برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1287 100 1

نعت

/na't/

مترادف نعت: خصلت، صفت، لقب، مدح، مدیح، منقبت، وصف

معنی نعت در لغت نامه دهخدا

نعت. [ ن َ ] (ع اِ) صفت. (از اقرب الموارد) (آنندراج ). نشان. (مهذب الاسماء) (السامی ). نشانه. نشانی.(یادداشت مؤلف ). وصف. توصیف. ج ، نعوت :
روی ترکان را تا وصف به لاله ست و به گل
زلف خوبان را تا نعت به قیر و ساج است.
مسعودسعد.
صفت و نعت او به نزد خرد
همه آلاء و کبریا باشد.
مسعودسعد.
جاوید همی باش به این نعت و به این وصف
پاکیزه به اخلاق و پسندیده به افعال.
معزی (آنندراج ).
وصفش همه تنزیه ز پیوند و ز فرزند
نعتش همه تقدیس ز امثال و ز اقران.
معزی (آنندراج ).
خار و گل دارند نعت عنف و وصف لطف تو
تا ولی را بوی بخشی و عدو را دل خلی.
سوزنی.
نقیب از پیش رفت و هر سو دوید
که مردی بدین نعت و صورت که دید.
سعدی.
تو بدین نعت و صفت گر بخرامی در باغ
باغبان بیند و گوید که تو سرو چمنی.
سعدی.
کسی را که نام آمد اندر میان
به نیکوترین نام و نعتش بخوان.
سعدی.
|| ستایش. تعریف. تحسین. مدح و ثنا. (ناظم الاطباء) :
چون به در مصطفی نایب حسان توئی
فرض بود نعت او حرز امم ساختن.
خاقانی.
لاجرم از عشق نعت و ز شعف مدح تو
زآتش خاطر مراست شعر چو آب روان.
خاقانی.
چون شود از نعت تو این لب من درفشان
چون شود از مدح تو خاطر من زرنثار.
خاقانی.
|| ستایش و ثنای رسول اﷲ. (از غیاث اللغات ) (آنندراج ). رجوع به معنی قبلی شود. || تابعی که دلالت بر معنایی در متبوع خود کند، و در اعراب و تذکیر و تأنیث و افراد و تثنیه و جمع و تعریف و تنکیر تابع متبوع است. رجوع به صفت و تابع شود. || به معنی صیغه ٔ اسم فاعل و اسم مفعول و صیغه ٔ صفت مشبهه است. (آنندراج ) (از غیاث اللغات ). رجوع به صفت شود. || (ص ) اسب نیکوپیشی گیرنده اسبان را.(از منتهی الارب ). فرس عتیق سباق. (اقرب الموارد): فرس نعت ؛ بلیغ فی العتق. (از اقرب الموارد) (متن اللغة). || جید و خوب از هر چیزی. (از منتهی الارب ) (از متن اللغة): شی ٔ نعت ؛ جید بالغ. (اقرب الموا ...

معنی نعت به فارسی

نعت
وصف کردن، ستایش، صفت، نعوت جمع
۱- (مصدر) وصف کردن (مخصوصا توصیف نیکو) ۲ - ( اسم ) وصف . ۳ - ( اسم ) صفت خصلت (بیشتر در مورد خدا و رسول ص استعمال شود) جمع : نعوت : نه هر عبارت که در نعت او ایراد کنند ...اگر ثبوتی باشد از شائبه تشبیه معرا در تصور نیاید . ۴ - مبین نسبت است .
مدیحه خوان . ثنا گوی .
نعت گوئی . مدیحه خوانی . مداحی . عمل نعمت خوان .
نعت کردن . مدح و ستایش کرد .
توصیف و تعریف کردن . ستایش کردن .
حرف صفت

معنی نعت در فرهنگ معین

نعت
(نَ) [ ع . ] ۱ - (اِ.) ستایش ، مدح . ۲ - (مص م .) وصف کردن کسی یا چیزی به نیکی . ۳ - صفت . ج . نعوت .

معنی نعت در فرهنگ فارسی عمید

نعت
۱. ویژگی، صفت، خصلت.
۲. ستایش.
۳. وصف کردن کسی یا چیزی به نیکی.

نعت در دانشنامه آزاد پارسی

نَعْت
(در لغت به معنی ستایش و مدح) آغازین سخن هر اثر ادبی، نظم یا نثر، پس از یاد پروردگار، در ثنا و ستایش پیامبر اسلام (ص). شاعران هم روزگار آن حضرت، همچون کعب بن زُهیر ( ـ۲۶ق)، نخستین کسانی بودند که به نعت پیامبر (ص) پرداختند. پس از آن نیز بسیاری از شاعران و نویسندگان، بعد از یاد پروردگار و ستایش پیامبر اسلام (ص)، به اصل کتاب وارد شده اند. نعت در شعر فارسی در قالب ویژه ای سروده نشده است . اما در قالب مثنوی ، قطعه و قصیده رواج بیشتری دارد.

نعت در جدول کلمات

نعت فاعلی از رمبیدن
رمبان

نعت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شفيق الله مصلح
نشید که در آن توصيف و صفت حضرت محمد(ص) باشد.
هنرزاده شیراز
نعت = در زبان عرب خمسه فارس به معنی نشان دادن چیزی هست.
البته در برخی طوایف خمسه به جای نعت از کلمه نَحت برای نشان دادن آدرس و معرفی کسی استفاده می کنند
ندا
خصلت- صفت- ستایش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نعت در عربی چیست   • نعت پشتو   • معنی نعت در عربی   • نعت فارسي   • نعت چیست   • دانلود نعت   • معنی منقبت   • نعت صوتی   • مفهوم نعت   • تعریف نعت   • معرفی نعت   • نعت یعنی چی   • نعت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نعت
کلمه : نعت
اشتباه تایپی : kuj
آوا : na't
نقش : اسم
عکس نعت : در گوگل

آیا معنی نعت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )