برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1351 100 1

نعامه

معنی نعامه در لغت نامه دهخدا

نعامة. [ ن َ م َ ] (ع اِ) شترمرغ. (غیاث اللغات ) (دهار) :
نگر نعامه و طوطی دو طایراند ولیک
غذای آن شکر آمد غذای این اخگر.
ازرقی.
|| واحد نعام ، به معنی یک شترمرغ. || پالان ، یا پائین آن . (منتهی الارب ). الرحل ، و قیل ما تحته. رجوع به معنی بعدی شود. || پا، و گفته اند شکم پا . (از اقرب الموارد). رجل. پا. (متن اللغة). پای. رجل. || ساق . (ناظم الاطباء) (متن اللغة). || استخوان ساق . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). || رگی است در پای . (مهذب الاسماء) (از متن اللغة). || زیر قدم . (منتهی الارب ).آنچه زیر قدم است. (از متن اللغة). || دماغ اسب یا دهن اسب. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). پوشش دماغ. (منتهی الارب ). پوستی که دماغ را پوشاند. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || آبکش تا که بر سر چاه باشد. (منتهی الارب ). || چوب میان بکره. (مهذب الاسماء). چوبی که بکره را از آن درآویزند. (فرهنگ خطی ). چوبی که بر دو دیواره ٔ اطراف چاه [ : زربوقین ] نهند. (ازاقرب الموارد) (از متن اللغة). و بکره را بدان آویزند. (از متن اللغة). || آن دیوار که بر دوسوی چاه [ بود ]: نعامتان ؛ آن دو دیوار که بر دو سوی چاه کنند و چوب نعامة را بر آن نهند. (از متن اللغة). رجوع به معنی بالا شود. || چوبی بر دهانه ٔ چاه که در آن راه گذر آب کنند: خشبة علی فم البئرتقوم علیها السواقی. (متن اللغة). || سنگ بلند برآمده در اندرون چاه. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). صخره ٔ برآمده در تک چاه. (از اقرب الموارد). سنگ برآمده در چاه. (از متن اللغة). || چوب بر پهنای سر چاه و بر بالای جوی خرد. (ناظم الاطباء). || سرای بر کوه که شبیه سایبان باشد. (منتهی الارب ). هر بنائی که بر کوه باشد مانند سایبان. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || دشت. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مفازة. (اقرب الموارد). بیابان. (ناظم الاطباء). || العلم المرفوع ؛ نشان برپاکرده. (اقرب الموارد). || نشان راه. (منتهی الارب ). نشان که در بیابان بود. (مهذب الاسماء). نشان که در راهها نصب کنند. (ناظم الاطباء). نشان که در بیابانها برپا کنند شناختن راه را. (از متن اللغة). || راه. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). طریق. (اقرب الموارد) (متن اللغة). || شاه راه. (مهذب الاسماء). راه روشن. (فرهنگ ...

معنی نعامه به فارسی

نعامه
( اسم ) ۱ - شتر مرغ جمع : نعائم : کنیزکان بگرد او (پادشاه بیابان) کشیده صف ز کرکی و نعامه و قطای او . ( منوچهری .د.چا.۸۳:۲ )
محدث است
فلات بیابان . نعامه بمعنی مفازه است .

معنی نعامه در فرهنگ معین

نعامه
(نَ مِ) [ ع . نعامة ] (اِ.) شترمرغ .

معنی نعامه در فرهنگ فارسی عمید

نعامه
۱. [عربی: نَعامَة، جمع: نَعام و نَعامات و نَعائِم] (زیست شناسی) شترمرغ.
۲. نفس.
۳. ظلمت.
۴. فرح، سرور.
۵. اکرام.
۶. راه آشکار.
۷. علامتی که در کنار راه برای راهنمایی برپا کنند.
۸. گروهی از مردم.

نعامه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهمن عنایتی کاریجانی
هو
در زبان عربی به شتر مرغ اطلاق میشود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• طایفه بنی نعامه   • بزرگترین طایفه عرب اهواز   • عشیره السواری   • پرچم عشایر عرب خوزستان   • شیوخ اهواز   • شیوخ عشایر عرب خوزستان   • طایفه شریفات   • اسامی شیوخ عرب خوزستان   • معنی نعامه   • مفهوم نعامه   • تعریف نعامه   • معرفی نعامه   • نعامه چیست   • نعامه یعنی چی   • نعامه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نعامه
کلمه : نعامه
اشتباه تایپی : kuhli
عکس نعامه : در گوگل

آیا معنی نعامه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )