برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1327 100 1

نظایر

/nazAyer/

برابر پارسی: همسان ها، همتاها، همانندها، مانندها

معنی نظایر در لغت نامه دهخدا

نظایر. [ ن َ ی ِ ] (ع اِ) ج ِ نظیرة، به معنی مثل و مانند و نظیر : هرگاه که دو دوست به مداخلت شریری مبتلا گردند هر آینه میان ایشان جدائی افتد و از نظایر و اخوات آن حکایت شیر است و گاو. (کلیله و دمنه ). رجوع به نظائر شود. || افاضل. اماثل. اخیار. (یادداشت مؤلف ). رجوع به نظائر شود.

معنی نظایر به فارسی

نظایر
جمع نظیره
(صفت) جمع نظیره مانندها مانندگان : و نظایر این ماثر از سعادت بندگان آستان سلطنت آشیان بدیع نیست . توضیح در فارسی جمع نظیر هم آید .

معنی نظایر در فرهنگ معین

نظایر
(نَ یِ) [ ع . نظائر ] (اِ.) جِ نظیره ، مثل ها، مانندها.

معنی نظایر در فرهنگ فارسی عمید

نظایر
= نظیره

نظایر را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی نظایر   • مفهوم نظایر   • تعریف نظایر   • معرفی نظایر   • نظایر چیست   • نظایر یعنی چی   • نظایر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نظایر
کلمه : نظایر
اشتباه تایپی : kzhdv
آوا : nazAyer
نقش : اسم
عکس نظایر : در گوگل

آیا معنی نظایر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )