انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 955 100 1

نظام

/nezAm/

مترادف نظام: انتظام، انضباط، دیسیپلین، آراستگی، ترتیب، روش، سامان، نظم، ارتش، سربازی، رژیم

برابر پارسی: آراستن، ارتش، دستگاه، سازگان، سامان، سامانه

معنی اسم نظام

اسم: نظام
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: مجموعه قوانین، قواعد، سنن، یا نوامیسی که قوام و انتظام چیزی بر آنها نهاده شده است

معنی نظام در لغت نامه دهخدا

نظام. [ ن ِ ] (ع اِ) رشته ٔ مروارید و جز آن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رشته ٔ جواهر. (غیاث اللغات ). رشته ای که لؤلؤ و جز آن را بدان درکشند. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ج ،نُظُم. || واسطه ٔ نظم و آراستگی. (یادداشت مؤلف ). || آنچه امر بدان قائم باشد و مایه ٔ آن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). هرچیزی که امری بدان قائم باشد و پایه ٔ آن بود. (ناظم الاطباء). ملاک امر. (متن اللغة). قوام امر. (المنجد). ملاک امر و قوام آن. (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد) :
ملک جهان را نظام دین هدی را قوام
خواجه ٔ صدر کرام زبده ٔ پنج و چهار.
خاقانی.
نظام کشور پنجم اجل رضی الدین
رضای ثانی ابونصر بوتراب رکاب.
خاقانی.
ایا نظام ممالک قوام روی زمین
تو آفتابی و صدر تو آسمان وار است.
خاقانی.
ج ، اَنظِمَة، اناظیم ، نُظُم. || صلاح کار . (آنندراج ). آراستگی هرچیز. (غیاث اللغات ). انتظام. قوام و آراستگی و نظم و ترتیب. (ناظم الاطباء). سامان. (یادداشت مؤلف ) :
ز آن ملک را نظام و از این عهد را بقا
ز آن دوستان بفخر و از این دشمنان شمان.
عنصری.
حمله کردند به نیرو و کس کس را نایستاد و نظام بگسست از همه جوانب و مردم همه روی به گریز نهادند. (تاریخ بیهقی ص 638). کار آن پادشاه از نظام بخواهد گشت. (تاریخ بیهقی ص 606).
چون از نظام عالم نندیشی
تا چیست ابتدا و چه بد مبدا.
ناصرخسرو.
محکم نظام دولت و ثابت قوام داد
ز آن زورمندبازوی خنجرگذار باد.
مسعودسعد.
نظام کارهای حضرت و ناحیت به قرار معهود و رسم مألوف بازرفت. (کلیله و دمنه ). و نظام کارها گسسته گشتی. (کلیله و دمنه ).
گویی که فتح باب نخست آفرینش است
بهر نظام کل جهان جوهر سخاش.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 232).
از دل و دست تو باد کار فلک را نظام
وز کف و کلک تو باد ملک جهان را قرار.
خاقانی.
|| اسلوب. (ناظم الاطباء). قاعده. ترتیب : ترتیبی و نظامی نهاد سخت کافی و شایسته. (تاریخ بیهقی ص 382). تا جداول این قاضی القضاة ابومحمد کی اکنون به پارس افتاد نظام دین وسنت نگاه داشت. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 117). || روش. طریقه. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). سیرة. (تاج العروس ) (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). طریق. طریقة. (المنجد). || هَدْی. (متن اللغة) (تاج العروس ) (اقرب الموارد). || خوی. عادت. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). عادة. (تاج العروس ) (متن اللغة) (المنجد) (اقرب الموارد). || چم. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). || شعر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) : اما تفنن اسالیب کلام و تنوع تراکیب نثر و نظام بسیار و بی شمار است. (از مقدمه ٔ گلندام بر دیوان حافظ). || ریگ برهم نشسته. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ریگ متعقد. (از المنجد) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). نظام الرمل و أنظامه و اِنظامته ، ضفرته ، و هی ما تعقد منه. || صف. نظام من جراد؛ ای صف. (از تاج العروس ) (از متن اللغة). ونظام من الجراد و النخل و نحوها، الصف منها. (المنجد). || خط سپید رشته وار که از دم تا گوش ماهی و سوسمار باشد. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). هما: نظامان. (منتهی الارب ). رجوع به نظامان شود. || لشکر. قشون. سپاه. (یادداشت مؤلف ).
- پیاده نظام . رجوع به پیاده نظام شود.
- خدمت نظام ؛ خدمت سربازی. سپاهی گری.
- سواره نظام . رجوع به سواره نظام شود.
- مدرسه ٔ نظام ؛ مدرسه ای که در آن فنون سپاهی گری آموزند.
|| (مص ) به رشته کشیدن دُر را. (از آنندراج ). به هم پیوستن و به رشته کشیدن لؤلؤ و جز آن را. نظم. (متن اللغة). رجوع به نَظم شود. || به نظم درآوردن. پیوستن. نظم :
نظام سخن را خداوند دو جهان
دل عنصری داد و طبع جریرم.
ناصرخسرو.
- بانظام ؛ مرتب. منظم. آراسته. بسامان.
- || در رشته کشیده. که پراکنده نیست :
شب هزاران درّ در گیسو کشید
سرخ و زرد و بانظام و بی نظام.
ناصرخسرو.
- بر نظام رفتن کارها ؛ منظم شدن کارها. به صلاح آمدن : ایشان چنان که فرموده ایم ترا مطیع و فرمان بردار باشند و کارهابر نظام رود. (تاریخ بیهقی ص 253). بنده آنچه داند از هدایت به کار دارد تا کار بر نظام رود. (تاریخ بیهقی ص 154).
- بر نظام قرار گرفتن ؛ نظم یافتن. بسامان شدن. مرتب شدن : شاگردان و یاران هستند همگان بر مثال تو کار می کنند تا کارها بر نظام قرار گیرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 147).
- بر نظام کردن ؛ منظم کردن. بسامان ساختن. نظم دادن : باز به بست رفت و کارآن دیار بر نظام کرد. (تاریخ سیستان ).
- به نظام ؛ بسامان. آراسته. استوار. بانظام :
تا ضمیری است مر مرا بنظام
تا زبانی است مر مرا گویا.
مسعودسعد.
کس را بنظام دیده ای جایی
کو رخنه نکرد مر نظامش را.
ناصرخسرو.
بشنو بنظام قول حجت
این محکم شعر چون خورنق.
ناصرخسرو.
بشنو از من نصیحتی که ترا
کار هر دو جهان شود بنظام.
جمال الدین.
- به نظام آوردن ؛ به سامان کردن. آراستن. به صلاح آوردن :
طاعت یزدان به نظام آورد
هرچه که دنیا کندش بی نظام.
ناصرخسرو (دیوان چ مینوی - محقق ص 392).
- به نظام پیوستن ؛ منظم شدن. مرتب شدن. سامان یافتن و قائم شدن. به قوام و صلاح آمدن : دلهاء خاص و عام و وضیع و شریف بر مطاوعت او قرار گرفت و کارها به نظام پیوست. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 176). اسباب موافقت و مصادقت به نظام پیوست. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 233).
- به نظام رسیدن ؛ نظام یافتن. آراسته و بسامان شدن : کار عالم به نظام رسید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 368).
- به نظام کردن ؛ سامان دادن :
لاجرم کار او کنی به نظام
لاجرم گنج او کنی آباد.
فرخی.
- بی نظام ؛ بی سامان. نابسامان. آشفته. درهم. پریشان. نامرتب. بی نظم و ترتیب :
این روزگار بی خطر و کار بی نظام
وام است بر تو گر خبرت هست وام وام.
ناصرخسرو.
طاعت یزدان به نظام آورد
هرچه که دنیا کندش بی نظام.
ناصرخسرو (دیوان چ مینوی - محقق ص 392).
چو بی نظامی دین را نظام خواهی داد
نظام دنیا را نک بی نظام باید کرد.
ناصرخسرو.
اما طعام بسیار قوت را فروگیرد و گران بار کند و نبض بدان سبب مختلف و بی نظام شود. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
- معجزنظام ؛ معجزآئین : بر طبق کلام معجزنظام و جعلناکم شعوبا... (حبیب السیر جزو 4 ج 3ص 323).

نظام. [ ن َظْ ظا ] (ع ص ) مروارید به رشته درکشنده. (منتهی الارب ) (آنندراج ). نعت فاعلی است. رجوع به نظم شود :
گوهر مدح ترا دست هنر نظام است
حُله ٔ شکر ترا طبع خرد نساج است.
مسعودسعد.
مر لؤلؤ عقل و در دانش را
جاری نظام و نیک وزانم.
مسعودسعد.
زهی سیاست تو عقد شرک را فتاح
زهی ریاست تو در عقد را نظام.
ابوالفرج رونی.
برآرد از صدف سینه لؤلؤ منثور
که تا به سلک درآرم به سوزن نظام.
سوزنی.
عقد نظامان سحر از من پذیرد واسطه
قلب ضرابان شعر ازمن پذیرد کیمیا.
خاقانی.
|| که شعر بسیار سراید. کثیرالنظم للشعر. (از متن اللغة) (از المنجد). نظیم. (متن اللغة) :
مدحتش را هزار نظام است
هر یکی را هزار دیوان باد.
مسعودسعد.

نظام. [ ن ُظْ ظا ] (ع ص ، اِ) ج ِ ناظم. (غیاث اللغات ). رجوع به ناظم شود.

نظام. [ ن ِ] (اِخ ) (شیخ...) از فقهای هندوستان است و به سال 1067 به فرمان عالمگیر پادشاه کتاب فتاوی عالمگیری رابه نام او تألیف کرد. (از قاموس الاعلام ترکی ج 6).

نظام. [ ن َظْ ظا ] (اِخ ) ابراهیم بن سیاربن هانی بلخی بصری ، مکنی به ابواسحاق و مشهور به نظام . از اعاظم دانشمندان عهد بنی عباس و از اجله ٔ علمای معتزله است در علم کلام و طبیعیات والهیات تبحر داشت ، و در عهد خلافت مأمون و معتصم شهرتی فوق العاده یافت ، فرقه ٔ نظامیه بدو منسوب است. تصنیفات او را تا صد جلد نوشته اند. وی به سال 221 هَ. ق. درگذشت. (از ریحانة الادب ج 4 ص 206). و نیز رجوع به خاتمه ٔ فهرست ابن الندیم و روضات الجنات ص 42 و الموسوعةالعربیةالمیسرة شود.

نظام. [ ن ِ ] (اِخ ) نصیرالدین ابوتوبه متخلص به نظام است. (قاموس الاعلام ترکی ج 6). رجوع به نصیرالدین شود.

معنی نظام به فارسی

نظام
ابو اسحق ابراهیم بن سیار بن هانی بلخی یا بصری فیلسوف و متکلم معتزلی و ادیب و شاعر قرن دوم هجری است . وی در بصره بزرگ شد و از جانشینان معروف و اصل بن عطا و عمرو بن عبید دو موسس اصلی فرقه معتزله در آن شهر بوده است . وی بعلت مبارزه با مذاهب فلسفی مانوی و یونانی در تاریخ اسلامی مقامی مهم دارد جاحظ از شاگردان وی بوده است . تالیفات و تصنیفاتی نیز دارد وفات او در حدود ۲٠٠ ه.ق . در بغداد اتفاق افتاد .
نظم دادن، آراستن، به رشته کشیدن مروارید، آراسته، رویه، عادت، روش، رشته مروارید، صف درخت، سپاه
( صفت ) جمع ناظم : [ نظام مدارس ] .
نصیرالدین ابو توبه متخلص به نظام است .
[regime] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] تشکیلاتی با چارچوب حقوقی و قانونی منظم و سامان یافته برای تنظیم مناسبات داخلی یا بین المللی
[system] [عمومی] مجموعه ای سازمان یافته با دو جنبۀ نظری و عملی استوار بر مجموعه ای از آرا و روش ها و نهادها
[ گویش مازنی ] /nezaam/ نظام شکارچیان آخرین خنیاگر برجسته ی موسیقی شرق مازندران که به سال ۳۶۰ دیده از جهان فرو بست
ده دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان قزوین استان مرکزی . در ۱۲ کیلومتری باختر قزوین . جلگه و هوای آن معتدل است و ۱٠۸۱ تن سکنه دارد. محصولش غلات نخود سیاه انگور بادام .
دهی است از دهستان کوهپای. بخش بردسکن شهرستان کاشمر ٠ در ۱۲ هزار گزی شمال بردسکن در ناحیتی کوهستانی و سردسیر واقع است ٠ آبش از قنات محصولش غلات شغل اهالی زراعت است ٠
[رایانه و فنّاوری اطلاعات] ← نظام آموزش از راه دور
[distance learning system] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] نوعی نظام آموزشی که در آن یاددهنده و یادگیرنده در مکان های فیزیکی جدا و دورازهم قرار دارند و ارتباط آنها ازطریق ابزارها و رسانه های مختلف امکان پذیر می شود متـ . نظام آموزش از دور
[online training system] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] نوعی نظام آموزشی که در آن یادگیرنده ازطریق یکی از رسانه های شبکه ای به محتوای آموزشی دسترسی دارد
[sound system] [زبان شناسی] شبکۀ تقابل های آوایی در نظام واجی هر زبان
[social system] [جامعه شناسی] مجموعه ای یکپارچه و هدفمند و پویا از روابط و کنش ها و باورهای اجتماعی
نظام الدین استرابادی متلخص و مشهور به نظام از شعرای قرن نهم و دهم در هرات سکونت داشته ودر همانجا بسال ۹۲۱ هجری قمری درگذشته است ٠ قصایدی در مدح اهل بیت و منظومه ای به عنوان سلیمان و بلقیس دارد دیوان او بالغ بر ۱۷٠٠ بیت است ٠
امیر نظام الدین احمد اسکوئی متخلص به نظام از شاعران قرن دهم است و به روایت سام میرزا وی (( کلید دار کتابخان. صاحبقرانی بوده است و در اواخر بدان مرتبه رسید که می خواست وکیل شود و برادر بزرگ خود را صدر گرداند و برادر دیگر را مهردار ٠٠٠ اما تدبیرات فایده نکرد ))
نظام الدین حسن بن محمد نیشابوری ( ف. ۹٠٠ ه.ق .). از علمای قرن نهم است . آثارش : کتاب [ شرح تذکره طوسی در هیات کتاب [ شرح مجسطی ] کتاب [ شرح نظام ] در صرف کتاب [ تفسیر ] معروف به تفسیر نیشابوری و شرحی بر کتب زیج .
حسن ابن محمد ٠
تاریخ مختصری با عبارات بسیار ساده و موجز در طبقات مختلفه سلاطین ایران و خلاصه ای از زمان آدم ابوالبشر ( ع ) تا سال تالیف . مولف آن ابوالخیر قاضی القضاه ناصرالدین ابی سعید عبدالله بن عمر بن علی البیضاوی صاحب تفسیر معروف به بیضاوی است . وی از اهل بیضاوی فارس بود و در شیراز شغل قاضی القضاتی داشت. کتاب نظام التواریخ در سال ۶۷۴ ه.ق. تالیف شده است .
حاجی محمد حسین خان صدر اصفهانی ( ف. ۱۲۳۹ ه.ق .) . وی در ۱۲۲۱ بمنصب استیفای ممالک محروسه ( ایران ) رسید و در ۱۲۲۸ بنظم فارس مامور و به نظام الدوله ملقب شد و پسرش عبدالله خان امین الدوله لقب گرفت و چون بعد از مرگ میرزا شفیع صدراعظم شد به صدر ملقب گردید .
محمود بن محمد بغراخان مکنی به ابوالقاسم خواهر زاد. سلطان سنجر است وی پس از اسارت خال خود بدست غزان به تخت سلطنت نشست ٠
یحیی بن عبدالرحمن
عبدالحی
عبدالحی
از شعرای عهد اباقاخان است خواجه شمس الدین صاحبدیوان را مدح گفته بپارسی و عربی اشعار دارد .
خالدی دهلوی . از مشاهیر مشایخ صوفیه هند است ( و. ۶۳۸ ه.ق .۱۲۳۸ م . - ف. ۷۲۵ ه. ق .۱۳۲۵ م .) بعد از تحصیل علوم دینی و تکمیل آن شبی تغییر حالت داد و روی بملازمت شیخ فرید الدین عطار نهاد و مرید او گشت و بمرتبه کمال رسید. سپس بدهلی مراجعت نمود و آنجا به تربیت طبقه اهل ارادت اشتغال ورزید . امیر خسرو دهلوی از مریدان شیخ نظام الدین بود و در دو منظومه [ وسط الحیوه ] و [ غره الکمال ] و نیز در منظومه [ تحفه الصغر ] خود قصایدی در مدح شیخ نظام الدین دارد . مریدان او را بعنوان [ سلطان الاولیائ ] و [ محبوب الله ] مینامند. قبرش زیارتگاه مریدان اوست و در غیاثپور نزدیک دهلی واقع شده است .
محمد بن احمد بن علی دهلوی معروف به شیخ نظام الدین اولیائ و شاه نظام اولیائ و نظام دهلوی و نظام الدین خالدی دهلوی و بحاث و محفل شکن و متخلص به نظام و نرگسی از مشایخ قرن هشتم و اعاظم عرفای هندوستان است اجدادش از مردم بخارا بودند و به هند مهاجرت کردند و در قصب. بدیوان ساکن شدند ٠ وی بسال ۶۳۳ هجری قمری تولد یافت ودر سال ۷۲۵ درگذشت ٠ در سبب توجه او به طریقت آورده اند که پس از تحصیل و تکمیل علوم شبی در جامع دهلی بر اثر شنیدن آیتی از دهان موذن شوق طلب در او پدید آمد و نزد شیخ فریدالدین شکر گنج شتافت و مدتها از او و دیگر پیران طریق استفاده کرد تا خود به مرحل. ارشاد رسید و مریدان و پیروان بسیار یافت .
ابن البهاریه
ابوالمعالی از دبیران و شاعران اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم است عوفی آرد : (( در آن وقت که داعی در نیشابور بود او در مدرس. اینانج تعلم می کرد و به جمال فضل آراسته بود بعد از آن به حضرت خوارزم رفت و شنیدم که کار او بالا گرفت و دیوان انشا به اسم او نامزد شد و منصب او عالی گشت )) به تازی و پارسی اشعار دارد وی تا سال ۶۱۷ در حیات بوده است .
عبدالحی

معنی نظام در فرهنگ معین

نظام
(نِ) [ ع . ] ۱ - (اِمص .) نظم ، آراستگی . ۲ - (اِ.) عادت ، روش . ۳ - رشتة مروارید. ۴ - (اِ.) سپاه ، ارتش . ۵ - رژیم ، حکومت .
(نَ ظّ) [ ع . ] (ص .) بسیار نظم دهنده ، ترتیب دهنده .
( ~. نِ) [ فا - ع . ] (اِمر.) بخشی از لشکر که افراد آن پیاده اند.

معنی نظام در فرهنگ فارسی عمید

نظام
۱. دستگاه سیاسی، حکومت: نظام شاهنشاهی.
۲. اصول و قواعدی که چیزی بر اساس آن ها نهاده شده است: نظام آموزشی.
۳. سپاه، ارتش.
۴. (اسم مصدر) آراستگی، نظم.
۵. [قدیمی] نظم، شعر.
آیین نامه.
خدمت سربازی که جوانان طبق قانون انجام می دهند.
آن قسمت از قشون که افراد آن پیاده اند و اسب ندارند.
قسمتی از ارتش که افراد آن دارای اسب باشند.

نظام در دانشنامه ویکی پدیا

نظام
نظام به معانی گوناگون به کار می رود:
نظام به معنی سامانه یا سیستم
نیروی نظامی برای اشاره به نیروی نظامی کشور
ستارهٔ نظام، ستاره ای در صورت فلکی شکارچی
ابراهیم بن سیار معتزلی مشهور به «نظام»، از معتزلهٔ بصره و مؤسس مذهب نظامیه
مختصات: ۰۵h ۳۶m ۱۲٫۸s٬ −۰۱° ۱۲′ ۰۶٫۹″
نظام یا اپسیلون جبار یک ستارهٔ آبی بزرگ در صورت فلکی شکارچی است که در رده بندی بایر با (ε Ori / ε Orionis) و در رده بندی فلمستید با ۴۶ شکارچی شناخته می شود.
۳۰مین ستاره درخشان آسمان و ۴مین ستاره درخشان شکارچی است
«نظام» (انگلیسی: The System) یک فیلم درام بریتانیایی به کارگردانی مایکل وینر است که در سال ۱۹۶۴ منتشر شد.
نظام آباد نام مکان های زیر است.
نظام آباد، روستایی است از توابع بخش دشت سر شهرستان آمل در استان مازندران ایران.
نظام آباد (ارسنجان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ارسنجان در استان فارس ایران است.
نظام آباد، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اسلامشهر در استان تهران است.
تپه باستانی نظام آباد و امامزاده ابراهیم که قدمت اولیه آن به دوره صفویه باز می گردد و در دوره های جدیدتر برخی قسمت ها به آن اضافه شده است، آثار باستانی این روستا به شمار می آید.
نظام آباد (اقلید)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اقلید در استان فارس ایران است.
نظام آباد (برخوار و میمه)، روستایی از توابع بخش برخوار شهرستان برخوار و میمه در استان اصفهان ایران است.
نظام آباد (برخوار و میمه)، روستایی از توابع بخش برخوار شهرستان برخوار و میمه در استان اصفهان ایران است.
مختصات: ۳۵°۲۱′۲۹″ شمالی ۵۷°۵۸′۱۷″ شرقی / ۳۵.۳۵۸۰۶° شمالی ۵۷.۹۷۱۳۹° شرقی / 35.35806; 57.97139
نظام آباد،روستایی است در استان خراسان رضوی ، شهرستان بردسکن ، بخش مرکزی ، دهستان کوهپایه.
نظام آباد، نام یکی از محله های اصیل و قدیمی تهران است که در شرق آن و در منطقه های ۷ و ۸ شهرداری تهران قرار گرفته است.
نظام آباد (داراب)، روستایی از توابع بخش رستاق شهرستان داراب در استان فارس ایران است.
مختصات: ۳۵°۲۰′۳۲″ شمالی ۴۹°۰۵′۰۸″ شرقی / ۳۵.۳۴۲۲۲° شمالی ۴۹.۰۸۵۵۶° شرقی / 35.34222; 49.08556
نظام آباد (رزن)، روستایی از توابع بخش قروه درجزین شهرستان رزن در استان همدان ایران است.
نظام آباد (زنجان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان زنجان در استان زنجان ایران است.
مختصات: ۳۴°۲۳′۳۸″ شمالی ۴۹°۴۱′۳۸″ شرقی / ۳۴.۳۹۳۸۹° شمالی ۴۹.۶۹۳۸۹° شرقی / 34.39389; 49.69389
نظام آباد (فراهان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان فراهان در استان مرکزی ایران است.
نظام آباد (فسا)، روستایی از توابع بخش ششده و قره بلاغ شهرستان فسا در استان فارس ایران است.
مختصات: ۳۶°۱۷′۳۰″ شمالی ۴۹°۵۱′۴۳″ شرقی / ۳۶.۲۹۱۵۵° شمالی ۴۹.۸۶۲۰۱۹۴۴۴۴۴۴۴° شرقی / 36.29155; 49.8620194444444 موافق
نظام آباد (قزوین)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان قزوین در استان قزوین ایران است.
نظام آباد (میاندوآب)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان میاندوآب در استان آذربایجان غربی ایران است.
مختصات: ۳۶°۵۷′۰۹″ شمالی ۴۵°۳۱′۲۵″ شرقی / ۳۶.۹۵۲۴۸° شمالی ۴۵.۵۲۳۶۴° شرقی / 36.95248; 45.52364
نظام آباد (نقده)، روستایی از توابع بخش محمدیار شهرستان نقده در استان آذربایجان غربی ایران است.
شهر نظام آباد (به انگلیسی: Nizamabad) با جمعیت ۳۲۶٫۶۹۳ نفر در ایالت آندرا پرادش در کشور هند واقع شده است.
پیاده نظام به دسته ای از سربازان گفته می شود که عملیات های نظامی محوله به آنها صرفاً در خشکی می باشد و به این منظور آموزشهای نظامی لازم را گذرانده اند.
عملیات های قابل اجرا توسط این گروه عبارتند از: تهاجم و دفاع، تعقیب و گریز، گشت زنی، اسکورت کردن، مقابله با گروگان گیری، ساخت وساز و تعمیرات، انجام رزمایش و رژه نظامی.
تپه چیا نظام مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان تا دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان دلفان، بخش مرکزی، روستای خان آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۹۶۷ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
مختصات: ۲۹°۸′۱۰″ شمالی ۵۰°۵۹′۳″ شرقی / ۲۹.۱۳۶۱۱° شمالی ۵۰.۹۸۴۱۷° شرقی / 29.13611; 50.98417
حسن نظام، روستایی است از توابع بخش مرکزی در شهرستان بوشهر استان بوشهر ایران.
خانه احمد نظام مربوط به دوره قاجار است و در اردستان، محله باغبازان زواره، کوچه حسینیه بزرگ واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۱۵۸۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
مختصات: ۳۴°۱۸′۲۹″ شمالی ۴۷°۰۳′۲۶″ شرقی / ۳۴.۳۰۸۱۵۹° شمالی ۴۷.۰۵۷۳۲° شرقی / 34.308159; 47.05732
حمام نظام مربوط به دوره قاجار است و در کرمانشاه، خیابان مدرس، محله فیض آباد، تکیه بیگلر بیگی، بن بست نظام واقع شده و این اثر در تاریخ ۲ بهمن ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۷۷۰ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
خانه صمصام نظام مربوط به اواخر دوره قاجار است و در نهاوند، خیابان فجر اسلام، کوچه حیدری واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۵۰۴۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام یکی از نهادهای حکومتی در ایران است. این نهاد مسئولیت پشتیبانی ستادی و کارشناسی مجمع تشخیص مصلحت نظام را بر عهده دارد. دبیری مجمع بر عهده محسن رضایی است.
ده نظام، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان جیرفت در استان کرمان ایران است.
خودرو جنگی پیاده نظام خودرو زره پوش چرخ دار یا شنی داری است که به خوبی مسلح شده و غالباً توانایی حرکت در آب را هم دارد و برای حمل پیاده نظام به میدان نبرد و تهیه آتش حمایتی برای آنها استفاده می شود. خودروهای جنگی پیاده نظام به گونه ای طراحی شده اند که در کنار پیاده نظام بجنگند و با خودروهای زرهی دیگر در منطقه جنگی مقابله کنند.
خودروهای جنگی پیاده نظام با تکامل نفربرهای زرهپوش ساخته شده اند. نفربرها تنها وظیفه دارند تا از سربازان در برابر گلوله و ترکش ها در میدان نبرد حفاظت کرده و آنان را به سرعت به خط مقدم نبرد منتقل کنند و فقط برای دفاع از خود به مسلسل و گاهی نارنجک انداز اتوماتیک مجهز شده اند اما خودروهای جنگی پیاده نظام علاوه بر نقل و انتقال سربازان، وظیفه نبرد مستقیم با دشمن و حمایت از سربازان پیاده شده را هم دارند، در نتیجه بسیار بهتر از نفربرها مسلح شده اند.
خودروهای جنگی پیاده نظام معمولاً در مقایسه با نفربرها زره بهتری هم دارند و برخی از آنها به دریچه های شلیک هم مجهز شده اند تا سربازان از طریق آنها با سلاح شخصی خود به سوی دشمن شلیک کنند. بیشتر این خودروها به یک توپ اتوماتیک کالیبر ۲۰ تا ۴۰ میلی متری به عنوان سلاح اصلی، همراه با یک یا چند مسلسل کالیبر ۷٫۶۲، چند پرتابگر نارنجک دودزا و گاهی لانچرهای شلیک موشک ضد تانک و یا موشک های ضد هوایی مسلح شده اند. هرچند قدرت آتش و مقاومت زره خودروهای رزمی پیاده نظام معمولاً بسیار پائینتر از تانک های اصلی میدان نبرد است اما موشک های هدایت شونده ضدزره آنها می تواند تهدید مؤثری علیه تانک های دشمن باشد.
محمدقاسم نعیم آبادی ملقب به رفعت نظام (درگذشته ۱۲۹۰ خورشیدی) مبارز مشروطه و عضو حزب دموکرات کرمان.
در بخش جلوی دریل، قطعه ای به نام سه نظام وجود دارد که مته را به آن می بندند.
در تراشکاری از سه نظام برای بستن قطعات گرد یا چندضلعی برروی ماشین تراش استفاده می شود. وسایل بستن قطعهٔ کار برروی ماشین تراش عبارت اند از: سه نظام، چهارنظام، صفحه نظام، فشنگی، مرغک، دُرن، نوک گیر و لینت.
سه قطعهٔ دندانه دار روی سه نظام «فَک» نام دارند و به مجموعهٔ فک ها «پارچه» می گویند. فک ها با گیرکردن به قطعه، باعث نگهداری قطعه برروی گلوییِ ماشین تراش می شوند. این فک ها در نگه داشتن مقاطع مدور یا شش ضلعی بهتر از همه عمل می کنند.
سواره نظام به رزمنده ای گفته می شود که سوار بر اسب پیکار می کند.
صفحه نظام برای بستن قطعات سنگین و نامنظم به دستگاه تراش استفاده می شود. در سطح پیشانی صفحه نظام شیارهایی تعبیه شده است که از آنها برای بستن قطعه کار استفاده می شود. بین صورت که قطعه کار با استفاده از روبند و پیچ و مهره به پیشانی صفحه نظام محکم می بندند. پیچ و مهره ها در شیار پیشانی صفحه نظام بسته می شوند. در بعضی موارد لازم است برای متعادل کردن وزن قطعه از قطعات کمکی که وزنه تعادل نامیده می شوند استفاده نمود.
فرهنگِ نظام فرهنگی فارسی در پنج جلد است که محمدعلی داعی الاسلام آن را در سال ۱۳۰۵ در حیدرآباد دکن منتشر کرد. نویسنده این فرهنگ را به نام عثمان علی خان پادشاه دکن که به نظام حیدرآباد معروف بود نام گذاری کرد.
علی اکبر قاضی نظام (۱۳۳۶ تهران) فیلم نامه نویس اهل ایران است.
مسجد حاج نظام مربوط به دوره قاجار است و در شیراز، خیابان لطفعلی خان، محله اسحق بیگ واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۱ دی ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۵۲۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
مسجد نظام مربوط به دوره پهلوی اول است و در کرمانشاه، خیابان مدرس، محله فیض آباد، کوچه نظام، بن بست نظام واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۸۱۲۵ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
ناوچه آب خاکی پیاده نظام (به انگلیسی: Landing Craft Infantry) یک کشتی است که طول آن ۱۵۸ فوت ۶ اینچ (۴۸٫۳۱ متر) می باشد.



چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با نظام

نظام در جدول کلمات

نظام اجتماعی مبتنی بر تخصص فنی
تکنوکراسی
نظام حکومتی خودکامه
فاشیسم
نظام سرمایه داری پیشرفته مبتنی بر بسط نفوذ و سلطه کشوری بر کشورهای دیگر
امپریالیسم
نظام مند
سیستماتیک
پدیده ای کاملا تازه با نام ebook که نظام آموزش و اطلاع رسانی را با دگرگونی هایی اساسی مواجه کرده است و میتواند علاوه بر متن | فیلم | صوت | تصاویر و انیمیشن را نیز شامل شود
کتاب الکترونیکی
تغیر نظام حکومت
کودتا
روحانی بزرگ مغان که تغییراتی در نظام اقتصادی و اجتماعی به سود طبقه پایین به وجود آورد
گیومات
شاعر نوپرداز و شاگرد نظام وفا
نیما
فرآیند اجرایی | مالی و حقوقی که دولت های بسیاری از کشورهای جهان برای انجام اصلاحات در اقتصاد و نظام اداری کشور خود به اجرای آن کمر همت بسته اند
خصوصی سازی
نظارت بر حسن اجرای سیاست های کلی نظام از اختیارات ایشان است
رهبر

معنی نظام به انگلیسی

order (اسم)
سامان ، ساز ، امر ، سیاق ، دسته ، ترتیب ، نظم ، ارایش ، انجمن ، حواله ، خط ، دستور ، فرمان ، نوع ، مقام ، صنف ، زمره ، رسم ، ارجاع ، فرمایش ، ضابطه ، ردیف ، رتبه ، امریه ، انتظام ، ایین ، سفارش ، طرز قرار گیری ، راسته ، نظام ، ایین و مراسم ، فرقهیاجماعت مذهبی ، گروهخاصی ، دسته اجتماعی ، درمان
system (اسم)
دستگاه ، جهاز ، ترتیب ، نظم ، رشته ، سبک ، سلسله ، روش ، منظومه ، اسلوب ، نظام ، سیستم ، همست ، همستاد ، قاعده رویه

معنی کلمه نظام به عربی

نظام
جيش
مجتمع
الإقطاع ، الإقطاعية
نظامٌ اتحادي
نظامٌ اتحادي
دستور
مشاة
جنادرة , حصان , خيال , سلاح الفرسان

نظام را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی نظام

علی اکبر ٠٣:٢٥ - ١٣٩٥/١٢/٠٩
الف¬ـ مجموعه قوانینی که یک کشور بر پایه آنها اداره می¬شود. ب¬ـ دولت یا حکومت به معنای دولت.
|

شهریار آریابد ٠٩:١١ - ١٣٩٨/٠٢/١٩
در پارسی " نهش ، سامان "
|

فر کیانی ١٧:١١ - ١٣٩٨/٠٣/١٤
این واژه از ندام پارسی به مانی سازمان و بسامان گرفته شده
|

پیشنهاد شما درباره معنی نظام



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مهدی صباغ > Neon
مهدی صباغ > V neck
مهران گودرزی > subjective
Sadahy.Fareeba > petrichor
حمید > cutlery
محمد تقي حمزه اي > مقاله
مجید خانی پور > دم اسبی
اشکان > حیاط

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آزمون نظام مهندسی   • نظام مهندسی خوزستان   • عضویت در نظام مهندسی   • نظام مهندسی مازندران   • سازمان نظام مهندسی گیلان   • نظام مهندسی کشاورزی   • نظام مهندسی مشهد   • نظام مهندسی کرمان   • معنی نظام   • مفهوم نظام   • تعریف نظام   • معرفی نظام   • نظام چیست   • نظام یعنی چی   • نظام یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نظام
کلمه : نظام
اشتباه تایپی : kzhl
آوا : nezAm
نقش : اسم
عکس نظام : در گوگل


آیا معنی نظام مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )