انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1099 100 1

نفخ

/nafx/

مترادف نفخ: دم، نفس، باد، ریح، آماس، آماه، انتفاخ، بادکردگی، برآمدگی، پف، تورم، ورم

برابر پارسی: آماس، بادکردن، ورم، ورم کردن

معنی نفخ در لغت نامه دهخدا

نفخ. [ ن َ ] (ع اِمص ، اِ) ناز. بزرگ منشی. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). فخر. کبر. (اقرب الموارد). تکبر. (ناظم الاطباء): ذونفخ ؛ ذو کبر و فخر. (منتهی الارب ). || بلند برآمدگی روز. || بلندشدگی چیزی از بادی که در آن پدید آید. دمیدگی. پربادشدگی. آماس. (ناظم الاطباء). آماس. ورم. تورم. || باد. (آنندراج ). ورمی که در شکم پدیدآید بر اثر خوردن چیز باددار و نفخ آور :
چو سفره پیش هر ناکس میفکن بر زمین خود را
که پیچد نفخ بی حد در شکم از نان بریانش.
ملافوقی (آنندراج ).
|| مرضی است در اسب و آن باد کردن تخم های اوست. (یادداشت مؤلف ). || (مص )دردمیدن. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 100) (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (ناظم الاطباء). دمیدن. (غیاث اللغات ). پف کردن. فوت کردن. دمیدن در چیزی. دمیدن در مشک. دمیدن به آتش. (یادداشت مؤلف ) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).
- تا نفخ صور ؛ تا قیامت. تا ابد. تا دمیدن صور قیامت :
در مغز فتنه خنجر چون گندنات را
تا نفخ صور خاصیت کوکنار باد.
ظهیر فاریابی.
خصومتگهی ساخت تا نفخ صور
که ازسازگاری شد آن شهر دور.
نظامی.
رگ رگ است این آب شیرین و آب شور
در خلایق می رود تا نفخ صور.
مولوی.
تا نفخ صور بازنیاید به خویشتن
هر کو فتاد مست محبت ز جام دوست.
سعدی.
- نفخ روح ؛ دردمیدن روح :
چه بود آن نفخ روح و غسل و روزه
که مریم عور بود و روح تنها.
خاقانی.
به روح القدس و نفخ روح مریم
به انجیل و حواری و مسیحا.
خاقانی.
- نفخ صور ؛ دمیدن صور. درشیپور دمیدن :
برآمد یکی صدمه از نفخ صور
که ماهی شد از کوهه ٔ گاو دور.
نظامی.
- || دمیدن صور اسرافیل. کنایه از نزدیک شدن قیامت. فرارسیدن قیامت. قیام قیامت :
هین که در دل شکست زلزله ٔ نفخ صور
گوش خرد شرط نیست جذر اصم داشتن.
خاقانی.
و آخر به نفخ صور کند قهر کردگار
بند فلک گسسته و جرم زمین هبا.
خاقانی.
نغمه ٔ مطرب شده چون نفخ صور
زو قیامت در جهان برخاسته.
خاقانی.
|| تیز دادن. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). || بلند شدن چاشت. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || آفریدن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || بلند شدن چیزی از بادی که در آن حادث گردد. (ناظم الاطباء). || پرباد شدن. (غیاث اللغات ).

نفخ. [ ن ُ ف ُ ] (ع ص ) مرد پر از جوانی. (منتهی الارب ). پر از جوانی. (از اقرب الموارد). مرد در کمال جوانی. (ناظم الاطباء). یقول : شاب نفخ و جاریة نفخ. (از اقرب الموارد).

معنی نفخ به فارسی

نفخ
دمیدن بادهان، پف کردن، بادکردن، فخروتکبر
۱ - (مصدر) دمیدن با دهان دم و غیره پف کردن . ۲ - باد کردن . ۳ - تکبر کردن . ۴ - ( مصدر) پر شدن شکم از باد. ۵ - (اسم) دمیدگی . ۶ - تکبر افاده . ۷ - پری شکم از باد . یا نفخ صور . ۱ - دمیدن اسرافیل در صور برای برانگیختن مردگان . ۲ - افاضه روح و انشائ حیات است و افاضه دوم حق است که موجب بعث و حشرا جساد است در نشات عالیه اخرویه و نفخه ثانیه مقابل نفخه اول است که علت ایجاد ممکنات است. بواسطه نفخه اول اجساد می میرند و ارواح زنده میشوند و در نفخه دوم ارواح قیام کنند قیام بحق . یا نفخ معده . ( اسم ) تجمع گاز در معده وجود دمش در معده .
مرد پر از جوانی . مرد در کمال جوانی .
[flatulence] [پزشکی] وجود مقادیر زیاد هوا یا گاز در معده یا رودۀ باریک که به اتساع این اعضا منجر می شود
غذای باد دار . غذائی که خوردنش تولید نفخ در شکم و معده کند .
آماسیدن و باد کردن شکم .
[aerogastria] [علوم پایۀ پزشکی] وجود گاز در معده
[aerogastralgia] [علوم پایۀ پزشکی] تجمع مقدار زیادی گاز در معده که به درد منجر شود
به نفخ مبتلا شدن . آماس کردن. ورم کردن

معنی نفخ در فرهنگ معین

نفخ
(نَ) [ ع . ] (اِمص .) ۱ - دمیدگی . ۲ - پری شکم از باد. ۳ - ورم ، آماس . ۴ - فخر و تکبر.

معنی نفخ در فرهنگ فارسی عمید

نفخ
۱. (پزشکی) اتساع معده و روده ها در اثر تجمع گاز.
۲. [قدیمی] دمیدن با دهان، پف کردن.
۳. [قدیمی] باد کردن.

نفخ در دانشنامه اسلامی

نفخ
معنی نَفَخَ: دميد(نفخ به معناي دميدن هوا در داخل جسمي است بوسيله دهان يا وسيلهاي ديگر - اين معناي لغوي نفخ است ، ولي آن را بطور کنايه در تاثير گذاشتن در چيزي و يا القاء امر غير محسوسي در آن چيز استعمال ميکنند )
معنی نُفِخَ: دمیده شد (نفخ به معناي دميدن هوا در داخل جسمي است بوسيله دهان يا وسيلهاي ديگر - اين معناي لغوي نفخ است ، ولي آن را بطور کنايه در تاثير گذاشتن در چيزي و يا القاء امر غير محسوسي در آن چيز استعمال ميکنند )
معنی نَفَخْتُ: دميدم(نفخ به معناي دميدن هوا در داخل جسمي است بوسيله دهان يا وسيلهاي ديگر - اين معناي لغوي نفخ است ، ولي آن را بطور کنايه در تاثير گذاشتن در چيزي و يا القاء امر غير محسوسي در آن چيز استعمال ميکنند )
معنی نَفْخَةٌ: دميدن(نفخ به معناي دميدن هوا در داخل جسمي است بوسيله دهان يا وسيلهاي ديگر - اين معناي لغوي نفخ است ، ولي آن را بطور کنايه در تاثير گذاشتن در چيزي و يا القاء امر غير محسوسي در آن چيز استعمال ميکنند )
معنی نَفَخْنَا: دميديم(نفخ به معناي دميدن هوا در داخل جسمي است بوسيله دهان يا وسيلهاي ديگر - اين معناي لغوي نفخ است ، ولي آن را بطور کنايه در تاثير گذاشتن در چيزي و يا القاء امر غير محسوسي در آن چيز استعمال ميکنند )
معنی يُنفَخُ: دميده می شود (نفخ به معناي دميدن هوا در داخل جسمي است بوسيله دهان يا وسيلهاي ديگر - اين معناي لغوي نفخ است ، ولي آن را بطور کنايه در تاثير گذاشتن در چيزي و يا القاء امر غير محسوسي در آن چيز استعمال ميکنند )
معنی نُقِرَ: کوبيده شد( جمله نقر در ناقور نظير جمله نفخ در صور کنايه از زنده کردن مردگان در قيامت و احضار آنان براي حسابرسي است)
معنی نَّاقُورِ: هر چيزي که به آن ميکوبند تا صدا کند ( جمله نقر در ناقور نظير جمله نفخ در صور کنايه از زنده کردن مردگان در قيامت و احضار آنان براي حسابرسي است)
معنی صُّورِ: بوق - شیپور (نفخ صور - دميدن در بوق کنايه است از اعلام مطلبي را که بايد همگي عملي کنند به جمعيت انبوهي چون لشکر ، مثل اينکه همگي در فلان روز و فلان ساعت حاضر خارج شوند)
معنی قِيَامٌ: ایستادن(وقتی که مصدر است نظیرعبارت " فَمَا ﭐسْتَطَاعُواْ مِن قِيَامٍ ") - ایستاده ها (جمع قائم در عبارت "ثم نفخ فيه اخري فاذا هم قيام ينظرون ")
ریشه کلمه:
نفخ‌ (۲۰ بار)

تعبیر به «نُفِخَ» (دمیده شد)، به صورت فعل ماضی مجهول به خاطر آن است که: عرب معمولاً مسائل مسلم آینده را به صورت فعل ماضی بیان می کند، اشاره به این که: هیچ گونه شک و تردیدی در آن راه ندارد، گویی قبلاً رخ داده است.
«نفخه» از مادّه «نَفْخ» به معنای «یک بار دمیدن» است.
لفظ صور ده بار در قرآن مجید آمده و همه درباره قیامت است. از پیامبر اکرم صلی اله علیه و آله در مورد صور سوال شد، فرمودند: شاخی از نور است که اسرافیل به دهان می گیرد و یک طرف آن تنگ و طرف دیگر آن گشاد است و صورتی نورانی دارد.
اصلی ترین آیه ای که بحث نفخ صور در آن ذکر شده، آیه 68 سوره زمر است: «وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخْری فَإِذا هُمْ قِیامٌ یَنْظُرُونَ».
غالباً مفسرین این آیه را اینگونه تبیین نموده اند که: با نفخه اول که در آیه ذکر شده تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند، می میرند مگر کسانی که خدا بخواهد و سپس بار دیگر در صور دمیده می شود، ناگهان همگی بپا می خیزند و در انتظار حساب و جزا و سرنوشت خویشند.
اما علامه طباطبائی در تفسیر این آیه می گوید: «ظاهر آنچه در کلام خدای تعالی در معنای نفخ صور آمده این است که این نفخه دو بار صورت می گیرد، یکبار برای این که همه جانداران با هم بمیرند و یک بار هم برای این که همه مردگان زنده شوند و این معنا از روایات وارده از ائمه اهل بیت علیهم السلام و بعضی از روایات وارده از طرق اهل سنت از رسول خدا صلی الله علیه و آله برمی آید، هر چند که بعضی دیگر از روایات اهل سنت خالی از ابهام نیست و همین جهت باعث شده که بعضی از علمای اهل سنت، این نظریه را اختیار کنند که: نفخه صور در سه نوبت صورت می گیرد: اول برای میراندن. دوم برای زنده کردن و بعث و سوم برای فزع و صعقه و بعضی دیگر بگویند که: "چهار نفخه است" ولیکن اثبات این معنا از ظواهر آیات بسیار مشکل است.
و شاید همین انحصار نفخ صور در دو نفخه "اماته" و "احیا"، باعث شده که کلمه "صعق" را در نفخه اول به مردن خلایق تفسیر کنند با این که معروف از معنای این کلمه غش کردن است. صاحب صحاح می گوید: وقتی گفته می شود: "صعق الرجل صعقا و تصعقا" معنایش این است که غش کرد و "اصعقه غیره"، یعنی دیگری او را به غش درآورد. آنگاه می گوید: "صعقه" در آیه "فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ" به معنای مردن است و جمله "إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ" استثنایی است از اهل آسمانها و زمین.
و اما این که این استثناءشدگان چه کسانی هستند، بعضی گفته اند: جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیلند، که پیشوایان فرشتگانند، چون این نامبردگان در هنگام نفخ صور نمی میرند، بلکه بعد از آن می میرند.
بعضی دیگر گفته اند: آن چهار نفر با حاملان عرشند. بعضی هم گفته اند: آن نامبردگان با رضوان و حور و مالک و زبانیه اند. بعضی دیگر - که سخنشان از همه سخنان سخیف تر و بی پایه تر است - گفته اند: منظور از جمله "مَنْ شاءَ اللَّهُ"، خود خدای سبحان است.
و خواننده عزیز توجه دارد که هیچیک از این اقوال به دلیلی از لفظ آیات که بتوان بدان استناد جست مستند نیستند.
نفخ صور فریادی آسمانی ست که در هنگام قیامت‏ به وقوع می پیوندد.
«نفخ» به معنای دمیدن است.

معنای صور
«صور» به معنای شیپور است.

معنای نفخ صور
نفخ صور، ندای آسمانی عظیمی است که هنگامه قیامت همه آسمان ها و زمین را پر می‏کند و موجودات عالم را می‏میراند.

پایان جهان با ندای نفخ صور
...
نَفخ صور یا دمیدن در شیپور، رویدادی است که در زمان پایان دنیا و شروع قیامت اتفاق می افتد. طبق روایات هنگامی که قیامت نزدیک می شود، به دستور خداوند، اسرافیل یک بار در شیپور خویش می دمد و صدای عظیمی ایجاد می کند که تمام موجودات، جز عده کمی، می میرند. سپس دوباره در شیپور می دمد و همگی زنده می شوند و قیامت برپا می شود.
نفخ صور واژه ای مرکب است که از دو جزء «نفخ» به معنای دمیدن و «صور» به معنای شیپور تشکیل شده است. صور در لغت به معنای شاخ حیوانی است که در آن می دمند. مشهور مفسرین معتقدند در آیات مربوط به نفخ صور، اگر صور به معنای شیپور باشد، با سیاق آیات و روایات و مأموریت اسرافیل سازگاری بیشتری دارد؛ ولی بعضی دیگر معتقدند: صور جمع «صورت» است. به این معنا که خدا مردگان را صورت بندی می کند و در آن صورت ها می دمد و آنان را زنده می کند.
نفخ صور یکی از نشانه های آغاز قیامت است که قرآن کریم بیش از ده بار به آن اشاره کرده است. آیه۶۸ سوره زمر تصریح دارد که نفخ صور دو بار اتفاق می افتد که بار اول در پایان این جهان و بار دوم در هنگام شروع قیامت است. بر پایه آیات قرآن، با نفخه اول (اولین دمیدن در شیپور)، وحشت و «فزع» (ترس) همه جهانیان را فرا می گیرد و تمام موجودات می میرند، مگر کسانی که خدا بخواهد. با نفخه دوم نیز همگی ناگهان برخاسته و در انتظار محاسبه می مانند.
نفخ، به معناى دمیدن،
آغاز نفخ صور اول، به صورت یک صیحه:ما یَنْظُرُونَ إِلَّا صَیْحَةً واحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ یَخِصِّمُونَ .
یس/سوره۳۶، آیه۴۹.    
جهل و غفلت انسان، از پیامد نفخ صور نسبت به مسائل قیامت:وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ ذلِکَ یَوْمُ الْوَعِیدِ لَقَدْ کُنْتَ فِی غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ.
ق/سوره۵۰، آیه۲۰.    
بروز نفخ صور اول، در حال نزاع و جدال انسانها:ما یَنْظُرُونَ إِلَّا صَیْحَةً واحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ یَخِصِّمُونَ وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ الْأَجْداثِ إِلى رَبِّهِمْ یَنْسِلُونَ .
یس/سوره۳۶، آیه۴۹.    
...
نفخ، به معناى دمیدن،
اسرافیل، مأمور دمیدن در صور، براى احیای مردگان: ۱. یَوْمَئِذٍ یَتَّبِعُونَ الدَّاعِیَ لا عِوَجَ لَهُ وَ خَشَعَتِ الْأَصْواتُ لِلرَّحْمنِ فَلا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْساً.
طه/سوره۲۰، آیه۱۰۸.    
 ۱. ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص ۵۰۰، «نفخ».    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۳۱، ص۲۷۸، برگرفته از مقاله «نفخ صور و اسرافیل».    
...
صفت نفخ، خروج هوا از مخرج حرف هنگام تلفظ آن؛ از صفات فرعی حروف را می گویند.
نفخ (با فتح اول و سکون دوم) در لغت به معنای دمیدن هوا از دهان است و در فن تجوید به خروج هوا از مخرج حرف، هنگام تلفظ آن گفته می شود و در مقام ادا، لب ها باد می کنند و صوتی پدید می آید. نفخ از صفات فرعی و غیرمتضاد حروف به شمار می آید.
حرف منوخ
حرف دارای این ویژگی را « حرف منفوخ » گویند؛ مانند: تلفظ «ف» در کلمات: اف ، کهف ، افواههم، افواج و فویل.
عناوین مرتبط
...

نفخ در دانشنامه ویکی پدیا

نفخ
نفخ تجمع گاز در دستگاه گوارش است که با آماسیدن و بادکردن شکم، احساس پری و فشار در شکم پس از غذاخوردن و آروغ زدن مشخص می شود. نفخ از نشانه های سوء هاضمه است و معمولاً بر اثر خوردن برخی غذاها که بادزا و نفخ آورند پدید می آید.
لغت نامه دهخدا
دو مورد در تولید نفخ مؤثر می باشند. یکی بلعیدن هوا و دیگری گاز ناشی از تجزیه غذای هضم نشده. در مورد اول بلعیدن هوا باعث جمع شدن گاز درون معده می شود و می تواند به خاطر تند غذا خوردن یا نجویدن درست غذا رخ دهد و در حالت دوم بدن بعضی از قندها را در روده باریک هضم نمی کند و این مواد در روده بزرگ با برخی باکتری های بی ضرر واکنش داده و باعث ایجاد گاز می شوند
نفخ شکم یکی از شکایات شایع گوارشی در افراد می باشد، بطوری که گفته می شود در حدود ۲۰٪ از افراد در سنین ۹۳–۶۵ سالگی از اتساع شکم به دنبال نفخ رنج می برند. اقدامات درمانی متنوعی همچون تجویز داروهای شیمیایی و تغییرات رژیم غذایی (کاهش مصرف حبوبات، تخم مرغ و افزایش مصرف میوه و سبزیجات) در جهت بهبود افراد مبتلا به نفخ صورت می گیرد. گاهی نیز از دارو مانند قرص دایمتیکون استفاده می شود. از سوی دیگر استفاده از داروهای گیاهی در درمان عارضه نفخ مورد توجه قرار دارد مانند خانواده نعناع (Carminatives)، کارمینت و کارمیناتیف. کسانی که غذا را تند می خورند و نمی جوند اغلب دچار نفخ شکم می شوند و حالت سنگینی و خمیری را بعد از صرف غذا در خود احساس می کنند. علاوه بر تندخوری و نجویدن غذا، پرخوردن، بدخوردن و زیاد نوشیدن هم این عارضه را ایجاد می کند. نوشیدن دمکرده سنبل ختایی ممکن است به درمان شکم و روده ها کمک کند، باید بیست گرم تخم یا برگ سنبل ختایی را در یک لیتر آب جوش دم کنید و یک فنجان از آن را پس از هر وعده غذا بنوشید.
نفخ نرم افزار یا پَندام افزار اصطلاحی است که گرایش برنامه های رایانه ای جدید را به موارد زیر دربر می گیرد:
بجا گذاشتن ردپای حافظه عظیم هنگام استفاده
استفادهٔ اسراف گرایانه از منابع سیستم
ارائهٔ امکانات بی موردی که کاربران از آن ها استفاده نمی کنند
این درحالی است که در مقابل نفع کم یا شاید هیچ منفعتی برای کاربر ندارند.
نفخ افزار همچنین برای توصیف نرم افزارهایی که در هنگام خرید یک رایانه روی آن پیش نصب شده اند نیز بکار می رود. این گونه نرم افزارها معمولاً نسخه های آزمایشی زمان-محدود یا نسخه های ابتدایی با حذف بعضی امکانات هستند.
توسعه دهندگان نرم افزار شاغل بکار در دههٔ ۱۹۷۰ مجبور به سروکله زدن با محدودیت های شدید فضای دیسک و حافظه بودند. هر بایت حافظه و هر کلاک سایکل پردازنده بحساب می آمد و ارزشمند بود و تلاشی تحسین برانگیز برای گنجاندن برنامه در منابع موجود در جریان بود..


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نفخ در دانشنامه آزاد پارسی

نَفْخ (flatulence)
احساس اتساع در شکم. این اصطلاح برای آروغ زدن نیز به کار می رود.

ارتباط محتوایی با نفخ

معنی نفخ به انگلیسی

flatus (اسم)
وزش ، نسیم ، دم ، نفخ ، بادشکم ، گاز شکم
wind (اسم)
باد ، نفس ، نفخ ، انحناء ، پیچ دان
bloat (اسم)
نفخ
distension (اسم)
بادکردگی ، نفخ ، انبساط
emphysema (اسم)
باد ، نفخ ، امفیزم

معنی کلمه نفخ به عربی

نفخ
انتفاخ , انفخ , ريح

نفخ را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قرص نفخ شکم   • داروی شیمیایی نفخ معده   • علایم نفخ   • از بین بردن نفخ شکم   • داروی شیمیایی ضد نفخ   • قرص جویدنی ضد نفخ   • ضد نفخ قوی   • نفخ چیست   • معنی نفخ   • مفهوم نفخ   • تعریف نفخ   • معرفی نفخ   • نفخ یعنی چی   • نفخ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نفخ
کلمه : نفخ
اشتباه تایپی : kto
آوا : nafx
نقش : اسم
عکس نفخ : در گوگل


آیا معنی نفخ مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )