انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1104 100 1

نقض

/naqz/

مترادف نقض: ابطال، اقاله، انهدام، بطلان، حذف، رد، شکستن، عهدشکنی، فسخ، لغو، نسخ، نکول، ویرانی

متضاد نقض: ابرام

برابر پارسی: شکستن

معنی نقض در لغت نامه دهخدا

نقض. [ ن َ ] (ع مص ) شکستن. (غیاث اللغات ). کسر. (تعریفات ). شکستن عهد و پیمان. (منتهی الارب ) (آنندراج ). عهد شکستن. (دهار) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 101) (زوزنی )(تاج المصادر بیهقی ). نقض امر و عهد؛ مقابل ابرام. تباه کردن آن را سپس استوار کردنش. (از اقرب الموارد). گسستن. ابطال. افساد. مقابل ابرام : در ابطال معالم شرع و نقض مرایر دین می کوشند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 398). زمام حل و عقد و بسط و قبض و ابرام و نقض به دست حراست و شهامت او دادند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 41). هیچ حل و عقد و ابرام و نقض امور ممالک بی مداخلت او نبود. (المضاف الی بدایعالازمان ص 2). || باز کردن تاب رسن. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). تاب باز دادن. (زوزنی ). تاب باز دادن ریسمان و رسن. (تاج المصادر بیهقی ). || خراب کردن بنا. (از ناظم الاطباء). هدم. (از اقرب الموارد). باز کردن بنا. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). وا کردن بنا. (زوزنی ). (تاج المصادر بیهقی ). || باطل شدن طهارت. || فاسد شدن زخم. || خراب شدن کار پس از استواری. (از ناظم الاطباء). || (اصطلاح عروض ) عبارت است از حذف حرف هفتم ساکن از مفاعلتن و ساکن کردن حرف پنجم ، یعنی حذف «ن » و اسکان «ل » که از آن «مفاعلت » باقی ماند و به مفاعیل تبدیل شود، و آن را منقوض نامند. (از تعریفات ) (از اقرب الموارد). رجوع به نقص شود. || (اِمص ) شکستگی عهد و پیمان. (ناظم الاطباء). شکست. فسخ. ابطال.
- نقض پیمان ؛ پیمان شکنی. عهدشکنی :
تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان ها.
سعدی.
وصال یار به ما بس که نقض پیمان کرد
به عهد بعد رساندیم عهد قربی را.
علی خراسانی (از آنندراج ).
- نقض حکم ؛ مقابل ابرام حکم. (یادداشت مؤلف ). ابطال و شکستن حکم.
- نقض عهد ؛ شکستن پیمان. گسستن پیمان. پیمان شکنی. نکث عهد. (یادداشت مؤلف ) : و مردم کوره ٔ شاپور سوم بار نقض عهد کردند. (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص 116). هرکه ملک را بر نقض عهد دلیر گرداند یاران و دوستان را در منجنیق بلا نهاده باشد. (کلیله و دمنه ص 297). هر کار که به قصد نقض عهد منسوب نباشد مجال تجاوز... فراخ تر باشد. (کلیله و دمنه ص 78).نقض عهد را در خاک می جست. (کلیله و دمنه ص 186). طبیعت فساد و خبث اعتقاد او را بر نقض عهد داشت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 25). خلاف رای صواب است و نقض عهد اولی الالباب. (گلستان ).
- نقض غرض ؛ خلاف غرض. مخالف مراد. خلاف مقصود. (یادداشت مؤلف ).
- نقض کردن ؛ فسخ کردن. رد کردن. ابطال کردن.
- نقض میثاق ؛ پیمان شکنی : تا جهانیان از شومی شقاق و نقض میثاق ایشان اعتبار گیرند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 265).

نقض. [ ن ِ ] (ع ص ، اِ) عهد شکسته. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || تاب رسن بازکرده. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). تاب بازکرده ٔ از ریسمان. (ناظم الاطباء). || خراب شده از بنا. (ناظم الاطباء). بنای بازکرده. (از منتهی الارب ). بنای منقوض. (متن اللغة). اسم است بنای منقوض را چون ویران کرده شود. (از اقرب الموارد). نَقَض . (منتهی الارب ). || شتر لاغرشده ازبسیاری سفر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). آن اشتر که از بسیاری رفتن لاغر شده باشد. (مهذب الاسماء). نفض. نقضة. (اقرب الموارد). || گلیم و خبای بازکرده ٔ غازنموده تا دوباره ریسند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد)(از متن اللغة). پارچه ای که تاب نخهای آن را باز کرده و غاز نموده تا دوباره ریسند. (ناظم الاطباء). نَقَض. (منتهی الارب ) (متن اللغة). (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). بافتنی ازهم گشوده و واکرده تا دوباره بافند. || زمین درواشده وقت برآمدن سماروغ. (منتهی الارب ) (آنندراج ). قشر زمینی که بر اثر برآمدن سماروغ شکافته شده و ترک خورده باشد. (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). نَقَض. (ناظم الاطباء). ج ، اَنقاض ، نُقوض. || پیخال زنبور عسل در جای عسل فتاده یا کرم مرده که در انگبین افتاده باشد که بدان جای زنبور را مع آس آلایند تا در آن جای آید و انگبین دهد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). لغتی است در نفض ، و نقض مشهورتر و درست تر است. (از متن اللغة). || آواز بنداندام مردم. (منتهی الارب ). || آواز چوزه ٔمرغ و عقرب و غوک و عقاب و شترمرغ و سمانی و باز و ونک و وزغ و مانند آن. (منتهی الارب ) (از آنندراج ).

نقض. [ ن َ ق َ ] (ع ص ، اِ) نِقْض. (منتهی الارب ) (متن اللغة). رجوع به نِقْض شود. || بنای خراب شده ٔ فرودآمده. (ناظم الاطباء). رجوع به نِقْض شود.

نقض. [ ن ُ ] (ع ص ، اِ) بنای شکسته ٔ بازگردیده. (منتهی الارب ) (آنندراج ). کنار شکسته و خراب شده ٔ از بنا و عمارت. (ناظم الاطباء). آنچه منتقض شده باشد از بنا. (از اقرب الموارد). ج ، اَنقاض ، نُقوض.

نقض. [ ن ُ ق َ ] (ع اِ) نوعی از بند کشتی گیری. (منتهی الارب ) (آنندراج )(ناظم الاطباء). نوعی از صراع. (از اقرب الموارد).

معنی نقض به فارسی

نقض
شکستن، ویران کردن، شکستن عهدوپیمان
۱ - ( مصدر ) شکستن . ۲ - ویران کردن منهدم کردن . ۳ - شکستن عهد و پیمان . ۴ - باطل کردن حکمی که داده شده مقابل ابرام . ۵ - ( اسم ) شکست . ۶ - ویرانی . ۷ - عهد شکنی : و جزا و سزای نکث و نقض مواثیق و عهود که از طرف او اتفاق افتاده بود بدو رساند ... ۸ - ابطال حکمی که داده شده مقابل ابرام : شرم داشت که اثر تردد ظاهر گردد و نقض و ابرامی بیکدیگر متصل از خود فرا نماید . یا نقص اجمالی . تخلف حکم است از دلیل چنانکه مناظر پس از تمام شدن دلیل خصم گوید این دلیل درست نیست زیرا در فلان مورد همین دلیل میاید اما حکم صدق میکند .
کتاب النقض کتابی است در نقض کتاب [ بعض فضائح الروافض ] که در حدود سال ۵۶٠ ه.ق . تالیف شده . مولف آن عبد الجلیل رازی است که یکی از بزرگان وعاظ و علمای مذهب شیعه میباشد . نام اصلی این کتاب [ بعض مثالب النواصب فی نقض بعض فضائح الروافض ] و شامل مطالب فراوان از مبانی مذهب شیعه و تاریخ و اطلاعات مربوط برجال این مذهب و علمائ و شعرا و مراکز تعلیم و تدریس و کتابخانه های شیعه است و از باب اشتمال بر بسیاری از اطلاعات مربوط بامور تاریخی و اجتماعی زمان از جمله کتب بسیار مهم و درجه اول فارسی محسوب میشود.
[violation] [حقوق] نقض قانون یا تخلف و سرپیچی از قانون، یا عمل تجاوز به حقوق دیگران یا تخطی از یک کار یا حق، یا تقصیر کیفری علیه رفاه عمومی
[counterexample] [ریاضی] مثالی برای نفی یک حکم کلی

معنی نقض در فرهنگ معین

نقض
(نَ) [ ع . ] (مص م .) ۱ - شکستن . ۲ - ویران کردن ، منهدم کردن . ۳ - شکستن عهد و پیمان .

معنی نقض در فرهنگ فارسی عمید

نقض
۱. شکستن عهدو پیمان.
۲. شکستن.
۳. ویران کردن.

نقض در دانشنامه اسلامی

نقض
نقض (النقض)، کتاب، اثری در تبیین و اثبات عقاید امامیه و رد اتهامات مخالفان و در نقض کتاب بعض فضائح الروافض، به فارسی، نوشتۀ عبدالجلیل قزوینی رازی در حدود سال ۵۶۰ می باشد.
نام اصلی کتاب، بعض مثالب النواصب فی نقض بعض فضائح الروافض است، اما به «نقض» شهرت دارد. مؤلف کتاب، نصیرالدین ابوالرشید عبدالجلیل بن ابی الحسین بن ابی الفضل قزوینی رازی، از واعظان و عالمان امامی مذهب ساکن ری بوده و تصنیفاتی نیز داشته است، از جمله کتاب السؤالات و الجوابات در هفت جلد. قزوینی کتاب نقض را در رد کتابی به نام بعض فضائح الروافض نوشته، که نویسنده ای سنی مذهب ، ساکن ری، در محرّم سال ۵۵۵ تألیف آن را به پایان برده و ظاهراً تا سال ۵۵۹ به تکمیل آن مشغول بوده است.
نام نویسندۀ بعض فضائح الروافض
نام نویسندۀ بعض فضائح الروافض دانسته نیست. در نسخه ای از کتاب که به دست قزوینی رسیده بوده، نام مصنف ذکر نشده گویا مؤلف آن به افشای نام خود تمایل نداشته است. اما از برخی اشارات قزوینی می توان دریافت که وی مؤلف بعض را می شناخته، چنانکه به شصت سالگی او و به کتابی از او با نام تاریخ الایام و الانام اشاره کرده است. محمد بن علی راوندی در راحة الصدور (تألیف شده در ۵۹۹ - ۶۰۳) به کتابی از خود در «شرح فضایح و قبایح رافضیان و خبث عقیدت ایشان» اشاره کرده است. نظیر این عبارات در منقولات قزوینی از بعض فضائح الروافض نیز دیده می شود. از این رو، احتمال دارد مؤلف بعض فضائح الروافض راوندی باشد، گرچه با تاریخ تولد راوندی (حدود ۵۵۰ تا ۵۵۵) همخوانی ندارد. چون قزوینی مطالب بعض فضائح الروافض را عیناً نقل کرده و سپس به رد آن ها پرداخته است، می توان بعض فضائح الروافض را به طورکامل از نقض استخراج کرد. از منقولات قزوینی پیداست که بعض فضائح الروافض هرچند به فصل های جداگانه تقسیم شده بوده، نظم موضوعی خاصی نداشته، اما «فضائح» بخش مستقلی از آن بوده که در بخش پایانی کتاب جای داشته و مؤلف در آن، ۶۷ فضیحت برای شیعیان برشمرده است.
مذهب مولف بعض فضائح الروافض
مؤلف بعض فضائح الروافض، به گفتۀ خود، تا ۲۵ سالگی شیعه بوده و سپس به مذهب اهل سنت درآمده است. از این رو، قزوینی، به تعریض، از او با عنوان «خواجۀ نو سنی»، «مصنف نو سنی»، «مصنف نو ناصبی»، «مصنف انتقالی» و «خواجۀ نو مسلمان» یاد کرده و او را ناآگاه از عقاید و باورهای اهل سنت شمرده و به طعنه، «خواجۀ امام» خوانده است. از اشارۀ قزوینی و منقولات او از کتاب بعض فضائح الروافض برمی آید که مؤلف بعض فضائح الروافض شافعی مذهب بوده است اما، با وجود عداوت با شیعیان، برای اهل بیت ، مخصوصاً امام حسین علیه السلام، احترام بسیار قائل بوده و حتی به ایشان علاقه داشته است. مؤلف بعض به برخی آثار شیعی استناد کرده و به سفر خود به ساری و شنیده هایش از شیعیان آن جا اشاره نموده است. بعض فضائح الروافض بیش تر جنبۀ جدلی و تبلیغی داشته تا نقد کلامی و اعتقادی. قزوینی در ردیۀ خود به اشتباهات پیش پا افتادۀ مصنف بعض و نا آگاهی او از تاریخ توجه داده است. از جمله باورهای تعصب آمیز وی، که قزوینی نیز بر آن خرده گرفته، این بوده که خلافت تا ظهور عیسی علیه السلام در عباسیان باقی خواهد ماند.
تألیف ردیۀ قزوینی بر بعض فضائح الروافض
...
نقض
نام کامل این کتاب بعض مثالب النواصب فی نقض بعض فضائح الروافض است که در ردّ کتاب بعض فضائح الروافض نگاشته شده و آن را به اختصار، کتاب "نقض" می خوانند.
روش عبدالجلیل قزوینی رازی، در ذکر مطالب این گونه است که، نخست مطالبی از اصل کتاب بعض فضائح نقل می کند و بعد پاسخ های خود را بیان می کند. بخش عمده ای از مباحث کتاب، بحث های کلامی است که اینک اهمیت خود را از دست داده اند، برای خواننده امروزی دشوار است که بتواند محوری بودن این مطالب را در قرن ششم دریابد. به عنوان مثال رؤیت باری تعالی در جهان واپسین یکی از این مسائل است که در این دوره نزاع ها و خشونت های فراوانی به دنبال داشته است.
یکی از مباحث این کتاب ارتباط شیعیان با اسماعیلیان است. سوای اختلاف های جدی میان این دو، نفرت عمومی از اسماعیلیه بدان حد است که عبدالجلیل نیز متأثر از چنین فضایی هیچ تمایلی برای نقد مطالب متداول درباره اسماعیلیه نشان نداده است. خواننده امروز می باید به این نکته توجه داشته باشد که امکان همدلی عبدالجلیل با اسماعیلیه نبوده است. اما بسیاری از این گونه ادعاها نادرست است و در این تلخیص تنها از باب آشنایی، از این مطالب سخن رفته است و بیشتر این مطالب صحت نداشته و باید برای دریافت واقعیت به آثار تحقیقی نوشته شده، در این موضوع رجوع نمود.
کتاب نقض به «ادبیات جدلی» تعلق دارد. خاستگاه این ادبیات به اختلاف بر سر مسئله امامت باز می گردد. بعد از وفات پیامبر میان امت بر سر آن که چه کسی بعد از آن بزرگوار عهده دار امور امت خواهد شد، اختلاف در گرفت. عده ای به سخنان پیامبر استناد کرده و از نص یا انتخاب صریح پیامبر در این باره سخن گفتند و از علی(ع) به عنوان فرد منصوص سخن گفتند.
گروه دیگر این مسئله را نفی کردند یا از عدم دلالت کافی تصریحات سخن گفتند. این دو جریان به تشیع و تسنن معروف شدند. این اختلافات در طی زمان باعث پدید آمدن ادبیات خاصی به نام «ادبیات جدلی» شد. هر یک از افراد این دو گروه به نگارش کتاب هایی در رد دعاوی دیگری پرداختند. مثلا ادیب معتزلی جاحظ (متوفی 255 ق) آثاری با عنوان الردّ علی الروافض نگاشت و در آن ها به نقد دیدگاه های شیعه در مسئله امامت پرداختند. از متکلمان امامی، می توان به هشام بن حکم، و فضل بن شاذان نیشابوری اشاره کرد که آثاری در دفاع از اندیشه امامت از منظر شیعه تحریر کردند.
نقض
معنی نَّکَثُواْ: نقض عهد کردند - خُلف وعده نمودند- شکستند(کلمه نکث به معناي نقض است ، و نقض که مقابلش واژه ابرام است ، به معناي افساد چيزي است که محکم شده از قبيل طناب يا فتيله و امثال آن و هر چيزي که بعد از تابيده شدن و يا رشته شدن نقض گردد ، آن را انکاث ميگويند ، ...
معنی يَنکُثُ: نقض عهد می کند - خُلف وعده می کند- می شکند(کلمه نکث به معناي نقض است ، و نقض که مقابلش واژه ابرام است ، به معناي افساد چيزي است که محکم شده از قبيل طناب يا فتيله و امثال آن و هر چيزي که بعد از تابيده شدن و يا رشته شدن نقض گردد ، آن را انکاث ميگويند ...
معنی يَنکُثُونَ: نقض عهد می کنند - خُلف وعده می کنند- می شکنند(کلمه نکث به معناي نقض است ، و نقض که مقابلش واژه ابرام است ، به معناي افساد چيزي است که محکم شده از قبيل طناب يا فتيله و امثال آن و هر چيزي که بعد از تابيده شدن و يا رشته شدن نقض گردد ، آن را انکاث ميگوي...
معنی لَا يَنقُضُونَ: نمی شکنند - نقض نمی کنند
معنی نَّکَثَ: عهد شکست(کلمه نکث به معناي نقض است ، و نقض که مقابلش واژه ابرام است ، به معناي افساد چيزي است که محکم شده از قبيل طناب يا فتيله و امثال آن و هر چيزي که بعد از تابيده شدن و يا رشته شدن نقض گردد ، آن را انکاث ميگويند ، چه طناب باشد و چه رشته)
معنی نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ: پيمان شکني آنان (نقض که مقابل واژه ابرام است ، به معناي افساد چيزي است که محکم شده از قبيل طناب يا فتيله و امثال آن ، پس نقض چيزي که ابرام شده مانند حل و گشودن چيزي است که گره خورده است ، و کلمه نکث نيز به معناي نقض است ،و هر چيزي که بعد از تابيده شد...
معنی نَقَضَتْ: وا تابيد - باز کرد (نقض که مقابل واژه ابرام است ، به معناي افساد چيزي است که محکم شده از قبيل طناب يا فتيله و امثال آن ، پس نقض چيزي که ابرام شده مانند حل و گشودن چيزي است که گره خورده است ، و کلمه نکث نيز به معناي نقض است ،و هر چيزي که بعد از تابيده...
معنی أَنکَاثاً: از هم باز شده ها (کلمه نکث به معناي نقض است ، و نقض که مقابلش واژه ابرام است ، به معناي افساد چيزي است که محکم شده از قبيل طناب يا فتيله و امثال آن و هر چيزي که بعد از تابيده شدن و يا رشته شدن نقض گردد ، آن را انکاث ميگويند ، چه طناب باشد و چه رشته ...
تکرار در قرآن: ۹(بار)
شکستن. خواه ظاهری باشد مثل «نَقَضَ الْعِظَمَ» یعنی استخوان را شکست و از آن است . نباشید مانند زنیکه رشته خویش را بعد از تابیدن شکست و پنبه کرد و قطعه قطعه نمود راجع به این آیه در «غزل» توضیح داده شده است. و خواه معنوی مثل شکستن پیمان در کلام الله مجید بیشتر در معنوی بکار رفته است . عهدها را بعد از تأکید نشکنید. . آنانکه بعهد خدا وفا می‏کنند و پیمان محکم را نمی‏شکنند. رجوع شودبه «عهد». * . انقض را سنگین کردن گفته‏اند شاید ان مبالغه در سنگینی باشد که گویی از سنگینی پشت را می‏شکند یعنی بار سنگینت را از تو برداشتیم که پشتت را سنگینی می‏کرد.
نقض به اصطلاح مشترک بین نقض علّت «در قیاس»، نقض بر تعریف، و منع مقدمات دلیل تقسیم می شود و در علم اصول فقه کاربرد دارد.
نقض، در سه معنا اطلاق می شود:۱. نقض علت(نقض الطرد):مراد از علّت، وصفی است که مستدل، علت بودن آن را برای حکم در قیاس خود ادعا می کند، و نقض آن، یعنی نشان دادن موردی که حکم از آن وصف تخلف کرده است.۲. نقض معرفات:عبارت است از آوردن نقض بر تعریف در جانب اطراد یا انعکاس ؛ یعنی اشکال به جامع افراد و یا مانع اغیار بودن تعریف با آوردن موارد نقض آن؛۳. نقض دلیل:یعنی منع یکی از مقدمات دلیل.
نکته
از آن جایی که نقض در این کتاب(اصطلاح نامه اصول فقه) اخص هایی مثل نقض فتوا ، نقض یقین و غیره دارد، باید آن را عنوانی انتزاعی دانست که برای اجتماع افراد مختلف نقض، از آن استفاده شده است.
عناوین مرتبط
نقض علت.نقض یقین.نقض اجتهاد.نقض دلیل.
ترک مخاصمه و آتش بس در ماه های حرام از نظر اسلام، در صورت پایبندی طرف مقابل لازم است.
عدم رعایت آتش بس در ماه های حرام، موجب ستم به خویشتن و جامعه بشری است.ان عدة الشهور عند الله اثنا عشر شهرا فی کتـب الله یوم خلق السمـوت والارض منهآ اربعة حرم ذلک الدین القیم فلاتظـلموا فیهن انفسکم.... یقینا شماره ماه ها نزد خدا از روزی که آسمان ها و زمین را آفریده در کتاب (علم) خدا دوازده ماه است؛ از آنها چهار ماهش ماه حرام است؛ این است حساب استوار؛ پس در این چهار ماه (با جنگ و فتنه) بر خود ستم روا مدارید
نقض اجمالی به ناتمام دانستن مقدمه ای غیر معیّن از مقدمات یک دلیل اطلاق می شود و در علم اصول فقه کاربرد دارد.
نقض اجمالی، مقابل نقض تفصیلی ، و به معنای منع مقدمه ای غیر معین از مقدمات دلیل است، مانند این که گفته شود:«لیس دلیلک بجمیع مقدماته صحیحا؛ برخی از مقدمات دلیل شما صحیح نیست و در آن کمبودی وجود دارد»؛ البته نقض اجمالی، به شاهد(قرینه و دلیل) خاصی نیاز دارد که عبارت است از اثبات تخلف حکم از دلیل یا اثبات محال بودن لازمه دلیل .
نکته
نقض اجمالی معنای دیگری نیز دارد که فراگیرتر از معنای یاد شده، می باشد.
"نقض العثمانیه"، ردیه ای است که ابوجعفر محمد بن عبدالله اسکافی بر کتاب "عثمانیه" جاحظ نوشته است. از متن این رساله ظاهرا جزئی از آنچه ابن ابی الحدید در جاهای مختلف شرح نهج البلاغه از آن نقل کرده، در دست نیست و تنها نسخه شناسایی شده آن نیز بر گرفته از همین کتاب است. دو گردآوری از نقض العثمانیه بر مبنای منقولات ابن ابی الحدید صورت گرفته و به چاپ رسیده است:
1- ضمیمة العثمانیه جاحظ که در سال 1374ق در قاهره به کوشش عبدالسلام هارون منتشر شده است.
2- در مجموعه رسائل جاحظ که به کوشش حسن سندوبی به سال 1352ق در قاهره چاپ شده است.
ردیه های دیگری نیز بر کتاب عثمانیه جاحظ نوشته اند و جالب این جاست که خود جاحظ نیز ردیه ای بر این رساله دارد (دایرةالمعارف بزرگ اسلامی: ج 8، ص 343).
موضوع کتاب کلامی (معتزلی) می باشد که مؤلف محترم با انگیزه پاسخ به ادعاهای دروغین جاحظ درباره اعتقادات عثمانیه نگاشته است. در این کتاب به هیچ باب و فصلی اشاره نشده است و مؤلف، موردی به موضوعی اشاره کرده و سپس به پاسخ آن پرداخته است.
نقض العثمانیه، ردیه ای است که ابوجعفر محمد بن عبدالله اسکافی بر کتاب عثمانیه جاحظ نوشته است.
از متن این رساله ظاهرا جزئی از آنچه ابن ابی الحدید در جاهای مختلف شرح نهج البلاغه از آن نقل کرده، در دست نیست و تنها نسخه شناسایی شده آن نیز بر گرفته از همین کتاب است. دو گردآوری از نقض العثمانیه بر مبنای منقولات ابن ابی الحدید صورت گرفته و به چاپ رسیده است: ۱- ضمیمة العثمانیه جاحظ که در سال ۱۳۷۴ ق در قاهره به کوشش عبدالسلام هارون منتشر شده است. ۲- در مجموعه رسائل جاحظ که به کوشش حسن سندوبی به سال ۱۳۵۲ ق در قاهره چاپ شده است. ردیه های دیگری نیز بر کتاب عثمانیه جاحظ نوشته اند و جالب این جاست که خود جاحظ نیز ردیه ای بر این رساله دارد موضوع کتاب کلامی (معتزلی) می باشد که مؤلف محترم با انگیزه پاسخ به ادعاهای دروغین جاحظ درباره اعتقادات عثمانیه نگاشته است. در این کتاب به هیچ باب و فصلی اشاره نشده است و مؤلف، موردی به موضوعی اشاره کرده و سپس به پاسخ آن پرداخته است.
گزارش محتوا
جاحظ، همانگونه که خود تصریح کرده، مقصودش از تالیف و نوشتن، بیشتر سرگرمی و اسطوره سازی بود و نه تعلیم و تربیت چنانچه شاگردش ابن قتیبه دینوری در کتاب مختلف الحدیث: ص۵۹ درباره وی می نویسد: تجده فی کتبه للمضاحیک و العبث... نوشته هایش شبیه طنز و بیهوده گوئی بود. در عصر جاحظ ، عباسیان با طرفداری صوری از علویان، پیروان آنها را سرکوب کردند و با سرگرم کردن علما و دانشمندان به بحث های حاشیه ای عقاید و کلام و مجادله و گاه منازعه ، آنها را از پرداختن به مسائل اساسی و سرنوشت ساز زعامت و خلافت بازداشته بودند. بدین سبب برای امثال جاحظ فضای باز مناسبی ایجاد شد تا آنچه عباسیان می خواهند، به نگارش درآورند که یکی از آن نوشته ها کتاب عثمانیه بود که در آن به تبیین و تدوین اعتقادات پوچ عثمانیه پرداخت. هر خواننده ای در نگاه اول می فهمد که کتاب پر از سفسطه گری، اخبار دروغ و اراجیف عجیبه ای است.
بعض مثالب النواصب فی نقض «بعض فضائح الروافض»، معروف به نقض، تألیف نصیرالدین ابوالرشید عبدالجلیل رازی قزوینی، از آثار کلامی شیعه از نوع ردیه‎نویسی، است. این کتاب در قرن ششم قمری در شهر ری و در پاسخ به کتاب «بعض فضائح الروافض» نگاشته شده که با تهمت و سخنان ناشایست، در صدد ایجاد تفرقه میان شیعیان و سنیان بوده است.
آغاز نگارش کتاب، بنا بر تصریح نویسنده‎ آن در زمان سلطنت محمد بن محمود سلجوقی بوده که در اواخر سال 547ق، بر تخت نشست و در ذی‎القعده 554 از دنیا رفت. زمان اتمام آن نیز طبق بیان خود نویسنده در محرم سال 555 بود و در سال 556 هم منتشر شد.
مرحوم عباس اقبال آشتیانی، نویسنده، ادیب و دانشمند فارسی، از این کتاب به گوهر گران‎بها و دُرّ نایاب تعبیر کرده، درباره‎ آن می‎گوید:
این کتاب، اگرچه مذهبی و در نقض کتاب یکی از علمای سنت است که بر شیعه تاخته بوده، لیکن از آن لحاظ که یکی از متون قدیم فارسی است و مشتمل بر بسیاری از مطالب مهم تاریخی و ادبی است، نسخه‎ای بسیار نفیس و گران‎بهاست.
کتاب، شامل یادداشت دبیر علمی، مقدمه و محتوای مطالب شامل 235 بخش اصلی و مشتمل بر 224 تعلیقه است.
معنای عنوان کتاب این است: برخی از معایب ناصبیان، در ردّ کتاب برخی از رسوایی‎های رافضیان.
" تعلیقات نقض " تألیف میر جلال الدین حسینی اُ رموی معروف به محدث ، مجموعه تعلیقات ایشان بر کتاب " نقض" از آثار قرن ششم هجری است که در دو مجلد منتشر شده است .
کتاب مشتمل بر 224 تعلیقه می باشد که 93 تعلیقه آن در جلد اول و مابقی در جلد دوم آمده است . نویسنده پس از پایان تعلیقات در جلد دوم کتاب بخش مختصری را با عنوان " استدراکات "افزوده است .
در پیشگفتار کتاب می خوانیم " این کتاب عزیز که در حقیقت دانشنامه ای از فرهنگ و آداب وعلوم و اعتقادات و سنتها و مدنیت پدران ما در سده های پنجم و ششم و قبل و بعد آنست و خصوصاً کارنامه ای است از اوج تمدن مرز و بوم ما پیش از آنکه به دست مغول نابود شود ؛ نتیجه کار یکی دو سال نیست ، بلکه چکیده ای از تحقیقات و تتبعات بیش از سی سال عمر مؤلف ارجمند آن می باشد ."
در کتاب پس ازشماره تعلیقه آدرسهایی آمده است که در واقع آدرس ارجاعات کتاب " نقض " به این مجموعه است. از آنجا که حجم تعلیقات چند برابر کتاب مذکور است چاره ای از انتشار آن به صورت جداگانه نبوده است .باید اذعان نمود که تعلیقات نیز با توجه به گستردگی منابع مورد ارجاع و دقت مؤلف بسیار ارزشمند بوده ومطالب و اطلاعات آن به صورت جداگانه نیز قابل استفاده است.
این کتاب همانند کتاب نقض تنها به مباحث کلامی نپرداخته وبه تناسب مطلب ، مباحث و موضوعات گوناگونی را گرد آورده و مورد نقد و نظر قرار داده است . به عنوان نمونه برخی از عناوین تعلیقات عبارت است از :


ارتباط محتوایی با نقض

نقض در جدول کلمات

نقض کننده
ناقض

معنی نقض به انگلیسی

violation (اسم)
نقض عهد ، تعدی ، تجاوز ، بلاء ، نقض ، تخلف ، تخطی
reversal (اسم)
برگشت ، نقض ، واژگونی ، واژگون سازی
contravention (اسم)
تشدید ، نقض ، تخلف

معنی کلمه نقض به عربی

نقض
انعکاس , ليس
الإنتهاک الصارخ
غير مخلص
إنتهاک الحصار ، خرق العقوبات
إنتهاک حقوق الإنسان
مکسور
حنث , خرق , شجب
اشجب , خرق
إنتهاک القرارات الدولية
اِخْتَرَقَ
انتهک , تناقض , خرق , عکس ، اِخْتِراق

نقض را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نقض قانون   • معنی نقص   • معنی کلمه نغز   • مثال نقض   • نغض   • نقض رای   • معنی نقض غرض   • نقز   • مفهوم نقض   • تعریف نقض   • معرفی نقض   • نقض چیست   • نقض یعنی چی   • نقض یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نقض
کلمه : نقض
اشتباه تایپی : krq
آوا : naqz
نقش : اسم
عکس نقض : در گوگل


آیا معنی نقض مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )