انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1010 100 1

نقیض

/naqiz/

مترادف نقیض: خلاف، ضد، عکس، مخالف، مقابل، ناسازگار، ناماننده

متضاد نقیض: ماننده

برابر پارسی: وارونه، نا همسان، نا سازگار

معنی نقیض در لغت نامه دهخدا

نقیض. [ ن َ ] (ع اِ) باشگونه ٔ چیزی. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (صراح ). مخالف. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). نامانند. (زمخشری ). ناهمتا. (دهار). ضد شی ٔ. (مهذب الاسماء). باژگونه ٔ چیزی. دشمیز. ضد. (ناظم الاطباء). مقابل. وارونه. وارون. (یادداشت مؤلف ). نقیضة. (اقرب الموارد). || آواز پوست. || آواز پای. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). || آواز زه کمان و آواز نوار تنگ ستور و آواز محمل و پالان و چرخ چاه و بانگ انگشتان و بانگ استخوان پهلو و آواز اندام.(از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). || بانگ ماکیان و عقرب و قورباغه و عقاب و شترمرغ و بلدرچین و باز و وتر و وزغ و آدمی. (از اقرب الموارد). بانگ عقاب. (ناظم الاطباء). بانگ عقاب و مرغ خانه (مهذب الاسماء). || آوازی که به مکیدن شاخ حجامت می برآید. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || (اصطلاح منطق ) نقیض هر شی ٔ رفع آن بود، و فرق میان نقیض و ضد آن است که دو نقیض نه با هم جمع شوند و نه هر دو معدوم ، چنانکه «هست » و «نیست » و «حیات » و «ممات »، اما دو ضد جمع نشوند، اما هر دو معدوم توانند شد، چنانکه سپید و سیاه ممکن نیست که جمع شوند، مگر می تواند که هر دو نباشند، بلکه زرد باشد. (از غیاث اللغات ). چیزی را وقتی نقیض چیز دیگر خوانند که نه با هم توانند بودن و نه با هم توانند نبودن ، مثل وجود و عدم که جمع هر دو محال است و رفع هر دو نیز غیرممکن. و رجوع به تناقض شود.

معنی نقیض به فارسی

نقیض
(صفت) ۱ - ضد مخالف . ۲ - نقیض هر چیز رفع یا نفی آن است. توضیح بین نقیض و ضد فرق قایل شده اند . نقیض آنست که دو طرف نه جمع شوند و نه معدوم گردند چنانکه هست و نیست و حیات و ممات و ضد آنکه طرفین جمع نشوند و هردو معدوم گردند چنانکه سفید و سیاه ممکن نیست که جمع شوند اما ممکن است که هر دو نباشند بلکه زرد باشند .
[contrapositive] [ریاضی] گزارۀ حاصل از یک گزارۀ شرطی با تعویض مقدم و تالی آن به ترتیب با نقیضِ تالی و نقیضِ مقدم

معنی نقیض در فرهنگ معین

نقیض
(نَ) [ ع . ] (ص .) ضد، مخالف .

معنی نقیض در فرهنگ فارسی عمید

نقیض
ضد و مخالف و واژگونۀ چیزی، مخالف.

نقیض در دانشنامه اسلامی

نقیض
معنی نُقَيِّضْ لَهُ: بر او مي گماريم - نزدش مي بريم (کلمه نقيض از مصدر تقييض است که هم به معناي تقدير است ، و هم چيزي را نزد چيزي بردن . مثلاً قيضه له يعني فلاني را نزد فلان کس آورد)
معنی يَؤُوسٌ: بسيار نا اميد (صيغه مبالغه از ماده يأس و يأس عبارت از حالتي است که يقين کني آن چيزي که اميد و انتظارش را داري تحقق نخواهد يافت ، و نقيض اين حالت را رجاء : اميد گويند )
معنی يَئِسَ: مأيوس شد - نا اميد شد(يأس عبارت از حالتي است که يقين کني آن چيزي که اميد و انتظارش را داري تحقق نخواهد يافت ، و نقيض اين حالت را رجاء : اميد گويند )
معنی يَئِسُواْ: مأيوس شدند - نا اميد شدند (يأس عبارت از حالتي است که يقين کني آن چيزي که اميد و انتظارش را داري تحقق نخواهد يافت ، و نقيض اين حالت را رجاء : اميد گويند )
ریشه کلمه:
قيض‌ (۲ بار)

«نُقَیِّض» از مادّه «قیض» (بر وزن فیض) در اصل به معنای پوست روی تخم مرغ است سپس به معنای مستولی ساختن چیزی بر چیز دیگر آمده.
شکافتن و شکافته شدن «قاضَ الشَّیْ‏ءَ قَیْضاً: شَقَّهُ فَانْشَقَّ» تقییض را تبدیل، تقدیر و آماده کردن گفته‏اند . هر که از یاد خدا غافل باشد برای او شیطانی مهیّا می‏کنیم که به وی قرین است قیض در اصل پوست تخم مرغ است راغب گفته برای اوست شیطانی که مانند پوست تخم مرغ بر او مستولی شود، این آیه مقابل . است یعنی هر که توجه به خدا کند و استقامت داشته باشد ملک برای تقویت او نازل می‏شود به عکس آنانکه از یاد خدا غفلت ورزند که شیطان مضلی بر او قرین گرد. ایضاً آیه .
یکی دیگر از اقسام استدلال های مباشر عکس نقیض است. در این نوع استدلال به لحاظ روش استخراج عکس، میان قدما و متاخران اختلاف وجود دارد. لذا تعریف آن نیز پیش از بیان دو روش مثمر ثمر نیست.
در روش قدما که از آن به "عکس نقیض موافق" یاد می شود، عملیات در حملیه بدین صورت انجام می شود: تحویل یک قضیه، به قضیه ای دیگر که موضوع قضیه دوم نقیض محمول قضیه اول است و محمولش نقیض موضوع اول است و صدق و کیف نیز باقی می ماند، بقای صدق یعنی این که اگر قضیه اصل صادق بود، عکس نقیض آن نیز صادق خواهد بود، و بقای کیف نیز بدین معناست که اگر قضیه اصل موجبه بود عکس نیز موجبه است. لذا در تعریف آن می توان گفت:
← تعریف
در روش متاخران که از آن به عکس نقیض موافق یاد می شود، عملیات بدین صورت انجام می شود: تحویل یک قضیه، به قضیه ای دیگر که موضوع قضیه دوم، نقیض محمول اصلی است و محمول آن خود موضوع قضیه اصل است. در روند تبدیل، صدق سر جای خود باقی است، ولی کیف آن تغییر می کند. از باب نمونه اگر قضیه ای بدین شکل داشته باشیم: "هر متدینی ایثارگر است"، پس از تبدیل به عکس نقیض مخالف بدین شکل در می آید: "هیچ غیر ایثارگری متدین نیست". چنان که ملاحظه می شود موضوع قضیه دوم (غیر ایثارگر) نقیض محمول قضیه اول (ایثارگر) است و محمول آن (متدین) خود همان موضوع قضیه اصلی است.موجبه جزئیه عکس ندارد، اما عکس نقیض مخالف سالبه کلیه، موجبه جزئیه است. قضیه "هیچ مومنی خیانتکار نیست"، به قضیه "برخی غیر خیانتکاران مومن اند" تبدیل میشود. عکس نقیض مخالف سالبه جزئیه نیز موجبه جزئیه است. قضیه "بعضی دانشجویان کوشا نیستند"، به قضیه "بعض غیر کوشاها دانشجو هستند" تبدیل میشود.

نقیض در دانشنامه ویکی پدیا

نقیض
در منطق ویا ریاضیات، نقیض یک عملگر منطقی یکتایی است، که نتیجه آن در صورتی که گزاره تحت آن نادرست باشد درست خواهد بود و در غیر این صورت نادرست است.
ریچارد جانسون با (۱۳۸۰)، ساختمان های گسسته، ترجمهٔ حسین ابراهیم زاده قلزم (ویراست پنجم)، سیمای دانش
نقیض یک گزاره، گزاره ای است که ارزش آن دقیقاً مخالف ارزش گزاره اولیه باشد. نماد معمول برای نمایش نقیض یک گزاره p~ است و نماد p! در زبان برنامه نویسی کامپیوتر کاربردی فراوان دارد. پس به این ترتیب نقیض کردن یک گزاره عبارت است ساختن گزاره ای جدید که ارزش آن دقیقاً مخالف ارزش گزاره اصلی است و این کار معمولاً با آوردن لفظ «چنین نیست» در ابتدا گزاره اصلی انجام می شود. به عنوان مثال نقیض گزاره «۷ عددی اول است» به صورت «چنین نیست که ۷ عددی اول باشد» یا «۷ عددی اول نیست» نوشته می شود.
مشاهدی می کنید در همه حالات منطقی گزاره p~ ارزشی دقیقاً مخالف p دارد. حال می خواهیم به عنوان تمرین گزارهٔ زیر را نقیض کنیم: گزاره: ۳ <۷ نقیض گزاره: ۳> ۷
نقیض (انگلیسی: Opposite) به لغات و عباراتی که ذاتاً سازگاری معنایی ندارند. مثل کوچک و بزرگ و عمیق و کم عمق.
اصطلاح نامه
متضاد
مترادف
en:Template:Lexicology
در منطق ویا ریاضیات، نقیض شرطی یک عملگر منطقی دوتایی است، که نتیجه آن در صورتی که شرط منطقی عملوندهای آن نادرست باشد درست خواهد بود و در غیر این صورت نادرست است.
نقیض مضاعف قضیه ای در منطق گزاره ای است که مطابق آن نقیضِ نقیضِ یک گزاره با خود آن گزاره یکسان دانسته می شود.
قواعد استنتاج
فرامنطق
مبادی ریاضیات
مطابق قانون سلب مضاعف اگر این گزاره که «نادرستی p نادرست است» صحیح باشد، آنگاه «p» صحیح است. این مطلب را به صورت زیر می نویسند:
قانون نقیض مضاعف با اصل طرد ثالث رابطهٔ نزدیکی دارد و حتی می توان آن را با آن یکسان دانست.
اصل نقیض مضاعف در منطق شهودی مورد پذیرش نیست.
عملگر منطقی NOR در ریاضیات گسسته به صورت نماد پیکان پیرس (به انگلیسی: Peirce arrow) (↓) نمایش داده می شود. این نام گذاری برای اولین بار توسط چارلز سندرس پیرس استفاده گردید، بدین جهت به نام پیکان پیرس(به انگلیسی: Peirce arrow) شهرت یافت. گزارهٔ p NOR q یا(p↓p) درست است اگر گزاره های P و q هر دو نادرست باشند و در غیر این صورت نادرست است. در منطق ویا ریاضیات، نقیض یا (NOR) یک عملگر منطقی دوتایی است، که نتیجه آن در صورتی که فصل منطقی عملوندهای آن نادرست باشد درست خواهد بود و در غیر این صورت نادرست است.
جدول درستی A NOR B (هم چنین نوشته شده به عنوان A ↓ B):
- کتاب ریاضیات گسسته و کاربردهای آن نوشته، کنت اچ. روزن ترجمه: حسین ابراهیم زاده قلزم – بهجت نصری خرمایی – قاسم جانیپور شهرود کلایی – زینب قربانی لاکتراشانی
- Discrete Mathematics and Its Applications by Kenneth H Rosen Seventh Edition
عکس نقیض اصطلاحی در منطق است و به گزارۀ حاصل از تعویض جای مقدم و تالیِ یک گزارهٔ شرطی و همزمان نقیض کردن آن ها گفته می شود. بنابراین عکس نقییضِ P → Q {\displaystyle P\rightarrow Q} برابر ¬ Q → ¬ P {\displaystyle \neg Q\rightarrow \neg P} خواهد بود.
عکس (منطق)
در منطق کلاسیک، عکس نقیض، عکس دوم قضیه است که صدق قضیه ،دلیل بر صدق آن می باشد. و برای بدست آوردن آ« دو راه وجود دارد: راه منطقیون متقدم، که به آن «عکس نقیض موافق» گفته می شود. زیرا با قضیه اصل در کیف توافق دارد. عکس نقیض موافق آن است که یک قضیه با حفظ صدق . کیف، به قضیه دیگری تبدیل شود که موضوعش نقیض محمول است، و محمولش نقیض موضوع اصل است. و به طور خلاصه: جابجا کردن نقیض دو طرف با حفظ صدق و کیف قضیه، پس قضیه «هر نویسنده ای انسان است» با عکس نقیض موافق، تبدیل میشود به «هر نا انسانی، غیرنویسنده است».
راه منطقیون متاخر، که به آن «عکس نقیض مخالف» گفته می شود، چون با اصل قضیه در کیف مخالفت دارد. و آن عبارت است از :تبدیل یک قضیه به قضیه دیگری که موضوعش نقیض محمول است، و محمولش عین موضوع اصل است، با حفظ صدق، نه کیف. بنابراین، عکس نقیض مخالف قضیه «هر نویسنده ای انسان است» عبارت است از «هیچ غیر انسانی نویسنده نیست».

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقیض در دانشنامه آزاد پارسی

نَقیض
اصطلاحی در منطق. هم در حوزۀ تصورات (مفردات) کاربرد دارد، هم در تصدیقات (قضایا). ۱. در حوزۀ تصورات، نقیض هر لفظ، رفع آن لفظ است، چنان که نقیض «انسان»، «غیر انسان» است و نقیض «دانا»، «نادان»؛ ۲. در حوزۀ تصدیقات یا قضایا، که گونه ای تقابل است که از آن به تناقض تعبیر می شود، چنان که این دو قضیه متناقض اند: «هر انسانی حیوان است»؛ «بعض انسان ها حیوان نیستند».

نقیض در جدول کلمات

نقیض پایین
بالا
نقیض خوبی
بدی
ضد و نقیض در نقاشی
کنتراست

معنی نقیض به انگلیسی

contrary (صفت)
مغایر ، مخالف ، ضد ، نقیض ، مقابل ، معکوس
contradictory (صفت)
مغایر ، مخالف ، متناقض ، نقیض ، متباین ، ضد ونقیض
opposite (صفت)
ضد ، روبرو ، وارونه ، متناقض ، نقیض ، مقابل ، معکوس ، از روبرو

معنی کلمه نقیض به عربی

نقیض
ليس
نقيض

نقیض را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی نقیض

بهرام س ١١:٣٣ - ١٣٩٧/٠٢/٢٨
شکنا
|

پیشنهاد شما درباره معنی نقیض



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مهدی > selloape
toohid sharifi > reimburse
ریرا > entering
ایالات > فدایی
Mahsa > Arise
سیدمهدی حسینی > Spared no expense
امين منفرد > Would you mind
پ ص ر > abode

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی ضد و نقیض   • نقیضین   • نقیض سود آور   • معنی کلمه گوشه گیر   • معنی نقیض پر   • نقیض یعنی چه   • مار در گویش گیلانی   • ضد در حل جدول   • مفهوم نقیض   • تعریف نقیض   • معرفی نقیض   • نقیض چیست   • نقیض یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی نقیض
کلمه : نقیض
اشتباه تایپی : krdq
آوا : naqiz
نقش : صفت
عکس نقیض : در گوگل


آیا معنی نقیض مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )