخته ای .

معنی نطفه در فرهنگ فارسی عمید

نطفه
۱. (زیست شناسی) سلول های حامل ویژگی های والد نر، اسپرم.
۲. آب مرد یا زن.

نطفه در دانشنامه اسلامی

نطفه
معنی نُّطْفَةٍ: نطفه - مايعي که در بدن مرد و زن توليد مي شود و مبدأ پيدايش فرزند است
معنی تُمْنُونَ: نطفه می ریزید
معنی دَافِقٍ: جهنده (ماء دافق آبي را که با سرعت و فشار جريان داشته باشد آب دافق گويند ، که در اينجا منظور نطفه آدمي است ، که با فشار از پشت پدر به رحم مادر منتقل ميشود)
معنی وَالِدٌ: پدر (کلمه والد جز بر پدر صلبي اطلاق نميشود(پدری كه نطفه ي فرزند از او تشيكل شده). ولي کلمه " أب " به غير پدر واقعي به جد و عمو و کساني ديگر نيز اطلاق ميشود)
معنی وَالِدَانِ: پدر و مادر(کلمه والدين كه در اصل معني دو زاينده را مي دهد جز بر پدر و مادر صلبي اطلاق نميشود(پدر و مادري كه نطفه ي فرزند از آنان تشيكل شده). ولي کلمه "أب" به غير پدر واقعي به جد و عمو و کساني ديگر نيز اطلاق ميشود)
معنی وَالِدَيْنِ: پدر و مادر(کلمه والدين كه در اصل معني دو زاينده را مي دهد جز بر پدر و مادر صلبي اطلاق نميشود(پدر و مادري كه نطفه ي فرزند از آنان تشيكل شده). ولي کلمه "أب" به غير پدر واقعي به جد و عمو و کساني ديگر نيز اطلاق ميشود)
معنی أَيْدِيهِنَّ: دستهايشان(مؤنث)(عبارت "وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ "یعنی :فرزندي که ميان دست و پاي خود پرورانده و لذا می دانند که نطفه اش از کیست ،به دروغ به کسي نبندند . به جای رَحِم از عبارت" میان دست و پایشان" است...
معنی وَالِدَيَّ: پدر و مادرم(در اصل "وَالِدَيْنِ"بوده که نون آن به دلیل مضاف واقع شدن حذف گردیده است .کلمه والدين كه در اصل معني دو زاينده را مي دهد و جز بر پدر و مادر صلبي اطلاق نميشود(پدر و مادري كه نطفه ي فرزند از آنان تشيكل شده). ولي کلمه "أب" به غير پدر واقعي به...
معنی وَالِدَيْکَ: پدر و مادرت(در اصل "وَالِدَيْنِ"بوده که نون آن به دلیل مضاف واقع شدن حذف گردیده است .کلمه والدين كه در اصل معني دو زاينده را مي دهد و جز بر پدر و مادر صلبي اطلاق نميشود(پدر و مادري كه نطفه ي فرزند از آنان تشيكل شده). ولي کلمه "أب" به غير پدر واقعي به...
معنی وَالِدَيْهِ: پدر و مادرش(در اصل "وَالِدَيْنِ"بوده که نون آن به دلیل مضاف واقع شدن حذف گردیده است .کلمه والدين كه در اصل معني دو زاينده را مي دهد جز بر پدر و مادر صلبي اطلاق نميشود(پدر و مادري كه نطفه ي فرزند از آنان تشيكل شده). ولي کلمه "أب" به غير پدر واقعي به ج...
ریشه کلمه:
نطف‌ (۱۲ بار)

«نُطْفَه» در اصل به معنای «آب کم» یا «آب صاف» است، سپس به قطرات آبی که از طریق «لقاح» سرچشمه ومبدأ پیدایش انسان یا حیوانی می شود، اطلاق شده است.
یکی از معانی نطف چکیدن است که توأم با صاف شدن و کم کم بودن می‏باشد گویند: «نَطَفَ الْماءُ نَطْفاً: سالَ قَلیلاً قَلیلاً» نطفه را آب صاف شده و آب کم گفته‏اند راغب گوید:«اَلنُّطْفَةُ، اَلْماءُ الصَّافی» این عبارت در صحاح و قاموس و اقرب نیز هست با قید «کم باشد یا زیاد». طبرسی در ذیل آیه 5 حج فرموده: نطفه به معنی آب کم است از مذکر و مونث و هر آب صاف را نطفه گویند و در ذیل . فرموده: اصل نطفه به معنی آب کم است گاهی به آب زیاد نیز گفته شود. امیرالمومنین «علیه‏السلام» در باره خوارج فرمود: «مَصارِعُهُمْ دوُنَ النُّطْفَةِ» خطبه 59 که مرادش رود نهروان است یعنی قتلگاه آنها در کنار آن نهر است. این لفظ در قرآن مجید دوازده بار آمده و همه در باره نطفه انسان است. گرچه آن را نطفه مرد گفته‏اند ولی در اغلب‏آیات اختصاص به نظر نمی‏آید بلکه ظاهرا نطفه مرد و زن هردو مراد است مثل . . حتی آیه . بنابرآنکه «منی» به معنی اندازه گرفته شده باشد چنانکه در «منی» گذشت. ولی مراداز «ماءِ دافِقٍ» و «اَفَرَأَیْتُمْ ماتُمْنوُنَ» نطفه مرد است. اگر گویند در وقت نزول قرآن مردم از نطفه زن خبر نداشتند؟ گوییم آری. ولی چه اشکال دارد که خداوند هر دو را قصدکرده باشد امروز می‏دانیم که انسان از نطفه مرد و زن هردو به وجود می‏آید. *** نطفه اگر در آیات به معنی آب کم باشد مقصود آن است که بشر از آب کمی آفریده شده و اگر به معنی آب صاف شده باشد، نطفه چکیده و صاف شده وجود انسان است. اگر گویند مبدء وجود انسان‏کرم کوچکی است از مرد (اسپرماتوزوئید) وسلول مدوری است از زن (اوول)، آب صاف شده یا کم یعنی چه؟ گوییم سلول مرد هر چه باشد در میان همان آب صاف شده و چکیده است و مردم جز آن نمی‏فهمیدند. بعید نیست که مراد از «نطفه» در آیات خود سلول زن و مرد بوده باشد که هردو چکیده و جدا شده از وجود زن و مرد است این سخن در نظر نگارنده ازهمه آنچه گفته شد قویتر است خاصه آنکه نطفه در همه جا از قران نکره آمده یعنی چکیده بخصوص. در خاتمه ناگفته نماند: در خطبه 48 نهج البلاغه در باره نهر فرات فرموده «وَقَدْ أَرَدْتُ أَنْ أَقْطَعَ هذِهِ النُّطْفَةِ اِلی شِرْذِمَةٍ مِنْکُمْ مُوَطِنینَ اَکْنافَ دَجْلَةَ» در این کلام نطفه در آب کثیر بکار رفته است.
در تعالیم اسلامی برای انعقاد نطفه آداب ویژه ای بیان شده و در احادیث رسیده از معصومین علیهم السلام به رعایت مواردی در زمان انعقاد نطفه اشاره شده است که مسلمان آگاه و معتقد به عصمت و علم لدنی ائمه علیهم السلام با رعایت آنها می تواند قدمی موثر در داشتن فرزندان سالم و صالح بردارد.
استاد صمدی آملی در کتاب شرح مراتب طهارت جلد 2 در این مورد می گویند: «خلق خوی والدین، تمامی احوال انها در اوقات و نیات آنها، بلکه احوال نفس اوقات در حال انعقاد نطفه و غذای مادر در زمان حمل چون دیگر اوصاف روانی و جسمانی او همه در مزاج طفل تاثیری بسزا دارند و حق سبحانه از مجرای وجود خود والدین نفخ روح می کند و روح از این مجاری رنگ می گیرد چون آب آسمان از وادی ها».
این حدیث را شیخ صدوق در حدیث اول مجلس هشتاد و چهارم امالی خود این گونه نقل نموده اند:
یا علی چون عروس را به خانه تو آرند وقتی نشست کفش او را بکن و پایش را بشوی و آبش را به در خانه ات بریز که چون چنین کنی خداوند از خانه ات هفتاد هزار رنگ فقر را ببرد و هفتاد هزار رنگ برکت در آن درآورد و هفتاد هزار رحمت بر تو فروفرستد که بر سر عروس بگردد تا برکت آن به هر گوشه خانه ات برسد و خداوند عروس را از جنون و خوره و پیسی امان دهد که به او رسند، مادامی که در آن خانه است.
یا علی! عروس را در هفته نخستین از خوردن شیرها و سرکه و گشنیز (سبزی امزنا) و سیب ترش بازدار، زیرا که زهدان از این چار سرد و نازاینده گردد و بوریا در گوشه خانه به از زن نازاینده است. اگر عروس بر سرکه خوردگی خون حیض ببیند هیچگاه به خوبی از آن پاک نگردد و گشنیز آن خون را درونش بشوراند و زایمان را بر وی دشوار گرداند و سیب ترش آن را از آمدن باز بدارد و بیماری بر وی گردد.
سپس فرمود:ای علی! در هنگام جماع سخن مگو مبادا که فرزند گنگ و لال گردد و به عورت زن (در حین جماع) نگاه نکن که سبب نابینایی فرزند شود و با شهوت زن دیگری در خاطرت با زنت جماع مکن که فرزند مخنث آید و ایستاده با زنت جماع مکن که از کار خران است و اگر فرزندی آید در فراش کمیز میزنده (یعنی دچار شب ادراری) شود.
اول و میانه و آخر ماه مجامعت مکن که دیوانگی و خوره و گیجی به سوی فرزند شتابند. بعد از ظهر جماع مکن که اگر فرزندی آورد قیچ (لوچ و دوبین) شود و شیطان به لوچ بودن انسان شاد است.

نطفه در جدول کلمات

نمادی از نطفه و نژاد در سفره نوروزی
تخم مرغ

معنی نطفه به انگلیسی

semen (اسم)
دانه ، تخم ، منی ، نطفه
sperm (اسم)
بذر ، منی ، نطفه ، منی دانه

معنی کلمه نطفه به عربی

نطفه
مني
مبيد للجراثيم
استهلال
مح , نير
حمل

نطفه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

P > Neighbors
Mehrdad > Carried out
Amir mhmd > non maskable
محدثه فرومدی > thriving
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > رونق
قادر شکوفان > Capish

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نطفه انسان   • نطفه چیست؟   • معنی نطفه   • نطفه مرد   • کلاهبرداری نطفه دات کام   • نطفه ویکی پدیا   • نطفه سنج   • ایران جوجه   • مفهوم نطفه   • تعریف نطفه   • معرفی نطفه   • نطفه یعنی چی   • نطفه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نطفه
کلمه : نطفه
اشتباه تایپی : kxti
آوا : notfe
نقش : اسم
عکس نطفه : در گوگل


آیا معنی نطفه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )