انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1079 100 1

نقل

/naql/

مترادف نقل: انتقال، جابجایی، حمل، حکایت، داستان، قصه، بازگویی، گزارش، ترجمان، ترجمه، تعبیر، تفسیر، بیان، روایت، بازگو، ذکر | شیرینی، گزک، مزه، چاشنی

برابر پارسی: گفته، بازگفت، بازگویی، ترابری، جابجاکردن، گزک، گَزک

معنی نقل در لغت نامه دهخدا

نقل. [ ن َ ] (ع مص ) از جائی به جائی بردن. (از غیاث اللغات ) (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (زوزنی ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).فاوابردن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). || وضع لغتی برای معنی تازه ای سپس آنکه برای معنی دیگری وضع شده است. (از اقرب الموارد). || از جای به جای رفتن. (غیاث اللغات ) (از آنندراج ). || یک باره و دو باره آب خورانیدن شتر را. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). || درپی کردن نعل و موزه. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || اصلاح نمودن خف شتر و موزه را. (از اقرب الموارد). اصلاح نمودن موزه را و درپی کردن آن را. (از ناظم الاطباء). پاره دوختن سپل شتر را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نهل و علل دادن ستور را. (تاج المصادر بیهقی ). نَقَل َ الابل َ؛ سقاها نهلاً و عللاً. (از اقرب الموارد). || وژنگ در جامه دادن. (تاج المصادر بیهقی ). وصله کردن جامه. (از اقرب الموارد). || درپی کردن جامه را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). || برداشتن حدیث را.(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). روایت کردن سخنی از گوینده ٔ آن. (از اقرب الموارد) :
گوش را نزدیک کن کآن دور نیست
لیک نقل آن به تو دستور نیست.
مولوی.
|| نسخت کردن کتاب. (از اقرب الموارد). || (اِ) موزه. (منتهی الارب ) (آنندراج ). موزه ٔ کهنه. (از اقرب الموارد). نعل کهنه ٔ درپی کرده. (منتهی الارب ) (آنندراج ). نعلین کهنه. (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد). نِقْل. نَقَل. (منتهی الارب ). || آنچه از پسته و سیب و غیر آن که تنقل کنند بدان با شراب. (از اقرب الموارد). نُقْل. (اقرب الموارد). ج ، نقول ، نقولات. رجوع به نُقْل شود. || طریق مختصر. (اقرب الموارد). || (اِمص ) جابه جائی. جابه جاشدگی. جابه جاکردگی. تغییر جا و مکان. انتقال. (ناظم الاطباء). || حمل. ارسال :
چون ملکان عزم شدآمد کنند
نقل بنه پیشتر از خود کنند.
نظامی.
و چون نقل علوفه ها از طرف ارمن تا یزد و از ولایت اکراد تا جرجان بود. (جهانگشای جوینی ). || حرکت. عزیمت :
سبق برد رهرو که برخاست زود
پس از نقل بیدار بودن چه سود.
سعدی.
|| بیان. حکایت. روایت. خبر. (ناظم الاطباء). حکایت و روایت واقعه ای یا داستانی و بازگوئی سخنی از قول کسی.
- امثال :
نقل عیش به از عیش .
نقل کفر کفر نیست .
|| قصه. داستان. افسانه. (ناظم الاطباء). سمر. (یادداشت مؤلف ) :
باده ٔ گلرنگ و تلخ و تیز و خوشخوار و سبک
نقلش از لعل نگار و نقلش از یاقوت خام.
حافظ.
|| ترجمه. استنساخ : با خود گفت اگر نقل این به ذات خویش تکفل کنم عمری دراز در آن بشود. (کلیله و دمنه ). و خوانندگان این کتاب را از آن فواید باشد که سبب نقل آن بشناسند. (کلیله و دمنه ). || منقول. چیز جابه جاشده. (ناظم الاطباء). || (اصطلاح تجوید) یکی از اقسام نُه گانه ٔ وقف مستعمل است وآن چنان است که هنگام وقف حرفی را از وسط کلمه ٔ موقوف علیه به آخر انتقال می دهند، مانند: «علی شفا جرف هارِ» (قرآن 109/9) که در اصل هائر بود که بعد از نقل «هارء» و بعد از قلب «هارِ» یا «هاری » شد.
- نقل به معنی ؛ مقابل ترجمه ٔ تحت اللفظ. (یادداشت مؤلف ).
- نقل قول ؛ بازگفتن سخن دیگری. از قول کسی سخنی را نقل و روایت کردن.
- نقل نور ؛ نزد منجمان نوعی است از اتصال. رجوع به اتصال شود.

نقل. [ ن َ ق َ ] (ع اِمص ) حاضرجوابی در سخن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). || جدل. (اقرب الموارد). || (اِ) پَر که ازتیری بر تیری دیگر نهند. || سنگ ریزه. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). سنگ. (از مهذب الاسماء). || آنچه از سنگ و گچ که پس از انهدام و ویران کردن خانه برجای ماند.(از اقرب الموارد). || بیماریی است در سپل شتر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). آن درد که بگیرد در خف اشتر و آن رالنگ کند. (از مهذب الاسماء). || سنگستان بادرخت. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || نعل و خف خَلَق و کهنه. (از اقرب الموارد). نَقْل. نِقْل. ج ، اَنقال ، نِقال.

نقل. [ ن َ ق ِ ] (ع ص ) مکان نَقِل ؛ جای سنگناک بادرخت. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ذونَقَل. سنگناک. (از اقرب الموارد). || رجل نَقِل ؛ مرد حاضرجواب. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از مهذب الاسماء) (از تاج المصادر بیهقی ) (ناظم الاطباء). حاضر المنطق و الجواب. جَدِل. (اقرب الموارد).

نقل. [ ن ُ ] (ع اِ) آنچه بعد شراب از قسم ترش و نمکین و کباب و غیره خورند . (غیاث اللغات از بحرالجواهر و منتخب اللغات ). آنچه بر شراب خورند. نَقْل . (منتهی الارب ) (از آنندراج ). آنچه جهت تغییر ذائقه بر سر شراب خورند. (از ناظم الاطباء). ما ینقل به علی الشراب. (غیاث اللغات از صراح ) (بحر الجواهر). هرچه از آن مزه ٔ شراب کنند.مزه. زاکوسکا. آجیل. گزک. تنقلات. دندان مز. میوه. میوه ٔ شراب. هر خوردنی لذیذ که بدان تنقل کنند چون شیرینی آلات و آجیل و غیره. (یادداشت مؤلف ) :
روان خون چو می ناله شان بم و زیر
پیاله سر خنجر و نقل تیر.
فردوسی.
می و نقل و خوان خواست و آواز رود
رخ خوب و شادی و بزم و سرود.
فردوسی.
درم دارد ونان و نقل و نبید
سر گوسفندی تواند برید.
فردوسی.
هر نبیدی را بوسی ز لب ساقی نقل
فرخی تا بتوانی بجز این باده مخور.
فرخی.
نقل با باده بود باده دهی نقل بده
دیرگاهی است که این رسم نهاد آنکه نهاد.
فرخی.
مجلسی سازم با بربط و با چنگ و رباب
با ترنج و بهی و نرگس و با نقل و کباب.
منوچهری.
و گر ایدون به بن انجامدمان نقل و نبید
چاره ٔ هر دو بسازیم که ما چاره گریم
بمزیم آب دهان تو و می انگاریم
دو سه بوسه بدهیم آنگه و نقلش شمریم.
منوچهری.
باز به شراب درآمد ولکن خوردنی بودی باتکلف و نقل هر قدحی بادی سرد. (تاریخ بیهقی ). گفت مگر گوشت نیافته بودی و نقل که مرا و کدخدایم را بخوردی. (تاریخ بیهقی ص 327).
طبق های نقل از عقیق یمن
پر از مشک کرده بلورین لگن.
اسدی.
و محرور را که پیوسته شراب خورد هیچ نقلی به از انار ترش و آبی نیست. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
می خورد باید و ز لب می گسار نقل
زیرا که نقل به ز لب می گسار نیست.
مسعودسعد.
دفع مضرات شرابی که نه تیره بود و نه تنک با نقل نار و آبی کنند. (نوروزنامه ). و نقل [ شراب تلخ و تیره ] میوه های ترش کنند تا زیان ندارد. (نوروزنامه ). نقل [ شراب آفتاب پرورده ] ریباس و انار کنند. نقل [ شراب تازه ] میوه ٔ خشک کنند. (نوروزنامه ).
آشوب عقلم آن شبه عاج مفرش است
نقل امیدم آن شکر پسته پیکر است.
سیدحسن غزنوی.
آنکه شبی تا به روز باده ٔ وصلم دهی
وآنکه نهی نقل من پسته و بادام و قند.
سوزنی.
روز می خوردن تو بدر و هلال
خوان نقل تو باد و جام تو باد.
انوری.
نقل خاص آورده ام زآنجا و یاران بی خبر
کاین چه میوه است از کدامین بوستان آورده ام.
خاقانی.
کسی کاین نزل و منزل دید ممکن نیست تحویلش
کسی کاین نقل و مجلس یافت حاجت نیست نقلانش.
خاقانی.
لب ساقی چو نوش نوش کند
نقل از آن ناردانه بستانیم.
خاقانی.
گل چون بتان سیمبر بر کف نهاده جام زر
هر دم ز لعل چون شکر صد نقل دیگر ریخته.
عطار.
که در سینه پیکان تیر تتار
به از نقل و مأکول ناسازگار.
سعدی.
تا زر و سیم و نقل داری و می
منه از جای خویش بیرون پی.
اوحدی.
نقل کم خور که می خمار کند
نقل کم کن که سر فگار کند.
اوحدی.
گزیدم از سر مستی به زنخدانش
چو باده تلخ بود نقل سیب شیرین تر.
امیرخسرو.
باده ٔ گلرنگ و تلخ و تیز و خوشخوار و سبک
نقلش از لعل نگار و نقلش از یاقوت خام.
حافظ.
در طاس سیم صورت حلوا کشیده اند
القاب نقل بر طبق زر نوشته اند.
بسحاق.
|| نوعی از حلوا که در میان آن بادام و پسته و نخود بوداده و مغز هیل و مانند آن گذارند.(ناظم الاطباء). قسمی حلوا و شیرینی خرد مدور یا دراز که در میان آن خلال بادام و یا دیگر چیزها نهند: نقل بادام ، نقل هیل. و قسمی بسیار ریزه که به اطفال خردسال دهند و در میان هریک دانه ای خشخاش باشد و آن رانقل خشخاش نامند. (یادداشت مؤلف ).

نقل.[ ن ُ ق َ ] (ع اِ) پنجم و ششم شب از ماه. (ناظم الاطباء). || ج ِ نُقْلة. رجوع به نُقْلة شود.

نقل. [ ن ُ ق ُ ] (اِ) زیرزمینی را گویند که در کوه و بیابان به جهت خوابیدن گوسفندان سازند. (از برهان قاطع) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). نغول. (ناظم الاطباء). مصحف نغل (نغول ) است. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). || عمق و قعر و ژرف. (برهان قاطع) (آنندراج ). مصحف نغل ، مخفف نغول است. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). || غور در هر چیز . (برهان قاطع) (آنندراج ). غور در چیزی. (ناظم الاطباء). مصحف نغل ، مخفف نغول است. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).

نقل. [ ن ِ ] (ع اِ)کفش کهنه. نعل خَلَق. (از اقرب الموارد). موزه و نعل کهنه ٔ درپی کرده. نَقْل. نَقَل. (ناظم الاطباء). || خف خَلَق. سپل کهنه. (از اقرب الموارد).

نقل. [ ن ِ ق َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ نِقْلة.

نقل. [ ن ُ ق ُ ] (اِخ ) دهی است از بخش سمیرم بالای شهرستان شهرضا، در 40هزارگزی جنوب سمیرم ، درجلگه ٔ معتدل هوائی واقع است و 100 تن سکنه دارد. آبش از قنات ، محصولش غلات و تنباکو و کشمش و بادام ، شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).

معنی نقل به فارسی

نقل
(اسم) ۱ - آنچه بعد از شراب از قسم ترش و نمکین و کباب و غیره خورند مزه : همه بودشان رامش و میگسار مل و نقل و بازی و بوس و کنار. ( گرشاسب نامه .۲۲۵ ) جمع : نقول.توضیح در غیاث اللغات آمده : در بحر الجواهر و منتخب نوشته که آنچه بعد شراب از قسم ترشی و نمکین و کباب و غیره خورند آنرا بضم اول گویند و در قاموس و مزیل نوشته که باین معنی بفتح نون صحیح است و بضم نون چنانکه مشهور شده غلط است . و در صحاح نوشته که نقل بالفتح از جایی بجایی بردن و بضم ما ینقل به علی الشراب . عین جمله صحاح چنین است:النقل هوما ینتقل به علی الشراب. ۲ - امروزه نوعی شیرینی را گویند که از شیره شکر و چیزهایی نظیر دانه های معطر ( هل تخم گشنیز ) یا خلال بادام و مانند آن سازند . یا نقل بادام . نقلی که در آن خلال بادام بکار برده باشند . یا نقل بیابان . ذرت بوداده . یا نقل خشخاشی . نوعی نقل ریز که برای تنقل کودکان سازند . یا نقل خواجه . میوه شاهدانه چینی را گویند که دارای خواص سکر آور و نشئه آور سایر محصولات شاهدانه میباشد حب الحنکلائ حب السمنه . یا نقل مجلس . مطلبی که قابل ذکر در محافل و مجالس باشد . توضیح بعضی این ترکیب را بفتح نون خوانند . یا نقل و نبات . تنقلات . یا با نقل و نبات پروردن . بچه ای را ناز پرورده و متنعم بار آوردن .
دهی است از بخش سمیرم بالا شهرستان شهرضا در ۴٠ هزار گزی جنوب سمیرم در جلگ. معتدل هوائی واقع است و آبش از قنات محصولش غلات و تنباکو و کشمش و بادام شغل اهالی زراعت است .
[ گویش مازنی ] /naghl/ افسانه – داستان - روایت ۳داستان پردازی و منظومه خوانی از سوی شعر خوانان و خنیاگران بومی
دهی است از دهستان طارم بالا از بخش سیرد شهرستان زنجان .
آنکه نقل ها را سر براه سازد در بزم شراب .
منتقل شدن : می گویند که در هندوستان چنین کتابی است میخواهیم که بدین دیار نقل افتد .
[ گویش مازنی ] /naghel baoten/ داستان گفتن – روایت کردن - نقالی کردن
منقول که قابل انتقال و جابجا کردن است
صفت نقل پذیر ٠
دانه ای باشد سیاه رنگ و مدور از نخود کوچکتر پوست آن بسیار سیاه و مغز آن بغایت سپید می باشد گرم و تراست تن را فربه کند و قوت باه دهد ٠
( مصدر ) ۱ - کار های زیرکانه و مکارانه کردن کسی که قابل نقل و گفتگو باشد . ۲ - اهمیت داشتن . یا نقلی ندارد . اهمیتی ندارد . ( در داستان امیر ارسلان مکرر آمده ) .
( اسم ) ۱ - ظرفی که در آن تنقلات و مزه شراب میریختند : بفرمود کارند خوانهای خورد همان نقل دانهای نادیده گرد . ( نظامی .لغ. نادیده گرد ) و مجلس بزم بیاراستندو نقل دانها(ی) زرین و سیمین و صراحی زرین لطیف نهاده.۲ - ظرفی شیشه یی که در دکانهای عطاری و شیرینی فروشی در آن نقل و آب نبات و مانند آن ریزند . ۳ - طاقچه کوچک که عموما اطرافش گچ بری و نقاشی شده ( بمناسبت اینکه در قدیم جای گذاشتن نقل بوده ) .
عمل بعضی از اهل ریاضت که روح خود را بجسم دیگری برند به شرطی که آن جسم از جان خالی باشد و این عمل را خلع بدن نیز گویند ٠
(مصدر) ۱ - ازجایی بجایی دیگر برده شدن حمل شدن . ۲ - بیان شدن حکایت شدن .
( اسم ) روستایی چشم و گوش بسته و جاهل باداب و رسوم شهرنشینی و معاشرت . ۲ - سرباز دهاتی .
کسی که نقل می فروشد ٠
عمل نقل فروش ٠ یا جای نقل فروختن ٠
( مصدر ) حکایت گفتن نقالی کردن .
نقل که در ماتم به مردم و قبیله تقسیم کنند و این در ولایت سیاه سازند بخلاف هندوستان که آنجا سپید می سازند ٠
آجیل و تنقلی که در مجلس مهمانی و شب نشینی صرف کنند . شب چره .
از مذهبی به مذهب دیگر رفتن تغییر مذهب.
جابجا شدن . از جائی به جای دیگر رفتن . تغییر مکان و منزل دادن .

معنی نقل در فرهنگ معین

نقل
(نُ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - مزة شراب ، آن چه به عنوان مزه همراه شراب می خورند. ۲ - نوعی شیرینی کمی کوچک تر از فندق که از شکر و دانه های معطر درست کنند. ، ~ و نبات تقسیم نکردن عبارتی دال بر این که مناقشه جدی است و نباید انتظار نرمی و مهربانی داشت .
(نَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) جابه جا کردن . ۲ - بیان کردن سخن و مطلبی . ۳ - قصه گفتن . ۴ - (اِ.) داستان ، قصه .
(نَ. عَ) (اِ.) (عا.) ۱ - روستایی چشم و گوش بسته و جاهل به آداب و رسوم شهرنشینی و معاشرت . ۲ - سرباز دهاتی .

معنی نقل در فرهنگ فارسی عمید

نقل
۱. جابه جا کردن چیزی، از جایی به جای دیگر بردن.
۲. سخنی را که از کسی شنیده شده برای دیگری بیان کردن.
۳. (اسم) سخن، حرف.
۴. ترجمه.
۱. نوعی از شیرینی به اندازۀ فندق یا بادام که از شکر درست می کنند.
۲. [قدیمی] آنچه مزۀ شراب کنند و با آن تغییر ذائقه بدهند مانندِ فندق، پسته، و بادام، مزه.

نقل در دانشنامه اسلامی

نقل
نقل به معنای حالت حاصل از انتقال لفظ از معنای اصلی به معنای دیگر می باشد.
نقل، حالتی است که از انتقال لفظ از معنای اصلی خود به معنای دیگری پدید می آید، مانند:لفظ «صلاة» که معنای لغوی آن «دعا» است و در زمان شارع، در ارکان مخصوص (نماز) استعمال شده است؛ یعنی از معنای لغوی خود به معنای شرعی نقل شده است.
نقل به لفظ، نقل کلام معصوم (علیه السلام) با عین عبارت او می باشد.
نقل به لفظ، از اقسام مرجحات سندی (اعم) و مقابل نقل به معنا بوده و عبارت است از نقل روایت از معصوم (علیه السلام) با به کارگیری همان الفاظی که وی به کار برده است؛ بنابراین، هرگاه دو روایت با هم تعارض کنند و یکی از آن دو نقل به لفظ از معصوم (علیه السلام) و دیگری نقل به معنا باشد، ترجیح با خبری است که نقل به لفظ شده است.
نقل به معن، نقل مضمون کلام معصوم (علیه السلام) با غیر الفاظ او می باشد.
نقل به معنا، از اقسام مرجحات سندی (اعم) و مقابل نقل به لفظ بوده و عبارت است از نقل مضمون کلام معصوم(علیه السلام) بدون استفاده از عین کلمات وی. در تعارض دو روایت، اگر یکی از آن دو، نقل به لفظ و دیگری نقل به معنا شده باشد، ترجیح با روایتی است که نقل به لفظ شده است.
در کتاب معالم الاصول
در کتاب « معالم الاصول » آمده است:«و منها الترجیح باعتبار الروایة فیرجح المروی بلفظ المعصوم علی المروی بمعناه و حکی المحقق رحمه الله عن الشیخ أنه قال:اذا روی احد الراویین اللفظ و الآخر المعنی و تعارضا، فان کان راوی المعنی معروفا بالضبط و المعرفة فلا ترجیح بینهما و ان لم یوثق منه بذلک ینبغی أن یوخذ المروی لفظا ثم قال المحقق رحمه الله و هذا حق لانه أبعد من الزلل»
سیره اصحاب ائمه در ثبت عین الفاظ دعا و سجع موزون و نثر روان و شیرین ادعیه نشان دهنده لزوم مراعات الفاظ در ادعیه است. به خاطر از دست رفتن قرائن و تغییر و تحول زبان با مرور زمان، نقل به معنا بعد از دوره تدوین جایز نیست؛ زیرا در اغلب موارد به آن نمی توان اطمینان کرد.اغلب روایات موجود در میان کتب شیعه، نقل به معنا هستند.
نقل به معنا، دعا ، دوره تدوین، عمل اصحاب، حدیث .
جواز نقل به معنا در دعا
از جمله موارد استثنا از عمومات جواز نقل به معنا، ادعیه مأثوره است، به این معنا که آیا در دعایی که از معصوم علیه السلام به طور مطلق یا در موضوع خاصی وارد شده است، می توان تصرفات لفظی کرد؟ یا اینکه باید عین الفاظی را که از دو لب مبارک ایشان خارج شده، نقل کرد؟ مقصود از تصرفات، افزودن چیزی که امام علیه السلام نگفته یا کم کردن چیزی که امام علیه السلام گفته، نیست، بلکه مقصود این است که از الفاظ مترادف استفاده کنیم؛ مثلاً اگر امام علیه السلام در دعای غریق فرمود:(ثبت قلبی علی دینک)، ما بخوانیم:(ثبت فؤادی علی دینک) یا (ثبت فؤادی علی ما نزل برسولک) و امثال آن، از نظر محتوایی همان چیزی است که امام علیه السلام فرموده، اما عین الفاظ او تکرار نشده است. همچنین منظور از نقل به معنا، پرهیز از تکرارهایی که در ادعیه مشاهده می شود، نیست؛ مثلاً اگر امر به ده بار تکرار شده، همان مقدار باید تکرار شود. برخی، دعا را از استثناهای نقل به معنا دانسته اند. تنها مستند این استثنا، ادعای متعبد بودن به الفاظ دعا است. میرزای قمی چنین می نویسد: نعم یتم فی مثل الأدعیة التی اعتبر فیها الألفاظ المخصوصة وطریقتهم فی ذلک غالبا أنهم علیه السلام کانوا یملون علی أصحابهم و هم یکتبون ولذلک ندر الاختلاف فیها بخلاف الاخبار؛ بله، این ادعا در مثل ادعیه که الفاظ مخصوص در آنها معتبر است، جا دارد و روش اهل بیت در اغلب موارد چنین بود که آن بزرگواران ادعیه را بر اصحاب خود املا می کردند و آنان می نویشتند. به همین جهت، اختلاف در ادعیه نادر است، به خلاف اخبار. صاحب معالم گوید: وروی الشیخ هذین الحدیثین بأسناده عن محمد بن یعقوب بالطریقین. وفی جمله من ألفاظ المتنین اختلاف یعجب من مثله ذوو البصائر فإن الاختلاف الذی یقع ویکثر فی متون الأخبار الواردة بمجرد الأحکام ربما کان العذر فیه تسویغ الروایة بالمعنی وعدم انتهاء الاختلاف إلی الحد الذی یحصل به الاضطراب فیه، وأما ما یتضمن نقل الدعوات والأذکار المأثورة فأی عذر للتسامح فیه والتقصیر فی ضبطه؛ با اینکه شیخ این دو روایت را از دو طریق از محمد بن یعقوب نقل کرده، در برخی الفاظ دو متن، اختلاف هایی وجود دارد که اهل فن را به شگفتی وا می دارد؛ زیرا اختلافی که در روایات احکام فراوان رخ می دهد، به سبب جواز نقل به معناست و این جواز تا جایی است که اختلاف موجب اختلال در معنای روایت نشود. اما روایاتی که ادعیه و اذکار را دربر گرفته اند، چه عذری در تسامح و کم توجهی در حفظ عین الفاظ آن است! منظور ایشان، دو روایتی است که مشتمل بر دعایِ هنگامِ ورود به مسجدالحرام است. وی اعتراض می کند که اگر اختلاف در احادیث احکام به خاطر جواز نقل به معناست، چه عذری برای تسامح در حفظ ادعیه وجود دارد؛ یعنی نقل به معنا در ادعیه جایز نیست و نباید در الفاظ آن مسامحه ای صورت گیرد. نکته جالب این است که این دو روایت، ربطی به هم ندارند و کیفیت اعمال توضیح داده شده با همدیگر کاملاً متفاوت اند؛ به گونه ای که در یکی اعمال با رسیدن به باب المسجد شروع می شود و در دیگری با نزدیک شدن به حجرالاسود ! ظاهراً سهوی از جانب صاحب معالم رخ داده که وی این دو را با همدیگر مقایسه کرده است. مشکل این است که مخالفان نقل به معنا در دعا ، توضیح نداده اند که چرا دعا استثنا شده است و مستنداتشان برای تعبد در الفاظ دعا چیست؟ آیا حدیث خاصی هست که بتواند تمام ادله عامی را که ذکر شد و به خودی خود، شامل دعا نیز می شود، تخصیص بزند؟ به همین جهت، در نقد این نظریه بر این نکته تأکید می کنیم تمام ادله ای که برای جواز نقل به معنا ذکر شد، اعم از دلیل عقل ، عقلا و حدیث ، شامل دعا نیز می شود و فقط دلیل اجماع مخدوش است.
ادله جواز نقل به معنا در دعا
...
پدیده نقل حدیث به معنی در عصر پیامبر (صلی الله علیه وآله) و ائمه (علیهم السّلام) وجود داشته و باعث بروز نگرانی هایی شده است.
به عنوان مثال در روایت: «طلب العلم فریضة علی کل مسلم؛ طلب دانش بر هر مسلمانی واجب است». واژه ها و نوع چینش آنها (ترکیب) ساختار روایت و وجوب تحصیل دانش برای همه دین داران معنای آن را تشکیل می دهد. حال اگر واژه ها و نوع چینش آنها را با تحفظ بر معنای آن تغییر دهیم در حقیقت «نقل به معنا» کرده ایم؛ یعنی معنا و مفهوم روایت را نقل کرده ایم، نه نص آن را.
← مثال
پیداست که از نظر همگان آنچه مطلوب است نقل نص روایات است. به رغم مطلوب بودن نقل نص روایات این کار با دشواری هایی روبه رو بوده است؛ زیرا در آغاز صدور روایات از زبان معصومان (علیهم السّلام)، نگارش احادیث در مجالس تحدیث، سنت غالب نبوده و عموم راویان، متن روایات را پس از شنیدن به حافظه سپرده و پس از مراجعه به خانه های خود، یا پس از گذشت زمان به ثبت، یا نقل آنها اقدام می کردند.از سوی دیگر روایات نقل شده در مجالس تحدیث نیز گاه طولانی و شامل چندین فقره بوده است. طبیعت خطا و اشتباه حافظه اقتضا داشت که احیانا واژه های مترادف، جای واژه های اصلی بنشیند، یا در چینش روایت، جا به جایی صورت گیرد، یا حتی جملات روایی دچار کوتاهی و بلندی شوند.
اجازه پیامبر
ظاهرا این پدیده در عصر پیامبر (صلی الله علیه وآله) وجود داشته و باعث نگرانی اصحاب شده است.در روایتی آمده است که صحابه پس از شنیدن جمله معروف: «من کذب علی متعمدا فلیتبوا مقعده من النار؛ هر کس بر من دروغ ببندد، دیگر باید برای خود جایگاهی در آتش فراهم آورد». با نگرانی گفتند: یا رسول الله! نسمع منک الحدیث فنزید فیه و ننقص، فهذا کذب علیک؟ قال: «لا»؛ ای رسول خدا ما از شما حدیث می شنویم و در آن افزوده یا از آن کم می کنیم آیا این دروغ بر شماست؟ پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: «خیر».این امر نشان می دهد که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) دشواری نقل نص روایات را پذیرفته و نقل به معنا را اجازه داده است.
اجازه ائمه
...
یکی از شبهاتی که وهابیت علیه شیعه مطرح کرده این است که حدیث ثقلین در غدیر خم از زبان رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) بیان نشده است و در صحیح مسلم نیز نیامده است اما باتوجه به منابع اهل سنت، کذب این ادعا روشن می شود؛ زیرا این روایت در کتاب های معتبر اهل سنت که از طریق مختلف نقل شده، هم در سرزمین غدیر از زبان رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) بیان شده است و هم این روایت در صحیح مسلم هم آمده است.
شبهه کننده دو مطلب را به دروغ ادعا کرده است:مطلب اول: حدیث ثقلین در غدیر خم از زبان رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) بیان نشده است؛مطلب دوم: این روایت در کتاب صحیح مسلم هم وجود ندارد.متاسفانه دشمنی با اهل بیت (علیهم السّلام) باعث شده است که وهابیت، فضائل آن بزرگواران را انکار کند؛ حتی فضائلی که به صورت متواتر در کتب اهل سنت ذکر شده است. روایت شریف «ثقلین» از جمله روایات متواتری است که در منابع شیعه و اهل سنت با سندهای صحیح نقل شده است. برای اثبات ادعای دروغ این شبهه، حدیث ثقلین را به صورت مختصر از منابع شیعه و اهل سنت با سند صحیح نقل می کنیم:
حدیث ثقلین در منابع شیعه
شیخ صدوق (رحمة الله علیه)، از علمای بزرگوار شیعه، حدیث ثقلین را با سند صحیح این گونه نقل کرده است:حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ اَحْمَدَ بْنِ الْوَلِیدِ رَضِی اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَینِ بْنِ اَبِی الْخَطَّابِ وَ یعْقُوبَ بْنِ یزِیدَ جَمِیعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَبِی عُمَیرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مَعْرُوفِ بْنِ خَرَّبُوذَ عَنْ اَبِی الطُّفَیلِ عَامِرِ بْنِ وَاثِلَةَ عَنْ حُذَیفَةَ بْنِ اُسَیدٍ الْغِفَارِی قَالَ: لَمَّا رَجَعَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله وسلّم) مِنْ حِجَّةِ الْوَدَاعِ وَنَحْنُ مَعَهُ اَقْبَلَ حَتَّی انْتَهَی اِلَی الْجُحْفَةِ فَاَمَرَ اَصْحَابَهُ بِالنُّزُولِ فَنَزَلَ الْقَوْمُ مَنَازِلَهُمْ ثُمَ نُودِی بِالصَّلَاةِ فَصَلَّی بِاَصْحَابِهِ رَکْعَتَینِ ثُمَّ اَقْبَلَ بِوَجْهِهِ اِلَیهِمْ فَقَالَ لَهُمْ: اِنَّهُ قَدْ نَبَّاَنِی اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ اَنِّی مَیتٌ وَاَنَّکُمْ مَیتُونَ وَکَاَنِّی قَدْ دُعِیتُ فَاَجَبْتُ وَاَنِّی مَسْئُولٌ عَمَّا اُرْسِلْتُ بِهِ اِلَیکُمْ وَعَمَّا خَلَّفْتُ فِیکُمْ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ وَحُجَّتِهِ وَاَنَّکُمْ مَسْئُولُونَ فَمَا اَنْتُمْ قَائِلُونَ لِرَبِّکُمْ قَالُوا نَقُولُ قَدْ بَلَّغْتَ وَ نَصَحْتَ وَجَاهَدْتَ فَجَزَاکَ اللَّهُ عَنَّا اَفْضَلَ الْجَزَاءِ. ثُمَّ قَالَ لَهُمْ اَ لَسْتُمْ تَشْهَدُونَ اَنْ لَا اِلَهَ اِلَّا اللَّهُ وَاَنِّی رَسُولُ اللَّهِ اِلَیکُمْ وَاَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ وَاَنَّ النَّارَ حَقٌّ وَاَنَّ الْبَعْثَ بَعْدَ الْمَوْتِ حَقٌّ فَقَالُوا نَشْهَدُ بِذَلِکَ قَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ عَلَی مَا یقُولُونَ اَلَا وَاِنِّی اُشْهِدُکُمْ اَنِّی اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ مَوْلَای وَاَنَا مَوْلَی کُلِّ مُسْلِمٍ وَاَنَا اَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ اَنْفُسِهِمْ فَهَلْ تُقِرُّونَ لِی بِذَلِکَ وَتَشْهَدُونَ لِی بِهِ؟ فَقَالُوا نَعَمْ نَشْهَدُ لَکَ بِذَلِکَ. فَقَالَ: اَلَا مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَاِنَّ عَلِیاً مَوْلَاهُ وَهُوَ هَذَا ثُمَّ اَخَذَ بِیدِ عَلِی (علیه السّلام). فَرَفَعَهَا مَعَ یدِهِ حَتَّی بَدَتْ آبَاطُهُمَا. ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ اَلَا وَاِنِّی فَرَطُکُمْ وَاَنْتُمْ وَارِدُونَ عَلَی الْحَوْضَ حَوْضِی غَداً وَهُوَ حَوْضٌ عَرْضُهُ مَا بَینَ بُصْرَی وَصَنْعَاءَ فِیهِ اَقْدَاحٌ مِنْ فِضَّةٍ عَدَدَ نُجُومِ السَّمَاءِ اَلَا وَاِنِّی سَائِلُکُمْ غَداً مَا ذَا صَنَعْتُمْ فِیمَا اَشْهَدْتُ اللَّهَ بِهِ عَلَیکُمْ فِی یوْمِکُمْ هَذَا اِذَا وَرَدْتُمْ عَلَی حَوْضِی وَمَا ذَا صَنَعْتُمْ بِالثَّقَلَینِ مِنْ بَعْدِی فَانْظُرُوا کَیفَ تَکُونُونَ خَلَفْتُمُونِی فِیهِمَا حِینَ تَلْقَوْنِی. قَالُوا: وَمَا هَذَانِ الثَّقَلَانِ یا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: اَمَّا الثَّقَلُ الْاَکْبَرُ فَکِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّسَبَبٌ مَمْدُودٌ مِنَ اللَّهِ وَمِنِّی فِی اَیدِیکُمْ طَرَفُهُ بِیدِ اللَّهِ وَالطَّرَفُ الْآخَرُ بِاَیدِیکُمْ فِیهِ عِلْمُ مَا مَضَی وَمَا بَقِی اِلَی اَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ وَاَمَّا الثَّقَلُ الْاَصْغَرُ فَهُوَ حَلِیفُ الْقُرْآنِ وَهُوَ عَلِی بْنُ اَبِی طَالِبٍ وَعِتْرَتُهُ (علیهم السّلام) وَاِنَّهُمَا لَنْ یفْتَرِقَا حَتَّی یرِدَا عَلَی الْحَوْضَ. قَالَ مَعْرُوفُ بْنُ خَرَّبُوذَ: فَعَرَضْتُ هَذَا الْکَلَامَ عَلَی اَبِی جَعْفَرٍ (علیه السّلام) فَقَالَ: صَدَقَ اَبُو الطُّفَیلِ رَحِمَهُ اللَّهُ هَذَا الْکَلَامُ وَجَدْنَاهُ فِی کِتَابِ عَلِی (علیه السّلام) وَعَرَفْنَاهُ.وَحَدَّثَنَا اَبِی رَضِی اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِی بْنُ اِبْرَاهِیمَ عَنْ اَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَبِی عُمَیرٍ.وَحَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ رَضِی اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَینُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَمِّهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَبِی عُمَیرٍ.وَحَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَی بْنِ الْمُتَوَکِّلِ رَضِی اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِی بْنُ الْحُسَینِ السَّعْدَآبَادِی عَنْ اَحْمَدَ بْنِ اَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِی عَنْ اَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَبِی عُمَیرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مَعْرُوفِ بْنِ خَرَّبُوذَ عَنْ اَبِی الطُّفَیلِ عَامِرِ بْنِ وَاثِلَةَ عَنْ حُذَیفَةَ بْنِ اَسِیدٍ الْغِفَارِی بِمِثْلِ هَذَا الْحَدِیثِ سَوَاء.
شیخ صدوق، محمد بن علی (متوفای۳۸۱ه)، الخصال، ص۶۵-۶۶، تحقیق، تصحیح وتعلیق:علی اکبر الغفاری، ناشر:منشورات جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة فی قم المقدسة، سال چاپ ۱۴۰۳ - ۱۳۶۲.    
روایت «ثقلین» دست کم از هفت طریق از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) نقل شده که آن حضرت در سرزمین غدیر خم آن را بیان کرده اند. مطلب قابل توجه این است که هر طریق، چند سند دارد، در اینجا با رعایت اختصار، به ذکر چند طریق آن از کتاب های معتبر اهل سنت بسنده می کنیم:
← طریق اول از حضرت علی
...
اصالت عدم نقل، نفی احتمال نقل لفظ از یک معنا به معنای دیگر است.
اصل عدم نقل، از اصول لفظی است. از این اصل تعبیرهای دیگری هم شده است، از جمله: اصالت ثبات در لغت، اصالت عدم هجر و اصالت عدم وقوع.
مجرای اصالت عدم نقل
در مورد مجرای اصالت عدم نقل، گفته شده: هنگامی که به وضع لفظ برای معنایی علم وجود دارد، سپس تردید می شود که آیا لفظ از آن معنا به معنای دیگری نقل پیدا کرده یا نه، در این صورت عقلا با اجرای اصالت عدم نقل، احتمال نقل را منتفی می نمایند.
کاربرد دیگر برای اصالت عدم نقل
بعضی از اصولیون کاربرد دیگری را برای اصالت عدم نقل عنوان کرده اند و آن جایی است که احتمال نقل وجود داشته باشد؛ به این معنا که هم اکنون کلام در یک معنایی به کار می رود ولی احتمال داده می شود که در گذشته برای معنای دیگری وضع شده و از آن معنا به این معنای کنونی نقل یافته باشد؛ در این صورت برای نفی احتمال نقل، از اصالت عدم نقل، استفاده می شود؛ برای مثال، فعل امر در نزد عرف و عقلا بر وجوب دلالت می کند و احتمال داده می شود که در لغت عرب معنای دیگری داشته و از آن به معنای دوم (وجوب)، نقل یافته باشد، در این صورت با اجرای اصالت عدم نقل، معنای اولی منتفی می گردد.
نکته
...
تخفیف نقل، انتقال حرکت همزه به حرف ساکن قبلی و حذف همزه در تلفظ است.
«تخفیف نقل» از گونه های تخفیف همزه است؛ یعنی حرکت همزه به حرف پیش از آن که ساکن است منتقل و پس از آن، همزه هنگام تلفظ ساقط می شود.
← مثال
«تخفیف نقل» در جایی است که حرف آخر کلمه اول که ساکن است، صحیح (غیرعله)، و همزه در آغاز کلمه دوم باشد.
تعارض اشتراک و نقل، تنافی میان احتمال دو حالت اشتراک و نقل در یک لفظ را می گویند.
هرگاه در لفظی هم اشتراک، احتمال داده شود و هم نقل، تعارض اشتراک و نقل پدید می آید.
مثال
مانند این سخن پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم که فرمود: «الطواف بالبیت صلوة» که در آن دو احتمال وجود دارد:۱. کلمه «صلات»؛ مشترک لفظی باشد بین معنای لغوی که عبارت است از دعا ، و معنای شرعی که همان ارکان و اذکار مخصوص ( نماز ) است. در صلات به معنای لغوی، طهارت شرط نیست، ولی در صلات به معنای شرعی، طهارت شرط می باشد، که طبق آن، در طواف نیز طهارت شرط خواهد بود.۲. صلات از معنای اول (لغوی) به معنای شرعی نقل داده شده باشد.
حکم
در تعارض میان اشتراک و نقل، درباره تقدم یکی از آن دو بر دیگری اختلاف است؛ عده ای از اصولی ها به تقدم اشتراک اعتقاد دارند، ولی بیشتر آنها به تقدم نقل بر اشتراک معتقد هستند.
تنافی مدلول دو احتمال نسخ و نقل در یک لفظ را تعارض نسخ و نقل گویند.
تعارض نسخ و نقل، در جایی پیش می آید که در یک کلام هم نسخ و هم نقل احتمال داده شود.
قول اصولیین
در صورت تعارض بین نسخ و نقل، اصولی ها به تقدم نقل بر نسخ معتقد هستند.
حمل و نقل،انتقال و جابجایی چیزی را گویند.
حمل و نقل، جابه جایی بار را می گویند.
کاربردحمل و نقل
از آن در بابهای طهارت، خمس، جهاد، تجارت، تفلیس، اجاره و غصب سخن گفته اند.
← کاربردحمل و نقل در باب ضمان
جابه جایی کالاهای حلال، مانند مواد غذایی حلال، جایز و حمل کننده مستحق اجرت آن است. حمل و نقل کالاهای حرام، مانند مواد مست کنندهحرام و قرارداد باطل است و در نتیجه حمل کننده در صورت علم به آن مستحق هیچ اجرتی نخواهد بود.


نقل در دانشنامه ویکی پدیا

نقل
نُقلنوعی شیرینی را گویند که از شیره شکر و چیزهای نظیر دانه های معطر هل تخم گشنیز یا خلال بادام و مانند آن سازند.
فرهنگ معین، نوشته محمد معین (مالکیت عمومی) نشر سرایش
نقل ها در اندازه و با طعم های متفاوتی تولید می شوند و معمولا به جای قند مورد استفاده قرار می گیرند، زیرا علاوه بر دارا بودن طعم و عطر فوق العاده، بخصوص در نقل بیدمشک، نسبت به قند نرم تر می باشد. در ایران، از زمان های خیلی دور نقل به عنوان نماد شادی، خوشی می باشد.
به همین خاطر، طبق سنت دیرینه در مجالس عروسی، روی سر عروس و داماد نقل پاشیده می شود.
نقل در طول تاریخ از عملیات دراژه زنی هر نوع خشکبار با روکش شکر حاصل می شده است که این امر حدود ۲۵ سال پیش به کمک دستگاههای دراژه زنی از حالت دستی خارج شد و نقل امروزی در واقع محصول ماشینی نقلی است که سال ها پیش با زحمت فراوانی به صورت سنتی تهیه می شد. امروزه نقل باطعم های متنوع (بهارنارنج، یاس، زعفران،...) وبامقزانواع خشکبار نظیرگردو بادام درختی وبادام زمینی تولیدمیشود.
عکس نقل
نقل ممکن است اشاره به یکی از موارد زیر باشد:
نقل، نوعی شیرینی
نقل (روستا)، روستایی در استان اصفهان
روستای نقل یا نُقُل در استان اصفهان، شهرستان سمیرم، بخش دناکوه قرار دارد. این روستا در عرض جغرافیایی: ۳۰ درجه و ۵۲ دقیقه و ۵ ثانیه شمالی و همچنین طول جغرافیایی: ۵۱ درجه و ۳۹ دقیقه و ۱۳ ثانیه شرقی قرار گرفته است و ارتفاع آن از سطح دریا ۲۲۷۶ متر است.
این روستا یکی از آخرین روستاهای جنوب استان اصفهان است. بعد از این روستا هیچ روستای دیگری قرار ندارد و راه های روستایی به بن بست قلهٔ «پازن پیر» در رشته کوه های دنا می انجامد. این روستا از شمال به روستای «دنگزلو» و «پل هوایی کهنگان»، از جنوب به قلهٔ پازن پیر کوه دنا و همچنین «کوه سیاه»، از غرب به کوه «دنا» (قلهٔ نول) و از شرق به مزرعهٔ «سرسنگون» محدود می شود. رودخانهٔ سرد مرز نقل با روستای دنگزلو است. این روستا حدود ۷۳ خانوار دارد و جمعیت آن ۳۱۵ نفر است.
در روز یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶ یک فروند هواپیمای ای تی آر ۷۲ ،پرواز شماره ۳۷۰۴ هواپیمایی آسمان (EP3704/IRC3704) بعد از ۵۰ دقیقه پرواز از تهران به سمت یاسوج در قله ی پازن پیر کوه دنا در جنوب روستای نقل سقوط کرد. همه ی 66 سرنشین این هواپیما کشته شدند. مردم این روستا از این حادثه ی غم انگیز، بسیار اندوهگین شدند. آنان با برافروختن 66 شمع و برگزاری مراسم « شام غریبان » یاد مسافران درگذشته ی این پرواز را گرامی داشتند.
نقل خوانی یکی از اشکال موسیقی حماسی و بزمی ترکمن هاست. در این نوع موسیقی، بخشی همراه با نواختن دوتار اشعاری را در شرح قهرمانی ها و حماسه آفرینی های مبارزین و قهرمانان ملی خود می خواندند. کوراوغلی مشهورترین داستان منظوم حماسی ترکمن ها است. شیوهٔ اجرای این گونه موسیقی به صورت نقل خوانی است. نقل خوانی ها در گذشته تاریخی و در مقاطع خاصی از تاریخ این مردم موجب حرکت های اجتماعی می شده است و مردم را به مقاومت و استقامت و دفاع و پایداری دعوت می کرده است.
شب خوانی
نقل علی فیلمی به کارگردانی پرویز خطیبی و نویسندگی گل سرخی ساختهٔ سال ۱۳۳۳ است.
اصغر تفکری
آریان
عباس مصدق
عباس تفکری
«نقلعلی» بخاطر اختلافی که با نامزدش پیدا کرده داوطلب خدمت وظیفه می شود و وقتی دختر به سراغش می رود تا او را از تصمیمش منصرف کند دیگر کار از کار گذشته...
گفتاورد یا نقل قول تکرار یک عبارت به عنوان بخشی از دیگری است، به خصوص وقتی که عبارت گفتاورد شده مشهور باشد یا به صراحت با ارجاع به منبع اصلی بدان نسبت داده شده باشد، و آن را با علامت گفتاورد مشخص می کنند (نشان گذاری می کنند).
گفتاورد مستقیم: استفاده از عین عبارت شفاهی یا کتبی شخصی دیگر. گفتاورد مستقیم همیشه با علامت گفتاورد (گیومه) انجام می شود و گفتاورد مستقیم بدون استفاده از علامت گفتاورد را از مصادیق سرقت ادبی و سرقت علمی محسوب کرده اند.
گفتاورد غیر مستقیم: نقل دیدگاه یک شخص دیگر، با استفاده از عبارت هایی غیر از عبارت های او یا با استفاده از خلاصه سازی
لغت نامهٔ دهخدا این تعریف را به دست داده است: «بازگفتن سخن دیگری. از قول کسی سخنی را نقل و روایت کردن.»
همچنین گفتاورد به معنای تصرف در کلمات یک جمله، ابیات یا قطعاتی از یک اثر (ادبی) است، به علاوه تصرف در یک مقام موسیقی یا طرحی هنرمندانه را گویند. به عبارتی دیگر، «بخش های قابل شناسایی از اثری معروف که در یک اثر نو تعبیه گردد و منشأ آن بازشناخته شود.» گفتاورد با اهداف متفاوتی مانند طنز، انتقاد، تأیید، تکریم یا تقدیس محتوا به کار گرفته می شود. منابع گفتاورد می تواند از آثار دیگران یا نظرات شخص متصرف (نقل خویشتن) باشد.
گفتاورد به دو گونه تقسیم می شود:
نقل قول سرانگشتی گیومه هایی مجازی هستند که افراد در فرهنگ غربی هنگام صحبت کردن با انگشتان دستشان ایجاد می کنند. برای انجام این کار معمولاً در حالی که دست ها به اندازهٔ عرض شانه از هم فاصله دارند و هم سطح چشم های گوینده قرار گرفته اند، انگشت های نشانه و میانی هر دو دست را هنگام گفتن ابتدا و انتهای عبارت نقل شده باز و بسته می کنند. عبارت نقل شده کوتاه و حداکثر چند کلمه است. از نقل قول سرانگشتی اغلب به منظور طنز، طعنه، آیرونی، حسن تعبیر و . . . استفاده می شود.
Wikipedia contributors, "Air quotes," Wikipedia, The Free Encyclopedia, https://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Air_quotes&oldid=730967298 (accessed August 29, 2016).
نقل قول ناقص (به انگلیسی: fallacy of incomplete evidence) یا گلچین کردن (به انگلیسی: Cherry picking) یعنی این که شخصی که قولی را از کسی نقل می کند، به دلیل پیروی از برخی گرایش های شخصی و اهداف شخصی، گفتار دیگران را وسیله و ابزار قرار می دهد، اما بهره گیریِ او از سخنان دیگران گزینشی ست، یعنی سخنان مرجع خود را سانسور می کند به شیوه ای که محتوای آن با نظر اصلی و واقعی آن مرجع مغایر یا مباین باشد. در مغالطهٔ نقل قول ناقص، گاه خودِ عبارت یا عبارات به طور کامل نقل می شود؛ اما به دلایلی چون حذف صدر و ذیلِ کلام، محتوای سخن نقل شده با مجموع آرا و نظریات مطرح شده در متنِ مرجع مغایر و مباین است.
منتقد شناخته شده ای دربارهٔ یک دیوان شعرِ تازه سروده شده چنین اظهارنظر کرده است:
اما ناشرِ این کتاب، برای تبلیغ و افزایش فروش آن، سخن مشارٌ الیه را به صورت زیر در پشت جلد کتاب چاپ کرده است:
نقل قول هایی از صدر مائو تسه تونگ (به چینی: 毛主席语录), کتابی از منتخب سخنان و نوشته های مائو تسه تونگ، رهبر اسبق حزب کمونیست چین است، که از ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۶ انتشار یافت، و به طور گسترده ای در طول انقلاب فرهنگی چین توزیع شد. مشهورترین نسخه های آن در قطع کوچک چاپ شدند، تا به آسانی قابل حمل باشند، و جلد سرخ درخشان داشتند. این کتاب نوشته خود مائو نیست. بلکه تمام آن گردآوری نقل قول هایی از او در جاهای مختلف و به مناسبت های گوناگون است. در این کتاب فصل هایی به نام «جوان، زن، مرد، انقلاب، جنگ و صلح، رهبری، کار سیاسی، روش فکرکردن، اتحاد، نظم و قانون، هنر و فرهنگ» وجود دارد
این نسخه ها در غرب عموماً به کتاب کوچک سرخ شناخته می شوند. گفته می شود که این کتاب یکی از پرتیراژترین کتاب های چاپ شده در تاریخ است.
نقل قول هایی از رییس مائو تسه تونگ (به انگلیسی: Quotations from Chairman Mao Tse-tung)، کتابی از منتخب سخنان و نوشته های مائو تسه تونگ، رهبر اسبق حزب کمونیست چین است، که از ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۶ انتشار یافت، و به طور گسترده ای در طول انقلاب فرهنگی چین توزیع شد. مشهورترین نسخه های آن در قطع کوچک چاپ شدند، تا به آسانی قابل حمل باشند، و جلد سرخ درخشان داشتند. این نسخه ها در غرب عموماً به کتاب کوچک سرخ شناخته می شوند. گفته می شود که این کتاب یکی از پرتیراژترین کتاب های چاپ شده در تاریخ است.
اداره امنیت حمل و نقل ایالات متحده آمریکا (انگلیسی: Transportation Security Administration)یکی از ادارات زیرمجموعه وزارت امنیت داخلی ایالات متحده آمریکا است که وظیفه حفاظت از مسافران در ایالات متحده آمریکا را بر عهده دارد. تشکیل اداره امنیت حمل و نقل، تحت لوای قانون امنیت حمل و نقل و پرواز، با حمایت دان یانگ در مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا و فریتس هولینگز در مجلس سنای ایالات متحده آمریکا مطرح شد، توسط صد و هفتمین کنگره ایالات متحده آمریکا تأیید شد و در تاریخ ۱۹ نوامبر ۲۰۰۱ توسط جرج دابلیو بوش امضا و تبدیل به قانون شد. اداره امنیت حمل و نقل در ابتدا بخشی از وزارت ترابری ایالات متحده آمریکا بود اما در تاریخ ۹ مارس ۲۰۰۳ به وزارت امنیت داخلی ایالات متحده آمریکا انتقال یافت.
رئیس
معاون رئیس
دفتر عملکرد و ریسک سازمانی
دفتر حقوق و آزادی های شهروندی، بازرسی و تعامل با مسافرین
دفتر مشاور ارشد
دفتر امور مالی و اداری
کارمندان اداره امنیت حمل و نقل عبارتند از:
اجرای این برنامه به نگرانی هایی دربارهٔ طبقه بندی نژادی (قضاوت دربارهٔ یک فرد بر اساس نژاد او) دامن زده است. به گفته اداره امنیت حمل و نقل، افسران تشخیص رفتار آموزش دیده اند که به رفتار یک شخص توجه کنند و نه به ظاهر، نژاد، قومیت یا مذهب او.
برای سال مالی ۲۰۱۲، اداره امنیت حمل و نقل چیزی نزدیک به ۷٫۶ میلیارد دلار بودجه در اختیار داشت.
فیاتا (به انگلیسی: FIATA) (به فرانسوی: "Fédération Internationale des Associations de Transitaires et Assimilés")، (به انگلیسی: "International Federation of Freight Forwarders Associations") و (به آلمانی: "Internationale Föderation der Spediteurorganisationen")، یک سازمان غیردولتی است که در ۳۱ می ۱۹۲۶ (۱۰ خرداد ۱۳۰۵) در شهر وین اتریش تأسیس شد.
شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد (United Nations Economic and Social Council)
فیاتا بزرگترین سازمان غیردولتی (NGO) در زمینه حمل و نقل می باشد. این سازمان در تمام دنیا نفوذ دارد.
(United Nations Economic Commission for Europe)
فیاتا نماینده صنعتی قلمداد می شود که حدوداً از ۴۰۰۰۰ شرکت لجستیکی و بارفرابری (فورواردری) که به عنوان معماران حمل و نقل می باشند و حدود هشت تا ده میلیون نفر در استخدام آنها در ۱۵۰ کشور مختلف می باشد ایجاد شده است.
ECE
فیاتا نقش مشاوره ای برای سازمانهای زیر دارد:
ECOSOC
ESCAP
ESCWA
United Nations Commission on International Trade Law (UNCITRAL)
کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل (UNCTAD)
فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل (انگلیسی: International Transport Workers' Federation) (ITF) یک فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری حمل و نقل است که در سال ۱۸۹۶ تأسیس شد. در سال ۲۰۱۷ دارای ۶۷۷ سازمان عضو در ۱۴۹ کشور بود که ۱۶٫۵ میلیون کارگر حمل و نقل را در بخش دریایی، بندر، جاده، راه آهن و هواپیمایی نمایندگی می کند.
پرچم مصلحتی
ام تی هیون
اعتصاب سراسری کامیون داران در ایران
ITF متحد با کنفدراسیون اتحادیه های کارگری بین المللی (ITUC) است. هر اتحادیه تجاری مستقل با اعضای صنعت حمل و نقل واجد شرایط عضویت در این فدراسیون می باشد. ITF منافع اتحادیه کارگران حمل و نقل را در سازمان هایی مانند سازمان بین المللی کار (ILO)، سازمان بین المللی دریایی (IMO) و سازمان بین المللی هوانوردی بین المللی (ICAO) نمایندگی می کند. این فدراسیون همچنین اتحادیه ها را دربارهٔ تحولات صنعت حمل و نقل در کشورهای دیگر یا مناطق جهان آگاه می کند و در مواقعی که اتحادیه در تقابل با دولت باشند آنها را به همبستگی دعوت می کند.
دفتر مرکزی ITF در لندن واقع شده و دارای دفاتر در عمان، بروکسل، مسکو، نایروبی، دهلی نو، واگادوگو، ریودوژانیرو، سیدنی و توکیو است.
فدراسیون حمل و نقل (به انگلیسی: Shipping Federation) یک انجمن متشکل از کارفرمایان در صنعت حمل و نقل است که در سال ۱۸۹۰ به دنبال اعتصاب بارانداز لندن ۱۸۸۹ تشکیل شد. وظیفه اصلی این فدراسیون ایجاد هماهنگی های لازم برای راحتی کار صاحبان کشتی بود تا از بروز اعتصاب و مقابله با اتحادیه جلوگیری کند.
در سال ۱۹۷۵ فدراسیون حمل و نقل با اتاق حمل و نقل بریتانیا ادغام شد و شورای حمل و نقل عمومی بریتانیا را تشکیل دادند اما در سال ۱۹۹۱ نام خود را به اتاق حمل و نقل تغییر داد.
فرودگاه حمل و نقل سوترن کالیفرنیا حمل و نقل (به انگلیسی: Southern California Logistics Airport) یک فرودگاه همگانی با کد یاتا VCV است که یک باند فرود آسفالت و بتن دارد و طول باند آن ۴۵۸۷ متر است. این فرودگاه در کشور ایالات متحده آمریکا قرار دارد و در ارتفاع ۸۷۹ متری از سطح دریا واقع شده است.
کد فرودگاهی یاتا
کد فرودگاهی ایکائو
فهرست فرودگاه های ایالات متحده آمریکا

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل در دانشنامه آزاد پارسی

نَقل
(در لغت، به معنی انتقال) در اصطلاح منطق، آن است که لفظی را از معنی اصلی (لغوی) خود بگردانند و معنای دیگری به آن بدهند که با معنی لغوی نیز مرتبط و سازگار باشد. لفظی که از معنی خود به معنی دیگر انتقال یابد اصطلاحاً «منقول» نامیده می شود و از منقول به «اصطلاح» تعبیر می گردد. منقول بر دو قسم است: ۱. منقول شرعی، نقل لفظ است به معنی اصطلاحی در حوزۀ دانش های دینی، چنان که «نماز» را، که فروتنی و ادب و نیایش است، به حوزۀ دانش فقه منتقل می سازند و در معنای نیایش ویژه، که با آداب خاص صورت می گیرد، به کار می برند؛ ۲. منقول غیرشرعی، نقل لفظ است به معنی اصطلاحی در حوزۀ یکی از دانش های غیردینی، چنان که «حرکت» را، که به معنی جنبش است، به فیزیک و فلسفه منتقل می کنند و در معنای «سیر از نقص به کمال» به کار می برند.

نقل در جدول کلمات

نقل کردن حدیث
روایت
نقل کردن حدیث از قول پیامبر (ص) و امامان (ع)
روایت
نقل کردن حدیث از قول پیغمبر و امامان
روایت
نقل کردن خبر یا حدیث
روایت
نقل کننده
ناقل
انجمن بین المللی حمل و نقل هوایی
یاتا
انجمن حمل و نقل هوایی
یاتا
بنگاه حمل و نقل محموله ها
باربری
روایت کننده | نقل کننده
ناقل
سازمان حمل و نقل بین المللی هوایی
یاتا

معنی نقل به انگلیسی

transfer (اسم)
واگذاری ، انتقال ، سند انتقال ، تحویل ، نقل
story (اسم)
گزارش ، شرح ، حکایت ، داستان ، روایت ، موضوع ، قصه ، اشکوب ، نقل
sweet (اسم)
نقل
transference (اسم)
حواله ، تحویل ، نقل
transportation (اسم)
تبعید ، انتقال ، حمل و نقل ، بارکشی ، ترابری ، نقل ، سرویس باربری

معنی کلمه نقل به عربی

نقل را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

علی بهجو ٢١:٤٢ - ١٣٩٨/٠٧/١١
نقل=روانه
نقل دادن= روانه کردن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

فر کیانی > حکایت
فر کیانی > حال
مهسا > ارگانیک
فر کیانی > علاوه
فر کیانی > حرص
فر کیانی > جذب
فر کیانی > حذف
مریم مولاپرست > priority setting

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نقل و انتقالات فرهنگیان   • نقل و انتقالات رئال مادرید 2016   • نقل و انتقالات اروپا 2016   • نقل و انتقالات نیم فصل پرسپولیس   • نقل و انتقالات پرسپولیس 94-95   • نقل و انتقالات لیگ برتر 95-96   • نقل و انتقالات بارسلونا   • نقل و انتقالات پرسپولیس 95-96   • معنی نقل   • مفهوم نقل   • تعریف نقل   • معرفی نقل   • نقل چیست   • نقل یعنی چی   • نقل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نقل
کلمه : نقل
اشتباه تایپی : krg
آوا : naql
نقش : اسم
عکس نقل : در گوگل


آیا معنی نقل مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )