برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1323 100 1

نظام

/nezAm/

مترادف نظام: انتظام، انضباط، دیسیپلین، آراستگی، ترتیب، روش، سامان، نظم، ارتش، سربازی، رژیم

برابر پارسی: آراستن، ارتش، دستگاه، سازگان، سامان، سامانه

معنی اسم نظام

اسم: نظام
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: مجموعه قوانین، قواعد، سنن، یا نوامیسی که قوام و انتظام چیزی بر آنها نهاده شده است

معنی نظام در لغت نامه دهخدا

نظام. [ ن ِ ] (ع اِ) رشته ٔ مروارید و جز آن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رشته ٔ جواهر. (غیاث اللغات ). رشته ای که لؤلؤ و جز آن را بدان درکشند. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ج ،نُظُم. || واسطه ٔ نظم و آراستگی. (یادداشت مؤلف ). || آنچه امر بدان قائم باشد و مایه ٔ آن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). هرچیزی که امری بدان قائم باشد و پایه ٔ آن بود. (ناظم الاطباء). ملاک امر. (متن اللغة). قوام امر. (المنجد). ملاک امر و قوام آن. (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد) :
ملک جهان را نظام دین هدی را قوام
خواجه ٔ صدر کرام زبده ٔ پنج و چهار.
خاقانی.
نظام کشور پنجم اجل رضی الدین
رضای ثانی ابونصر بوتراب رکاب.
خاقانی.
ایا نظام ممالک قوام روی زمین
تو آفتابی و صدر تو آسمان وار است.
خاقانی.
ج ، اَنظِمَة، اناظیم ، نُظُم. || صلاح کار . (آنندراج ). آراستگی هرچیز. (غیاث اللغات ). انتظام. قوام و آراستگی و نظم و ترتیب. (ناظم الاطباء). سامان. (یادداشت مؤلف ) :
ز آن ملک را نظام و از این عهد را بقا
ز آن دوستان بفخر و از این دشمنان شمان.
عنصری.
حمله کردند به نیرو و کس کس را نایستاد و نظام بگسست از همه جوانب و مردم همه روی به گریز نهادند. (تاریخ بیهقی ص 638). کار آن پادشاه از نظام بخواهد گشت. (تاریخ بیهقی ص 606).
چون از نظام عالم نندیشی
تا چیست ابتدا و چه بد مبدا.
ناصرخسرو.
محکم نظام دولت و ثابت قوام داد
ز آن زورمندبازوی خنجرگذار باد.
مسعودسعد.
نظام کارهای حضرت و ناحیت به قرار معهود و رسم مألوف بازرفت. (کلیله و دمنه ). و نظام کارها گسسته گشتی. (کلیله و دمنه ).
گویی که فتح باب نخست آفرینش است
بهر نظام کل جهان جوهر سخاش.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 232).
از دل و دست تو باد کار فلک را نظام
وز کف و کلک تو باد ملک جهان را قرار.
خاقانی.
|| اسلوب. (ناظم الاطباء). قاعده. ترتیب : ترتیبی و نظامی نهاد سخت کافی و شایسته. (تاریخ بیهقی ص 382). تا جداول این قا ...

معنی نظام به فارسی

نظام
ابو اسحق ابراهیم بن سیار بن هانی بلخی یا بصری فیلسوف و متکلم معتزلی و ادیب و شاعر قرن دوم هجری است . وی در بصره بزرگ شد و از جانشینان معروف و اصل بن عطا و عمرو بن عبید دو موسس اصلی فرقه معتزله در آن شهر بوده است . وی بعلت مبارزه با مذاهب فلسفی مانوی و یونانی در تاریخ اسلامی مقامی مهم دارد جاحظ از شاگردان وی بوده است . تالیفات و تصنیفاتی نیز دارد وفات او در حدود ۲٠٠ ه.ق . در بغداد اتفاق افتاد .
نظم دادن، آراستن، به رشته کشیدن مروارید، آراسته، رویه، عادت، روش، رشته مروارید، صف درخت، سپاه
( صفت ) جمع ناظم : [ نظام مدارس ] .
نصیرالدین ابو توبه متخلص به نظام است .
[regime] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] تشکیلاتی با چارچوب حقوقی و قانونی منظم و سامان یافته برای تنظیم مناسبات داخلی یا بین المللی
[system] [عمومی] مجموعه ای سازمان یافته با دو جنبۀ نظری و عملی استوار بر مجموعه ای از آرا و روش ها و نهادها
[ گویش مازنی ] /nezaam/ نظام شکارچیان آخرین خنیاگر برجسته ی موسیقی شرق مازندران که به سال ۳۶۰ دیده از جهان فرو بست
ده دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان قزوین استان مرکزی . در ۱۲ کیلومتری باختر قزوین . جلگه و هوای آن معتدل است و ۱٠۸۱ تن سکنه دارد. محصولش غلات نخود سیاه انگور بادام .
دهی است از دهستان کوهپای. بخش بردسکن شهرستان کاشمر ٠ در ۱۲ هزار گزی شمال بردسکن در ناحیتی کوهستانی و سردسیر واقع است ٠ آبش از قنات محصولش غلات شغل اهالی زراعت است ٠
[رایانه و فنّاوری اطلاعات] ← نظام آموزش از راه دور
[distance learning system] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] نوعی نظام آموزشی که در آن یاددهنده و یادگیرنده در مکان های فیزیکی جدا و دورازهم قرار دارند و ارتباط آنها ازطریق ابزارها و رسانه های مختلف امکان پذیر می شود متـ . نظام آموزش از دور
...

معنی نظام در فرهنگ معین

نظام
(نِ) [ ع . ] ۱ - (اِمص .) نظم ، آراستگی . ۲ - (اِ.) عادت ، روش . ۳ - رشتة مروارید. ۴ - (اِ.) سپاه ، ارتش . ۵ - رژیم ، حکومت .
(نَ ظّ) [ ع . ] (ص .) بسیار نظم دهنده ، ترتیب دهنده .
( ~. نِ) [ فا - ع . ] (اِمر.) بخشی از لشکر که افراد آن پیاده اند.

معنی نظام در فرهنگ فارسی عمید

نظام
۱. دستگاه سیاسی، حکومت: نظام شاهنشاهی.
۲. اصول و قواعدی که چیزی بر اساس آن ها نهاده شده است: نظام آموزشی.
۳. سپاه، ارتش.
۴. (اسم مصدر) آراستگی، نظم.
۵. [قدیمی] نظم، شعر.
آیین نامه.
خدمت سربازی که جوانان طبق قانون انجام می دهند.
آن قسمت از قشون که افراد آن پیاده اند و اسب ندارند.
قسمتی از ارتش که افراد آن دارای اسب باشند.

نظام در دانشنامه اسلامی

تِهْران، پایتخت و بزرگ ترین شهر ایران، نیز استان و شهرستانی به همین نام در شمال مرکزی ایران می باشد. نظام آموزشی تهران، به دو دوره نظام آموزشی سنتی و نظام آموزشی نوین تقسیم می شود.
پادشاهان قاجار با رواج و توسعه آموزش و فرهنگ در میان توده مردم مخالف بودند و با سواد شدن، آگاهی و تنویر رعایا را خلاف منافع خود و دشمن پروری برای سلطنت می پنداشتند. در نزد فتحعلی شاه کسی نمی توانست نام مکتب و مدرسه را ببرد و به هنگام خواب او داستان گزار اجازه نداشت که از روی کتاب و نوشته برای او قصه بخواند. وقتی امیرکبیر فرمان تأسیس دارالفنون را برای توشیح نزد ناصرالدین شاه برد، شاه گفت: پس از تحصیل در دارالفنون، دیگر چه کسی حرف ما را گوش می کند؟ دیگر هیچ کاره می شویم!. از او نقل می کنند که گفته بود: من نوکری می خواهم که نتواند بین کَلَم و بروکسل تشخیص قائل شود و گمان کند که بروکسل هم یک قسم کلم است. به هر روی، با کوشش میرزا تقی خان امیرکبیر و تأثیر سخنان او، ناصرالدین شاه به دایر کردن مدرسه دارالفنون تن در داد. پس از گشایش مدرسه و شروع درس و آموزش، شاه به تدریج به مدرسه و کار آموزش در آن علاقه مند شد، به طوری که می گویند: نمی شد ناصرالدین شاه سوار شود و سری به مدرسه نزند، به اتاق ها نرود، تشویق نکند و انعام ندهد. بعد ها از حرکت های آزادی خواهانه و رسیدن بوی حرف های غیرآموزشی به مشامش، و سخن گفتن تحصیل کردگان از قانون و آزادی به وحشت افتاد و از مدرسه و آموزش و تحصیل علم دلسرد و بیزار شد. هدایت میرزا ملکم خان را سبب اصلی بیزاری و دلسردی شاه می داند و می نویسد که ملکم خان با طرح بساط فراموش خانه و نقشه جمهوری و آلودن دارالفنون او را ترساند، به طوری که با این اقدام بی موقع، شاه اسم مدرسه را با انزجار می شنید و به حفظ صورت قانع بود. به دنبال آن هم به علیقلی میرزا مخبرالدوله، وزیر علوم گفت که دیگر محصلان از آن کتاب ها نخوانند. پس از آن هم مانع مسافرت فرنگ بود و نسبت به تعلیمات فرنگی سرسنگین.
آموزش سنتی
در ابتدای دوره قاجار دو نوع آموزش برای خواص و عوام رایج بود. اعیان و رجال آموزش کودکان خود را در ۵ سالگی آغاز می کردند؛ پسر را در اتاقی در حیاط خلوت یا بیرونی، و دختران را در اندرونی آموزش می ...


نظام در دانشنامه ویکی پدیا

نظام
نظام به معانی گوناگون به کار می رود:
نظام به معنی سامانه یا سیستم
نیروی نظامی برای اشاره به نیروی نظامی کشور
ستارهٔ نظام، ستاره ای در صورت فلکی شکارچی
ابراهیم بن سیار معتزلی مشهور به «نظام»، از معتزلهٔ بصره و مؤسس مذهب نظامیه
مختصات: ۰۵h ۳۶m ۱۲٫۸s٬ −۰۱° ۱۲′ ۰۶٫۹″
فهرست ستارگان نامزد ابرنواختر
نظام یا اپسیلون جبار یک ستارهٔ آبی بزرگ در صورت فلکی شکارچی است که در رده بندی بایر با (ε Ori / ε Orionis) و در رده بندی فلمستید با ۴۶ شکارچی شناخته می شود.
۳۰مین ستاره درخشان آسمان و ۴مین ستاره درخشان شکارچی است
«نظام» (انگلیسی: The System) یک فیلم درام بریتانیایی به کارگردانی مایکل وینر است که در سال ۱۹۶۴ منتشر شد.
نظام آباد نام مکان های زیر است.
دهستان نظام آباد، دهستانی از توابع بخش مرکزی شهرستان آزادشهر در استان گلستان ایران
نظام آباد، روستایی است از توابع بخش دشت سر شهرستان آمل در استان مازندران ایران.
این روستا در دهستان دشت سر شرقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۴۹ نفر (۱۶۹خانوار) بوده است.
نظام آباد (ارسنجان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ارسنجان در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان شورآب قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۱۸ نفر (۱۱۹خانوار) بوده است.
...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نظام در دانشنامه آزاد پارسی

نَظّام (بصره ۱۶۵ـ بغداد ۲۲۱ تا ۲۳۱ق)
(یا: نَظّام بصری) شهرت ابواسحاق ابراهیم بن سیار بن هانی، از متکلمان برجستۀ معتزله و مؤسس فرقۀ نظامیه. گویا در جوانی در فقر می زیسته و چون مهره و سنگ های قیمتی به رشته می کشیده به نظام آوازه یافته است. نَظام بعدها به بغداد رفت و به دربار مأمون راه یافت و از آن جا مقرری می گرفت. استاد او در کلام دایی اش، ابوالهذیل علاف، و در لغت و ادب خلیل بن احمد بود. نظام اطلاعات گسترده ای از ادیان، به ویژه ادیان هند و فلسفۀ یونانی، داشت و به گفته ای قرآن، تورات، زبور و انجیل را از بر بود. در فقه، اصول و حدیث آرای خاص خود را داشت. اصحاب وی را نظّامیه نامیده اند. عقاید او دربارۀ نفی جزء لایَتَجَزّا و تقسیم هر جزء به اجزاء لایتناهیِ بالفعل، صرفه در اعجاز قرآن، طَفْرِه (جواز جهش از نقطه ای به نقطۀ دیگر بدون آن که فاصله ای میان آن دو طی شود)، تداخل، انکار سکون، ترکیب جوهر از اعراض و این که حقیقت انسان همان روح است، بسیار معروف است. نظام خواب را مبطل وضو نمی دانست و حدیث متواتر را حجت نمی خواند و منکر اجماع و قیاس در فروع و احکام شرع بود. معتقد بود که خداوند قادر بر فعل قبیح مثل ستم نیست، زیرا صدور فعل قبیح از خدا محال است و قدرت خداوند بر محال تعلق نمی گیرد. ابوالهذیل علاف و ابوالحسن اشعری بر عقاید او ردّیه نوشتند. ابوعثمان جاحظ از شاگردان او بود. نظام شعر نیز می سروده است. تألیفات او را ۳۹ اثر برشمرده اند که بیشتر آن ها در علم کلام است. از آثارش: کتاب فی القرآن ماهو؛ النکت؛ الترک؛ الطفره.

ارتباط محتوایی با نظام

نظام در جدول کلمات

نظام اجتماعی مبتنی بر تخصص فنی
تکنوکراسی
نظام حکومتی خودکامه
فاشیسم
نظام سرمایه داری پیشرفته مبتنی بر بسط نفوذ و سلطه کشوری بر کشورهای دیگر
امپریالیسم
نظام مند
سیستماتیک
پدیده ای کاملا تازه با نام ebook که نظام آموزش و اطلاع رسانی را با دگرگونی هایی اساسی مواجه کرده است و میتواند علاوه بر متن | فیلم | صوت | تصاویر و انیمیشن را نیز شامل شود
کتاب الکترونیکی
تغیر نظام حکومت
کودتا
روحانی بزرگ مغان که تغییراتی در نظام اقتصادی و اجتماعی به سود طبقه پایین به وجود آورد
گیومات
شاعر نوپرداز و شاگرد نظام وفا
نیما
فرآیند اجرایی | مالی و حقوقی که دولت های بسیاری از کشورهای جهان برای انجام اصلاحات در اقتصاد و نظام اداری کشور خود به اجرای آن کمر همت بسته اند
خصوصی سازی
نظارت بر حسن اجرای سیاست های کلی نظام از اختیارات ایشان است
رهبر

معنی نظام به انگلیسی

order (اسم)
سامان ، ساز ، امر ، سیاق ، دسته ، ترتیب ، نظم ، ارایش ، انجمن ، حواله ، خط ، دستور ، فرمان ، نوع ، مقام ، صنف ، زمره ، رسم ، ارجاع ، فرمایش ، ضابطه ، ردیف ، رتبه ، امریه ، انتظام ، ایین ، سفارش ، طرز قرار گیری ، راسته ، نظام ، ایین و مراسم ، فرقهیاجماعت مذهبی ، گروهخاصی ، دسته اجتماعی ، درمان
system (اسم)
دستگاه ، جهاز ، ترتیب ، نظم ، رشته ، سبک ، سلسله ، روش ، منظومه ، اسلوب ، نظام ، سیستم ، همست ، همستاد ، قاعده رویه

معنی کلمه نظام به عربی

نظام
جيش
مجتمع
الإقطاع ، الإقطاعية
نظامٌ اتحادي
نظامٌ اتحادي
دستور
مشاة
جنادرة , حصان , خيال , سلاح الفرسان

نظام را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر
الف¬ـ مجموعه قوانینی که یک کشور بر پایه آنها اداره می¬شود. ب¬ـ دولت یا حکومت به معنای دولت.
شهریار آریابد
در پارسی " نهش ، سامان "
فر کیانی
این واژه از ندام پارسی به مانی سازمان و بسامان گرفته شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آزمون نظام مهندسی   • نظام مهندسی خوزستان   • عضویت در نظام مهندسی   • نظام مهندسی مازندران   • سازمان نظام مهندسی گیلان   • نظام مهندسی کشاورزی   • نظام مهندسی مشهد   • نظام مهندسی کرمان   • معنی نظام   • مفهوم نظام   • تعریف نظام   • معرفی نظام   • نظام چیست   • نظام یعنی چی   • نظام یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نظام
کلمه : نظام
اشتباه تایپی : kzhl
آوا : nezAm
نقش : اسم
عکس نظام : در گوگل

آیا معنی نظام مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )