برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1270 100 1

نقل مکان

/naqlemakAn/

مترادف نقل مکان: جابجایی، سفر، عزیمت، کوچ

معنی نقل مکان در لغت نامه دهخدا

نقل مکان. [ ن َ ل ِ م َ ] (ترکیب اضافی ، اِمص مرکب ) جابه جا شدن. از جائی به جای دیگر رفتن. تغییر مکان و منزل دادن :
دل به خط نقل مکان کرد از آن حلقه ٔ زلف
می توان یافت که انداز رهائی دارد.
صائب (از آنندراج ).
طاقت نقل مکان نبوداز آن چون سنگ پشت
در سفر با خانه می گردد مسافر رهسپار.
اشرف (از آنندراج ).
دارم آن ضعف که هرگاه ز جا برخیزم
به هر از خود شدنم نقل مکان می گردد.
اشرف (از آنندراج ).
|| جلای وطن. ترک وطن. (ناظم الاطباء). || به اصطلاح اهل سفر، از جای خود به جای دیگر رفتن از جهت مراعات ساعت. (از آنندراج ). || (اِ مرکب ) اولین منزل مسافر که با خانه ٔ وی چندان مسافتی نداشته باشد و چندی در آنجا توقف می کند تا آنچه از لوازم سفر کسر داشته باشد تهیه و تدارک کند.(ناظم الاطباء).

معنی نقل مکان به فارسی

نقل مکان
جابجا شدن . از جائی به جای دیگر رفتن . تغییر مکان و منزل دادن .

معنی نقل مکان به انگلیسی

move (اسم)
اقدام ، حرکت ، جنبش ، تکان ، تغییر مکان ، نقل مکان ، نوبت حرکت یابازی

معنی کلمه نقل مکان به عربی

نقل مکان
تحرک

نقل مکان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جمشید احمدی
ترابری
نقل مکان = ترابری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نحوه محاسبه هزینه سفرو نقل مکان   • هزینه نقل و انتقال کارمندان دولت   • هزینه سفر و نقل مکان   • ماده 40 قانون استخدام کشوری   • نحوه محاسبه هزینه سفر کارکنان دولت   • هزینه سفر سایپا   • بخشنامه پرداخت هزینه سفر   • معنی نقل مکان   • مفهوم نقل مکان   • تعریف نقل مکان   • معرفی نقل مکان   • نقل مکان چیست   • نقل مکان یعنی چی   • نقل مکان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نقل مکان
کلمه : نقل مکان
اشتباه تایپی : krg l;hk
آوا : naqlemakAn
نقش : اسم
عکس نقل مکان : در گوگل

آیا معنی نقل مکان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )